• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نیمه دوم قرن نوزدهم (۱۹۰۰ـ ۱۸۵۰) با چندین جریان هنری منجمله رئالیسم و ناتورالیسم همراه بود كه بازتابی از نگرانی های اجتماعی و علمی آن عصر بودند. رئالیسم متشكل از كلمه «ریئل » به معنای «واقعیت» و درمجموع به معنای حقیقت جویی و واقع بینی است. رئالیسم از میل و گرایش هنرمندان (بویژه رمان نویسها و نقاشها) برای نزدیك كردن هنر با واقعیت به وجود آمد. هنرمندان این مكتب عقیده داشتند كه مناظر زندگانی باید آیینه وار، بی كم وزیاد و بدون دخل و تصرف نمایانده شوند وحقایق طبیعی ، در صنایع و ادبیات ارائه شود
رئالیسم قبل از سال ۱۸۵۰ به وجود آمد ولی بعداز این تاریخ طرفدارانی پیدا كرد و گسترش یافت. درابتدا منتقدان آثارهنری این كلمه را به كار بردند. بعد به تدریج در واژگان نقد ادبی رایج شد . به عنوان مثال وقتی كوربه روستایی را بدون تلاش برای آراستن و زیباجلوه دادن آن با تمام واقعیتهایش به تصویر می كشید برای نقد كار او از اصطلاح «رئالیسم» استفاده می كردند. ناتورالیسم ، نوعی رئالیسم است كه به افراط و اغراق كشیده شده است . البته به طور كلی رئالیسم و ناتورالیسم یك هدف را دنبال می كنند. رئالیسم رسالت تقلید و نمونه برداری از طبیعت وحقایق را بر عهده داشت و با نویسندگانی مانند فلوبر و نقاشانی مانند كوربه مشهور شد.
به همین دلیل طبیعت گرایی (ناتورالیسم ) با رهبری زولا درادبیات وكروت ، منه و دوگاس درنقاشی ، برای رئالیسم جانشین مناسبی بود و دراین مكتب برای رسیدن به واقعیات به علم رجوع می شد. زولا، طبیعت گرایی را به عنوان روش علمی جدید و دقیق درادبیات تعریف كرد. بنابراین باید منشأ آن را درتحول علمی قرن جست وجو نمود. دو عنوان «رمان تجربی » و «تاریخ طبیعی و اجتماعی » مشخص كننده موضوعات جریان طبیعت گرایی هستند واین دو موضوع ارتباط تنگاتنگ با حوزه علمی دارند. رئالیسم موضوعاتش را از مشاهده دنیای اجتماعی و تاریخی معاصر اقتباس می كند. رئالیسم درواقع به مردم و اوضاع واحوال مردمی علاقه مند است كه تا به آن زمان برای كارهای هنری قابل توجه نبودند. دراین مكتب خلق اثر تصویری و ادبی بیشتر به طبقات متوسط و پایین جامعه مانند كارگران، صنعتگران ، زنان روسپی، ولگردهای خیابانی و به نفرت انگیزترین جنبه های زندگی آنان پرداخته می شود.
به عنوان مثال، بالزاك دراثر خود به نام «پدرگوریوت» ، انسانی را با ذات و درونی پست و قبیح و نفرت انگیز توصیف می كند. در رئالیسم محدودیتهای «آداب و نزاكت» رعایت نمی شود. برخلاف رمانتیكها كه معتقد بودند باید فقط زیباییها را بیان كرد، رئالیستها عقیده دارند كه حقیقت چه زیبا و چه زشت و چه زننده باید بیان یا به تصویر كشیده شود. به همین دلیل است كه نقاشی كوربه «بی ادبانه و قبیح» و یا رمان «مادام بوواری » اثر فلوبر به عنوان رئالیسم زشت و زننده وتوهین كننده به عفت، قضاوت می شود. رئالیسم تنها یك گرایش و جریان نیست بلكه حركتی درارتباط تنگاتنگ با تحولات روحی و طرز تفكر واطلاعات گرفته شده از اجتماع و علم است. علم و ادبیات به سختی با یكدیگر موافق و سازگار هستند و برای خلق اثر ادبی همراه با علم تناقض گویی به وجود می آید. واقعیت بشر، حقیقت رفتار، افكار و احساسات درصورت ضرورت علمی فراموش می شود، درحالی كه شخصیت رمان یك روبوت (آدم ماشینی) نیست. در رئالیسم مسأله «سبك» درحاشیه قرار می گیرد. میل نویسندگان رئالیسم به پیروی و تقلید از واقعیت، مستلزم مشاهده و استناد به حقیقت است و باتوجه به این ، كشف عكس وهنر عكاسی كه نمونه برداری و انعكاس دقیق واقعیت است، هنرقابل توجهی برای هنرمندان این مكتب بود واین عملاً پایانی برای توهمات شاعرانه و آرمانگرایانه رمانتیكها محسوب می شد.





ناتورالیسم :
ناتورالیسم از نظر فلسفی به قدرت کامل و محض طبیعت که نظم بی نظیری داشته باشد گفته می شود. از جهت ادبی تقلید موبه مو و دقیق از طبیعت را گویند. 
برخی از نویسندگان ناتورالیست معتقدند که ادبیات و هنر بایستی جنبه علمی داشته باشد. به گفته امیل زولا همانطور که زیست شناس درباره موجود جاندار به بررسی می پردازد نویسنده باید شیوه یک زیست شناس را پیروی کند و روش تجربی باید مورد توجه نویسندگان قرار گیرد. 
اختصاصات سبک ناتورالیسم عبارتند از: 
۱- فرد و اجتماع دارای هیچگونه امتیاز خارجی نمی باشد قانون تنازع بقاء در کلیه کارها و اتفاقات به چشم می خورد، پس اگر موجودی کار خوب یا بدی دست بزند نتیجه اراده اش نیست بلکه جبر و قوانین طبیعت او را به این کار وادار می کند. 
۲- در نوشته های ناتورالیستی بیش از حد و اندازه به جزئیات توجه می شود. این باریک بینی و ریزه کاری و ذکر عوامل و حوادث بسیار جزئی گاهی خسته کننده و بیهوده می شود. 
این ذکر جزئیات شامل کوچکترین حرکات قهرمان داستان تا جزئی ترین چیز در محیط او و فرعی ترین حادثه را شامل می شود. 

۳- در این سبک، جسم بیش از روح ارزش دارد یعنی هر نوع نظم یا بی نظمی مربوط به جسم آدمی است که آن هم نتیجه توارث است و روان و روح فقط حکم سایه را دارد. 
۴ -در سبک ناتورالیسم مکالمه های طولانی و بی مورد چنان موضوع رمان و نمایشنامه را اشغال می کند که آن را از حقیقت نمایی و لطف می اندازد این مکالمه به صورت عامیانه یا به هر صورتی که گوینده مناسب می داند آورده و گفته می شود. 
 

امیل زولا 
شاعران و نویسندگان ناتورالیست برخی از کشورها عبارتند از: 
امیل زولا پیشوای ناتورالیست های فرانسه 
جرج مور از انگلستان 
وان لانپ امانتس از هلند 
کرتزر، هولتس شلاف، هوپتمان از آلمان 
ناتورالیسم زاده فلسفه اثباتی “اگوست کنت” و شارح و مفسر آن هیپولیت تن نقاد معروف فرانسوی است. تن می گوید همان طور که زندگی به وسیله علوم طبیعی مورد مطالعه قرار می گیرد، هنر و ادبیات نیز باید به قوانین علمی تطبیق کند. او معتقد است آنچه نویسنده به وجود می آورد اجباراً به عواملی وابسته است و فکر انسان از قوانین نیرومندی که رفتار او را تعیین می کند اطاعت می نماید. 

ناتورالیسم پا به پای رئالیسم به وجود می آید. بزرگ ترین نماینده ناتورالیسم فرانسه امیل زولا است. او و یارانش سعی دارند به هنر و ادبیات جنبه علمی بدهند. 
به عقیده او نویسنده باید تخیل را کنار بگذارد و دارای حس واقع بینی باشد و مانند یک شیمی دان یا فیزیک دان که درباره مواد بی جان کار می کند و یا چون فیزیولوژی دان که اجسام زنده را مورد آزمایش قرار می دهد، نویسنده هم باید راجع به صفات و مشخصات و رفتار و عادات افراد و اجتماعات بشری به همان طریق کار کند. 
ناتورالیسم معتقد به جبر علمی است و می گوید حوادثی که در دنیا اتفاق می افتد، مطابق قوانین علمی و تحت تأثیر علل جبری است و مطابق این جبر از شرایط معین نتایج معین به دست می آید. 

عتیقه زیرخاکی گنج