• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پيشرفت فرد در جامعه و نيز پيشرفت جامعه در ميان ديگر جوامع به وجود سه عامل اساسى بستگى دارد:
۱٫ صاحبان انديشه با انگيزه الهى و به دور از هر گونه فخر فروشى و قدرت طلبى مى توانند با توليد علم و آموزش همگانى، از طريق نگارش و بيان، سطح دانش افراد جامعه و قدرت انديشه آنان را افزايش دهند و با تربيت افراد شايسته و گسيل دادن آنها در ميان طبقات جامعه و عمومى كردن علم، استعدادهاى آنان را شكوفا كنند تا شخصيت فرد و جامعه با بروز توانايى هايشان به اثبات برسد و همه احساس شخصيت كنند.
. قوى بودن اخلاق انسانى فرد و جامعه است، چرا كه نقش اخلاق اجتماعى در پيشرفت فرد و جامعه بسيار مهم است و اهل بيت(عليهم السلام) در سخنان خود بر رعايت آن تأكيد كرده اند، از اين رو بزرگ ترين بخش كتاب بحارالانوار كه يك مجموعه حديثى شيعى به شمار مى رود، درباره مسائل اخلاقى است.
نقل شده است كه: منصور دوانيقى براى اين كه بتواند فرزندان امام حسن مجتبى (عليه السلام) را كه با حكومت او مخالف بودند تضعيف و در نهايت سركوب كند، با استفاده از ابزار دروغ كه يك عمل ضد اخلاقى است امام حسن مجتبى(عليه السلام) را متهم به كثرت ازدواج و طلاق مى كرد تا با اين شيوه از جاذبه روحى آنان در ميان مردم بكاهد و زمينه سركوبشان را فراهم كند.
شخصى نماز جماعت پر جمعيتى داشت، اما رفته، رفته از تعداد مأمومين او كاسته شد. هنگامى كه علت آن را جويا شديم، معلوم شد او از همه لحاظ خوب بوده، اما در منزل با اعضاى خانواده اش بد اخلاقى مى كرده است كه خبر آن به مردم رسيده و مردم از گرد او پراكنده شده اند. اين داستان ها نشان دهنده جايگاه ارزشمند اخلاق در جذب افراد است.
۳٫ داشتن انگيزه و نيت صحيح و ارائه برنامه هاى عملى و وفادار ماندن به آن، كه اين ويژگى بدون وجود احزاب آزاد ممكن نيست. كشور پاكستان كه از هنگام استقلال از هند به علت مسلمان بودن مردم آن، به اين اسم ناميده شده است، در مقابل كشور هند قرار دارد كه بيشتر مردم آن سيك، نجس (طبقه اى از مردم هند كه زندگى سختى را مى گذرانند) و بودايى و جز آن هستند، پاكستان دو حزب بزرگ دارد. يكى حزب مردم وابسته به بى نظيربوتو و ديگرى حزب مسلم ليگ، اما به اين دليل كه هرگاه حزب مردم به قدرت مى رسد، آزادى هاى اجتماعى بيشترى به مردم مى دهد، غالب مردم طرفدار آن حزب هستند، ولى حزب مسلم ليگ كه انحصار طلب است و بر خلاف آموزه هاى اسلامى به فكر قدرت خود هستند، نه به فكر منافع مردم، از حمايت كمترى برخوردار است و اين نشان مى دهد كه مردم دوستدار اخلاق بوده، گرد كسانى كه داراى اخلاق انسانى هستند جمع مى شوند.
بى اعتمادى، عامل نابودى
نقل شده است: عبدالرحمان بن عوف كه بر اساس شروطى خلافت را به عثمان واگذار كرد، هنگامى كه ديد او به تعهدات خود عمل نكرد، در قتل او نقش مهمى ايفا كرد و در توجيه عمل خود گفت: به گونه اى اعتمادم از او سلب شده است كه حاضر نيستم عقال شترى را نزد او امانت بگذارم. وى هنگام شورش مردم عليه عثمان كه به قتل او انجاميد، يكى از مخالفان سرسخت او بود.
دست پنهان استعمارگران
شخصى از قول معمارى نقل مى كرد: كسى از من خواست براى او كار كنم و من نيز پذيرفتم و هنگامى كه براى ديدن نوع كار به محل موردنظر رفتيم، ديديم سفارت انگليس است و نوع كار هم ساختن دويست دستگاه توالت بود. شگفت زده، پرسيدم: چرا اين سفارت با وجود ۱۰ ـ ۱۵ نفر كارمند و چند نفر ارباب رجوع مى خواهد اين تعداد توالت بسازد؟ 
به من گفتند: شما كار كن و مزدت را بگير. من هم مشغول كار شدم و آن تعداد توالت را ساختم. اما پس از مدت ها جريان انقلاب مشروطيت پيش آمد و مردم ضد حكومت قاجار راهپيمايى كردند، سپس به طرف سفارت انگليس رفتند و در آن متحصن شدند و در آن زمان توالت ها به كار آمد. ملاحظه مى كنيد كه بدرفتارى قاجاريه و نقشه انگليس چند سال بعد نتيجه داده است.
همچنين در طرح ديگرى، انگليسى ها با همكارى و همدستى پادشاهان سعودى، مكه و مدينه را كه محل تجمع مسلمانان و رمز وحدت و هم فكرى آنان در برابر دشمنان اسلام است با اختراع آيين وهابيت به مركز نفاق و كانون دشمنى ميان مسلمانان تبديل كردند. از اين رو وهابى ها قبور ائمه مدفون در بقيع را خراب كردند. البته هنگام تخريب حرم پيامبر(صلى الله عليه وآله) مسلمانان جهان به خصوص مسلمانان هند عليه سعودى ها تظاهرات كردند و انگليسى ها به پادشاه سعودى توصيه كردند فعلا دست نگه دارد و به مردم اعلام كند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) را در خواب ديده كه به او فرمودند: فعلا مصلحت نيست حرم مرا خراب كنيد. به هر حال، از ترس خروش و قيام يكپارچه مسلمانان دنيا حرم پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) را خراب نكردند.
اخيراً صدام نيز از طريق راديو و تلويزيون اعلام كرده است براى شما خبر مهمى دارم و آن اين كه من جدم پيامبر را در خواب ديدم كه فرمودند، فعلا مصلحت نيست كويت را اشغال كنى، فقط «بوبيان و وربه» را برگردان.
يكى از نوكران انگليس اخيراً گفته بود هفت ميليون نفر از جمعيت هفده ميليونى عراق شيعه هستند كه مظلوم هم مى باشند، اما حق آنان در حكومت به اندازه همان هفت ميليون نفر است و ما حق آنان را به همين نسبت مى دهيم و متأسفانه هيچ كس پيدا نشده است كه پاسخ سخنان نادرست او را بدهد و از حقوق شيعه كه اكثريت جمعيت عراق را تشكيل مى دهند دفاع كند. شايان توجه است كه بر اساس آمار منتشر شده، ۸۵% جمعيت عراق را شيعيان تشكيل مى دهند. البته ممكن است اين نوكر انگليس نيز همين روزها خواب ببيند كه فعلا مصلحت نيست اين گونه سخن بگويد.
سفير سابق آمريكا در ايران در كتاب خاطراتش نوشته است: ما از طرف دولت متبوع خود به شاه ايران توصيه كرديم كه براى تحكيم پايه هاى حكومتش پنج كار مهم را با شدت و قاطعيت انجام دهد:
۱٫ پاپ هاى مسلمانان را با هر وسيله ممكن متهم كند. توجه داشته باشيد كه مقصود او از پاپ ها، فقها، علما و مراجع شيعه است.
۲٫ جوانان مسلمان را به فساد اخلاقى و روحى و اعتياد و بازى هايى مانند فوتبال سرگرم كند.
۳٫ از افزايش و رشد جمعيت روحانيون از طريق بردن آنان به سربازى و محدود كردن تعداد آنان با وضع قوانين دست و پاگير جلوگيرى كند.
۴٫ اقليت هاى دينى مانند: يهوديان، مسيحيان و بهائيان را بر اكثريت مسلط كند و پست هاى مهم و حساس را در اختيار آنان قرار دهد.
۵٫ برگزارى مجالس روضه خوانى و پند و ارشاد را ممنوع كند و در عوض مجالس سرگرمى و لهو ولعب و نمايش فيلم هاى مبتذل در تلويزيون و سينماها را رواج دهد و خلاصه مردم را از مجالس روضه و به خصوص از مجالس عزاى امام حسين(عليه السلام) به مجالس فساد بكشاند. 
وى مى افزايد: اما به توصيه هاى ما عمل نكرد و در نتيجه سقوط كرد.
يكى از اهالى كويت نقل مى كرد: جنگ كويت را از دو سال قبل طراحى كرده بودند، زيرا يكى از بستگانم كه در لندن، رياست مركزى با كاربرى سرمايه گذارى را به عهده دارد قبلاً به ما گفته بود: حكومت كويت پابرجا نيست و امكان دگرگونى و نابودى آن وجود دارد و حتى امكان دارد كشور عربستان، عراق يا ايران آن را اشغال و ضميمه كشور خود كنند. از اين رو به آنان سفارش مى كرد كه با احتياط سرمايه گذارى كنند و به گونه اى سرمايه هاى خود را به كار گيرند كه اگر اتفاق ناگوارى در آن كشور روى داد، سرمايه هاى شان نابود نشود و مورد دست برد ديگران قرار نگيرد.
سؤالى كه در اين جا ممكن است مطرح شود اين است كه انگليسى ها از طرح اين نقشه ها چه سودى مى برند؟ و آيا غير از ننگ و عار نتيجه ديگرى نصيب آنان مى شود؟
پاسخ: آنان با طرح همين نقشه هاى دقيق و حساب شده، برترى و سلطه جويى خود بر ديگر كشورها را حفظ مى كنند و اين نقشه ها يكى از راه هاى حفظ برترى قدرت، ثروت و پول آنان است. آنان با طرح اين نقشه ها، ثروت هاى هنگفتى از مسلمانان را به باد دادند و آسيب فراوانى به آنان رساندند و پس از اين كه كويت از اشغال صدام خارج شده، به دست كويتى ها باز گردد نيز براى بازسازى كشور و فراهم كردن اثاثيه منزل و لوازم زندگى، ميلياردها دلار پول مسلمانان به جيب غربى ها سرازير مى شود، زيرا تمام آن وسايل را بايد از كشورهاى غربى تهيه كنند.

عتیقه زیرخاکی گنج