• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حضرت‌ موسي‌ (ع‌) يكي‌ از پيامبران‌ «اولوالعزم‌» و صاحب‌ شريعت‌ مستقل‌مي‌باشد كه‌ در زمان‌ سلطنت‌ يكي‌ از فراعنه ی‌ مصر به‌ نام‌ «مفتاح، فرزند رامسس‌ دوّم‌، در حدود ۱۳۵۰ قبل ميلاد مسيح‌ به‌ پيامبري‌ مبعوث‌ گرديد. داستان ‌بعثت‌ حضرت‌ موسي‌ (ع‌) و كيفيت‌ تبليغ‌ و چگونگي‌ دعوت‌ آن‌ حضرت‌، از پرماجراترين‌ حوادثي‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ بشريت‌ به‌ وقوع‌ پيوسته‌ و قرآن‌ كريم ‌نيز در سوره‌هاي‌ متعدد، در ضمن‌ آيات‌ فراواني‌، از چگوني‌ برخورد حضرت‌ موسي با فرعون‌ و درگيري‌هاي‌ او با امتش‌، يعني‌ بني‌اسرائيل‌، سخن‌ گفته ‌است‌.در اين جزوه ما سعي كرديم به بحث و بررسي زندگاني حضرت موسي(ع) در قرآن كريم بپردازيم هرچند ممكن است نگاه   ما به آيات بسيار سطحي و ابتدائي باشد
اين جزوه شامل سه فصل مي باشد فصل اوّل ليست آيات قرآن كريم در رابطه با حضرت موسي(ع) در كنار هم جمع آوري شده است فصل دوّم متن آيات و ترجمه آن به تفكيك موضوع هاي مرتبط مي باشد و در فصل سوّم ديدگاه ها و برداشتهاي خودمان از آيات را آورده ايم اميد است اين حركت مورد قبول خداوند منّان و اهل بيت عصمت عليها سلام قرار گيرد.
در ابتدا از استاد گرامي جناب آقاي نظريان و خوانندگان عزيز در خواست مي كنيم بخاطر كاستي ها و نواقص اين تحقيق كه ناشي از عدم تجربه كافي   اينجانبان است ما را عفو فرمايند

دوران قبل از رسالت
در نگاه كلي زندگاني حضرت موسي(ع) قبل از رسالت به پيامبري را مي توان به شش دوره تقسيم نمود كه شامل موارد ذيل ميباشد:
۱-دوران كودكي و نجات اعجاز آميزش ازچنگال خشم فرعونيان : اين فصل گر چه از نظر تاريخي قبل از فصل رسالت بوده٬ اما چون به عنوان شاهدي براي نعمتهاي خداوند نسبت به موسي(ع) از آغاز عمر ذكر شده در درجه دوم اهميت نسبت به موضوع اسالت ميباشد.(طه ۳۷)
۲- هدايت مادر موسي با وحي الهي كه در اينجا قرآن مجيد٬ براي ترسيم نمونه زنده اي از پيروزي مستضعفان بر مستكبران وارد شرح داستان موسي و فرعون ميشود٬ مخصوصاّ به بخشهايي ميپردازد كه موسي را در ضعيفترين حالات و فرعون را در نيرومندترين شرايط نشان ميدهد تا پيروزي مشيت الله را بر اراده جباران به عاليترين وجه مجسم نمايد.بهرحال مادر موسي احساس ميكند كه جان نوزادش در خطر است و مخفي نگهداشتن موقتي او مشكل را حل نخواهد كرد٬ در اين هنگام خداوند به قلب اين مادر الهام ميكند كه او را ازاين به بعد به ما بسپار و ببين كه چگونه او را حفظ خواهيم كرد و به تو باز خواهيم گرداند.(طه ۳۸ ٬ قصص۷) 
قدرت نمايي اين نيست كه اگر خدا بخواهد قوم نيرومندي را نابود كند لشكريان آسمان و زمين را براي نابودي آنها بسيج كند ٬ قدرت نمايي اين است كه خود آن جباران مستكبر را ماْمور نابودي خودشان سازد و آنچنان در قلب آنها اثر بگذارد كه مشتاقانه هيزمي را جمع كنند كه بايد به اتشش بسوزند كه در مورد فرعونيان نيز چنين شد و پرورش و نجات موسي در تمام مراحل بدست خود آنها صورت گرفت .بنابراين منظور لين است كه اين افراد بي ايمان و ستمگر نه تنها نمي توانند از حوزه قدرت خدا فرار كنند بلكه خدا آنها را از جايي گرفتار ميكند كه بسيار به آنها نزديك است ٬مانند فرعونيان كه در امواج رود نيل كه سرمايه افتخار آنها بود دفن شدند.( قصص ۹ ٬ سبا ۵۴) 
در اينجا حديثي از امام باقر (ع) كه فرمودند : سه روز بيشتر طول نكشيد كه خداوند نوزاد را به مادرش بازگرداند .اين تحريم شيرهاي ديگران براي موسي به خاطر اين بود كه خدا نمي خواست از شيرهاي كه آلوده به حرام ٬ آلوده به اموال دزدي و جنايت و رشوه و غضب حقوق ديگران است اين پيامبر پاك بنوشد او بايد از شير پاكي همچون شير مادرش تغذيه كند تا بتواند بر ضد ناپاكيها قيام كند .(قصص ۱۰ ٬ ۱۲ ٬ ۱۳) 
۳ –  درگيري حضرت موسي با مرد قبطي  : در اينجا با سومين دوره از سرگذشت پر ماجراي موسي (ع) روبرو مي شويم . اصل اين عمل مساله مهمي نبوده چرا كه جنايتكاران فرعوني مفسدان بيرحمي بودند كه هزاران نوزاد بني اسرائيلي را سر بريدند ٬ و از هيچگونه جنايت بر بني اسرائيل ابا نداشتند ٬ وبه اين ترتيب افرادي نبودند كه خونشان مخصوصاٌ براي بني اسرائيل محترم باشد . اما آنچه از موسي سر زد ترك اولايي بيش نبود و نمي بايست چنين بي احتيا طي مي كرد .(قصص ۱۵) 
۴- هراس وهجرت از مصر به مدين : در اين آيات به چهارمين صحنه لين سرگذشت پر ماجرا اشاره شده است زيرا مسا له كشته شدن يكي از فرعونيان به سرعت در مصر منعكس شد و معلوم بود كه قاتل او يك بني اسرائيلي است ٬ و شايد نام موسي هم در اين ميان بر سر زبانها بود و البته اين قتل يك قتل ساده نبود ٬ جرقه اي براي يك انقلاب و يا مقدمهَ آن محسوب مي شد ٬ و به خداوند عرضه داشت : همان گونه كه من بقدر توانايي شر ظا لمان را از مظلومان كوتاه كردهام تو نيز اي خداي مهربان شر ظالمان را از من دفع نما (قصص ۲۱ ) 
۵- صحنه ورود موسي به شهر مدين : آري موسي مخفيانه به سوي مدين حركت مي كند و بايد يك دوران سختي و شدت را پشت سر بگذارد ٬ و از تارهايي كه قصر فرعون بر گرد شخصيت او تنيده بود بيرون آيد ٬ در كنار مستضعفان قرار گيرد ٬ و آماده يك قيام الهي به نفع آنها و بر ضد مستكبران گردد ولي در اين راه يك سرمايه بزرگ همراه داشت ٬ سرمايه ايمان و توكل بر خداوند 
يك راه نيك درهاي خيرات را به روي موسي گشود اين پنجمين صحنه از اين داستان مي باشد در ابتداي شهر منظرهاي توجه موسي را به خود جلب ميكند دو دختر را ديد كه در كناري ايستاده اند و شبانان به آنان فرصت نمي دهند كه گوسفندان خود را اب بدهند و اين بي عدالتي و عدم رعايت حق مظلومان براي موسي قابل تحمل نبود او مدافع مظلومان بود و به خاطر همين كار ٬ به كاخ فرعون و نعمتهايش پشت پا زد و از وطن آواره گشته بود .(قصص ۲۲ ) 
۶- موسي در خانه شعيب : اين ششمين صحنه از زندگي موسي در اين ما جراي بزرگ است ٬ موسي به خانه شعيب آمد خانه اي پاك و مملو از معنويت ٬ بعد از آنكه سرگذشت خود را براي شعيب بازگو كرد ٬ يكي از دخترانش به پدر پيشنهاد استخدام موسي براي نگهداري گوسفندان كرد . دختر از كجا فهميده بود كه اين جوان مناسب استخدام كردن است ؟ اولاً حمايت او از مظلومان هنگام كشيدن آب دوماً امانت در درستكاريش كه راضي نشد در مسير راه دختر جوان پيش روي او راه برود ٬ در اينجا بود كه شعيب به موسي گفت مي خواهم يكي از دو دخترم را به همسري تو در آورم و به همين سادگي موسي داماد شعيب شد ! (قصص ۲۸ ) 
دوران رسالت
از اينجا داستان موسي، پيامبر بزرگ خدا شروع ميشود و در بيش از هشتاد آيه بخشهاي مهمي از سرگذشت پرماجراي او تشريح ميگردد و نيز از اين سرگذشت پرمحتوا با درسهاي آموزنده اش مؤمنان بايد مسير خود را  درمسأله توحيد و خداپرستي و مبارزه با فراعنه هر عصر و زمان و همچنين مبارزه با انحرافهاي داخلي و گرايشهاي انحرافي بيابند، درسهايي كه ميتواند در سراسر دوران انقلاب اسلامي راهنما و راهگشاي آنها باشد. 
مجموعه آياتي را كه در اين سوره ها از موسي و بني اسرائيل و فرعونيان سخن ميگويد ميتوان به چهار بخش تقسيم كرد:
بخش اوّل : از آغاز نبوّت و بعثت موسي و اوّلين جرقه هاي وحي سخن گفته و به تعبير ديگر بحث از مدرسه اي است كوتاه مدت و پرمحتوا كه موسي در آن وادي مقدّس در آن بيابان تاريك و خلوت ، دوره آن را گذراند .
بخش دوّم : از دعوت موسي و برادرش هارون نسبت به فرعون و فرعونيان به آئين يكتاپرستي و سپس درگيريهاي آنها با دشمنان سخن ميگويد.
بخش سوّم : از خروج موسي و بني اسرائيل از مصر و چگونگي نجات آنها از چنگال فرعون و فرعونيان و غرق شدن  هلاكت آنها بحث ميكند.
بخش چهارم : پيرامون گرايش تند انحرافي بني اسرائيل ار ائين توحيد به شرك و پذيرش وسوسه هاي سامري و مبارزه قاطع و شديد موسي با اين انحراف سخن ميگويد.
بخش اوّل 
آغاز نبوّت :
وهل اتئك حديث موسي (طه۹) و آيا خبر موسي به تو رسيده است ؟(منظور به  پيامبر(ص) و مؤمنان كه در آن ايام در مكه ، سخت از سوي دشمنان در فشار بودند تا بدانند اين قدرتهاي شيطاني در برابر قدرت خدا تاب مقاومت ندارند)
اين استفهامي است كه مقدمه بيان يك خبر مهم است و چنين استفاده ميشود كه موسي با همسر و فرزند خود در شبي تاريك از بيابان عبور مي كرد ، شبي بود سرد و ظلماني كه راه را در آن گم كرده بود ، شعله آتشي از دور نظر او را به خود جلب كرد ، به محض ديدن اين شعله به خانواده اش گفت توقف كوتاهي كنيد كه من آتشي ديدم . ولي اين آتش نبود بلكه نور الهي بود موسي هنگامي كه نزديك شد آتش را در درون درخت مشاهده كرد، كه نه تنها درخت را نمي سوزاند بلكه با آن هماهنگ و آشناست ، نور حيات است و زندگي !                                                                                                      
تعبير به طوي يا به خاطر آنست كه نام آن سرزمين ، طوي بوده است و يا كنايه از آنست كه اين سرزمين را بركات معنوي از هر سو احاطه كرده بود(طه۱۰-۱۱- قصص۲۹- نمل۷)
منظور از فخلع نعليك چيست ؟ اين است كه دو ترس و وحشت را از خود دور كن ۱- خوف از اينكه خانواده ات در اين بيابان از بين برود ۲- خوف از فرعون ! حديثي از امام صادق (ع) نسبت به چيزهاي كه اميد نداري بيش از چيزهاي كه اميد داري ، اميدوار باش ! چرا كه موسي به دنبال يك آتش رفت ،اما با مقام نبوت و رسالت بازگشت! اشاره به اينكه بسيار ميشود كه انسان به چيزي اميدوار است اما به آن نمي رسد ولي جيزهاي مهمتري كه اميدي نسبت به آن ندارد به لطف پروردگار براي او فراهم مي شود! (طه ۱۲)

عتیقه زیرخاکی گنج