• بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فرسايش كه به آلماني  Abtrag وبه فرانسه وانگليسي Erosion گفته  مي‌‌شود، از كلمه لاتين Erodere  گرفته شده وعبارت است از فرسودگي و از بين رفتگي مداوم خاك سطح زمين (انتقال يا حركت آن از نقطه اي به نقطه ديگر در سطح زمين) توسط آب يا باد[۱]. 
خاك يكي از مهمترين منابع طبيعي هر كشور است. امروزه فرسايش خاك به عنوان خطري براي رفاه انسان و حتي براي حيات او به شمار مي‌رود. در مناطقي كه فرسايش كنترل نمي‌شود، خاك ها به تدريج فرسايش يافته، حاصلخيزي خود را از دست مي دهند.
 فرسايش نه تنها سبب فقير شدن خاك و متروك شدن مزارع مي گردد و از اين راه خسارات زياد و جبران ناپذيري را به جا مي گذارد، بلكه با رسوب مواد در آبراهه ها، مخازن سدها، بنادر و كاهش ظرفيت آبگيري آنها نيز زيانهاي فراواني را سبب مي‌گردد. بنابر اين نبايد مساله حفاظت و حراست خاك را كوچك و كم اهميت شمرد.  
اگر استفاده خاك بر اساس شناسايي استعداد و قدرت توليدي آن ومبتني بر رعايت اصول صحيح و علمي باشد، خاك از بين نمي رود[۲]. فقط در سايه حمايت پوشش نباتي(درختان يا ساير گياهان) بوده كه فرسايش خاك بسيار كند شده و تعادلي در تشكيل و فرسايش خاك ايجاد گرديده است. 
اين تعادل مساعد كه تحت تاثيرشرايط طبيعي حكمروا شده بود،از زماني كه بشر زمين را به منظور تهيه  محصول وبدست آوردن غذا و ديگر مايحتاج خود ،موردكشت و زرع قرار داد تا از آن به عنوان مرتع استفاده كرد، بر هم خورد و زمين ها در معرض فرسايش شديد و وسيع قرار گرفت .
بنابراين فرسايش قبل از آنكه مورد بهره برداري انسان قرارگيرد  نيز اتفاق مي‌افتاده(فرسايش طبيعي) ولي از وقتي‌كه انسان در آن به كشت و زرع پرداخت باعث فرسايش بيش از حد(فرسايش سريع وشديد) خاك شده است. 

۲- اهميت فرسايش

درست است كه از خاك هايي كه در نتيجه‌ فرسايش آبي شديد ازنقاط مرتفع‌تربه نقاط پست‌تر يا چاله‌ها وپشت سد‌ها منتقل مي‌شود، باز زمين به وجود مي¬آيد واين گونه زمين‌ها اغلب امكان دارد زمين‌هاي رسوبي يا آبرفتي حاصلخيزي باشد(كما‌‌‌ اينكه زمين‌هاي حاصلخيز را در اكثر موارد همين زمين‌هاي رسوبي يا آبرفتي تشكيل مي‌دهد) ولي از آنجا كه مقدار زميني‌كه بر اثر رسوب و تجمع مواد بوجود مي‌آيد در مقابل سطح‌هايي‌كه خاك آن فرسايش يافته است، ويران مي‌شود، تا اين رسوبات را بوجود آورد،آنقدر ناچيز و بي‌ارزش است،كه به منظور جلوگيري از تخريب و زيان‌هاي بيشتر و همچنين حفظ تعادل طبيعت بايد با اقدامات سريع وجدي تا آنجا كه ممكن است مانع از فرسايش خاك شد.  
طبق محاسباتي كه صورت گرفته است، بطوركلي براي تشكيل يك سانتي‌متر‌خاك ۵۰۰ تا ۸۰۰ سال زمان لازم است، و‌ اگر حساب كنيم كه خاك زراعتي ۲۵ سانتي‌متر عمق داشته باشد پس اين ضخامت خاك، طي ۲۰ هزار سال‌كارمداوم طبيعت بوجود آمده است.
 
۳- انواع فرسايش

۳-۱- بر اساس انواع عوامل فرسايشي

در طبيعت دو نيرو، يا دو عامل وجود دارد كه باعث جابجايي خاك يا به عبارت ديگر فرسايش خاك مي‌شود: آب و باد[۱].
يكي از  مهمترين فرايندهاي طبيعي در مناطق خشك و نيمه‌خشك و فرا خشك فرسايش بادي است.اين فرايند در شرايطي رخ مي‌دهد كه علاوه بر وجود خاك حساس، باد داراي حاكميت و سرعت قابل توجه باشد. انتقال ذرات خاك به صورت‌هاي مختلف معلق، جهشي و خزشي انجام مي‌گيرد وباعث خسارت‌هاي جدي به محيط زيست مي‌شود[۳]. فرسايش آبي در بند ۸ مفصلا شرح داده خواهد شد.


۳-۲- بر اساس تاثير طبيعت و دخالت انسان

فرسايش طبيعي يا بطئي كه فرسايش عادي هم ناميده مي‌شود  پيوسته در طبيعت بوسيله آب يا باد صورت گرفته و مي‌گيرد و نتيجه قوه ثقل، سرازيري دامنه ها، جريان آب سطحي روي زمين،وجود نهرها و رودها و يخچال‌ها وغيره است.
عمل اين نوع فرسايش كند و هماهنگ با توليد خاك است بدين معني كه از يك طرف خاك تشكيل مي‌شود و از طرف ديگر امكان دارد فرسايش يابد.عوامل طبيعي مؤثر در فرسايش سبب فرسايش يافتن قلل مرتفع وكاهش ارتفاع آنها و همچنين پر كردن دره‌ها و چاله‌ها مي‌شود كه نتيجه آن صاف و هموار شدن سطح زمين است.
در اين نقل وانتقال خاك، در صورتي كه عمل خاكسازي بيش از فرسايش باشد، موجب افزوده شدن وگسترش خاكها مي‌شود، اگر متعادل باشد،يك هماهنگي بين فرسايش  و خاكسازي  بوجود مي‌آيد ولي چنانچه تخريب سريع و شديد وعمل خاكسازي ضعيف باشد، تعادل طبيعي بر هم مي‌خورد.
در چنين وضعي كه زمين بشدت فرسايش مي‌يابد سنگهاي مادر ظاهر مي‌گردد وچهره زمين به صورت لخت و باير درمي‌آيد. مبارزه بااين فرسايش بسيار مشكل و در بسياري از موارد غير ممكن است. فرسايش سريع يا مخرب همانطور كه ذكر شد نتيجه تاثير اعمال بشر است. 

۴- مراحل مختلف فرسايش

فرسايش چه توسط باد صورت گيرد چه توسط آب، خواه عادي باشد خواه سريع، داراي سه مرحله است: مرحله كنده شدن خاك، مرحله انتقال خاك و مرحله انباشته شدن و تجمع خاك.

۴-۱- مرحله كنده شدن خاك از جاي خود

در اين مرحله، ابتدا خاكدانه¬ها بر اثر از بين رفتن هوموس و كلوئيدهاي خاك، چسبندگي خود را از دست مي¬دهند و از هم مي¬پاشند. در نتيجه خاك آماده فرسايش مي¬شود. در چنين وضعي، خاك سطح¬الارض كه حاصلخيزترين قسمت خاك است، به طور ناگهاني يا بتدريج بوسيله آب يا باد از جاي خود كنده مي¬شود.

۴-۲- مرحله حمل يا انتقال خاك بوسيله آب يا باد

چون ذرات خاك چسبندگي خود را از دست داده¬اند، نمي¬توانند در مقابل جريانهاي شديد آبها يا بادهاي تند مقاومت كنند، در نتيجه از جاي خود كنده مي¬شوند و به نقطه ديگر منتقل مي-گردند. 
در مورد فرسايش آبي معمولا مواد از منطقه مرتفع¬تر به محل پست¬تر منتقل مي¬گردند. مسافتي را كه آب يا باد مواد را با خود مي¬برد به عوامل مختلفي بستگي دارد، از آن جمله مي¬توان در مورد آب، شدت آب، شيب زمين، ريز و درشتي آبرفت¬ها( شن، رس و غيره)، و در مورد فرسايش بادي شدت باد، قطر بادرفتها و همچنين مسطح و وسيع بودن جلگه¬ها و دشتها را نام برد.

۴-۳- مرحله تجمع و انباشته شدن مواد

بادرفتها (موادي كه توسط باد حمل مي¬گردند) هر جا به مانعي (گياه، ديوار، سنگ و غيره) برخورد كند فورا بر روي زمين مي¬افتد و درآنجا رويهم انباشته مي¬شوند. اين مواد در شرايط فوق-العاده تشكيل تپه¬هاي بزرگ و حتي توده¬هاي عظيم شني يا ماسه¬اي شبيه كوه را ميدهد.
 آبرفتها بتدريج كه از شدت جريان آب و شيب زمين كاسته مي¬شود از حركت بازمي¬ماند و در سطح زمين رسوب مي¬كند (ابتدا ذرات درشت¬تر و بعد ذرات ريزتر). در بعضي موارد تجمع مواد آبرفتي بقدري زياد است كه يك طبقه رسوبي قابل توجهي را تشكيل مي¬دهد.

عتیقه زیرخاکی گنج