• بازدید : 64 views
  • بدون نظر
فایل Word پایان نامه ی انسان كامل از ديدگاه مولوي و راجرز شامل ۷۳ صفحه می باشد. بحث در مورد انسان و ماهيت او از ريشه دارترين مباحث عمومي فرهنگي، در انديشه بشر است. اين موضوع، همواره مورد مداقه و مناقشه فلاسفه يونان و پس از آن فلاسفه اسلامي، و در قرون اخير، فلاسفه غرب نيز قرار گرفته است. اينكه انسان نمونه و ايده آل بايد داراي چه خصوصيات و ويژگيهايي باشد تا بعنوان يك الگو براي همة انسانها مطرح شود، در همة اديان الهي و عمومي مكاتب بشري مورد توجه قرار گرفته است. اساساً هر مذهب و مكتبي كه داعية انسان سازي و انسان شناسي دارد بايد انساني را با ويژگيها و صفات خاصي بعنوان يك الگو معرفي كند و اگر مكتبي نتواند از عهدة چنين مهمي برآيد، هيچگاه نمي توان از آن مكتب بعنوان يك مكتب عاري از عيب و نقص ياد كرد. هر مكتبي نه تنها بايد «انسان ايده آل» خود را معرفي نمايد، بلكه بايد «جامعة نمونه» خود را نيز معرفي كند. توجه به انسان و شناسائي وي مسئله اي است كه از قديم الايام مورد توجه مذاهب و مكاتب و فرهنگهاي گوناگون بوده است و كمتر سيستم فكري و فلسفي را مي توان سراغ گرفت كه به گونه اي به شناسائي انسان پرداخته باشد. جملة معروف «خودت را بشناس» كه از سقراط نقل شده، اما با تعابير ديگر در تفكرات و انديشه هاي قبل از سقراط وجود داشته، نمايشگر اين مسئله است كه آدمي نسبت به «خود» و حقيقت وجودي خود همواره بي اعتنا نبوده است و اگر هم بر بعضي از مكاتب فكري ايراد گرفته مي شود كه به انسان توجه نكرده اند، اين نه به آن معناس كه آن مكاتب اصلاً توجهي به انسان نداشته اند، بلكه مراد آنست كه از انديشيدن در بارة انسان آن گونه كه شايستة مقام آدمي بوده است، خودداري كرده اند.
از مكاتب و مذاهب هند گرفته تا فلسفة يونان و رم، از تفكرات انديشمندان قرون وسطائي مسيحي گرفته تا نديشه هاي اصيل اسلامي، از رنسانس گرفته تا عصر حاضر، همواره شناسائي انسان و توجه به ابعاد وجودي وي مورد نظر بوده است. اگر چه توجهي كه اسلام يا مذاهب هندي به انسان دارند، هيچگاه نمي توان با تئجه فيلسوفان يوناني به انسان يكي دانست، اما اينقدر هست كه بتوان گفت شناسائي انسان مورد توجه همة سيستمهاي فكري و عقيدتي بوده است.
كشور عزيزمان ايران، از ديرباز سرزميني بوده است كه مخزن بسياري از بزرگان علم و دانش به شمار مي رفته و كمابيش مي رود. ليكن در گذر زمان به دلايل متعدد و گوناگون، اين كشور در گربادهاي سهمگين سياسي – استعماري قرار گرفته و قدرت ذاتي خود در پرورش دانشمندان بزرگ را از كف داده است. پيشرفت و گسترش تكنولوژي، با سرعت سرسام آور از يك سو و استثمار فرهنگي كشورهاي جهان سوم از سوي ديگر از جمله عواملي بوده است كه باعث ركود فرهنگي و علمي بسياري از كشورهاي تحت سلطه (فرهنگي) شده است. بسياري از دانش پژوهان و دانشجويان كشورمان چنان مقهور مطالب و نظريات علمي دانشمندان بلوك غرب شده اند كه حتي فرصت رجعت به نظرات بسياري از دانشمندان و انديشمندان اصيل كشور خودشان را ندارند. چرا كه اگر چنين مي بود، به نكات ظريفي دست مي يافتند كه شايد راه گشاي بسياري از خلاقيتها و تفكرات مي شد. در كشورهاي غربي شايد بتوانيم بگوئيم كه دانشمندان شرقي را بهتر و بيشتر از خودشان (شرقيها) مي شناسند و با نظرياتشان آشنا هستند و گاهاً مشاهده شده نظرياتي را كه برخي دانشمندان غربي بيان مي نمايند، مدتها قبل به نوعي ديگر توسط دانشمندان خودمان نيز گفته شده است. ليكن به دليل پرزرق و برق بودن و جاذبه هاي كاذب اين نظريات، ما آنها را فراموش كرده ايم (نظريات دانشمندان شرقي را). با اين حال هدف در تحقيق حاضر، بررسي و بيان نظريات دو دانشمند است و اينكه گذشته از شناسائي بررسي قدرت و تبين نظريات و اينكه بدانيم در نهايت تا چه اندازه اين دو دانشمند با يكديگر همفكر و هم عقيده بوده اند.

عتیقه زیرخاکی گنج