• بازدید : 76 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

براي شناخت هر پديده اي درجهان واقع لازم است ابتداازآن تعريف مناسب ونسبتاً جامعي داشته باشيم ، چرا که بدون دانستن تعريفي مناسب ازآن نمي توان به کنه پديده پي برد وآن رابه خوبي درک نمود. 
مردم عامي درکلامي ساده زلزله راحرکت ناگهاني زمين ناشي ازخشم نيروهاي ماوراء الطبيعه وخدايان مي دانند که بر بندگان عاصي وعصيــــــانگر خودکه نافرماني خداخود را نموده ومرتکب گناهان زيادي شده اند مي داننــد . 
اگر چه امروزه با گسترش دانش تجربي اين تعريف در زمره اباطيل وخرافات قرارگرفته ،ولي هنوز در جوامع ومردم کم دانش وجاهل مورد قبول است. 
درفرهنگ تک جلدي عميد زلزله را با فتح حروف‌‌ ‍‍‍‍‎‏« زَ» و « لَ » يعني زَلزلَه برخلاف آنچه در زبان عامه مردم رايج است ، آورده ومي نويسيد : 
« زمين لرزه ، لرزش وجنبش شديد ويا خفيف قشر کره زمين که به نقصان درجه حرارت مواد مرکزي واحداث چين خوردگي وفشار يادر اثر انفجارهــاي آتشفشاني بوقوع مي رسد .» 
در فرهنگ جغرافيا تاليف پريدخت فشارکي وهمچنين در فـــــرهــــنـگ جغرافيائي تاليف مهدي مومني تعريفي مشابه هم به گونه زير ارائه شده است: 
«جنبش يا تکان پوسته زمين که به صورت طبيعي ناشي از زير پوسته زمين است بعضي وقتها زلزله باعث تغييراتي در سطح زمين مي شود ، اما اغلب زيان بوجود آمده ناشي ازتکان ها فقط محسوس است وممکن است زلزله بوسيلــــه يک انفجار آتشفشاني بوجود آيد. زلزله در حقيقت در بيشتر نواحي آتشفشاني امري عادي است واغلب قبل ويا همزمان با انفجار اتفاق مي افتد . اصل زلزلـــه تکتونيکي است واحتمالاً وجود يک شکست لازمه آن است . موجهاي زلزلـــه دست کم در سه جهت اتفاق مي افتد ودر يک مسافت قابل ملاحظه از مکــــان اصلي بطور جداگانه حس مي شوند . وقتي امواج زلزله ازمکاني مي گـــــــذرد زمين وساختمانها مي لرزند وبه جلووعقب مي روند .بالاترين زيان ناشي اززلزله هميشه در مرکز زلزله يعني جائي که حرکت بالاوپائين است نيست امـــــــــا در مکانــــهائي که موجهاي زلزله بصورت مايل به سطح مي رسد ونزديک مرکــز زلزلــــه باشند داراي بالاترين زيان مي باشند .يک زلزله شديد معمولاً بوســـيله يکسري ديــــگر ازتکانها همراه مي شود .زلزله اي که که در نزديک يازيردريا اتفاق مـــــي افتد سبب حرکات شديدآبها شده وبعضي وقتها امواج بــــــزرگي ازآن ناشي مـــي شود ودر مسافت زياد اين امواج ادامه پيــــدا مي کنند وگاهگاهي باعث تلفات جــبران ناپذير ومرگ وميرمي شوند .طغيان نواحي ساحلي بيشتراز خود زلزلـــه بــــاعث خسارت مي شوند ، در نواحي آتشفشاني زلزله عملاً هر روز اتفاق مي افتـــد. به عنوان مثال در هاوائي هرساله صدهاتکانهاي کوچک ثبت مي شوند .» 
 

درفرهنگ گيتا شناسي تاليف عباس جعفري آمده است: 
«جنبش سريع ومحسوسي که درنتيجه جابجائي ويا جايگيري تخته سنگهاي زير پوسته زمين پديد مي آيد،در نتيجه اين جنبش يـــــــک سري لرزش هاي موجي شکل پديد مي آيدوگاه تغييرات ارتفاعي پوسته زمين راباعث مي گرددواغلب ضايعات وزيان هاي جاني وفراواني ازخود برجا ميگذارد.زمين لرزه بيشتر مخصوص نواحي آتشفشاني بوده وگاه باخروش وفوران کوههاي آتشفشاني همراه مي گرددودرحالات شديدشکستهاوبريدگيهاي مهم ومشخص درروي پوسته زمين از خــودبجـــــاي 
ميگذارد.غالب زمين لرزه ها حداقل با سه نوع موج لرزاننده همراه است .در مرکز وقوع زمين لرزه سه موج مزبور بطور همزمان اثرگذارده و ساختمانهاوتأسيسات واقع دراين منطقه را با نوسان هاي شديد به عقب و جـــــلوومي برد و حد اکثر خسارت و زيان در محلي که امواج مزبور بطور مورب به سطح زمين مي رسندوارد مي سازد…..» 
محمود صداقت درکتاب“ زمين شناسي براي جغرافيا ” تعريفي بدينگونه ارائة مي دهد: 
«زمين لرزه عبارت است ازحرکات ولرزش هاي ناگهاني و گذرا در زمين که از ناحيه محدودي منشأ مي گيرد و ازآنجا درتمام جهات منتشر مي شوند.» 
در کتاب فيزيکال جئوگرافي۱ آمده است: 
«زلزله يکسري ازتکانها ولرزشهاي ناگهاني که از آزاد شدن فشار در طول گسل هاي فعال ودر مناطق آتشفشاني فعال ناشي مي شود.تکانها ولرزشهاي سطح زمين که در ارتباط با حرکات پوسته زمين در زير زمين مي باشد.» 
در فرهنگ آکسفورد آمده است: 
«حرکات ناگهاني وشديد سطح زمين.» 
از تعاريف ذکر شده در فوق ومنابع ديگر مي توان برداشت زير را نمود: 
«زلزله عبارت از حرکات و ارتعاشات نا گهاني سطخ زمين ناشي از شکسته شدن سنگهاي پوسته زمين و رها شدن انرژي ذخيره شده در آنها است که در صورت شدت زياد در مراکز انساني موجب خسارتهاوزيانهاي فراوان مي شود.» 
زلزله از يکطرف موجب شکسته شدن و جابجائي بين توده هاي سنگي پوسته زمين مي شود و ازطرف ديگر همين جابجائي و شکسته شدن منجر به ايجاد امواج و انتشار در درون زمين مي شود ، مانند انداختن قطعه سنگي در حوض يا درياچه که منجر به ايجاد امواجي مي شود. 
زلزله مانند شکسته شدن قطعه چوب خشک شده اي مي ماند که از يکطرف موجب گسيخته شدن چوب و از طرف ديگر موجب انتشار امواج در اطراف خود مي شود.
مناطق زلزله خيز کره زمين: 
مهمترين مناطق زلزله خيز دنيا درسه منطقه پراکنده اند: 

کمر بند چين خورده آلپ – هيماليا : 
جائي که پوسته آسيا – اروپا(اوراسيا) به صفحه آفريقا – هند برخورد مي کند .در کشورهاي ايتاليا ، يونان ، ترکيه ، ايران ، شمال هند ….. 
کمر بند اطراف اقيانوس آرام : 
جائي که صفحه اقيانوس آرام به صفحه قاره آسيا – اروپا ـ آمريکاي جنوبي ـ استراليا و امريکاي شمالي برخورد مي کند. در اين ناحيه از کامچاتکا تا هکايدو شديدترين زلزله ها اتفاق مي افتد . عمق کانون زلزله در اين منطقة به حدود ۶۰ کيلومتر مي رسد وامواج تسونامي در اثر زلزله دراين منطقه ايجاد مي شود. 

کمربند مياني اقيانوس اطلس : 
جائي که صفحه اقيانوس اطلس در حال گسترش است اين زلزله ها نسبتاً ملايم وآرامش مردم را چندان بهم نمي زند.به استثناي گودالهاي اقيانوسي کانون زمين لرزه ها در عمق ۵۰ کيلومتري پوسته زمين است . در گودالهاي اقيانوسي کانون زلزله ها در عمق ۳۰۰ تا ۷۰۰ کيلومتر مشاهده شده است جائي که به صفحه اي موربي بنام “ سطح بنيوف ” وجود دارد.البته زلزله ها در طول گسلهاي تغييرشکل دهنده ( جائي که صفحه ها درامتداد هم مي لغزند )نيز وجود دارند مثل زلزله اي که در طول گسل سن آندرياس اتفاق افتاد . (سان فرانسيسکو ۱۹۰۶ )
علل وقوع زلزله 
در طول تاريخ حيات بشر زلزله هاي زيادي رخ داده است که همين امر باعث شده تا بشر دلايلي براي چرايي وقوع زلزله ذکر نمايد . در دوره هاي قديم وباستان که علم ودانش بشري اندک بوده ونسبت به پديده هاي مختلف طبيعي جهل داشته و در عين حال بدنبال منشاءآنها هم بوده است و چون علتي را نمي ديده منشاء حواذث طبيعي مثل زلزله را به نيروهاي ناشناس غيرطبيعي و ماوراء طبيعي نسبت مي دادند . زلزله را خشم خدايان بر بشر يا خشم پلوتون مي دانستند. با افزايش علم وبالا رفتن سطح دانش انسان بتدريج بدنبال منشاء و علل حوادث طبيعي در خود طبيعت رفت . 
ارسطو معتقد بود که در حفره هاي زير زمين گازهاي وجود دارد ، زماني که اين گازها رها مي شوند باعث ايجاد زلزله مي شود . البته اين نظريه را مي توان در زلزله هايي که اطراف آتشفشانها رخ مي دهد تا حدودي بکار برد. 
به استثناي زلزله هايي که اطرف آتشفشانها رخ مي دهد زلزله نتيجه عکس العمل ناگهاني وسريع پوسته زمين در مقابل نيروهاي شديد، کند ولي مداومي است که در درون زمين تدريجاً از بين مي روند، اين عکس العمل در ساختمان زمين شناسي موجب ايجاد گسل مي شود . بعبارت ديگر سنگهاي تشکيل دهنده زمين ، در طول عمر خود ، سخت تحت تاثير نيروهاي مختلف قرار مي گيرند و نتيجه اعمال اين نيروها ، توليد نيروهاي داخلي در آنهاست که شدت آنها بر واحد سطح “ تنش ” خوانده مي شود . تا زماني که تنش موثر برسنگ از حد تحمل سنگ تجاوز نکند سنگ پايدار مي ماند، هنگامي که تنش موثر برسنگ از حد تحمل تجاوز کند سنگ گسيخته و گسل ايجاد مي شود . ضمن ايجاد گسل ارتعاشاتي بوجود مي آيد که منجر به زلزله مي شود.
اگر نيروي کند ومداوم که مقدارجابجائي ناشي ازآن بر حسب سانتي متر در سال قابل اندازه گيري باشد،سنگهاي سخت ومستحکم را تحت تاثير قرار دهد، سنگهاي مزبور با سرعت چندين متر در هزارم ثانيه شکسته مي شوند ، که همان گسل است . جابجائي زمين بر اثر زلزله ممکن است افقي ،قائم ،مايل يا مورب باشدوميزان آن ممکن است ازيک سانتي متر تا بيست مترتغير کند . پهناي منطقه گسل دهها تا صدها متر بوده وطول آن از يک تا هزارکيلومترمي تواند باشد . 
اگر چه ايجاد گسل نتيجه زمين لرزه ها است اما اکثر زلزله ها روي گسل هاي قديمي متمرکزند. 
زلزله پديده انفجاري است که در آن ميليونها گسيختگي کوچک به دنبال هم بکار مي افتند ومانند يک انفجار شيميايي ميليونها واکنش شيميايي بدنبال هم درآن نقش دارند. رابطه گسلـ زلزله رابطه اي دوطرفه است . وجود گسل هاي زياد دريک منطقه موجب بروز زلزله است .زلزله گسل جديدي را بوجود مي آورد ودر نتيجه تعداد شکستها زيادتر شده وبه اين ترتيب قابليت زلزله در اين منطقه افزايش مي يابد. 
بنابراين مي توان نتيجه گرفت نيروهاي مختلف مجموعه سنگي را تحت تاثيرقرارمي دهند . مجموعه مزبور کمي تغيير شکل مي دهد ولي با توجه به خاصيت پلاستيکي خود مقاومت مي کند. دراين حال کشش هاي دروني در مجموعه مزبور متمرکز مي شوند ، هنگامي که اين نيرو خيلي زياد شود و از آستانه مقاومت سنگ تجاوز کند سنگ شکسته شده وتنشها را آزاد مي کند در اين حالت دوطرف شکستگي دچار جابجائي شده تا حدي که نيروهاي مزبور را خنثي نمايد . اين همان فرضيه پلاستيکي “ رِد ” است . 
البته غيراز شکست وجابجائي سنگها عواملي مثل فروريختن سقف غارهاي زيرزميني ، انفجارهاي هسته اي ، انفجارهاي آتشفشاني نيز مي تواند ايجاد زلزله نمايد. 
موج زلزله موجي است که از طريق زمين حرکت مي کند، که اغلب سبب ايجاد زمين لرزه يا انفجار مي شود. امواج زلزله توسط زلزله شناسان مطالعه ميشوند، و توسط لرزه نگار و زلزله سنج اندازه گيري مي شوند. 

بطور کلي پس از اينکه در داخل زمين زلزله اي به وجود آمد و انرژي زمين آزاد شد، اين انرژي آزاد شده به صورت امواج ارتعاشي در کليه جهات منتشر شده و انرژي زلزله را با خود منتقل مينمايند. 
انواع امواج زلزله 
امواج زمين لرزه با توجه به حرکتشان در داخل يا سطح زمين به دو دسته تقسيم ميشوند: 
امواج داخلي يا پيکري 
دسته اي از امواح لرزه اي هستند که در درون زمين حرکت کرده و در تمامي جهات منتشر ميشوند و با سرعتي بيش از موجهاي سطحي حرکت مي نمايند. امواج داخلي نيز به دو گروه امواج طولي يا اوليه و امواج عرضي يا ثانويه قابل تقسيم هستند. 


امواج سطحي 
سرعت امواج سطحي از امواج عرضي کمتر است وشدت آن نسبت به عمق و نسبت به فاصله از مرکز به سرعت کاهش مي يابد . اين امواج درتحت شرايط خاص ودر فصل مشترک دو محيط گازي ومايع ،در اثر ارتعاشات ناشي از زلزله بوجود مي آيد . 
بيشترين انرژي ناشي از تکانهاي کم عمق را دارا بوده و عامل اصلي خرابي هاي ناشي از زمين لرزه بخصوص در مناطق مسکوني ميباشند. اين گروه از امواج پس از تداخل موجهاي داخلي در امتداد حدفاصلها، شروع به ارتعاش کرده و عمق نفوذ محدودي دارند، از اين رو همواره در نزديکي سطح هاي ناپيوستگي متمرکز ميشوند. بدين جهت در محيطهاي همگن موجهاي سطحي نخواهيم داشت. اين امواج که به نامهاي موجهاي محدود شده و يا موجهاي هدايت شده نيز معروفند خود به گروههاي مختلفي چون موج لاو و امواج رايلي تفکيک ميگردند. حرکت اين دو موج بسيار پيچيده و قدرت تخريبي اين امواج و موج S بسيار زيادتر از امواج P است . 

اين امواج توسط ويژگيهايي چون سرعت، دامنه، طول موج، دوره تناوب و فرکانس از يکديگر تمييز داده ميشوند. 

در فاصله اي در حدود ۱۲۰ کيلومتري مرکز زلزله ،اولين موجي که ازکانون زلزله ( با عمق ۱۸ کيلومتر ) به ايستگاه زلزله نگار مي رسد موج P است . سرعت اين موج ۶ تا ۶٫۵ کيلومتر است . بعداز آن موج sوسپس موجهاي L و R مي رسند . سرعت امواج P در حدود ۱٫۷۳ برابر امواج S است. 

بررسي انواع موج زلزله 
در زير به تفصيل به بررسي اين چهار نوع موج مي پردازيم: 
امواج طولي(P) : 
اين امواج باعث کشش ها و انقباضهاي متوالي درامتداد حرکت موج مي شود . سرعت انتشار اين امواج زيادتر ازامواج ديگر است و اولين امواجي هستند که به ايستگاه لرزه نگار مي رسد . 
امواج تراکمي از همه محيطهايي که توان تحمل فشار را دارند از جمله گازها، جامدات و مايعات عبور مي کنند. ذراتي که تحت تاثير موج P قرار ميگيرند در جهت انتشار موج به جلو يا عقب نوسان ميکنند. در صورتي که بخشي از يک فنر را جمع کرده و به طور ناگهاني رها کنيم، فشردگي تمام طول فنر را طي خواهد کرد تا به انتهاي آن برسد. در اين مثال فنر در راستاي حرکت موج به ارتعاش درآمده است که بسيار شبيه به نحوه انتشار امواج P است. دليل نامگذاري اين امواج به نام امواج اوليه سرعت بالاي اين امواج ميباشد، چرا که اولين موجي که از زلزله احساس ميشود امواج P ميباشد. اين امواج با وجود سرعت بالاي انتقال، چون بسيار سريعتر از ساير امواج ديگر ميرا ميشوند (يعني انرژي خود را از دست ميدهند) باعث ايجاد خرابي زيادي در زلزله نميشوند. 

امواج برشي(S) : 
اين امواج باعث مي شود که سنگ خم شود و شکل خود را از دست بدهد . اين امواج فقط ازجامدات مي گذر ند. . 
تقريباً اثر تخريبي تمام زلزله ها بر اثرامواج برشي است و به اين معني که وقتي لحظه شکستن سنگ فرا برسد سنگ شکاف بر ميدارد ونقاط مجاور شکاف بطور جانبي نسبت بهم حرکت مي نمايند . در اين زمان است که دو نوع موج P وS ايجاد مي شوند. 
اين امواج تنها در محيطهايي که ميتوانند در برابر تغيير شکل جانبي مقاومت کنند – مانند محيطهاي جامد – منتشر ميگردند. اين امواج در مايعات و گازها نميتوانند منتقل شوند. در صورتي که يک طناب را به ديواري متصل کرده و سر ديگر آن را در دست گرفته و به صورت قائم حرکت دهيم، در طناب موجي ايجاد ميشود شبيه امواج S ميباشد. در اين امواج ارتعاش ذرات محيط عمود بر جهت حرکت موج ميباشد (همانطور که مثال طناب ديده ميشود، موج در امتداد طول طناب حرکت ميکند در حالي که ذرات طناب در جهت عمود بر طول طناب ارتعاش ميکنند 

امواج لاو (love) : 
حرکت زمين توسط موج لاو، تقريبا شبيه موج S است با اين تفاومت که ذرات ماده به موازات سطح زمين و در جهت عمود بر انتشار موج حرکت کرده و ذرات در صفحه قائم حرکت ندارند. انتشار اين امواج مانند تکانهايي است که بر اثر حرکت طناب به سمت چپ يا راست ايجاد ميشود. موجهاي لاو قدري سريعتر از امواج رايلي حرکت کرده و زودتر بر روي لرزه نگاشت ظاهر ميشوند. 
  • بازدید : 78 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ultrasound از ultra به معنی ماورا و نیز sound به معنی صوت یا صدا گرفته شده‌است. امواج فراصوت به شکلی از انرژی از امواج مکانیکی گفته می‌شود که فرکانس آنها بالاتر از حد شنوایی انسان باشد. گوش انسان قادر است امواج بین ۲۰ هرتز تا ۲۰۰۰۰ هرتز را بشنود. هر موج (شنوایی یا فراصوت) یک آشفتگی مکانیکی در یک محیط گاز، مایع و یا جامد است که به بیرون از چشمه صوتی و با سرعتی یکنواخت و معین حرکت می‌کند. در حرکت یا گسیل موج مکانیکی، ماده منتقل نمی‌شود. اگر ارتعاش ذرات در جهت عمود بر انتشار صوت باشد، موج عرضی است که بیشتر در جامدات رخ می‌دهد و در صورتی که ارتعاش در راستای انتشار امواج باشد، موج طولی است. انتشار در بافتهای بدن به صورت امواج طولی است. از این رو در پزشکی با اینگونه امواج سر و کار داریم.
اين امواج از ويژگيهاي ذکر شده در ذيل برخوردارند :
۱-   موج با فرکانس بالاتر داراي طول موج کوتاه تر است. اين بدان معناست که تفرق بآساني اتفاق نمي افتد. اگر بخواهيم شعاع مستقيم و در يک جهت ثابت و متمرکز از موج تشکيل دهيم با موج اولتراسوند راحت تر به نتيجه مي رسيم تا صوت معمولي.
۲-   امواج اولتراسوند براحتي از ديوار هاي فلزي يک ساختمان عبور مي کنند. اين بدان معناست که در کاربردهاي نظير اندازه گيري سطح سوخت مايع در يک تانک سيستم اندازه گيري را مي توان در خارج از تانک نيز نصب کرد.
در سال ۱۸۷۶ میلادی، فرانسیس گالتون برای اولین بار پی بوجود امواج فراصوت برد. در زمان جنگ جهانی اول کشور انگلستان برای کمک به جلوگیری از غرق شدن غم انگیز کشتی‌هایش توسط زیردریاییهای کشور آلمان در اقیانوس آتلانتیک شمالی دستگاه کشف کننده زیردریایی‌ها به کمک امواج صوتی به نام صوت‌یاب (Sonar) ابداع کرد. این دستگاه امواج فراصوت تولید می‌کرد که در پید اکردن مسیر کشتیها استفاده می‌شد. این تکنیک در زمان جنگ جهانی دوم تکمیل گردید و بعدها بطور گسترده‌ای در صنعت این کشور برای آشکار سازی شکافها در فلزات و سایر موارد مورد استفاده قرار می‌گرفت. از کاربرد بخصوصی که انعکاس صوت در جنگ و صنعت داشت صوت‌یاب به علم پزشکی وارد شد و تبدیل به یک وسیله تشخیصی بزرگ در علم پزشکی گردید.
جزئيات سنسورهاي التراسونيك
بخش‌هاي مختلف سنسورهاي التراسونيك:
۱٫ مولد ولتاژ بالا
۲٫ مبدل پيزوالکتريک (فرستنده و گيرنده)
۳٫ طبقه پردازش سيگنال
۴٫ طبقه خروجي 
سنسور التراسونيک توسط مولد ولتاژ بالا (۱) تحريک مي شود, مبدل (فرستنده – گيرنده)(۲) يک موج التراسونيک پالسي توليد مي کند ( اين موج با توجه به نوع فراورده يا کالا  200 تا ۵۰۰ کيلو هرتز است.) که از طريق هواي اطراف با سرعت صوت حرکت مي کند. وقتي موج به يک شيئ برخورد مي کند منعکس شده و به سمت مبدل برمي گردد.
يک ميکروکنترولر سيگنال دريافت شده را آناليز مي کند(۳) و فاصله زماني بين فرستادن سيگنال و انعکاس آن را اندازه گيري مي کند. سپس با مقايسه اين زمان با زمان هاي از پيش تنظيم شده, حالت هاي خروجي را تعريف و کنترل مي کند.(۴)
طبقه خروجي (۴) يک دابل سويچ حالت جامد
   (ترانزيستور NPN و PNP ) وابسته به يک 
  کنتاکت  Normally Open را کنترل مي کند. 
روشهای تولید امواج فراصوت
روش پیزوالکتریسیته
تأثیر متقابل فشار مکانیکی و نیروی الکتریکی را در یک محیط اثر پیزو الکتریسیته می‌گویند. بطور مثال بلورهایی وجود دارند که در اثر فشار مکانیکی، نیروی الکتریکی تولید می‌کنند و برعکس ایجاد اختلاف پتانسیل در دو سوی همین بلور و در همین راستا باعث فشردگی و انبساط آنها می‌شود که ادامه دادن به این فشردگی و انبساط باعث نوسان و تولید امواج می‌شود. مواد (بلورهای) دارای این ویژگی را مواد پیزو الکتریک می‌گویند. اثر پیزو الکتریسیته فقط در بلورهایی که دارای تقارن مرکزی نیستند، وجود دارد. بلور کوارتز از این دسته مواد است و اولین ماده‌ای بود که برای ایجاد امواج فراصوت از آن استفاده می‌شد که اکنون هم استفاده می‌شود.
اگر چه مواد متبلور طبیعی که دارای خاصیت پیزو الکتریسیته باشند، فراوان هستند. ولی در کاربرد امواج فراصوت در پزشکی از کریستالهایی استفاده می‌شود که سرامیکی بوده و بطور مصنوعی تهیه می‌شوند. از نمونه این نوع کریستالها، مخلوطی از زیرکونیت و تیتانیت سرب (Lead zirconat & Lead titanat) است که به شدت دارای خاصیت پیزوالکتریسیته هستند. به این مواد که واسطه‌ای برای تبدیل انرژی الکتریکی به انرژی مکانیکی و بالعکس هستند، مبدل یا ترانسدیوسر (transuscer) می‌گویند. یک ترانسدیوسر فراصوتی بکار می‌رود که علامت الکتریکی را به انرژی فراصوت تبدیل کند که به داخل بافت بدن نفوذ و انرژی فراصوت انعکاس یافته را به علامت الکتریکی تبدیل کند.

عتیقه زیرخاکی گنج