• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به دليل گستردگي شبكه به هم پيوسته توليد و انتقال نيرو در صنعت برق و پراكندگي ايستگاه ها در نقاط بعضا دور از دسترس، احداث و بهره بردار سيستم هاي مخابراتي از نيازهاي اساسي صنعت برق مي‌باشد. كاربريهاي عمده مخابرات در صنعت برق عبارتند از :
۱- انتقال اطلاعات و ارسال فرامين خودكار حفاظتي براي جداسازي بخشهاي حادثه ديده و معيوب در كوتاهترين زمان و جلوگيري از گستردگي حوادث جزئي به كل شبكه و پيشگيري از حوادث احتمالي.
۲- انتقال اطلاعات جمع آوري شده از پست ها و نيروگاه ها به مراكز كنترل و انتقال فرامين كنترلي از مراكز كنترل به ايستگاه‌ها. 
– هماهنگي عمليات بهره برداري و برقراري ارتباط بين بخش هاي ستادي و عملياتي از طريق شبكه تلفني مستقل برق.
سيستم هاي مخابراتي مورد استفاده در شبكه مخابرات صنعت برق شامل بيسيم، مايكروويو، PLC ، DTS ، فيبر نوري و سيستم سوئيچينگ مي باشد.
– PLC سيستم مخابراتي است كه از خطوط فشار قوي در فركانس هاي ۴۰ تا ۴۰۰ كيلوهرتز براي انتقال پيام هاي مخابراتي استفاده مي كند.
– DTS شبكه اختصاصي و Hot Line تلفني ديسپاچينگ مي باشد.
– كابل OPGWدر خطوط انتقال نيرو بجاي سيم زمين براي انتقال اطلاعات با حجم و امنيت زياد بكار مي رود.
سيستمPower Line Carrier  يكي از شيوه هاي نوين انتقال داده مي باشد كه مخفف آن PLC است اما نه كنترل كننده هاي منطقي برنامه پذير ، بلكه خطوط انتقال قدرت.
توسعه منابع توليد، انتقال و توزيع انرژي الكتريكي نياز مبرمي به وجود يك شبكه مخابراتي بين نقاط كليدي سيستم برق رساني مثل مراكز توليد، تبديل، تصميم گيري و توزيع كه اكثرا در فواصل دور از هم واقع شده اند را به وجود آورده است. از خطوط انتقال مي توان براي ارسال امواج فركانس بالاي حامل اطلاعات در سيستم هاي مخابراتي استفاده نمود. سيستمي كه براي اين گونه انتقال اطلاعات مورد استفاده قرار مي گيرد را ابزار “انتقال موج حامل اطلاعات بر روي سيستم فشار قوي” يا PLC مي نامند.


موارد زير ضرورت ايجاد يك شبكه مخابراتي PLC را به وضوح روشن مي نمايد:
۱- شبكه هاي مخابرات عمومي جوابگوي نيازهاي ارتباطي جهت بهره برداري موثر از شبكه فشار قوي نمي باشد.
۲- تبادل‌اطلاعات بين مراكز ديسپاچينگ و ساير پست‌ها‌توسط يك شبكه‌مخابراتي مطمئن‌و اختصاصي، از ضروريات اين گونه مراكز مي باشد.
۳- با استفاده از يك شبكه جامع مخابراتي، پست ها مي توانند به تجهيزات حفاظتي مجهز گردند كه باعث قابليت اعتماد بيشتر و بهره برداري موثر از شبكه مي گردد.
۴- عدم وجود يك شبكه مخابراتي اختصاصي، ضعف ارتباط از طريق شبكه مخابراتي شركت مخابرات، عدم دسترسي اكثر پست هاي واقع در خارج شهر به خطوط ارتباطي PTT مشكلاتي هستند كه در صورت وجود يك شبكه مخابراتي مطمئن بر طرف گشته و امكان بهره برداري موثرتر از شبكه را ايجاد مي كند.
با توجه به نكات فوق جهت مرتفع نمودن اشكالات ذكر شده و بهره برداري از شبكه، مي توان با استفاده از سيستم‌هايPLCچنين شبكه‌هاي مخابراتي را براي استفاده در شبكه‌هاي برق رساني طراحي نمود.
استفاده از PLC به جاي ساير سيستم هاي ارتباطي نظير كابل تلفني، امواج راديويي و مايكروويو و … داراي مزايايي مي باشند كه عبارتند از :
۱- به علت ناچيز بودن افت سيگنال حامل اطلاعات در هر كيلومتر، مراكز توليد و توزيع انرژي الكتريكي كه معمولا در فواصل دوري از يكديگر واقعند را مي توان مستقيما توسط كانال هاي PLC بدون استفاده از تكرار كننده به يكديگر مرتبط ساخت.
۲- خطوط انتقال فشار قوي كه ارتباطات PLC توسط آنها صورت مي گيرد، موجود بوده و احتياج به سرمايه گذاري مجدد براي ايجاد محيط مخابراتي نيست به علاوه در شرايط متغير آب و هوايي مصونيت ارتباط PLC در مقايسه با ارتباطات راديويي بيشتر مي باشد.
۳- دستگاه هاي فرستنده و گيرنده PLC از درجه اطمينان بالايي برخوردار مي باشند.
۴- شبكه مخابراتي كه از لوازم مديريت براي كنترل و بهره برداري شبكه فشار قوي مي باشد بطور اختصاصي تنها در اختيار شركت برق منطقه ايي قرار خواهد گرفت.
۵- سيستم هاي تلفني PLC از شبكه تلفني شركت مخابرات مجزا مي باشد و به عنوان سيستم هاي خصوصي فرض مي شود.

۱-۲- سيستم Power Line Carrier (PLC)
PLC وسيله اي براي انتقال امواج فركانس بالا با استفاده از سيم فشار قوي مي باشد. در اين سيستم براي ارتباط دو طرفه ميان دو پست A و B (شكل۱) يك زوج فرستنده و گيرنده در هر كدام از پستها قرار مي گيرد. فرستنده A سيگنال فركانس بالاي خود را با فركانس FA-B بر روي خط فشار قوي واصل ميان دو پست ارسال نموده و گيرنده موجود در پست B كه بر روي فركانسFA-B تنظيم شده است. موج ارسالي از A را از خط فشار قوي گرفته و مورد استفاده قرار مي دهد. بالعكس فرستنده B سيگنال خود را با فركانسFB-A  ارسال نموده و گيرنده A نيز بر روي فركانسFB-A تنظيم شده است. بدين ترتيب يك ارتباط دو طرفه (Duplex) ميان دو نقطه A و B بر قرار مي شود
چون دستگاه هاي فرستنده و گيرنده PLC را نمي توان مستقيما به خط فشار قوي كه ولتاژ بسيار زيادي دارد متصل نمود. براي اينكار به دستگاه ها و تجهيزات واسطه اي نياز است كه بين فرستنده و گيرنده و خط انتقال انرژي قرار گيرند تا هم سيگنال فركانس بالاي PLC را به خط كوپله نموده و هم مانع از اتصال مستقيم ولتاژ بالا به دستگاه هاي حساس PLC بشوند به همين خاطر از خازن هاي كوپلاژ استفاده مي شود(شكل ۲) با قرار دادن يك خازن بين خط انتقال و دستگاه  PLC اين منظور برآورده مي شود.
 
خازن هاي CCoupl در مسير سيگنال فركانس بالاي PLC به خط انتقال فشار قوي در مقابل موج با ولتاژ بالا و فركانس ۵۰ هرتز، امپدانس زيادي از خود نشان داده و مانع عبور آن به سمت دستگاه هاي PLC مي شوند. در حالي كه براي امواج حامل اطلاعات فركانس بالا به صورت اتصال كوتاه عمل مي كنند. اين نكته از اين حقيقت ناشي مي شود كه امپدانس خازن به صورت  بيان مي گردد كه مقدار آن با فركانس نسبت عكس دارد. لذا هر چقدر فركانس كمتر باشد، امپدانس خازن بزرگتر خواهد بود. بالعكس براي فركانس بالاي سيگنال هايPLC كه در محدوده۴۰ الي۴۰۰ كيلوهرتز قرار دارد، خازن CCoupl همانند اتصال كوتاه(امپدانس خيلي كوچك) عمل نموده و سيگنال PLC را به سمت خط فشار قوي هدايت مي‌كند. معمولا CCoupl را بين ۲۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ پيكوفاراد انتخاب مي نمايند.
در پست هاي فشار قوي براي اندازه گيري ولتاژ و جريان خط از تقسيم كننده هاي (مبدلهاي) ولتاژ خازني بنام (Capacitive Voltage Transformer) CVT استفاده مي شود. لذا از آنها مي توان جهت خازن جداكننده CCoupl كه خازن هاي كوپلاژ ناميده مي شود نيز استفاده نمود.
خط انتقال فشار قوي تلفات نسبتا زيادي براي سيگنال هاي فركانس بالايPLC ايجاد مي كند. اين تلفات به طول، ولتاژ، وضعيت فيزيكي خط و فركانس كار PLC بستگي دارد. بدين جهت لازم است كه هنگام كوپله نمودن فرستنده PLC به خط فشار قوي، حداكثر توان فرستنده به خط كوپله شده و توان برگشتي به حداقل خود برسد.
بدين دليل لازم است مدار واسطه اي بين دستگاه PLC از يك طرف و يك سر خازن كوپلاژ از طرف ديگر قرار گرفته تا تطبيق امپدانس جهت انتقال حداكثر توان از فرستنده به خط و از خط به گيرنده صورت پذيرد. در شكل(۳) چنين وضعيتي مشاهده مي گردد.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انرژي الكتريكي در مقايسه با ساير انرژي‌ها از محاسن ويژ‌ه‌اي برخوردار است و همين محاسن است كه ارزش و اهميت و كاربرد آنرا فوق‌العاده روز افزون ساخته است. بعنوان نمونه مي‌توان خصوصيات زيرا را نام برد:
۱٫ هيچگونه محدوديتي از نظر مقدار در انتقال و توزيع اين انرژي وجود ندارد.
۲٫ عمل انتقال اين انرژي براي فواصل زياد بسهولت امكان‌پذير است.
۳٫ تلفات اين انرژي در طول خطوط انتقال و توزيع كم و داراي راندمان نسبتاً بالائي است.
۴٫ كنترل و تبديل و تغيير اين انرژي نسبت به ساير انرژي‌ها به آساني انجام‌پذير است
بطور  كلي هر سيستم انرژي الكتريكي داراي سه قسمت اصلي مي‌باشد:
۱٫ مركز توليد نيرو (نيروگاه)
۲٫ خطوط انتقال نيرو 
۳٫ شبكه‌هاي توزيع نيرو
توليد كه از دو قسمت تشكيل يافته است:
حلقه كنترل قدرت و فركانس، كه به صورت توربين مي‌باشد.
حلقه كنترل ولتاژ، كه مربوط به ژنراتور مي‌باشد.
۱٫ شبكه سراسري انتقال كه شامل ترانسهاي قدرت با نسبت تبديل ۱۱٫۵/۲۳۰/۴۰۰kvi,11.5kv و شبكه‌ي فوق توزيع كه شامل ترانسهاي ۱۳۲/۶۳kv مي‌باشد.
۲٫ شبكه پخش انرژي الكتريكي كه در انتهايي‌ترين سيستم قدرت قرار مي‌گيرد.
بمنظور تامين انرژي مورد نياز مصرف‌كننده‌ها، شبكه‌هاي توزيع (فشار متوسط و ضعيف) در قسمتهاي مختلف صنعتي و كشاورزي و مسكوني و عمومي (تجاري) داراي شرايط و خصوصيات معيني مي‌باشند. 
اين شرايط كه در هر شكبه توزيع مي‌بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارتند از:
۱٫ شرط اول تامين انرژي مورد نياز مشتركين (بعنوان مصرف‌كننده)، اين است كه شركت برق موظف است به طور دائم در طول شبانه‌روز آن مقدار قدرتي را كه مشترك درخواست نموده و مورد توافق قرار گرفته در اختيارش قرار دهد. بنابراين در انتخاب ميزان قدرت و نوع شبكه و سيم‌كشي واحدهاي عمليات آن بايستي دقت زيادي شود.
۲٫ شرط دوم جهت تامين انرژي مصرف كننده‌ها اين است كه وضعيت شبكه‌ها بايد طوري باشد تا در موقع خرابي يك قسمت از شبكه، در تغذيه‌ي مصرف‌كنندها وقفه‌اي حاصل نشود.
۳٫ عيب‌يابي سريع ناشي از عايق‌بندي (ايزولاسيون) شرط سومي مي‌باشد كه در توزيع انرژي الكتريكي، باستي مورد نظر باشد. شبكه‌ها بايد طوري باشد كه بتوان معايب ناشي از عايق‌بندي و پارگي خطوط و ساير معايب را فوري و بطور مطمئن پيدا كرده و بسرعت آنها را برطرف نمود.
۴٫ با برقراري شرايط بالا، چهارمين شرط انتخاب شبكه اينست كه مناسب‌ترين و ارزان‌ترين روش توزيع انرژي را داشته باشد، عدم رعايت موارد فوق باعث مي‌شود كه اشكالات زيادي در شبكه‌هاي توزيع بوجود مي‌آيد. از افت ولتاژهاي فوق‌العاده زيادتر از حدمجاز گرفته تا تلفات زياد انرژي و از اضافه‌بار روي ترانسفورماتورها گرفته تا خاموشي‌هاي طولاني در سطوح وسيع.

انواع شبكه‌هاي توزيع انرژي الكتريكي: 
بخش از سيستم الكتريكي كه بين پست‌هاي۲kv,43kv,20kv و ترانسفورماتورهاي فشار متوسط قرار دارد، سيستم اوليه ناميده مي‌شود. اين سيستم از مدارهايي تشكيل شده كه به آنها فيدرهاي اوليه گفته مي‌شود. هر فيدر شامل يك بخش اصلي يا «فيدر اصلي» كه معمولاً يك مدل سه سيمه سه فاز است و شاخه‌ها يا انشعابها كه معمولاً از فيدر اصلي منشعب شده‌اند، مي‌باشند.
ممكن است در صورت لزوم انشعاب‌هاي فرعي از انشعاب‌ها جدا شده باشد.  ترانسفورماتورهاي توزيع فشار متوسط، سه فاز بوده وتوسط فيوز فشار متوسط (فيوز CutOut) در پستهاي هوايي محافظت مي‌شوند. براي حفاظت ترانسهاي قدرت در پستهاي زميني از دژنكتور يا سكسيونر قابل‌قطع زير بار استفاده مي‌شود. 
فيدرهاي مذكور توسط ركوردها در نقاط مختلف مدار تقسيم‌بندي شده‌اند تا حتي‌الامكان بخشي از مدار كه دچار خطا شده است، به تعداد كمتري از مشتركين مرتبط باشد. اين كارها با هماهنگي عملكرد تمام فيوزها و ركلوزرها امكان‌پذير مي‌باشد.
نواحي با تراكم بارزياد توسط فيدرهاي اوليه زيرزميني كه معمولاً كابلهاي سه فاز شعاعي هستند، تغذيه مي‌گردد. اين روش، ظاهري بهتر داشته و كم‌دردسرتر مي‌باشد، اما داراي هزينه بيشتر بوده و زمان تعمير آن طولاني‌تر از سيستم‌هاي هوايي است. در برخي حالات، مي‌توان كابل را بصورت معلق بر روي تيرك‌ها بكار برد كه در اين نوع، هزينه از حالت سيستم هوائي (Open-Wire) ،‌ بيشتر و از حالت بكارگيري تاسيسات زيرزميني كمتر مي‌باشد.

شبكه‌هاي شعاعي:
ساده‌ترين، كم‌هزينه‌ترين و رايج ترين شكل فيدر اوليه، نوع شعاعي آن مي‌باشد. بطور كلي فيدرهاي اصلي و فرعي Main&SubFuder بصورت سه فاز بوده و جريان رله‌هايي كه از پست خارج مي‌شوند،‌ بيشترين مقدار را داشته و هركدام در حين اينكه انشعابها و انشعاب‌هاي فرعي از فيدر جدا مي‌گردند، در طول فيدر كاهش مي‌يابد.
كافيست اطمينان تداوم سرويس‌دهي در مسيرهاي اوليه شعاعي پائين است. چنانچه خطايي در هر نقطه از فيدر رخ دهد، قطع قدرت در همه مشتركين فيدر ايجاد مي‌گردد، مگر آنكه توسط كليدهايي نظير فيوز، تقسيم‌كننده، سكسيونر يا دژنكتور آن را جدا نمائيد. 
 شبكه‌هاي بسته سه فاز (خطوط پخش انرژي از دوسو تغذيه):
       ضريب اطمينان كار چنين شبكه‌اي بطور قابل توجهي بالا مي‌باشد. زيرا از كارافتادن يكي از دو منبع و يا قسمتي از خط تغذيه كننده، شبكه همواره از سمت ديگري انرژي مي‌گيرد. بديهي است شرط اصلي محاسبه شبكه، تغذيه از يك سمت است. يعني سطح مقطع سيم‌هاي اصلي بايد براي حالتي محاسبه گردد كه شبكه از يك سو تغذيه مي‌گردد.
شبكه‌هاي دو سوتغذيه، در قصبات و روستاهايي بيشتر كاربرد دارد كه در قسمت طول گسترش يافته است.
شبكه با تغذيه از يك سو، براي چنين مناطقي افت انرژي زيادي در طول خط دارد و علاوه از چنين شبكه‌اي براي تغذيه ماشين‌هاي كارخانه كه داراي سالن‌هاي نسبتاً طويلي مي‌باشد، نيز مي‌توان استفاده كرد.

شبكه‌هاي حلقوي
عملكرد شبكه‌هاي حلقوي غير عملكرد شبكه‌هاي از دوسو تغذيه شونده مي‌باشد، با اين تفاوت كه از يك شبكه حلقوي ابتدا و انتهاي خط هادي يك نقطه (منبع) تغذيه كننده متصل مي‌باشد. چنين شبكه‌اي براي تغذيه نقاط با تراكم مصرف زياد به كار مي‌رود (تغذيه پست‌هاي ترانسفورماتور). حفاظت شبكه‌هاي ازدوسو تغذيه شونده و شبكه‌هاي حلقه‌اي احتياج به وسايل حفاظتي حساس و دقيقي مانند رله‌هاي جريان زياد جهت‌دار دارد.

ساختار فيدرهاي سيستم توزيع
اساس فيدرهاي شعاعي يك سيستم توزيع، بخاطر عدم تداوم سرويس‌دهي سوال برانگيزند و يك خطر بر روي هر يك از فيدرها به خاموشي تعدادي از مصرف‌كنندگان مي‌انجامد و در هنگام استفاده از اين آرايش، وقفه در سرويس‌دهي به صورت اجتناب‌ناپذير وجود دارد. از اين‌رو استفاده از شبكه‌هاي حلقوي و يا رينگ مورد توجه قرار مي‌گيرد. از نظر تعريف شبكه رينگ به مداري گفته مي‌شود كه از يك شينه آغاز مي‌گرد و پس از متصل كردن چند شينه به يكديگر به همان نقطه شروع برمي‌گردد.
به عبارت ديگر رينگ حلقه‌اي است كه مي‌تواند بيشتر از يك پست را تغذيه كند و از طريق بيشتر از نقطه قابل تغذيه است. مزيت اصلي شبكه رينگ در قابليت اطمينان مناسب و امكان گسترش آسان آن است، اما تعداد ديژنكتورها و كليدهاي مورد نياز زيادو نيز رله‌ گذاري مشكل و پرخرج مي‌شود، لذا در شبكه‌هاي فعلي توزيع برق جهت استفاده از قسمتي از پست‌هاي شبكه حلقوي بدليل مشكلات جايگزيني و تجهيزات ذكر شده از سيستم حلقه باز يا شبكه با قابليت تغذيه از دوسو دربين دو شينه يا پست توزيع استفاده مي‌نمايد.
عوامل مهم بسياري در طراحي فيدرهاي اوليه اثر مي‌گذارد كه مهمترين آنها عبارتند از: چگالي و رشد بار، نياز به ايجاد ظرفيت خالي براي بهره‌برداري در حالت اضطراري، هزينه و ساختار مدار مورد استفاده طرح و ظرفيت پست فوق توزيع مربوطه به آن، سطح ولتاژدهي بر ساير استاندارهاي سرويس دهي.

سطوح ولتاژ شبكه‌هاي توزيع
شبكه‌هاي فشار متوسط عمومي در ايران با ولتاژهاي ۱۸٫۲۰٫۲۳ كيلوولتي كار مي‌كنند كه در اين ميان ولتاژ ۲۰ كيلوولت رايجترين آنهاست و امروزه ايجاد و توسعه شبكه‌هاي فشار متوسط اساساً با ولتاژ ۲۰ كيلو ولت صورت مي‌گيرد. حتي  در برخي از شهرها هم كه از قديم ولتاژ ۱۱ كيلوولت معمول بوده است، رفته رفته جاي خود را به ولتاژ ۲۰ كيلوولت مي‌دهد. ولتاژ ۳۳ كيلوولتي تنها در خوزستان رايج است و در ابتدا بعنوان ولتاژ برق توزيع بكار مي‌رفت.

پست‌ها (استگاه‌هاي) توزيع
اين ايستگاه‌ها در شبكه‌ برق كشور به دو صورت زميني (نصب شده در ساختمان) و هوايي (نصب شده در هواي آزاد بر روي پايه‌هاي برق) رايج است. پست‌هاي زميني اختصاص به محدوده داخل شهرها و بعضي از مشتركان مصارف سنگين دارد. ويژگي آنها نسبت به ايستگاههاي هوايي، ظرفيت نامي بالاتر و قابليت مانور روي شبكه از طريق تجهيزات موجود درآنهاست. در بيرون از محدوده‌هاي شهري، نوع رايج، پست‌هاي هوايي است.
ترانسفرماتورهاي توزيع اغلب تا قدرت ۳۱۵-۴۰۰VA بصورت هوايي و از اين ظرفيت به بالا زميني و در داخل ساختمان نصب شده و مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرد.

پيكتاژ
براي انتقال انرژي الكتريكي از نقطه‌اي به نقطه ديگر لازم است كه عمل پيكتاژ صورت پذيرد. عمل پيكتاژ در واقع تعيين محل برجهاي انتقال نيرو مي‌باشد. در سطح ولتاژ توزيع ۲۰kv از تيرهاي بتوني به ارتفاع‌هاي ۱۲٫۱۳٫۱۵ متري و از قدرتهاي مختلف ۸۰۰, ۶۰۰, ۴۰۰ و حتي ۱۰۰۰ كيلوگرم نيرو استفاده مي‌شود. براي عمل پيكتاژ لازم است ابتدا بازديد كلي از مسيرخط انتقال صورت پذيرد و با ديدن پست‌ و بلندي‌ها و چگونگي زمين از نظر جنس و همچنين موانع طبيعي مانند جنگل، كوه، دريا، سيل و … يك آشنايي كلي پيدا شود. 
طراحي خط از دو بخش الكتريكي و مكانيكي تشكيل مي‌شود. منظور از بخش الكتريكي سطح مقطه سيم  از نظر قدرت عبوري و افت ولتاژ مجاز است و از نظر مكانيكي به مشخص كردن قدرت و ارتفاع تير با توجه به قدرت كشش سيم و همچنين نوع زمين و شرايط جوي و حريم و مسائلي از اين دست مربوط مي‌شود.
بعد از انجام بازديد كلي اقدام به پيكتاژ مي‌نمائيم. ابتدا لازمست در نقطه  مناسبي از ابتداي خط تير انتهايي قرار داده شود. سپس در نقطه شروع دوربين تئودوليت را قرار داده و آن را از نظر تعادل بر روي سه وجه تنظيم مي‌نمائيم. سپس فردي كه در پشت دوربين قرار دارد، آنرا تا نقطه‌اي كه به صورت مستقيم و بدون مانع قابل ديد باشد، تنظيم مي‌كند و به فرد ديگري كه با او از طريق بي‌سيم در ارتباط است، علامت مي‌دهد و او نيز اقدام به ژالون‌گذاري مي‌كند. فاصله بين تيرهاي توخطي حدود ۶۰ الي ۷۰ متر مي‌باشد. شخصي كه پيكتاژ مي‌كند، لازم است تيرها را 
  (بسته به عبوري يا انتهايي بودن) بر روي كاغذ ثبت كند. همچنين فاصله بين تيرها را نيز يادداشت مي‌كند. در مواقعي كه موانعي چون دره، رودخانه و … وجود دارد امكان عبور خط به شرح بالا نمي‌باشد و لازمست از آرايش دوبله و سوبله استفاده شود. (بسته به فاصله مورد نياز) و نيز در حالتهايي كه خط به زاويه مي‌رسد، لازمست زاويه خط برحسب درجه و با كمك دوربين مشخص و روي نقشه قيد گردد. در مسيرهاي مستقيم بعد از هر ۱۰ تير، لازمست كه يك تير به صورت انتهايي قرار داده شود تا از فشار بر روي تيرهاي قبلي جلوگيري گردد. همچنين در زوايا لازمست از تيرهاي با قدرت كششي ۶۰۰ و ۸۰۰ استفاده شود. آرايش فازها نيز با توجه به طراحي مي‌تواند جناقي يا افقي در نظر گرفته شود كه اين آرايش‌ها نيز بر اساس          اجرايي تشخيص، علائم مخصوص به خود داشته و بايد در كنار نقشه اين علائم قيد گردد.
طراحي الكتريكي خط ۲۰kv
منظور از طراحي الكتريكي، انتخاب سطح مقطع خط براساس توان انتقالي و حداكثر افت ولتاژ مجاز مي‌باشد. به عبارت ديگر يك هادي الكتريكي پس از آنكه از نظر عبوردادن جريان الكتريكي مورد نياز يك ناحيه مورد تاييد قرار گرفت، بايد از نظر افت ولتاژ مجاز نيز مورد بررسي قرار گيرد. در جدول زير مقادير افت ولتاژهاي مجاز آورده شده است:

عتیقه زیرخاکی گنج