• بازدید : 25 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تفسير، به معناي توضيح دادن چيزي است تا قابل فهم گردد و اصطلاحاً در مورد شرح‌هايي که در مورد قرآن نوشته مي‌شود گفته مي‌شود.
واژه شناسي تفسير
تفسير در لغت يعني نقاب از چهرهٔ چيزي برگرفتن [۱].
تعريف تفسير
در اين قسمت، به تعريف تفيسر از ديدگاه افذاد و گروهها مي‌پردازيم.
علامه طباطبائي: «تفسير عبارت است از بيان کردن معناي آيه‌هاي قرآن، روشن کردن و پرده برداري از اهداف و مفاهيم آيه‌ها.» [۲] از اين جملهٔ علّامه طباطبايي در کتاب شناخت قرآن و دانشنامهٔ رشد چنين نتيجه گيري شده: «بنابر اين تفسير به معناي برداشتن پرده ابهام و نشان دادن معناي باطني و دروني الفاظي است که در نگاه اول به دست نمي‌آيد. از اين رو تکيه بر معناي ظاهري آيات را تفسير نمي‌نامند.» و نيز آمده:«تفسير يعني روشن ساختن مفهوم آيات قرآن مجيد، و واضح کردن منظور پروردگار
ظاهر و بطون قرآن
قرآن دو دسته منظور دارد: يک ظاهر (يعني منظوري که واضح است) و بسياري بطون[۵] (يعني منظورهايي که واضح نيست)[۶]
به گفتهٔ روايات و عالمان حديث، بطون قرآن شديداً گسترده و ناشناخته‌اند.
در قرآن: «وَ ما يعلَمُ تأويلَهُ الّي الله و الرّاسخون في العلم» 
در کلام پيامبر اسلام: «لا تُحصي عَجائبُه و لا تُبلي غرائبه» يعني شگفتي‌هاي قرآن هرگز تمام نمي‌شود و نوآوري‌هاي آن به کهنگي نمي‌گرايد 
در حديث: «قرآن هفتاد بطن دارد» 
ابن عبّاس: القرآن يفَسِّرُهُ الزَّمان 
مکارم شيرازي: قرآن تراوشي از کلام و علم و ذات نامتناهي خداست. که نمي‌توان تمام جنبه‌هاي آن را آشکار کرد.[۷] 
گفته شد قرآن منظورهايي دارد که غير از ظاهر آن اند. بيان اين منظورها را تاويل مي‌گويند. تاويل در لغت يعني «بازگرداندن چيزي به مصداق آن»[۸]. مصداق يعني معادل خارجي يا واقعي مفهومي در ذهن يا لغتي در زبان.[۹]. در اينجا بازگرداندن يعني آشکار کردن رابطه‌اي که وجود دارد، امّا آشکار نيست.در قرآن آمده که کسي تاويل قرآن را نمي‌داند بجز خدا و رسوخ کنندگان در علم.
هدف تفسير
هدف تفسير تلاش براي پرده برداشتن از بعضي منظورها و رسيدن به بعضي تاويل هاست. يعني هدف تفسير يا بالاترين حدّ آن، تاويل است.[نيازمند منبع]
انواع تفاسير
جامع يا موضوعي گستردگي بطون قرآن که از آن بحث شد، نياز به مطالعهٔ گسترده‌اي را در جهت فهم منظور آيات ايجاد کرده. و لذا انواع زيادي از روش‌هاي تفسير را موجب شده‌است، که در ادامه مي‌آيند. امّا تفاسير با غير از روش شان هم دسته بندي مي‌شوند:
عربي يا فارسي؟ در جهان اسلام عربي زباني بين المللي ست، و لذا معمول است که دانشمندان اسلامي؛ از فلاسفه اي چون ابن سينا گرفته تا فقهايي چون سيد روح‌الله خميني؛ از ايرانيان چون ملاصدرا گرفته تا اهل اندلس چون ابن رشد؛ از قدمايي چون فارابي گرفته تا معاصراني چون علامه طباطبايي؛ براي نشان دادن تسّط خود بر علم و بر زبان عربي، کتاب‌هاي خود را به عربي مي‌نوشتند. لذا اکثر کتب جهان اسلام به عربي و تعداد کمتري به فارسي، انگليسي، چيني، فرانسوي و ساير زبان‌ها اند.
شيعي يا سنّي؟ طبق حديثي از پيامبر اسلام، جامعهٔ اسلامي پس از ايشان به ۷۲ مذهب تقسيم خواهد شد. اوّلين جدايي در مذاهب بين شيعه و سنّي رخ داد. لذا دانشمندان هر گروه قرآن را مطابق اصول آيين خود تفسير مي‌کنند.
لحن تفاسير نيز ممکن است بيشتر ادبي يا بيشتر علمي باشد. مانند:
کنز الدقائق و بحر الغرائب – محمد بن محمد رضا قمي مشهدي: ادبي 
الميزان في تفسير القرآن- سيد محمد حسين طباطبايي: علمي 
ترتيبي يا موضوعي؟ آياتي از قرآن که قرار است تفسير شوند، به دو روش انتخاب مي‌شوند.
در اکثر تفاسير کل قرآن يا قسمتي از قرآن به ترتيب آيات، شرح داده مي‌شود. تعداد اين گونه تفاسير به قدري زياد است که آگاهي از چند و چون شان از توان محقّقان بزرگ هم بيرون است. 
در برخي تفاسير قديمي و جديد اگرچه آيات به ترتيب تفسير شده‌اند امّا در تفسير روي موضوع خاصّي تاکيد بيشتري شده. مانند: 
o تقريب القرآن إلي الأذهان – سيد محمد شيرازي: با تاکيد بر موضوعات اعتقادي و تاريخي 
o تفسير نمونه – زير نظر: مکارم شيرازي (معاصر): با تاکيد بر موضوعات اجتماعي معاصر 
در تعداد کمي از تفاسير هم که اغلب معاصر اند، آيات مربوط به موضوعي معين جمع آوري و شرح و تبيين شده و سپس مبحث از آنها استخراج مي‌شود.[۱۰] مانند: 
o تفسير موضوعي – جوادي آملي 
o تفسير پيام قرآن – زير نظر: مکارم شيرازي 
o تفسير منشور جاويد – آيت اللّه جعفر سبحاني 
نقلي يا اجتهادي
نقل، از منابع متفاوت و به شيوه‌هاي متفاوت انجام مي‌شود. 
o تفسير روايي يا تفسير اثري يا تفسير به مأثور: رويکردي به تفسير قرآن است که در آن از روايات امامان معصوم استفاده مي‌شود. 
اجتهاد در تفسير نيز شيوه‌هاي متفاوتي دارد 
o تفسير قرآن به قرآن 
o تفسير جامع 
o تفسير کلامي 
مثال‌هايي از تفسيرهاي معروف و موضوعشان از اين قرار اند:
در ميان شيعيان:
نام کتاب   
مؤلف   
موضوع   

البرهان في تفسير القرآن
سيد هاشم بحراني
تفسير روايي

التبيان في تفسير القرآن
شيخ طوسي
تفسير اجتهادي

مجمع البيان في تفسير القرآن
شيخ طبرسي
تفسير جامع
تفسير ابوالفتح رازي

الميزان في تفسير القرآن
سيد محمد حسين طباطبايي
تفسير قرآن به قرآن
تفسير تبيان
شيخ طوسي
جامع
تفسير نمونه به فارسي
ناصر مکارم شيرازي
اجتماعي
در ميان اهل تسنّن:
نام کتاب   
مؤلف   
موضوع   

تفسير طبري طبري
تفسير روايي

کشّاف زمخشري
مفاتيح الغيب/تفسير کبير
فخر الدين رازي
کلامي و اجتهادي
آلوسي
المنار
في ظلال القرآن
سيد قطب

روش‌هاي تفسير
روش‌هاي فهم قرآن و پشتوانهٔ تاريخي آنها بسيار متنوّع است؛ که در اينجا به ترتيب آورده شده اند[۱۱]
۱٫ تبيين ظاهر 
۱٫ املا و اعراب دقيق و تطبيق و تصحيح شده. 
۲٫ ترجمهٔ عالي و بي نظر 
۲٫ توضيح ظاهر 
۱٫ توضيحات ادبي 
۲٫ خود قرآن نهي مي‌کند 
۳٫ توضيح قرآن با قرآن: ضرب المثل يا کلام معروفي بين اهل حوزه‌است که «القرآن يفَسِّرُ بَعضُهُ بَعدا». تفسير الميزان، مورد بسيار معروفي از استفادهٔ بسيار قوي از اين روش است. 
۴٫ توضيح قرآن با احاديث 
۱٫ از پيامبر 
۲٫ از امامان شيعيان 
۳٫ از صحابه 
۴٫ از تابعين 
۵٫ فهم قرآن به مرور زمان: ابن عبّاس مي‌گويد «القرآن يفَسِّرُهُ الزَّمان». زيرا با گذر زمان نخبگان جديدي مي‌آيند و مسائل جديدي حل مي‌کنند.[۱۲] 
۶٫ توضيح قرآن با علوم عقلي صرف 
۱٫ الهيات 
۲٫ علوم رياضي 
۷٫ توضيح قرآن با علوم تجربي: در استفاده از اين روش، علامه طباطبايي در انتخابي ابتکاري و ميانه رو بين اکتفا به ظاهر و استناد به علوم به انتخاب بعضي علوم خاص به طور مختصر که پيش‌نياز درک مفاهيم مهمّي اند بسنده کرد. 
۱٫ نظريات مورد اطّلاع همه 
۲٫ نظريات کلاسيک 
۳٫ نظريات نوين 
۸٫ توضيح قرآن با علوم مخفي نظير علم اعداد که متاسّفانه در دوران متصوّفه رايج شده بود 
۹٫ تفسير موضوعي: جمع بندي در مباحثي با قرآن. مانند قصص قرآن 
۱۰٫ استنتاج و استخراج از قرآن 
۱٫ احکام 
۲٫ مباحث فلسفي، تاريخي، اجتماعي، اخلاقي 
۱۱٫ تفسير به راي. مکارم شيرازي مي‌گويد: «خطرناک‌ترين روش در تفسير قرآن اين است که به جاي شاگردي در مکتب قرآن، ژست معلّمي… به خود بگيريم…. چرا که اين طرز بهره برداري از قرآن تفسير نيست. تحميل است.» [۱۳] 
پيشينهٔ تفسير
مرور پيشينه و تاريخچهٔ پيشرفت فنّ تفسير به صورت تحليلي، باعث پي بردن به منشا روش‌هاي ذکر شده در تفسير قرآن است. پيشينهٔ تفسير به صدر اسلام برمي‌گدد. ابتدا پيامبر مطالب مربوط به قرآن را به مردم تعليم مي‌دادند. سپس اين جريان از دو سو دنبال شد: از سويي توسط حضرت علي و امامان شيعيان؛ و از دگرسو توسّط مفسّرين نسل اوّل و دوّم اسلام، يعني صحابه و تابعين(قرن ۱و۲ هجري). سپس پنج عامل باعث شد تا روش دانشمندان اسلامي در تفسير قرآن مختلف شود.
روش پيامبر
ابتدا پيامبر مطالب مربوط به قرآن را به مردم تعليم مي‌دادند.
روش علي بن ابي‌طالب و دوازده امام شيعيان
روش عموم صحابه و تابعين
قديمي ترين تفاسيري که نشاني از آنها هنوز موجود است، تفسير سعيد بن جبير (وفات ۹۴ يا ۹۵ ه.ق. از اصحاب خاص امام سجاد) و سپس مجاهد بن جبر (وفات ۱۰۴ ه.ق. دست پروردهٔ ممتاز يکي از شاگردان برجستهٔ علي بن ابي صالب به نام ابن عباس است).[۱۴] از آن پس تفسير قرآن در قالب مکتوب رايج شد.[۱۵][۱۶]
طبقه اول از مفسرين اسلام، جمعي از صحابه بودند، مانند ابن عباس، و عبد الله بن عمر، و ابي، و…
مفسرين طبقه دوم تابعين بودند که در دو قرن اول هجرت مي‌زيستند. مانند مجاهد، قتاده، ابن ابي ليلي، شعبي، سدي و…
مبحث‌هاي تفسير در آن دوران از اين موارد خارج نبود:
چارچوبه جهات ادبي آيات 
شان نزول آنها 
مختصري استدلال به آيات براي توضيح آياتي ديگر 
اندکي تفسير به کمک روايات وارده از رسول خدا (ص) در باب داستان‌هاي قرآن و موضوعات مبدا و معاد 
و مانند اينها 
تفاوت تفسيرهاي تابعين و صحابه:
تابعين بيشتر از صحابه در تفسير‌هاي خود از حديث استفاده کردند. 
در بين آن احاديث مواردي بود که يهوديان جعل و تحريف کرده بودند. [۱۷]هنوز هم در پاره‌اي روايات تفسيري و غير تفسيري، از آن قبيل روايات ديده مي‌شود. موضوع احاديث جعلي از اين قبيل بود: 
o قصص و مباحث مربوط به آغاز خلقت 
o چگونگي ابتداء خلقت آسمانها و تکوين زمين، و درياها 
o بهشت شداد 
o خطاهاي انبياء 
o تحريف قرآن 
o و چيرهاي ديگر مشابه اين‌ها 
در قرآن آمده: «کما ارسلنا فيکم رسولا منکم، يتلوا عليکم آياتنا، و يزکيکم و يعلمکم الکتاب و الحکمه». يعني «همچنانکه در شما رسولي از خود شما فرستاديم، تا بر شما بخواند آيات ما را، و تزکيه تان کند، و کتاب و حکمتتان بياموزد». علامه طباطبايي در مورد اين آيه مي‌گويد: «همان رسولي که کتاب قرآن به او نازل شد، آن کتاب را به شما تعليم مي‌دهد.» [۱۸]
روش طبقات بعدي مفسّرين
پنج عامل موجب شد تا مفسّرين بعدي روش‌هاي گوناگون و بسيار متفاوتي را به کار برند:
۱٫ فتوحات و آشنايي مسلمانان با اديان و مذاهب گوناگون ديگر، و ملل و فرق و علماي پيرو آن آيين‌ها؛ که سرآغاز بحث‌هاي عقلي از نوع کلامي در اسلام بود. بحث‌هاي کلامي از فنّ جدل استفاده مي‌کنند. يعني مقدّماتشان چيزي ست که طرف مقابل قبول دارد. 
۲٫ در اواخر قرن اول هجرت و در فاصلهٔ جايگزيني حکومت امويان و عباسيان، فلسفه يونان به عربي ترجمه شده، در بين دانشمندان مسلمان منتشر شد. اين موضوع باعث رونق دو چندان بحث‌هاي عقلي شد. امّا اين بار از نوع فلسفي. فلسفه از فنّ برهان (نه جدل) استفاده مي‌کند. يعني مقدّماتشان بديهيات ساده و همگاني عقلي ست. 
۳٫ از حدود قرن چهارم [نيازمند منبع] روش‌هاي عرفاني بويژه صوفي‌گري هم به اسلام وارد شده و به تدريج طرفداران بسياري بدست آورد. در اين روش به جاي برهان و استدلال فقهي، حقايق و معارف ديني را از طريق مجاهده و رياضت‌هاي نفساني در مي‌يابند. 
۴٫ از همان ابتدا گروهي از مردم سطحي نگر بودند که از تفکّر و تعقّل شخصي (جز گاهي در فهم معناي ادبي و لغوي قرآن) استفاده نمي‌کردند. بلکه در فهم آيات قرآن به احاديث بسنده مي‌کردند و حتّي تلاشي هم براي فهم احاديث نمي‌کردند؛ بلکه به معناي ظاهري آنها بسنده مي‌کردند. 
۵٫ عامل مهم ديگري که در اين اختلاف اثر به سزائي داشت، اختلاف شديد [۱۹] مذاهب بود. مثلاً در تمام اين موارد تفرقه به وجود آمد[۱۹]: 

عتیقه زیرخاکی گنج