• بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ـ قانون شگفت‌انگيز روابط انساني
هنگامي كه از سر خلوص و ايمان دست به دعا بر ميداريم، آرزويي در دل داريم كه بر ضمير باطني مدهيم تا بر ايمان محقق شود اگر واقعاً به چنين امرزي معتقد باشيم، از دعا مي‌توان بعنوان يكي از اعجازاننگيزترين نيروها در حيات بشر نام برد كه در هر زمان و مكان به ياري درماندگان مي‌شتابد مشكلات و مسائل هر قدر دشوار و پيچيده باشند دعا مي‌تواند به صورت يك راه‌حل، راه‌گشا باشد.
تاريخ فرهنگ و تمدن بشر مشحون از سرگذشت‌هايي است كه با دعا در آنها تحولات و تغييرات فاحشي روي داد دست خدايي كه اين نداها را مي‌شنود، ب’‌اعتنا به رنگ و پوست و نژاد و حتي اعتقاد و باور كساني كه او را به ياري خواسته‌اند دعايشان را مستجاب مي‌كند كه اين نيز يكي ديگر از عجايب روح جهاني و روح بشري است.
ـ اصل ايمان در زندگي
ايمان داشتن خود به نوعي انديشيدن است و حالتي از روح است كه در آن مي‌توان به برخي نتايج دست يافت گفته‌اند كه ايمان، اعتقادي است كه بر پايه اصل جاودان و قوانين ابدي و تغيرناپذير به وجود ميايد.
ايمان شخص تركيبي است از انديشه و احساس و جوشش روح و قلب و چنين ايماني به دژي مستحكم ميماند كه هيچ عاملي قادر نيست در آن رسوخ كند و بر آن تاثير بگذارد و هيچكس را نمي‌توان يافت كه فاقد ايمان باشد هر كس بنحوي به موضوعي يا چيزي ايمان مي‌آورد بعضي از مردم وقتي به آنچه منفي است ايمان مياورند مثلاً بيماري وئ شكست و حوادث ناگوار و .. و اينها قبله آمالشان ميشود و يا خود را قرباني قضا و قدر و تقدير مي‌انگارند و از تلاش دست كشيده و خويشتن را به امواج بلايا و مصايب روزگار مي‌سپارند.
آنها نيروي خرد و هوش خود را دست كم گرفته و واقعا مقام عمر را در نگون‌بختي و فقر و استيصال سپري ميسازند در اينگونه موارد فرا خواندن اينان به داشتن ايمان كافي نيست بلكه بايد به ايشان تذكر داد كه چگونه ايمان مي‌توان داشت و اين ايمان را به چه نحو ببه كار گرفت، ايمان ما بايستي در جهت اصلاح و بهبودي و پيشرفت و نيكروزي به كار گرفته شود نه در راستاي تخريب و انهدام زندگيمان.
ـ هركس زائيده پنداره‌ها و افكار خويش است.
گرچه شايد اين بحث شك و شبهه‌اي را برانگيزد با اين حال واقعيت اين است كه ما تا حدودي قادر به ديدن اصل ذات و شخصيت خود نيستيم مقصود اين است كه آيا ما واقعات مي‌توانيم محركها و انگيزه‌ها و اعتقادات و باورهاي خود را مشاهده كنيم و يا قادريم احساسات و اميال آرزوها و سوداها و اميدهاي درون خود را بنگريم؟ پس ملاحظه مي‌شود كه ما از اين حيث نامرئي به شمار مي‌آئيم و. در نتيجه موجودي هستيم آسيب‌پذير و شكست‌ناپذير و تا اندازه‌اي دست نيافتني.
هر چه در دنياي درون انسان مي‌گذرد ـ دنياي دروني و يا دنياي بيروني ـ جلوه‌اي از ايمان و باورهاي او به ناديده‌هاست قدرت متعادل در افكار و احساسات شخص هميشه حي و حاضر است بعنوان مثال اگر اين ايده را در سر داشته باشيد كه من انسان نيرومند و صاحب اراده‌اي هستم بيگمان چنين نيز خواهد شد يعني زائيده انديشه‌هاي خود مي‌گرديم و آنچه كه بدان ايمان آورده‌ايم همان خواهيم شد كه البته عكس قضيه نيز صادق است.
همان‌گونه كه جسم بيروح مرده است ايمان بدون جلوه‌هاي عملي هم به مرده‌اي ميماند و ايده‌اي بي‌بار است به عبارت بهتر هركس ثمرات ايمان خود را در روحش به عيان خواهد ديد حتي پيركش نيز از آن تاثير خواهد پذيرفت.
خلاصه مطالب
۱ـ ايمان حالتي از روح است كه تاثيري سرنوشت‌ساز دارد.
۲ـ مسأله بر سر داشتن و نداشتن ايمان نيست بلكه در جهت صحيح عمل كردن و بمنصه ظهور در آوردن آن در راستاي خلاقيت است پس ايمان را در جهت تندرستي، موفقيت، خوشبختي و آرامش دروني به كار گيريد.
۳ـ ما همگي داراي ايمان هستيم ، تا به از خود پرسيده‌ايد كه به چه ايمان داريد؟ ايمان واقعي بر اصول ابدي هستي تكيه دارد.
 
فصل سوم
ـ هركس ميتواند بناي خوشبختي خود را بسازد
هزاران سال از عمر گيتي سپري شده است ولي بر جرأت ميتوان گفت كه هيچ تغييري در خلقيات آدمي داده نشده است و همان كه بوده باقي مانده و همچنان بر يافتن تكيه‌گاهي از وجود خود در اين جهان ادامه ميدهد. طرفه آنكه هر قدر دنياي بيروني وي دچار تحول شده دنياي درنيش پابرجا باقي مانده و بر همان منوال گذشته روال خود را تداوم بخشيده است با همان احساسات و ترسها و پندارها و با همان ترس‌ها و كينه و نفرتها روزگار سپري مي‌كند.
همچنان بر اين عقيده پافشاري مي‌كند كه اتفاقات و رويدادها و قدرتهاي خارج از توان آدمي بر سرنوشت انسان حكم ميرانند و ما بازيچه دست تقديريم و خوشبختي و بدبختي از يد ما خارج است تا قرنها بسياري چنين انگاشتند كه انسان كاهي است بر سر امواج زندگي و از خود اراده‌اي ندارد امروز هم فراوانند مردماني كه هنوز معتقدند بر پيشاني ما از قبل رقم خورده و گليم بخت كسي را كه سياه يافته باشند كاري از دست وي ساخته نخواهد بود.
اينان هنوز هم افكار عجيب و غريبي در سر ميپرورانند و به خرافات و موهومات پايبندند و طبعاً زندگي‌شان نيز بر همين منوال مي‌گذرد حال آنكه انديشه آدمي نيرويي است ديناميك و آفريننده و طرز تفكر خود شخص است كه او را به سياهروزي ميكشاند و يا به جانب خوشبختي ميبرد پس يكبار براي هميشه بيائيم و آگاهانه خود را از شر تهاجم مقام ايده‌هاي نادرست و گمراه‌كننده خلاص كنيم و حقيقتاً مطمئن شويم كه ما اين قدرت را داريم تا زندگي شاد و متعادل و آرام و سرشار از خوبي و تندرستي داشته باشيم و يا بعكس قادريم از آن دوزخي از بهر خويش بسازيم.
انسان قادر است به گونه‌اي مثبت يا منفي بر ضمير باطن خود تاثير بگذارد ضمير باطن خنثي و بيطرف است و نه قضاوت مي‌كند و نه كاري بر آنچه به آن داده ميشود دارد اگر به موضوعات بد و مخرب بينديشيم انديشه‌هاي مادر پهنه ضمير مثبت مي‌گردد و در ضمن به ايده‌ها و افكاري كه در خود جاي ميدهد قدرت و خلاقيت ميبخشد و نتيجه را در زندگي مخدوم خود ظاهر ميسازد حال اگر درباره موضوعات خوب و مثبت زندگي فكر كنيم همين نتيجه را شاهد  خواهيم گشت و پاداش تفكر خويش را خواهيم گرفت به اين ترتيب قانون عليت داراي ارزش جهاني است كه با معيارهاي فردي مغايرت پيدا مي‌كند.
ـ تمرين براي تقويت فكر
دقايقي از شبانه‌روز را به تمرين براي بهره‌گيري درست از نيروي تفكر بپردازيد ابتدا همان‌گونه كه پيش از اين نيز يادآور شده‌ايم جسم روح خود را آرام سازيد و با ايمان كامل جملاتي را كه در زير مياوريم تكرار كنيد:
«تمام افكار من سرشار از نيكخواهي و آرامش دروني است و روحم پناهگاه و مامن شادي و اميد و خوش‌بيني است اعمال و رفتار من در جهت خير و صلاح مردم است من با نزديكان و دوستان خويش و بيگانه‌ها در صلح و صفا زندگي مي‌گذارنم و به هيچ‌كس را نميخواهم من در كنف حمايت پروردگار هستم و همين در طول زندگي خوشبختي و آرامش و شادماني مي‌بخشد.
حكيم عمر خيام در اين مورد چه نيكو سروده‌اند كه:
نيكي و بدي كه در نهاد بشر است شادي و غمي كه در قضا و قدر است
با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بيچاره‌تر است
ـ خلاصه مطالب
۱ـ كليد سلامتي و خوشبختي و آرامش در اختيار همگان است مي‌توان انتخابي آزاد داشت پس خوشبختي را انتخاب كنيد.
۲ـ شهامت و اعتماد به نفس داشته باشيد هر تغييري در روحيه شخص، زندگي او را نيز عوض ميكند.
۳ـ ما پرمايه افكار خود مجازات شده و يا پاداش مي‌گيريم اگر افكار خوب را به سر راه دهيم آثار آنرا به چشم خواهيم ديد و بدانديشي عواقب آنرا در پي خواهد داشت.
 
فصل چهارم
ـ چگونه ميتوان شريك زندگي خود را پيدا كرد؟
دختر جواني كه در يك شركت خصوصي كار مي‌كرد روزي نزد من (نويسنده) آمد تا زبان به شكوه و شكايت بگشايد:
من اخلاقاً محجوب و كمرو و در عين حال مردد و وسواسي هستم نه دوستي دارم و نه نامزدي او به سادگي اعتراف كرد كه دلش ميخواهد شوهر، خانواده و فرزند داشته باشد از تنهايي خسته شده بود و بدون خجالت مي‌گفت كه اصلا دلش نميخواهد كه پير دختر شود.
به او گفتم كه تمام اين آرزوها شدني است و خواستهايي مشروع و انساني. اگر ميخواهد به آمالش برسد بهتر است هيچ سد و مانعي در برابر ايده‌هاي مثبتي كه به سرش راه ميبايد به وجود نياورد براساس تمرينهايي كه به وي دادم توانست روحيه بسته و منزوي خود را عوض كند طولي نكشيد كه دور و برش را خواستگاران متعدد گرفتند و او به سبك سنگين كردن آنها ميپرداخت تا كداميك را كه بر ديگران برترند انتخاب كند.
او قوياً مطمئن شده بود كه عقل و خرد ذاتي وي راه درستي پيش ميگذارد و همسر مناسبي به وي معرفي ميكند شبها كه به بستر ميرفت همسر خود را ميديد كه در مراسم نامزدي حلقه‌اي در انگشت او مي‌كند و همه اطرافيان خوشحال و خندانند و عاقبت توانست شوهري بيابد ولي اين كار به سرعت انجام نگرفت شرط عقل درين بود كه با تدبير در اين انتخاب گام بردارد و چنين نيز كرد.
حال ببينم كه او چه كرد توانست به آرزويش برسد. در ابتداي امر او حالت عاطفي و يا ساده‌تر بگوئيم طرز فكر خود را تغيير داد او دريافته بود كه بايد احساس خود را از حيث مورد توجه قرار گرفتن مقبول واقع شدن عوض مي‌كرد و به عبارتي اين خود او بود كه بايد تغيير مي‌كرد طبيعي بود اگر دنياي خود را تغيير ميداد ديگر نفوذ در دنياي ديگران كار چندان دشواري نبود.
در واقع ميتوان تصوير شوهر ايده‌آل خود را به ضمير باطن داد و به انتظار نشست و با غلبه با كمرويي و ترس و ترديد خود بر آنچه كه آرزوست دست يافت.
ـ انساني ديگر شويد
اگر به اين موضوع ايمان آوريد و از صميم قلب آنرا بپذيريد كه او اصل شادي و نشاط و دوستي و عشق و مهر مكال و دانايي و بخشندگي و قادر متعال است در ايين صورت خود نيز همواره شادمان و پيروز و دانا و خبير و نيرومند خواهيد ماند و هرگز ترس به دل راه نخواهيد داد و دچار ترس و ترديد و بدگماني و حسد و كينه نخواهيد شد و زندگي سراسر آرام و متعادلي را زا سر خواهيد گذراند.

عتیقه زیرخاکی گنج