• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قبل از اسلام خطوط مختلفي ار جمله ميخي و پهلوي و اوستائي در ايران متداول بوده است با ظهور دين اسلام نياكان ما الفبا وخطوط اسلامي را پذيرا شدند خط متداول آنزمان كه نزديك دو قرن قبل از اسلام شكل گرفته بود خط كوفي و نسخ قديم بودكه از دو خط قبطي و سرياني اخذ شده بود در اوايل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجري قمري ابن مقله بيضاوي شيرازي خطوطي را بوجود آورد كه به خطوط اصول معروف شد كه عبارتند از محقق – ريحان – ثلث – نسخ – رقاع و توقيع كه وجه تمايز آنها اختلاف در شكل حروف و كلمات و نسبت سطح و دور در هر كدام مي باشد و براي اين خطوط قواعدي وضع كرد و ۱۲ اصل نوشت 
تركيب-كرسي-نسبت-ضعف-قوت-سطح-دور-صعود مجازي-نزول مجازي-اصول-صفا و شأن بعد از ابن مقله ( حدود يك قرن) علي ابن هلال مشهور به ابن بواب براي خط نسخ قواعد جديدي بوجود آورد و آنرا كامل تر كرد و بعد در قرن هفتم جمال الدين ياقوت مستعصمي به خطوط ششگانه ياد شده غنا و تكامل بخشيد . 
مقارن پيشرفت خطوط فوق، حسن فارسي كاتب، خط تعليق را از خطوط نسخ و رقاع بوجود آورد كه به نام ترسل نيز ناميده مي شد 
در قرن هشتم ميرعلي تبريزي (۸۵۰ هجري قمري) ار تركيب و ادغام دو خط نسخ و تعليق خطي بنام نسختعليق بوجود آورد كه بسيار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظيمي در هنر خوشنويسي گرديد خطي كه حدود يك دانگ سطح و مابقي آن دور است و نام آن در اثر كثرت استعمال به نستعليق تغيير پيدا كرد. 

و بايد اذعان نمود كه بحق از زيباترين و ظريفترين ومشكلترين خطوط ايراني و ميتوان گفت كه عروس خطوط ايراني استپس از ميرعلي تبريزي پسرش ميرعبدالله و بعد از او ميرزا جعفر تبريزي و اظهار تبريزي در تكامل خط نستعليق كوششها كردند تا نوبت به سلطانعلي مشهدي رسيد كه خدمات شاياني به اين هنر اصيل نمود . اساتيد زيادي بعد از سلطانعلي مشهدي در تكامل خط مذكور زحمات فراواني كشيدند كه بعد از حدود يك قرن، خشنويس نامي و آشناي همه، ميرعمادالحسني ( ۱۰۲۴ هجري قمري) معاصر شاه عباس صفوي پا به عرصه ظهور نهاد كه با نبوغ خود تغيرات و سبكي در خط نستعليق بوجود آورد كه هنوز از گذشت قريب ۴۰۰ سال مورد استفاده و الهام بخش خشنويسان است او پايه خط را به جائي نهاد كه از زمان پيدايش خط نستعليق تا كنون هنرمندي خشنويس را ياراي برابري با او نبوده است و همزمان او هنرمند بزرگ ديگري چون عليرضا عباسي رقيبي براي او بشمار مي رفت كه علاوه بر خط نستعليق خفي و جلي در خط ثلث نيز استاد بود بطوري كه قالب كتيبهه هاي مساجد و بناهاي تاريخي اصفهان به خط ثلث و يا به سرپرستي او انجام شده است . 
بطور كل قرنهاي نهم ، دهم و يازدهم هجري قمري را ميتوان قرنهاي درخشان در هنر خوشنويسي دانست . 
در اواسط قرن يازدهم سومين خط خالص ايراني يعني شكسته نستعليق به دست مرتضي قلي خان شاملو حاكم هرات از خط نستعليق احداث گرديد علت پيدايش آن تند نويسي و راحت نويسي و ديگر، ذوق و خلاقيت ايراني مي توانست باشد همانطوري كه بعد از پيدايش خط تعليق ، ايرانيان به خاطر سرعت در كتابت، شكسته تعليق آنرا نيز بوجود آوردند .
خط شكسته نستعليق به دست ميرزا شفيعا هراتي كاملتر شد و درويش عبدالمجيد طالقاني قواعد جديدي وضع نمود و آنرا به كمال نوشت چهار تن ازخوشنويسان نامي كه در چهار خط ثلث، نسخ، نستعليق و شكسته نستعليق به اركان اربعه هنر خوشنويسي مشهور گشته اند عبارتند از : 
در خط ثلث : جمال الدين ياقوت ( ۶۹۸ هجري قمري)
در خط نسخ : ميرزا احمد نيريزي (اواسط قرن ۱۲)
در خط نستعليق : ميرعماد الحسني (۱۰۲۴ هجري قمري)
در خط شكسته نستعليق : درويش عبدالمجيد طالقاني ( ۱۱۸۵ هجري قمري)
در قرن ۱۳ در دوره قاجاريه خطاطان بزرگي پا به عرصه ميدان نستعليق و ديگر اقلام نهادند و سختيهاي اين هنر ظريف را بجان خريدند و در توسعه آن كوشيدند كه اسامي معروفترين آنها از آن زمان تاكنون به شرح ذيل مي باشد : 
عباس نوري- وصال شيرازي- احمد شاملو مشهدي – فتحعلي حجاب  – ميرحسيني خوشنويس- اسداله شيرازي – ميرزا آقا خمسه اي – ابوالفضل ساوجي – عبدالرحيم افسر – محمدحسين شيرازي – عبدالحميد ملك الكلامي – علي نقي شيرازي – 
ميرزا محمد ابراهيم تهراني (ميرزا عمو) – ميرزا غلامرضا اصفهاني – ميرزا محمدرضا كلهر- محمدحسين عمادالكتاب – مرتضي نجم آبادي – سيدحسن ميرخاني – سيدحسين ميرخاني – علي اكبر كاوه – ابراهيم بوذري – حسن زرين خط – غلامحسين اميرخاني – عباس اخوين – يداله كابلي خوانساري – كيخسرو خروش و … 
پروفسور مينايي

خط‌ نستعليق‌
اين‌ مبحث‌ گوشه‌ نوينی از بررسيهای نظری وتكنيكی در مورد صنعتی كردن‌ توليدات‌ دستي‌كتابت‌ به‌ خط‌ نستعليق‌ بوده‌ و بنا به‌ تقاضاي‌زمان‌ به‌ مثابه‌ گامی مبتنی بر اصول‌ علمی وآزمايشی است‌ كه‌ برای نخستين‌ بار در جهت‌گسترش‌ خط‌ مزبور به‌ صورت‌ نوشتارهاي‌چاپی معاصر برداشته‌ مي‌شود.
اصولاً خط‌ نستعليق‌ قبل‌ از اين‌ كه‌ خواندنش‌مفهومی را القا كند يك‌ نوع‌ «تصوير گري‌»است‌. در جهان‌ هنرهای زيبای اسلامی اززيباترين‌ شيوه‌های «ششگانه‌ خط‌ عربي‌»(۱) به‌شمار ميرود. خط‌ نامبرده‌ در خلال‌ قرن‌ چهارده‌ميلادی به‌ خامه‌ و ابتكار انديشمندی بزرگوار به‌نام‌ «خواجه‌ مير علی تبريزي‌» ابداع‌ ودر اندك‌زمانی صيت‌ شهرتش‌ اغلب‌ اقطار آسيا را فراگرفت‌ و از سوی ساكنين‌ بومی اين‌ مناطق‌ از آن‌استقبال‌ و تعزيز بی سابقه‌ای به‌ عمل‌ آمد.گذشته‌ از اين‌ سبك‌ خوشنويسی به‌ نستعليق‌مورد توجه‌ بزرگان‌ كشوری و لشگری نيز واقع‌شده‌، بدربار امپراتوريهای هند – مغول‌ وايران‌آن‌روز راه‌ يافت‌ ودر كارگاههای هنر وكتابخانه‌های سلطنتی در آرايش‌ و كتابت‌ آثارادبي‌، تاريخی و علمی و مرقّعات‌ / آلبوم‌ /مزين‌ به‌ خط‌ و مينياتور به‌ خدمت‌ گرفته‌ شد.امروز بخش‌ بزرگی از اين‌ آثار موجب‌افتخارات‌ اغلب‌ موزه‌های مشهور جهان‌ مااست‌. 
نفوذ دائره‌ خط‌ نستعليق‌ در نوشتارهای بومي‌قرون‌ وسطی كه‌ روزگاری از اوج‌ منزلت‌ و اوج‌قدرت‌ هنری «رقم‌ نسخ‌ بر خط‌ و كشيده‌ تعليق‌مي‌كشيد…»(۲) از قرن‌ ۱۷ ميلادی همزمان‌ باآغاز توسعه‌ و رونق‌ «عصر ماشينيزيم‌» جاي‌خود را به‌ خط‌ نسخ‌ داده‌ و تنها منوط‌ به‌نوشتجات‌ دستخطی معمول‌ در بين‌ مردم‌محدود مي‌گردد! دليل‌ حالت‌ ركود نستعليق‌ ورواج‌ نسخ‌ در مطبوعات‌ چاپی اين‌ ادوار را كه‌باقوالی نادرست‌ «بحران‌ هويت‌ نستعليق‌!»مي‌نامند، از ديدگاه‌ تحليل‌ هنری و منطق‌ علمي‌چنين‌ مي‌توان‌ توجيه‌ كرد كه‌: پيكره‌ حروف‌خط‌ نستعليق‌ از حيث‌ شكل‌ خارجی بنا به‌ دارابودن‌ عناصر متموج‌ و پيچكهای كشدار متمايل‌به‌ بالا و پائين‌، چون‌ مانند عناصر منكسر وزاويه‌دار حروف‌ مربوط‌ به‌ سبكهای خطی هند- اروپايی و از آن‌ جمله‌ ساميه‌ / سئميتيك‌ /،بر پايه‌ يك‌ خط‌ سير مفروض‌ بنيادی استقرارنمي‌يابد. از اين‌ رو نتواسته‌ است‌ تا كنون‌ ازتكنيك‌ صنايع‌ پوليگرافی معاصر، متكی به‌موازين‌ و پرنسيپهای پيشرفته‌ به‌ سيستم‌«گوتنبرگ‌» بهره‌ ياب‌ گردد.
به‌ منظور دستيابی به‌ يك‌ راه‌حل‌ اصولی درانتفاء اين‌ كمبود، از دو قرن‌ پيش‌ افرادی ازسلك‌ ميسيونر و برخی كمپاني‌های خارجی وموسسات‌ تيپوگرافی مشهور كشورهايی نظيرانگلستان‌، آلمان‌ و روسيه‌، با همت‌ و نقش‌فزاينده‌، ژانر نستعليق‌ در رابطه‌ با توسعه‌معارف‌ و فرهنگ‌ بومی و نياز خواندن‌ و نوشتن‌مردم‌ غير عرب‌ ممالك‌ خاورميانه‌ و نزديك‌،پی برده‌ و با همكاری خطاطان‌ و خط‌شناسان‌معروف‌ محلی در زمينه‌ ساختن‌ «شريفت‌چاپي‌» برای خط‌ نستعليق‌ كوششهائی انجام‌داده‌اند. ولی اقدامات‌ آنها متاسفانه‌ جز در چندمورد كوچك‌ نتيجه‌ دلخواه‌ به‌ دست‌ نداده‌است‌

عتیقه زیرخاکی گنج