• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به کارگیری و استقرار موفقیت‌آمیز تجارت الکترونیک به وجود یک برنامه و استراتژی مدون و مشخص نیازمند است. بدون وجود استراتژی مناسب تجارت الکترونیک ممکن است کلیه تلاشهای شرکت در راستای استقرار تجارت الکترونیک با شکست مواجه شده و ضمن اتلاف منابع مالی، انسانی و زمانی حتی بقای سازمان نیز با تهدید روبه‌رو شود. گام اولیه و اساسی تدوین استراتژی بدون شک تدوین و طراحی اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک در چارچوب سلسله مراتب اهداف یعنی چشم انداز، رسالت و اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت سازمانی است. در این مقاله برمبنای فرایند برنامه ریزی استراتژیک، اهداف استراتژیک این فرایند در چارچوب چشم‌اندازها، رسالت و اهداف برای فعالیت در محیط الکترونیک تشریح می شود
موج تجارت الکترونیک تقریبا همه شرکتها را در تمامی اقتصادها تحت تاثیر قرار داده است و این شرکتها ناگزیر از ورود به عرصه تجارت الکترونیک هستند. گام اولیه و اساسی تدوین استراتژی بدون شک تدوین وطراحی اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک است. اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک همانند یک چراغ راهنما، تمامی تلاشها و اقدامات را در راه استقرار مناسب تجارت الکترونیک و کسب مزیت رقابتی در عرصه دنیای الکترونیک را تسهیل می کند. با عنایت به اهمیت وجود اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک در این مقاله به چگونگی تدوین این اهداف پرداخته می شود.
چشم انداز تجارت الکترونیک
یکی از مهمترین وظایف مدیران عالی سازمان و متصدیان تدوین استراتژی تجارت الکترونیک، تعیین چشم‌انداز تجارت الکترونیک سازمان است. چشم اندازهای برتر و عالی تجارت الکترونیک چیزی فراتر از اهداف تجاری و یا درآمدی را منعکس می کنند. چشم اندازهای قوی و مناسب کارکنان را هماهنگ کرده و سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری بیشتر در سازمان تشویق می‌کند. وجود چشم انداز قوی، کارا و مناسب علائمی را به بازار می فرستد که نشان‌دهنده توانایی سازمان جهت کسب رهبری بازار و تسلط بر بازار است (RAYPORT & JAWORSKI, 2002, PP 15-16). میلر (۱۹۹۶,PP 40-42) در تعریف چشم‌انداز بیان می دارد که چشم انداز مقصد نهایی است که جامع، گسترده و آینده نگر است. چشم انداز آرزوهای آینده سازمان را نشان می دهد و ابزارهای رسیدن به آن را مشخص می کند. به عبارت دیگر چشم انداز وضعیت ممکن و مطلوب آینده سازمان است. سازمان با تدوین چشم‌انداز تجارت الکترونیک وضعیت موردنظر و مطلوبی را که قصد دارد در آینده به آن برسد را مشخص می کند و جایگاه خود را در بازار الکترونیک روشن می سازد. نقش چشم انداز را در تعیین وضعیت مطلوب آینده سازمان را می توان درقالب شکل (۱) مشاهده کرد.
 
 
همانگونه که در شکل (۱) مشاهده می‌شود در زمان فعلی (وضعیت موجود) که وضعیت سازمان را در مقطع زمانی (TO) نشان می دهد سازمان موقعیت مشخصی در بازار الکترونیک دارد. ممکن است درحال حاضر سازمان فقط یک وب سایت داشته باشد و هیچگونه فروش اینترنتی نداشته باشد و جزء پیروان و رقبای کم اهمیت بازار الکترونیک تلقی شود. سازمان با تدوین استراتژی مناسب تجارت الکترونیک تلاش می کند که به وضعیت مطلوب در زمان موردنظر (TN) دست یابد.
استراتژی تجارت الکترونیک به عنوان یک وسیله و ابزار در راستای تحقق اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک و ازجمله تحقق چشم انداز تجارت الکترونیک عمل می کند. وضعیت مطلوب نشان دهنده آرزوها و خواسته های سازمان درمورد چگونگی موقعیت آینده خود در بازار الکترونیک است که ازطریق اجرای استراتژی تجارت الکترونیک تحقق می یابد. برای مثال شرکت سیسکو چشم انداز خود را بدین صورت تدوین نموده است: تغییر روشی که کار می‌کنیم، زندگی می کنیم بازی می کنیم و یاد می گیریم.
رسالت تجارت الکترونیک
رسالت سازمان که از آن به عنوان مأموریت و بیانیه رسالتی یاد می شود بیان می کند که سازمان چه چیزی را برای جامعه تولید می‌کند. رسالت سازمانی اهداف بنیادی منحصر به فرد سازمان را تعیین و سازمان را از سایر سازمانها متمایز و جهت‌گیری سازمان را مشخص می کند (MOHAMMED.2002,P34). رسالت سازمان هدف سازمان و یا دلیل وجودی آن را بیان می کند (WHEELEN & HUBGER, 2000, P6). رسالت سازمان ضمن اینکه چشم انداز سازمان را عینی و ملموس می کند اعتقادات و جهت گیریهایی را که مدیران دوراندیش سازمان درنظر دارند مشخص می کند (MILLER, 1996, P44-45). رسالت سازمانی تجارت الکترونیک باید چهار عنصر زیر را دربرگیرد:
۱ – تعهد سازمانی به ذی‌نفعان در بازار الکترونیک
سازمان باید انتظارات دی‌نفعان متعدد از قبیل کارکنان، مدیریت و سرمایه گذاران را از تجارت الکترونیک مشخص کرده و خود را ملزم به تحقق آن بدانند. برای مثال سازمان باید امنیت شغلی کارکنان، بهبود ارزیابی عملکرد و تامین نرخ بازده موردانتظار را به عنوان انتظارات ذی‌نفعان در بازار الکترونیک لحاظ کند.
۲ – حوزه کسب و کار
سازمان در رسالت تجارت الکترونیک خود باید محدوده و قلمرو فعالیت خود را در بازار الکترونیک مشخص کند. آیا سازمان قصد دارد در حوزه B2C فعالیت کند یا B2B و یا هر دو؟ اگر شرکت در چندین کسب و کار شرکت کند تاچه حد قصد دارد هریک از کسب و کارهای خود را به صورت الکترونیک تبدیل کند؟ آیا شرکت قصد دارد فقط خدمات پس از فروش و مدیریت ارتباطات با مشتری را تامین کند یا اینکه درصدد است مبادلات و حمل‌ونقل دیجیتال و اینترنتی را نیز پیگیری کند؟
 
۳ – منابع مزیت رقابتی تجارت الکترونیک
سازمان باید منابع و مهارتهایی را که سبب ایجاد مزیت رقابتی در بازار الکترونیک می شوند را مشخص کند. اگر سازمان از منابع مالی کافی برای تامین هزینه های استقرار و نگهداری تجارت الکترونیک برخوردار باشد، کارکنان آشنا با مفاهیم و اصول تجارت الکترونیک داشته باشد، ازمارک قوی، معروف و معتبر برخوردار باشد و محصولات آن قابلیت تبدیل دیجیتال داشته باشند و از قابلیت دیجیتال بالایی برخوردار باشند، سازمان می تواند در بازار الکترونیک به مزیت رقابتی دست یابد. نکته مهم این است که بازار الکترونیک و اینترنتی به خودی خود و فی‌نفسه مزیت رقابتی تلقی نمی شوند.
۴ – تصویر آینده سازمان به بازار الکترونیک
در رسالت تجارت الکترونیک سازمان، باید تغییرات محیط قانونی، رقابتی، اقتصادی و فناوری موردتوجه قرار گیرد. محیط فناوری به دلیل اهمیت حیاتی آن و تدارک زیرساختارهای بازار الکترونیک ازتوجه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
ابل (ABELL, 1993) اهمیت تدوین رسالت سازمانی را در سه مورد زیر معرفی می کند:
۱ – رسالت سازمان منطق روشنی از اهداف سازمان برای کارکنان ارائه می کند.
۲ – رسالت سازمان منطق روشنی از کسب و کار صنعتی که سازمان در آن فعالیت می کند عرضه می نماید.
۳ – رسالت سازمان استراتژی فعلی کسب و کار سازمان و جهت گیری آینده آن را بیان می کند.
رسالت تجارت الکترونیک دلیل وجودی و فلسفه حیات سازمان را در بازار الکترونیک مشخص می کند برخلاف چشم انداز تجارت الکترونیک که حالت آینده‌نگر دارد رسالت حال‌نگر است و به زمان حال توجه دارد.
رسالت سازمانی در عرصه بازار الکترونیک سنگ بنای استراتژی تجارت الکترونیک بوده که در زمان TO (حال حاضر) وجود دارد. سازمان برمبنای رسالت تجارت الکترونیک و با استفاده از استراتژی تجارت الکترونیک درصدد رسیدن به چشم انداز مطلوب تجارت الکترونیک در زمان آینده (TN) است. در این قسمت سه نمونه از رسالت شرکتهای فعال در تجارت الکترونیک مطرح می شوند.
رسالت شرکت آ،او.ال: ایجاد یک رسانه جهانی که به اندازه تلفن و تلویزیون برای زندگی مردم حیاتی بوده و حتی از آنها نیز ارزشمندتر است.
رسالت شرکت ای.بی: ما به مردم کمک می کنیم تا از هر نقطه از جهان هر چیزی را با هم مبادله کنند. ما به تقویت تجربیات اینترنتی همه افراد (فروشندگان، شرکتهای کوچک، جستجوگران اقلام منحصر به فرد و…) ادامه خواهیم داد.
رسالت شرکت مانستر: مانستر خود را متعهد به رهبری بازار ازطریق عرضه فناوری‌های نوآورانه جدید و خدمات برتر می داند که امکان اعمال کنترل بیشتری را به مشتریان (جویندگان شغل) و شرکتها برای فرایند استخدام و کارمندیابی فراهم می سازد.
اهداف
سازمانهایی که قصد تدوین استراتژی تجارت الکترونیک دارند باید پس از تدوین و تعیین چشم انداز و رسالت، اهداف تجارت الکترونیک موردنظر خود را مشخص کنند. اهداف نشان دهنده نتایج نهایی فعالیتهای برنامه ریزی شده سازمان هستند (HUNGER & WHEELEN, 2000, P6). منظور از تعیین اهداف و هدف گذاری تبدیل چشم‌انداز و رسالت سازمانی به اهداف عملکردی معین و خاص است (THOMPSONS & STRICKLAND, 2003, P9). اهداف تجارت الکترونیک، مقاصد نهایی فعالیتهای تجارت الکترونیک بوده و قابل اندازه گیری هستند. صفت مشخصه اهداف تجارت الکترونیک کمیت پذیری آنها است به نحوی که ملموس و عینی باشند.
برخلاف چشم انداز و رسالت تجارت الکترونیک که حالت کیفی داشته و ازنظر کمیت پذیری مبهم هستند، اهداف تجارت الکترونیک را می توان برحسب معیارهای مناسب به صورت عدد و رقم تبدیل کرد. 
سابان (SABAN,2001) اهداف عمده تجارت الکترونیک را در سه طبقه زیر خلاصه می کند:
۱ – بهبود فرایندها: هدف تجارت الکترونیک می تواند حذف فرایندهای زاید و یا بهبود فرایندهای موجود باشد. ۳/۶۸ درصد شرکتهای به کارگیرنده تجارت الکترونیک، بهبود فرایندها را به عنوان یکی از اهداف خود قرار داده اند.
۲ – مهار هزینه ها: گاهی اوقات هدف تجارت الکترونیک کاهش هزینه و بهبود کارایی است. ۱/۱۷ درصد شرکتها هزینه‌ها و افزایش کارایی را به عنوان هدف تجارت الکترونیک قرار داده اند.
۳ – درآمدزایی: در بعضی موارد هدف از استقرار تجارت الکترونیک افزایش فروش و درآمدزایی است. برای مثال شرکت «می‌بری» در سال ۱۹۹۷ فقط از فروش سالانه ای معادل دو میلیون دلار برخوردار بود اما بعد از به کارگیری اینترنت برای انجام فروش اینترنتی این رقم در سال ۲۰۰۰ به هفت میلیون دلار رسید (DENNIS, 2000).
هرکدام از این سه هدف کلی خود از مجموعه ای از اهداف فرعی و جزیی تشکیل شده اند. مجموعه این اهداف جزیی در جدول (۱) نشان داده شده است.
سازمانها در تکنولوژی اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی سرمایه گذاری می کنند تا اهداف متفاوت مدیریت را برآورده سازند. اهداف مدیریتی از سرمایه گذاری در تکنولوژی اطلاعات و تجارت الکترونیک را می توان در سه دسته زیر بیان کرد (WEILL, 1995):
۱ – اهداف مبادله ای: در این حالت سرمایه‌گذاریها درصدد خودکار کردن رخدادهای مالی مثل حقوق و دستمزد، حسابهای دریافتنی و سفارش گیری هستند. این نوع سرمایه‌گذاریها هزینه های نیروی کار و مدیریت را کاهش داده و کارایی را بالا می برد.
۲ – اهداف استراتژیک: در این حالت هدف از سرمایه گذاری کسب مزیت رقابتی و افزایش سهم بازار از طریق رشد فروش است. هدف این سرمایه گذاریها بیشتر گسترش و رشد شرکت است تا کارایی.
۳ – اهداف اطلاعاتی: در این وضعیت هدف ایجاد یک زیرساختار اطلاعاتی است تا سازمان را مدیریت کند. این اهداف درصدد انجام وظایف مدیریتی مثل کنترل، بودجه‌بندی و برنامه ریزی بوده و ارتباطات، حسابداری و تجزیه وتحلیل را توانمند می‌سازد. دان و دان (DAN&DAN, 2000, PP 134-135) نیز اهداف تجارت الکترونیک را در پنج طبقه زیر معرفی می کند:
۱ – رابطه سازی: هدف شرکت ممکن است برقراری ارتباطات نزدیک‌تر، مستحکم‌تر، پایدارتر و همه جانبه با مشتری باشد. این کار ازطریق پست الکترونیک امکان‌پذیر می‌شود.
۲ – حضور بین المللی: تولیدکننده ممکن است با استفاده از تجارت الکترونیک درصدد ورود به بازارهای جهانی و بازاریابی صادرات باشد.
۳ – کاهش هزینه های ارتباطی در بلندمدت: شرکت ممکن است درصدد کاهش هزینه های انجام فعالیتهایی مثل تبلیغات و ترفیع باشد زیرا تبلیغات اینترنتی هزینه های کمتری نسبت به تبلیغات سنتی و کاغذی دارد.
۴ – ارائه خدمات به یک جامعه یا گروه خاص: شرکت ممکن است ازطریق تجارت الکترونیک درصدد توجه به یک بخش خاص بازار باشد و بر آن قسمت تمرکز کند.
۵ – دسترسی به بازارهای جدید: یکی از اهداف شرکتها از به کارگیری تجارت الکترونیک دسترسی به بازارهای جهانی به عنوان بخشی از فرصتهایی است که اینترنت ارائه می کند.
یکی از دلایل افت و ناکامی شرکتهای دات کام در طی سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ نبود شاخص واضحی از سودآوری تجارت الکترونیک است (BIDGOLI, 2002, P43) به همین دلیل حاصل نهایی تجارت الکترونیک باید به عنوان سود خود را نشان دهد. باتوجه به این مطلب در تعیین اهداف تجارت الکترونیک می توان از معادله سود استفاده کرد. براساس معادله سود، سود شرکتها از کم کردن هزینه ها از درآمد حاصل می شود. تجارت الکترونیک باید سودآوری خود را نشان دهد و بدین منظور می توان دو هدف کلی برای تجارت الکترونیکی شناسایی نمود:
۱ – اهداف کاهش هزینه ها: تجارت الکترونیک قابلیت کاهش هزینه های عملیاتی و غیرعملیاتی (اداری و پشتیبانی) را دارد. تجارت الکترونیک به دلیل افزایش سرعت، دقت و بهبود ارتباطات بین بخشهای داخلی و خارجی هزینه‌های عملیاتی را کاهش می دهد. ازطریق تجارت الکترونیک مدیریت زنجیره عرضه به‌هنگام و کارا می شود و شرکت قادر خواهدبود دروندادهای لازم را برای تولید محصولات با قیمت کمتر و کیفیت بهتر تهیه کند. شرکت می‌تواند با دسترسی به عرضه کنندگان متعدد پایین ترین قیمت و بالاترین و بهترین شرایط را برای خرید مواد و قطعات پیدا کند. تجارت الکترونیک قادر به کاهش هزینه های غیرعملیاتی سازمان را نیز هست، چرا که شرکت می‌تواند با مراجعه به انواع بانکها و موسسات مالی و اعتباری وجوهات مالی لازم را با کمترین نرخ و بهترین شرایط بیابد. شرکتها همچنین می توانند نیروی انسانی موردنیاز خود را با بهترین قابلیت و آمادگی پیدا کرده و به کار گیرند. یکی از مهمترین کاربردهای تجارت الکترونیک که سبب کاهش هزینه های عملیاتی می شود تامین منابع از خارج است. تجارت الکترونیک با حذف کاغذ و فرمهای کاغذی صرفه جوییهای عظیمی حاصل می کند. تجارت الکترونیک با خودکار کرد برخی فرایندها سبب کاهش هزینه های نیروی انسانی می شود. تجارت الکترونیک همچنین باعث کاهش هزینه های بازاریابی و تبلیغات می شود.
۲ – اهداف افزایش درآمد: تجارت الکترونیک محدودیتهای ورود به صنعت را پایین می آورد و امکان کسب بازارهای جدید و دستیابی به مشتریان جدید و حتی مشتریان رقبا را نیز فراهم می کند. با استفاده از تجارت الکترونیک امکان بازاریابی صادراتی و صادرکردن محصولات برای شرکتها ساده‌تر می شود. تجارت الکترونیک باتوجه به مؤلفه مشتریان به چهار طریق درآمد شرکت را بالا می برد:
۱ – افزایش تعداد دفعات خرید مشتریان.
۲ – جذب مشتریان رقبا و خصوصا رقبایی که از تجارت الکترونیک استفاده نمی کنند.
۳ – دستیابی به مشتریان جدید.
۴ – مطالبه قیمتهای بالاتر از طریق متمایز ساختن و سفارشی کردن محصولات موردنظر مشتریان.
مغازه‌های اینترنتی هفت روز هفته و ۲۴ ساعته شبانه روز باز بوده و امکان خرید از آنها درهر لحظه از زمان وجود دارد این نکته که در تجارت الکترونیک به قانون ۷/۲۴ مشهور است سبب افزایش خرید مشتریان و افزایش درآمد شرکت می شود.
نتیجه گیری
یکی از مهمترین مراحل در فرایند برنامه ریزی استراتژیک تجارت الکترونیک تعیین اهداف استراتژیک است. سازمان هدف، گیج و بی هدف به سوی پایانی نامعلوم گام برمی دارد. نمی توان فرد یا سازمانی را متصور شد که بدون داشتن هدفهایی روشن به موفقیتهایی دست یافته باشد. با ورود ابزارهای الکترونیک به عرصه تجارت سازمانها باید نتایج موردانتظار خود را از فعالیتهای الکترونیک در چارچوب چشم اندازها، رسالت و اهداف تعیین کرده تا موفقیت و بقای سازمان تضمین شود. نکته مهم در برنامه ریزی راهبردی تجارت الکترونیک، استقرار براساس نیاز است. به عبارت دیگر استقرار تجارت الکترونیک نباید صرفا به عنوان یک مد در بین سازمانها معرفی شود. استقرار تجارت الکترونیک نیازمند سنجش زیرساختهای نرم و سخت سازمان، تعیین اهداف راهبردی، تدوین و انتخاب راهبردها و درنهایت اجرا و کنترل نتایج است
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سرمايه گذاري مشترك با علامت اختصاري VJ نشان داده مي شود عبارت است از:
موجوديت جديدي كه بين دو يا چند شريك شكل مي گيرد تا در كنار هم فعاليت اقتصادي را تقبل نمايد و شركا توافق مي كنند كه اين موجوديت جديد با رعايت سهام مشخص توسط طرفين ايجاد شود و سپس در درآمد، هزينه ها و اداره شركت سهيم باشند. كه اين سرمايه گذاري مشترك مي توان صرفاً براي يك پروژه خاص و يا يك رابطه تجاري طولاني مدت مانند سرمايه گذاري مشترك «سوني اريكسون» باشد
علاوه بر شركتها، سازمان ها نيز، سرمايه گذاري مشترك را صورت مي دهند. براي نمونه سازمان بهزيستي كودكان در نواحي شمال مركزي آمريكا، يك سرمايه گذاري مشترك شروع نموده است. عبارت سرمايه گذاري مشترك به نوع موجوديت شكل گرفته اشاره ندارد بلكه به هدف موجوديت توجه دارد. از اين رو، يك سرمايه گذاري مشترك، بر حسب تعدادي از عوامل مانند ماليات، بدهي و زيان، ممكن است يك شركت سهامي، شركت با مسئوليت محدود، شراكت يا هر شكل و يا ساختار قانوني ديگري شكل بگيرد.
سرمايه گذاري مشترك در چه موقع مورد استفاده قرار مي گيرد؟
سرمايه گذاري هاي مشترك در صنعت نفت و گاز متداول مي باشند، و اغلب بين يك شركت داخلي و خارجي مي باشند (مانند عسلويه) (حدود ¾ آنها بين المللي هستند). سرمايه گذاري مشترك در بخش صنعت نفت و گاز به عنوان يك آلترناتيو تجاري بسيار كارآمد مورد استفاده قرار مي گيرد. ضمن اينكه شركت خارجي به بازارهاي جغرافيايي جديدي وارد مي شود، شركتها مي توانند مهارت هايشان را تكميل كنند.
تحقيقات به عمل آ,ده نشان مي دهد كه ۳۰ تا ۶۱% موفقيت در سرمايه گذاري مشترك حاصل شده و اينكه ۶۰% از آنها موفق به انجام سرمايه گذاري نشده اند، يا اينكه در طي ۵ سال از بين رفته اند (آسبورن، ۲۰۰۳) به علاوه مشخص شده كه سرمايه گذاري مشترك در كشورهاي كمتر توسعه يافته، بي ثباتي و ناپايداري بيشتري را نشان مي دهند، و سرمايه گذاريهاي مشتركي كه شركاي آنها دولتي بوده اند، بيشتر با شكست مواجه شده اند. به نظر مي رسد كه شركتهاي خصوصي به مهارتها، فن آوريها و شبكه هاي بازاريابي و غيره مجهزتر هستند و علاوه بر آن مشخص شد كه سرمايه گذاريهاي مشتركي كه با تغييرات سريع در فن آوري توليد، تقاضاي بسيار متغير و بي ثبات مواجه بوده اند به صورت فجيعي با شكست مواجه شده اند. برخي كشورها از قبيل جمهوري خلق چين با هدف ورود به بازارهاي خارجي، اقدام به سرمايه گذاري مشترك با شركتهاي خارجي مي كنند.
دلايل تشكيل سرمايه گذاري مشترك :
دلايل داخلي :
۱ـ تكيه بر توانايي هاي شركت
۲ـ سرشكن كردن هزينه ها و ريسك ها
۳ـ دسترسي آسان تر به منابع مالي
۴ـ كاهش قيمت با بيشتر كردن توليد
۵ـ دستيابي به فن آوري و مشتريان جديد
۶ـ موفقيت در خلاقيت مديريتي
۷ـ اهداف رقابتي
۸ـ تأثيرگذاري بر توسعه و پيشرفت ساختار صنعتي شركت
۹ـ پيشتازي در رقابت يا در مسائل رقابتي پيشتر در ديگران شدن
۱۰ـ تشكيل واحدهاي رقابتي نيرومندتر
۱۱ـ سرعت در بازار
۱۲ـ اهداف استراتژيكي
۱۳ـ هم افزايي يا سينرژي
۱۴ـ انتقال تكنولوژي و فن‌آوري يا مهارتها
۱۵ـ تنوع بخشي
نمونه ها:
۱ـ شركت فورد و مزدا ۲ـ تگزاكو و رويال داچ شِل ۳ـ جنرال موتور و تويوتا و غيره كه متن انگليسي آن به پيوست مي باشد.
تاريخچه كشور آرژانتين
اقتصاد :
يك سري فعاليتهاي اقتصاد كه قبلاً تحت پوشش و حمايت دولت آژانتين بود از جمله سرمايه گذاري خارجي از سال ۱۹۹۰ به بخش خصوصي واگذار شد كه به عنوان يك فرآيند پايدار خصوصي سازي دنبال مي شود و هم اكنون اقتصاد آرژانتين بر مبناي اصول بازار آزاد اداره مي شود.
و به منظور كاهش هزينه هاي توليد و ايجاد رقابت در همه بخش هاي اقتصادي در آرژانتين دولت سياست اصلاحات اداري را در اين خصوص دنبال مي كند.
فرصت ها براي سرمايه گذاران بين المللي يا خارجي :
نگرش دولت آرژانتين نسبت به سرمايه گذاري خارجي در اين كشور :
براساس قانون سرمايه گذاري هاي خارجي، سرمايه گذاران خارجي از حقوق مساوي با سرمايه گذاران آرژانتيني برخوردار هستند و در شرايط يكسان فعاليت مي كنند. اساساً در آرژانتين نگرش بسيار مثبتي نسبت به سرمايه خارجي وجود دارد. در حال حاضر قيد و بندهاي سرمايه گذاري خارجي از ميان برداشته شده است.
از ديرباز، و گذشته آرژانتين براي خارجي ها مكان مناسب و مطمئني بوده است. و دولت آرژانتين در جهت جذب سرمايه هاي خارجي بسيار فعال عمل مي كند و سرمايه گذاريهاي خارجي نيز نقش قابل توجهي در فرآيند خصوصي سازي در آرژانتين ايفا كرده اند. به دليل اينكه منابع سرمايه داخلي در اين كشور براي توسعه اقتصادي كافي نيست، لذا دولت آرژانتين جذب سرمايه خارجي را تشويق و حمايت مي كند. در آرژانتين براي ورود كالا مجوز لازم نيست، واردات و تعرفه هاي آن بسيار كم، قوانين آن بسيار راحت است و صادرات هيچ گونه مالياتي ندارد. هرگونه محدوديت براي سرمايه گذاريهاي خارجي از ميان برداشته شده و سرمايه گذاري خارجي نيازي به مجوز از سوي مقامات آرژانتين ندارد، جزء در مواردي مانند ارتباطات مخابراتي، نفت، گاز و صنايع دفاعي، ضمن اينكه سود حاصل از سرمايه گذاري به راحتي و آزادانه قابل جابجائي به خارج از كشور آرژانتين مي باشد.
سيستم مالياتي آرژانتين :
قوه مقننه كه شامل مجلس نمايندگان و سنا مي باشد. قانون ماليات را وضع مي كند (كه به صورت فدرالي است) معمولاً اين قوانين از سوي رئيس جمهور پيشنهاد مي شود و معاملات آن توسط وزير اقتصاد اين كشور انجام مي شود.
مسئولان مالياتي كشور آرژانتين به طور مستمر قوانيني را به اجرا درمي آورند كه بيشتر جنبه و راهكار كاربرد عملي دارد و اطلاعات مربوط به آن به عموم ارائه مي دهند. 
قوانين مالياتي (فدرالي) يا محل و استاني توسط قانون گذاران همان استان يا دولت فدرالي يا محلي وضع مي شود. بنابراين طبيعي است كه قوانين در نقاط مختلف كشور متفاوت است، لذا قوانين را صادر مي كنند كه راهكار عملي داشته باشد. قوانين مالياتي فدرالي يا محلي به گونه اي است كه ماليات دهندگان بايد درآمدهاي سالانه خود را ثبت كرده و آن درآمدي را كه شامل ماليات مي شود، گزارش داده و ارائه كنند تا هرگونه مالياتي كه قرار است پرداخت شود، پرداخت گردد و نيز بدهي هاي قبلي ماليات دهنده پرداخت گردد و در صورت لزوم بعضي ماليات جلوتر پرداخت شود.
شركتهاي سهامي بايد بدهي هاي مالياتي درآمد سالانه هر سال را يازده ماه زودتر پرداخت كنند كه اين پرداخت بر مبناي درصد ماليات تعهد شده سال قبل محاسبه و توسط دولت آرژانتين اخذ مي شود و براي تعيين مقدار ماليات برآورده شده سيستم هاي انتخابي وجود دارد كه ماليات دهنده حق دارد از بين آنها انتخاب و گزينش كند و ماليات كل سالانه در مدت پنج ماه بعد از پايان سال مالي شركت، بايد به دولت پرداخت شود.
سال مالي براي اشخاص حقيقي، براساس سال تقويم است. افراد حقيقي كه درآمد حاصل از فروش خود را به شكل حقوق و مزايايي به كارگران پرداخت مي كنند مشمول ماليات نمي شوند و لازم نيست دفاتر ثبتي داشته باشند تا براي سال آينده بايگاني كنند (كه توضيح آن در مورد شركت ها گفته شد) ولي كارگران به منظور دادن ماليات بر درآمد و يا ماليات بر حقوق اخذ شده خود بايد درآمد ماهيانه خود را ثبت و ارائه كنند كه همين ماليات به عنوان ماليات نهائي براي آنها محسوب مي گردد. همانطور كه مي دانيم افراد به مقدار قابل توجهي درآمد دارند كه از طريق حقوق آنها بدست نمي آيد مانند مشاغل آزاد كه براي خود كار مي كنند، يعني خودشان، كارفرماي خودشان هستند. ماليات اينگونه افراد، بصورت درصدي از درآمد سال قبل محاسبه شده و از ماه ژوئن تا فوريه به صورت اقصاط دو ماه، دو ماه ماليات خود را پرداخت مي كنند.
خارجي هايي كه بايد ماليات پرداخت كنند و در آرژانتين ساكن نيستند لزومي ندارد كه اظهارنامه مالياتي در اداره ماليات ثبت كنند، اين در صورتي است كه بدهي ماليات بر درآمد آنها توسط شركاي آنها در آرژانتين پرداخت شده باشد. اظهارنامه ساليانه براي ماليات به دولت بر مبناي سالي مالي شركت در صورتي كه ارزش افزوده در شركت ايجاد شده باشد ارائه مي گردد.
دايره ماليات اظهارنامه هاي مالياتي را به منظور تأييد صحت و يا رد آنها و نيز نقص و يا تكميل آن بررسي مي كند. مسئولان مالاتي دفاتر ثبتي و دارائيها ماليات دهندگان را بررسي مي كنند تا مشخص شود كه ماليات شامل حال آنها مي شود يا خير. و اين كار را بصورت حضور در محل كار افراد و يا شركتها انجام مي دهند. در صورتي كه درآمد ساليانه داراي ارزش افزوده باشد، مشخص و تحت كنترل قرار گيرد و مشمول ماليات مي شود. 
شيوه ارزيابي كه به آن متوسل مي شوند در نتيجه /// مالياتي به دو فاز تقسيم مي شود: اجرائي و قانوني  
فاز اجرائي زماني آغاز مي شود كه ماليات پرداخت كننده به اطلاعيه ارزيابي پاسخ دهد (Uista) اگر ماليات پرداخت كننده در مورد ارزيباي اعتراض كند اما مقامات مالياتي وضعيت او را با بيان تصميمات متحده حفظ كنند، پرونده به مأمور جمع آوري مالياتي صادركننده صورت حساب مالياتي ارجاع داده مي شود، مگر اينكه ماليات پرداخت كننده به مقامات مالياتي مشابه رجوع كرده يا قبل از دادگاه مالياتي خاص درخواست استيناف كند.
اگر وضعيت مقامات مالياتي زماني كه فاز اجرائي به پايان مي رسد مورد تأييد قرار گيرد، صورت حساب مالياتي قابل دريافت است و ماليات پرداخت كننده بايد مقدار ارزيابي شده را بپردازد.

عتیقه زیرخاکی گنج