• بازدید : 36 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق جمعيت، خصوصيات و ويژگي‌هاي آن-خرید اینترنتی تحقیق جمعيت، خصوصيات و ويژگي‌هاي آن-دانلود رایگان مقاله جمعيت، خصوصيات و ويژگي‌هاي آن-تحقیق جمعيت، خصوصيات و ويژگي‌هاي آن

این فایل در ۱۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
تا حدود سال ۱۹۵۰ علي‌رغم توجه زياد به مطالعات جمعيتي، بيشتر از ديدگاه جمعيت‌شناسي و نه جغرافياي جمعيت‌ بدان پرداخته مي‌شد و از مطالعه جغرافياي جمعيت‌ به صورت امروزي آن خبري نبود.  تا اين كه در سال ۱۹۵۱ «پير ژرژ» با انتشار كتاب «مقدمه‌اي بر مطالعه جغرافياي جمعيت‌ دنيا»  و متعاقب آن «تراورثا» با انتشار مقاله‌اي با عنوان «بحثي در جغرافياي جمعيت‌» در نشريه انجمن جغرافيدانان آمريكا  باب مباحثه و مطالعه جغرافياي جمعيت‌ را با مفهومي تازه گشودند. شايد براي اولين بار در دنياي انگليسي زبان «تراورثا» با مطرح كردن جمعيت‌ به عنوان نقطة عطفي كه ديگر عناصر و پديده‌هاي جغرافيايي از طريق آن قابل بررسي و مطالعه مي‌باشد، جغرافياي جمعيت‌ را به عنوان رشته‌اي از شاخه‌هاي جغرافياي انساني مطرح و موضوعات آن را تقريباً مشخص و چهارچوبي اوليه براي مطالعات جغرافياي جمعيت‌ ارائه كرد. در همان زمان تحت تأثير «پير ژرژ» در دنياي فرانسوي زبان بيشتر جغرافيدانان نظريه نسبتاً وسيعي را در باره قلمرو مطالعات جغرافياي جمعيت‌ برگزيدند. امري كه به دليل نوپا بودن رشتة علمي، عدم وجود تعريف صريح و روشن از آن، مشخص نبودن قلمرو مطالعاتي، اثر زمينه‌هاي فكري و فلسفي دانشمندان در تعبير و تفسير از جغرافياي جمعيت‌، فزوني تحقيق و بررسي در مورد جمعيت‌ به لحاظ گسترش آمار و ارقام و در پي آن مشخص شدن ارتباط مستقيم و پيچيده بافت و ساخت جمعيت با تمام شرايط زندگي انساني و همزمان بودن آن با رشد فزاينده جمعيت و به ويژه بعد از دهه ۱۹۶۰ ، و بالاخره پذيرش انسان به عنوان محور مطالعات جغرافيايي ؛ اجتناب‌ناپذير مي‌نمود به طوري كه «پير ژرژ» (۱۹۵۱) عنوان مي‌كند، مطالعه جمعيت مربوط به توزيع فضايي گروههاي انساني تحت تأثير نظامهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي، آهنگ مهاجرتها، جنبه‌هاي دموگرافيكي، كليت‌هاي سياسي و روابط موجود بين گروههاي انساني مي‌گردد. بعدها براي تحديد حدود مشخص آن يادآور مي‌شود كه مطالعات جغرافياي انساني بايد در ۵ رشتة اصلي تعقيب گردد كه يكي از آنها جغرافياي جمعيت‌ است.  اين ديدگاه از جغرافياي جمعيت‌ در نظر «تروارثا» كه برنامه كار منظم‌تري را ارائه مي‌كند به صورت افراطي ظاهر مي‌گردد. از نظر وي تعداد، تراكم و ويژگيهاي جمعيت، پاية اساسي جغرافيا را تشكيل مي‌دهد و نيز بايد جنبه‌هاي مردم‌شناسي فيزيكي، فرهنگي، بهداشتي، مرحلة تحولات جمعيتي و به ويژه جغرافياي تاريخي جمعيت را به عوامل فوق‌الذكر اضافه نمود كه به تعبير «نوون» جغرافيدان فرانسوي،اصول ياد شده بسيار متعدد و برنامه‌كار، بسيار جاه‌طلبانه است. البته مسأله به اين جا ختم نمي‌شود، بلكه نظريات افراطي‌تري نيز مطرح مي‌شود. «هوسون» (۱۹۶۰) توزيع جمعيت را به عنوان سنگ زيرين جغرافيا در نظر مي‌گيرد و بدين ترتيب عملاً جغرافياي جمعيت‌ را نه تنها با جغرافياي انساني، كه با كليّت جغرافيا همانند مي‌انگارد. اين تعبير از جغرافياي جمعيت‌ عملاً در نظر «ويلسون» (۱۹۶۸) كه از جغرافيدانان معتقد به محدود كردن قلمرو جغرافياي جمعيت است، به كاري مدافكن تعبير و تفسير مي‌گردد.  براي «پيرگورو» (۱۹۷۲) كه از زمره جغرافيداناني است كه نظريات جالبي در جغرافياي انساني و مسائل مورد بحث آن دارد، تراكم جمعيت و عوامل مترتب بر آن يك محور اساسي در جغرافياي انساني است و بقية مسايل جمعيتي را در رابطه با تراكم جمعيت‌ از قبيل چگونگي توزيع، گذشته جمعيت‌، جمعيت‌ شهري و روستايي، فرم و اشكال تراكم و تمركز جمعيت، مورد بررسي و مطالعه قرار مي‌دهد.   بعكس «گورو» جغرافيدان ديگر فرانسوي به نام «پي‌يه» (۱۹۷۲) معتقد است كه بسياري از موضوعات مورد بررسي جغرافياي انساني ، مي‌تواند در محدوده بررسي جمعيت قرار گيرد. افراطي‌تر از آن «برك» (۱۹۸۱) چنين اظهار مي‌دارد: «به وسيله جغرافياي جمعيت‌ مي‌توان تمامي روحيات اجتماعي را بررسي كرد به شرطي كه آنها قابل شمارش، محدود و مشخص (قابل تحديد محل) باشند.  به عبارت ديگر جغرافياي جمعيت‌ تمام جغرافياي انساني را دربرمي‌گيرد. 
از جغرافيدانان ايراني كه آثار منتشر شده‌اي در اين زمينه دارند مي‌توان دكتر يدالله فريد، مسعود مهدوي و … را نام برد. با اين كه دكتر فريد بيشتر تحت تأثير مكتب جغرافياي فرانسه و به ويژه «پير ژرژ» مي‌باشد، اما توجهي خاص نسبت به مسايل جمعيتي و روابط متقابل بين پديده‌هاي جمعيتي و ير جمعيتي با تأكيد بر الگوي توزيع فضايي آنها، از خود نشان داده است. اين امر ديدگاه وي را به ديدگاههاي جغرافيدانان اروپايي غيرفرانسوي نزديك كرده است. 
بدينسان از لابه‌لاي عقايد و نظريات دانشمندان مختلف، مشخص مي‌گردد كه گستره و قلمرو جغرافياي جمعيت‌ بسيار وسيع است. اين گسترش موضوع، بعضي از دانشمندان را واداشته است تا دامنة پژوهش را محدود سازند. از اين ميان «ويلبر زيلنسكي» نه به دلايل نظري، بلكه به دلايل علمي معتقد است كه بايد تنها خصايصي را كه موضوع گردآوري اطلاعات در پيشرفته‌ترين كشورهاست مورد توجه قرار داد كه عبارتند از : 
۱٫ خصوصيات زيستي : جنس ، سن ، امراض ، علل مرگ و مير و احتمالاً نژاد؛ 
۲٫ خصوصيات اجتماعي: تركيب خانواده، وضع ازدواج ، محل سكونت، آموزش، فعاليت، مذهب، قوم، مليت …؛
۳٫ خصوصيات ديناميكي: باروري، مرگ و ير ، رشد، مهاجرت.
نظرية «زيلنسكي» مورد تأييد بسياري از جغرافيدانان به ويژه «كلارك» (۱۹۷۲) قرار گرفته كه اين امر، از مباحث اصلي كتاب وي شامل : الگوهاي توزيع و تراكم جمعيت، الگوهاي تركيب جمعيت، جمعيت‌هاي شهري و روستايي، باروري، مرگ و مير، مهاجرتها، رشد جمعيت‌، جمعيت‌ و منابع و … مي‌باشد. «جونز» (۱۹۸۱) و «وودز» (۱۹۸۲) در جغرافيدان انگليسي، به طور آشكار سعي در محدود كردن قلمرو جغرافياي جمعيت‌ به يك هسته مركزي يعني ساخت و ديناميك جمعيت، مهاجرت و ويژگيهاي جمعيتي دارند. 
در دهه‌هاي اخير برخورد سيستمي با مسائل جمعيتي مورد توجه جغرافيدانان دنيا قرار گرفته است كه ريشه در برگشت مطالعات علوم اجتماعي از تجربه‌گرايي (Empirisme) به كار سيستماتيك از سال ۱۹۴۰ به بعد در امريكا و به ويژه بررسيهاي جمعيتي دهة ۱۹۶۰ «وات» (۱۹۶۰) دارد. نگرش سيستمي نمايانگر روابط متقابل عناصر تشكيل‌دهنده درون و برون سيستم بوده و ناظر بر تغييرات كيفي و كمي سيستمها تحت تأثير دگرگوني عناصر تشكيل‌دهنده درون و برون سيستم بوده و ناظر بر تغييرات كيفي و كمي سيستمها تحت تأثير دگرگوني عناصر تشكيل دهنده آنها مي‌باشد. بدين صورت هر كدام از پديده‌هاي مورد مطالعه جغرافياي جمعيت‌ در عين حالي كه در درون خود داراي سيستمي مشخص مي‌باشد با ديگر پديده‌هاي غير جمعيتي ، چون پديده‌هاي طبيعي، اقتصادي، سياسي و … كه خود از سيستمهاي ديگري تبعيت مي‌كند، پيوند خورده و تحليلهاي جمعيتي عمق و اصالت بيشتري پيدا مي‌كنند. از طرفداران اين گروه مي‌توان به نظريات «و. زيلنسكي» ، «جان آي كلارك، ۱۹۷۲» «چارلز گيبسون ۱۹۸۰»، «جيمز نيومن» و «گوردون متزك» اشاره كرد. بر اين اساس مسائل مورد بحث در جغرافياي جمعيت‌ علي‌رغم گسترش ابعاد آن متمركز در بررسي جمعيت مكانها در ارتباط با منابع طبيعي، اكولوژي جمعيتي ، جمعيت‌ و كيفيت محيط طبيعي، رفاه اجتماعي، برنامه‌ريزي جمعيتي و سازمان‌دهي آينده، تحليل سياستهاي جمعيتي در نواحي مختلف جغرافيايي و بالاخره تحليل روابط متقابل آنها نه به صورت خطي بلكه به صورت زنجيره‌اي مي‌گردد. 
«استفان وايت» (۱۹۸۲) استاد دانشگاه ايالتي كانزاس، در معرفي و نقد كتاب «جمعيت» تأليف «متزك» و «نيومن» چنين مي‌نويسد  : هدف و مقصود نهايي اين كتاب، نتيجه‌گيري از روابط متقابل واقعيات، تئوريها، مسائل و مشكلات و خط مشي‌هايي است كه از طريق آن ما مي‌توانيم اثرات جمعيت را در سطح كره زمين بهتر درك كنيم ـ كتاب شامل مباحثي از قبيل مفهوم جغرافياي جمعيت‌ ، منابع، توزيع، رشد، باروري، مرگ و مير، مهاجرت، منابع طبيعي، سياست، برنامه‌ريزي و خط‌مشي و … مي‌باشد. با اين كه كتاب به حدّ كافي داراي آمارهاي توصيفي است اما روشن است كه مؤلفان سعي در اين دارند كه خواننده را بيشتر به تفكر وادارند تا حفظ واقعيات، … كوتاه سخن اين كه دانشجويان به تفكر عميق در مورد پديده‌ها تشويق و ترغيب شوند تا اين كه آنها را به صورت يك ايده مشخص شده از قبل بپذيرند

عتیقه زیرخاکی گنج