• بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انتظار از يك سم به معناي چشم به راه كسي يا چيزي بودن است و انتظار فرج يعني چشم به راه امام زمان (عج) داشتن و آمادگي براي ظهور امام مي باشد.
در سايه انتظار است كه آينده اي روشن و جامعه اي كه در آن نهايت عدالت رعايت              مي شود ، نويد بخش شخص منتظر است. شخص منتظر هم همواره در طول غيبت در راه زمينه سازي و تحقق جامعه مهدوي مي كوشد او با تاريكي ها و ظلمتها و افراد سفيان صفت و دجالي مي جنگد و محيط را براي ايجاد حكومت مهدوي كه عاري از هر گونه انحراف                مي باشد آماده مي كند. شخص منتظر آنچنان غرق در مولاي خود در زمان غيبت مي شود كه تعجب همه را بر مي انگيزد كه اين چه فردي است كه نه پيغمبر (ص) را ديده و نه ائمه را ولي با يك نوشته به خدا و غيبت ايمان آورده و اينگونه مشتاق لقاي دوست مي باشد. 
منتظر واقعي دو عمليات زمينه سازي مهم جهت منظور آقا را بر دوش خود دارد.
۱ ـ خودسازي : مهيا نمودن روح و جسم براي ايثار در زمان ظهور حضرت او مي كوشد تا دل و روح خود را آنچنان كه شايسته خدمت به اسلام و آقا مي باشد آماده ظهور نمايد وي هرگونه ناپاكي و كدورت را از لوح دل خود مي زدايد تا جايي براي مهر و محبت امام عمرش باز نمايد. زنگار از وجود خود مي شويد و دل خود را صيقل مي دهد تا به ظرفيت ياري حضرت مهدي (عج) برسد.
۲ ـ جامعه سازي : منتظر آنگونه خود را ساخته و پرداخته نموده است براي ظهور مهدي همانگونه جامعه را ني ز مي سازد. او اين امر را كه بايد جامعه پذيرا و آماده استقبال از مهدي باشد احساس كرده و آن را به عنوان وظيفه خود مي داند تا جامعه را از لوث هرگونه كوته نظري و پوچ نگري نجات دهد تا جامعه أي باشد كه در راه امام مهدي همه چيزش را فدا كند نه مثل جامعه كوفه زمان علي و امام حسن و حسين (ع) تا يك موضعي موافق با امام باشد ولي از آن موضع به امام از پشت خنجر بزنند و او را تنها بگذارند . اين شخص براي اين كار ابتدا از اطرافيان خود و خانواده اش شروع مي كند سپس دامنه زمينه سازي را گسترش مي دهد تا اين كه جامعه را آماده حضرت مهدي نمايد. او تر آينه ظهور را نزديك مي بيند و براي همين خود را هميشه در پيشگاه امام زمان (عج) مي بيند و اين امر باعث مي شود تا كاري كه مورد رضاي خدا نيست انجام ندهد .
پس با انتظارات انسان به تكامل خود مي رسد و از يك جايگاه بندگي حضرت حق در شخص منتظر نمايان مي شود تا فرشتگان الهي نيز به اين درجه غبطه بخورند.
تعريف گل واژه انتظار 
انتظار يعني پرچم مقاومت و ايستادگي 
 انتظار يعني شعار عدالت خواهي و آزادگي 
انتظار يعني تبلور آية فطرت و ره آورد حديث كنز
انتظار يعني قصة شوريدگي عاشقان حضرت دوست 
انتظار يعني پاسداشت شرافت و كمال انساني 
انتظار يعني حماسه تبر ابراهيم و ذوالفقار علي 
انتظار يعني تفسير خون نامة نينوا 
انتظار يعني ضمانت نامه پيروزي هابيليان 
انتظار يعني دريچه اي رو به پايين سكوت 
انتظار يعني بهانه اي براي تپيدن قلب تاريخ 
انتظار يعني زورقي عرض پيما در گرداب شهوات و موج خيز هواهاي نفساني 
انتظار يعني واحة سبز معني در برهوت 
و بالاخره انتظار يعني چكامة شورانگيز يكتا پرستي .
اعمال دورة انتظار 
۱ ـ تقويت ابعاد اسلام در وجود منتظر 
شخص منتظر بايد همة ابعاد دين مبين اسلام را در وجود خود پرورش دهد و سپس به عنوان يك فرد مسلمان دين اسلام را آنچنان كه از طرف خداوند آمده به سايرين بشناساند.
۲ ـ پيشه كردن تقواي الهي 
همانگونه كه قبلاً ذكر گرديد انسان آخرالزمان براي  از دين و اعتقادش مثل كسي است كه آتشي را در دست نگه دارد پس در اين دوران حساس و پر تلاطم انسان منتظر مولا بايد تقواي الهي پيشه كند تا از طريق تقواي خود زمينه ساز ظهور حضرت حجت باشد. او بايد آنچنان در راه تقوا به خود زحمت بدهد تا به راحتي از دين خود بر نگردد و هر چيزي را به هم عنوان دين قبول نكند . امام زمان (عج) خواهان ياراني است كه ابتدا به ترتيب نفوس خود پرداخته اند و سپس آنچنان كه اسلام واقعي را شناخته اند دينداران متقي ديگري تربيت نموده اند كه آنها هم در راه امام زمان (عج) مجاهدت و ايثار مي نمايند. پس تقوا يكي از وظايف منتظران مهدي مي باشد كه بايد به نحو احسن آن را دارا بود.
۳ ـ اجراي عدالت 
اصولاً عدل در مقابل ظلم است و هر گاه و در هر جا سخن از عدالت به ميان مي آيد در آن عدالت فرض مي شود : الف ـ عدالت فردي  ب ـ عدالت اجتماعي 
الف ـ عدالت فردي : زير بنا و اساس عدالت اجتماعي عدالت فردي است و عبارت است از اين كه شخص حتي در مورد خود نيز عدالت را رعايت نموده و آن را به اجرا در آورده . حال بايد ديد كه اين كار چگونه انجام مي گيرد . 
همانگونه كه گفته شد عدالت در مقابل ظلم است ، يكي از كارهايي كه انسان انجام              مي دهد و در مورد خودش عدالت را پايمال مي نمايد ارتكاب گناه مي باشد . در واقع ارتكاب گناه يك نوع ظلم به نفس است. چرا انسان كاري كند كه ضرر دنيوي و اخروي آن متوجه باشد . فرد منتظر كسي است كه حتي در مورد خود نيز عدالت را به حد اعلاي خود انجام مي دهد و هيچ وقت عدالت را با انجام عملي كه ضرر و زيان آن متوجه خودش و حتي ديگران است پايمال نمي كند . بر اين اساس فرد گنه كار با ارتكاب جرم براي هرگونه ظلم اجتماعي نيز آماده مي شود . او كه حتي به خود رحم ندارد و به خود ظلم مي كند پس به طريق آسان به مردم و جامعه ظلم خواهد كرد كه بايد هر فرد منتظر نه تنها ظلم نكند بلكه از آن 
جلوگيري نمايد . 
ب ـ عدالت اجتماعي : انسان منتظر با پاس داشتن حقوق خود و رعايت عدالت در مورد وجود خويش ، حقوق ديگران را نيز ارزشمند تلقي مي كند و به آن احترام مي گذارد . يكي از مراتب عدالت اجتماعي همانگونه كه گفته شد عدالت فردي است و تحقق عدالت فردي در شخص منتظر بر ايجاد عدالت اجتماعي مقدم مي باشد ؛ يعني حضور عدالت شخصي پيش نياز وصول به عدالت اجتماعي و گروهي است. 
جامعه مهدوي كه بعضي از آن به عنوان آرمان شهر ياد مي كنند ، جامعه اي است كه در آن عدالت حرف اول را مي زند . پس بر اساس اين شخص منتظر درصدد ايجاد عدالت در جامعه براي به ثمر رسيدن جامعه عدل مهدوي است. وي هر حقي را به ذي حقي مي دهد و حتي در نظر به افراد هم عدالت دارد تا چه رسد به اينكه با عمل خود در بين آنها عدالت را اجرا نمايد . كسي كه در راه عدالت قدم مي گذارد ممكن است مردم او را به هر نحوي دشمن خود احساس كنند و خواهان از بين بردن و به حاشيه كشاندن او مي شوند . نمونه بارز اين عمل را در دوران حكومت عدل علوي مشاهده مي كنيم كه مرد عدل و عدالت را خانه نشين مي كنند و او را به روشي كه تا به آن روز معمول نبوده به شهادت مي رسانند . منتظر بايد اين اعمال و موانع را از سر راه خود بر دارد و مسير عدالت را براي خود هموار نمايد تا حرف و عملي او را از راه عدالت منحرف نكند. 
۴ ـ صبر و بردباري و استقامت 
در دوران غيبت ، فشارهاي فراواني بر منتظران مخلص و صديق مهدي موعود وارد              مي شود كه بايد در برابر اين مشكلات و فشارها صبر و پايداري نمايد . منتظر بايد شخصي باشد كه با هر بادي مثل بيد نلرزد و چون كوه استوار و پايدار و مقاوم باشد . مومن منتظر از يك توان روحي بالايي برخوردار است كه هر فشاري را بر خود يا ديگران تحمل مي كند و از مسير پر تلاطم انتظار و غيبت پر صلابت بيرون مي آيد . منتظران واقعي بايد صبر پيشه كنند . صبر است كه رأس الايمان مي باشد . آن فردي كه ايمان به غيب و خداوند دارد و همچنين ايمان بلكه يقين به امام غايب دارد مهمترين ويژگي ايمان و يقين او صبر است . او با صبر است كه به مرحله أي از ايمان رسيده كه همه چيز خود را فداي كسي مي كند نه او را ديده و نه صدايش را شنيده است ، بلكه از روي عقل و براساس نوشته هايي به او ايمان آورده است
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دگرگوني اجتماعي از مسائلي است كه همواره ذهن دانشمندان را به خود جلب كرده است و هر كدام به فراخور وسع علمي خويش در اين باره اظهار نظر كرده و علل و عوامل آن را با توجه به ديدگاه خود شرح و بسط داده‌اند.
در اين پژوهش با استفاده از سخنان بزرگاني همانند استاد مطهري، (به عنوان عالمي روشن انديش كه نسبت به جايگاه مسأله واقف بوده است) به بحث وبررسي درباره اين موضوع خواهيم پرداخت و نيز نظريه‌هايي را كه در اين باره مطرح شده است نقد و ارزيابي مي‌كنيم. در پايان نظر خود را طرح كرده و به تفصيل درباره آن سخن خواهيم گفت.
اين كه چه علل و عواملي باعث دگرگوني‌هاي اجتماعي است، سؤال اصلي و محوري اين نوشتار را تشكيل مي‌دهد و با توجه به بضاعت علمي و منابع موجود به آن پاسخ داده خواهد شد.
فرضيه‌اي كه در صدد بررسي آن هستيم اين است كه محتواي باطني انسان (انديشه، عقيده و ايدئولوژي) بويژه فطرت كمال جويي و تجدد خواهي انسان علت اكثر دگرگوني‌هاي اجتماعي است. اين فرضيه با توجه به اين اصل بررسي مي‌شود كه فرد و جامعه هر دو اصيل‌اند. و به تعبيري ديگر اين انسان است كه اصالت دارد، به عنوان يك موجود با شعور، آگاه، دين‌خواه و عقل‌گرا با فطرتي كه طالب كمال و تعالي است.
مفاهيم اصلي و كليدي 
انتظار: در لغت يعني چشم به راه داشتن، چشم داشتن، انتظار داشتن (۱) و در اصطلاح، ديده دوختن به راه تحقق امري است كه منتظر را به حالت انتظار واداشته است و هرچه آن امر در نظر او مهم‌تر باشد، براي تحقق آن كوشش و جديت بيش‌تري ـ خواه ناخواه ـ‌خواهد كرد (۲).
تحول يا دگرگوني: به معناي تغيير و تبديل چيزي است به چيز ديگر.
دگرگوني و تغيير اجتماعي: اين واژه كلي و مبهم، معمولا به معني تغيير در فرايندهاي اجتماعي يا ساختار جامعه به ويژه در بحث گذر از جوامع سنتي به جوامع صنعتي و جديد مطرح مي‌شود. دگرگوني اجتماعي ممكن است مثبت يا منفي،‌ پيش‌رو يا واپس‌گرا، قهري يا دستوري، كند يا سريع، ‌جزيي يا كلي، سطحي يا عميق و موقت يا دائمي باشد. دگرگوني اجتماعي فرايند پيچيده‌اي است كه عوامل متعددي نظير اختراع، تراوشات ناشي از فرهنگ‌ها يا اشاعه ويژگي‌هاي از جوامع ديگر، افزايش يا كاهش جمعيت، تكنولوژي، شخصيت‌هاي بزرگ، جنبش‌هاي اجتماعي، آموزش و پرورش و بي‌سازماني اجتماعي و … در آن دخالت دارند. عادت،‌ ترس از گسسته شدن رشته تداوم، سنت گرايي، صاحبان منافع و مقاومت ايدئولوژيك نيز از عوامل عمده ايستادگي در برابر تغييرات اجتماعي است.(۳)
علل و عوامل دگرگوني اجتماعي
دانشمندان بر اين مسأله كه عامل اصلي تحولات و دگرگوني‌ اجتماعي چيست، اتفاق نظر ندارند و هر يك عاملي را مؤثر و دخيل مي‌دانند. گروهي عوامل مادي را منشأ اثر دانسته، عده‌اي شرايط جغرافيايي و خون و نژاد را عامل تحول مي‌دانند، برخي فرهنگ و عقيده و ايدئولوژي و به طور كلي محتواي باطني انسان را مهم‌ترين عامل مي‌دانند و گروهي از نقش شخصيت‌ها و نوابغ و قهرمانان سخن به ميان آورده و آن را يگانه عامل دگرگوني مي‌دانند. در زير، نظريه‌هاي گوناگون در اين باره مطرح و مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد:
۱ـ خون و نژاد
طبق اين نظريه، عامل اساسي پيش برنده تاريخ، نژاد‌ها هستند، زيرا بعضي نژادها و خون‌ها استعداد فرهنگ آفريني و تمدن گستري دارند و برخي ديگر خير، بعضي مي‌توانند علم و صنعت و اخلاق توليد كنند و گروهي صرفا مصرف‌كننده‌اند.
ارسطو، برخي نژادها را مستحق برده داشتن و بعضي ديگر را مستحق برده شدن مي‌دانست. طرفدار اين نظريه كنت گوبينو، فيلسوف معروف فرانسوي است. اين نظريه به گوبينيزم نيز مشهور است. (۴)
اين كه معتقد شويم تنها يك نژاد است كه تحول و تطور تاريخ به دستش صورت مي‌گيرد، يا اين كه همه انسان‌ها در آن دخيل‌اند، مشكلي را حل نمي‌كنند، زيرا معلوم نيست چرا زندگي انسان يا نژادي از انسان متحول و متطور است و زندگي حيوان چنين نيست. اين كه يك نژاد باشد يا همه نژادها، راز تحرك تاريخ را نمي‌گشايد. البته شايد نتوانيم تفاوت نژادها را به طور كلي انكار كنيم. چرا كه ممكن است در عين اين كه همه استعداد دارند، برخي نژادها داراي استعداد بيش‌تري باشند.(۵)
۲ـ شرايط اقليمي و جغرافيايي
بر اساس اين نظريه، عامل سازنده تمدن و به وجود آورنده فرهنگ و توليد كننده صنعت، محيط و شرايط اقليمي و جغرافيايي است. در مناطق معتدل، مزاج‌هاي معتدل و مغزهاي نيرومند ومتفكر به وجود مي‌آيد. علاوه بر اين، شرايط اقليمي و محيط جغرافيايي و منطقه‌اي بر روي نژادها تأثير مي‌گذارد و استعدادهاي خاص ايجاد مي‌كند و درنهايت عامل پيش برنده تاريخ مي‌شوند. (منتسكيو) دانشمند جامعه شناس فرانسوي طرفدار اين نظريه است.(۶)
بنابراين موقعيت‌هاي جغرافيايي خاص در رشد عقلي و فكري و ذوقي و جسمي انسان‌ها مؤثرند. هم‌چنين تاريخ تنها در ميان انسان‌هاي برخي اقليم‌ها و منطقه‌ها تحرك دارد، و در محيطها و منطقه‌هاي ديگر، ثابت و يك نواخت و شبيه سرگذشت حيوان است. اما پرسش اصلي به قوت خود باقي است كه مثلا چرا زنبور عسل يا ساير جانداران كه در همان مناطق جغرافياي زيست مي‌كنند فاقد تحرك‌اند. در واقع عامل اصلي اختلاف ميان آدمي و حيوان، كه يكي ثابت مي‌ماند و ديگري به طور دائم از مرحله‌اي به مرحله ديگر انتقال مي‌يابد، چيست؟ نتيجه اين كه اين عامل نيز آنچنان كه بايد، استحكام ندارد.


۳ـ نظريه الهي
طبق اين نظريه آن چه در زمين پديد مي‌آيد، امري است آسماني كه بنا بر حكمتي بر زمين فرود آمده است. تحولات و تطورات تاريخ را مي‌توان جلوه‌گاه مشيت حكيمانه و حكمت الهي دانست. پس آن چه تاريخ را جلو مي‌برد و دگرگون مي‌سازد،‌ اراده خداوند است و تاريخ واجتماع پهنه بازي اراده مقدس الهي است. «بوسوئه» مورخ و اسقف معروف،‌طرفدار اين نظريه است.(۸)
اين نظريه سست‌ترين و بي‌پايه‌ترين نظريه در باب دگرگوني‌هاي اجتماعي است. زيرا مگر تنها تاريخ است كه جلوه‌گاه مشيت الهي است؟ نسبت مشيت الهي به همه اسباب و علل جهان مساوي است،‌هم چنان كه زندگي متحول و متطور آدمي جلوه‌گاه مشيت الهي است، زندگي ثابت و يك نواخت زنبور عسل و ساير جانداران هم جلوه‌گاه مشيت حكيمانه خدا است. پس سخن در اين است كه مشيت الهي، زندگي انسان را با چه نظامي آفريده است و چه رازي در آن نهاده است كه به طور دائم در تغيير و تغير است، در صورتي كه زندگي حيوانات ديگر، فاقد آن راز است.(۹)
۴ـ نوابع و قهرمانان
طبق اين نظريه،‌ تحولات و دگرگوني‌هاي تاريخ، اعم از علمي، سياسي،‌اقتصادي و فني و يا اخلاقي،‌به وسيله نوابغ به وجود مي‌آيد. تفاوت آدمي با ساير جانداران در اين است كه جانداران از نظر استعدادهاي طبيعي در يك درجه‌اند،‌ بر خلاف انسان‌ها كه از نظر استعداد تفاوت‌هايي دارند، نوابغ و قهرمانان، افراد استثنايي هر جامعه‌اند كه از قدرت خارق العاده‌اي از نظر عقل، اراده، ذوق و ابتكار برخورداند و هرگاه در جامعه‌اي پديد آيند،‌ آن جامعه را از نظر علمي و فني،‌اخلاقي و اقتصادي و سياسي و نظامي به جلو مي‌برد و به سعادت و تكامل نزديك مي‌كنند. از اين رو اكثريت افراد بشر فاقد ابتكار، دنباله رو و مصرف كننده‌اند. «كارلايل» فيلسوف معروف انگليسي چنين نظري دارد. (۱۰)
اين نظريه، اعم از اين كه درست باشد يا نادرست، به طور مستقيم به فلسفه تاريخ، يعني به عامل محرك تاريخ مربوط مي‌شود.
البته اين كه فقط نوابغ و قهرمانان قدرت خلاقيت و ابتكار داشته باشند امر بعيدي است،‌ زيرا در تمام افراد بشر،‌كم و بيش استعداد اختراع و ابداع و نوآوري وجود دارد. بنابراين همه افراد يا حداقل اكثر آن‌ها مي‌توانند در خلق و توليد و اختراع سهيم باشند. البته سهمشان نسبت به نوابغ ناچيز است. (۱۱)
۵ـ اقتصاد و عامل مادي
براساس اين نظريه،‌ اقتصاد تنها عامل محرك تاريخ است. تمام شؤون اجتماعي و تاريخي هر قوم و ملت، اعم از شؤون فرهنگي و مذهبي و سياسي و نظامي و اجتماعي، جلوه‌گاه شيوه توليد و روابط توليدي آن جامعه است. تغيير و تحول در بنياد اقتصادي جامع است كه جامعه را از بيخ و بن زير و رو مي‌كند. و جلو مي‌برد نوابع،‌كه در نظريه قبل سخنشان به ميان آمد،‌جز مظاهر نيازهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي جامعه نيستند و آن نيازها به نوبه خود معلول دگرگوني ابزار توليد است.
نظريه «ماترياليسم تاريخي» بر اساس چنين انديشه‌اي به وجود آمده است. ماترياليسم تاريخي، يعني برداشتي اقتصادي از «تاريخ» و برداشتي اقتصادي و تاريخي از «انسان» بدون برداشتي انساني از اقتصادي يا تاريخ.
جان كلام اين كه تاريخ، طبيعت مادي دارد نه معنوي و انساني. و تمامي دگرگوني‌هاي اجتماعي و تاريخي، زاييده عامل اقتصادي و مادي است. اين نظريه، ريشه انقلاب‌ها را دو قطبي‌شدن جامعه‌ها از نظر معيشت مي‌داند و مدعي است كه تمام خصلت‌هاي مادي و معنوي انسان از جامعه گرفته مي‌شود و در سرشت انسان آن چه را الهيون فطرت مي‌نامند وجود ندارد. انسان و وجدانش را، جامعه به كمك عوامل بيروني مي‌سازد. بر اين اساس انسان همانند نواري است خالي كه نسبت به آن جه در آن ضبط مي‌شود حالت بي‌تفاوتي و بي‌طرفي دارد و هيچ عكس‌العملي نسبت به آن نشان نمي‌دهد.(۱۲)
نظريه ماترياليسم تاريخي داراي اصول و مباني‌اي است كه نقد و بررسي آن‌ها از حوصله اين پژوهش خارج است و خود مقاله‌اي مستقل مي‌طلبد.(۱۳)
درمقابل اين نظريه،‌ نظريه‌اي ديگر است كه عامل اقتصادي را تنها و يگانه عامل دگرگوني اجتماعي نمي‌داند و به اصالت روح اعتقاد دارد. البته اسلام منكر تأثير عالم اقتصادي در تحولات اجتماعي نيست، ولي هيچ گاه عامل ماده را بر روح مقدم نمي‌دارد و معتقد است كه وجود اصيل انسان را نمي‌توان با ماده و شؤون آن توجيه و تفسير كرد.(۱۴)
۶ـ فطرت
آدمي داراي خصايص و ويژگي‌هايي است كه به موجب آنها زندگي اجتماعي‌اش در حال تكامل و پيشرفت است. ويژگي نخست: حفظ و جمع تجارب و آموخته‌هاي ديگران و استفاده از آنها است. 
ويژگي دوم: يادگيري از راه بيان و قلم است. 
ويژگي سوم: مجهز بودن به نيروي عقل و ابتكار است. 
ويژگي چهارم: ميل ذاتي و علاقه فطري به نوآوري است، يعني حب ذاتي آدمي به نوآوري و خلاقيت، محدود به هنگام ضرورت نيست، بلكه اين ميل در او به طور ذاتي به وديعه نهاده شده است و جزء جدايي ناپذير سرشت وي محسوب مي‌شود. 
اين چهار ويژگي، نيرويي را در انسان به وجود مي‌آورد كه همواره آدمي را به جلو مي‌راند. اما در حيوانات ديگر، نه استعداد نگه داري تجربه و نقل و انتقال آن وجود دارد و نه استعداد خلق و ابتكار كه خاصيت قوه عاقله است و نه ميل شديد به نوآوري وجود دارد. اين است كه حيوان در جا مي‌زند و زندگي ثابت و يك نواختي دارد،‌ اما انسان به پيش مي‌رود و زندگي‌اش به طور دائم در حركت و تغيير و تغير است و دگرگون مي‌شود.(۱۵)
وجود چنين ويژگي‌ها و خصوصيت‌هايي است كه سبب تكامل و تعلالي بشر مي‌شود، لذا شهيد مطهري اين نظريه را بسيار عالي مي‌داند و درباره آن سخنان ارزشمندي دارد.
فطرت كمال جوي و افزون طلب آدمي اين گونه است كه هر مقدار واجد چيزي باشد، باز مي‌خواهد مرحله بالاتري را طي كند و افق‌هاي جديدي را به رويش بگشايد و به وضع موجود قانع نگردد.(۱۶)، نظريه فطرت، كه از آن به عنوان «محتواي باطني انسان» نيز مي‌توان ياد كرد، نظريه شهيد مطهري است
  • بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مهدي (عج) ظهور مي كند به طوري كه بر سر او ابري است و در آن نداي كسي است كه فرياد مي زند: اين مهدي جانشين خداست پس از او تبعيت كنيد.
در اين حديث اشاره اي است به پيشرفت شگفت انگيزي كه با ظهور حضرت مهدي(عج) همراه است بطوريكه ابروماه را در اعلام صداهاي نيكو و شرافتمندامه براي همه مردمان جهان تسخير مي كند. براي اينكه سطح تمدن و پيشرفت و سطح آگاهي و رشد مردم زياد و زيادتر مي شود تا اينكه به بالاترين سطح و واج خود در افق آگاهي مردم برسد بطوريكه هيچ جايي براي كودني و نفهمي نباشد امام محمد باقر(ع) مي فرمايد: «اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد، فجمع بها عقولهم». يعني اگر قائم ما قيام كند دستش را بر سر بندگان قرار مي دهد، پس عقلهايشان را جمع آوري مي كند
عقیده به ظهور حضرت مهدی ( علیه السلام )ازنظر اقوام وادیان 
انتظار ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى، و اميد به آينده و استقرار صلح و عدل جاويدان، امرى فطرى و طبيعى است كه با ذات و وجود آدمى سر و كار داشته و با آفرينش هر انسانى همراه است و زمان و مكان نمى شناسد و به هيچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد. 
از اين رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مايلند روزى فرا رسد كه جهان بشريّت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأييد و عنايت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات يافته، شور و بلوا در جهان پايان پذيرد و انسانها از وضع فلاكت بار موجود نجات يابند و از نابسامانى و نا امنى و تيره روزى خلاص شوند و سرانجام به كمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى  نايل آيند. 
به همين دليل، در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى _ كه در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنايتها و خيانتهاى ضد انساني خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنيان خواهد نهاد _ سخن به ميان آمده و تمام پيامبران و سفيران الهى در اين زمينه به مردم با ايمان جهان، نويدهايى داده اند. 

در اين زمينه، يكى از نويسندگان معروف چنين مى نويسد: 
«موضوع ظهور و علايم ظهور، موضوعى است كه در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهميّت خاصّى است. صَرفِ نظر از عقيده و ايمان كه پايه اين آرزو را تشكيل مى دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشريّت، و طالب تكامل معنوى وقتى كه از همه نا اميد مى شود، و مى بيند كه با وجود اين همه ترقّيات فكرى و علمى شگفت انگيز، باز متأسّفانه، بشريّت غافل و بى خبر، روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى كشاند و از خداوند بزرگ بيشتر دورى مى جويد، و از اوامر او بيشتر سرپيچى مى كند; بنا به فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود، و از او براى رفع ظلم و فساد يارى مى جويد. 
از اين رو در همه قرون و اعصار، آرزوى يك مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است. و اين آرزو نه تنها در ميان پيروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتى و يهودى و مسيحى و مسلمان، سابقه دارد، بلكه آثار آن را در كتاب هاى قديم چينيان و در عقايد هنديان، و در بين اهالى اسكانديناوى و حتّى در ميان مصريان قديم و بوميان و حتّى مكزيك و نظاير آنها نيز مى توان يافت».
آرى! عقيده به ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى در پايان جهان، يكى از مسايل بسيار مهمّ و حسّاسى است كه نه تنها در آيين مبين اسلام، بلكه در همه اديان آسمانى، و نه تنها در ميان پيروان اديان و مذاهب بلكه در نزد بسيارى از مكاتب مختلف جهان سابقه ديرين دارد، و تمامى پيروان اديان بزرگ عالم از مسيحيان، كليميان و زرتشتيان گرفته تا پيروان مكتب هاى الحادى، همه و همه بدان عقيده دارند. 

مهدویت در باور مسیح  
در این آیین و كتابهای مقدس ، این آیین نیز بشارتهای روشنی دربار ه موعود آخرالزمان رسیده است. از جمله كتب مسیحیت می‌توان به انجیل متی، ‌لوقاء ، مرقس، برنابا و مكاشفات یوحنا اشاره كرد. 
مسیحیان معتقدند حضرت مسیح موعود یهود می باشد. یهودیان ناكامی آن حضرت را در تشكیل حكومت جهانی، دستاویز رد آن مدعا نموده اند. 
انجیل در انجیل برنابا نویدهای مهدی ـ علیه السلام ـ به صراحت آمده است، ولی نظر به اینكه مسیحیان آنرا معتبر نمی دانند، در اینجا فقط نویدهای موجود در اناجیل معتبر از نظر آنان را می آوریم. 
۱ ـ ” همچنانكه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود،‌ ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد … آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‌زنی كنند و پسر انسان را ببینند كه بر ابرهای آسمان، با قوت و جلال می آید … آسمان و زمین زایل خواهد شد،‌ اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچكس اطلاع ندارد و حتی ملائكه آسمان، جز پدر من و بس … لهذا شما نیز حاضر باشید زیرا در ساعتی كه گمان نبرید پسر انسان می آید. ” 
۲ ـ ” … اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائكه مقدس خود آید، آنگاه بر كرسی جلال خود خواهد نشست، ‌و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا می كنند به قسمتی كه شبان، میشها را از بزها جدا می كند‌. ” 
۳ ـ ” … آنگاه پسر انسان را ببینید كه با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا به اقصای فلك فراهم خواهد آورد … ولی آن روز و ساعت غیر از پدر هیچكس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس بر حذر و بیدار شده دعا كنید، زیرا نمی دانید كه آن وقت كی می شود … ” 
۴ ـ ” … كمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را می كشند، كه چه وقت از عروسی مراجعت كند، تا هر وقت آید و در را بكوبد بی‌درنگ برای او باز كنند. خوشا بحال آن غلامان كه آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد … پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی كه گمان نمی برید پسر انسان می آید. ” 
لازم به تذكر است كه: كلمه ” پسر انسان ” مطابق نوشته ” مستر هاكس آمریكایی ” در كتاب خود ” قاموس كتاب مقدس ” ۸۰ بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تكرار شده كه فقط ۳۰ مورد آن با حضرت عیسی قابل تطبیق می باشد (قاموس مقدس، ماده پسر خواهر ، صفحه ۲۱۹) و ۵۰ مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن می گوید كه در آخرالزمان ظهور خواهد كرد، عیسی نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او جز خدا كسی اطلاع ندارد و او كسی جز حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ نمی باشد.
« مهدویت درزرتشت »  
در منابع زرتشتيان تصريحات زيادى به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) شده است كه قسمتى از آنها را در اينجا مى آوريم: 
۱ ـ در كتاب «زند» كه از كتب مقدّسه زرتشتيان است در باره انقراض اشرار و وراثت «صلحا» كه پس از درهم شكستن شوكت جبّاران و بيدادگران، زمام اُمور جامعه بشرى را به دست خواهند گرفت، چنين مى گويد:
«لشكر اهريمنان با ايزدان دايم در روى خاكدان محاربه و كشمكش دارند، و غالباً پيروزى با اهريمنان باشد، امّا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو و منقرض سازند; چه، در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد، آنگاه فيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد از پيروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست».
۲ ـ در بخش «گاتها» كه يكى از بخشهاى چهارگانه «اوستا» است (بندهاى ۸ و ۹) نويدهائى در مورد ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)و سيطره جهانى آن حضرت كه قيام شكوهمند او طبق وعده هاى أنبياء در آخر الزمان به وقوع خواهد پيوست، چنين آمده است: 
«و هنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد پس آنگاه اى «مزدا» ! كشورت را «بهمن» در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دستهاى راستى سپرند، و خواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند». 
۳ ـ باز در همان بخش «گاتها» تحت عنوان «بامداد روز» نويد ظهور يگانه منجى بشريّت كه در پايان جهان خواهد آمد، چنين آمده است: 
«كى اى «مزدا» ! بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزشهاى فزايش بخش پرخرد رهانندگان، كيانند آنانى كه «بهمن» به ياريشان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را بر گزيدم اى أهورا». 
نويسنده كتاب «بشارات عهدين» پس از آن كه اين دو بشارت را از «گاتها» نقل كرده است چنين مى نويسد: 
«مترجمِ «گاتها»، در پاورقى، «بهمن» را ـ كه در اين دو بشارت پرچمدار نهضت آخرين معرفى شده ـ نماينده توانايى و منش نيك و راستى و پارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده، و روى اين اصل، توضيح اين دو فراز از «گاتهاى زرتشت» از اين قرار است: 
در پايان جهان پيش از رستاخيز عمومى آغاز سزاى گناهكاران است كه به دست تواناى نماينده قدرت و راستى و قدس و عدالت الهى ـ به سزاى اين جهانى خود خواهند رسيد ـ اين دولت با سعادت تنها براى كسانى است كه دروغ را به دستهاى راستى سپرده، و منش زشت را در بوته فراموشى نهاده اند. 
« مهدویت در یهود »  
یهودیان معتقدند كه در آخر الزمان منجی و رهاننده ای به نام “ماشیح” ظهور خواهد كرد كه او را از نسل حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ می شمارند. لازم به تذكر است كه موعود مسلمانان، حضرت مهدی ـ علیه‌السلام ـ نیز از طرف مادرشان به حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ می رسند. 
زبور  در زبور حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ كه تحت عنوان ” مزامیر ” در كتاب عهد عتیق آمده است، نویدهایی در مورد ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ داده شده است. تا جایی كه می توان گفت ، در هر بخش زبور اشاره ای به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران، و تشكیل حكومت واحد جهانی و 
تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یك دین محكم و آیین مستقیم موجود است. 
جالب توجه اینكه مطالبی كه قرآن كریم پیرامون ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از زبور نقل كرده، در زبور فعلی عیناً موجود است، و از تحریف مصون مانده است. 
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اگر نگاهی دقیق و جامع به مکتب اسلام داشته باشیم ، به اهمیت سه رکن از ارکان و پایه های مکتب می رسیم یعنی سه موضوع غدیر ، عاشوراء و انتظار م جدا کنیم ، دیگر از اسلام چیزی باقی نمی ماند و همین است که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران فرمودند : محرّم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است . 
به راستی که در غدیر ، امامت شیعه رقم خورده است و در عاشوراء قیام شیعه در برابر ظلم ها به وقوع پیوسته است و با انتظار ، منتظر قیام دیگری در برابر تمام یزیدیانِ شرق و غرب هستیم و منتظر نجات نسل آدمی و تمام هستی از غربت دوری امام و رهبر آگاه و آزاد خویش ، مهدی فاطمه 
غدیر سرآغاز زعامت ، ولایت  و حکومت امام معصوم است تا انسانها را به سر منزل مقصود هدایت کند ولی با خیانت مسلمان مآب های صدر اسلام ، حق زعامت امام معصوم ، غصب گردید تا آنجا که مقام امامت را در عاشورائی خونین ، با همراهان خویش ، به شهادت رساندند… راستی که اگر حقّ علی را نمی گرفتند ، چگونه جرأت می کردند که حسین و یارانش را آنگونه شهید کنند…
امروز و اما ، امروز منتظر عاشورائی دیگر هستیم آن هم به رهبری فرزند حسین – عَلَیْه السَّلام-  مهدی فاطمه ، تا غدیر را به جایگاه خویش برگردانیم و آن پیمان صادقانه را ببندیم…… 
راستی که عاشوراء انتظاری محقق شده است و انتظار  عاشورائیست محقق  نشده برای پیوندی دوباره با غدیر …
امام باقر- عَلَیْه السَّلام- فرمودند :
 قائم … روز عاشوراء ، روزی که حسین در آن روز به شهادت رسیده ، خروج می کند. ۱  
و باز در روایت آمده که: 
حضرت مهدی- عَلَیْه السَّلام-  بعد از ظهور ، انتقام غصب جایگاه امامت و ظلمی که به اهل بیت رسول خدا – صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم-  شد ، را می گیرند ۲  و چه مرتبط است آن خروج در روز عاشورا و این انتقام با عاشورا و غدیر و چه زیباست انتظار ظهور حجت خدا…
اما در زمینه سازی ظهور حضرت چه افرادی ، نقش مهمّی را ایفا می کنند؟ با بررسی بعضی از روایات انتظار ، به این نتیجه می رسیم که توجه و اعتماد اولیاء دین از میان ملت ها به ملت و کارگزاران شیعة ایرانی متمرکز شده است ، چنانکه می خوانیم که :

۱- بحار الانوار ، ج ۹۵ ، ص ۱۹۰ .
۲- همان ، ج ۵۳ ، ص ۱۴  ، حدیث مفصّل مفضل بن عمر
« اشعث بن قیس از سران منافقین ، روزی در حالی که جماعت ایرانیان ، به دور حضرت علی- عَلَیْه السَّلام-  حلقه زده بودند ، با شکستن جماعت ، خود را به ایشان رسانید و گفت: این سرخ رویان که اطراف شما را گرفته اند و نزدیک شما نشسته اند ، بر ما چیره شده اند . حضرت سکوت کرده و سر به زیر افکنند. در حالی که پای بر منبر می کوبیدند و بعد فرمودند: کدام یک از آن شکم پرستان بی شخصیت مرا معذور می دارد و حکم به انصاف می دهد، که برخی از آنان مانند الاغ در رختخواب خود می غلطند و  دیگران  را  از پند آموختن محروم می کنند . آیا مرا امر می کنی آنان را طرد کنم ، هرگزنخواهم کرد چون در این صورت از زمرة جاهلان خواهم بود ، اما سوگند به خدایی که دانه را شکافت و بندگانش را آفرید ، اینان حتماً شما را برای برگشت مجدد به آئین تان سرکوب می کنند همانگونه  كه شما آنان را در آغاز برای پذیرش این آئین سرکوب نمودید . » ۱ 
اما در ادامه آنچه به عنوان سؤال مطرح می شود این است که با توجه به اینکه انتظار نوعی عمل است نه حالت – که پیامبر اکرم – صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم-   فرمودند : «اَفْضَلُ اَعْمَالَ اُمَّتِی اِنْتظارُ الْفَرَج » ۲ – ، برای ظهور حضرت ، منتظرِ 

۱- شرح نهج البلاغة ابن ابی حدید ، ج ۲۰ ، ص ۲۸۴ . 
۲- بحارالانوار ، ج ۵۰  ص ۳۱۷ .
واقعی چه اعمالی را باید انجام دهد؟ آیا می شود برای این کار مهم به کارهای جزئی و جمع های کوچک بسنده کرد؟ مشخص است ، با توجه به مقدس ومهم بودن این هدف ، یعنی « زمینه سازی ظهور حضرت » نمی توان به کارهای جزئی بسنده نمود . آنجایی که از یک سو رسول خدا – صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم-  برای رساندن مردم به یک حکومت جامع و عادل اسلامی ، غدیر را از جانب خدا هدیه می آورد و حسین – عَلَیْه السَّلام-  برای این مهم نه تنها سر ، بلکه همة عزیزانش را می دهد، و از سوی دیگر مخالفان و دشمنان منجی عالَم ، با کاری سازمان یافته و جهانی در صدد خشکاندن این درخت سبز و محکم ۳   هستند ، آیا ما می توانیم فقط به دعای ندبه ، دعای فرج و … بسنده کنیم ، و حال اینکه فرزندان و جگر گوشه های ما در طرح کثیف دشمنان قرار گرفته اند؟!!
۳-در این جزوه نمونه ای از فعالیتهای استعمارگران و صهیونیسم ذکر گردیده است.
در این زمان که دشمنان در صدد جدا کردن انسان ها از مکتب مهدوی هستند، 
چرا ما در صدد گسترش جهانی این مکتب نباشیم و انسانها را با زلالی این مکتب آشنا نکنیم ؟؟؟
لذا برای این هدف یعنی « جهانی کردن فرهنگ انتظار و مهدویت » ضرورت دارد که کاری سازمان یافته را طراحی کنیم و پله های عمل را گام به گام با عنایت حضرت طی نماییم و به فراهم شدن این هدف که قطعی و ضروری است، سرعت بخشیم چرا که این هدف چه بخواهیم و چه نخواهیم تحقق پیدا می کند . 
« به امید آن روز که او بیاید و جهان را از غربت نجات بخشد. »
آنچه در این جزوه می آید  ، پاسخی است به سؤالات  ذیل :
۱) ريشة عقب ماندگی علمی و معنوی مسلمین ، و برنامه ها و فعالیت های دشمنان در این راستا چیست؟
۲) در قبال برنامه های دشمنان ، ما چه کرده ایم و با چه کمبودهایی مواجه هستیم؟
۳) روایات خاندان پیغمبر اکرم – صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم-  ، برای زمینه سازی ظهور امام زمان ، ما را به چه سمت و سویی هدایت می کند؟
۴) یاوران حضرت به شهادت روایات ، چه خصوصیاتی باید داشته باشند و چه نقشی را باید ایفا کنند؟
۵) و بالاخره تعریف سازمان و سیستم چیست ، و کیفیت ارزیابی فعالیت های سازمانی ، چگونه است؟

« راز عقب ماندگی مسلمین و نقش دشمنان »

از ظلمی که به امامت شده گفتیم و از شهادت امام در عاشورا …
به راستی ، ریشة عقب ماندگی مسلمین در علم و معنویت و ریشة ظلمی که امروزه نه تنها به مسلمین بلکه به نسل آدمی می شود و خلاصة کلام ریشة غربت نسل آدمی در جهان امروز، همان ظلمی است که به مقام امامت شد . آنجا که امیرالمؤمنین – عَلَیْه السَّلام-  را به عنوان امام نپذیرفتند و غدیر را از مسیر اصلی خود ، منحرف کردند. اما در ادامه عواملی به عقب ماندگی و انحطاط مسلمین ، سرعت بخشید و از این انحراف و از این آب گل آلود استفاده نمود ، که در ادامه به ذکر آنها می پردازیم.
آنچه کارشناسان به عنوان علل عقب ماندگی مسلمین ، ذکر نموده اند ، عبارت است از:
۱) فقر اقتصادی ،  2) بی سوادی ، ۳) جنگ جهانی اول و دوم ، ۴) اختلاف و انحراف مذهبی در درون مسلمین توسط خود مسلمین ، ۵) اختلاف و انحراف مسلمین توسط استعمار ، ۶) آموزه های انحرافی و ساختگی از دین بین مسلمین مثل : مذمت دنیا به عنوان مذمت دنیاپرستی و عدم تفکیک بین استفادة بهینه از دنیا و بین مفهوم دنیاپرستی ، ۷) انحراف در معنا و منظور الفاظی مثل زهد ، تقدیر و سرنوشت ، توکل و … ، ۸) تفکر سکولاری و جدایی بین دین و سیاست تا آنجا که حتی بعضی این تئوری را مطرح نمودند که علی – عَلَیْه السَّلام-  رهبریت دینی و ابوبکر رهبریت سیاسی مسلمین را بر عهده داشت. ، ۹) این تفکر که صحابة پیامبر و یا بزرگان امّت اسلامی اگر هم خطائی کرده اند ، بر آنها نباید خرده گرفت بلکه کوشش خود را کرده اند، اما خطائی هم شده است که این خطا بر حقانیت آنها ضربه ای وارد نمی کند و هیچ کدام از صحابة پیامبر از این قانون مستثنی نیستند حتی معاویه و لذا تقدّس آنها محفوظ است و احترام آنها لازم و لذا در مورد اصحاب پیغمبر گفتند که : « اِجْتَهَدَ وَ اَخْطَأَ » ، فلان صحابی کوشش کرده و اجتهاد داشته است هر چند به خطا رفته باشد. ،  10) و بالاخره اخلاق خود مسلمین که همّت و خلاّقیت را در پیشبرد زندگی فردی و اجتماعی آنچنان که باید به کار نبستند ۱  و مواردی دیگر.  
اما مهم ترین علت در میان عوامل ، دلبستگی مسلمین به دنیا و بیزاری از مرگ است . که رسول خدا – صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم-  فرمودند:
« دیری نخواهد پایید که اقوام غیر مسلمان به سویتان یورش خواهند برد، همچون یورش گرسنگان به سفرة غذا .
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انتظار از يك سم به معناي چشم به راه كسي يا چيزي بودن است و انتظار فرج يعني چشم به راه امام زمان (عج) داشتن و آمادگي براي ظهور امام مي باشد.
در سايه انتظار است كه آينده اي روشن و جامعه اي كه در آن نهايت عدالت رعايت              مي شود ، نويد بخش شخص منتظر است. شخص منتظر هم همواره در طول غيبت در راه زمينه سازي و تحقق جامعه مهدوي مي كوشد او با تاريكي ها و ظلمتها و افراد سفيان صفت و دجالي مي جنگد و محيط را براي ايجاد حكومت مهدوي كه عاري از هر گونه انحراف                مي باشد آماده مي كند. شخص منتظر آنچنان غرق در مولاي خود در زمان غيبت مي شود كه تعجب همه را بر مي انگيزد كه اين چه فردي است كه نه پيغمبر (ص) را ديده و نه ائمه را ولي با يك نوشته به خدا و غيبت ايمان آورده و اينگونه مشتاق لقاي دوست مي باشد. 
منتظر واقعي دو عمليات زمينه سازي مهم جهت منظور آقا را بر دوش خود دارد.
۱ ـ خودسازي : مهيا نمودن روح و جسم براي ايثار در زمان ظهور حضرت او مي كوشد تا دل و روح خود را آنچنان كه شايسته خدمت به اسلام و آقا مي باشد آماده ظهور نمايد وي هرگونه ناپاكي و كدورت را از لوح دل خود مي زدايد تا جايي براي مهر و محبت امام عمرش باز نمايد. زنگار از وجود خود مي شويد و دل خود را صيقل مي دهد تا به ظرفيت ياري حضرت مهدي (عج) برسد.
۲ ـ جامعه سازي : منتظر آنگونه خود را ساخته و پرداخته نموده است براي ظهور مهدي همانگونه جامعه را ني ز مي سازد. او اين امر را كه بايد جامعه پذيرا و آماده استقبال از مهدي باشد احساس كرده و آن را به عنوان وظيفه خود مي داند تا جامعه را از لوث هرگونه كوته نظري و پوچ نگري نجات دهد تا جامعه أي باشد كه در راه امام مهدي همه چيزش را فدا كند نه مثل جامعه كوفه زمان علي و امام حسن و حسين (ع) تا يك موضعي موافق با امام باشد ولي از آن موضع به امام از پشت خنجر بزنند و او را تنها بگذارند . اين شخص براي اين كار ابتدا از اطرافيان خود و خانواده اش شروع مي كند سپس دامنه زمينه سازي را گسترش مي دهد تا اين كه جامعه را آماده حضرت مهدي نمايد. او تر آينه ظهور را نزديك مي بيند و براي همين خود را هميشه در پيشگاه امام زمان (عج) مي بيند و اين امر باعث مي شود تا كاري كه مورد رضاي خدا نيست انجام ندهد .
پس با انتظارات انسان به تكامل خود مي رسد و از يك جايگاه بندگي حضرت حق در شخص منتظر نمايان مي شود تا فرشتگان الهي نيز به اين درجه غبطه بخورند.
تعريف گل واژه انتظار 
انتظار يعني پرچم مقاومت و ايستادگي 
 انتظار يعني شعار عدالت خواهي و آزادگي 
انتظار يعني تبلور آية فطرت و ره آورد حديث كنز
انتظار يعني قصة شوريدگي عاشقان حضرت دوست 
انتظار يعني پاسداشت شرافت و كمال انساني 
انتظار يعني حماسه تبر ابراهيم و ذوالفقار علي 
انتظار يعني تفسير خون نامة نينوا 
انتظار يعني ضمانت نامه پيروزي هابيليان 
انتظار يعني دريچه اي رو به پايين سكوت 
انتظار يعني بهانه اي براي تپيدن قلب تاريخ 
انتظار يعني زورقي عرض پيما در گرداب شهوات و موج خيز هواهاي نفساني 
انتظار يعني واحة سبز معني در برهوت 
و بالاخره انتظار يعني چكامة شورانگيز يكتا پرستي .
اعمال دورة انتظار 
۱ ـ تقويت ابعاد اسلام در وجود منتظر 
شخص منتظر بايد همة ابعاد دين مبين اسلام را در وجود خود پرورش دهد و سپس به عنوان يك فرد مسلمان دين اسلام را آنچنان كه از طرف خداوند آمده به سايرين بشناساند.
۲ ـ پيشه كردن تقواي الهي 
همانگونه كه قبلاً ذكر گرديد انسان آخرالزمان براي  از دين و اعتقادش مثل كسي است كه آتشي را در دست نگه دارد پس در اين دوران حساس و پر تلاطم انسان منتظر مولا بايد تقواي الهي پيشه كند تا از طريق تقواي خود زمينه ساز ظهور حضرت حجت باشد. او بايد آنچنان در راه تقوا به خود زحمت بدهد تا به راحتي از دين خود بر نگردد و هر چيزي را به هم عنوان دين قبول نكند . امام زمان (عج) خواهان ياراني است كه ابتدا به ترتيب نفوس خود پرداخته اند و سپس آنچنان كه اسلام واقعي را شناخته اند دينداران متقي ديگري تربيت نموده اند كه آنها هم در راه امام زمان (عج) مجاهدت و ايثار مي نمايند. پس تقوا يكي از وظايف منتظران مهدي مي باشد كه بايد به نحو احسن آن را دارا بود.
۳ ـ اجراي عدالت 
اصولاً عدل در مقابل ظلم است و هر گاه و در هر جا سخن از عدالت به ميان مي آيد در آن عدالت فرض مي شود : الف ـ عدالت فردي  ب ـ عدالت اجتماعي 
الف ـ عدالت فردي : زير بنا و اساس عدالت اجتماعي عدالت فردي است و عبارت است از اين كه شخص حتي در مورد خود نيز عدالت را رعايت نموده و آن را به اجرا در آورده . حال بايد ديد كه اين كار چگونه انجام مي گيرد . 
همانگونه كه گفته شد عدالت در مقابل ظلم است ، يكي از كارهايي كه انسان انجام              مي دهد و در مورد خودش عدالت را پايمال مي نمايد ارتكاب گناه مي باشد . در واقع ارتكاب گناه يك نوع ظلم به نفس است. چرا انسان كاري كند كه ضرر دنيوي و اخروي آن متوجه باشد . فرد منتظر كسي است كه حتي در مورد خود نيز عدالت را به حد اعلاي خود انجام مي دهد و هيچ وقت عدالت را با انجام عملي كه ضرر و زيان آن متوجه خودش و حتي ديگران است پايمال نمي كند . بر اين اساس فرد گنه كار با ارتكاب جرم براي هرگونه ظلم اجتماعي نيز آماده مي شود . او كه حتي به خود رحم ندارد و به خود ظلم مي كند پس به طريق آسان به مردم و جامعه ظلم خواهد كرد كه بايد هر فرد منتظر نه تنها ظلم نكند بلكه از آن 
جلوگيري نمايد . 
ب ـ عدالت اجتماعي : انسان منتظر با پاس داشتن حقوق خود و رعايت عدالت در مورد وجود خويش ، حقوق ديگران را نيز ارزشمند تلقي مي كند و به آن احترام مي گذارد . يكي از مراتب عدالت اجتماعي همانگونه كه گفته شد عدالت فردي است و تحقق عدالت فردي در شخص منتظر بر ايجاد عدالت اجتماعي مقدم مي باشد ؛ يعني حضور عدالت شخصي پيش نياز وصول به عدالت اجتماعي و گروهي است. 
جامعه مهدوي كه بعضي از آن به عنوان آرمان شهر ياد مي كنند ، جامعه اي است كه در آن عدالت حرف اول را مي زند . پس بر اساس اين شخص منتظر درصدد ايجاد عدالت در جامعه براي به ثمر رسيدن جامعه عدل مهدوي است. وي هر حقي را به ذي حقي مي دهد و حتي در نظر به افراد هم عدالت دارد تا چه رسد به اينكه با عمل خود در بين آنها عدالت را اجرا نمايد . كسي كه در راه عدالت قدم مي گذارد ممكن است مردم او را به هر نحوي دشمن خود احساس كنند و خواهان از بين بردن و به حاشيه كشاندن او مي شوند . نمونه بارز اين عمل را در دوران حكومت عدل علوي مشاهده مي كنيم كه مرد عدل و عدالت را خانه نشين مي كنند و او را به روشي كه تا به آن روز معمول نبوده به شهادت مي رسانند . منتظر بايد اين اعمال و موانع را از سر راه خود بر دارد و مسير عدالت را براي خود هموار نمايد تا حرف و عملي او را از راه عدالت منحرف نكند. 
۴ ـ صبر و بردباري و استقامت 
در دوران غيبت ، فشارهاي فراواني بر منتظران مخلص و صديق مهدي موعود وارد              مي شود كه بايد در برابر اين مشكلات و فشارها صبر و پايداري نمايد . منتظر بايد شخصي باشد كه با هر بادي مثل بيد نلرزد و چون كوه استوار و پايدار و مقاوم باشد . مومن منتظر از يك توان روحي بالايي برخوردار است كه هر فشاري را بر خود يا ديگران تحمل مي كند و از مسير پر تلاطم انتظار و غيبت پر صلابت بيرون مي آيد . منتظران واقعي بايد صبر پيشه كنند . صبر است كه رأس الايمان مي باشد . آن فردي كه ايمان به غيب و خداوند دارد و همچنين ايمان بلكه يقين به امام غايب دارد مهمترين ويژگي ايمان و يقين او صبر است . او با صبر است كه به مرحله أي از ايمان رسيده كه همه چيز خود را فداي كسي مي كند نه او را ديده و نه صدايش را شنيده است ، بلكه از روي عقل و براساس نوشته هايي به او ايمان آورده است

عتیقه زیرخاکی گنج