• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گرد شكار پرونده: در مورخه ۱۰/۹/۸۵ گزارش از كلانتري بخش ۱۸ سنجان مبني بر وقوع درگيري در شهرك نبش كابينت سازي ققنوس كه شخصي بنام سعيد جهت وصول طلب خود به مغازه مراجعه و با مالك و شاگرد مغازه درگير و آنها را مضروب و متواري كرده و ضمنا افراد مضروب به پزشكي قانوني معرفي شده اند به دادسرا ارائه گرديده است سپس داديار محترم با ارجاع پرونده به كلانتري دستور شناسائي و احضار متهم و در صورت امتناع از حضور جلب متهم را صادر مي نمايد. سپس كلانتري محترم در گزارشي به دادسرا اعلام ميدارد كه متهم به كلانتري مراجعه نمود و حضورا به وي ابلاغ شد كه در جلسه حضور يابد سپس داديار محترم پرونده را به كلانتري ارجاع داده و بيان مي دارند 
با مراجعه به محل از اهالي و مطلعين در خصوص موضوع و شروع كننده اوليه درگيري استعلام شود. سپس كلانتري محترم در اين زمينه اقدام نموده و شهود اخذ شهادت مي نمايد و شهود اظهار داشتند كه ما در داخل كابينت سازي مشغول بكار بوديم و شخصي به نام سعيد(متهم) وارد شد و از صاحب مغازه(محمدرضا) تقاضاي طلب خود را نمود و ايشان بيان كرد كه چند روزي صبر كنيد ولي ايشان قصد داشت به جاي طلب خود كابينت ببرد كه با هم درگير شدند و ايشان(متهم) با موزائيك بر سر محمد(شاگرد مغازه) زد و آنرا مضروب نمود. سپس به تاريخ ۴/۱۰/۸۵ پرونده جهت رسيدگي به داديار محترم تقديم گرديد. سپس داديار محترم دستور مقتضي را صادر نمود كه پرونده به همراه شكات و متهم به دادسرا ارسال گردد. سپس در تاريخ ۱۷/۱۰/۸۵ متهم به كلانتري مراجعه مي نمايد و پرونده جهت تحقيقات به دادسرا ارسال مي گردد. و به تاريخ ۱۷/۱۰/۸۵ دادسرا محترم تشكيل جلسه داده و متهم اظهار ميدارد كه من فقط با آقاي محمدرضا(مالك مغازه) درگير شدم و محمد(شاگرد مغازه) را من نزده ام. و هم چنين اظهار ميدارد كه سنگ در دستش بوده است. و متهم با صدور قرار كفالت و معرفي كفيل آزاد مي گردد. سپس داديار محترم پرونده را به كلانتري اعاده مي نمايد تا آقاي محمد(شاگرد مغازه) احضار و جهت تعيين ميزان ارش به پزشكي قانوني معرفي گردد و سپس شخص مذكور به پزشكي قانوني معرفي گرديد و معاينه در مورد ارش ايشان اظهارنظر مي شود. و همچنين به شكات ابلاغ مي گردد تا به دادسرا مراجعه نمايند. سپس پرونده به دادسرا ارجاع ميگردد ولي به دليل اينكه شكات حضور پيدا نمي كنند مجددا پرونده كلانتري فرستاده مي شود. و در تاريخ ۲۷/۱۰/۸۵ پس از ابلاغ به شكات آنها به دادسرا مراجعه و در همان تاريخ جلسه تشكيل گرديد. و اظهارات آنها استماع گرديد. و يكي از شكات به نام محمدرضا(صاحب مغازه) اظهار داشت كه از متهم به خاطر ايراد ضرب و جرح عمدي شكايت دارم كه البته به دليل اينكه صدمه جدي نديدم به پزشكي قانوني مراجعه نكردم. واحد ديگر از شكايت به نام محمد(شاگرد) اظهار داشت كه بنده براي ميانجي وارد شدم كه ايشان(متهم) با آجر به سر و گردن بنده زده سپس داديار محترم براساس شكايت شاكي خصوصي و گواهي پزشكي قانوني و اظهارات شهود و اقرار ضمن متهم در دادسرا بر وقوع درگيري و داشتن سنگ در دست قرار مجرمين را صادر نمود و سپس مبادرت به صدور كيفرخواست داير بر ايراد ضرب و عمد و توهين نمود. سپس پرونده جهت رسيدگي به شعبه ۱۰۸ جزايي ارسال گرديد. سپس به تاريخ ۲/۲/۸۶ دادگاه محترم تشكيل جلسه داده و متهم در آخرين دفاعيات اظهار ميدارد كه آقاي محمدرضا(مالك مغازه) شروع درگيري كرد و من دفاع كردم و ضربه به ايشان زدم ولي محمد(شاگرد) را نزدم. در نهايت دادگاه ختم رسيدگي را اعلام نمود و مبادرت به صدور راي كرد.
راي دادگاه بدوي: دادگاه محترم با توجه به جميع محتويات پرونده و تحقيقات گسترده به عمل آمده و گواهي پزشكي قانوني مضبوط در پرونده و اظهارات مقرون به اقرار متهم و احراز حضور درگيري و اظهارات مطلعين و ساير قرائن و امارات منعكس در پرونده اتمام انتسابي محرز مستندا به مواد ۴۸۰ و ۳۶۸ و ۶۰۸ قانون مجازات اسلامي اولا از حيث بزه توهين نامبرده را به تاديه مبلغ يكصد هزار ريال جزاي نقدي در حق صندوق دولت محكوم نموده ثانيا از حيث بزه ايراد ضرب و جرح عمدي وارده به آقاي محمد و در مورد جراحت مكاحمه لب فوقاني متهم موصوف را با تاديه سه صدم ديه كامل و جراحت داميه سمت راست صورت به تاديه دو صدم ديه كامل و در مورد خراشيدگي در حد حارصه قدام گردن به تاديه يك درصد ديه كامل تحت عنوان ارش و در مورد آسيب وارده به ونزان ۶ به تاديه سه هزارم ديه كامل تحت عنوان ارش در حق شاكي خصوص محكوم نموده كه در تاريخ ۱۹/۳/۸۶ به متهم ابلاغ گرديد. سپس در فرجه قانوني متهم اعتراض نمود و پرونده جهت تجديد نظر به استان ارسال گرديده است و در دست رسيدگي مي باشد.
نظريه كارآموز: 
به نظر مي رسد كه چون در اظهارات و شكايت شاكي موضوعي دال بر توهين عملي وجود نداشته بزه انتسابي براي متهم محرز نبوده و دادنامه از اين حيث قابل تجديد نظر خواهي مي باشد ولي از حيث ديه چون مقدار آن براساس ماده ۲۳۲ آيين دادرسي كيفري كمتر از ۵/۱ ديه كامل است قابل تجديد نظرخواهي نيست.

عتیقه زیرخاکی گنج