• بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اختصاص بودجه هاي کم و يا عدم تشويقي در خور از افرادي که در زمينه هاي معنوي وديني به موفقيت هايي دست پيدا مي کنند و بالعکس چه بسا در امور غير ديني و اموري که شايد صرف اينقدر هزينه هاي گزاف ضرورتي نداشته باشد. چه گامهائي که برداشته مي شود و چه تشريفهائي و تقدريهائي که از پيروزمندان اين عرصه صورت ميگيرد وچه تبليغات گسترده اي که از طريق رسانه هاي ارتباط جمعي و از طريق مطبوعات و نشريه ها و مجلات صورت مي پذيرد، مثلاً اگر جواني يا نوجواني در عرصه علوم قرآني اعم از حفظ ، قرائت ، تجويد، مفاهيم … به موفقيت و پيروزي دست پيدا کند يا جواني يک عمل اخلاقي وديني را انجام دهد هرگز تقديري در خور وشايسته از اوانجام نمي شود و اگر هم تشويقي صورت گيرد بسيار ابتدائي و ناچيز است بدون اينکه تبليغي گسترده از آن صورت پذيرد که الگو وباعث ايجاد انگيزه درسايرهمنوعان اوداشته باشد و گرايش ايشان به اين موفقيت ها وبه اين کمالات شود 
ما حتي در عرصه هاي علمي نيز گرچه که ارزش آنها هم به تعهد است (تعهد و تخصص توأماً )ـ قصور و کوتاهي نموده ايم و جوان امروز که همه همت و تلاشش  در جهت رسيدن به شهرت ومقام و پول است مسلماً وقتي درامور ديني ومعنوي وعلمي چنين هدفهائي را چنين آسان و آرزوهائي نبيند تمايل اوبه سوي اين مسائل کم وچه بسا که روي گردان شود.
 
اين پديده واقعيتي است که بايستي با بصيرتي عميق و چشمهائي تيز بين و دقيق نگر به آن توجه شود واين مسئوليتي است که بدوش همه ما از جمله مسئوليت ذيربط است وحتي اين مي تواند يکي از دسيسه هاي دشمن و تهاجم فرهنگي باشد در دور نمودن جوانان ما از دين و معنويت و مسائل روحاني و هر آنچه که باعث طيب خاطر وسعادت حقيقي او ميشود و رها نمودن او دروادي که اورا ازتلاش در جهت حقيقي که اصلاً براي آن خلق شده است باز دارد « وماخلقت الجن و الانس الاً ليعبدون » روي آوري انسان درهر مسئله اي وموفقيت اودر هر عرصه اي تنها بايستي در سايه اصل (ليعبدون) يعني بندگي اوباشد و هر آنچه که بي رنگ اين اصل باشدوازرسيدن به اين هدف باز دارد فاقد ارزش است وانسان چنان به آن مشغول و سرگرم مي شود که از حقيقت باز مي ماند. 
 
 
تهاجم فرهنگي: 
از ديگر عوامل دخيل در معنويت گريزي توطئه هاي دشمنان و کافران ومنافقان ضد دين است که درقالب تهاجم فرهنگي شکل مي گيرد. 
 
از آنجائي که بحث تهاجم فرهنگي خود بحق است جدا و مفصل ودر اينجا مجالي براي پرداختن به آن نيست در نتيجه اين مطلب را گذرا تنها طي چند حديث بيان مي کنيم .
امام صادق عليه السلام مي فرمايند:
«احذروا أهواءکم کما تحذرون أعدائکم ،فليس شيء أعدي للرّجال من إتباع أهوائهم وحصائد ألسنتهم »
همان گونه که ازدشمنان خود حذر مي کنيد ازهوس هايتان حذر کنيد زيرا براي مردان دشمني برتر از پيروي از هوس هايشان ودرويده هاي زبان هايشان (سخنان بيهوده وياوه)نيست.۱
 
مصداق اين حديث در تهاجم فرهنگي بيشتر مي شود . 
 
سخنان امام علي عليه السلام در اين باره:
 
« وکم من عقل أسير تحت هوي» 
بسا فردي که در پنجه هوسي فرمانروا، اسير است.
 
***************
 
«قرين الشهوة مريض النفس» 
شهوتران ، جانش بيمار و خردش عيب ناک است 
 
***************
 
« اول الشهوة طرب وآخر ها عطب» 
آغاز شهوت، سرمستي است وفرجامش نابودي . 
 
***************
 
«اياکم وغلبة الشهوات علي قلوبکم فإنّ بدايتها ملکة ونهايتها هلکهة » 
زنهار!از چيره شدن شهوت ها بر دلهايتان زيرا که آغاز آنها بندگي است وانجامش نابودي. 
 
***************
 
إنما بدء وقوع الفتن أهواء تتّبع وأحکام تبتدع» 
در حقيقت نقطه آغاز فتنه ها ، پيروي از هوس ها و بدعت نهادن در احکام است. 
 
***************
 
«کلّ من غري باللذّات إلاّ کان بها هلاکه »
کمتر پيش مي آيد که کسي حريص لذت ها شود وبواسطه آنها نابود نشود. 
 
 
عدم اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منکر: 
قرآن کريم مي فرمايد: شما بهترين امت هستيدبه شرط آنکه نسبت به خوبيها وبديها متعهد باشيد، به خوبيها سفارش کنيد و از بديها جلوگيري کنيد.۲ 
 
يکي ديگر از عوامل مؤثر دردوري جامعه از امور معنوي و ديني عدم توجه واحياي فريضه امر به معروف ونهي از منکر است. هر چقدر انسانها نسبت به مسائل جامعه و فسادها وخيانتها و رواج رفتارهاي ناپسند در جامعه ، بي توجه وبي تفاوت باشند به همان نسبت از طريق حقيقي وفرهنگ اصيل اسلامي و بهره جستن ازدستاوردهاي اسلامي و برخورداري از جامعه اي سالم در سايه دين سالم دور مي مانند وبي ديني و رو آوري به فساد وخواروذليل غرب شدن وتن دادن به هر ذلتي و مورد هجوم ولطمات جبران ناپذير تهاجم فرهنگي قرار گرفتن ، زياد مي شود ودر اين هنگام حل اين بحران بسيار سخت مي شود و مشکلات و گرفتاريها واختلالات رواني وناهنجاريهاي اجتماعي و فردي بر جامعه مستولي مي شود . 
 
در حديث است : اگر مردم بي تفاوت شوند، افراد فاسد بر مردم حاکم مي شوند و خداوند برکاتش را ازمردم سلب مي کند۳ و نتيجه همچنانکه قرآن کريم مي فرمايد اين مي شود که 
 
« ظهرالفساد في البرّو البحر بما کسبت أيدي الناس ليذيقهم بعض الذي  عملوا لعلّهم يرجعون» 
به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده فساد در خشکي ودريا نمودار شد، تا (سزاي ) بعضي از آنچه را کرده اند بچشاند، باشد که بازگردند.۴

عتیقه زیرخاکی گنج