• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خشم يک واکنش عاطفی در کودکان است زيرا در محيط کودکان محرکهای خشم انگيز بسيار وجود دارد و کودکان خيلي زود در مي يابند که خشم راه وسيله خوبی برای جلب توجه و رسيدن به آرزوست عواملی که باعث خشم می شود:
۱- مقيسه نامناسب بين کودک با ديگران
۲- اذيت کردن آنان
۳- ايراد گرفتن دائم از آنان
۴- در کودکان بزرگتر قطع فعاليتهای در حال پيشرفت و… است. در واقع علت يا عوامل محرک خشم هيچ اهميتی ندارد مهم ان است که بدانيم خشم حالتی بيمار گونه است و به هيچ وجه معقول و موجه نيست در واقع خشم و عصبانيت از يک خواسته کودکانه نشات می گيرد و در هنگام خشم تغييراتی بارزی در فرد ديده می شود که عبارت از:
خشم را نوعی عاطفه می دانند که در انسان ها بيش يا کم وجود دارد و در همه مراحل حيات با شدت و ضعف با آدمی همراه است برخی از روانشناسان آنرا به عنوان غريزه ای طبيعی در انسان می شناسند که دارای منشأ زيستی و فيزيو لوژيکی است و درجه ضعف يا شدت آنرا به ميزان ترشح غده های درونی می دانند اين حالت هر چندگاه يک بار در زندگی ما بروز می کند و موجب پديد آمدن دگرگونی در احوال و رفتار وتنوع در زندگی می شود. آدمی در سايعه آن قدرت و نيرويي در خود مي يابد که آنرا در راه هدف و مقصدی که خواستار آن است به کار می برد وجود آن به ميزان متعادل و کنترل شده در آدمی ضروری است ولی وقتی صورت افراطی به خود بگيرد نوعی ابتلا و گرفتاری و موجد رنجها و نابسامانيهاست و بايد درمان گردد آن چه که مايه ناراحتی والدين و مربيان می گردد همين خشم افراطی است. (دکتر علی قائمي, ص۱۳۸)وقتی فرزندتان در دوره نوزادی بسر می برد خشم خود را به شکل فيزيکی نشان می دهد همچنان که بزرگتر شد شايد شما روی احساساتش اسم گذاشتيد(تو عصبانی هستی)هر گاه که شروع به ضربه زدن کردبا گفتن (نه) يا اين جمله که (زدن کار خوبی نيست) برای او محدوديت قائل شديد و به جای آن او را تشويق کرديد که بگويد(من عصبانی هستم) يکي از مؤلفه های اصلی روبه رشد کودک در اين سن آن است که ياد بگيرد  چگونه پرخاشگری خود را کنترل کند و خشم خود را به روش مثبت بيان کند با اين همه برای او بسيار مشکل است که به اين نحو رفتار کند و او بازهم گاه گاهی چيزي را پرت می کند, و از خود خشونت نشان می دهد شما می توانيد به او نشان دهيد که عصبانيت خود را بيان کند از آنجايي که کودک چهار ساله بسيار احساساتی است ممکن است يک لحظه شما را دوست داشته باشد و لحظه ای ديگر از شما متنفر شود. تاکنون کودکتان راهی طولانی را در زمينه رشد عاطفی پيموده است. اگر بخاطر داشته باشيد که رشد عاطفی او به طور دائم در حال پيشرفت است و او هنوز خيلي کوچک است و انتظارات خود را متناسب با شرايط او هماهنگ کنيد بردبارتر خواهيد بود و زمينه پرورش رشد عاطفی مثبتب را در فرزندتان به وجود خواهيد آورد. (مری والاس, ص۵۰-۴۹)

تعريف خشم
خشم بيش از ساير حالات عاطفی در بچه ها ديده می شود در ابتدا ناراحتی های بدنی, دخالت در فعاليت های بچه ها, منحرف ساختن  توجه به از امر مورد علاقه او, پوشاندن لباس به بچه و شست و شوی اوسبب بروز خشم در وی می شود ابتدا خشم بصورت تجاوز و حمله نمايان می شود ولی بتدريج اعمال و رفتار ديگر خشم بچه را ظاهر می سازد تا دو سالگی بچه خشم خود را با دورانداختن اشياء, گاز گرفتن, زدن نشان می دهد, در سه يا چهار سالگی زبان جای فعاليت های بدنی را می گيرد. در ۵ يا ۶ سالگی بچه ها خشم خود را به صورت کنار گرفتن از ديگران با طرد نمودن آنها ظاهر می سازند. در ۸ يا ۹ سالگی خشم بچه ابندا چنبه درونی و احساس پيدا می کند يعني احساسات او جريحه دار می شود يا ديگران را می رنجاند و بعد به صورت نزاع و کشمکش با ديگران ظاهر می گردد. گاهی نيز بچه ها خشم خود را از راه بلند کردن, بخود باليدن, خشونت و گستاخی در مقابل بزرگسالان و بچه های هم سن و رقابت با ديگران ظاهر می سازند. بچه ها قبل از ورود به مدرسه و در دوره ابتدايي اغلب در مقابل توقعات والدين و معلم دچار خشم می شوند اصرار والدين برای ياد دادن بازی هاو پاره ای از مهارت ها به بچه ها آنها را خشمگين می سازد عواملی که سبب بروز خشم در بچه ها می شود در دوره بلوغ نيز کم و بيش افراد را خشمگين می سازد.
خشم نيز مانند ترس در افراد بالغ گاهی مستقيماً ظاهر می شود زمانی که بچه گاز می گيرد به سر و صورت خود يا ديگران می زند, لگد می اندازد در اينگونه موارد خشم خود را مستقيماً ظاهر می سازد افراد بالغ گاهی خشم خود را به صورت ياوه – سرائي و گريه کردن نشان می دهند دخترها برای ابراز خشم خود آزادی بيشتری دارند اما پسرها از ترس والدين يا ساير بزرگترها نمی توانند خشم خود را مستقيماً ظاهر سازند بنابراين خشم خود را به طور غير مستقيم ظاهر می سازند (دکتر علی شريعتمداری, ص۱۰۴-۱۰۲)

فوايد خشم
خشم را اگر به صورت عاطفه يا غريزه ای در انسان بدانيم بايد بگوييم که وجودش برای زندگس ضروری است فايده اش اين است که آدمی را در ادامه حيات کمک می دهد و سبب دفاع از وجود خود و اجتماع و حفظ و بقای نسل می شود.
اگر خشم وجود نداشت حيات آدمی دچار مخاطره می شد انسان نمی توانست جان خود را حفظ کرده و از خود دفاع کند و درنتيجه مفاسد و شرور بر انسان ها غلبه می کرد و نسل را دچار مخاطره می ساخت. وجود خشم سبب پديد آمدن نيرويي می شود که در سايه آن آدمی موفق به ادامه مبارزه در عرصه حيات   می شود حب ذات و خود پرستی آن را تشديد می کند. (دکتر علي قائمی , ص ۱۴۳-۱۴۲)

زيان های خشم
خشم اگر از حد اعتدال خارج شود موچب پديد آمدن زيانهايي است در جنبه بودن موجب افزايش ضربان قلبع تنفس سريع و عوارض آن, لرزش و تشنج در اعضاء, اختلال در خواب و استراحت, اختلال در هضم غذا, و دل درد می شود در جنبه روانی هم موجب اختلال در جنبه های عقلی و روانی و از دست دادن حالت شادابی و نشاط می گردد. 
خشم های شديد و افراطی آدمی را به تصميم گيري های سريع و زودگذر می کشاند و مشکلات سختی را به وجود می آورد در موارد سخت و شديدش ممکن است آدمی را به آزار و شکنجه خود وادار کرده و يا به مرحله خود کشی بکشاند.
جنبه ارادی خشم
خشم را می توان از روی اراده پديد آورد آنها که می خواهند خشمگين شوند می توانند از طريق بخاطر آوردن محروميت ها, ضعف ها و ناکامی ها و احساس تبعيض ها خود را در وضع و موقعيتي قرار دهند که عصبانی شده و آماده حمله و تلافی گردند. و نيز قصد و تصميم بر صدمه به ديگران, خود می تواند سبب پديد آمدن خشم گردد ولی در عين حال بايد بگوييم که خشم در همه ی موارد دارای جنبه ارادی نيست.از موارد بروزش دقيقاً خبر نداريم گاهی ناخودآگاه در ما بوجود می آيد و پس از گذشت دوران و حالت آن تازه در مي يابيم که دچار چه وضعي شده بوديم. (دکتر علی قائمی, ص۱۴۳-۱۳۹)
حالت آنها که گرفتار خشم هستند حالات و تظاهراتی دارند که به صورت کينه, پرخاش, عداوت, غضب, توهين, اوقات تلخی, خشونت نسبت به ديگران, کتک زدن اطرافيان و زمانی خودش, وحشيگری, بدگمانی, ضربه زدن بر اشخاص و اشياء خود نشان می دهد.

انواع خشم
خشم ها را ازلحاظ منشد به دو نوع می توان تقسيم کرد نوعی که دارای صورت طبيعی و غريزي در انسان است و از اين بابت همه انسانها مساويند و کسی نيست که اين حالت را داشته باشد زيرا در غير اينصورت او قادر به دفاع از خود نتواند بود نوعی ديگر از خشم است که در اثر وضع جسمانی خاص, ترشحات غير طبيعی غده های درونی , و يادر اثر حالت اکتسابی پديد مي آيد و نوع دوم آن خشم بسادگی قابل کنترل نيست. کودکان که خشم غير طبيعی, ناشی از وضع بدجسمانی دارند دارای نشانه هايي هستند. خواب درستی ندارند, شبها به زحمت می خوابند هنگام خواب اغلب بهانه گيري و آزاد ديگران است از همه جا می ترسند با کمترين صدا از خواب می جهند نمی توانند از پدر و مادر جدا باشند چون انها هميشه سعی دارند به پدر و مادر نزديک باشند.(دکتر علي قائمی, ص۱۴۰-۱۳۸)
عوامل کاهنده خشم
عواملی که سبب کاستن خشم آدمی و تبديل او می گردند عبارتند از:
۱) زندگی در محيط آرام و طبيعی از لحاظ آب و هوا, برخورداری از نعمت ها و…
۲) برآورده بودن خواسته ها و نيازهای او در جهات متعدد …
۳) سلامت و رشد و قوت بدن به خصوص از آن بابت که در مواجهه با مسائل احساس ضعف نکند.
۴) قدرت اراده و رشد روانی و مهنوی که سبب تسلط آدمی بر خويشتن است.
۵) تربيت صحيحي در دوران کودکی.
۶) وجود معاشران و دوستان که محيط شادابی در معاشرت ايجاد می نمايد.

عوامل تشديد کننده
عواملی که باعث تشديد و افزايش خشم کودک می شوند عبارتند از :
۱)شکست ها ۲)حساسيت ها ۳)سوابق دردناک ۴)فشارها ۵)احساس بی مهری
۶)افزون شدن محروميت  7)خستگی ۸)بيخوابی (دکتر قائمی,ص۱۵۴-۱۴۹-۱۴۸-۱۴۷)

درمان پزشکی
سرانجام ذکر شده که برخی از کودکان خشمگينند از آن بابت که بيمارند مثلاً غده ای داخلی کار نميکند, بيماری عصبی دارند, جسمی رنجبر و نزاع دارند, دائماً بيمارند, به غذاهايي علاقمند هستند ولی برای مدتی طولانی از مصرف آن محرومند و… در چنينمواردی لازم است که از طريق درمان پزشکی وارد شويم و اختلالات مربوط نارسايي جسمی را در او بررسی می کنيم , احياناً اگر عفونتهايي در گلو يا بيني و يا قسمت هاي ديگر بدن وجود دارد ازبين می بريم بديهي است پزشکان عادی و گاهی متخصصان اعصاب و روان می توانند به آنها کمک کنند و از طريق دارو و درمان به نژادتش اقدام نمايند.(دکتر علی قائمی, ص۱۵۴)

خشم کودکان
کودکان نياز دارند والدين به آنها کمک کنند خشم آنها را بشناسند تا بتوانند دنياي درونی خود را بهتر درک کنند. کمتر وحشت زده شوند رفتارهای خود را بيشتر کنترل کنند اگر والدين احساس کودک خود را با گفتن اين عبارت بپذيرند عصبانی شدن قابل قبول است کودک نيازي به پنهان کردن احساسات خود ندارد.(مری والاس, ص۱۷۶)
به کودک اطمينان ببخشيد و مشکل او را بر طرف کنيد.
فايده اش اين است که شما مستقيماً به حل و فصل مشکل پرداخته ايد و کودکتان احساس می کند که ديگران او را درک کرده اند و دوست دارند و به همين دليل نيازی به بد رفتاری نمی بينند و هم چنين به او مهارت هايي را آموخته ايد که درآينده برای مسلط شدن بر خشم خود به آنها نياز پيدا می کند.(مروالاس, ص۱۸۰-۱۷۹)

عوامل پديد آورنده خشم
۱- محروميت
محروميت برای کودکان ازعوامل مهم ايجاد خشم است کودکی که از مهر مادری محروم است خواستار استفاده از مواد غذايي است ولی از آن محروم می باشد مثلاً کودکی دوست دارد شکلات و شرينی بخورد ولی به علت فقر زندگی و چيزهايي ديگر و مراقبت های پزشکی او را ازآن محروم کرده اند.
۲- ضعف و ناکامی
گاهی خشم به علت ضعف در رسيدن به خواسته و ناکامی در وصول به اهداف مورد نظر است کودکان در وصول به اهداف خود عجز و ناتوانی است در اين صورت کودکی را در نظر ميگيريم که ميل به غذا دارد و چون گلو درد دارد نمی تواند آن غذا را بخورد و ناراحت می شود در اين صورت کودک چون نمی تواند به خواسته هايش دست يابد خشمگين خواهد شد.
۳- نارضائی ها
کودک خواستار آزادی است دلش می خواهد به هر جا که خواست برود هرچيزي که دوست دارد بخورد و به هر چيزي که علاقه دارد لمس کند در اين جاست که والدين و مربيان بخاطر حفظ مصالحی چنين آزادی را به او نمی دهند.
۴- احساس بدگمانی
گاهی خشم به آن علت است که بدگمانی بر احساس او غلبه کرده است. او به مقتضای امکان و قدرتش کاری را انجام داده و خواستار ان است که از او قدردانی و حق شناسی به عمل آيد.
۵- احساس تهديد
کودک و حتی خود بزرگسالان ئر مواردی احساس می کند که منافعش به خطر افتاده و در معرض تهديد است و يا والدين و اطرافيان به نظر او دارند برای او مخاطره می آفرينند معمولاً سعی دارند که به مقابله عليه وضع موجود برخيزند.
۶- احساس تبعيض
گاهی کودکان و بزرگسالان را در اجتماع می بينيم که شاهد تبعض ها و نابرابری هايي هستند و به مقتضای فطرت عدالتخواه خود در برابر آن می ايستند مثلاً کودکی در خانه مي بيند که پدر و مادرش به کودک خردسال بيشتر توجه دارند بين آنها فرق قائل می شوند.
۷- برخورد با خود
کودکان خردسال در مواردی به علت برخورد با خود خشمگين می شوند توضيح مسأله اين است که می خواهد چيزي را بخورد ولی بخاطر گلو درد نمی تواند يا می خواهد چيزي را از جای بلند کند ولی نمی تواند.
۸- عيبجويي
ميدانيم کودکان با همه ضعف هايي که دارند به خود مغرورند دوست دارند از آنها تعريف کنند همه جا از حسن او سخن بگويند.
۹- منع ها و نهی ها
کودک بيش از هر کس بر اساس فطرت پاک و دست نخورده اش خواستار استقلال و آزادی است.
۱۰-بيماری
در مواردی هم عامل بيماري و نقاهت سبب خشم می شود وهم بيماريهای ناشی از عدم توازن در ترشح غدد داخلی و بيماريهای عفونی و غير عفونی که در جمع حوصله او را محدود ميکنند و صبرو توانايي و قدرت تحمل را از او مي گيرند او در دوران نقاهت هم نمی تواند فردی عادی باشد و همه امور و جريانات را تحمل کند به همين دليل زود از کوره در مي رودو خشمگين می شود. (دکتر علی قائمی, ص۱۴۷-۱۴۶-۱۴۵)
به طور کلی محرکهايي که منجر به واکنشهای خشم آلود می شوند عبارتند از: 
۱) ايجاد محدوديتهای جسمی و حرکتی کودک, خواه وسيله ديگران و يا بر اثر تواناييهای خود او
۲) جلوگيري از انجام فعاليتهای در جريان او , ايجاد مانع در رسيدن اوبه خواسته ها, برنامه ها و هدفهايش و بالاخره
۳) مجموعه ای از ناراحتيهايي که موجب ناکامی کودک می شود.
۴) در کودکان بزرگتر قطع فعاليتهای در حال پيشرفت
۵) ايراد گرفتن دائم از آنان
۶) اذيت کردن آنان
۷) مقايسه نامناسب بين کودک و ديگران
۸) سخنرانی و نصايح پياپي به آنان, از مواردی است که به خشم کودک منجر می گردد مطالعات نشان می دهد که متداول ترين مواردی که فرد خشمگينمی شود و نارضايتي اجتماعی کودک, سرزنش کردن او به خاطر کاری است که انجام نداده است.
يکي از ويژگيهای برجسته کودکانخشمگين آن است که واکنشهای آنان با عوامل محرکهايي که آنانرا به خشم آورده است چندان تناسبی ندارد و معمولاً شديدتر است. کودکان بزرگتر با دعوا کردن, لگد زدن, سنگ پرانی و اذيت و آزار کردن, خشم خود را نشان می دهند و به تدريج واکنشهای خشم آلود ديگری را که بيش از کتک زدن, اجتماع پسند است مانند فحش دادن, مسخره کردن, قسم خوردن, بی ادبی و غيره جايگزين آنها می کنند.(دکتر شکوه نوابی نژاد ص ۷۸)

مهمترين علل خشم در دانش آموزان دبيرستان و راهنمايي
محرک خشم در نوجوانی بيشتر اجتماعی است به نظر می رسد مهمترين علل خشم در بين دانش آموزان دورة راهنمايي عبارتند از: سربه سر گذاردن, رفتار غيرعادلانه بزرگسالان, تحمل عقيده, زورگويي خواهر يا برادر, دروغ گفتن به نوجوان, پزدادن به او, با گوشه و کنايه و تمسخر با او حرف زدن و… برای دانشآموزان دبيرستانی احتمالاً مهمترين علل خشم عبارتند از: تبعيض معلم, والدين و اعضای خانواده و دوستان و نيز رفتار غير منصفانه آنان.
علاوه بر علل اجتماعی خشم عوامل ديگري چون قطع فعاليتهای عادی چون مطالعه و خواب و نيز شکست و ناکامی در فعاليتها و طرحهای انجام شده نيز در نوجوانان خشم می آفريند. پاسخهای ناشی از خشم, حرف زدن و صحبت کردن متداول ترين واکنش نوجوان عصبانی است. او به فحاشی و ناسزا گوئي به طرفی که او را خشمگين کرده مي پردازد . او سعی می کند انتقام بگيرد, اما نه با کتک زدن(مانند يک کودک) بلکه با تحقير و تمسخر ديگران. دوران نوجوانی همزمان با خشم, رفتار کودکانه ای درنوجوان مشاهده می شود, او گهگاه پايش را به زمين می کوبد , لگد می زند يا چيزي پرتاب می کند و دختران نيز غالباً گريه می کنند. در اواخر نوجوانی جز گريه و لگد زدن غالب اين رفتارها از بين می رود.

عتیقه زیرخاکی گنج