• بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

همان‎گونه كه بيان گرديد، بين فقر وانحرافات اجتماعي همبستگي وجود دارد. پژوهش‎هاي مختلف در اين زمينه نشان داد كه پديده فقر به عنوان يكي از علل بروز انحرافات اجتماعي محسوب مي‎شود، هرچند كه اين رابطه به شكل مستقيم و قطعي در ايجاد انحرافات اجتماعي قابل اثبات نيست، با اين همه وجود همبستگي بين آن دو را مي‎توان مشاهده نمود. از آنجا كه پديدة آسيب‎زاي فقر در متون ديني، بسيار مورد تأمل قرار گرفته، اين سؤال اساسي مطرح مي‎گردد كه آيا متون اسلامي هم، تنها همبستگي ميان فقر و بروز كجروي‎ها و نيز افزايش آن را تأييد مي‎كنند يا ناظر به رابطه مستقيم ميان آن دو هستند. در پاسخ به اين پرسش در ابتدا به طور اجمالي، مفهوم فقر از منظر ديني مورد بررسي قرار مي‎گيرد و سپس به تأثيرات آن در زندگي انسان‎ها و نيز تأثير آن در افزايش كجروي توجه مي‎شود. 
در متون ديني فقر داراي معاني متعددي است. به گونه‎اي كه بين اين معاني صرفاً اشتراك لفظي برقرار است. فقري كه در اين نوشتار مورد نظر است، آن چيزي است كه در مقابل غني و ثروت به كار مي‎رود؛ يعني نداري در برابر دارايي كه در آيات و روايات از آن با تعابيري همچون سوء و بدي، بلا و بدبختي، شر و زشتي، سختي شديد، ذلت و خذلان و امري بدتر از مرگ ياد شده است.[۶۲] براين اساس دراينجا معاني ديگر فقر كه در متون ديني كاربرد دارند، از قبيل فقر فرهنگي، فقر نفسي، فقر معنوي و فقر ديني، مورد نظر نيست.[۶۳] به عنوان نمونه در حديث معروف «كاد الفقران يكون كفراً» و نيز حديث مشهور پيامبر بزرگ اسلام كه «الفقر فخري»، مفهوم اقتصادي فقر مورد نظر نيست؛ بلكه به نظر بسياري از صاحب‎نظران فقر نفس و نيز فقر روحي مورد توجه مي‎باشد، و حاكي از اين واقعيت است كه همه انسان‎ها در مقابل ذات اقدس الهي كه غني بالذات مي‎باشد، في‎نفسه فقيرند و در هـر لـحظه لـحظه وجـودشان، مـحتـاج فيض و لطف الهـي هـستند، همچنين در ذيـل روايـت «فقر مرگ بزرگ اسـت»، از پـيامبر اكرم (ص) سؤال شد: آيا فقر اقتصادي منظور شما است؟ فرمودند: خير، منظور فقر ديني است.[۶۴] براين اساس شناخت مفهوم فقر بايد در چارچوب منظومه فقر وغني صورت بگيرد كه هر دو مفهوم در يك سر اين طيف واقع شده‎اند و حالتي از افراط و تفريط را نشان مي‎دهند. رويكرد قرآن كريم، نسبت به اثر رفاه در زندگي و فقر در كجروي، يك سويه نيست. خداوند متعال در قرآن كريم رفاه طلبي و «اتراف» را به شدت مورد حمله و نكوهش قرار مي‎دهد و آن را عامل مستقيم در ايجاد طغيان، فساد و ظلم و كژي‎ها معرفي مي‎نمايد.[۶۵] در حالي كه اين مقدار از نكوهش، درباره فقر ديده نمي‎شود و بين آن و فساد وكجروي رابطه‎اي مستقيم ترسيم نمي‎گردد.[۶۶] در متون ديني آنچه بيش از خود فقر و غني اهميت دارد، مبارزه با فاصله بين فقير و غني است. به عبارت ديگر موضوع اساسي از بين بردن يا حداقل كاهش فاصله طبقاتي در جامعه انسان‎ها است. بر همين اساس فقر به عنوان موضوع احكام مورد توجه فقها قرار گرفته و آنان براي مبارزه با فقر و نيز محو آن به شناسايي آن و دامنه‎اش پرداخته‎اند و احكام ويژه‎اي از قبيل زكات، خمس، صدقات، جرائم مالي (كفارات)، وقف، وصيت و… را براي مسلمانان به ويژه ثروتمندان و نيز دولت اسلامي در نظر گرفته‎اند.[۶۷]
با توجه به آنچه بيان گرديد، مفهوم فقر يك مفهوم اضافي است و در مقايسه با مفهوم ثروت و غني قابل تعريف است. فقير كسي است كه سطح زندگي‎اش با سطح زندگي ثروتمندان اختلاف بسيار زيادي دارد. شهيد بزرگوار صدر با بهره‎گيري از مفاد روايات فقر را اين‎گونه تعريف مي‎كند: «فقر به طوري كه در نص آمده، ناهماهنگي در سطح زندگي همگاني است، نه عدم قدرت بر رفع احتياجات اساسي به آساني.»[۶۸] 
از نظر وي، مفهوم فقر مفهومي انعطاف‎پذير است و در آن بي‎نيازي فرد و رسيدن زندگي فقيرانه به سطح زندگي بقيه مردم مفروض گفته مي‎شود. از همين‎رو، براي رسيدن به رفاه، لازم است از اموال ثروتمندان به فقيران داده شود. همچنين حد پرداخت زكات، رفع نياز و احتياج فقير مي‎باشد[۶۹] و با توجه به اينكه حد نياز و رفع احتياج فقير در جامعه تغيير مي‎كند و در طول زمان‎هاي مختلف، سطح زندگي مردم ترقي مي‎كند يا در نوسان مي‎باشد، اين حد نياز مسئله‎اي نسبي مي‎گردد. بنابراين تعيين محدودة مشخصي براي فقر از متون ديني امري مشكل به نظر مي رسد.[۷۰] 
رابطه فقر و انحرافات اجتماعي
تأكيد دين مقدس اسلام بر رفع فقر و مبارزه با آن در كنار جلوگيري از انباشت ثروت و زراندوزي نشانگر آن است كه اين دو پديده يعني فقر و غني آثار و پيامدهاي منفي و مشكل‎زايي در زندگي فردي و اجتماعي انسان‎ها دارند، به گونه‎اي كه اگر نسبت به آن اقدام مناسب از سوي فرد، جامعه و دولت صورت نپذيرد، معضلات و مشكلات گسترده‎اي در جامعه ايجاد مي‎گردد. در متون ديني براي هريك از اين دو پديده آثار منفي بيان شده است. رفاه‎طلبي و زندگي مرفهانه سبب طغيان در برابر خدا، سيطرة شهوات بر انسان، همراهي با ظالمان، فاسقان و كافران، لذت گرايي و غرق شدن در كاميابي‎ها و نيز اقدام به كجروي‎ها مي‎شود. قرآن كريم در اين رابطه مي‎فرمايد: «ان الانسان ليطغي ان راه استغني»، علاوه بر آن در فرازي پيامبر بزرگ اسلام (ص) مي‎فرمايد: من از ثروت بيش از حد، بيشتر از فقر براي شما هراسان هستم و آن را موجب هلاكت و سقوط مي‎دانم و نيز امام علي (ع) فزوني ثروت را مايه هلاكت، طغيان و فنا دانسته است.[۷۱]
در مقابل فقر و نداري هم آثار گسترده‎اي در جامعه دارد. حجم وسيعي از روايات و احاديث به اين مهم اشاره دارند[۷۲] كه مي‎توان اين آثار را در زمينه‎هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي مشاهده كرد. از جمله اين آثار مي‎توان به ضعف شخصيت، تحقير، بي‎ارزش شدن در اجتماع و ايجاد عقده‎هاي روحي براي فرد اشاره كرد كه هركدام مي‎توانند در بالارفتن ميزان جرائم و كجروي‎ها، نقش زيادي ايفا كنند[۷۳] كه به عنوان نمونه به بعضي از اين روايات اشاره مي‎گردد:
ـ امام علي (ع) خطاب به فرزندش امام حسن (ع) مي‎فرمايد: «فرزندم انساني را كه به دنبال كسب روزي خويش است ملامت مكن، زيرا كسي كه هيچ ندارد، لغزش‎هايش بسيار خواهد بود.»[۷۴] برطبق اين روايت اگر شخصي دچار تنگدستي و نداري شود، در رفع نيازها و احتياجات خودش ناتوان مي‏گردد كه اين امر ضريب احتمال وقوع در خطا، لغزش و گناه در فرد را افزايش مي‎دهد. 
ـ امام صادق (ع) در حديثي چنين فرمودند: «غنيً يحجزك عن الظلم، خير من فقر يحملك علي الاثم»، ثروتي كه تو را از ظلم و ستم باز دارد، بهتر از فقري است كه تو را به گناه و زشتي وادارد.[۷۵] اين روايت به وضوح رابطه بين فقر و كجروي‎ها را بيان مي‎كند وگناه و زشتي‎ها را از آثار فقر ونداري معرفي مي‎كند؛ و بر اين نكته تأكيد مي‎ورزد كه فقر مي‎تواند زمينه‎ساز بروز جرائم و كجروي‎ها شود. بنابراين از مضمون روايات، اين نكته دريافت مي‎گردد كه فقر و تنگدستي ممكن است سبب كشانده شدن فقرا به سوي انجام جنايات، فحشا، سرقت و ساير رفتارهاي نابهنجار در جامعه گردد. چنين امري دست‎كم بيانگر رابطه همبستگي بين فقر و انحرافات اجتماعي است.[۷۶]
برهمين اساس است كه در جهت سالم‎سازي محيط زندگي بشري و زدودن آلودگي‎ها و از بين بردن زمينه بروز كجروي‎ها، فقرزدايي و جلوگيري از انباشت ثروت و مال‎پرستي در متون ديني از اهميت به‎سزايي برخوردار مي‎باشد. 
نقش فقر در انحرافات اجتماعي
شواهد فراواني در دست است كه نشان مي‌دهد، فقر به تنهايي مسئله‌اي براي نظام اجتماعي در برندارد و آسيب خاصي به آن نمي‌رساند. به ‌عنوان نمونه در دوران دفاع‌مقدس، محروميت‌هاي فراواني براي افراد وجود داشت، با اين همه نه تنها به جبهه كمك‌هاي لازم از سوي اقشار محروم جامعه صورت مي‌گرفت، بلكه فقر و محروميت چندان نمود نداشت و نظام اجتماعي ما بسيار مستحكم بود.[۷۷] 
اما با تغيير شرايط جامعه و بالارفتن توقعات و احساس نيازها، افراد به نوعي تضاد دروني دچار مي‌شوند و يك وضعيت بي‌هنجاري در جامعه پديد مي‌آيد كه مي‌تواند زمينه‌ساز جرائم و حتي بالاتر، يعني شورش‌ها و ناآرامي‌هاي گسترده شود.[۷۸] در چنين صورتي افراد در جامعه به شكل‌هاي مختلفي عكس‌العمل‎هايي از قبيل كاهش سطح نيازهايشان، افزايش درآمدها يا هر دو كار با هم نشان مي‎دهند و با توجه به اينكه معمولاً در شرايط بحران اقتصادي نه از سطح نيازها كاسته مي‌شود و نه درآمدها بالا مي‌رود، به طور طبيعي برخي افراد به سمت راهكارهاي نامشروع و انحرافات اجتماعي سوق پيدا مي‌كنند. بنابر نظريه دوركيم‌ و مرتون كه در قبل توضيح داده شد و نيز نظريه‌هايي كه مبتني بر تأثيرگذاري عوامل متعدد در شكل‌گيري يك عمل است؛ عوامل ديگري هم از قبيل كاهش كنترل‌هاي دروني و بيروني دخالت دارند و در مجموع سبب مي‌شوند، افراد به انحرافات روي آورند كه در قالب سرقت، اعتياد، فحشا، رشوه‌خواري، قتل و… بروز مي‌نمايد كه در اينجا به بعضي از اين موارد اشاره مي‎گردد. 
  • بازدید : 29 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نمي دانم که تحت چه شرايطي يک سري از احکام اسلام لغو مي شود، اما هر چه هست بايد خيلي شرايط خاصي باشد. مثلا خوردن گوشت مردار حرام است، اما تحت شرايطي خاص؛ مثلا هنگامي که انسان از گرسنگي در حال مردن است، مي تواند گوشت مردار بخورد.
اما نمي دانم اين مطلب براي خودفروشي و انجام فحشا چگونه است. تحت چه شرايطي انسان مي تواند خودفروشي کند؟ آيا هنگامي که نمي تواند خرج تفريحات فرزندانش را بدهد يا زماني که نمي تواند گوشت و شير بخورد يا زماني که اجاره خانه اش مانده است، يا زماني که در حال مرگ است؟
فيلم «فقر و فحشاء»، ساخته ی «مسعود ده نمکي» به نوعي سعي دارد تا به رابطه بين فقر و فحشاء در جامعه ما بپردازد. در اين فيلم ادعا مي شود که بيشتر فسادهاي امروز، مربوط است به بي پولي و فقر دختران و زناني است که وارد اين کار شده اند. اولين جمله اي كه در فیلم بعد از اعلام وضعيت قرمز عنوان مي شود اين است كه هنگامي كه فقر از يك در وارد مي شود، دين و ايمان از در ديگر خارج مي شود و شكم گرسنه دين و ايمان نمي شناسد. سپس چند نمونه از مواردي كه خود به اين مطلب اعتراف مي كنند به طور مختصر نشان داده مي شود، كه در ادامه در فيلم به طور مفصل به آنها مي پردازد، و در ادامه سخناني از قول رسول الله و حضرت امير نقل مي شود به اين مضمون كه اگر هر جايي ظلم بشود وظيفه حاكمان است كه از آن اطلاع پيدا كنند و در مقابل آن بايستند. 
اين مقدمه فيلم است كه در واقع از آن مي توان نتيجه گرفت كه هدف از ساختن اين فيلم اين است كه اين واقعيت ها را به حاكمان نشان دهد تا ديگر نگويند نمي دانستيم. يعني اينكه اولا بدانيد كه اين ها به واسطه ظلم هايي كه روا مي شود، فقير شده اند و دوم اينكه بدانيد فقر اينان باعث مي شود به راه هاي فساد كشيده شوند. 
اين که فيلم چگونه ساخته و پرداخته شده و آيا نمونه هاي ارائه شده در آن براي اثبات اين ادعا، يعني فقر زنان فاحشه، کفايت مي کند يا نه، موضوع بحث ما نيست. چرا که آوردن چندين نمونه نمي تواند اثبات يک اصل باشد و محتاج به کار ميداني و دقيق است. مثلا از نظر آماري مشخص نيست که چند درصد آنان هم از خانوادگان مرفه هستند و براي عياشي و شهوت اين کار را انجام مي دهند؟ حال فرض کنيم اين مدعا درست باشد و مثلا ۸۰ تا ۹۰ درصد دختران و زنان، خود اذعان کنند که به دليل مشکلات مالي وارد اين کار شده اند.
براي اينكه بتوانيم فيلم را نقد كنيم، موضوع را به دو قسمت تقسيم مي كنيم. اول اينكه چرا اين عده فقير شده اند و از نظر مالي با مشكل مواجه هستند و دوم اينكه اينان چرا براي علاج فقر خود، به سراغ فساد و فحشا رفته اند. در مورد بحث اول نظر سازنده فيلم درست است و آن اينكه به دليل ظلم ها و بي عدالتي هايي كه مي شود، عده اي در جامعه فقير مي شوند و فقير شدن اين عده معادل است با پولدار شدن و بي درد شدن عده اي ديگر و حاكمان بايستي اين مطالب را بدانند و براي علاج آن چاره اي بينديشند.  
اما موضوع دوم جاي بحث دارد و نمي توان به سادگي آن را پذيرفت. آيا وارد شدن فقر معادل است با از بين رفتن ايمان؟؟ و به تبع آن از بين رفتن ايمان هم معادل خواهد بود با فساد و فحشا و ارتشا و ساير مسائل ديگر كه در فيلم نمونه هايي از آن آورده شده است. 
جواب اين سوال خير است و نمونه اي در فيلم هم مشاهده مي شود كه با بي پولي سالم مانده است. پيرزني که با شکلات فروشي و با داشتن ۴ دختر زندگي خود را مي گذراند، اما آلوده نشده است، چگونه توانسته سالم بماند؟ مگر وي هم فقير نيست و اجاره خانه و كرايه اش نمانده است؟ مگر وي نيز چهار دختر دم بخت ندارد كه همگي آنها قابليت كشيده شدن به اين راه ها را دارا هستند و مي توانند از اين راه زندگي مرفهي براي خود تهيه كنند؟ چگونه مادر آنها توانسته آنها را سالم نگه دارد و به زندگي خود ادامه دهند؟ 
تازه اين نمونه اي است كه در فيلم آورده شده و ساير نمونه هاي آن كساني هستند كه به اين راه ها كشيده شده اند. مگر ما نمي شناسيم كساني را كه با فقرهاي مالي بسيار شديدتر از نمونه هاي فيلم، به زندگي سالم خود ادامه مي دهند؟ بسياري از زنان هستند كه براي تامين مخارج زندگي خود به كارگري در خانه هاي ديگران مي پردازند و از اين راه به تامين مخارج خود مي رسند. بسياري ديگر هستند كه با كمكهاي آشنايان و اين در و آن در زدن زندگي خود را تامين مي كنند. نگارنده خود نمونه هاي بسياري را مي شناسد كه آلوده نشده اند و وضع آنها بسيار بدتر از نمونه هاي فيلم است و در صورت لزوم مي تواند آنها را معرفي كند. اما سوال اساسي اينجاست كه چگونه اين عده آلوده نشده اند و آن عده ديگر آلوده شده اند؟ مگر هر دو قشر فقير نيستند؟ 
جواب آن روشن است و همه ما هم آن را مي دانيم و آن ايمان است. انسان با ايمان مي تواند سالم بماند و انسان بي ايمان است که با کوچکترين سختي و مشکلي حاضر به خودفروشي مي شود. اصلا فرق انسان با ايمان و بي ايمان اين است که اولي همه چيز خود را فداي دين خود مي کند، اما دومي همه چيز حتي ايمان خود را فداي دنيا مي کند. ولي يك سوال مطرح مي شود و آن اينكه اين انسان هاي با ايمان پس چگونه زندگي خود را مي گذرانند؟ 
نکته اي که کليد حل مساله است اين است که متکفل انسان هاي با ايمان خود خداست، اما انسان هاي بي ايمان خارج از ولايت خدا هستند. در کتاب چهل حديث حضرت امام خمینی، حديث سی و چهارم، مطلب را روشن مي سازد. در آنجا بيان مي شود که انسان هاي با ايمان دو دسته اند، دسته اول آن هايي که با ثروت ايمانشان حفظ مي شود و لذا خدا به آنان وسعت رزق مي دهد و دسته دوم آناني که در حالت فقر مي توانند دين و ايمان خود را حفظ کنند و لذا خدا آنان را در فقر نگه مي دارد. بدين ترتيب فقر و دارايي انسان مومن از جانب خدا و براي حفظ ايمان اوست و زندگي مملو از امتحانات الهي است. 
اگر انسان بدين گونه نسبت به زندگي نگاه کند، ديگر حاضر به خود فروشي نخواهد شد و مثل زني که در فيلم ادعا مي کرد که حداکثر يک سال مي تواند صبر کند، تسليم اين فشارها نخواهد شد. هنگامي كه ديدگاه توحيدي در زندگي حاكم شود، انسان روزي خود را دست خدا مي بيند و ديگر براي تامين زندگي خود اين افكار به ذهن وي خطور نخواهد كرد. 
در هر حال اين مسائل اصلا نمي تواند دليل موجهي براي کار اينان باشد، به علاوه اين که اگر اين کار درآمد نمي داشت، کسي به دنبال آن نمي رفت. چرا که بازار اين کار که جوانان پولدار مي باشند فراهم است و تا آنان پول ندهند، اينان نمي توانند درآمد کسب کنند. فرض كنيم هيچ كس حاضر نباشد براي كار اينان پول بدهد، آيا اينها مي توانستند از اين راه كسب درآمد كنند؟ پس قشر پولدار نيز در اين امر موثرند و نمي توان از نقش آنها صرف نظر كرد و شايد بتوان فيلمي هم در مورد آنان ساخت با عنوان ثروت و فحشاء!
بنابراين دليل اين مطلب به نظر من چيز ديگري است و آن اين که دين و ايمان از ميان اينان رخت بربسته و براي به دست آوردن دنيا و خوشي هاي آن، کما اين که اين کار نيز خود لذت دارد، حاضر به اين کار شده اند. اما يك مطلب را بايد پاسخ دهيم و اينكه اين مطلب كه فقر كه از يك در وارد شد، ايمان از در ديگر رخت برمي بندد، چيست؟ جواب آن اين است كه اين حديث براي تنبه دادن و آگاهي است، نه اينكه يك قضيه حتميه باشد. هنگامي كه انسان فقير مي شود، احتمال اينكه دين و ايمانش كم رنگ شود، زياد است. اما اين مطلب نفي نمي كند كه هنگامي كه انسان ثروتمند شد، دين و ايمانش در معرض خطر نخواهد بود، بلكه در آن حالت نيز خطرات بسياري براي انسان و جود دارد و از راه هاي ديگر انسان مي تواند به گناه بيفتد. مگر مشتري اين زنان فقير، ثروتمندان نيستند؟
حاصل بحث اينكه ما موافقيم كه بحث عدالت و فقير شدن عده اي، بحثي است كه حاكمان بايد به آن توجه كنند و حكومت به كفر مي ماند، ولي به ظلم نمي ماند. اما اينكه آن عده اي كه فقير هستند، بعضا به راههاي فساد كشيده مي شوند، بحثي است كه به دين و ايمان آنها برمي گردد و اينكه متولي آن كيست، در مورد آن حرفي نمي زنيم. ما قبول نداريم كه فقر مساوي است با فحشاء.
رابطه فقر و فساد از دیدگاه اسلام
اسلام دینی است معتدل و میانه رو در تمام زمینه ها ولی فقر مالی را زمینه مساعد و خطرناک برای بی دینی و دروغ و تهمت و هر گونه فساد دیگری می داند و لذا شدیدا با آن مخالف است و پیروان خود را راهنمایی می کند و به آنان دستور می دهد که عملا با آن به مبارزه برخاسته و فقر را از جامعه خود ریشه کن کنند.
عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم:
اللهم انی اعوذ بک من الکفر و الفقر۱
خدایا من از کفر و نداری به تو پناه می برم.
 
در این حدیث فقر در کنار کفر و معادل آن ذکر شده است و آن چنان خطرناک است که رسول گرامی از آن به خدا پناه می برد. به طور کلی از روایات برمی آید که فقر عامل خطر برای انحراف در مسیر دین و تخدیر عقل و مایه دشمنی است و انسان اگر مال دنیا نداشته باشد و از سوی دیگر نیاز شدیدی به پول داشته باشد، قهراً در صورت عدم دسترسی به راههای مشروع دست به خلاف خواهد زد . به ویژه اگر خبری از دین و تعهد در میان نباشد غوغا خواهد کرد. و به طور کلی عدم رسیدگی به مسائل مالی و تأمین نکردن نیاز فرزندان و همسران و ملت و مردم سرانجام سر از فحشاء و انحراف و خودفروشی درمی آورد و به تدریج به اعمال همیشگی می انجامد. به طور مثال در جنگ جهانی دوم در اثر فقر مالی و شکست قوای آلمانی ها از نیروی مخالف وضع زنان و دختران آنان به جایی رسید که حتی پس از جنگ نیز در مقابل اخذ یک عدد بیسکویت یا شکلات و غیره خود را تسلیم سربازان دشمن می کردند تا جایی که دویست هزار کودک نامشروع از این طریق متولد شدند و با کمال تأسف این عمل از مهمترین عوامل انحراف برخی افراد تنگدست در مجامع ملی و میهنی ما گردیده است. 
رابطه فقر و فساد از دیدگاه جامعه شناسان:
اقتصاد دانان و بعضی از جامعه شناسان با مطالعاتی که انجام داده اند منشأ عمده انحرافات اجتماعی را در عوامل اقتصادی اعلام کرده اند. از میان عوامل مختلف اقتصادی که منجر به انواع کجرویها می گردند می توان از مشکلات اجتماعی که خود زاینده عاملی چون پس افتادگی فرهنگ غیر مادی نسبت به پیشرفت تکنولوژی است یا بحران اقتصای و ضعف قدرت مالی واقتصادی در یک دوره بخصوص ، فقر و بی چیزی و زندگی در جایی که واقعاً قابل سکونت نیست نام برد. 
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابلاي افكار و عقايد آنان بايد جستجو كرد . فكر اين نسل از نظر مذهبي آن چنان كه بايد راهنمايي نشده است و از اين نظر فوق‌العاده نيازمند هستند و اين راهنمايي بايد با زبان و منطق همراه باشد . 
چرا كه هر كسي احساس مي‌كند اين نسل آنقدر ها هم لجوج نيست و آمادگي زيادي براي دريافت حقايق دارد و هدف از انتخاب اين عنوان «‌ريشه‌هاي بدحجابي زنان » اين است كه احساس شد ، گذشته از انحرافات عملي فراواني كه در زمينه حجاب بوجود آمده اين مسئله و ساير مسائل مربوط به زن ، وسيله‌اي شده در دست يك عده افراد ناپاك و مزدورصفت كه از اين طريق عليه دين مقدس اسلام جار و جنجال تبليغاتي راه‌ بيندازند . 
بديهي است كه با شرايط موجود اين جوان از جنبة‌ مذهبي به قدر كافي راهنمايي نشده و اين تبليغات آثار شوم بر روحية جوانان مي‌گذارد . با بررسي اين طرح اميد است تأثير فراواني بر روي عقايد و افكار جوانان بگذارد و حتي بعضي از بانوان به اصطلاح متجدد عملاً در وضع خود تجديد نظر نمايند . 
بدون شك پديده « برهنگي » بيماري عصر ماست و دير يا زود اين پديده بعنوان يك بيماري شناخته خواهد شد . فرضاً ما كوركورانه از غرب تقليد كنيم بايد ببينيم كه كار برهنگي در غرب به كجا رسيده و فرياد چه كساني را بلند كرده است ، بعداً تقليد از غرب را ادامه بدهيم . 
نامه چارلي چاپلين يكي از هنرپيشگان معروف جهان به دخترش پس از اينكه به دخترش اجازه مي‌دهد فقط به خاطر هنر مي‌توان لخت و عريان به روي صحنه رفت و تاكيد مي‌كند اين لختي فقط روي صحنه و براي ضرورت هنر مي‌باشد  . مي‌نويسد : برهنگي بيماري برهنگي عصر ماست ، اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن كسي باشد كه روح عريانش را دوست داري ، بد نيست بداني كه دوران پوشيدگي تو را ده سال پير نمي‌كند . بهر حال اميدوارم تو آخرين كسي باشي كه از تبعة غريزه لختي بشوي » 
لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسايل مهم اسلامي است و در قرآن كريم در سوره نور به آن اشاره شده و از مفاد آيات چنان فهميده مي‌شود كه « هر مسلمان ، چه مرد و زن ، بايد از چشم‌چراني ، نظربازي اجتناب كند و مرد و زن بايد پاكدامن باشند و زنان بايد پوشش خود را بر ديگران آشكار نكنند و درصدد تحريك و جلب توجه مردان نباشند » . 
پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه و رعايت لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي و عدم جواز خلوت ميان مرد و زن بيگانه بيان شده است . 
با توجه به اينكه مردم كمتر به اين موضوعات اهميت مي‌دهند ولي با معضلاتي كه در جامعه با آن روبرو هستيم بايد به دنبال كشف علت باشيم كه چرا اينگونه مفاسد رخ مي‌دهد و با بررسي و تحقيق مي‌فهميم كه علتهاي گوناگون در كار است كه «‌ بدحجابي و بي‌حجابي » روحيه افراد تأثير منفي و مخرب مي‌گذارد . 
با توجه به موانعي كه در ادامه راه بود گاهي دچار ترديد مي‌شدم اما دريافتم كه بخاطر تازگي موضوع ارزش تحقيق در اين باره چند برابر است . چرا كه به عوامل و ريشه‌هاي معضلات آگاهي مي‌يابم و حداقل توان خويش را در رفع اين    معضلات مي‌آزمايم . 
اين طرح در ۳ بخش ارائه مي‌شود كه بخش اول در مورد حجاب بعنوان يك پوشش براي فرد مي‌باشد تا جلو هر گونه فساد گرفته شود ،‌مي‌باشد . اين حجاب و پوشش ، از ابتداي اسلام بوده و براي سلامتي و حفظ خانواده ، بهداشت رواني در جامعه و پيشرفت علمي در ترقيات فكري و حفظ حريم زن و مرد و پيشرفت كارهاي اقتصادي مي‌باشد « چرا حجاب بعنوان يك پوشش است و از نظر اسلام تا چه حدي شخص بايد رعايت حجاب نمايد » . 
جايگاه زن در جامعه كجاست و حجاب چقدر جلونظر بازي را مي گيرد و حجاب چرا براي زن بعنوان يك الگو مي باشد.
بخش دوم در مورد بي‌حجابي كه نداشتن روسري و چادر و امثال آن است . 
اين بي‌حجابي در ايران از زمان رضاخان شروع شد ، بي‌حجابي كه باعث بي‌بند و باري و فساد و طلاق و ترويج و فرهنگ برهنگي شد . 
راه‌هاي مبارزه با عوامل بي‌حجابي و بدحجابي 
تقويت ايمان و اعتقاد و احياء ارزشهاي اسلامي و شناسايي الگوهاي والا و … مي‌باشد و پيامدهاي بي‌حجابي كه از نظر عقيدتي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي مورد تحقيق قرار گرفت . 
بخش سوم در مورد بد‌حجابي كه به پوشش غير صحيح از چادر گفته مي‌شود كه باعث شده محيط زندگي اجتماعي را آنقدر ناامن سازد كه به دختران ما تجاوز و زنان ما را اغفال مي‌كنند با بررسي منشاء حركتهاي بدحجابي كه اثرپذيري از تبليغات كشورهاي غربي و گرايش به اشراف نمايي با انواع بدحجابيها و برخي عقده‌اي مي‌باشند و بدحجابي را براي گشودن عقده‌هايشان انتخاب كرده‌اند برخي بر اساس رفتارهاي خانواده واطرافيان ، رفت و آمدها ، تبليغات سوء . گرفتار بدحجابي شده اند و ريشة اصلي بدحجابي عبارتند از مدگرايي ، غريزه جنسي ، هوسراني ، تقليد ، كمبود شخصيت غرب زدگي ، خودنمايي ، آزادي زن در روابط و … و علتهاي ديگري نيز هست كه باعث بدحجابي شده است از قبيل: ۱-عدم هماهنگي بين ارگانهاي تبليغي ، تشكيل احزاب و گروهكهاي منافقين  و … و اينكه اشخاص چه انگيزه‌اي از استفاده ناصحيح از حجاب دارند و آفتهايي كه اين معضل را بر روي فرد و جامعه داشته و راه‌هاي مبارزه با عوامل و ريشه‌هاي بدحجابي بيان شده و نتيجه و تأثيري كه بر روي افراد گذاشته مورد تحقيق قرار گرفت .
 

عتیقه زیرخاکی گنج