• بازدید : 44 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق دموکراسی وانتخابات-خرید اینترنتی تحقیق دموکراسی وانتخابات-دانلود رایگان مقاله دموکراسی وانتخابات-دانلود رایگان پروژه دموکراسی وانتخابات-تحیقق دموکراسی وانتخابات

این فایل در۳۳صفحه قابل ویرایش برای شما تهیه ده است وشامل موارد زیر است:
دموکراسی ها از نفس افتاده اند-تربیت رای دهندگان-تربیت در عرصه جامعه-معنای جامعه مدنی
در ادامه به توضیحات مفصل تر فایل برای آشنایی بیشتر شما می پردازیم:

بانزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات، برخي نامزدها خود را به آب و آتش مي زنند و مي كوشند تا با تبليغات ميلياردي – كه هيچ سنخيتي با جامعه اسلا‌مي ندارد – خود را در قلب هاي مردم نجيب ايران جاي دهند، غافل از اين كه افراد جامعه به اين تبليغات وهن آميز اعتنايي نمي كنند و آن را نوعي توهين به شعور خود مي دانند.

به طور كلي هزينه هاي تبليغاتي به دو دسته تقسيم مي شود: الف) هزينه هاي آشكار كه در قالب عكس و پوستر و تراكت، در و ديوار شهرها را پر كرده و مردم را به شدت آزرده است. ب) هزينه هاي پنهان كه از ماه ها پيش آغاز شده و ابعاد بسيار تكان دهنده اي دارد، هر چند به چشم نمي آيد و انتقاد افكار عمومي را موجب نمي شود.به نظر مي رسد برخي آقايان مدعي مردم دوستي سوراخ دعا را گم كرده اند و به جاي توضيح درباره برنامه ها و سوابق خود، مي كوشند تا با ظاهر سازي و پخش عكس هاي دلربا و ترحم آميز، اذهان كنجكاو مردم را از بررسي عملكرد هاي پرسش برانگيز خود منحرف كنند.

در اين ميان، رويكرد تبليغاتي يكي از نامزدهاي محبوب اصول گرا، دل هاي فرهيختگان و نيروهاي ارزشي را شيفته خود كرده و با تشكيل موجي فراگير، مي رود تا آرزوي تشكيل دولتي اسلا‌مي را تحقق بخشد. او به جاي شعارهاي دهن پركن و انحرافي، لياقت خود را در مسؤوليت هاي پيشين به خوبي ثابت كرده است، هم او كه در همان اولين سال تصدي استانداري، به عنوان استاندار نمونه كشور برگزيده شد و در دوران خدمتگزاري در شهرداري به رغم همه كارشكني ها چنان صادقانه خدمت، و دست غارتگران را از بيت المال قطع كرد كه بار ديگر روح نشاط و اميد را در جان مردمان دميد، هم او كه خدمت رساني اش به گونه اي بود كه رهبري فرمود: رايحه خوش خدمت در شهرداري به مشام مي رسد. وحتي مخالفان هم نتوانسته اندآن را انكار كنند، هم او كه عالمان پرهيزگار و روشن ضميري همچون حضرت آيت الله مظاهري(رئيس حوزه علميه اصفهان) او را نمونه شهيد رجايي دانسته اند.

آري! محمود احمدي نژاد از جنسي ديگر است. به رغم اين كه از پشتيباني هيچ حزب و جناحي برخوردار نيست و امكانات مناسبي براي تبليغات ندارد،چنان در حال تسخير قلب هاي مردم دين باور است كه بدخواهان را مبهوت كرده است. اين روزها به ستاد دكتر كه سر بزني، شگفت زده مي شوي. ستادهاي او هم پر است و هم خالي. پر است از خانواده هاي شهدا و جوانان فرهيخته كه با وجود همه شانتاژهاي تبليغاتي، صداقت و صلا‌بت را در چهره او ديده اند و با دستان خالي اما دلي سرشار از عشق، براي توفيق وي مي كوشند. و خالي است از كساني كه اهل معامله اند و نماز خود را رو به قبله قدرت و ثروت مي خوانند. زرمداران و باج خواهان در ستادهاي دكتر احمدي نژاد جايي ندارند؛ چون دكتر گفته است كه دولت اسلا‌مي، وامدار احزاب و صاحبان زر و زور نخواهد بود. در ستادهاي احمدي نژاد صحنه هايي به چشم مي خورد كه بي اختيار اشك شوق را بر چشمان جاري مي سازد.چند روز پيش بود كه ييرمردي با كمال اخلا‌ص، مقدار اندكي پول را كه در پاكتي گذاشته بود، تقديم كرد و گفت هم خمسش را داده ام و هم با وضو تقديم مي كنم. خانمي از قشرهاي محروم،‌تنها گوشواره اش را مي دهد و مي گويد براي تحقق دولت اسلا‌مي. همسر يكي از علماي بزرگ، طلا‌ي اندك خود را مي فروشد و در اختيار ستاد مي گذارد. احمدي نژاد سرمايه مادي ندارد، از حمايت سرمايه داران برخوردار نيست؛‌ولي برگ برنده اي دارد كه ديگران ندارند و آن عشق خالصانه و دعاي خير دل هاي شكسته و دين باور است

 

يا دمكراسي ها از نفس افتاده اند؟

تجربه گواهى مى دهد، مفهوم دموكراسى را تنها در چهار ديوار «رأى اكثريت» و حتى «رأى

قريب به اتفاق مردم» خلاصه كردن، چه بسا به نقض غرض انجاميده است…

 

 

چرچيل گفته بود: «دمكراسى شكل بدى از حكومت است، با يك استثناء و آن در قياس با

تمامى اشكال ديگرى است كه زمان تا زمان، تاكنون تجربه شده است» و اين در عين حال

يادآور اصطلاح «انتخاب ميان بد و بدتر است» كه اگر نه هميشه ولى در مواردى بهانه اى

براى فرار از مسئوليت نيز شده است. اما دست كم براى من روشن نيست كه تعبير

سياستمدار كهنه كار و چيره دست انگليس از «دموكراسى» آن هم با اين غلظت منفى

(TheWorst Form Of Government) مبتنى بر كدام جنبه هاى اين نظام بوده است. مسلماً

قضاوت چرچيل با توجه به مواضع سياسى و عقيدتى او ربطى به برداشت هاى «طبقاتى» و

ديدگاه هاى «ماركسيستى» خاصه در تعريف و پيدايش «دولت» و حكومت و طبعاً اَشكال

متفاوت آن نداشته است. مى توان اينطور پنداشت كه او در داورى خود عمدتاً بر جنبه

هاى «دست و پاگير!» و يا احتمالاً بر تفاوت هاى كيفى ميان «دمكراسى در عرصه عمل-

پراتيك» و «دمكراسى بنا بر تعاريف نظرى و تئوريك» نظر داشته است كه در اين صورت مى

توان پذيرفت وجوهى از واقعيت در انديشه او يافتنى است.

متأسفانه، در محاورات سياسى، غالباً، حكومتى را «دموكراتيك» و يا به اصطلاح رايج

(ولى نارسا): «مردم سالار» مى خوانند كه تكيه گاه و منشاء برآمدن آن «رأى اكثريت»

بوده باشد و اين تعريفى سخت ناقص است حتى اگر شرط «آزادى در ارائه رأى» را نيز به

آن بيفزائيم، زيرا بناى يك نظام دموكراتيك فراسوى شماره آراى (رأى دهندگان آزاد)،

نيازمند مصالح يا «لازمه هاى» ديگرى نيز هست كه پاره اى در ساخت و برخى در نگهداشت

آن نظام نقش كليدى دارند.

اين صحيح است كه در يك دموكراسى جاندار «حكومت از آن اكثريت است» و نيز به همين

دليل است كه اين اصل به اَشكال گوناگون در قوانين كشورهاى دموكراتيك منعكس شده است

و در قانون اساسى مشروطه (هميشه ناكام) ما هم با اين عبارت كوتاه آمده بود:

(اصل بيست و ششم: قواى مملكت ناشى از ملت است) ولى اگر آن را بشكافيم، به اصل كليدى

ديگرى مى رسيم كه «حكومت اكثريت» را از تبديل شدن به «ديكتاتورى اكثريت» مانع مى

شود و آن اصل ضمنى «حفظ تمام حقوق اقليت» است كه راه را بازمى گذارد تا هر «اقليتى»

بتواند با تلاش خود و جلب حمايت مردم، خود را تا موضع اكثريت و طبعاً سزاوار تصرف

حكومت، بالا بكشد (وجود خصلت Alternant يا تناوب و دست به دست گشتن قدرت بنابر

اراده مردم، در همين راسته مطرح مى شود.)


عتیقه زیرخاکی گنج