• بازدید : 22 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۱۴    کد محصول : ۹۹۶۸    حجم فایل : ۹۸ کیلوبایت   

نقش ايثار در تحقق وحدت ملي و انسجام اسلامي

 

 

این مقاله در پنج فصل به موضوع ایثار و انواع و جلوه های آن در طول تاریخ و نقش و لازمه ی ایثار در تحقق وحدت و همبستگی ملی و انسجام اسلامی اختصاص دارد.

 

کلیات این مقاله که در فصل اول بیان شده اند عبارت اند از:

*بيان مسئله مورد تحقيق

*اهداف تحقيق

*اهميت و ضرورت تحقيق

*سوالات يا فرضيات تحقيق

*تعريف وا‍ژگان اساسي تحقيق از جمله: ايثار- شجاعت- شهادت- فرهنگ- انفاق- اتحاد و انسجام

و در فصل دوم با موضوع پیشینه ی تحقیق به سه بخش:

*تاريخچه ي موضوع

*پيشينه ي علمي (نقد كتاب)

*پيشينه ي نظري

تقسیم بندی می شود.

 

در فصل سوم به روش های انجام تحقیق اشاره شده:

الف: بيان روش هاي مورد استفاده در تحقيق(پرس و جو، مشاهده، مطالعه)

ب: بيان فنون گردآوري اطلاعات و توضيح آن ها(میدانی،کتابخانه ای)

که خود به زیر شاخه هایی تقسیم بندی شده اند.

 

و فصل چهارم به یافته های تحقیق اختصاص یافته که برخی موضوعات آن از این دست اند:

ديدگاه قرآن درباره ايثار، شهادت در قرآن، مفهوم ايثار، فضيلت ايثار، انواع ايثار،  ياد معاد، و توجه به پاداش ايثارگران

برابري و مساوات، مسئوليت هاي اجتماعي، جلوه هاي ايثار در كربلا، فرهنگ عاشورا و تأثير آن در دفاع مقدس و ….

و  فصل پنجم نتيجه گيري

این فایل ۱۱۴ صفحه ای در قالب فایل word برای دانلود در خدمت شما عزیزان قرار گرفته است.

امیدواریم از مطالعه ی آن لذت و بهره ی کافی رو ببرید.

  • بازدید : 83 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۶    کد محصول : ۱۸۱۸۸    حجم فایل : ۵۲ کیلوبایت   

عنوان مقاله: اتحاد ملی و انسجام اسلامی

فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به شرح زیر است:

● مفهوم اتحاد

● اتحاد در قرآن

● مفهوم اتحاد ملي

● اهميت اتحاد ملي

● مفهوم انسجام اسلامي

● اتحاد ملي و انسجام اسلامي در تداوم راه امام

● حركت به سوي دستيابي به همگرايي كشورهاي جهان اسلام

● تلاش در جهت همگرايي

● چرا اتحاد ملي و انسجام اسلامي؟

● شناسه راهبرد نظام

● چرا اتحاد ملي؟

● چرا انسجام اسلامي؟

● نقش اتحاد و اختلاف در اعتلاء و انحطاط مسلمين

● عامل حقيقي وحدت پايدار

● جنبه مثبت و منفي ناسيوناليسم

● تمدن عظيم اسلامي، ثمره ترك تعصبات قومي و مذهبي

● منشاء تجزيه شدن حكومت اسلامي

● عكس العمل منطقي و اسلامي ايرانيان

● رمز استحكام و پايداري وحدت اسلامي

● نگاه استراتژيك به اتحاد ملي و انسجام اسلامي

● خاستگاه نامگذاري سال ۸۶ به نام اتحاد ملي و انسجام اسلامي

● انسجام اسلامي

● راهكارهاي قرآني براي همگرايي

● نكته هايي پيرامون اتحاد ملي و انسجام اسلامي

● پيش نيازهاي اتحاد ملي و انسجام اسلامي 

● ارائه راهكارها و پيشنهادها

 

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.
 

  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

« در تمام اين مراحل (نهضت ) روحانيت نقش اول را داشت . يعني دانشگاهي ها بودند روشنفكرها همه شان نه البته دانشگاهي ها دانشجوها تقريبا اكثرا هميشه همه …نقشي داشتند. لكن آن كه ملت را بسيج كرد آن روحانيون بودند…آن كه من هميشه به ملت ايران سفارش كردم كه اين دژ محكم (روحانيت ) را از دست ندهيد … (۱) اعلام خطري كه به ملت مي كنم اين است كه جرياني در كار است كه روحانيت را كنار بگذارند و جرياني دركار است كه شما را از روحانيت جدا كنند 
چنان كه تجربه هاي سياسي و اجتماعي در نهضت هاي صد ساله اخير به دست مي دهد ايران منهاي روحانيت يا اسلام منهاي روحانيت هرگز نمي تواند ايده اي تضمين كننده براي حيات و سرنوشت كشور و دين باشد زيرا با فرو ريختن دژ ديرينه و نفوذناپذير روحانيت متعهد شيعه هيچ دست و صنف و سازمان و حزبي نمي تواند انسجام ملي يا اسلامي ايرانيان را فراهم آورد. 
از همين روست كه حضرت امام خميني (ره ) نه به دليل روحاني بودن يا مرجع ديني بودن خود بلكه به دليل تجربه ها و مشاهده هاي تاريخي اش بدين حقيقت دست يافته كه جدايي مردم از روحانيت متعهد به اخلاق و رفتار نبوي دين و جامعه را به روزگار طاغوتي باز مي گرداند. 
مبارزه علمي و عملي جوانان در راه انسجام اسلامي 
« من در اين جا به جوانان عزيز كشورمان به اين سرمايه ها و ذخيره هاي عظيم الهي و به اين گل هاي معطر و نوشكفته جهان اسلام سفارش مي كنم كه قدر و قيمت لحظات شيرين زندگي خود را بدانيد و خودتان را براي يك مبارزه علمي وعملي بزرگ تا رسيدن به اهداف عالي انقلاب اسلامي آماده كنيد… مبارزه علمي براي جوانان زنده كردن روح جست و جو و كشف واقعيت ها و حقيقت هاست . و اما مبارزه عملي آنان در بهترين صحنه هاي زندگي وجهاد و شهادت شكل گرفته است . ونكته ديگري كه از باب نهايت ارادت وعلاقه ام به جوانان عرض مي كنم اين است كه در مسير ارزش ها و معنويات از وجود روحانيت و علماي متعهد اسلام استفاده كنيد و هيچ گاه و تحت هيچ شرايطي خود را بي نياز از هدايت و هم كاري آنان ندانيد . » (۳ ) 
كانون انسجام اسلامي در داخل كشور را بايد نسل جواني دانست كه بر پايه ايمان و خودباوري توانسته است الزام هاي همبستگي روحي و رفتاري خود را با ملت و حاكميت عدالت گستر اسلامي حفظ كند. اگر دشمن بر اثر غفلت مسئولان ومديران نظام از جوانان و تغذيه فكري و فرهنگي آنان يا شيوه هاي نادرست در برخورد با كنش هاي جواني قدرت و اميدي براي نفوذ در نسل نو پيدا كند انسجام اسلامي امت دچار تزلزل خواهد شد. 
زيرا بدون جوان و انرژي او نمي توان از وحدت جمعي مردم سخن گفت. جوانان در حقيقت محرك دست اندركاران براي سياست گذاري ها و برنامه هاي بهتر و بنيادي تر و سازنده تر مي باشند. 
از طرفي حضور جوان در بخش ها و شاخه هاي مديريتي نظام و جامعه سهم به سزايي در خدمت رساني موثر و سريع دولت به ملت خواهد داشت . تجربه هاي جهاد سازندگي و اساسا نهادها و ارگان هايي كه در متن انقلاب تولد يافتند به دست مي دهد كه جوانان در جمهوري اسلامي پايه گذار بسياري از خدمات و جريان هاي اجتماعي بوده اند چرا امروز نبايد از اين عنصر تاثيرگذار در خط انسجام اسلامي ملت مسلمان سود جست و آنان را رها ساخت .
حضرت امام خميني (ره ) در اين گفتار پدرانه خويش به مبارز بودن نسل نو اشاره مي كند يعني جوانان مسلمان ايراني را بر خلاف تبليغات عصر استبداد ستم شاهي يا سياست تهاجم فرهنگي غرب عناصر كوشا و توان مند براي ساختن زندگي وجامعه اي پيشرفته و متعالي و ارزش گرا مي شناساند. 
تقسيم مبارزه جوانان مسلمان ومنسجم در راه انقلاب و اسلام به بخش هاي علمي و عملي از جانب رهبر فقيد انقلاب اسلامي نمودار ضرورت سامان يابي شخصيت نسل امروز در ابعاد زندگي است . اگر مفهوم انسجام اسلامي به درستي درك و تحليل شود به دست مي‌آيد كه نه عمل و كوشش منهاي تفكر و تعقل و تعليم سودمند است و نه علم و دانش مهارت و تخصص منهاي جهاد ودفاع از ارزش ها و آرمان هاي ديني و سياسي . 
يك جوان مسلمان آن گاه مي تواند در جريان منسجم امت اسلامي نقش تعيين كننده اي داشته باشد كه دو بال علم و عمل در همه عرصه هاي مورد نياز را به دست آورده باشد. 
اين كه دشمنان اسلام و مسلمانان به آساني از طريق رسانه هاي ماهواره اي به جذب جوانان مسلمان مي پردازند دليلي جز فقدان بينش و تلاش اسلامي جوانان ندارد. استعمار در طول تاريخ شبيخون خود را آشكار ساخته است كه موفقيت مهاجمان در سرزمين هاي اسلامي مشروط به مبارز نبودن جوانان اسلام در صحنه هاي علم و عمل است . 
به منظور سلامت و مصونيت نسل نو در برابر تهاجم فرهنگي غرب و آمريكا و صهيونيست هاي جهاني ـ كه اكنون سخت شتاب گرفته است ـ مي بايد دريچه هاي ارزش ها و معنويت اسلام و قرآن كريم را به روي آنان گشود. 
شكي نيست كه مسئوليت هدايت گري جوانان به سمت مسئوليت ها و بهره گيري آنان از قابليت هاي جواني بر عهده روحانيت و علماي متعهد اسلام است . امروزه همه انديشه ورزان جهان اسلام از ايران گرفته تا دوردست ترين سرزمين قبله توحيد مي بايد بيشترين همت و مجاهدت خود را نسبت به دختران و پسران مسلمان آشكار سازند. هرگونه بي توجهي و غفلت ورزي و فرصت سوزي در برابر نجات جوانان مسلمان در عين حال كه گناهي نابخشودني است انسجام ملت اسلام را ناممكن مي سازند و طبعا سلطه دشمنان قرآن بر جوامع اسلامي را مستحكم مي كند. 
حضرت امام خميني (قدس سره ) در حالي كه از ارادت و علاقه رهبر انقلاب اسلامي نسبت نسل جوان امروز ايراني و غير ايراني مسلمان سخن مي راند نيازمند بودن آنان به عالمان پارسا و كوشاي اسلام را خاطر نشان مي سازد. اين نيازمندي را بايد در دو عرصه هدايت ديني و هم كاري سراغ گرفت . يعني امام يك ارتباط الفت آميز ميان روحانيت و جوانان را خواستار است ارتباطي كه هم تغذيه كننده انديشه و ايمان جوان مسلمان باشد و هم زمينه ساز همدلي و هم كاري جوانان مسلمان با روحانيون سخت كوش و با تقوا. 
بنيان گذار جمهوري اسلامي از نسل نو مي خواهد كه احساس بي نيازي نسبت به به نهاد روحانيت و رهبري ديني و معنوي عالمان پژوهش گر و فعال در صحنه خدمت به مردم نداشته و خود را براي هم كاري با آنان مهيا سازد. بنابراين تكليف روحانيت است كه آنان را بگفتار و كردار نبوي جذب كند. 
سخن مقام معظم رهبري در اين باره شنيدني و نكته آموز است: 
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران حضرت آيت الله العظمي خامنه اي مدظله العالي در آغاز سال ۱۳۸۷ و نامگذاري سال نوآوري و شكوفايي در آستانه ورود نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به دهه چهارم را مي توان از جهات مختلف مورد توجه و بررسي قرار داد كه به برخي از آن جهات اشاره مي شود.
۱- نامگذاري سال ۱۳۸۷ به سال نوآروي و شكوفايي را مي توان در راستاي چشم انداز بيست ساله نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و به منظور دستيابي به اهداف چشم انداز بيست ساله و دستيابي به افق هاي تعيين شده در اين سند ارزيابي كرد. براي رسيدن به اين هدف مهم بايد همه مسئولان تلاشي مضاعف و جدي تر داشته باشند و از تمام ظرفيتها چه در عرصه داخلي و يا بين المللي براي دستيابي به پيشرفت هاي بزرگ استفاده كنند
همانگونه كه رهبر معظم انقلاب اسلامي تأكيد فرمودند: نوآوري و شكوفايي يك ضرورت و نياز اساسي كشور است. دستيابي به دو شاخصه مهم پيشرفت و عدالت اجتماعي كه پيش نياز ورود به دهه چهارم جمهوري اسلامي ايران مي باشد تنها از طريق نوآوري و شكوفايي و انجام كارهاي خارق العاده و بزرگ در كشور عملي خواهد شد و در اين مسير همه اعم از مسئولان، نمايندگان محترم مجلس و آحاد مردم بايد كمك نمايند كه زمينه هاي تحقق ايندو  شاخص ملي را فراهم نمايند.
۳- نوآوري و شكوفايي دو واژه كليدي، اساسي و فوق العاده مهم در تحول و پيشرفت ملت ها و كشورها مي باشند. شكل گيري فرهنگ و تمدن ملي در هر سرزميني مرهون نوآوري و شكوفايي در زمينه هاي مختلف علمي ،آموزشي، فرهنگي و خدمات اجتماعي است. وقتي به تاريخ مراجعه مي كنيم و برگ برگ تاريخ را ورق مي زنيم فرهنگ و تمدن ايران را مملو از آثار علمي،پژوهشي،ادبي و معماري مشاهده مي كنيم كه هر يك ميراث جاودانه و ماندگاري است و بزرگان زيادي در اين عرصه تلاش كرده و آثار گرانبها و فاخري از خود به جاي گذاشته اند كه امروز افتخار ما ايرانيان در عرصه بين المللي است.
۴- پيشرفت وشكوفايي محصول نوآوري، خلاقيت و ابتكار انديشمندان در حوزه هاي مختلف فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، فني و مهندسي و… است وليكن بايد توجه داشت نوآوري در جامعه به الزاماتي نيازمند است كه به برخي از آنها اشاره مي گردد.
–    فضاي عمومي كشور بايد به سمت نوآوري و خلاقيت حركت كند به گونه اي كه از انجام كارهاي تقليدي (مونتاژ)، استفاده از الگوها و مدل هاي(در مديريت اقتصادي) تكراري و شكست خورده بپرهيزد و پيروي از مدل ها و الگوهاي غير مفيد ساير كشورها مذموم تلقي گردد.
–    در نوآوري، خلاقيت و شكوفايي صرفاً نبايد به حوزه علمي فني و مهندسي اكتفا كرد بلكه لازم است به حوزه علوم انساني- اجتماعي توجه ويژه اي معطوف گردد. زيرا بخش عمده اي از تغيير در ساختار فرهنگي و اجتماعي مرهون نوآوري و شكوفايي در حوزه علوم انساني و انجام تحقيقات بنيادين و كاربردي در اين حوزه است كه متأسفانه در چند سال گذشته مغفول مانده است.
–    ايجاد بستر لازم و مؤثر جهت ظهور و بروز نوآوري و خلاقيت هاي علمي و فني ، خصوصاً در مراكز علمي ، آموزشي كشور اعم از مراكز آموزشي وابسته به وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي و وزارت علوم و تحقيقات و فن آوري.
–    توجه ويژه دولت محترم و خدمتگزار و ساير مسئولين به نوآوري و اختصاص بودجه مناسب جهت انجام تحقيقات بنيادين و كاربردي، تجهيز و توسعه مراكز آزمايشگاهي، حمايت از نخبگان و آثار علمي آنان، پشتيباني در ايجاد آسايش و رفاه اجتماعي مناسب براي نخبگان، نوآوري مخترعين و مبتكرين و…
–    ايجاد معاونت توسعه و نوآوري در تمامي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي حتّي در وزارت آموزش و پرورش، ساماندهي پروژه هاي تحقيقاتي، جلوگيري از تحقيقات تكراري و موازي و…
۵- مهمترين مجموعه تأثير گذار در ايجاد فضاي نوآوري، خلاقيت، تخصيص منابع، بسيج امكانات و ايجاد هماهنگي و تعامل ميان بخش هاي مختلف حوزه مديريت خصوصاً مديران ارشد و بلندپايه است.
نقش مديران و ميزان تأثير گذاري آنان در فراهم سازي چنين بسترهايي بسيار مهم و كليدي است و انتظار مي رود در سال نوآوري و شكوفايي، دولت محترم تدابير لازم را براي حمايت و پشتيباني از نوآوران، خالقان آثار بديع و نو و متفكران و شايستگان حوزه علم و انديشه به عمل آورد.




سال نوآوري و شكوفايي در امتداد سال اتحاد ملی و سال پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم
 
 
سحر بيان مقام معظّم رهبري مدظله العالي و تسلّط ايشان به انواع فنّ بيان و تبحّرشان در استفاده از كلمات و خلق و ايجاد و ابداع واژگان و اصطلاحات نو و جديد به گونه‌اي است كه هر كس مي‌تواند به قدر توان خويش از آن حظّ و بهره ‌برد، يك اقتصاددان از فرمايشات معظّم‌له به همان اندازه بهره مي‌گيرد كه يك سياستمدار از سخنان ايشان استفاده مي‌كند ؛ يك اديب از جمله جمله و كلمه به كلمه‌ي فرمايشات معظّم‌له همان اندازه محظوظ  مي‌شود كه يك فرهنگي و مبلّغ دين از فرمايشات ايشان نكات و راهكارهاي عملي برمي‌گيرد.آن چه در اين نوشته مي‌آيد در حقيقت برگرفته از اين اصل و ويژگي سخنان معظّم‌له است. دانشجو و دانش‌آموخته رشته‌هاي تجربي و فنّي برداشتي دارد كه كاملاً متفاوت با برداشت دانشجو و دانش‌آموخته رشته‌هاي انساني و طلبه علوم ديني است و در عين تفاوتِ برداشت‌ها ، همه و همه قابل انطباق با فرمايشات معظّم‌له نيز خواهد بود.در نگاهي سطحي، نام گذاري سالها در آغازين روز بهار از سوي مقام معظّم رهبري پاياني است بر عنوان سال قبل و شروع بحثي جديد و عنواني تازه (صرف نظر از اينكه نام گذاري هر سال از طرف معظم له خود نوعي ابتكار و نوآوري است) امّا اگر قدري با تأمّل به اين نام گذاري‌هاي صورت گرفته از طرف معظّم‌له دقّت شود در مي‌يابيم كه چه بسا دو سال يا بيشتر در امتداد هم نامگذاري شده است و در واقع  يكي مكمّل ديگري است . به عنوان مثال سال ۸۷ از طرف ايشان به عنوان سال نوآوري و شكوفايي نامگذاري شده است . شايد در نگاه اول ، اين سال جداي از سال وحدت ملّي و اتّحاد اسلامي و سال پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم به نظر آيد ، امّا با اندكي دقّت در اتّفاقات و حوادثي كه چند سالي است در جهان پيرامون ما اتّفاق مي‌افتد مي‌توان به رابطه‌ي اين نامگذاري‌ها با هم و دقّت و لطافت نهفته در آن توسّط معظّم‌له پي برد. امروز در تورّق روزنامه‌ها  به اين عنوان برخوردم ” فراتر از فتنه ؛ فيلمي در پاسخ به فيلم سراسر موهن فتنه .” (در همين جا لازم مي‌دانم توجه سازندگان اين فيلم را به اين آيه‌ي شريفه از قرآن كريم جلب كنم كه : وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ (سوره مباركه انعام ، آيه شريفه ۱۰۸) كه البته خود بحثي جدا و مفصّل مي‌طلبد.از اقدام زشت و موهن سياست‌نَدار هلندي در ساخت فيلم ننگين ” فتنه ” مدتّي مي‌گذرد و شايد كمتر كسي است كه از اصل خبر و محتواي فيلم بي‌خبر باشد. فيلمي كه درصدد است اسلام را ديني خشن و تروريست جلوه دهد.در سال گذشته و سالهاي قبل از آن هم متأسّفانه شاهد بوديم كه دست پليد دنياي كفر و الحاد ، همان داعيه‌داران حكومت جهاني و طرفداران دروغين آزادي بيان و حافظان جعلي كرامت بشري دست به توليد و ارائه فيلم‌هايي همچون فیلم ضد ایرانی ۳۰۰ زدند كه خوشبختانه با واكنش و عكس‌العمل به موقع  مسلمانان غيور مواجه شد. اگر چه معتقدم حجم و عمق این نوع اهانتها و فجایع بسيار فراتر و به مراتب گسترده‌تر از اين حركاتِ خودجوشِ جهان اسلام است و می توان بهتر و قاطع تر به اين اقدامات پاسخ داد كه در اين ميان مي توان ساخت و توليد فيلمهاي مستند تاريخي‌اي كه در پاسخ به آنها ساخته شد را به عنوان روزنه‌ي اميدي در اين زمينه دانست.نكته قابل توجّه آن كه به يقين اين نوع رفتارها و حركاتِ موهن كه نشان از عجز و درماندگي نظام سلطه و سردرگمي پيروان دروغين مذاهب آسماني و مقدّس دارد،در حقيقت شاخ و برگ همان اهانت‌ها و هتك حرمتهايي است كه پيش از اين در حدود ۱۴۰۰ سال قبل به وجود نازنين پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم و ائمّه هدي عليهم السّلام و قرآن كريم و در يك كلام اسلام و هر آنچه بويي از اسلام و مسلماني دارد، مي‌شد.گزاف نگفته‌ايم اگر وقوع اين حركات زشت را هم بي پايان بناميم و بدانيم و همچنان منتظر اشكال و اشباه اين نوع اهانتها باشيم؛ اگر چه بزرگترين آرزوي قلبي هر مسلمانِ معتقد و مؤمن به خدا و مجذوب وجود نازنين پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم اين است كه هيچ گاه شاهد چنين اعمال و رفتاري نباشد و همه به نوبه‌ي خود موظفند تا هر چه در توان دارند براي جلوگيري از انجام مجدّد چنين وقايع و فجايعي به كار گيرند ؛ امّا واقعيّت آن است كه تا زماني كه اسلام به عنوان آخرين و كامل ترين دين در جهان مطرح است و هر روز بر تعداد گروندگان به اين دين آسماني افزوده مي‌شود و تا زماني مسلمانی وجود دارد و تا زماني كه صداي لا اله الا الله و محمّدا رسول الله صلي الله عليه و آله و سلّم از مناره‌هاي مساجد به گوش مي‌رسد،اين اهانت‌ها هم وجود دارد و چه بسا به خاطر ترس و واهمه اي كه دنياي مستكبر و مغرور از تحقّق آياتي چون : وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ،(سوره مباركه نور ، آيه شريفه ۵۵) دارد بر وسعت و حجم آن اهانتها و بي‌شرمي‌ها نيز افزوده خواهد شد و البته هر روز به شكلي و گونه‌اي جديد و مدرن تر.اگر در قرون گذشته ابولهب‌ها و ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌ها با تحريك مسلمانانِ سست ايمان و كفّار طمّاع شكم پرست، به جنگ و ستيز با وجود نازنين پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم و نومسلمانان راستين مي‌پرداختند و دندان آن وجود نازنين را مي‌شكستند و خاكروبه بر سر ايشان مي‌ريختند و انواع اهانت‌ها مي‌كردند، امروزه هم با تحريف تاريخ و ساخت و توليد فيلمهاي موهنِ سراسر دروغ و كشيدن كاريكاتور و نوشتن داستانهاي ساختگي و تجديد چاپ كتابهايي چون آيات شيطاني و اعطاي مدال به نويسنده مرتدّ و منفور آن و سوزاندن قرآن كريم و به سخره گرفتن مناسك مذهبي مسلمانان و هتك حرمت حرم امامان معصوم عليهم السلام و… به مبارزه با اسلام و در رأس آن وجود نازنين پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم برخاسته‌اند و در اين راه حدّ و مرزي هم نمي‌شناسند.در تفاسيري كه گاهي از سوي برخي به اصطلاح صاحب‌نظران و روشنفكران كج سليقه مطرح مي‌شود مي‌بينيم و مي‌شنويم كه همچون گذشته برخي در جفاي به ملّت سنگ تمام گذاشته‌اند و سالي كه مدبّرانه از سوي مقام معظم رهبري به نامي مزيّن شده است را در يك يا چند مورد و برگزاري چند سمينار و كنفرانس و ميزگرد و همايش و … منحصر مي‌كنند و از انبوه كارهايي كه مي‌توان در پرتو استفاده از اين نام و به بركت همگاني بودن و همه شمولي آن و بسيج و آمادگي همه اقشار ملّت انجام داد غافلند و كشور و ملّت را از اوج گرفتن به سمت و سوي آرمانهاي متعالي مدنظر معظم له باز مي‌دارند.خلاصه كردن سال نوآوري و شكوفايي در چند رشته دانشگاهي و فنّي و صنعتي مطمئنا همه آن چيزي نيست كه معظم له انتظار دارند؛ بلكه عمق اين نامگذاري فراتر از شكوفايي در چند رشته علمي و صنعتي و فنّي است. اگرچه همه‌ي اينها در جاي خود بسيار مهمّ و اساسي است.آن چه به بحث ما مربوط مي‌شود و بي‌ارتباط با سال نوآوري و شكوفايي هم نيست آن است كه سال ۸۷ در حقيقت سالي است براي گذر از برخورد منفعلانه با اهانتهاي مكرّر غرب و به دست گرفتن ابتكار و خلاّقيت و نوآوري در دفاع از اسلام و وحدت امّت اسلامي و پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم و شكوفايي همه استعدادهاي موجود در اين زمينه.در بياني روشن‌تر بايد گفت : آن چه انتظار مي‌رود آن است كه هنرمندان متعهد در عرصه‌ فيلم و سريال و نويسندگان زبده و خبره و مطّلع و البته متعهّد بايد با استفاده از منابع معتبر و تاريخي با ساخت و توليد انبوه فيلمهاي مستند سينمايي ابتكار عمل را در شناساندن واقعيّات اسلام به جهانيان به دست گيرند و از برخوردهاي منفعلانه در اين زمينه بپرهيزند و اين دقيقاً همان چيزي كه مقام معظّم رهبري در پيام خود خطاب به امت بزرگ اسلام در محكوميّت حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی در تاريخ ۱۳۸۶/۱۲/۱۲ بر  آن تكيه و تاكيد كرده و فرمودند : ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند ایا ملت امریکا می داند که زمامدارانش اینگونه همه ی حرمتهای بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده‌اند؟ ایا ملتهای اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه داران صهیونیست بر کشورهای انان کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است؟!اميد آن كه با نوآوري در عرصه تبليغ اسلام راستين و رسوا نمودن بيش از پيش زمامداران سرمايه دار صهيونيستي آمريكايي، امّت اسلام و در پيشاپيش آن نظام مقدّس جمهوري اسلامي به شكوفايي مورد انتظار دست يابد. إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً (سوره مباركه معارج آيات شريفه ۶و ۷)
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اتحاد داخلي و بين‌المللي يک ضرورت اجتناب ناپذير براي هر ملتي است. ملت پويا ملتي است که در جاي خود از تنش و مناقشات بهره مي‌برد و به موقع از هر گونه اختلاف و تفرقه دوري مي‌جويد. نه يک دستي، سکوت و رکود دارد و نه اغتشاش و درگيري و جدل. زيرا هر دو مايه افول ملت‌هاست.
افراد، گروه‌ها، صنوف و… هر کدام براي تعالي درون گروهي خود بايد فرياد برآورند و از همه ظرفيتهاي قانوني و شرعي براي ترقي و توسعه خود استفاده کنند. اما به هنگام خطر و تهديد امنيت يا منافع ملي از خواسته خود بصورت مقطعي، کوتاه آمده و به فکر دفع افسد باشد.
الف: واکاوي مفردات: 
واکاوي مفردات عنوان اين مقاله که توسط رهبر بزرگوار انقلاب براي سال جاري نام گذاري شده است از بار معنايي برخوردار است و تا ريشه آن بررسي نشود نمي‌توان به عمق آن پي برد.
۱- مباني:
«جمع مبني به معني: ريشه، پايه و بنيان يک چيز است» (۱) که در اين مقال به کنه و ريشه اين اتحاد و انسجام خواهيم پرداخت.
۲- اتحاد:
«آنچه مرکب از دو چيز يا بيشتر و با نسبت‌هاي معين باشد. به طوري که چيز سومي از آنها به وجود آيد که با اجزاي خود تفاوت کامل داشته باشد. مثل آب. که مرکب از اکسيژن و هيدروژن است». (۲)
ريشه اين فعل «وحد» است که به باب «افتعال» برده شده است. اين باب براي مطاوعه مي‌باشد. مطاوعه يعني قبول کردن آن فعل و ممتنع نشدن. و براي آن در علم «صَرف» مثال مي‌آورند مثل: «کسرت الکوز فانکسر» يعني: من کوزه را شکستم و آن هم قبول شکستن کرد.
فعل «وحدت» وقتي در اين باب آورده مي‌شود به اين معني ميشود که: اتحاد مبتني بر اصولي خواهد بود و هر گاه ضرورت آن احساس شد مي‌بايست به آن عمل کرد و نبايد خواسته‌هاي شخصي، سليقه اي، حزبي و گروهي را بر آن مقدم داشت.
۳- ملي:
کلمه «ملت» که جمع آن «ملل» مي‌شود به معني: «پيروان يک دين، مردم يک کشور که از يک نژاد و تابع يک دولت باشند». (۳)
ملت در واقع يک واحد بزرگ انساني است که عواملي چون: فرهنگ، دين، جغرافيا، نژاد، قوميت و… ميتواند عامل پيوند آن باشد.
چنانچه در تعريف ملت نيز گفته‌اند: «ملت يک روان است، يک اصل روحاني. دو چيز، که در واقع يک چيزند،… يکي؛ داشتن ميراث مشترک غني از خاطره‌ها و ديگر، سازش واقعي، ميل به زيست با يکديگر و خواستِ تکيه کردن کامل به ميراث مشترک». (۴)
پس ملت تجمع يک گروهي است که با اهداف خاصي و در چارچوبي تعريف شده علاوه بر حل کردن نيازات ابتدايي خود، در صدد توسعه فرهنگ، اقتصاد و سياست خود نيز مي‌باشند. بنابراين با توجه به تعريفي که در فرهنگ «عميد» آمده است ( تابع يک دولت…) مي‌رساند که براي رسيدن به اهداف خود بايد سازماندهي شده و با برنامه منظم، به حرکت رو به رشد خود ادامه دهند.
۴- انسجام:
انسجام از ماده«سجم» به معني: «منظم و منسجم شدن کلام» مي‌باشد. (۵) و نيز در فرهنگ لغت فارسي به معني: «روان شدن، منظم شدن و با هم جور شدن، روان بودن کلام و عاري بودن آن از تقعيد و تکلف» آمده است. (۶)
۵- اسلامي:
ريشه آن «سلِم يسلَم» که به معني: «سالم و بي عيب و آفت» مي‌باشد. (۷) که «اسلام» از باب افعال به معني «تسليم بي قيد و شرط» مي‌باشد. (۸) که همزه اين باب معني کثرت مي‌دهد. و اين همان معنايي است که «المنجد» براي آن گفته است. به عبارتي: تسليم بي قيد و شرط شدن يعني کثرت سلامت و زدودن آفت. البته اين همزه مي‌تواند معني «يافتن» هم داشته باشد. يعني در اسلام مي‌توان سلامتي روح و روان را پيدا کرد تا از آفت‌ها و بلاها در امان بود.
اما «يا» اضافه بر کلمه «اسلام»، «ياء» نسبت است. و به معني هر آنچه که مطابق دين حنيف اسلام است.
تعريف عنوان مقاله:
با توجه به همه توضيحاتي که در مفردات اين عنوان آمد، اين عنوان را ميشود چنين معنا کرد:
يافتن ريشه‌هاي وحدت بر پايه توجه به هر آنچه يک ملت و يا ملتهاي مختلف را دور هم جمع مي‌آورد و احترام به آن و نظم بخشيدن عقلايي به اين علقه‌هاي اتحاد و ارتباط براي رسيدن به سلامت و زدودن آفت‌هاي اجتماعي بر پايه براهين بي بديل وحي که نمودِ آن دين حنيف اسلام متجلي شده است و عدم مخالفتهاي شخصي و سليقگي با آن.
«مؤمنان معدود، ليک ايمان يکي – جسمشان معدود، ليکن جان يکي
جان حيواني ندارد اتحاد – تو مجو اين اتحاد از روح باد» ( مولوي، مثنوي معنوي، دفتر چهارم)
ب: مباني اتحاد و انسجام از منظر عقل:
شکي نيست که هر انسان سليم النفسي بر اتحاد و انسجام هر چه بيشتر تأکيد دارد. هر فرد و جامعه‌اي در صدد رشد و توسعه همه جانبه است. مي‌خواهد در همه امور اعم از معنويت و ماديت ترقي کند و اين ممکن نمي‌شود مگر با ارتباطات سالم و بر اساس منافع ملي.
در واقع همه سعي دارند از دانش، تکنولوژي و داشته‌هاي ديگران استفاده کنند بدون آنکه متحمل خسارت قابل توجه‌اي بشوند.
روايتي از حضرت امير(ع) هست که مي‌فرمايد: «الاسلام هو التسليم، والتسليم هو اليقين، واليقين هو التصديق، والتصديق هو الاقرار، والاقرار هو الاداء، والاداء هو العمل». (۹)
در اينجا مفهوم تسليم جز يقين نمي‌باشد. و يقين زائيده عقل است نه احساس و عاطفه. پس اتحاد و انسجامي مد نظر است که بر پايه‌هاي عقلانيت و استدلالات قرآن و دين اسلام استوار باشد. اين تسليم، تسليم جاهلانه و کورکورانه نيست. و بي شک نمي‌توانيم راههاي اتحاد و انسجام را کورکورانه طي کنيم.
وقتي درک درستي از دين و مؤلفه‌هاي آن داشتيم و عقل سليم آنرا تأييد کرد، نتيجه آن يک عمل مناسب خواهد بود که آن عمل مناسب زير بناي هر گونه ارتباط و رشد و تعالي است.
در واقع اهميت توجه به جمع و دوري از فرد گرايي و تک محوري و توجه به آداب و سنن صحيح و عبرت آموز و تأمل و تدبر در آن، آموزه دين اسلام مي‌باشد که عقل سالم را بارور مي‌کند. و همچنين در سنت پيامبر (ص) و ائمه هدي(ع) نمونه‌هاي بارز صلح، قهر، سکوت، فرياد، جنگ و… را مي‌يابيم که همه آن براي اتحاد بين مسلمانان و انسجام هر چه بيشتر آنان بوده است. به عبارتي: صلح امام حسن(ع) براي حفظ دين و انسجام مسلمانان همان مقدار قابل اهميت است که قيام حضرت ابا عبدا…(ع) داراي اهميت است و…
اينکه محور‌هاي مختلف در سيره معصومين (ع) را کجا به موقع استفاده کنيم، نيازمند شناخت، درک شرائط زمان و مکان و ظرافت‌هاي لازم است. که خداي ناکرده در ارتباطاتمان به جاي جنگ صلح نکنيم و به جاي فرياد، سکوت. و…
اين نوشتار بر آن است تا با ارائه اصول و کلياتي در اين زمينه، مسير شناخت را هموارتر کند که در بخش آينده به واکاوي اين اصول در کلام وحي و سيره معصومين (ع) خواهيم پرداخت: 
ج:مباني اتحاد و انسجام از منظر قرآن و اهل البيت(ع):
با توجه به تعريفي که در آخر مبحث «الف» آوردم با ارائه عباراتي از قرآن و اهل البيت(ع) در صدد ارائه چارچوب اين بحث هستيم.
۱- صفات ياران پيامبر(ص):
خداوند تبارک و تعالي در قرآن کريم (۱۰) صفاتي را براي ياران پيامبر (ص) بر مي‌شمارد که توجه به آن و سعي در ملکه کردن و مداومت بر بقاء آن باعث مي‌شود تا متخلق به اخلاقي شويم که مسير هدايت و وحدت را براي ما هموارتر کند.
که از جمله آنها عبارتند از:
۱-۱ شدت و سختگيري بر کفار. به اين معني که از آنها تأثير منفي نگرفته و همواره با کساني که به هر شکلي مي‌خواهند آنها را به تاراج ببرند کنار نيايند.
۲-۱ مهرباني، کمک و ايثار نسبت به برادران ديني خود.
۳-۱ عبادت آگاهانه و عاشقانه از خصائص اين افراد خواهد بود. اينان به دنبال عبادت کورکورانه و يا رياکارانه نيستند. زيرا عبادتي که منشأ آن يکي از اين دو باشد، نمي‌تواند اثر وضعي بر روح و روان و سيماي اين مؤمنين بگذارد.
۲- نزاع نکنيد:
خداوند تبارک و تعالي در آيه ديگري از رياقرآن بي بديل مي‌فرمايد: «از خدا و فرستاده اش پيروي کنيد و جنگ نکنيد، زيرا سست مي‌شويد و شکوه و جلالت شما از بين مي‌رود». (۱۱)
در اين آيه چند نکته حائز اهميت است:
۱-۲ براي اينکه تفرقه به وجود نيايد، وجود و حضور قانون و رهبر لازم است. يک قانون کامل و جامع باعث مي‌شود تا اختلافات و درگيري‌ها به حد اقل برسد و بعد از آن وجود يک رهبر و فرمانده باعث مي‌شود تا نواقص و ضعفهاي قانون موجب بروز اختلاف نشود.
۲-۲ در مسير وحدت به صبر و شکيبايي نياز است. زيرا گاهي موضوعي خلاف ميل است و بايد براي آنکه نظم و کثرت مسلمانان به هم نخورد از خواسته شخصي و يا حزبي عدول کنيم و مسئله را تا زماني که طرح آن به وحدت ضرر نزند به تعويق بيندازيم.
۳-۲ در مسير وحدت و تعويق خواسته به زماني ديگر، ايثار نياز است. و يکي از مظاهر جهاد اکبر مبارزه با نفس است، حتي جايي که انسان بر حق باشد. مثل مصاديق مختلفي که براي حضرت علي (ع) پيش آمد، و حضرت(ع) «استخوان در گلو و خار در چشم» همه آن شرائط را تحمل کرد.
۴-۲ اختلاف و درگيري باعث کاهش راندمان کاري مي‌شود.وقتي توجه مصروف موضوعات نزاع حزبي و يا فردي شد از توجه به مسائل عام المنفعه کاسته مي‌شود. و همچنين وقتي توجه به امور حسي و احساسي شد، انسان از توجه به امور کارشناسي و اقدامات پژوهشي باز مي‌ماند که هر دو باعث کاهش راندمان کار و استفاده بهينه از منابع مختلف مي‌شود.
۵-۲ اين آيه اشاره به نزاع و درگيري‌هاي لفظي ميان گروهي دارد. يعني اگر مسلمانان براي موضوعات پيش پا افتاده با هم درگير شوند، هم از مکر و توطئه دشمن غافل مي‌شوند و هم توان اجرايي و فکريي آنان کم مي‌شود. در نتيجه دشمن طمع مي‌کند.
گاهي اوقات بر اثر بي تدبيري، نزاع لفظي و درگيري صورت مي‌گيرد و يا اقداماتي اتفاق مي‌افتد که ضربه آن از حمله دشمن بدتر خواهد بود. لذا طمع و هجوم دشمن نتيجه رفتار ماست. و «خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي‌دهد مگر آنکه آنها خودشان سرنوشتشان را تغيير دهند». (۱۲)
۶-۲ اين آيه اشاره به جدل و نزاعهايي دارد که در آن منفعتي نيست. اما بيان ديدگاهها با توجه به ضرورت و اقامه دليل و همراه با انصاف نه تنها به زيان جامعه نيست بلکه مطلوب و باعث روشن شدن نقاط ضعف و چاره‌انديشي براي آن خواهد بود. با توجه به اين سه اصل دولتمردان، اهل قلم، متخصصان و… وظيفه شرعي و ملي دارند تا در قبال اقداماتي که با استنادات علمي در مخالفت است نه تنها سکوت کرده بلکه فرياد بر آورند و ضمن موشکافي ضعفها به راهکارهاي عملي توجه کرده و با نقدهاي منصفانه راه را براي توسعه و شکوفايي باز کنند.
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی همواره یکی از مسائلی که از سوی مسئولان جمهوری اسلامی ایران مطرح شده وحدت مسلمانان و انسجام آنان بوده است. تقریب بین مذاهب اسلامی نیز به عنوان یک اقدام فقهی و حقوقی در این راستا مطرح شده است. اما هدف از طرح وحدت میان مسلمانان چیست؟ آیا این موضوع در تاریخ قدیم و جدید مسلمانان سابقه داشته است؟ ماهیت وحدت چیست و شامل چه موضوعاتی می شود؟ مخاطبان وحدت چه کسانی هستند و مخالفان و دشمنان وحدت چه کسانی هستند؟ طرح جمهوری اسلامی ایران به عنوان طراح وحدت مسلمانان برای دستیابی به این هدف کدام است؟ و مبانی مشروعیت وحدت و انسجام در آیات و روایات و سیره و سنت نبوی و علوی و دیدگاه های حضرت امام رضوان الله تعالی علیه و مقام معظم رهبری درعصر حاضر چیست؟ آیا طرح وحدت یک طرح تاکتیکی است و یا استراتژی جمهوری اسلامی ایران است؟ 
برای پاسخ به این سؤال ها باید گفت مبانی وحدت بین مسلمانان و حتی گفتگو بر سر مشترکات و دستیابی به چارچوبی برای تعامل حتی با غیر مسلمانان یک سفارش و دستور مؤکد الهی است. در اینکه ماهیت وحدت و انسجام اسلامی چیست کمی تردید وجود دارد؟ 
آیا از وحدت و انسجام اسلامی معنای تام و تمام آن مورد نظر است و در صورتی که معنای کامل آن حاصل نشود، پیگیری آن امری غیرضروری است؟ 
این سؤال از آن جهت مطرح است که برخی صاحب نظران مسلمان تحقق وحدت اسلامی را غیر ممکن یا دور از دسترس می دانند و در این راستا به وجود اختلاف در تمامی دوره های حیات اسلامی و بلکه حیات بشر استناد می کنند. باید گفت اگرچه دستیابی به وحدت تام و تمام به معنای فلسفی آن غیر ممکن و دور از دسترس است ولی اولاً حرکت به سمت آن و گام نهادن در مسیر آن در حد مقدورات ضروری است. ثانیاً وحدت و انسجام تام و تمام به معنی یکنواختی و رفع هرگونه تفاوت در آرا و اندیشه ها نیست، شاید بتوان گفت وحدت و انسجام به معنی عدم خصومت، دشمنی، تکفیر، قتل و خونریزی و در مقابل ایجاد همدلی، وفاق و تأکید بر مشترکات و محبت و دوستی بین مسلمانان و مبارزه مشترک با دشمنان است. خداوند متعال می فرماید: محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم.(فتح۲۷) گذشته از آن در صورتی که وحدت و انسجام و دوری از تفرقه و تشتت و نزاع و درگیری امری غیرقابل دستیابی و غیر ممکن بود مورد امر و دستور الهی قرار نمی گرفت و پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین (ع) آنرا سفارش نمی کردند. به نظر می رسد در خصوص ایجاد اختلاف و تفرقه با یک ماهیت سیاسی، امنیتی، تاریخی و فقهی مواجه هستیم که برای هر یک از زوایای فوق باید راهکارهای متناسب با آن را جستجو کنیم. 
الف) وحدت و انسجام اسلامی در تمامی منابع اسلامی به ویژه در قرآن و سیره نبوی و علوی همواره مورد تأکید قرار گرفته است. آنچه در زیر می آید اشاره ای گذرا به برخی از این موارد است: 
۱) واطیعوا الله و رسوله و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم (انفال .۴۶) 
۲) ولاتکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعدما جائهم البینات و اولئک لهم عذاب الیم (آل عمران.۱۰۵) 
۳) هوالذی ایدک بنصره و بالمؤمنین و الف بین قلوبهم لو انفقت مافی الارض جمیعاً ما الفت بین قلوبهم و لکن الله الف بینهم انه عزیز حکیم(انفال ۶۳)(هم او بود که تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید و میان دل هایشان الفت انداخت که اگر آنچه در روی زمین است همه را خرج می کردی نمی توانستی میان دل هایشان الفت برقرار کنی ولی خدا بود که میان آنان الفت انداخت چرا که او توانایی حکیم است) 
۴) واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذکنتم اعداء فألف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفره من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون 
(آل عمران۱۰۳.) 
۵) شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا والذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین ولا تتفرقوا فیه. (شوری۱۳.) (آیینی را که خداوند برای شما «مسلمانان» مقرر فرمود، همان است که به نوح سفارش کرد و همان که به تو «ای پیامبر» وحی شد و آنچه به ابراهیم، موسی و عیسی وصیت نمود که دین خدا را «همه با هم» برپا دارید و در آن اختلاف و پراکندگی نداشته باشید.) 
پیامبر اکرم(ص) نیز می فرمایند: من فارق جماعه المسلمین فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه، قیل: یا رسول الله، و ما جماعه المسلمین؟ قال: جماعه اهل الحق و ان قلوا. (هرکس از اجتماع مسلمانان دوری کند، ریسمان اسلام را از گردن خود باز کرده است. گفته شد: مراد از جماعت مسلمانان چیست؟ فرمودند: حق گرایان اگرچه در اقلیت باشند). 
امام علی علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام می فرماید: اوصیک یا حسن و جمیع ولدی و اهلی و من یبلغه کتابی بتقوی الله ربکم و لاتموتن و انتم مسلمون و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا. 
امام خمینی(ره) در عصر حاضر می فرماید: اسلام دستور داده و فرموده است واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا همه با هم تمام اقشار با هم، اعتصام به حبل الله، با توجه به خدای بزرگ همه باید پیش برویم، تخلف از این دستور الهی جرم است، گناه است. دستور اسلام است که همه باید معتصم به حبل الله باشیم. 
ایشان همچنین می فرماید: ملت ها و دولت ها اگر بخواهند به پیروزی و هدف های اسلامی به تمام ابعادش که سعادت بشر است برسند، باید اعتصام به حبل الله کنند: از اختلافات و تفرقه بپرهیزند و فرمان حق تعالی را اطاعت کنند. 
ایشان همچنین در این باب می فرمایند: این یک برکت بزرگی است که ما را و همه برادران اهل تسنن و تشیع را یکجا جمع کرده و همه مان برای اسلام می خواهیم کوشش کنیم. 
علامه دکتر عبدالمتعال صعیدی استاد دانشگاه الازهر می گوید: علی ابن ابیطالب علیه السلام اولین بنیانگذار تقریب بین مذاهب است با اینکه می دانست از دیگران به خلافت سزاوارتر است ولی با ابوبکر و عمر و عثمان به مدارا رفتار کرد و از هیچ گونه کمک نسبت به آنان دریغ نفرمود. 
ب) با توجه به مبانی فوق الذکر به نظر می رسد نه تنها طرح وحدت و انسجام اسلامی یک طرح استراتژیک و یکی از اصول مهم مورد توجه قرآن و سیره و سنت پیامبر(ص) و ائمه اطهار است بلکه بنا به فرموده حضرت امام خمینی که همیشه می فرمود اسلام در دو کلمه خلاصه می شود: کلمه توحید و توحید کلمه، می توان معتقد بود که اصل وحدت و انسجام اسلامی در کنار اصل توحید از مهمترین مبانی نظری و عملی جمهوری اسلامی ایران است. 
ج) تئوری وحدت و انسجام اسلامی در درجه اول همه مسلمانان از فرق و مذاهب مختلف را مخاطب قرار داده است و در درجه دوم دولت های اسلامی که مقالید امور مسلمانان را در دست دارند، همچنین رهبران فکری و مذهبی، اندیشمندان کشورهای اسلامی و شخصیت های حقیقی و حقوقی جهان اسلام به ویژه رسانه های جمعی که در بین مردم از نفوذ کلمه بهره مند هستند را شامل می شود، ولی لازم است در عمل برای هریک از این مخاطبان ابزار متفاوتی جهت دستیابی به وحدت و انسجام اسلامی فراهم کرد. برنامه ریزی در این خصوص یکی از اولی ترین و ضروری ترین برنامه هاست.
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اتحاد ملي يک مساله داخلي است وانسجام اسلامي يک مساله خارجي وهرکدام نيازمند راهکارهاي متفاوت (وحتي گاه متناقض) مي باشند. چرا که يک راهکار ممکن است منجر به انسجام اسلامي بالا، اما اتحاد ملي پايين وبالعکس راهکار ديگري ممکن است منجربه اتحاد ملي بالا ولي انسجام اسلامي پايين شود. دراين نوشتار سعي بر ارائه راهکارهايي است که همزمان منجر به اتحاد ملي وانسجام اسلامي بالايي گردند واز ارائه راهکارهايي با نتايج متضاد يا متناقض و گيج کننده پرهيز شده است. پيش از ارائه هرگونه راهکار بايستي عواملي که منجر به اتحاد ملي وانسجام اسلامي در کودکان ونوجوانان مي شوند را شناسايي نماييم وپس از آن با برنامه ريزي هاي دقيق زمينه هاي لازم را براي تقويت شکل گيري نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي وانسجام اسلامي وهمچنين کسب دانش لازم وايجاد رفتارها مناسب فردي وگروهي فراهم کرد
رمز www.ir-translate.com
والدين و برادران وخواهران نقش بسزايي در رشد همه جانبه فرد وازجمله ايجاد زمينه هاي لازم براي شکل گيري نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي و انسجام اسلامي دارند. لذا يکي از راهکارهاي مناسب به منظور ايجاد بستر لازم براي تقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي و ارائه آن در همان دوران اوليه رشد به کودکان ونوجوانان، بستر سازي اين مطلب در خانواده است. به اين منظور مي توان از نهادهاي مختلف (ازجمله آموزش و پرورش، بسيج، پليس و…) به منظور ارائه آموزشهاي لازم به خانواده جهت چگونگي بستر سازي اين امر در خانواده کمک گرفت.
مدرسه ( معلمان، محتواي آموزشي)
يکي ديگرازعوامل مهم و اثرگذار بر رشد کودکان و نوجوانان مدرسه است. مدرسه به طرق گوناگون رشد همه جانبه کودکان ونوجوانان وهمچنين نوع و ميزان دانش ونگرش آنها را نسبت به موضوعات مختلف از جمله تاريخ مشترک، سرزمين مشترک، و….. اتحاد ملي وانسجام اسلامي تحت تاثير قرار مي دهد. لذا به اين منظور بايستي کتب تحصيلي مورد بازنگري دقيق قرار گرفته ومفاهيم مربوط به اتحاد ملي وانسجام اسلامي (ادبيات وتاريخ مشترک، رسالت مشترک، دين مشترک، فرهنگ وهنر، و….) به نحو دقيق و کارشناسانه درمحتواي کتب تحصيلي، داستانها وحکايتها، ضرب المثل ها و…  وارد گردد. ازاين طريق معلمان که انتقال دهندگان کليدي محتواي کتب رسمي هستند، آنها را به دانش آموزان انتقال داده و موجب درک عميق و نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي وانسجام اسلامي درخود ودانش آموزان (ودر نهايت درکل اجتماع) مي شوند. به اين صورت دانش آموزان به تدريج با اين مفاهيم آشنا شده وآنها را دروني مي کنند و درسرانجام خود آنها نيز به عنوان افرادي که در آينده اين دانش ونگرش مثبت را به ساير افراد اجتماع انتقال خواهند داد درخواهند آمد.
همسالان
همسالان تاثير بسيار زيادي بر رشد کودک و نوجوان دارند. لذا تدارک برنامه هاي مناسب گروهي، بازديد گروهي از موزه ها، آثار واماکن تاريخي ملي (ارگ بم، تخت جمشيد، سي وسه پل، عالي قاپو، هشت بهشت، ايوان مدائن و…) و مذهبي (حرم مطهر پيامبر اکرم (ص) وائمه عليهم السلام) موجود درايران وجهان اسلام تاثيرمناسبي برشکل گيري وتقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي دارد.
رسانه ها ومطبوعات
رسانه ها ومطبوعات به دليل داشتن مخاطبان وسيع ازهمه اقشار جامعه تاثير بسيار زيادي بررفتارهاي افراد جامعه وبخصوص کودکان ونوجوانان دارند. بنابراين آنها مي توانند با تدارک برنامه هاي مناسب براي کودکان ونوجوانان به شکل گيري وتقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي کمک هاي فراواني بنمايند. علاوه برآن هزينه بسياري از برنامه هايي که ازطريق رسانه ها پخش مي شود و همچنين زمان ونيروي انساني که صرف اين برنامه ها مي شود به مراتب نسبت به ساير روشها کم تر است. از طريق رسانه ها مي توان آثار واماکن تاريخي ملي ومذهبي موجود درايران وجهان اسلام را به تصوير کشيد. مي توان برنامه هاي مناسب در خصوص شخصيت هاي معتبراين سرزمين از جمله ابن سينا، فارابي، ملاصدرا، خيام، سعدي، حافظ و…  تدارک ديد وبه اين طريق اتحاد ملي را تقويت نمود. علاوه برآن مي توان برنامه هاي مناسب در خصوص مباني ديني واعتقادي از جمله عدالت، برابري، آزادي، اخلاقيات وهمچنين ساير اصول ومباني اسلامي تهيه وعلاوه بر آن به معرفي پيامبران الهي و بخصوص پيامبر اکرم(ص) به عنوان نماد وحدت جهان اسلام (شيعه وسني) پرداخت وازاين طريق انسجام اسلامي را تقويت  نمود. اين رسانه ها همچنين مي توانند شخصيت هاي معتبر جهان اسلام را دعوت نمايند تا علاوه بر معرفي آنها به جامعه از نظرات آنها جهت پيشبرد انديشه اتحاد ملي وانسجام اسلامي بهره گرفت.
دين ومذهب 
دين به عنوان يک عنصر بسيار مهم مي تواند نقشي بسيار حياتي در تقويت انسجام اسلامي بازي نمايد. دراين خصوص دين اسلام وپيامبر اکرم(ص) بايستي کانون توجه کتب، رساله ها، مجلات، مقاله ها، فيلم هاي تلويزيوني وغيره قرار گرفته وتمام نهادها وارگان ها براهميت شخصيت والاي پيامبر اکرم (ص) به عنوان عنصر وحدت جامعه اسلامي تاکيد بيش از حد نمايند. نکته مهمي که دراين خصوص شايان توجه است وبنظر مي رسد درحال حاضردرجامعه کمتر به آن پرداخته مي شود.
اين است که تاکيد بسيارزيادي بر ائمه (ع) صورت مي گيرد. درحاليکه شايد به اين اندازه بر خصوصيات والاي پيامبراکرم (ص) تاکيد نمي شود. به عبارت ديگر برنامه ها بايد به گونه اي باشد که شخصيت ائمه(ع) در سايه شخصيت پيامبر اعظم معرفي گردند و شخصيت رسول اکرم تحت الشعاع قرار نگيرد، زيرا نشان دادن ضعف دراين خصوص يقينا به تضعيف انسجام اسلامي ودر نهايت تضعيف اتحاد ملي منجر خواهد شد. بنابراين ضروري است که مشترکات جهان اسلام استخراج ودر برنامه هاي مختلف کانون مورد توجه قرار گيرند.
زبان
زبان نقش مهم وکليدي در اتحاد ملي وانسجام اسلامي بازي مي کند. با توجه به تنوع زباني در داخل کشور وجهان اسلام بسيار ضروري است مطالعات لازم دراين خصوص صورت گيرد تا نقش اين عامل در اتحاد ملي وانسجام اسلامي روشن شود و پس از آن برنامه هاي مناسب براي ارتقا» اتحاد ملي وانسجام اسلامي با توجه به نقش زبان اجرا گردد.
عوامل اجتماعي – فرهنگي 
اجتماعي که درآن قرار داريم ترکيبي است از عوامل فوق الذکر وساير عوامل احتمالي که به آن اشاره نشده است و همچنين ارزشها وفرهنگ وخرده فرهنگ هاي حاکم برآن که رفتار ما را احاطه کرده است. اين فرهنگ در حال حاضر درجاتي از اتحاد ملي وانسجام اسلامي را درخود دارد. لذا ضروري است که اين ميزان درجات در جاي جاي ميهن اسلامي مورد بررسي و شناسايي قرار گيرد تا اطلاعات لازم وکليدي استخراج شده وبرنامه هاي مناسب را با توجه به اطلاعات حاصله از وضعيت موجود جامعه ومقايسه آن با وضعيت مورد انتظار طراحي، اجرا، ارزيابي و اصلاح نمود. باشد که منجر به تقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي و دوري از هرگونه نفاق وگسيختگي درسطح داخلي وخارجي گردد.
استاد:جناب دکتر حسن احدي – دانشجو: علي محمد رضايي 

مباني اتحاد ملي و انسجام اسلامي
  
چکيده:
در اين مقاله سعي شده است ضمن ريشه يابي کليدي واژگان عنوان، موضوع اتحاد و انسجام با توجه به کلام وحي، سنت، عقل و بيانات بزرگان و در رأس آن معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خميني (ره) مورد بررسي و کنکاش قرار گيرد. و از هرگونه برداشت شخصي، جناحي و حزبي و مصادره کردن اين عنوان بزرگ جلوگيري شود.
در اين مقاله راز اتحاد داخلي و ارائه الگو براي کشور‌هاي مسلمان بيان شده است. دعب نگارنده آن است که حتي الامکان غير مستقيم به اين موضوع بپردازد که در جاهايي لاجرم با صراحت اصول و مباني نيز بيان شده است.

مقدمه:
اتحاد داخلي و بين‌المللي يک ضرورت اجتناب ناپذير براي هر ملتي است. ملت پويا ملتي است که در جاي خود از تنش و مناقشات بهره مي‌برد و به موقع از هر گونه اختلاف و تفرقه دوري مي‌جويد. نه يک دستي، سکوت و رکود دارد و نه اغتشاش و درگيري و جدل. زيرا هر دو مايه افول ملت‌هاست.
افراد، گروه‌ها، صنوف و… هر کدام براي تعالي درون گروهي خود بايد فرياد برآورند و از همه ظرفيتهاي قانوني و شرعي براي ترقي و توسعه خود استفاده کنند. اما به هنگام خطر و تهديد امنيت يا منافع ملي از خواسته خود بصورت مقطعي، کوتاه آمده و به فکر دفع افسد باشد.
«تخم وفاق را تو در اين بوستان بکار – ميخ نفق را تو در اين زمين بکن» (اديب الممالک فراهاني)

اينکه در کجا بايد فرياد زد و در کجا سکوت، در کجا بايد عاقلانه و بر مبناي استدلال پيش رفت ودر کجا به مصلحت توجه کرد و… به شناخت اصول و ظرائفي محتاج است که در اين مقال در صدد تبيين آن مي‌باشيم.
اميد است خواننده محترم ( از هر جناح و فکر و سليقه‌اي که باشد ) با دقت و تأمل در اصول ذيل الذکر به کلمه تنومند «وحدت» چنگ زده و با ايثار و شهامت، جلوي خود کامگي و فرصت طلبي را بگيرد.

الف: واکاوي مفردات: 
واکاوي مفردات عنوان اين مقاله که توسط رهبر بزرگوار انقلاب براي سال جاري نام گذاري شده است از بار معنايي برخوردار است و تا ريشه آن بررسي نشود نمي‌توان به عمق آن پي برد.

۱- مباني:
«جمع مبني به معني: ريشه، پايه و بنيان يک چيز است» (۱) که در اين مقال به کنه و ريشه اين اتحاد و انسجام خواهيم پرداخت.

۲- اتحاد:
«آنچه مرکب از دو چيز يا بيشتر و با نسبت‌هاي معين باشد. به طوري که چيز سومي از آنها به وجود آيد که با اجزاي خود تفاوت کامل داشته باشد. مثل آب. که مرکب از اکسيژن و هيدروژن است». (۲)
ريشه اين فعل «وحد» است که به باب «افتعال» برده شده است. اين باب براي مطاوعه مي‌باشد. مطاوعه يعني قبول کردن آن فعل و ممتنع نشدن. و براي آن در علم «صَرف» مثال مي‌آورند مثل: «کسرت الکوز فانکسر» يعني: من کوزه را شکستم و آن هم قبول شکستن کرد.
فعل «وحدت» وقتي در اين باب آورده مي‌شود به اين معني ميشود که: اتحاد مبتني بر اصولي خواهد بود و هر گاه ضرورت آن احساس شد مي‌بايست به آن عمل کرد و نبايد خواسته‌هاي شخصي، سليقه اي، حزبي و گروهي را بر آن مقدم داشت.

۳- ملي:
کلمه «ملت» که جمع آن «ملل» مي‌شود به معني: «پيروان يک دين، مردم يک کشور که از يک نژاد و تابع يک دولت باشند». (۳)
ملت در واقع يک واحد بزرگ انساني است که عواملي چون: فرهنگ، دين، جغرافيا، نژاد، قوميت و… ميتواند عامل پيوند آن باشد.
چنانچه در تعريف ملت نيز گفته‌اند: «ملت يک روان است، يک اصل روحاني. دو چيز، که در واقع يک چيزند،… يکي؛ داشتن ميراث مشترک غني از خاطره‌ها و ديگر، سازش واقعي، ميل به زيست با يکديگر و خواستِ تکيه کردن کامل به ميراث مشترک». (۴)
پس ملت تجمع يک گروهي است که با اهداف خاصي و در چارچوبي تعريف شده علاوه بر حل کردن نيازات ابتدايي خود، در صدد توسعه فرهنگ، اقتصاد و سياست خود نيز مي‌باشند. بنابراين با توجه به تعريفي که در فرهنگ «عميد» آمده است ( تابع يک دولت…) مي‌رساند که براي رسيدن به اهداف خود بايد سازماندهي شده و با برنامه منظم، به حرکت رو به رشد خود ادامه دهند.

۴- انسجام:
انسجام از ماده«سجم» به معني: «منظم و منسجم شدن کلام» مي‌باشد. (۵) و نيز در فرهنگ لغت فارسي به معني: «روان شدن، منظم شدن و با هم جور شدن، روان بودن کلام و عاري بودن آن از تقعيد و تکلف» آمده است. (۶)

۵- اسلامي:
ريشه آن «سلِم يسلَم» که به معني: «سالم و بي عيب و آفت» مي‌باشد. (۷) که «اسلام» از باب افعال به معني «تسليم بي قيد و شرط» مي‌باشد. (۸) که همزه اين باب معني کثرت مي‌دهد. و اين همان معنايي است که «المنجد» براي آن گفته است. به عبارتي: تسليم بي قيد و شرط شدن يعني کثرت سلامت و زدودن آفت. البته اين همزه مي‌تواند معني «يافتن» هم داشته باشد. يعني در اسلام مي‌توان سلامتي روح و روان را پيدا کرد تا از آفت‌ها و بلاها در امان بود.
اما «يا» اضافه بر کلمه «اسلام»، «ياء» نسبت است. و به معني هر آنچه که مطابق دين حنيف اسلام است.

تعريف عنوان مقاله:
با توجه به همه توضيحاتي که در مفردات اين عنوان آمد، اين عنوان را ميشود چنين معنا کرد:
يافتن ريشه‌هاي وحدت بر پايه توجه به هر آنچه يک ملت و يا ملتهاي مختلف را دور هم جمع مي‌آورد و احترام به آن و نظم بخشيدن عقلايي به اين علقه‌هاي اتحاد و ارتباط براي رسيدن به سلامت و زدودن آفت‌هاي اجتماعي بر پايه براهين بي بديل وحي که نمودِ آن دين حنيف اسلام متجلي شده است و عدم مخالفتهاي شخصي و سليقگي با آن.
«مؤمنان معدود، ليک ايمان يکي – جسمشان معدود، ليکن جان يکي
جان حيواني ندارد اتحاد – تو مجو اين اتحاد از روح باد» ( مولوي، مثنوي معنوي، دفتر چهارم)

ب: مباني اتحاد و انسجام از منظر عقل:
شکي نيست که هر انسان سليم النفسي بر اتحاد و انسجام هر چه بيشتر تأکيد دارد. هر فرد و جامعه‌اي در صدد رشد و توسعه همه جانبه است. مي‌خواهد در همه امور اعم از معنويت و ماديت ترقي کند و اين ممکن نمي‌شود مگر با ارتباطات سالم و بر اساس منافع ملي.
در واقع همه سعي دارند از دانش، تکنولوژي و داشته‌هاي ديگران استفاده کنند بدون آنکه متحمل خسارت قابل توجه‌اي بشوند.
روايتي از حضرت امير(ع) هست که مي‌فرمايد: «الاسلام هو التسليم، والتسليم هو اليقين، واليقين هو التصديق، والتصديق هو الاقرار، والاقرار هو الاداء، والاداء هو العمل». (۹)

در اينجا مفهوم تسليم جز يقين نمي‌باشد. و يقين زائيده عقل است نه احساس و عاطفه. پس اتحاد و انسجامي مد نظر است که بر پايه‌هاي عقلانيت و استدلالات قرآن و دين اسلام استوار باشد. اين تسليم، تسليم جاهلانه و کورکورانه نيست. و بي شک نمي‌توانيم راههاي اتحاد و انسجام را کورکورانه طي کنيم.
وقتي درک درستي از دين و مؤلفه‌هاي آن داشتيم و عقل سليم آنرا تأييد کرد، نتيجه آن يک عمل مناسب خواهد بود که آن عمل مناسب زير بناي هر گونه ارتباط و رشد و تعالي است.
در واقع اهميت توجه به جمع و دوري از فرد گرايي و تک محوري و توجه به آداب و سنن صحيح و عبرت آموز و تأمل و تدبر در آن، آموزه دين اسلام مي‌باشد که عقل سالم را بارور مي‌کند. و همچنين در سنت پيامبر (ص) و ائمه هدي(ع) نمونه‌هاي بارز صلح، قهر، سکوت، فرياد، جنگ و… را مي‌يابيم که همه آن براي اتحاد بين مسلمانان و انسجام هر چه بيشتر آنان بوده است. به عبارتي: صلح امام حسن(ع) براي حفظ دين و انسجام مسلمانان همان مقدار قابل اهميت است که قيام حضرت ابا عبدا…(ع) داراي اهميت است و…

اينکه محور‌هاي مختلف در سيره معصومين (ع) را کجا به موقع استفاده کنيم، نيازمند شناخت، درک شرائط زمان و مکان و ظرافت‌هاي لازم است. که خداي ناکرده در ارتباطاتمان به جاي جنگ صلح نکنيم و به جاي فرياد، سکوت. و…
اين نوشتار بر آن است تا با ارائه اصول و کلياتي در اين زمينه، مسير شناخت را هموارتر کند که در بخش آينده به واکاوي اين اصول در کلام وحي و سيره معصومين (ع) خواهيم پرداخت: 

ج:مباني اتحاد و انسجام از منظر قرآن و اهل البيت(ع):
با توجه به تعريفي که در آخر مبحث «الف» آوردم با ارائه عباراتي از قرآن و اهل البيت(ع) در صدد ارائه چارچوب اين بحث هستيم.

۱- صفات ياران پيامبر(ص):
خداوند تبارک و تعالي در قرآن کريم (۱۰) صفاتي را براي ياران پيامبر (ص) بر مي‌شمارد که توجه به آن و سعي در ملکه کردن و مداومت بر بقاء آن باعث مي‌شود تا متخلق به اخلاقي شويم که مسير هدايت و وحدت را براي ما هموارتر کند.
که از جمله آنها عبارتند از:
۱-۱ شدت و سختگيري بر کفار. به اين معني که از آنها تأثير منفي نگرفته و همواره با کساني که به هر شکلي مي‌خواهند آنها را به تاراج ببرند کنار نيايند.
۲-۱ مهرباني، کمک و ايثار نسبت به برادران ديني خود.
۳-۱ عبادت آگاهانه و عاشقانه از خصائص اين افراد خواهد بود. اينان به دنبال عبادت کورکورانه و يا رياکارانه نيستند. زيرا عبادتي که منشأ آن يکي از اين دو باشد، نمي‌تواند اثر وضعي بر روح و روان و سيماي اين مؤمنين بگذارد.

۲- نزاع نکنيد:
خداوند تبارک و تعالي در آيه ديگري از رياقرآن بي بديل مي‌فرمايد: «از خدا و فرستاده اش پيروي کنيد و جنگ نکنيد، زيرا سست مي‌شويد و شکوه و جلالت شما از بين مي‌رود». (۱۱)
در اين آيه چند نکته حائز اهميت است:
۱-۲ براي اينکه تفرقه به وجود نيايد، وجود و حضور قانون و رهبر لازم است. يک قانون کامل و جامع باعث مي‌شود تا اختلافات و درگيري‌ها به حد اقل برسد و بعد از آن وجود يک رهبر و فرمانده باعث مي‌شود تا نواقص و ضعفهاي قانون موجب بروز اختلاف نشود.
۲-۲ در مسير وحدت به صبر و شکيبايي نياز است. زيرا گاهي موضوعي خلاف ميل است و بايد براي آنکه نظم و کثرت مسلمانان به هم نخورد از خواسته شخصي و يا حزبي عدول کنيم و مسئله را تا زماني که طرح آن به وحدت ضرر نزند به تعويق بيندازيم.
۳-۲ در مسير وحدت و تعويق خواسته به زماني ديگر، ايثار نياز است. و يکي از مظاهر جهاد اکبر مبارزه با نفس است، حتي جايي که انسان بر حق باشد. مثل مصاديق مختلفي که براي حضرت علي (ع) پيش آمد، و حضرت(ع) «استخوان در گلو و خار در چشم» همه آن شرائط را تحمل کرد.

۴-۲ اختلاف و درگيري باعث کاهش راندمان کاري مي‌شود.وقتي توجه مصروف موضوعات نزاع حزبي و يا فردي شد از توجه به مسائل عام المنفعه کاسته مي‌شود. و همچنين وقتي توجه به امور حسي و احساسي شد، انسان از توجه به امور کارشناسي و اقدامات پژوهشي باز مي‌ماند که هر دو باعث کاهش راندمان کار و استفاده بهينه از منابع مختلف مي‌شود.
۵-۲ اين آيه اشاره به نزاع و درگيري‌هاي لفظي ميان گروهي دارد. يعني اگر مسلمانان براي موضوعات پيش پا افتاده با هم درگير شوند، هم از مکر و توطئه دشمن غافل مي‌شوند و هم توان اجرايي و فکريي آنان کم مي‌شود. در نتيجه دشمن طمع مي‌کند.
گاهي اوقات بر اثر بي تدبيري، نزاع لفظي و درگيري صورت مي‌گيرد و يا اقداماتي اتفاق مي‌افتد که ضربه آن از حمله دشمن بدتر خواهد بود. لذا طمع و هجوم دشمن نتيجه رفتار ماست. و «خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي‌دهد مگر آنکه آنها خودشان سرنوشتشان را تغيير دهند». (۱۲)

۶-۲ اين آيه اشاره به جدل و نزاعهايي دارد که در آن منفعتي نيست. اما بيان ديدگاهها با توجه به ضرورت و اقامه دليل و همراه با انصاف نه تنها به زيان جامعه نيست بلکه مطلوب و باعث روشن شدن نقاط ضعف و چاره‌انديشي براي آن خواهد بود. با توجه به اين سه اصل دولتمردان، اهل قلم، متخصصان و… وظيفه شرعي و ملي دارند تا در قبال اقداماتي که با استنادات علمي در مخالفت است نه تنها سکوت کرده بلکه فرياد بر آورند و ضمن موشکافي ضعفها به راهکارهاي عملي توجه کرده و با نقدهاي منصفانه راه را براي توسعه و شکوفايي باز کنند.
به عقيده نگارنده وقت آن رسيده است تا پس از ۳۰سال از عمر پر برکت انقلاب اسلامي با نقدهاي عالمانه، منصفانه و طبقه بندي شده (از حيث استفاده براي امور مختلف) نقاط ضعف را شناسايي و براي آن تدبير کنيم و نقاط مثبت را تقويت و مسير روبه رشد جامعه اسلامي مان را هموارتر و سريعتر کنيم.
پس نزاع‌ها ومناظراتي که بر پايه انصاف واستدلال باشد نه تنها ضرري ندارد بلکه داراي منافع بي شماري خواهد بود: 

۳-عبرت از سرنوشت ديگر امت‌ها: 
امام علي (ع) مي‌فرمايد: «از بلاهايي که به سبب اعمال زشت و نکوهيده بر سر ملتهاي پيش از شما آمد، بپرهيزيد و احوال خوب و بد آنان را به ياد آوريد… اگر در احوال نيک و بد آنان بينديشيد، همان کاري را عهده دار شويد که عزيزشان کرد… و از کارهايي که پشت آنان را شکست و قدرت آنان را از بين برد، دوري کنيد…». (۱۳)
در اين خطبه حضرت امير(ع) به موضوعات مختلفي از جمله: علو شأن خداوند، نکوهش صفت تکبر، دشمني شيطان، نکوهش اخلاق جاهلي، پرهيز از سران متکبر و خود پسند، ضرورت عبرت از گذشتگان، فلسفه عبادت، علل پيروزي و شکست ملتها و…سخن فرموده است. که در يک فراز آن به علل پيروزي و شکست ملت‌ها اشاره فرموده است. که عمده ترين آن علل را تفرقه، کينه توزي، دشمني و ياري نکردن همديگر مي‌داند. که اگر در جامعه‌اي اين خصوصيتها اتفاق بيفتد، شکست آن جامعه حتمي است و هيچکس را جز خود نبايد ملامت کرد.
در واقع بايد علت سقوط دول و ملل مختلف دنيا را در يافت وبراي آنکه براي خودمان اين اتفاق حاصل نشود تمهيدات لازم با واقع بيني وتدبير لحاظ شود.

۴-پرهيز از تعصب:
پيامبر عظيم الشأن اسلام فرمودند: «کسي که تعصب بورزد يا نسبت به وي تعصب بورزند،حلقه ايمان را از گردن خويش باز کرده است».(۱۴)
اين روايت حاوي نکات بسياري است که تقديم حضور مي‌کنم:
۱-۴-تعصب يعني اصرار وپافشاري بدون دليل واستدلال براي انجام يا ترک موضوعي که منشأ آن جهل وناداني است.
۲-۴-کسي که متعصب است و به عقل واستدلال توجه نمي‌کند در واقع ايمان ندارد. زيرا ايمان ريشه در عقلانيت و آگاهي دارد. مسلمان تا زماني که در دايره تعصب وجهل گرفتار است مزه و حقيقت ايمان را نخواهد چشيد.
تعصب گاهي در امور ديني است وگاهي در امور اجرايي وکاري. مسلمان و مؤمن مکلف به حرکت وتلاشي است که ريشه در عقلانيت وتدبير دارد واز همه راههاي رسيدنِ به علم و پژوهش استفاده مي‌کند وبدون پشتوانه علمي حرکتي را آغاز نمي‌کند.

۳-۴ تعصب ؛آغاز تفرقه وپايان همدلي واتحاد است.اگر به حرف واستدلال اهل نظر توجه نشود ودر تصميم گيري‌ها از آنان و فکرشان استفاده نشود، قطعا وحدت وهمدلي حاصل نخواهد شد واين ضايعه بزرگي خواهد بود.
۴-۴ ما مکلف هستيم نه خودمان متعصب باشيم ونه اجازه بدهيم ديگران به ما تعصب داشته باشند. به عبارتي: نبايد بگذاريم از ما بت بسازند. خواه يک فرد سياسي باشيم، يا مذهبي يا هر صنف وشغل ديگر. تعريف و تمجيدهاي غلط باعث مي‌شود که از ما بت ساخته شود وشايد کم کم هم باورمان بشود که: «من آنم که رستم بود پهلوان»! 

در تاريخ افرادي که به وسيله اطرافيان منحرف شدند کم نيستند. اگر آناني که ادعاي مهدويت کردند، افراد جاهل تر از خودشان آنان را تصديق نمي‌کردند، به گمراهي‌هاي بزرگ نمي‌افتادند. و…
پس تعصب يعني اصرار بر جهل و عدم توجه به منطق و استدلال. که مايه سقوط فرد و جامعه خواهد بود. خواه اين تعصب مذهبي باشد يا قومي، سياسي، حزبي و…
امام علي (ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: «هيچ کس را نيافتم که بدون علت درباره چيزي تعصب بورزد، جز با دليلي که با آن نا آگاهان را بفريبد…جز شما ! زيرا درباره چيزي تعصب مي‌ورزيد که نه علتي دارد و نه سببي…پس اگر در تعصب ورزيدن ناچاريد، براي اخلاق پسنديده… تعصب داشته باشيد…». (۱۵)

در اين روايت چند نکته حائز اهميت است:
يک: عده‌اي خود را به تعصب مي‌زنند تا بتوانند آدمهاي جاهل و نادان را بفريبند و از اين طريق افکار شيطاني خود را عملي کنند.
دو: عده‌اي بي دليل متعصب اند. که اينان بي هدف، بلکه بازيچه ديگران قرار مي‌گيرند. اما اميد نجات دارند، زيرا بر تعصب خود آگاه نيستند و قصد انحراف ديگران را هم ندارند.
سه: تعصب در امور خير و اخلاق پسنديده، خوب و جايز است. در واقع همان مطلبي که به عنوان عِرق ديني و ملي از آن ياد مي‌کنيم.
بنابرين ؛ تعصب در نوع سوم به معني غيرت است که پسنديده و شايسته است و همراه با شعور و آگاهي است.

۵- پرهيز از کشمکش:
وجود نازين پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: «پس از نهي شدن از بت پرستي، از چيزي به‌اندازه کشمکش کردن با مردم نهي نشدم». (۱۶)
«ملاحاه» (کلمه موجود در اين روايت که به معني کشمکش است ) مصدر ناقص يايي در باب مفاعله است. غالب استعمال اين باب براي انجام کار بين دو نفر است. «لحي» ( فعل ثلاثي مجرد اين باب ) به معني: «پوست درخت را کند» (۱۷) مي‌باشد. اما اگر گفته شود: «لحي فلانا» يعني: «فلاني را سرزنش و ملامت کرد و به او دشنام داد و از او عيب و ايراد گرفت»
«کشمکش» در لغت فارسي مرکب از دو کلمه «کَش» (امر) و «مکَش» (نهي) مي‌باشد که کنايه از: گفتگو، 
  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در ابتدای ورود به بحث، سزاوار است که اتحاد و انسجام را، از دیدگاه قرآن و روایات بررسی کنیم، تا به حقیقت این دو واژه، آشنا شده و اهمیت آن را از لسان قرآن و احادیث بشنویم و با دقت و توضیح، پیرامون آنها، به یک جمع بندی کلی برسیم، و در نتیجه ملتی بزرگ و گروهی آگاه، یعنی اسلام و مسلمین، به آرامش و امنیت مطلق برسند زیرا قرآن کریم، کتابی است که خداوند متعال، برای هدایت بشر فرستاده است و کتابی که بخواهد هدایت گر باشد، باید جامعیت داشته باشد وگرنه، آن مجموعه، نمی تواند به خواسته ها و نیازهای بشری، پاسخ دهد و صرفاً، نوشته ای خواهد شد که خالی از هرگونه محتوا است و البته روایات پیامبر و اهل بیت ایشان نیز چنین خاصیتی دارند.
الف ) اتحاد وانسجام  از نقل قرآن 
در قرآن، از لفظ اتحاد و انسجام استفاده نشده است، اما کلماتی که با این واژه همخوانی داشته و از یک خانواده هستند، وجود دارد و بعضی دیگر از واژگان، از نظر محتوایی، با بحث مورد نظر، تطابق و هماهنگی دارند. 
شش آیه در قرآن وجود دارد که از کلمه ی «وحده» استفاده شده است که همگی به معنای «یکی بودن» و به «تنهایی» می باشد و پنج آیه از تفرقه و جدایی سخن می گوید و همان طور که می دانید، تفرقه، ضد اتحاد و انسجام است و در این قسمت به این آیات اشاره کرده و ترجمه و توضیح آن را بیان خواهیم کرد.
۱- قالُوا أَجِئتَنا لِنَعبُدَ اللهَ وَحدَهُ وَ نَذَرَ ما کانَ یَعبُدُ آباؤُتنا فَأتِنا بِما تَعِدُنا اِن کُنتَ مِنَ الصّادِقِینَ۱
«قوم حضرت هود به او گفتند: آیا تو به نزد ما آمده ای که خدای یگانه را بپرستیم و از خدایانی که پدران ما می پرستند دوری کنیم. پس تو اگر راست می گویی عذابی را که به ما وعده داده ای بفرست «زیرا ما به خدای تو ایمان نمی آوریم.»
نکته ای که از این آیه برداشت می شود این است که رمز اتحاد و انسجام، پرستش خدای یگانه و شناخت خدای واقعی از میان خدایان گوناگون و ساختگی است. نکته قابل دقت در آیه ی مذکور آن است که تعصب و تقلید بی جا مانع شناخت حقیقت انسان می شود و انسان را به دشمنی و کنیه می کشاند.۲
پس اگر قوم حضرت هود (ع) خدایان متعدد را رها می کردند و به گرد خدای واحد جمع می شدند و در پرستش خدای متعال متحد بودند به طور یقین سعادت دنیا و آخرت نصیب آنها می شد.
۲- وَجَعَلنا عَلی قُلُوبِهِم أَکِنَّهً اَن یَفقَهُوهُ وَ فِی آذَانِهِم وَ قراً وَ إذَا ذَکَرتَ رَبَّکَ فِی القرآنِ وَحدَهُ وَلَّوا عَلَی أَدبارِهِم نُفُوراً ۳
ما، بر دل و گوش مشرکان، پرده ای قرار دادیم، زیرا قرآن را درک نمی کنند و زمانی که، یگانگی پروردگار خود را، به یاد آنها می آوری، پشت کرده و گریزان می شوند.
در این آیه یگانگی و اتحاد مسلمانان پیرامون خداوند، سبب تجمع و شرک به او، سبب تفرق و کنار گذاشتن ذات باری تعالی شده است و در کنار یگانگی خداوند، قرآن هم به عنوان یکی از ابزار اتحاد شناخته می شود.
به عبارت دیگر پشت کنندگان و فراریان کسانی هستند که یگانگی خداوند در قرآن را می شنوند، پس این گروه متفرقین می باشند و در نتیجه، متحدین کسانی هستند که به یگانگی خداوند در قرآن پشت نکرده و به او، روی آورده اند.
۳- وَ إذَا ذُکِرَ اللهُ اشمَأَزَّت قُلوبُ الَّذینَ لایُؤمِنُونَ بِالآخِرَهِ وَ إذا ذُکِرَ الَّذینَ مِن دُنِهِ إذا هُم یَستَبشِرُونَ۱
زمانی که نزد بی ایمانان نسبت به آخرت، یاد خداوند یگانه شود، پریشان می شوند «ولی» زمانی که غیر از خدا را به یادشان می آورند، خوشحال می گردند.
از این آیه هم برداشت می شود که ایمان به جهان پس از مرگ یکی از ویژگی کسانی است که پیرامون حقیقت اسلام جمع شده اند و متفرقین، کسانی هستند که به جهان آخرت ایمان ندارند.
بنابراین می توان برای انسجام مسلمین، نشانه هایی ذکر کرد که یکی از آنها ایمان به جهان آخرت است. یعنی کسانی که به جهان آخرت ایمان ندارند، اگرچه مسلمان ظاهری باشند، نمی تواند در انسجام مسلمانان حضور داشته باشد.
۴- ذلِکُم بِأنَّه إذا دُعِیَ اللهُ وَحدَهُ کَفَرتُم وَ إن یُشرَک بِهِ تُؤمِنُوا فَالحُکمُ للهِ العَلیَّ الکَبیرِ۲
ای مشرکان! این «عذاب» به خاطر آن است که به سوی خداوند یگانه «توسط پیامبران» دعوت شدید، ولی کفر ورزیدند و اگر نسبت به خداوند شریک در نظر گرفته می شد ایمان می آوردید، پس حکم و تصمیم، نسبت به اندازه ی عذاب، در دست خداوند است.
۵- فَلَمَّا رَأوا بَأسَنا قَالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحدَهُ وَ کَفَرنَا بِمَا کُنَّا بِهِ مُشرِکینَ۱
زمانی که «مشرکان» عذاب ما را دیدند، گفتند: ما به خدای یگانه ایمان آورده و به تمام چیزهای که شریک خداوند قرار داده بودیم، کافر شده ایم.
از این آیه، دو چیز برداشت می شود:
الف: یکی از آثار ناپسند تفرق و عدم اتحاد میان فرد فرد مسلمان، پشیمانی است.
ب: انسان هایی که با شنیدن ندای توحید و اسلام به آن نپیوستند، در آن حال دچار غرور بوده اند که نتیجه ی این خودخواهی و غرور آن است که با دیدن عذاب شدید الهی، اظهار پیشمانی می کنند.۲
۶- قَدکانَت لَکُم اُسوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إبراهیمَ وَ الَّذینَ معَهُ إذ قَالوُا لِقومِهِم إنَّا بُرَآءُ مِنکُم وَ مِمَّا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ کَفَرنَا بِکُم وَبَدا بَینَنَا وَبَینَکُمُ العَداوَهُ وَالبَغضاءُ أبداً حتّی تُؤمِنُوا بِاللهِ وَحدَهُ إلّا قَولَ إبراهیمَ لَأبیهِ لأستَغفِرَنَّ لَکَ وَما أملِکُ لَکَ مِنَ اللهِ مِن شَیءٍ رَبَّنا عَلَیکَ تَوَکَّلنا و إلیکَ أنبنَا وَ إلَیکَ المَصیرُ۳
حقیقتاً ابراهیم (ع) و کسانی که با او بودند، برای شما الگوی خوبی هستند زیرا به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید بیزاریم، ما به «آیین» شما کفر، ورزیدیم و میان شما دشمنی همیشگی وجود دارد، مگر آن که، به خدای یگانه ایمان بیاورید. جز سخن ابراهیم به پدرش که قطعاً برای او استغفار خواهم کرد و من برای تو «به جز دعا» مالک چیزی نیستم. «کاری از دست من ساخته نیست» پروردگارا! بر تو توکل کردیم و به سوی تو توبه نمودیم و بازگشت ما به سوی تو است.
از این آیه نیز نکاتی پیرامون راه ها و موانع اتحاد و انسجام به دست می آید:۴
الف: داشتن الگوی مناسب، می تواند ما را در جهت رساندن به انسجام اسلامی یاری نماید.
ب: مسلمانان نباید با کفار و مشرکین دوستی داشته باشند، زیرا این آیه به صراحت می گوید: مانند حضرت ابراهیم (ع) و یاران ایشان، از کفار دوری کنید.
شش آیه ای که ذکر کرده و پیرامون آن توضیحاتی بیان کردیم، به طور محتوایی و تحلیلی بر موضوع ما دلالت می کرد اما موارد دیگری در قرآن وجود دارد که می توان آن ها را بهتر و شفاف تر در موضوع بحث خود مورد استفاده قرار داد و اگر چه در آنها نیز لفظ اتحاد و انسجام نیامده است، ولی از تفرقه و جدایی صحبت می کند و به طور قطع، تفرقه و جدایی ضد اتحاد و انسجام است.
بنابراین در این قسمت، پنج آیه ی دیگر را بررسی کرده و در مورد آنها صحبت خواهیم کرد تا جایگاه بحث روشن تر گردد.
۱- وَاعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَ اذکُرُوا نِعمَهَ اللهِ عَلَیکُم إذ کُنتُم اَعداءً فَألَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَأصبَحتُم بِنِعمتِه إخوَاناً و کُنتُم عَلی شَفا حُفرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأنقَذَکُم مِنها کذلکَ یُبَیِّنُ اللهُ لَکُم آیاتِه لَعلَّکُم تَهتَدُونَ۱
«ای کسانی که ایمان آوردید! همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد بیاورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل های شما، الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید و شما بر لب حفره ای از آتش بودید، خداوند شما را نجات داد و او این چنین آیات خود را برای شما روشن می سازد تا شاید هدایت شوید.
آیه ای که گذشت آشکارترین آیه ای است که درباره اتحاد و انسجام وجود دارد پس باید با دقت و با توضیح جامع و کافی، مورد بررسی قرار گیرد. آیه ی مذکور، مسأله اتحاد و مبارزه با با هرگونه تفرقه را مطرح می کند، ولی همه مسلمانان را، به یک چیزسفارش می کند یعنی فصل الختام اتحاد و پایان بخشیدن به تفرقه، روی آوردن به ریسمان خداوند است و ای ریسمان آن چنان مهم است که می تواند بزرگ ترین اختلافات و مشکلات را از بین ببرد و به همین دلیل است که خداوند متعال، در قرآن کریم با این صراحت مسلمانان را به چنگ زدن به آن توصیه می کند

عتیقه زیرخاکی گنج