• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سرمايه گذاري مشترك با علامت اختصاري VJ نشان داده مي شود عبارت است از:
موجوديت جديدي كه بين دو يا چند شريك شكل مي گيرد تا در كنار هم فعاليت اقتصادي را تقبل نمايد و شركا توافق مي كنند كه اين موجوديت جديد با رعايت سهام مشخص توسط طرفين ايجاد شود و سپس در درآمد، هزينه ها و اداره شركت سهيم باشند. كه اين سرمايه گذاري مشترك مي توان صرفاً براي يك پروژه خاص و يا يك رابطه تجاري طولاني مدت مانند سرمايه گذاري مشترك «سوني اريكسون» باشد
علاوه بر شركتها، سازمان ها نيز، سرمايه گذاري مشترك را صورت مي دهند. براي نمونه سازمان بهزيستي كودكان در نواحي شمال مركزي آمريكا، يك سرمايه گذاري مشترك شروع نموده است. عبارت سرمايه گذاري مشترك به نوع موجوديت شكل گرفته اشاره ندارد بلكه به هدف موجوديت توجه دارد. از اين رو، يك سرمايه گذاري مشترك، بر حسب تعدادي از عوامل مانند ماليات، بدهي و زيان، ممكن است يك شركت سهامي، شركت با مسئوليت محدود، شراكت يا هر شكل و يا ساختار قانوني ديگري شكل بگيرد.
سرمايه گذاري مشترك در چه موقع مورد استفاده قرار مي گيرد؟
سرمايه گذاري هاي مشترك در صنعت نفت و گاز متداول مي باشند، و اغلب بين يك شركت داخلي و خارجي مي باشند (مانند عسلويه) (حدود ¾ آنها بين المللي هستند). سرمايه گذاري مشترك در بخش صنعت نفت و گاز به عنوان يك آلترناتيو تجاري بسيار كارآمد مورد استفاده قرار مي گيرد. ضمن اينكه شركت خارجي به بازارهاي جغرافيايي جديدي وارد مي شود، شركتها مي توانند مهارت هايشان را تكميل كنند.
تحقيقات به عمل آ,ده نشان مي دهد كه ۳۰ تا ۶۱% موفقيت در سرمايه گذاري مشترك حاصل شده و اينكه ۶۰% از آنها موفق به انجام سرمايه گذاري نشده اند، يا اينكه در طي ۵ سال از بين رفته اند (آسبورن، ۲۰۰۳) به علاوه مشخص شده كه سرمايه گذاري مشترك در كشورهاي كمتر توسعه يافته، بي ثباتي و ناپايداري بيشتري را نشان مي دهند، و سرمايه گذاريهاي مشتركي كه شركاي آنها دولتي بوده اند، بيشتر با شكست مواجه شده اند. به نظر مي رسد كه شركتهاي خصوصي به مهارتها، فن آوريها و شبكه هاي بازاريابي و غيره مجهزتر هستند و علاوه بر آن مشخص شد كه سرمايه گذاريهاي مشتركي كه با تغييرات سريع در فن آوري توليد، تقاضاي بسيار متغير و بي ثبات مواجه بوده اند به صورت فجيعي با شكست مواجه شده اند. برخي كشورها از قبيل جمهوري خلق چين با هدف ورود به بازارهاي خارجي، اقدام به سرمايه گذاري مشترك با شركتهاي خارجي مي كنند.
دلايل تشكيل سرمايه گذاري مشترك :
دلايل داخلي :
۱ـ تكيه بر توانايي هاي شركت
۲ـ سرشكن كردن هزينه ها و ريسك ها
۳ـ دسترسي آسان تر به منابع مالي
۴ـ كاهش قيمت با بيشتر كردن توليد
۵ـ دستيابي به فن آوري و مشتريان جديد
۶ـ موفقيت در خلاقيت مديريتي
۷ـ اهداف رقابتي
۸ـ تأثيرگذاري بر توسعه و پيشرفت ساختار صنعتي شركت
۹ـ پيشتازي در رقابت يا در مسائل رقابتي پيشتر در ديگران شدن
۱۰ـ تشكيل واحدهاي رقابتي نيرومندتر
۱۱ـ سرعت در بازار
۱۲ـ اهداف استراتژيكي
۱۳ـ هم افزايي يا سينرژي
۱۴ـ انتقال تكنولوژي و فن‌آوري يا مهارتها
۱۵ـ تنوع بخشي
نمونه ها:
۱ـ شركت فورد و مزدا ۲ـ تگزاكو و رويال داچ شِل ۳ـ جنرال موتور و تويوتا و غيره كه متن انگليسي آن به پيوست مي باشد.
تاريخچه كشور آرژانتين
اقتصاد :
يك سري فعاليتهاي اقتصاد كه قبلاً تحت پوشش و حمايت دولت آژانتين بود از جمله سرمايه گذاري خارجي از سال ۱۹۹۰ به بخش خصوصي واگذار شد كه به عنوان يك فرآيند پايدار خصوصي سازي دنبال مي شود و هم اكنون اقتصاد آرژانتين بر مبناي اصول بازار آزاد اداره مي شود.
و به منظور كاهش هزينه هاي توليد و ايجاد رقابت در همه بخش هاي اقتصادي در آرژانتين دولت سياست اصلاحات اداري را در اين خصوص دنبال مي كند.
فرصت ها براي سرمايه گذاران بين المللي يا خارجي :
نگرش دولت آرژانتين نسبت به سرمايه گذاري خارجي در اين كشور :
براساس قانون سرمايه گذاري هاي خارجي، سرمايه گذاران خارجي از حقوق مساوي با سرمايه گذاران آرژانتيني برخوردار هستند و در شرايط يكسان فعاليت مي كنند. اساساً در آرژانتين نگرش بسيار مثبتي نسبت به سرمايه خارجي وجود دارد. در حال حاضر قيد و بندهاي سرمايه گذاري خارجي از ميان برداشته شده است.
از ديرباز، و گذشته آرژانتين براي خارجي ها مكان مناسب و مطمئني بوده است. و دولت آرژانتين در جهت جذب سرمايه هاي خارجي بسيار فعال عمل مي كند و سرمايه گذاريهاي خارجي نيز نقش قابل توجهي در فرآيند خصوصي سازي در آرژانتين ايفا كرده اند. به دليل اينكه منابع سرمايه داخلي در اين كشور براي توسعه اقتصادي كافي نيست، لذا دولت آرژانتين جذب سرمايه خارجي را تشويق و حمايت مي كند. در آرژانتين براي ورود كالا مجوز لازم نيست، واردات و تعرفه هاي آن بسيار كم، قوانين آن بسيار راحت است و صادرات هيچ گونه مالياتي ندارد. هرگونه محدوديت براي سرمايه گذاريهاي خارجي از ميان برداشته شده و سرمايه گذاري خارجي نيازي به مجوز از سوي مقامات آرژانتين ندارد، جزء در مواردي مانند ارتباطات مخابراتي، نفت، گاز و صنايع دفاعي، ضمن اينكه سود حاصل از سرمايه گذاري به راحتي و آزادانه قابل جابجائي به خارج از كشور آرژانتين مي باشد.
سيستم مالياتي آرژانتين :
قوه مقننه كه شامل مجلس نمايندگان و سنا مي باشد. قانون ماليات را وضع مي كند (كه به صورت فدرالي است) معمولاً اين قوانين از سوي رئيس جمهور پيشنهاد مي شود و معاملات آن توسط وزير اقتصاد اين كشور انجام مي شود.
مسئولان مالياتي كشور آرژانتين به طور مستمر قوانيني را به اجرا درمي آورند كه بيشتر جنبه و راهكار كاربرد عملي دارد و اطلاعات مربوط به آن به عموم ارائه مي دهند. 
قوانين مالياتي (فدرالي) يا محل و استاني توسط قانون گذاران همان استان يا دولت فدرالي يا محلي وضع مي شود. بنابراين طبيعي است كه قوانين در نقاط مختلف كشور متفاوت است، لذا قوانين را صادر مي كنند كه راهكار عملي داشته باشد. قوانين مالياتي فدرالي يا محلي به گونه اي است كه ماليات دهندگان بايد درآمدهاي سالانه خود را ثبت كرده و آن درآمدي را كه شامل ماليات مي شود، گزارش داده و ارائه كنند تا هرگونه مالياتي كه قرار است پرداخت شود، پرداخت گردد و نيز بدهي هاي قبلي ماليات دهنده پرداخت گردد و در صورت لزوم بعضي ماليات جلوتر پرداخت شود.
شركتهاي سهامي بايد بدهي هاي مالياتي درآمد سالانه هر سال را يازده ماه زودتر پرداخت كنند كه اين پرداخت بر مبناي درصد ماليات تعهد شده سال قبل محاسبه و توسط دولت آرژانتين اخذ مي شود و براي تعيين مقدار ماليات برآورده شده سيستم هاي انتخابي وجود دارد كه ماليات دهنده حق دارد از بين آنها انتخاب و گزينش كند و ماليات كل سالانه در مدت پنج ماه بعد از پايان سال مالي شركت، بايد به دولت پرداخت شود.
سال مالي براي اشخاص حقيقي، براساس سال تقويم است. افراد حقيقي كه درآمد حاصل از فروش خود را به شكل حقوق و مزايايي به كارگران پرداخت مي كنند مشمول ماليات نمي شوند و لازم نيست دفاتر ثبتي داشته باشند تا براي سال آينده بايگاني كنند (كه توضيح آن در مورد شركت ها گفته شد) ولي كارگران به منظور دادن ماليات بر درآمد و يا ماليات بر حقوق اخذ شده خود بايد درآمد ماهيانه خود را ثبت و ارائه كنند كه همين ماليات به عنوان ماليات نهائي براي آنها محسوب مي گردد. همانطور كه مي دانيم افراد به مقدار قابل توجهي درآمد دارند كه از طريق حقوق آنها بدست نمي آيد مانند مشاغل آزاد كه براي خود كار مي كنند، يعني خودشان، كارفرماي خودشان هستند. ماليات اينگونه افراد، بصورت درصدي از درآمد سال قبل محاسبه شده و از ماه ژوئن تا فوريه به صورت اقصاط دو ماه، دو ماه ماليات خود را پرداخت مي كنند.
خارجي هايي كه بايد ماليات پرداخت كنند و در آرژانتين ساكن نيستند لزومي ندارد كه اظهارنامه مالياتي در اداره ماليات ثبت كنند، اين در صورتي است كه بدهي ماليات بر درآمد آنها توسط شركاي آنها در آرژانتين پرداخت شده باشد. اظهارنامه ساليانه براي ماليات به دولت بر مبناي سالي مالي شركت در صورتي كه ارزش افزوده در شركت ايجاد شده باشد ارائه مي گردد.
دايره ماليات اظهارنامه هاي مالياتي را به منظور تأييد صحت و يا رد آنها و نيز نقص و يا تكميل آن بررسي مي كند. مسئولان مالاتي دفاتر ثبتي و دارائيها ماليات دهندگان را بررسي مي كنند تا مشخص شود كه ماليات شامل حال آنها مي شود يا خير. و اين كار را بصورت حضور در محل كار افراد و يا شركتها انجام مي دهند. در صورتي كه درآمد ساليانه داراي ارزش افزوده باشد، مشخص و تحت كنترل قرار گيرد و مشمول ماليات مي شود. 
شيوه ارزيابي كه به آن متوسل مي شوند در نتيجه /// مالياتي به دو فاز تقسيم مي شود: اجرائي و قانوني  
فاز اجرائي زماني آغاز مي شود كه ماليات پرداخت كننده به اطلاعيه ارزيابي پاسخ دهد (Uista) اگر ماليات پرداخت كننده در مورد ارزيباي اعتراض كند اما مقامات مالياتي وضعيت او را با بيان تصميمات متحده حفظ كنند، پرونده به مأمور جمع آوري مالياتي صادركننده صورت حساب مالياتي ارجاع داده مي شود، مگر اينكه ماليات پرداخت كننده به مقامات مالياتي مشابه رجوع كرده يا قبل از دادگاه مالياتي خاص درخواست استيناف كند.
اگر وضعيت مقامات مالياتي زماني كه فاز اجرائي به پايان مي رسد مورد تأييد قرار گيرد، صورت حساب مالياتي قابل دريافت است و ماليات پرداخت كننده بايد مقدار ارزيابي شده را بپردازد.
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه درحال گذر از جامعه صنعتي و ورود به جامعه اطلاعاتي هستيم. بشر امروز، هزاره سوم را درحالي آغاز كرد كه پيشرفتهاي اعجاب آور علمي و فني وي را احاطه كرده است. فناوري اطلاعات بنيانهاي جامعه صنعتي را سست كرده تا ستونهاي جامعه اطلاعاتي را برپا كند. همانگونه كه گذر از عصر كشاورزي و ورود به عصر صنعت، چالشها و مشكلاتي را براي بشر به وجود آورد گام نهادن به عصر اطلاعات نيز براي بشر چالش زا خواهد بود اما اين بار بشر مي بايست با چالشهاي عميق تر و قدرتمندتر دست و پنجه نرم كند. عصر اطلاعات نيازمند سرعت، انعطاف پذيري، نوآوري و… است و سازمانهاي اين دوره نيز بايد بدين موضوع توجه كنند.
تنها عامل موفقيت سازمان در عصر اطلاعات كاركنان و مديران آن هستند. مديران اين دوره نيازمند هوشمندي، تخصص و ديد وسيعتري براي مقابله با چالشهاي فراروي خود خواهند بود. در اين مقاله سعي شده است تا با شناسايي و تشريح اين چالشها، مديران را هرچه بيشتر با اين چالشها آشنا ساخته و به آنها در رويارويي با اين چالشها كمك كند
چالشهاي مديران در قرن ۲۱
مجله هاروارد بيزينس ريويو به مناسبت هفتادمين سالگرد انتشار خود، از پنج تن از متفكران و نظريه پردازان مشهور اين سوال را پرسيده است كه: چه مشكلات و چالشهايي براي ورود به قرن ۲۱ درحال شكل گيري است؟ در پاسخ به اين سوال، هيچ كدام از اين متفكران، چالشهاي ورود به قرن ۲۱ را از نوع چالشهاي فني ندانسته اند. بلكه عمدتاً ابراز كرده اند كه اين چالشها، از نوع چالشهاي فرهنگــــــي است. پيتر دراكر در اين مورد مي گويد: در مقولات انساني نظير امور سياسي، اجتماعي، اقتصادي و يا كسب و كار، پيشگويي كاري است بيهوده، چه رسد به اينكه بخواهيم چشم انداز هفتاد يا هشتاد سال آينده را تصور كنيم. مي توانيم از طريق گذشته، هم آينده را شناخت و هم براي رويارويي با آن آماده شد.
عامل كسب و كار در دو دهه اخير، به شرطي كه جنگي درميان نباشد و… نه اقتصادي است و نه تكنولوژيك، بلكه اين عامل به اثر جمعيت مربوط مي شود. مهمترين و اثرگذارترين عامل در كسب و كار، برخلاف چيزي كه در چهل سال گذشته گفته شده است، افزايش بي رويه جمعيت نيست، بلكه كاهش فراگير جمعيت در ژاپن، اروپا و آمريكا است. براساس پيش بيني اتحاديه اروپا، جمعيت ۶۰ ميليوني ايتاليا در پنجاه سال آينده به چهل ميليون و درصد سال آينده به بيست ميليون نفر كاهش خواهديافت.
يكي از راههاي حفظ پايگاه رقابتي براي كشورهاي گوناگون، تبديل برتري كمي به برتري كيفي است. معناي ديگر اين حرف تلاش نظام يافته براي پرورش كارگران دانشي (KNOWLEDGE WORKER)است. البته اين يگانه عامل رقابتي در دنياي اقتصاد نخواهدبود اگرچه در بسياري از صنايع كشورهاي پيشرفته، عامل تعيين كننده است.
سازمان همواره نيازمند كسب اطلاع درباره رويدادها و شرايط محيط است. اطلاعاتي درمورد مشتريان، فناوريها و رقباي جديد و… بايد كسب گردد. فقط با اين مجموعه اطلاعات، كسب و كار خواهد توانست منابع و دانش خود را براي حداكثر بهره تخصيص دهد و خود را آماده رويارويي با چالشهاي برخاسته از دگرگونيهاي ناگهاني در جهان اقتصاد و ماهيت و محتواي دانش كند. توسعه شيوه هاي صحيح گردآوري و تحليل اطلاعات بيروني به طور روزافزوني، چالش عمده كسب و كار و كارشناسان اطلاعات خواهدشد.
دانش، منابع را متحرك خواهدكرد. كاركنان علمي برخلاف كارگران توليد، مالك ابزارهاي توليد هستند. آنها دانش خويش را با خويش جابجا مي كنند، بنابراين، مي توانند آنها را با خود ببرند. از سوي ديگر، نيازمنديهاي علمي سازمانها، پيوسته درحال تغيير است. درنتيجه، در كشورهاي پيشرفته شمار روزافزوني از نيروي كار ارزشمند و با حقوق بالا شامل كساني خواهندبود كه به معني سنتي نمي توان آنها را اداره كرد. در بسياري از موارد، نمي توان آنان را از كاركنان سازمانهايي دانست كه براي آن كار مي كنند، بلكه بايد آنها را پيمانكاران، كارشناسان، مشاوران، شركاي سازمان قلمداد كرد. شمار روزافزوني از اين افراد، خود را به واسطه دانشي كه دارند متمايز مي كنند، نه به واسطه سازماني كه از آن پول مي گيرند. لذا مفهوم نيروي كار پويا (DYNAMIC WORKFORCE) نيز دگرگون مي شود. محيط رقابتي با ظرافت خاص و با سطح بالايي از عدم اعتماد درحال تغيير است؛ و اين به معني تغيير دائمي استراتژي هاي رقابتي است. در چنين محيطي به يك روش پويا براي فرموله كردن استراتژي و اجراي آن مورد نياز است و اين خود يكي از چالشهاي فراروي مديران در قرن ۲۱ است.
فرموله كردن و اجراي استراتژي، زماني حالت پويا به خود مي گيرد كه به عنوان يك فرايند متمركز تلقي نشود، بلكه جزئي از فرايند مداوم يادگيري به حساب آيد؛ به گونه اي كه استراتژي هاي عملياتي و پشتيبان در امتداد يكديگـــــر باشند. روند تمركززدايي در برنامه ريزي سازمانها در سراسر جهان بيانگر ميزان اهميت روش پويا است.
درحالي كه تغيير پي درپي استراتژي در سازمان، سرعت بيشتري نسبت به فرايند فرموله كردن و اجراي استراتژي دارد، اين خطر نيز وجود دارد كه سازمان بخشي از قدرت رقابتي اش را از دست دهد و نتواند از منابع سازمان، استفاده بهينه به عمل آورد. بنابراين، بايــد بين اين دو توازن ايجاد كرد. اين امر را مي توان از طريق سطح بالاي ارتباطات و هماهنگي در سازمان و دردسترس بودن ابزارهاي فرموله كردن و اجراي استراتژي تامين كرد. علاوه بر آن به ساختار و فرهنگي نياز است كه در آن تغيير امري عادي تلقي شود و نه يك استثناء.


تاثير جهاني شدن بر سازمانها
ظهور جهاني شدن مسبب تحرك زياد اجتماعي، سياسي، اقتصادي و ارزشي شده و ضمن كاهش فاصله زمان و مكان، تفسيرهاي جديدي از سياست، اقتصاد، فرهنگ، دولت، اقتدار و امنيت به دست مي دهد. اين پديده، چالشها و تعارضاتي را به همراه دارد و مي تواند سبب تحول مفاهيم و تغيير مصاديق در روابط بين المللـــي شود. تحت اين شرايط است كه مي توان از جهاني شدن سخن به ميان آورد.
جهاني شدن در شكل امروزين آن از زمان فروپاشي كمونيسم و نظام دوقطبي و پايان جنگ سرد عينيت يافته است. با وجود فروريختن نظام تصنعي جهاني دهه هاي گذشته، هنوز هم نظم موردقبول و عادلانه اي ايجاد نشده است. قبل از ورود به چنين دوره اي از جهاني شدن، ميـــــان ايدئولوژي و قدرت رابطه معني داري وجود داشت و به واقع در دوران جنگ سرد، ايدئولوژي، سياست جهان را هدفمند كرده و مي توانست هويت سازي كند. تشديد روند جهاني شدن كه با پايان جنگ سرد همراه بود، از يكسو باعث فروپاشي نظام دوقطبي و از سوي ديگر با مورد سوال قراردادن پايه ها و اصول روشنگري، موجد به هم ريختن سه مفهوم بنياد، وحدت و هدف غايي شده است و همين امر چندگانگي، تنوع و كثرت را به همــــــراه داشته است. دراين شرايط، مردم سالاري كثرت گرايانه كه عمدتاً با تفاوتها و تعارضها سروكار دارد در مقابل مردم سالاري اجتماعي، كه حالت سلطه گرايانه داشته و با حذف تفاوتهاي اصلي، امكان پذير است، قرار مي گيرد.
فرايند جهاني شدن در شكل نوين، درنوع خود بي نظير است. گاه تصور مي شود كه مختصات جهاني شدن صرفاً به مناسبت سرعت آن تحت تاثير نوآوريهاي تكنولوژيك تعريف مي شود. در اين شرايط، كليه مفاهيم و رفتارها دستخوش تغيير و تحول شده و بهتر است از نو تعريف شود. فرايند جهاني شدن، نظام يافته و مرحله به مرحله نيست و در نقاط مختلف جهان به اشكال متفاوت و متناقض ظاهر مي شود. كار عمده در قرن بيست و يكم، ابداع يك مدل جديد همزيستي ميان فرهنگها، مردم و نژادها در عرصه هاي گوناگون مذهبي در يك تمدن مشترك است. در چنين وضعيتي بايد بتوانيم ساختارهاي سازماني مناسب را براي عصر چند فرهنگي آماده سازيم.
در دهه چهل ميلادي، جهاني شدن به سرعت گسترش يافت و سرشت كسب و كار بين المللي و ملي را در كشورها دگرگون ساخت. جهاني شدن در اروپاي شرقي و روسيه داراي تاثيرات زيادي بود و مرزهاي اين كشورها را به روي تجارت بين المللي گشود. در اين راستا، اتحاديه اروپا گسترده شد. اتحاديه آمريكاي شمالي، از آمريكا و كانادا به مكزيك گسترش يــــافت و زمينه هاي گسترش اتحاديه هاي منطقه اي را مهيا ساخت. اين تحولات به همراه توسعه سريع فناوري اطلاعات و پيشرفت در امكانات حمل و نقل، جهان را به سوي يكپارچگي هدايت كرد. در چنين محيطي، كاركنان دانشي و با مهارت بالا كاملاً قابل انتقال هستند. سازمانهاي كوچك و واحدهاي خدماتي كه به طور سنتي غيرتجاري تلقي مي شوند، وارد رقابت جهاني شده اند. همكاري بين شركتهاي بزرگ چندمليتي و سازمانهاي كوچك محلي افزايش يافته و حجم تجارت جهاني به چند برابر رسيده است.
بنابراين، روشن است كه جهاني سازي با سيال كردن منابع و حذف موانع كارايي، به ارتقاي قابليتها و افزايش كارايي سازمانها منجر مي شود. اين امر در بسياري از كشورهاي درحـــــال توسعه، يك توفيق اجباري تلقي مي شود. حضور رقباي بين المللي در درون اين كشـــورها و افزايش نيروهاي رقابتي باعث مي گردد كه سازمانهاي محلي اين كشورها به سمت توانمندسازي حركت كنند. كسب و كار بين المللي در جوامع رو به رشد، كاملاً شناخته شده است. اگرچه الگوهاي رفتاري سازمانها در همه كشورها يكسان نيست، اما شباهتهاي زيادي با هم دارند.

درحال حاضر، جهاني شدن موضوعي است كه در تحليلهاي اقتصادي – اجتماعي پايه بنيادين مباحث است. «ديويد هندرسون» جهاني شدن را به عنوان يكپارچه سازي بازارها مي دانــــد و شرايط ذيل را براي آن تعريف مي كند:
جابجايي آزاد كالاها، خدمات، نيروي كار، سرمايه و ايجاد بازار واحد؛ به لحاظ اقتصادي، كسي خارجي نيست و همه در بازار مساوي هستند.
در جهاني كه به سوي يكپارچه شدن به پيش مي رود، سازمانها با چالشها و فرصتهاي جديدي روبرو هستند. اين روند به همراه تحولات تكنولوژيك، وضعيت متفاوتي را نسبت به گذشته ايجاد كرده است. در اينجا ويژگيهاي جهان گذشته و آينده را با هم مقايسه مي كنيم. (جدول شماره ۱)

درجهان جديد، چارچوبها تغيير كرده اند و بسياري از فرضيات قديمي ديگر كاربرد ندارند. رقــابت و انتخاب گسترده شده اند و خصوصي سازي، آزادسازي و مقررات زدايي، تبديل به مفاهيمي جهاني شده اند. درحال حاضر، معدود سازمانهايي هستند كه به اتكاي خود مي توانند نيازهاي مشتريان را برطرف كنند. اتصال ارتباط در زنجيره عرضه، هم تــوسط مشتريان و هم عرضه كنندگان دنبال مي شود. سازمانها با تمركز، تقسيم بازار و اولويت بندي آن فعاليتهاي اساسي را براي استفاده از نقاط قوت خود براي ورود به اتحاديه ها و موافقت نامه ها، تعريف مي كنند.
دامنه تنوع و طبيعت متحول محيط جهاني، دوره جديدي را براي سازمانها ايجاد كرده است. با انتقال از يك دوره به دوره ديگر، مشاهده مي شود كه جهاني شدن فقط يكي از نيازهاي خارجي و فشارهايي است كه مديريت با آن مواجه است. ديگر مسائلي كه مديريت سازمان با آن مواجه است عبارتند از:
۱ – ظهور منابع انساني به عنوان عامل حياتي موفقيت؛
۲ – مهار تواناييهاي بالقوه انساني؛
۳ – مشتريان خواهان خدمات بيشتر و بهتر؛
۴ – افزايش نمايي در نرخ تغيير؛
۵ – دل مشغولي براي مسائل محيط زيست؛
۶ – سرعت انتقال و پردازش اطلاعات؛
۷ – بازتر شدن بازارها؛
۸ – جهاني شدن كسب و كار؛
۹ – همكاريهاي منطقه اي ميان دولتها؛
۱۰ – كاربرد فناوري؛
۱۱ – روندهاي جمعيتي؛
۱۲ – تغيير انتظارات؛
۱۳ – نگراني نسبت به ارزشها؛
۱۴ – تطبيق نيازهاي كاركنان و سازمان با يكديگر؛
۱۵ – ايجاد تنوع؛
۱۶ – معرفي چشم اندازها و ماموريتهاي مشخص.
تغييرات سازماني در عصر حاضر
روندهاي موردبحث در سازمانها، تغييراتي را ايجاد كرده است. نمودار شماره يك تاثير سطح عدم اطمينان و نرخ تغيير در استراتژي رقابتي را نشان داده و در جدول شماره دو نيز ابعاد اين تغييرات تشريح شده است. 
 
چالشهاي سازماني در دهه هاي آينده
در دهه هاي اخير، در جهان تحولاتي رخ داده و درحال تداوم و تكميل است. اين دگرگونيها، محيط فعاليتهاي سازمانها را تغيير داده و سازمانها را براي بقا و رشد با چالشهاي جديد مواجه كرده است. چالشهاي موجود و درحال ظهور عبارتند از:
۱ – چالشهاي ناشي از تغيير پارادايم: در فيزيك نيوتني، علم با قطعيت همراه بوده و قابل كمي كردن است. علت، در پديده هاي علمي معلوم و روشن است. تفكر، خطي و آينده قابل كنترل است. با ظهور علم كوانتوم، پيش بيني با اطمينان كامل ممكن نيست. آشوب جزيي از وضعيت محيط است. علوم جديد روش و شكل فهميدن، طراحي، هدايت و مديريت سازمانها را تغيير داده است. در پارادايم جديد، جهان غيرخطي است، پيچيدگي پويا وجود دارد و آشوب نوعي نظم تلقي مي شود.
۲ – چالشهاي ناشي از جهاني شدن: امروزه اكثرتوليدكنندگان بزرگ، كالاهاي خود را در سراسر جهان مي فروشند. برخي از آنان مثل كوكاكولا در خارج از كشور خود، درآمد بيشتري دارند. جهاني شدن نيروهاي اقتصادي و اجتمـــــاعي، ارزشها و فرصتها را همگرا مي سازد. «پان ديتس» ابراز مي دارد كه: جهاني شدن ريشه تغيير در دهه ۱۹۲۰ و بعد از آن است، به واسطــــه آن زندگي مردم شبيه تر مي شـــود و زبان انگليسي به زبان جهاني رسانـــــه ها، كامپيوتر و كسب و كار تبديل مي گردد. به لحاظ اقتصادي، پنج عامل در ايجاد بازار واحد جهاني موثر بوده است كه عبارتند از: الف) منابع فراوان انرژي. ب ) رقابتي كردن شركتهاي جهاني. ج) ارتباطات جهاني كه با فناوري فيبر نوري، ماهواره و فناوري رايانه اي تقويت شده است. د) رشد تجارت آزاد ميان ملل. ه) دسترسي به خدمات مالي در سراسر جهان.
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

واژه بازاريابى نبايد به معنى قديمى آن، يعنى صرفاً فروختن، معنى و تعبير گردد. معناى جديد اين واژه همانا تأمين نيازهاى مشترى است. شرکتهاى امروزى با رقابت شديد و فزايندهاى روبهرو هستند و پاداش از آن شرکتى خواهد بود که بتواند به بهترين نحو ممکن، خواستهاى مشترى را درک و بالاترين منفعت را براى مشتريان هدف خود تأمين کند. در محدوده بازار، اين مهارتهاى بازاريابى است که شرکتهاى حرفهاى را از شرکتهاى غيرحرفهاى  تفکيک مىکند 
تعريف بازاريابى
بازاريابى بعنوان فرآيندى مديريتى – اجتماعى تعريف مىشود که بوسيلهٔ آن افراد و گروهها از طريق توليد و مبادلهٔ کالا با يکديگر، به امر تأمين نيازها و خواستههاى خود اقدام مىکنند. براى روشن شدن اين تعريف بايد بدواً اصطلاحات مهم نياز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار را بررسى کرد.
نيازهاى انسان، يکى از مفاهيم اساسى بازاريابى است. احساس محروميت همان نياز است. انسان داراى نيازهاى پيچيدهاى است. اين نيازها شامل نيازهاى فيزيکى يا نياز به غذا، پوشاک، گرما و سرما، امنيت و … نيازهاى اجتماعي، نظير نياز به احساس تعلّق و محبت و نيازهاى شخصي، مانند دانستن و اظهار وجود هستند.
خواسته
خواسته شکلى است که نيازهاى انسان تحت تأثير فرهنگ و شخصيت انفرادى به خود مىگيرد. خواستهها برحسب امکاناتى که تأمينکننده نيازها هستند، تعريف مىشوند. وقتى جامعهاى متحول مىگردد، خواستههاى اعضاى آن نيز توسعه مىيابد. وقتى مردم در معرض امکانات بيشتر و مورد علاقه خود قرار مىگيرند، توليدکنندگان نيز اقدام به توليد کالاها و خدماتى مىکنند که خواستههاى جديد را پاسخ گويند.

تقاضا
مردم تقريباً داراى خواستههايى نامحدود هستند اما در برابر منابع محدودى قرار دارند. از اينرو کالاهايى را براى مصرف انتخاب مىکنند که در ازاى وجوه پرداختي، حداکثر رضايت را براى ايشان فراهم آورد. خواستهها، وقتى با قدرت خريد همراه باشند، تبديل به تقاضا مىشوند.
کالا
هر چيزى که بتوان براى جلب توجه، بدست آوردن، استفاده و يا مصرف، در بازار عرضه کرد و توانايى تأمين يک خواسته يا نياز را داشته باشد، کالا تلقى مىشود.



مبادله
مبادله خود عبارت است از دريافت چيزى مطلوب از کسى ديگر، در مقابل ارائه مابهازايى به او. مبادله هسته مرکزى بازاريابى است و براى تحقق آن، شرايط زير لازم است:
حداقل دو طرف بايد با يکديگر مشارکت داشته باشند.
– هر طرف بايد چيز باارزشى براى مبادله با ديگرى در اختيار داشته باشد.
هر طرف بايد علاقهمند به مبادله با طرف ديگر باشد.

هر طرف بايد در رد و يا قبول پيشنهاد طرف ديگر آزادى کامل داشته باشد
و بالاخره، هر طرف بايد داراى توانايى لازم براى مراوده و تحويل باشد.

مديريت بازاريابى
براى نيل به اهداف شرکت مديريت بازاريابى مىکوشد بهطريقى که مىتواند سطح، زمانبندى و ماهيت تقاضا را تحت تأثير قرار دهد. بهعبارت ساده، مديريت بازاريابي، همان مديريت تقاضا است.
در اينجا مديريت بازاريابى بعنوان تجزيهوتحليل، برنامهريزي، اجرا و کنترل برنامههايى تعريف مىشود که براى نيل به اهداف سازمانى تهيه مىگردند؛ برنامههايى با هدف ايجاد و حفظ مبادلات نافع با خريداران.
مبانى اجتماعى بازاريابى
ما مديريت بازاريابى را کوشش براى دستيابى به مبادلاتى مطلوب با بازارهاى هدف تعريف کرديم. چه فلسفهاى بايد راهنماى اين تلاشهاى بازاريابى باشد؟ و در اين ميان منافع سازمان، مشتريان و جامعه هر يک چه ارزشى دارند؟ بهخصوص که در اغلب موارد اين منافع با يکديگر در تضاد هستند.فعاليتهاى بازاريابى سازمانها تحت مفاهيم پنجگانهاى اداره مىشوند.
مفهوم توليد
در مفهوم توليد فرض بر اين است که مشتريان نسبت به کالاهايى نظر مساعد خواهند داشت که اولاً موجود بوده و ثانياً داراى قيمت بسيار مناسبى باشند. بنابراين مديريت وظيفهٔ بهبود توليد و توزيع را برعهده دارد. اين مفهوم يکى از قديمىترين فلسفههاى راهنماى فروشندگان محسوب مىشود.

مفهوم کالا
براساس مفهوم کالا مشتريان خواهان کالاهايى هستند که از بهترين کيفيت و کارآيى برخوردار باشند. برمبناى اين اصل، سازمان بايد منابع خود را به بهبود پيوسته کالا اختصاص دهد.


به حداکثر رساندن رضايت مشترى
بنابراين نظر، هدف سيستم بازاريابى به حداکثر رساندن رضايت مشترى است و نه فقط افزايش کمّى مصرف. خريد يک دستگاه اتومبيل جديد و يا مالکيت پوشاک بيشتر وقتى بهحساب مىآيد که به رضايت خريدار بيانجامد. متأسفانه اندازهگيرى رضايت مصرفکننده دشوار است. اول، هيچکس نحوهٔ اندازهگيرى رضايت کل ايجادشده ناشى از يک فعاليت بازاريابى يا محصول خاص را ابداع نکرده است. دوم، رضايتى که مصرفکنندگان از مزاياى يک کالا يا خدمت بهدست مىآورند بايد در کنار معايب آن در نظر گرفته شود، معايبى نظير آلودگى و تخريب محيط زيست. سوم، رضايت عدهاى از مردم از مصرف کالاهاى بهخصوصى نظير کالاهاى شخصيتآور، حاصل اين واقعيت است که فقط تعداد کمى مالک چنين کالاهايى هستند. بدين ترتيب ارزشيابى سيستم بازاريابى برحسب ميزان رضايت حاصله از آن دشوار است


به حداکثر رساندن حق انتخاب
بعضى از بازاريابان بر اين باور هستند که هدف سيستم بازاريابى بايد به حداکثر رساندن تنوع کالا و حق انتخاب مصرفکننده باشد. بدينسان سيستم بازاريابى دقيقاً فرصت يافتن کالاهايى را در اختيار مصرفکنندگان قرار مىدهد که با دائقهٔ ايشان سازگار باشد و رضايت ايشان را نيز تأمين کند و مصرفکنندگان نيز با درکى درست و کامل از سبک زندگى خود قادر هستند رضايت کلى خود را به حداکثر رسانند. متأسفانه به حداکثر رساندن حق انتخاب مصرفکننده مستلزم هزينه است. اول اينکه توليد با تنوع زياد، هزينههاى توليد و موجودىها را افزايش مىدهد و اين بهنوبهٔ خود افزايش قيمت کالاها و خدمات را بهدنبال دارد و قيمتهاى بالا، درآمد واقعى مصرفکنندگان و در نتيجه مصرف را کاهش مىدهد. دوم، تنوع بخشيدن به کالا مستلزم اين است که مصرفکننده تلاش و تحقيق بيشترى کند. چرا که مصرفکنندگان زمان بيشترى را صرف بررسى و ارزيابى کالاهاى مختلف مىکنند. سوم، تعدد کالا لزوماً امکان انتخاب واقعى مصرفکننده را افزايش نمىدهد.
به حداکثر رساندن کيفيت زندگى
بسيارى از مردم بر اين باور هستند که هدف سيستم بازاريابى بايد ارتقا کيفيت زندگى باشد. البته اين امر فقط محدود به کيفيت، کميت، موجود بودن و هزينهٔ کالاها نيست، بلکه کيفيت فيزيکى و فرهنگى محيط زيست را نيز شامل مىگردد. طرفداران اين نظر قضاوت خود را بر پايه مقدار رضايت مستقيم مصرفکننده از سيستم بازاريابى قرار نمىدهند، بلکه تأثير بازاريابى را بر کيفيت محيط زيست نيز در نظر مىگيرند. اکثر مردم عقيده دارند کيفيت زندگى هدف ايدهآلى براى بازاريابى است، ولى اين اعتقاد را نيز دارند که اندازه گرفتن کيفيت نيز دشوار است و افراد مختلف از اين مسئله برداشتهاى مختلفى دارند.
برنامهريزى استراتژيک و نقش بازاريابى
بازاريابى نقش بسيار مهمى در برنامهريزى استراتژيک بهعهده دارد. بازاريابى اطلاعات و ساير منابع مورد نياز براى تهيه برنامه استراتژيک را مهيا مىسازد. برنامهريزى استراتژيک نيز به نوبه خود نقش بازاريابى را در سازمان روشن مىکند. در چارچوب يک برنامه استراتژيک است که بازاريابى با همکارى با ساير دواير سازمان، نيل به اهداف جامع استراتژيک را ميسر مىسازد.
تمام شرکتها براى مقابله با اوضاع متحول در صنايعشان بايد آيندهنگر باشند و خطمشىهاى بلندمدت تهيه کنند. هيچ خطمشى واحدى وجود ندارد که براى کليه شرکتها کارساز باشد. هر شرکت بايد با توجه به اوضاع و احوال، فرصتها، اهداف و منافع خود بهترين خطمشى هدفدار را براى خود انتخاب کند. وظيفه خطير و سنگين انتخاب يک خطمشى جامع و کامل براى بقا و رشد شرکت برنامهريزى استراتژيک نام دارد.
بازاريابى سازمان
سازمانها نيز اغلب براى فروش خود، اقدام به بازاريابى مىکنند. بازاريابى سازمان، شامل فعاليتهايى است که براى ايجاد، حفظ يا تغيير طرز تفکر يا رفتار مخاطبين، نسبت به يک سازمان انجام مىگيرد. بازاريابى سازمان، هم به وسيله مؤسسات انتفاعى و هم مؤسسات غيرانتفاعي، مورد استفاده قرار مىگيرد. مؤسسات اقتصادى مىکوشند با بهرهگيرى از روابط عمومى يا استفاده از برنامههاى تبليغاتى صنفي، تصوير ذهنى خود را ارتقا بخشند. مؤسسات غيرانتفاعى نظير کليساها، مراکز آموزش عالي، موزهها و گروههاى هنرى نيز بهمنظور جمعآورى وجوه نقدى و افزايش تعداد اعضا يا طرفداران خود، اقدام به بازاريابى سازمان مىکند. بازاريابى سازمان، مستلزم برآورد و ارزيابى تصوير دهنى کنونى سازمان و تهيه برنامه بازاريابى براى بهبود آن است. يعنى بازاريابى سازمان دو مرحله دارد:
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه پدیده اینترنت و جهانی شدن به عنوان لازم و ملزوم یکدیگر مطرح شده اند، به گونه ای که اندیشمندان این دو را از یکدیگر قابل تفکیک نمی دانند و معتقدند اینها تسهیل کننده یکدیگر هستند. دیگر اینترنت یک ابزار قابل چشم پوشی و یا برای سرگرمی نیست، بلکه به یکی از لوازم ضروری زندگی بشر مدرن و رو به توسعه امروزی تبدیل شده است. اینترنت و به طور کلی دنیای الکترونیک همه ابعاد زندگی و جوامع بشری را دستخوش تغییر خود کرده است. به تبع آن بازارها نیز دچار تغییرات ماهیتی و شکلی شده اند. به این بازارها که در اثر تاثیر و به کارگیری دنیای الکترونیک شکل گرفته اند، بازارهای الکترونیک گفته می شود. همانطور که ماهیت بازار تغییر کرده است، قابل پیش بینی است که سایر موارد وابسته به آن نیز تغییر کند. ازجمله این موارد استراتژی‌های قیمت گذاری است که می بایستی متناسب با نوع بازار تغییر کند.
روند رو به رشد به کارگیری فناوری اطلاعات منجر به بروز و ظهور تجارت الکترونیک در قالب استفاده از بازارهای الکترونیک در اکثر صنایع شده است. به گونه ای که پس از ظهور B2B،B2C،C2C هم اکنون بحث دولت الکترونیک و G2G مطرح شده است که این نشان دهنده موج جدید کسب و کار است. ورود به بازارهای الکترونیک و تلاش به منظور بقا در این بازارها مستلزم بازنگری در کلیه ابعاد، مباحث و استراتژیهای کسب و کار در بنگاههاست. یکی از این مباحث «قیمت‌گذاری» است. قیمت به عنوان یکی از عوامل چهارگانه آمیخته بازاریابی است که با سیاستگذاری درست و دقیق بر روی آن بنگاهها می توانند علاوه بر تاثیر گذاری بر رفتار بازار هدف در راستای تحقق اهداف بازاریابی، درآمد و سود سرشاری نصیب خود کنند. از آنجایی که قیمت یکی از عوامل موثر بر تصمیم به خرید مصرف کننده(مشتری) است، تعیین قیمت نامناسب در مواردی تاثیرات جبران ناپذیری بر بنگاهها وارد و منجر به کاهش سودآوری، کاهش سهم بازار و کاهش اعتبار بنگاهها می شود. از این رو بنگاهها باید با استراتژی‌های قیمت گذاری در عرصه کسب و کار نوین که همان بازار الکترونیک است آگاه باشند. از این رو در این مقاله استراتژی‌های نوین قیمت‌گذاری در بازارهای الکترونیک به طور مختصر تشریح می شود.
قیمت گذاری چیست؟
به طور ساده قیمت گذاری یعنی تعیین قیمت برای کالا یا خدمت. قیمت‌گذاری فعالیتی است که باید تکرار شود و فرایندی مداوم و پیوسته محسوب می‌شود (Shipley,2001) این تداوم ناشی از تغییرات محیطی و عدم ثبات شرایط بازار است که لزوم جرح و تعدیل قیمت را ایجاد می‌کند. قیمت گذاری با هدف حداکثر کردن سود،افزایش سهم بازار ،رهبری کیفیت، ادامه حیات و یا افزایش قیمت بازار صورت می گیرد.
بازار الکترونیک
بازار الکترونیک اساس تجارت الکترونیک است. امروزه سیستم‌های اطلاعاتی وجود دارند که شرکتها را به هم پیوند می‌دهند و این شرکتها با مشتریان و تامین کنندگانشان همانند یک مجموعه واحد تلقی می‌شوند. بازار الکترونیک یک سیستم اطلاعاتی میان سازمانی است که به خریداران و فروشندگان این امکان را می‌دهد که در مورد قیمتها و محصولات ارائه شده به تبادل اطلاعات بپردازند. این بازار به عنوان واسطه عمل می‌کند و شرکت‌کنندگان در این بازار می‌توانند خریداران، فروشندگان و یا طرفهای سوم مستقل و یا کنسرسیوم‌های میان چند شرکت باشند. بازارهای الکترونیک،کانونها و محلهای تجاری تعاملی است که در آن شرکتهای مختلف برای انجام فعالیتهای تجارت به تجارت در تجارت الکترونیک و دیگر فعالیتهای مربوط به تجارت الکترونیک گرد هم می‌آیند.
قیمت گذاری در بازار الکترونیک 
قیمت گذاری در بازار بر مبنای هزینه صورت می گیرد. در یک زنجیره ارزش عمودی فعالیتها باید به صورت سلسله مراتبی تعریف شوند که تا مراحل اولیه آن انجام نشود، نمی‌توان مراحل بعدی را آغاز کرد. چون قیمت گذاری در تجارت الکترونیک به صورت عمودی نیست‌، قیمت گذاری بر مبنای هزینه دیگر پاسخگوی نیاز بازار نیست. عمودی نبودن زنجیره ارزش موجب می‌شود کالاهایی که در بازار از ارزش پایین‌تری برخوردار هستند، هزینه تولید بالایی داشته باشند. به علت پایین بودن هزینه جستجو در اینترنت قیمت و حاشیه سود نیز کاهش می‌یابد. همچنین بدین دلیل این که خرده‌فروشان در بازارهای الکترونیک حذف می‌شوند، هزینه‌ها و در نتیجه قیمت کاهش می‌یابد.بازارهای الکترونیک با ایجاد تنوع در کالا و خدمات قیمتهای متنوعی را ارائه می‌دهند که مشتریان بنابر توانایی مالی و میزان رفاه خود، کالا و خدمات متناسب با خود را دریافت می‌کنند. شرکتها می‌پندارند اگر قیمت کالاهای آنان نسبت به رقبا پایین‌تر باشد، می‌توانند بازار را در اختیار بگیرند. اگرچه ممکن است در بازارهای فیزیکی این اتفاق روی دهد اما در بازارهای الکترونیک از اهمیت زیادی برخوردار نیست.
قیمت گذاری پویا در بازار الکترونیک
قیمت‌گذاری پویا استراتژی قیمتی است که در آن قیمتها در هر لحظه به خاطر مشتریان و مصرف‌کنندگان و یا به دلیل مجموعه محصولات و خدمات ارائه شده تغییر می‌کند. اگرچه چنین استراتژی قیمتی در بازارهای فیزیکی وجود داشت، اما در بازارهای الکترونیک به دلیل تفاوت در زنجیرة ارزش ماهیت و اهمیت دیگری می‌یابد. قیمت‌گذاری پویا یکی از مهمترین هدایای اینترنت است. قیمت‌گذاری پویا، قیمت‌گذاری در محیطی است که در آن قیمتها ثابت نیستند بلکه انعطاف‌پذیر هستند. (Mohammed et.al, 2002, p332) قیمت‌گذاری پویا را می‌‌توان خرید و فروش کالاها و خدمات در بازاری تعریف کرد که قیمتها در واکنش به شرایط عرضه و تقاضای بازار براحتی کم و زیاد می‌شوند. (Bousseau and Gressens, 1999) قیمت‌گذاری پویا مکانیزمی است که در آن قیمتها و شرایط بر اساس قیمت دهی شرکت کنندگان در بازار تعیین می‌شود. قیمت‌گذاری صحیح با توجه به هزینه‌ها، مشتریان و رقبا صورت می‌گیرد. وقتی هر یک از این متغیرها تغییر کند، بهترین قیمت نیز ممکن است تغییر کند. قیمت‌گذاری صحیح نیازمند اطلاعات است. در یک بازار پیچیده و به شدت رقابتی، پیش‌بینی و محاسبه تقاضا، مشکل و گاه غیرممکن به نظر می‌رسد. بنابراین اینترنت به عنوان یک بازار پیچیده موجب ایجاد حساسیت قیمتی بالایی می‌شود. مشکل دیگر فروشندگان اینترنتی، این است که مشتریان مختلف قیمتهای متفاوتی می‌پردازند. قیمت‌گذاری در این بازارها هم باید جوابگوی اختلافات در بین اقشار مختلف مشتریان باشد و هم گروهها را حمایت و تشویق به خرید کند. بدین علت که بازارهای الکترونیک پیچیده هستند، استفاده از قیمتهای ثابت ممکن است، مشکل‌زا باشد. پس برخی از شرکتها از قیمت‌گذاری پویا استفاده می‌کنند. وقتی شرایط با چنین سرعتی تغییر می‌کند، تنها رهیافتهای قیمت‌گذاری ،قیمت گذاری پویا خواهد بود. (Rashinghani, 2004). با توجه به امکان به دست آوردن سریع اطلاعات از میزان تقاضا، رقبا و مشتریان [عوامل تأثیرگذار در قیمت‌گذاری] امکان قیمت‌گذاری پویا به وجود می‌آید و گاه قیمت یک کالا چند بار در یک روز می‌تواند تغییر یابد. (Mohammed et.al,2002,pp332-356)
حراجی انگلیسی
معروفترین نوع حراجیها، حراجیهای انگلیسی هستند. در این حراجیها، خریداران قیمتهایشان را بالا می‌برند تا اینکه در نهایت تنها یک خریدار باقی بماند. در این حراجیها فروشندگان می‌توانند حداقل قیمتی را برای فروش تعیین کنند که اگر در قیمت‌گذاری به آن حداقل نرسید، می‌تواند کالا را نفروشد. البته بر اساس نوع حراجی این حداقل قیمت می‌تواند برای قیمت‌‌دهندگان اعلام شود و یا مطرح نشود.
قیمت‌گذاری معکوس در حراجیهای انگلیسی 
بسیاری ازشرکتها از قیمت‌گذاری معکوس به عنوان یک سیاست در حراجیهای خود استفاده می‌کنند تا به این وسیله در هزینه‌های تأمین شرکتها صرفه‌جویی شود. در این گونه سایت‌ها، ابتدا درخواستی برای یک طرح و یا درخواستی برای یک اعلام قیمت جهت به راه انداختن یک حراجی توسط یک شرکت مطرح می‌شود. در این حراجی آن شرکتی برنده خواهد بود که کمترین قیمت را برای تأمین آن محصول یا کالا و خدمات ارائه کند. اینگونه بازارهای آزاد از آنجا که هزینه‌های تأمین شرکتها را برای درخواستهایشان کاهش می دهند، امروزه و مخصوصاً در تجارت‌های B2B بسیار شناخته شده هستند. البته این نوع حراجیها تنها محدود به کسب و کار B2B نمی‌شود، بلکه برخی سایت‌ها از این نوع حراجیها برای ارائه خدمات و محصولات به مشتریان نیز بهره می‌برند.
حراجی‌ به سبک هلندی
میان تعریفی که اقتصاددانان از حراجی به سبک هلندی ارائه می‌کنند و آنچه که در هلند برای خرید و فروش گل به کار می‌‌رود، تفاوت وجود دارد. در این سبک، گرداننده حراجی، ابتدا قیمتی را برای فروش اعلام می‌کند و همینطور آرام آرام قیمت را پایین می‌آورد تا بالاخره فردی این قیمت را بپذیرد و این کاملاً بر خلاف حراجی به سبک انگلیسی است. 
حراجی به سبک هلندی دو ایراد عمده دارد: 
_ فرایند به کار گرفته شده در این حراجی به خریدارانی که به دنبال به دست آوردن این کالا هستند، اجازه افزایش قیمت را نمی‌دهد. در حالی که در حراجی انگلیسی، هنگامی که خریداری علاقه زیاد خود به کالا را با قیمت‌گذاری خود نشان می‌دهد، دیگر خریداران نیز به ارزیابی مجدد ارزش این کالا می‌پردازند و قیمت را افزایش می‌دهند. 
_ در حراجی هلندی با قیمتی که بالاتر از قیمت واقعی بازار آن کالاست، قیمت‌گذاری انجام می شود و چرا که در غیر اینصورت سودی عاید فروشنده نخواهد شد.
حراجی به سبک eBay 
در سایت eBay فروشنده چندین چیز یکسان را می‌فروشد. فروشنده ابتدا حداقل قیمت و تعداد این اجناس را مشخص می‌کند. سپس خریداران از همان حداقل قیمت و یا بالاتر از آن شروع به قیمت‌گذاری می‌کنند. در انتهای این حراجی، بالاترین قیمت‌دهندگان در پایین‌ترین قیمتی که جزء قیمتهای پیروز این حراجی بوده است، اجناس را خرید می‌کنند. به عنوان مثال، فرض کنید دو خودنویس داریم و فروشنده تقاضای ۲۰ دلار برای هر کدام کرده است. شخص A و B هر کدام ۲۰ دلار پیشنهاد می‌دهند. در اینصورت هر کدام از A و B یک خودنویس با قیمت ۲۰ دلار به دست می‌آورند. حال اگر A و B برای این خودنویس‌ها ۲۰ دلار و شخص Cا۲۱ دلار پیشنهاد کنند در اینصورت A چون اول قیمت داده است و C با ۲۰ دلار به دو خودنویس می‌رسند و به شخص B چیزی نمی‌رسد.
حراجیهای به سبک قیمت‌گذاری با اولین قیمت قطعی شده
در این نوع حراجیها، اطلاعات شفاف و روشن است. فروشندگان کالایی را جهت ارزیابی، بررسی و قیمت‌گذاری روی آن به خریداران ارائه می‌کنند. پیش از موعد مقرر، خریداران بالقوه این فرصت را دارند تا یک قیمت قطعی را برای محصول ارائه کنند. یکی از شرایط این حراجی این است که تا زمانی که قیمت‌دهی قطعی ادامه دارد و وقت آن تمام نشده است، خریداران نمی‌توانند از میزان قیمت پیشنهادی رقبا اطلاعی کسب کنند. بعد از اتمام این زمان، محصول به بالاترین قیمت‌دهنده فروخته می‌شود. همچنین فروشندگان حق دارند حداقل قیمتی را مشخص کنند و به زیر از این قیمت می‌توانند محصول را نفروشند. 
پرایس لاین (Price line)، اقتصاد جدیدی را بر اساس همین حراجیهای قیمت‌گذاری با اولین قیمت قطعی شده ایجاد کرده است. در این مدل، قیمت‌دهنده یک قیمت را برای تهیه بلیت هواپیما در یک روز خاص [که توسط کارت اعتباری تضمین شده] می‌دهد و موافقت می‌کند که پرایس لاین می‌تواند در هر شرکت هواپیمایی که توانست برای او بلیت را تهیه کند و بلیتها غیر قابل برگشت هستند. پس از این پرایس لاین چک می‌کند که آیا شرکت هوایی با این قیمت بلیت ارائه می‌کند و یا حاضر است با این قیمت چنین خدمتی را ارائه دهد. اگر چنین شرکتی یافت شد به صورت اتوماتیک چک می‌کند که آیا در آن روز بخصوص صندلی خالی دارد یا خیر. اگر چنین صندلی را داشت مشتری را خبر می‌کند. 
پرایس‌ لاین درآمد خود را از طریق این فرایند به دو شکل به دست می‌آورد .به دلیل قابلیت دسترسی این سایت، خطوط هوایی موافقت خود را برای ارائه خدماتشان بر روی این سایت اعلام کرده‌اند. پرایس‌لاین بر اساس تفاوت موجود میان قیمت یک بلیت و قیمت‌گذاری مشتری می‌تواند کسب درآمد کند. همچنین یک حق‌الزحمه اسمی را برای شارژ بلیت از مشتری دریافت می‌کند.
خرید گروهی
در خرید گروهی، یک سایت شروع به جمع‌آوری تقاضا برای یک کالای خاص می‌کند تا به واسطه خرید کردن بیشتر، تخفیف بیشتری دریافت کند. در اینصورت تک تک خریداران از تخفیف بهره‌مند می‌شوند و فروشندگان نیز به صورت عمده به فروش محصولاتشان می‌پردازند و سود می‌برند. در این روش فرقی میان کسی که اولین عضو این مجموعه برای خرید یک کالا می‌شود و آخرین نفر وجود ندارد. وب سایت هایی که از این مدل قیمت گذاری استفاده می کنند، تقاضای مشتریان را جمع آوری کرده و با خرید عمده از عرضه کنندگان تخفیفهایی را از آنها دریافت می کنند.
قیمت‌گذاری تبادلی
تبادلات الکترونیک، بازارهایی هستند که خریداران و فروشندگان را دور هم جمع می‌کنند. این بازارها، همانند یک دلال عمل می‌کنند. در این سایت ها، فروشندگان محصولات خود را برای فروش به خریداران بالقوه عرضه می‌کنند تا در یک مدت زمان مشخص قیمت‌گذاری کنند و به همین ترتیب، خریداران نیز می‌توانند نیاز خود به یک محصول را اعلام کنند تا فروشندگان بالقوه آن محصول در یک دوره مشخص قیمت خود را برای عرضه آن محصول اعلام کنند و سپس خریدار انتخاب کند. یکی از مزیت‌های این بازارها، برای خریداران این است که به تعداد زیادی از فروشندگان دسترسی دارند و بر اساس نظریه‌های اقتصادی، هرگاه تعداد فروشندگان زیاد شود، رقابت افزایش می یابد و قیمت آن محصول کمتر خواهد بود و به همین ترتیب، هرگاه تعداد خریداران افزایش یابد، فروشندگان نیز قیمتهای بالاتری را برای فروش محصولاتشان دریافت خواهند کرد.
استراتژی‌های پیشرفته قیمت‌گذاری
-۱ قیمت‌گذاری تبعیضی
واژه قیمت‌گذاری تبعیضی اشاره بر این دارد که قیمتهای متفاوت را برای افراد متفاوت بر اساس تمایل آنها به پرداخت، به کار می‌گیرند. قیمت‌گذاری تبعیضی این سوال را به وجود می‌آورد که آیا چنین تاکتیک‌هایی برای جامعه مناسب و یا سودآور هست یا خیر. استراتژیست‌های قیمت‌‌گذاری، قیمت‌گذاری تبعیض‌آمیز را به سه دسته تقسیم‌بندی می‌کنند: 
الف – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک؛
ب – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه دو ؛
پ – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه سه. 
الف – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک 
دراین نوع قیمت‌گذاری ، فروشندگان از مصرف‌کنندگان همان مقداری را مطالبه می‌کنند که آنها بابت خرید یک چیز تمایل به پرداخت آن دارند. به همین دلیل شرکتها باید از منحنی تقاضای هر مصرف‌کننده مطلع باشند که البته کاری غیر ممکن است. ضمن اینکه، در حالی که یک مشتری تمایل به پرداخت قیمت بالایی برای محصول یک شرکت دارد، دیگر شرکتها ممکن است این محصول را با قیمت پایین‌تری ارائه کنند. در اینصورت خریداران به سمت این فروشندگان برای عدم پرداخت قیمت بالاتر هجوم می‌برند. اما آنچه که واقعی به نظر می‌رسد این است که شرکتها به دنبال کسب اطلاعات بیشتر از مشتریان هستند تا در هنگام چانه‌زنی بر سر قیمت بتوانند از این اطلاعات برای سنجش میزان تمایل مشتری به پرداخت استفاده کنند. معمولاً تاجران حرفه‌ای، پس از چند دقیقه کوتاه متوجه می‌شوند که این مشتری چه میزان حاضر است برای خرید بپردازد. این مطلب را معمولاً در جواب به سوال “چه میزان بودجه دارید؟” می‌توان دریافت. 
ب – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه دو
این نوع قیمت‌گذاری نیز مشابهت زیادی به قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک دارد. با این تقاوت که در این قیمت‌گذاری به دنبال آن هستند که بدانند یک مشتری حداکثر قیمتی که تمایل دارد برای یک محصول بپردازد چه میزان است. در این روش، به دنبال این هستند که بدانند که مشتری نه تنها برای یک واحد بلکه برای واحدهای بیشتر نیز چه میزان خواهد پرداخت.
پ – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه سوم 
در این قیمت‌گذاری مشتریان،بر اساس تمایلشان برای پرداخت، دسته‌بندی می‌شوند. تبعیض قیمت بر اساس سن مشتریان روشی است که در فروش بلیت سینما و تئاتر نیز اجرا می‌شود. بلیت تئاتر برای کودکان و بچه‌ها از قیمت کمتری نسبت به دیگر سنین برخوردار است.شرکتها قیمتهای متفاوتی را به مشتریان مختلف برای یک محصول ارائه می‌کنند، زیرا این بخشهای مختلف مشتریان تمایل متفاوتی برای پرداخت یک محصول دارند. به همان میزان که برای فروشندگان،پی بردن به خصوصیات مشتریان نظیر سن آنها آسان است، اما فروش مجدد این کالاها (خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالاتر از قیمت خرید) کار آسانی نیست. بر اساس اصول اقتصاد پایین‌ترین قیمتی که باید برای یک محصول درخواست ‌شود،نباید از هزینه‌های متغیر تولید آن کالا و یا محصول پایین‌تر باشد.یکی از بحث‌ برانگیزترین مباحث در این قیمت‌گذاری تبعیضی، روشی است که شرکتهای هواپیمایی به کار می‌گیرند. در واقع برای تاجران و افرادی که برای کار مسافرت می‌کنند، این مطلب که باوجود پرداخت حداقل ۱۵ درصد بیشتر برای بلیت نسبت به توریست‌ها باید در کنار آنها بنشینند، تعجب بر انگیز است.
-۲ قیمت‌گذاری بر اساس تخفیف مقداری
در مقام نظریه، اگر یک شرکت فروشنده بتواند میزان تقاضا برای محصول خود را تخمین بزند، می‌تواند برای فروش محصولاتش بر مبنای حجم خریداری شده، تخفیفاتی را در نظر بگیرد و برنامه‌ریزی کند. در این روش مشخص می‌شود که هر مشتری دقیقاً چه میزان حاضر است برای خرید یک محصول بپردازد و برای تعداد بیشتر چه قدر حاضر است هزینه تقبل کند. 
در اینگونه استراتژی‌های قیمت‌گذاری که قیمت بـر اساس افزایش حجم خریداری شده، کـــاهش می‌یابد، رابطه معکوس میان قیمـــت و تعداد فروش محصول ایجاد می‌شود. رستوران‌های پیتزا فروشی از این روش برای تبلیغات استفاده می‌کنند . عبارت ” یک پیتزا بخر و پیتزای دیگر را نصف قیمت ببر” از همین جمله‌هاست. 
فهم این ساختار قیمت‌گذاری سخت و مشکل است و این سختی، تأثیر معکوس بر فروش نیز می‌تواند داشته باشد.

-۳ قیمت‌گذاری دوبخشی
برای درک بهتر از اینکه مشتریان چه میزان برای خرید یک کالا حاضرند بپردازند، شرکتها از قیمت‌گذاری دوبخشی استفاده می‌کنند. این استراتژی از دو بخش تشکیل شده است. یک بخش قیمت‌گذاری ثابت و دیگری قیمت متغیر که وابسته به میزان خرید هر جنس است. مثلاً قیمت ثابت یک بسته ۶ تایی CDا، ۱۲ دلار و ۵۰ سنت است و پس از آن برای خرید هر CD می‌توانند یک دلار و ۵۰ سنت بپردازند. از نقطه نظر اقتصادی، این نکته که قیمت متغیر با هزینه متغیر تولید کالا یکسان است، اهمیت فراوانی دارد. برای حداکثر کردن سود، لازم است این استراتژی به گونه‌ای طراحی شود که مصرف‌کنندگان را به خرید یک محصول در قیمت متغیر،که کمتر از هزینه تولید آن محصول است، محدود کند. به عنوان مثال در مثال CD، مشتری مایل است تا یک بسته که قیمت آن ۵/۱۲ دلار است را بخرد. در این حالت سیاست شرکت فروشنده باید این باشد که مشتری را به خرید CD ششم و هفتم با قیمت ۵/۱ دلار ترغیب کند. حال اگر مشتری بخواهد این CDها را به قیمت ۱ دلار خرید کند، از آنجا که هزینه هر CD ا،۵/۱ دلار است غیر‌ممکن می‌شود. بنابراین شرکت از یک بسته با قیمت مشخص و در تک فروشیها از قیمتی که انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشد، استفاده می کند.
-۴ قیمت‌گذاری بسته‌ای
دو نوع استراتژی قیمت‌گذاری بسته‌ای وجود دارد: بسته‌های یک دست و خالص و بسته های مختلط. در بسته ‌بندی خالص، محصولات یک شرکت بخشی از آن بسته را در کنار محصولات قبلی شرکت تشکیل می‌دهند و خریدار ناگزیر از خرید کل بسته محصولات است. مثلاً شرکت اویتز (Ovitz) اگر بخواهد ستاره جدیدی را به عنوان هنرمند معرفی کند، آن را در کنار دیگر ستاره‌های مطرح قرار می‌دهد و به این ترتیب آرام آرام به معروفیت و رشد او کمک می‌کند. همچنین برخی شرکتها از این روش برای تبلیغ محصولات جدیدشان استفاده می‌کنند. آنها محصولات جدیدشان را با محصولات قدیمی خود که شناخته شده نیز هستند به صورت یک بسته به یک سری از مشتریان ارائه می‌کنند و به این ترتیب به شناخته شدن آن محصول جدید کمک می‌کنند. ضمن اینکه مشتریان نیز از گرفتن این محصول جدید به صورت رایگان و یا با تخفیف خوشحال می‌شوند.شرکتها باید در نظر داشته باشند که ارائه این محصولات مکمل باید برای جلب رضایت مشتریان باشد. اما در بسته‌بندی مختلط که یکی از معروفترین استراتژی‌های بازاریابی است، محصولات هم به صورت تکی و هم به صورت بسته‌ای ارائه می‌شود و خریدار از انعطاف پذیری در انتخاب برخوردار است. در این بسته بندی قیمت بسته کمتر از جمع قیمت تک تک محصولات است. این روش قیمت‌گذاری یکی ازآسانترین و سودآورترین روشها برای قیمت‌گذاری خدمات اینترنتی است. یکی از مزایای کلیدی به کارگیری تبعیض قیمتی این است که شرکتها می‌توانند یک نوع محصول را به قیمت متفاوت و به مشتریان مختلف ارائه کنند.
-۵ تبعیض قیمتی در طول زمان 
استفاده از این روش یکی از روشهای معمول و شناخته شده برای فروش یک محصول با قیمت متفاوت است. این استراتژی برای خرده‌فروشان اینترنتی براحتی قابل اجراست. وقتی محصول جدیدی به بازار ارائه می‌شود، ابتدا قیمت این محصول بالاست و آرام آرام کاهش می‌یابد. در این حالت برخی از مشتریان که زمان برای آنها از اهمیت بیشتری نسبت به قیمت برخوردار است، در همان ابتدای ارائه به بازار این محصول را تهیه می‌کنند و مشتریان دیگر صبر می‌کنند تا قیمت پایین آید و خرید کنند. بنابراین با استفاده ازاین استراتژی، مصرف‌کنندگان خودشان انتخاب می‌کنند که به واسطه زمان برای یک محصول چه هزینه‌ای را بپردازند. برخی شرکتهای خرده‌فروشی کاست و CDموسیقی از این استراتژی به صورت معکوس استفاده می‌کنند. هرگاه کاست جدیدی به بازار ارائه شود، آنها برای کسانی که در هفته اول یا چند روز اول خرید کنند، تخفیف ویژه‌ای در نظر می‌گیرند. با این روش هم از میزان تقاضا برای آن محصول مطلع می‌شوند – که اگر میزان تقاضا خوب بود آن را تبلیغ کنند- و هم مشتریان را به داخل مغازه و یا فروشگاه می‌کشانند تا از دیگر محصولات نیز به این واسطه دیدن کنند. البته این روش مورد پسند شرکتهای تولیدکننده آن CD و یا کاست و … نیست، زیرا از نظر بازاریابی قیمت‌گذاری هفته اول و یا اوایل فروش، برای شرکت خیلی مهم است و می‌توانند سود مناسبی کسب کنند. ضمن اینکه ممکن است، قیمت پایین سی‌دی یا محصول به منزله عدم کیفیت و یا ارزش کم آن در نظر گرفته شود و به اعتبار شرکت لطمه بزند.
-۶ قیمت‌گذاری دیوانه‌وار
شرکتها معمولاً در این روش با کاهش قیمت به دنبال کسب تقاضای چشمگیری برای محصول خود هستند. این حالت ممکن است به چند دلیل اتفاق افتد.
_ قیمت‌‌گذاری منصفانه: شرکتهایی که با تقاضای اضافی مواجه هستند، شاید قیمت‌هایشان را پایین‌تر از بازار نگه ‌دارند تا بدین وسیله حسن نیت خود را ثابت کنند و این سبب خرید کردن دیوانه‌وار می‌شود. 
_ عدم اطمینان از تقاضا: وقتی شرکت، محصول جدیدی را به بازار ارائه می‌کند، از عدم اطمینان نسبت به پذیرش این محصول توسط بازار اطلاعی ندارد. اگر تقاضا به صورت غیر منتظره‌ای بالا باشد، برخی خرده‌فروشان و تولید‌کنندگان از ریسک‌پذیری کمی برخوردارند و به دلیل افزایش یک دفعه‌ای قیمتها، برخی محصولات را با قیمتهای پایین می‌فروشند. مشتریان اغلب شرکتها را به این دلیل که هنگامی که تقاضا برای محصولاتشان افزایش می‌یابد، قیمتها را افزایش می‌دهند، مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. اگرچه افزایش قیمتها می‌تواند برای شرکتها سود زیادی را ایجاد کند، اما به شهرت و اعتبار آنها لطمه می‌زند. 
_ عوامل بازاریابی: قیمت‌گذاری دیوانه‌وار از طبیعت مشتریانی سرچشمه می‌گیرد که به صورت جنون‌انگیزی به دنبال کسب آن محصول هستند. این مشتریان به تک تک مغازه‌ها سر می‌زنند، در حراجیها قیمت‌گذاری می‌کنند تا این محصول را به هر طریق ممکن به دست آورند. در این حالت مشتریان دیوانه، به ایجاد یک پوشش رسانه‌ای می‌پردازند. مثلاً در تعطیلات سال ۲۰۰۰ شرکت سونی اعلام کرد تنها نیمی از یک میلیون دستگاه پلی استیشن را که در ایالات متحده قول داده بود توزیع کند، می‌تواند انجام دهد. این خبر سبب شد مشتریان به صورت دیوانه‌وار به دنبال کسب این وسیله باشند و به تبع آن، قیمت نیز افزایش چشمگیری داشت. سونی برای این دستگاه قیمت ۲۹۹ دلاری را قرار داده بود، اما بعد از این خبر قیمت آن به ۹۵۰ دلار رسید. 
_ نشانه کیفیت: اگر قیمت یک محصول به دلایلی نظیر افزایش تقاضا بالا رود، برخی مشتریان این افزایش قیمت را نشانه‌ کیفیت داشتن آن محصول به حساب می‌آورند. 
_ روش فروش کارا : شرکت والت دیزنی با اعلام اینکه برخی از محصولات قدیمی و کلاسیک ویدیویی خود را (نظیر پینوکیو و …) به صورت محدود به فروش می‌رساند و پس از این فروش تا مدتها این محصول را ارائه نخواهد کرد، منجر به خرید دیوانه‌وار مشتریان و هجوم آنها برای خرید شد. در این حالت این شرکت توانست علاوه بر کسب سود خوب، این محصولات را به اندازه کافی و بیشتر از اعلام قبلی به فروش برساند و یک فروش کارا ایجاد کند
  • بازدید : 76 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي از ابعاد زندگي كه شديدا تحت تاثير مدرنيته قرار گرفته، بعد آموزش است. يادگيري الكترونيك كه اكنون بازاري ۱۷ ميليارد دلاري در دنيا دارد، مي تواند منشا مزاياي بسياري براي اقتصاد كشورها باشد. مزاياي استفاده از آموزش الكترونيك، موانع شكوفايي اين آموزش در كشور، نقش آن در تحقق اهداف سند چشم انداز و تاثيرات آموزش الكترونيك بر بدنه اقتصادي كشور ازجمله مواردي هستند كه تدبير در بخش اول ميزگرد بدانها پرداخته است. شركت كنندگان در ميزگرد با اين منظر به موضوع مي نگرند: «آموزش الكترونيك؛ ضرورت استراتژيك
بازهم منطق فازي
بهره گيري از منطق فازي، هر روز ابعاد جديدي مي يابد و به حوزه هاي جديدي وارد مي شود. اگر سازمان را يك سيستم زنده با تعاملات گسترده بپنداريم، لزوم بهره گيري از روشهاي هوشمند براي سنجش ويژگيهاي آن مشخص مي شود. چابكي يا به عبارت ساده توانايي سازمان براي تغيير درجهت بهره گيري از فرصتهاي جديد، ازجمله مواردي است كه منطق فازي را براي سنجش خود پذيرفته است. دكتر «علي ملاحسيني» و «شهرزاد مصطفوي» از موضوعي نو، يعني «ارزيابي چابكي سازمان با استفاده از منطق فازي» مي گويند.
 
۲۴
دانش خوشه اي
هرچند خوشه هاي صنعتي، مفهوم چندان نويي نيست، ولي رويكردهاي جديد به اين مقوله، باعث دگرگون شدن آن شده است. ازجمله اينكه تعريف سنتي خوشه هاي صنعتي كه براساس هزينه و منابع فيزيكي بود، جاي خود را به تعريف براساس دانش و اطلاعات و نقش آن در توليد خوشه ها داده است.
«مديريت دانش و توسعه خوشه هاي صنعتي» موضوعي است كه «مجتبي ولي زاده» اساس مقاله خود قرار داده است.
 
۲۹
رهبران و جو سازماني
هرچند جو سازماني يا به بيان ساده تر، درك كاركنان از محيطي كه در آن كار مي كنند به عوامل مختلفي بستگي دارد، اما نتايج تحقيقات بسياري مؤيد اين مطلب است كه در ميان كليه عوامل، نقش رابطه رهبران يا مديران با كاركنان، موثرترين عامل در چگونگي شكل گيري جو سازماني است.
«رهبران و فضاي سازماني متعالي»، آن چيزي است كه دكتر «محمدعلي بابايي زكليكي» و «نونا مؤمني»، بدان پرداخته اند.
 
۳۳
IT و برنامه ريزي سازمان
IT به خودي خود هدف نيست بلكه وسيله‌اي است كه سازمانها را در نيل به اهداف ياري مي‌كند. سيستم ERP يا برنامه‌ريزي منابع سازمان در دهه‌هاي اخير نسلهاي مختلفي را پشت سر گذاشته است و اكنون به كمك IT وارد فاز جديدي به نام ERP II شده است. دكتر «محمد تقوي‌فرد»، «مصطفي ترابي» و «محسن زاهدي»، «نقش فناوري اطلاعات در برنامه‌ريزي سازمان» را واشكافي مي‌كنند. 
 
۴۳
يك الگوي ساده
الگوي انتقالي، اثربخشي آموزش كاركنان را خيلي ساده تعريف مي كند: ميزاني كه مهارتهاي يادگرفته شده در آموزش به محل كار منتقل و منجر به حداكثر شدن بازگشت سرمايه آموزش مي شود. «محمدرحيم جعفرزاده» در مقاله خود، «الگوي انتقالي در ارزيابي اثربخشي آموزش كاركنان» را با تعريف انتقال، سنخ شناسي الگوي انتقالي و مؤلفه هاي موثر بر انتقال، تشريح مي كند.
 
۴۹
ابزارهاي برتر
هرچند كه ابزارهاي مديريتي، هميشه با تأخير در كشور، مورداستفاده قرار مي گيرند، اما اطلاع از پرطرفدارترين ابزارهاي مديريتي كه در دنيا به كار مي روند، مديران را قادر مي سازد تا از ميزان كارايي ابزارها و پيش بيني گرايش به سمت اين ابزارها در آينده آگاه شوند. «آناهيتا خزاعي» و «شادي گلچين فر»، «برترين ابزارهاي مديريتي در سال ۲۰۰۶» را به خوانندگان معرفي مي كنند.
 
۵۴
قيمت در دنياي الكترونيك
تغييرات سريع بازار از ابعاد مختلف، شركتها را براي انتخاب يك استراتژي قيمت گذاري در بازارهاي الكترونيك دچار مشكل كرده است. سبكهاي مختلف حراجي، قيمت گذاري تبعيضي، دو بخشي، بسته اي و ديوانه وار ازجمله استراتژي‌هاي قيمت گذاري در بازارهاي الكترونيك هستند كه شركتها برحسب نوع فعاليت، حساسيت قيمت، رقبا، هزينه ها و… يكي يا چند از آنها را انتخاب مي كنند. «شهريار عزيزي» و «محمدجواد قرباني»، «قيمت گذاري در بازارهاي الكترونيك» را به تفصيل بيان مي كنند.
 
۶۸
رموز پيشرو بودن
در «بنگاههاي برتر جهاني»، كرامت بخشي به نيروي كار، تعهدهاي اخلاقي، توجه به مشتريان، تمركز بر فعاليتهاي تحقيق و توسعه …، اصول مشترك هستند. براي مثال در «شركت فيليپس» به ازاي هر محقق، ۵۵/۱ اختراع ثبت شده وجود دارد. با «مسعود بينش» يك بنگاه برتر جهاني ديگر را ورق مي زنيم.
 
۷۶
۷۸
۸۰
يكي از نشستهاي خانه مديران سازمان مديريت صنعتي به موضوع نظامهاي توزيع اختصاص داشت و در آن «علي عياري»، مدرس بازاريابي و فروش، ابتدا تعريف و وظايف كانال‌هاي توزيع را ارائه و سپس نظامهاي توزيع، جايگاه خرده‌فروشها، عمده‌فروشي را براي شركت كنندگان ذكر كرد. «آشنايي با نظامهاي توزيع» عنوان گزارش اين نشست است.
دكتر «قاسم انصاري رناني» عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي معتقد است كه روشهاي سنتي آموزش مديريت، مثل كلاس‌هاي درس، انعطاف لازم را ندارند و دانشجويان را خسته مي كنند. او با بهره گيري از تجربياتش به برگزاري كارگاه «نقش بازيهاي آموزشي پنج دقيقه اي در يادگيري» اقدام خواهدكرد. تدبير با اين استاد دانشگاه درباره اين بازيها و نقش آنها در يادگيري مصاحبه اي انجام داده است.
آيا ميان زايش يك محصول هنري و صنعتي، تشابهي وجود دارد. آيا مي توان «صنعت و هنر» را پيوند داد. «محسن قانع بصيري» سردبير مجله مديريت، در نشست خانه مديران از پيوندهاي فراموش شده صنعت و هنر سخن مي‌گويد و نمونه هاي تاريخي از اين پيوند را ذكر مي كند. او همچنين از اين موضوع سخن مي گويد كه چگونه مي توان «پيوندهاي صنعت و هنر» را دوباره خلق كرد
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

واژه بازاريابى نبايد به معنى قديمى آن، يعنى صرفاً فروختن، معنى و تعبير گردد. معناى جديد اين واژه همانا تأمين نيازهاى مشترى است. شرکتهاى امروزى با رقابت شديد و فزايندهاى روبهرو هستند و پاداش از آن شرکتى خواهد بود که بتواند به بهترين نحو ممکن، خواستهاى مشترى را درک و بالاترين منفعت را براى مشتريان هدف خود تأمين کند. در محدوده بازار، اين مهارتهاى بازاريابى است که شرکتهاى حرفهاى را از شرکتهاى غيرحرفهاى تفکيک مىکند.
بازاريابى بعنوان فرآيندى مديريتى – اجتماعى تعريف مىشود که بوسيلهٔ آن افراد و گروهها از طريق توليد و مبادلهٔ کالا با يکديگر، به امر تأمين نيازها و خواستههاى خود اقدام مىکنند. براى روشن شدن اين تعريف بايد بدواً اصطلاحات مهم نياز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار را بررسى کرد.

نياز
نيازهاى انسان، يکى از مفاهيم اساسى بازاريابى است. احساس محروميت همان نياز است. انسان داراى نيازهاى پيچيدهاى است. اين نيازها شامل نيازهاى فيزيکى يا نياز به غذا، پوشاک، گرما و سرما، امنيت و … نيازهاى اجتماعي، نظير نياز به احساس تعلّق و محبت و نيازهاى شخصي، مانند دانستن و اظهار وجود هستند.
خواسته
خواسته شکلى است که نيازهاى انسان تحت تأثير فرهنگ و شخصيت انفرادى به خود مىگيرد. خواستهها برحسب امکاناتى که تأمينکننده نيازها هستند، تعريف مىشوند. وقتى جامعهاى متحول مىگردد، خواستههاى اعضاى آن نيز توسعه مىيابد. وقتى مردم در معرض امکانات بيشتر و مورد علاقه خود قرار مىگيرند، توليدکنندگان نيز اقدام به توليد کالاها و خدماتى مىکنند که خواستههاى جديد را پاسخ گويند.

تقاضا
مردم تقريباً داراى خواستههايى نامحدود هستند اما در برابر منابع محدودى قرار دارند. از اينرو کالاهايى را براى مصرف انتخاب مىکنند که در ازاى وجوه پرداختي، حداکثر رضايت را براى ايشان فراهم آورد. خواستهها، وقتى با قدرت خريد همراه باشند، تبديل به تقاضا مىشوند.
کالا
هر چيزى که بتوان براى جلب توجه، بدست آوردن، استفاده و يا مصرف، در بازار عرضه کرد و توانايى تأمين يک خواسته يا نياز را داشته باشد، کالا تلقى مىشود.
مبادله
مبادله خود عبارت است از دريافت چيزى مطلوب از کسى ديگر، در مقابل ارائه مابهازايى به او. مبادله هسته مرکزى بازاريابى است و براى تحقق آن، شرايط زير لازم است:
حداقل دو طرف بايد با يکديگر مشارکت داشته باشند.
– هر طرف بايد چيز باارزشى براى مبادله با ديگرى در اختيار داشته باشد.
هر طرف بايد علاقهمند به مبادله با طرف ديگر باشد.

هر طرف بايد در رد و يا قبول پيشنهاد طرف ديگر آزادى کامل داشته باشد
و بالاخره، هر طرف بايد داراى توانايى لازم براى مراوده و تحويل باشد.

مديريت بازاريابى
براى نيل به اهداف شرکت مديريت بازاريابى مىکوشد بهطريقى که مىتواند سطح، زمانبندى و ماهيت تقاضا را تحت تأثير قرار دهد. بهعبارت ساده، مديريت بازاريابي، همان مديريت تقاضا است.
در اينجا مديريت بازاريابى بعنوان تجزيهوتحليل، برنامهريزي، اجرا و کنترل برنامههايى تعريف مىشود که براى نيل به اهداف سازمانى تهيه مىگردند؛ برنامههايى با هدف ايجاد و حفظ مبادلات نافع با خريداران.
مبانى اجتماعى بازاريابى
ما مديريت بازاريابى را کوشش براى دستيابى به مبادلاتى مطلوب با بازارهاى هدف تعريف کرديم. چه فلسفهاى بايد راهنماى اين تلاشهاى بازاريابى باشد؟ و در اين ميان منافع سازمان، مشتريان و جامعه هر يک چه ارزشى دارند؟ بهخصوص که در اغلب موارد اين منافع با يکديگر در تضاد هستند.فعاليتهاى بازاريابى سازمانها تحت مفاهيم پنجگانهاى اداره مىشوند.
مفهوم توليد
در مفهوم توليد فرض بر اين است که مشتريان نسبت به کالاهايى نظر مساعد خواهند داشت که اولاً موجود بوده و ثانياً داراى قيمت بسيار مناسبى باشند. بنابراين مديريت وظيفهٔ بهبود توليد و توزيع را برعهده دارد. اين مفهوم يکى از قديمىترين فلسفههاى راهنماى فروشندگان محسوب مىشود.

مفهوم کالا
براساس مفهوم کالا مشتريان خواهان کالاهايى هستند که از بهترين کيفيت و کارآيى برخوردار باشند. برمبناى اين اصل، سازمان بايد منابع خود را به بهبود پيوسته کالا اختصاص دهد.


به حداکثر رساندن رضايت مشترى
بنابراين نظر، هدف سيستم بازاريابى به حداکثر رساندن رضايت مشترى است و نه فقط افزايش کمّى مصرف. خريد يک دستگاه اتومبيل جديد و يا مالکيت پوشاک بيشتر وقتى بهحساب مىآيد که به رضايت خريدار بيانجامد. متأسفانه اندازهگيرى رضايت مصرفکننده دشوار است. اول، هيچکس نحوهٔ اندازهگيرى رضايت کل ايجادشده ناشى از يک فعاليت بازاريابى يا محصول خاص را ابداع نکرده است. دوم، رضايتى که مصرفکنندگان از مزاياى يک کالا يا خدمت بهدست مىآورند بايد در کنار معايب آن در نظر گرفته شود، معايبى نظير آلودگى و تخريب محيط زيست. سوم، رضايت عدهاى از مردم از مصرف کالاهاى بهخصوصى نظير کالاهاى شخصيتآور، حاصل اين واقعيت است که فقط تعداد کمى مالک چنين کالاهايى هستند. بدين ترتيب ارزشيابى سيستم بازاريابى برحسب ميزان رضايت حاصله از آن دشوار است


به حداکثر رساندن حق انتخاب
بعضى از بازاريابان بر اين باور هستند که هدف سيستم بازاريابى بايد به حداکثر رساندن تنوع کالا و حق انتخاب مصرفکننده باشد. بدينسان سيستم بازاريابى دقيقاً فرصت يافتن کالاهايى را در اختيار مصرفکنندگان قرار مىدهد که با دائقهٔ ايشان سازگار باشد و رضايت ايشان را نيز تأمين کند و مصرفکنندگان نيز با درکى درست و کامل از سبک زندگى خود قادر هستند رضايت کلى خود را به حداکثر رسانند. متأسفانه به حداکثر رساندن حق انتخاب مصرفکننده مستلزم هزينه است. اول اينکه توليد با تنوع زياد، هزينههاى توليد و موجودىها را افزايش مىدهد و اين بهنوبهٔ خود افزايش قيمت کالاها و خدمات را بهدنبال دارد و قيمتهاى بالا، درآمد واقعى مصرفکنندگان و در نتيجه مصرف را کاهش مىدهد. دوم، تنوع بخشيدن به کالا مستلزم اين است که مصرفکننده تلاش و تحقيق بيشترى کند. چرا که مصرفکنندگان زمان بيشترى را صرف بررسى و ارزيابى کالاهاى مختلف مىکنند. سوم، تعدد کالا لزوماً امکان انتخاب واقعى مصرفکننده را افزايش نمىدهد.
به حداکثر رساندن کيفيت زندگى
بسيارى از مردم بر اين باور هستند که هدف سيستم بازاريابى بايد ارتقا کيفيت زندگى باشد. البته اين امر فقط محدود به کيفيت، کميت، موجود بودن و هزينهٔ کالاها نيست، بلکه کيفيت فيزيکى و فرهنگى محيط زيست را نيز شامل مىگردد. طرفداران اين نظر قضاوت خود را بر پايه مقدار رضايت مستقيم مصرفکننده از سيستم بازاريابى قرار نمىدهند، بلکه تأثير بازاريابى را بر کيفيت محيط زيست نيز در نظر مىگيرند. اکثر مردم عقيده دارند کيفيت زندگى هدف ايدهآلى براى بازاريابى است، ولى اين اعتقاد را نيز دارند که اندازه گرفتن کيفيت نيز دشوار است و افراد مختلف از اين مسئله برداشتهاى مختلفى دارند.
برنامهريزى استراتژيک و نقش بازاريابى
بازاريابى نقش بسيار مهمى در برنامهريزى استراتژيک بهعهده دارد. بازاريابى اطلاعات و ساير منابع مورد نياز براى تهيه برنامه استراتژيک را مهيا مىسازد. برنامهريزى استراتژيک نيز به نوبه خود نقش بازاريابى را در سازمان روشن مىکند. در چارچوب يک برنامه استراتژيک است که بازاريابى با همکارى با ساير دواير سازمان، نيل به اهداف جامع استراتژيک را ميسر مىسازد.
تمام شرکتها براى مقابله با اوضاع متحول در صنايعشان بايد آيندهنگر باشند و خطمشىهاى بلندمدت تهيه کنند. هيچ خطمشى واحدى وجود ندارد که براى کليه شرکتها کارساز باشد. هر شرکت بايد با توجه به اوضاع و احوال، فرصتها، اهداف و منافع خود بهترين خطمشى هدفدار را براى خود انتخاب کند. وظيفه خطير و سنگين انتخاب يک خطمشى جامع و کامل براى بقا و رشد شرکت برنامهريزى استراتژيک نام دارد.
بازاريابى سازمان
سازمانها نيز اغلب براى فروش خود، اقدام به بازاريابى مىکنند. بازاريابى سازمان، شامل فعاليتهايى است که براى ايجاد، حفظ يا تغيير طرز تفکر يا رفتار مخاطبين، نسبت به يک سازمان انجام مىگيرد. بازاريابى سازمان، هم به وسيله مؤسسات انتفاعى و هم مؤسسات غيرانتفاعي، مورد استفاده قرار مىگيرد. مؤسسات اقتصادى مىکوشند با بهرهگيرى از روابط عمومى يا استفاده از برنامههاى تبليغاتى صنفي، تصوير ذهنى خود را ارتقا بخشند. مؤسسات غيرانتفاعى نظير کليساها، مراکز آموزش عالي، موزهها و گروههاى هنرى نيز بهمنظور جمعآورى وجوه نقدى و افزايش تعداد اعضا يا طرفداران خود، اقدام به بازاريابى سازمان مىکند. بازاريابى سازمان، مستلزم برآورد و ارزيابى تصوير دهنى کنونى سازمان و تهيه برنامه بازاريابى براى بهبود آن است. يعنى بازاريابى سازمان دو مرحله دارد:
ارزيابى تصوير ذهنى
اولين گام براى ارزيابى تصوير ذهني، تحقيق درباره تصور کنونى جوامع اصلى طرف سازمان دربارهٔ آن است. تصوير ذهنى سازمان، تصور يک فرد يا گروه منفرد از يک سازمان است. افراد مختلف ممکن است از يک سازمان، ذهنيتهاى متفاوتى داشته باشند. يک سازمان نيز ممکن است از تصوير ذهنى جامعه دربارهٔ خود راضى باشد يا به اين نتيجه برسد که در اين زمينه کاستىهايى وجود دارد که بايد برطرف گردد.
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در  47صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با توجه به اينكه در ايران انوع آب و هوا وجود دارد و شرايط و اقليم نيز متنوع مي باشد در نتيجه تنوع سبزيجات آن بسيار مي باشد و همچنين سبزيجات ايران بواسطه ي نحوه ي عمليات كاشت و داشت و برداشت و وجود خاك بسيار غني و حاصل خيز در جهان مطلوبيت زيادي دارا مي باشد.
در همين راستاها بايستي در سدد صدور اين محصولات به خارج از كشور به بهترين نحو ممكن كوشيد و لذا نگهداري و عرضه ي داخلي آن نيز يكي ديگر از هدفهاي اين رشته مي باشد و براي محقق كردن اين ارزشها ابتدا بايد روشي يافت كه توانايي نگهداري بهينه در زمان طولاني بصورت مطلوب و تازه را داشته باشد. لذا خشك كردن سبزيجات راهي است مناسب براي اين امر.
تجارت بين الملل و كشورهاي روبه توسعه  
تجارت خارجي معمولاً به كل واردات و صادرات كشور اطلاق مي شود كه ارتباط متقابل با دنياي خارجي را اقتضا مي كند، ارتباط با دنياي خارجي هم از لحاظ واردات و هم از لحاظ صادرات در بررسي احتمال ايجاد وابستگي اهميت پيدا مي كند. مي دانيم كه صادرات جزئي از تقاضاي كل براي توليدات داخلي به شمار مي رود و حاصل آن كسب درآمد ارزي براي كشور است كه پس از انتقال و تبديل به ريال مي تواند منشاء مخارج القايي و افزايش تكاثري درآمد ملي گردد. صادرات بويژه زماني كه با     مزيت هاي نسبي كشور در توليد آنها مطابقت داشته باشد راهي براي افزايش رفاه اقتصادي داخلي و استفاده بهينه از منابع است. هدايت منابع اقتصادي به توليد كالاهاي صادراتي از يك سو باعث تقسيم كار و تخصيص مي شود و از سوي ديگر توليد كنندگان داخلي را به بازار خارجي وابسته مي كند.
بنابراين در تجارت خارجي نوع ارتباط مهم است. اگر ارتباط به گونه اي ايجاد شود و نشو و نما يابد كه با كمترين خواست و آگاهي يا قدرت كنترل به ادغام در اقتصاد و بازار جهاني منتهي شود تجارت خارجي كشور را وابسته مي كند.
بسياري از كشورهاي روبه توسعه به تجارت با دنياي خارجي و بويژه تجارت با كشورهاي پيشرفته صنعتي وابسته اند و علت پابرجايي اين وابستگي از يك سو نياز آنها به دانش فني و امكانات عملي در بكارگيري آن در توليد داخلي و بخصوص توليد كالاهاي صادراتي و از سوي ديگر استفاده از مزيت كشور در توليد كالاها و خدمات است كه به صرفه جويي هاي مقياس و بازار وسيع فروش وابسته مي باشند. 
لذا تك محصولي بودن از بارزترين اشكال وابستگي به تجارت خارجي است و در عوض كمترين وابستگي به كشورهايي بر مي گردد كه كالاهاي متنوع، عمدتاً از نوع صنعتي و با ارزش افزوده بالا صادر مي كنند.
در بيشتر كشورهاي در حال توسعه، صادرات فاقد تنوع لازم مي باشد و عموماً محدود به يك يا دو ماده عمده است و در اغلب موارد همين صادرات ۷۰ تا ۹۰ درصد درآمد ارزي كشور را تأمين مي كند. به عنوان نمونه صادرات پنبه مصر، قهوه برزيل، مس شيلي، كنف بنگلادش، نفت ايران و … را مي توان نام برد. بطوري كه تجربيات حاصله از بازرگاني بين الملل تا كنون نشان داده، با مختصر كاهش در بهاي جهاني اين مواد، يكباره تراز پرداختهاي ممالك صادر كننده دچار چنان عدم موازنه اي مي شود كه حيات اقتصادي آنها را تهديد به نابودي مي كند، معمولاً در كشورهايي كه صادرات عموماً متكي به ي يا دو محصول كشاورزي يا مواد خام اوليه است درآمد ارزي از ثباتي برخوردار نيست كه اولاً اين بي ثباتي بسيار شديد است و ثانياً هزينه هاي اين بي ثباتي بسيار زياد مي باشد  . بنابراين ملاحظه مي گردد كه عطف توجه به صادرات به طور اعم و صادرات محصولات غير تك محصولي به عنوان يك ضرورت براي رهايي از وابستگي تلقي گرديده است.
جايگاه صادرات غير نفتي در اقتصاد كشور 
اصولاً ميزان توليد بر مبناي تقاضا شكل مي گيرد، تقاضا ممكن است ناشي از عوامل داخلي يا خارجي باشد فقدان عوامل خارجي تقاضا (در اقتصاد بسته) سبب خواهد شد كه توليد تنها بر مبناي عوامل داخلي شكل گرفته و بنابراين علي رغم امكان وجود ظرفيتهاي توليدي، ميزان عرضه در ميزان تقاضا متعادل خواهد شد. اما چنانچه تقاضاي خارجي (صادرات) نيز وجود داشته باشد، طبيعي است كه مي توان ظرفيتهاي بلااستفاده را به كار گرفت و اقدام به تأمين تقاضاي خارجي (صدور كالا به خارج) نمود. بنابراين بين ظرفيت هاي توليدي و صادرات غير تك محصولي يك رابطه متقابل وجود دارد.
مطالعات انجام شده در كشورهاي مختلف نشان مي دهد كه كمي استفاده از ظرفيت هاي توليدي مبتلا به تمام كشورهاي در حال توسعه است. ميزان استفاده از ظرفيت هاي توليدي بستگي به سطح توسعه اقتصادي، اجتماعي دارد. بدين معني كه هرقدر سطح توسعه پايين تر باشد، ميزان استفاده از تجهيزات و منابع موجود كمتر است. در كشورهاي جهان سوم علل گوناگوني در عدم استفاده كامل از ظرفيت هاي توليدي دخالت دارند كه كمبود مواد خام و نيروي انساني ماهر در صدر اين علل قرار دارند.
آثار جانبي افزايش ظرفيت هاي توليدي
افزايش ظرفيتهاي توليدي بمنظور صادرات غير نفتي بر پديده اشتغال، ركورد و تورم تأثير مي گذارد به بياني ديگر، به حداكثر رسانيدن استفاده از ظرفيتهاي توليدي مي تواند نقش قاطعي در از بين بردن بيكاري، ركود و تورم داشته باشد. فرض مي كنيم ميزان استفاده از ظرفيتهاي توليدي را از ۶۰ درصد به ۱۰۰ درصد برسانيم. در اين صورت نه تنها توليد به مقدار ۴۰ درصد افزايش مي يابد بلكه حداقل ۲۳ درصد بر تعداد شاغلان افزوده مي شود (بالا نرفتن تعداد شاغلان درست به ميزان ۴۰ درصد ناشي از صرفه جويي هاي حاصل از مقياس است) از طرف ديگر عدم استفاده از ظرفيتهاي كامل باعث بالا رفتن نسبت سرمايه به نيروي كار و نسبت سرمايه به توليد است كه اولي به معني لزوم سرمايه گذاري بيشتر در مقابل هر نفر شاغل و دومي به معني بالا رفتن غير لازم هزينه هاي توليدي و افزايش غير ضروري قيمت كالاست كه همراه با كمبود كالا نقش مهمي در ايجاد پديده تورم ركودي دارد.
نقش صادرات غير نفتي در ايجاد اشتغال
صادرات غير نفتي كليه اجزاء و عوامل اقتصادي به ويژه اشتغال را تحت تأثير خود قرار مي دهد. مصاديق اثر گذاري آن را بر اشتغال مي توان در زمينه هاي توليد، گردآوري، بسته بندي، صدور و بازاريابي يافت. متأسفانه آمار و ارقام دقيق در جهت اثبات اين قضيه وجود ندارد ولي با توجه بيشتر به جنبه هاي كيفي قضيه مي توان اين تأثير گذاري را روشن ساخت.
در زمينه توليد، طبيعي است كه صرفاً تقاضاي داخلي در مقابل توليدات با فرض وجود بيكاري، زماني كه بين عرضه و تقاضاي داخلي تعادل برقرار شود، مي تواند اشتغال را افزايش دهد.
از سوي ديگر چنانچه توليدات مورد نظر به بازارهاي خارجي نيز صادر گردد، در واقع افزايش تقاضا تلقي مي گردد كه امكان توليد و عرضه بيشتر كالاها و بنابراين زمينه اشتغال بيشتر را فراهم مي كند. بنابراين صادرات غير نفتي از جهت توليد مي تواند مستقيماً از طريق نيروي كار فعال در فرآيند توليد و يا غير مستقيم از جهت تأمين مواد اوليه و ماشين‌آلات توليدات مزبور، اشتغال را تحت تأثير قرار دهد. البته هر مقدار كالاها يا توليدات فوق كاربرتر بوده و به منابع داخلي وابستگي بيشتري داشته باشد تأثير آن بر اشتغال بيشتر است.
كالاهاي صادراتي براي صدور بايستي از مراكز توليد گرداوري و جهت صدور مهيا شوند. طبيعي است كه اين مسأله بايستي توسط نيروي انساني انجام پذيرد. به عبارت ديگر از اين جنبه، نيروي انساني در بخش حمل و نقل، تجار و صادر كنندگان، نيروهاي دولتي مشغول در بخش گمركات و … همه به دليل وجود صادرات مي باشد. كه البته ارتباط صادرات غير نفتي و اشتغال از اين بابت به حجيم و وزين بودن كالا ارتباط بيشتر دارد يعني هرقدر كالاهاي صادراتي داراي حجم و وزن بيشتري باشد لاجرم بايد افراد و نيروي انساني بيشتري جهت حمل و صدور كالاها به كار گرفته شوند.
به هر حال بين صادرات غير نفتي و اشتغال رابطه تنگاتنگي وجود دارد كه علاوه بر موارد فوق الذكر، زمينه هاي اشتغال در مواردي چون تحقيقات و بازاريابي، برگذاري نمايشگاههاي تجاري-صادراتي، سمينارهاي مرتبط با صادرات و مهمتر از انها، ادارات و ارگانهاي دولتي كه جهت توسعه صادرات تشكيل مي شوند (مانند مركز توسعه صادرات) و … كه به هر حال هريك بنابه مورد، تعدادي از نيروي انساني كشور را به خود مشغول مي كند.
تعريف استراتژي 
استراتژي عبارت است از الگو يا طرحي كه هدف ها، سياست ها و زنجيره هاي عملياتي يك سازمان را در قالب يك كل به هم پيوسته با يكديگر تركيب مي كند.
نقش و جايگاه صادرات غير نفتي در استراتژي هاي توسعه اقتصادي 
اگر بخواهيم رشد و توسعه كشورها را كه در نتيجه برنامه و الگوهاي خاص صورت گرفته است مشخص و تفكيك كنيم، مي توان كشورها را از زاويه تجارت خارجي به دو دسته كلي درون گرا و برون گرا تقسيم نمود.
كشورهاي درون گرا به بياني كشورهاي طرفدار سياست جايگزيني واردات مي باشند.
كشورهاي برون گرا، كشورهاي قائل به صادرات هستند كه سياست بازرگاني خارجي آنها در جهت تشويق صادرات عمل مي كند. سعي ما براين است كه در اينجا هر يك از دو سياست را جداگانه تبيين نماييم و نظراتي را كه در توجيه و تفسير هر سياست بيان شده است معرفي كنيم.
الف- استراتژي جايگزيني واردات
تعريف- سياست درون نگري اقتصادي و به بياني استراتژي جايگزيني واردات مبتني بر تأمين احتياجات بازار داخل كشور با توليدات داخلي مي باشد، به صورتي كه اين توليدات به مرور جايگزين واردات گردند.
هدف- عمده ترين هدف از انتخاب اين استراتژي رهايي از وابستگي وارداتي و رسيدن به خودكفائي است. وابستگي وارداتي به صورتي كه كشور را آسيب پذير كرده است يعني به علت نياز شديد به كالاهاي وارداتي، چنانچه كاهش يا قطع واردات صورت گيرد، كشور مزبور در تنگناي اقتصادي قرار گرفته و عواقب ناگوار سياسي، اقتصادي براي آن بوجود مي آيد.
از يك طرف انتخاب اين روش در جهت كاهش يا قطع نيازهاي ارزي و آسيب پذيري مي باشد و از طرف ديگر باعث تشويق توليدات داخلي مي شود كه اين تشويق و حمايت از توليدات داخلي معمولاً با روشهاي كنترل ارزي، تعرفه و عوارض گمركي، سهميه بندي ها و ديگر سياست هاي محدودكننده واردات انجام مي گيرد. همچنين در مورد ايجاد صنايع جايگزيني واردات چنين مطرح مي شود كه اين گونه صنايع بالاخره به مرحله سود آوري توليد به مقياس وسيع و هزينه هاي كم خواهد رسيد و يا اينكه تراز پرداخت ها با ورد مقدار كمتري از كالاهاي مصرفي بهبود مي يابد.
نقد و بررسي اين استراتژي
عامل مهم در انتخاب استراتژي جايگزيني واردات، رهايي از وابستگي وارداتي و رسيدن به خودكفايي بود. يعني جايگزين كردن واردات بوسيله محصولات داخلي، روش كلي در اين سياست تمايل به كاهش يا قطع روابط تجاري است كه در صورت شدت اين تمايل به صورت سياست انزواي كامل و در صورت ضعف تمايل به شكل متعادل تر متوجه سياست مبتني بر خودكفائي مي باشد.
ب- استراتژي توسعه صادرات:
تعريف- سياست برون گرايي اقتصادي و به بيان ديگر سياست توسعه اقتصادي بر اساس «توسعه بخش صادرات» مبتني بر تشويق صادرات در كشور است. يعني در جهت صادرات كالا و افزايش صادرات در كشور و با تأكيد بر توسعه صنايعي كه از مزيت نسبي برخوردارند و يا اينكه به گونه اي امكانات توليدي دارند.
هدف- تأمين منافع اقتصادي كشور از طريق توسعه و تنوع در صادرات و تحصيل هرچه بيشتر درآمد هاي ارزي به كمك آن مي باشد. به عقيده چنري  در كشورهاي در حال توسعه صادرات محصولات صنعتي نه تنها منبع رشد اقتصادي براي آنها مي باشد بلكه در برطرف كردن نيازهاي ارزي آنها بسيار مؤثر است. وي معتقد است كه در سياست توسعه بخش صادرات اصول و مكانيسم بازار بايد در نظر گرفته شود، چون در غير اين صورت صادرات در بازارهاي بين المللي شكست خواهد خورد و در نتيجه رشد و توسعه اقتصادي هم حاصل نخواهد شد.
نقد و بررسي اين استراتژي
روش كلي در سياست توسعه بخش صادرات تمايل به تجارت آزاد دارد و در صورت عدم ايجاد هرگونه محدوديتي در اعمال اين سياست آن را مي توان استراتژي درهاي باز اقتصادي ناميد كه مبتني بر اصل مزيت نسبي در اقتصاد كشور مي باشد. نكته مهم اين است كه بدون در نظر گرفتن امكانات تويد كشور نمي توان از صادرات صحبتي كرد و اين توليد مي بايست كالاهاي قابل عرضه در بازارهاي بين المللي باشد و توجه به عواملي كه امكانات رقابت را با ممالك ديگر فراهم مي سازد، نيز از ضروريات است.
انواع استراتژي هاي رقابتي عام 
مسأله اساسي در استراتژي رقابتي، عبارت است از موقعيت نسبي مؤسسه در درون صنعت مربوط به خود، موضع گيري نشانگر آن است كه آيا سود آوري  مؤسسه نسبت به ميانگين صنعت ذيربط بالاست يا پايين. مؤسسه اي كه بتواند به درستي موضع گيري كند، ممكن است ميزان بازيافت در خور توجهي كسب كند. حتي اگر كه ساختار صنعت، نامطلوب و سود آوري آن متوسط باشد. ركن اساسي عملكرد بالاي ميانگين در بلند مدت در واقع آن گونه برتري رقابتي است كه بتوان حفظش كرد. اگرچه مؤسسه مي تواند برابر با رقبايش داراي شمار فراواني از نقاط ضعف و قوت باشد، اما دو گونه برتري اساسي هست كه مؤسسه مي تواند داشته باشد. هزينه كم و تمايز محصول، اهميت هر توانايي يا ضعف مؤسسه در نهايت تابع اثر گذاري آن به هزينه يا تمايز نسبي است. برتري هزينه و تمايز به نوبه خود از ساختار صنعت مربوط سرچشمه مي گيرد. آنها پي آمد توانمندي مؤسسه در برخوردي بهتر از رقبايش با پنج نيرو هستند.
دو مرود اساسي برتري رقابتي يعني هزينه كمتر و تمايز محصول، همگام با دامنه فعاليت هايي كه مؤسسه سعي دارد به كمك آنها به آن دو دست يابد يعني هدف گسترده و هدف كوچك، منجر به سه «استراتژي عام» براي دست يابي به عملكرد بالاي ميانگين در آن صنعت مي شود كه عبارتند از:
۱-رهبري هزينه ۲-تمايز محصول ۳-تمركز فرآورده.
استراتژي سوم يعني تمركز فرآورده به دو گونه مي باشد:
الف- تمركز در هزينه.
ب- تمركز بر تمايز.
هريك از استراتژي هاي عام مسير كاملاً مستقلي را به سوي برتري رقابتي طي مي كند در حاليكه نوع برتري را با توجه به هدف استراتژيك مورد نظر بر مي گزيند.
استراتژي هاي رهبري هزينه و تمايز محصول در پي برتري رقابتي در گستره وسيعي از مؤسسه هاي موجود در يك صنعت هستند در حاليكه استراتژي هاي تمركز، نظر به برتري هزينه (تمركز بر هزينه) و تمايز (تمركز بر تمايز) در بخش كوچكي دارند. اقدامات ويژه اي كه براي اجراي هر استراتژي عام مورد نياز است در ميان صنايع مختلف، متفاوتند. همچنانكه استراتژي هاي يك صنعت خاص مختلف اند. هرچند گزينش و اجراي يك استراتژي عام بسيار دشوار است ما اين استراتژي ها مسيري منطقي هستند كه به سوي برتري رقابتي در هر صنعت بايد آنها را جستجو كرد.
مفهوم بنيادين كه در پي استراتژي عام وجود دارد آن است كه برتري رقابتي در كانون هر استراتژي قرار دارد و دستيابي به استراتژي رقابتي، مؤسسه را بر آن مي دارد كه انتخاب كند، يعني اگر مؤسسه قرار است به برتري رقابتي دست پيدا كند، بايد گزينش را درباره نوع برتري رقابتي مورد نظر و محدوده مربوط به آن را انجام دهد. شعار «همه چيز بودن براي همگان» حاكي از ميانه روي استراتژيك و زير ميانگين بودن است زيرا اين شعار اغلب بدان معناست كه مؤسسه اصلاً هيچگونه برتري رقابتي ندارد.
رهبري در هزينه
از ميان سه استراتژي عام، رهبري هزينه از همه روشن تر است، در اين استراتژي مؤسسه مي كوشد تا در رشته صنعتي خود توليد كننده اي كم هزينه باشد. منابع برتري هزينه متنوع بوده و به ساختار صنعت ذيربط بستگي دارد. اين منابع ممكن است شامل صرفه جويي هاي حجم عمليات، مالكيت تكنولوژي، دست يابي ممتاز به مواد خام و عوامل ديگر باشد. دست يابي به موقعيت توليد كننده اي كم هزينه چيزي است فراتر از تنها كسب مهارت ها، بلكه بايد تمامي منابع برتري هزينه را رديابي كرد و به كار بست. توليد كنندگان كم هزينه به طور معمول يك محصول استاندارد يا غير تجملي را مي فروشند و بر حجم وسيع يا برتري هاي رقابتي مطلق هزينه از كليه منابع تأكيد مي ورزند.
اگر مؤسسه اي بتواند رهبري هزينه را بدست آورد و آن را حفظ كند، آنگاه در رشته صنعتي خود در بالاي ميانگين قرار دارد، مشروط بر آنكه  بتواند تسلط خود را بر قيمت ها در حد ميانگين رشته صنعتي خود يا پايين تر از آن نگه دارد. مؤسسه پيشرو در هزينه، با ارائه سطح قيمتي معادل يا زيرميانگين نسبت به رقبايش، موقعيتي دارد كه منجر به بازيافت بيشتر مي شود. با اين وجود، پيشرو هزينه نمي تواند اصولي را كه بر كالاي متمايز حاكم است ناديده انگارد. اگر محصول وي از نظر مشتريان قابل قبول نباشد، مجبور خواهد بود براي ادامه فروش، قيمت هاي خود را خيلي كمتر از رقبا كاهش دهد و اين امر موقعيت هزينه مطلوب وي را خنثي مي كند. يك مؤسسه پيشرو در هزينه، بايد از نظر مباني تمايز كالا، نسبت به رقبايش يا برابر يا نزديك به آنها باشد تا عملكردي بالاي ميانگين داشته باشد حتي اگر ناگزير باشد براي حفظ برتري رقابتي خود بر رهبري هزينه تكيه كند. برابري در مباني تمايز به پيشرو هزينه اجازه مي دهد تا برتري هزينه خود را به طور مستقيم به سودي بيشتر از سود رقبا تبديل كند. نزديك بودن به كالاي متمايز بدان معني است كه كاهش دادن قيمت براي دستيابي به سهم بازار قابل قبول، هزينه هاي مؤسسه كم هزينه را افزايش نمي دهد ولذا مي تواند بازيافتي بالاي ميانگين داشته باشد.
منطق استراتژيك دررهبري هزينه، مؤسسه را ملزم مي كند كه پيشرو هزينه باشد و نه اينكه يكي از مؤسسه هايي كه براي نيل به اين پايه مي كوشند. مؤسسات بسياري با تشخيص ندادن اين نكته، خطاهاي جدي استراتژيك مرتكب شده اند. هنگامي كه بيش از يك مدعي پيشتازي هزينه وجود داشته باشد، رقابت ميان آنان بسيار شديد است زيرا هر ميزان از سهم بازار براي همه جدي است. اگر يك مؤسسه نتواند رهبري هزينه را به دست گيرد و ديگران را به رك استراتژي هاي خود ترغيب كند، پي آمد هاي سوددهي (و ساختار بلند مدت صنعت) فاجعه آميز خواهد بود. بدين ترتيب رهبري هزينه آن گونه استراتژي است كه اختصاصاً بر پيشدستي در خريد مواد و كالا مبتني باشد، مگر آنكه دگرگوني هاي تكنولوژيكي عمده، مؤسسه اي را بر آن دارد كه تحولي بنيادي در موقعيت هزينه به وجود آورد.
تمايز محصول
دومين استراتژي عام وجه تمايز محصول است. در استراتژي تمايز محصول، مؤسسه مي كوشد تا در زمينه ابعادي كه به طور گسترده مورد توجه خريداران است در صنعت مربوط به خود بي همتا باشد و يك يا چند ويژگي را كه خريداران موجود در يك صنعت مهم مي دانند بر مي گزينند و موقعيتي بي نظير براي خود فراهم مي كند تا آن نيازها را برطرف كند. در اين صورت چنين مؤسسه اي با قيمت هاي بالايي كه دارد پي آمد اين بي همتايي را لمس مي كند.
ابزار دست يابي به تمايز در هر صنعت وضع خاص خود را دارد. تمايز ممكن است بر خود محصول، نظام فروش و تحويل آن، شيوه بازاريابي، و عوامل بسيار ديگر مبتني باشد.
سازماني كه بتواند ويژگي تمايز محصول را به دست آورد و آن را نگه دارد، در صنعت مربوط به خود عملكردي بالاي ميانگين دارد، به شرط آنكه اضافه قيمت آن از هزينه اي كه براي بي همتا شدن صرف شده است فراتر رود. بنابراين، مؤسسه متمايز همواره بايد تلاش كند راههايي براي متمايز شدن بيابد به نحوي كه اضافه قيمت مربوط، فراتر از هزينه متعلق به تمايز باشد. چنين مؤسسه اي نمي تواند موقعيت هزينه خود را ناديده بگيرد. زيرا قيمت هاي زياد آن نسبت به محصولات مشابه، به توسط موقعيت هزينه نامطلوبي كه دارد خنثي مي شود. از اين رو، مؤسسه متمايز با كاهش هزينه درتمام ابعادي كه بر تمايز تأثير نمي گذارند به برابري يا نزديكي هزينه اش با سطح مرسوم و متناسب با هزينه هاي رقبا نظر دارد. 
منطق استراتژي تمايز محصول، ايجاب مي كند كه مؤسسه ويژگي هايي را برگزيند كه بتواند بر پايه آن خود را جلوه گر كند و آنها جدا با ويژگي هاي رقبا متمايز باشند. اگر مؤسسه بخواهد با قيمتي بالاتر فروش كند، بايد واقعا از جهتي بي همتا باشد يا دست كم در چشم مردم بي همتا جلوه كند. به هر صورت، در مقايسه با رهبري هزينه، اگر شماري از ويژگي هايي كه به طور گسترده مورد پسند خريداران است وجود داشته باشد، مي توان از بيش از يك استراتژي تمايز بهره برداري كرد.
تمركز (محدودنگري)
سومين استراتژي عام، تمركز بر محصول است. اين استراتژي كاملاً با دو استراتژي ديگر فرق دارد، زيرا بر گزينش دامنه رقابت محدود، بر درون يك رشته صنعتي مبتني است- مؤسسه محدود نگر عضو يا گروهي از اعضاي صنعت مربوط به خود را بر مي گزيند (پاره بازار) و استراتژي خود را براي خدمت به آنها و حذف ديگران به كار مي برد چنين مؤسسه اي با بهبود استراتژي خود براي بازارهاي انتخابي مي كوشد به نوعي برتري رقابتي در آن بازارها دست يابد. حتي اگر كه از يك برتري رقابتي فراگير برخوردار نباشد.
استراتژي محدودنگر به دو گونه است:
الف: تمركز بر هزينه
ب: تمركز بر تمايز
در استراتژي تمركز بر هزينه، مؤسسه در پي برتري هزينه در پاره بازار مورد نظرش مي باشد. ولي در استراتژي تمركز بر تمايز، مؤسسه مي كوشد در پاره بازار خود به تمايز محصول دست يابد. هر دوگونه استراتژي تمركز بر تمايز مؤسسه مي كوشد در پاره بازار خود به تمايز محصول دست يابد. هر دو گونه استراتژي تمركز بر تفاوتهاي موجود ميان پاره بازار مورد نظر مؤسسه و ديگر پاره بازارهاي صنعت ذيربط استوار است.
پاره بازار مورد نظر يا بايد در بردارنده خريداراني با نيازهاي غير معمول باشد، يا در غير اينصورت، نظام توليد و توزيعي كه به شايسته ترين وجه به اين پاره بازار خدمات مي رساند بايد با نظام توليد و توزيع مربوط به پاره بازارهاي ديگر متفاوت باشد. تمركز بر هزينه از اختلافهاي موجود در وضعيت هزينه برخي پاره بازارها سود مي برد، ولي تمركز بر تمايز، نيازهاي ويژه خريداران يك پاره بازار خاص را مورد نظر قرار مي دهد. چنين اختلافهايي حاكي از آن است كه بر اين پاره بازارها خدمات مناسب به توسط رقباي بزرگي كه در عين حال بايد پاره بازارهاي بسيار ديگري را در نظر داشته باشند نمي رسد. از اين رو مؤسسه تمركزنگر مي تواند برتري رقابتي را با خدمت كردن تنها به اين پاره بازارها به دست آورد. البته آشكار است كه گستردگي بازار مورد نظر درجاتي دارد، اما اصل بنيادي تمركز، عبارت است از استفاده از تمايزات ظريفي كه بازار مورد نظر با وضعيت تعادلي رشته صنعتي دارد. ناگفته نگذاريم كه تمركز محدود نيز به تنهايي براي دست يابي به عملكرد بالاي ميانگين كافي نيست.
محدود گرايي، يعني استفاده از فرصتهاي ناشي از عملكرد پايين تر يا بالا تر از حد مطلوب رقباي بزرگ ممكن است رقبا در تأمين نيازهاي يك پاره بازار خاص عملكرد مطلوب نداشته باشند و اين امر امكان اقدام را براي تمايز محدود فراهم مي آورد، رقبايي كه هدفهاي بسيار وسيع دارند نيز ممكن است عملكردي فراتر از ميزان لازم براي تأمين نيازهاي يك پاره بازار داشته باشند، بدين معنا كه براي اين خدمات، هزينه هايي را بيش از حد لازم تقبل مي كنند. فرصتي كه براي استراتژيست هاي محدود نگر باقي مي ماند اين است كه با نيازهاي چنين پاره بازاري برخورد كنند و ديگر هيچ.
اگر پاره بازاري كه مورد نظر استراتژيست تمركزگراست با پاره بازارهاي ديگر تفاوت نداشته باشد، استراتژي تمركز موفق نخواهد شد. مثال اين مطلب رقابت شركت هاي كوچك نوشابه سازي با ساير شركتهاي بزرگ با تنوع محصولات در اين زمينه مي باشد.
همچنين اگر مؤسسه اي بتواند در پاره بازار خود به رهبري هزينه يا تمايز محصول دست يابد و اين پاره بازار جذابيت لازم را داشته باشد در صنعت خود عملكردي فراتر از ميانگين دارد.
 جذابيت ساختاري يك پاره بازار شرط لازم است زيرا برخي پاره بازار هاي يك صنعت نسبت به بقيه سود آوري كمتري دارند اگر تمركز گرايان براي پاره بازارهاي مختلف هدف گيري كنند، اغلب امكان به كار بردن استراتژي هاي پايدار تمركز در يك صنعت به ميزان كافي وجود ندارد بيشتر صنايع، پاره بازارهاي مختلفي دارند و چون هريك از آنها خريداراني با نيازمنديهاي مختلف يا محصول مطلوب مختلف يا نظام توزيع مختلفي دارند همواره موردي براي به كار بردن استراتژي تمركز وجود دارد.
ميانه روي
مؤسسه اي كه هر سه استراتژي عام را به كار مي برد اما نمي تواند به هيچ كدام دست يابد، «ميان زمين و آسمان» معلق است. چنين مؤسسه اي برتري رقابتي ندارد. اين گونه موقعيت استراتژيك دستوري عملي است براي عملكرد زير ميانگين، مؤسسه ميانه رو بدون داشتن هرگونه امتيازي رقابت مي كند، زيرا مؤسسه هايي كه رهبري هزينه، تمايز محصول با تمركز در محصول را در دست دارند براي رقابت در هر پاره بازاري از موقعيت بهتري سود مي برند.
اگر مؤسسه اي ميانه رو آنقدر خوش اقبال باشد كه محصول يا خريداري سودآور پيدا كند، رقبايي كه از برتري رقابتي پابرجايي برخوردارند به سرعت چنين غنيمتي را به يغما مي برند. در بيشتر صنايع رقباي بسيار معدودي درحالت ميانه روي قرار دارند. مؤسسه ميانه رو تنها اگر ساختار صنعتي بسيار دلخواهي داشته باشد يا اگر آنقدر خوش اقبال باشد كه رقبايش نيز در ميانه راه مانده باشند، خواهد توانست منافعي چشمگير به دست آورد. به هر صورت، اين گونه مؤسسات سود بسيار كمتري از رقبايي دارند كه بر يكي از استراتژي هاي عام مسلط هستند. رشد صنعتي غالباً فاصله موجود ميان عملكرد مؤسسه هايي را كه يك استراتژي عام دارند و مؤسسه هايي را كه در ميانه راه هستند عميق تر مي كند، زيرا استراتژي هاي ناپخته اي را كه همراه رشد سريع پديد آمده اند برملا مي كند. ميانه رو بودن اغلب ناشي از بي ميلي مؤسسه به گزينش راهي براي رقابت است.
مؤسسه ميانه رو براي دست يابي به برتري رقابتي از هر ابزاري استفاده مي كند اما راه به جايي نمي برد، زيرا رسيدن به انواع مختلف برتري رقابتي، همواره ناگزير با اقدامي از هم گسيخته و نامرتبط همراه است. ميانه رو بودن همچنين، مؤسسه هاي موفق ديگر را كه استراتژي عام خود را با رشد يا شان سازمان هم آهنگ مي كنند بر مي انگيزد.
مخدوش كردن يك استراتژي عام و آنگاه به حالت تعليق در آمدن براي مؤسسه تمركز گرا كه به صورت پاره بازار مسلط شده است، بسيار هشدار دهنده است. اما تمركز متضمن محدود كردن تعمدي حجم فروش كنوني است. در اين گونه موارد، موفقيت موجب مي شود تمركزگرا علل موفقيت خود را ناديده بگيرد و استراتژي تمركز را فداي رشد كند، اگر مؤسسه تمركزگرا به جاي چشم پوشي از استراتژي عام صنايع جديد را پيدا كند و با استفاده از استراتژي خود يا روابط بين سازمان در آن رشد كند به موفقيت بيشتري مي رسد.
مفهوم استراتژي عام بر اين فرض استوار است كه راه هايي چند براي دست يابي به برتري رقابتي وجود دارد كه البته بستگي به ساختار هر صنعت دارد. اگر تمامي مؤسسه هاي يك صنعت از اصول استراتژي رقابتي پيروي مي كردند هر يك مي توانستند مباني مختلفي را براي برتري رقابتي برگزيند. هر چند تمامي استراتژي هاي رقابتي موفق نيستند اما راههايي براي عملكرد دلخواه وجود دارد. برخي از مفاهيم استراتژيك تنها به يك راه محدود (و بيشتر بر هزينه) به سوي برتري رقابتي استوار شده اند. ولي اين مفاهيم نه تنها براي بسياري از مؤسسه ها موفقيت آميز نبوده اند، كه مي توانند ديگر مؤسسه هاي يك رشته صنعتي را هم به گزينش همان نوع برتري رقابتي و به همان طريق ترغيب كنند، كه نتايج بسيار نامطلوب آن را مي توان پيش بيني كرد.
تعريف بازاريابي:
پرفسور پل كانورسي استاد كرسي بازاريابي دانشگاه ايلي نوئي آمريكا بازاريابي را بشرح زير تعريف كرده است. «بازاريابي شامل كليه فعاليتهايي است كه در بوجود آوردن فايده درمحل، زمان و مالكيت مؤثر مي باشد. بعبارت ديگر بازاريابي عبارتست از كليه فعاليت هايي كه با تغيير محل و يا زمان عرضه يا مالكيت كالا ها باعث بوجود آمدن فايده مي شود.»
تعريف ديگري كه انسيتوي بازاريابي و مديريت فروش انگلستان از بازاريابي نموده به شرح زير است. «بازاريابي عبارت است از عمليات ابتكاري مديريت كه باعث پيشرفت امر تجارت مي شود و پيش بيني تخمين احتياجات مصرف كنندگان و بررسي آن بمنظور توسعه توليد به نحوي كه جوابگوي آن احتياجات باشد. بازاريابي يابي منابع توليد و توزيع كالاها و خدمات را به يكدگير مرتبط ساخته ميزان كوشش و فعاليت را براي فروش كالاها با فايده به مصرف كنندگان، تعيين و رهبري مي نمايد.  »
امروزه صاحبنظران، بازاريابي را فرآيند ارضاي نيازها و خواسته هاي بشر تعريف مي كنند. به نظر فيليپ كاتلر، برجسته ترين صاحبنظر در اين رشته، بازاريابي عبارت است از:
«فعاليتي انساني در جهت ارضاي نيازها و خواسته ها از طريق فرآيند مبادله ».
استراتژي هاي عمده تقسيم بندي بازار 
هر بازاري را مي توان تا حدودي تقسيم بندي نمود، زيرا خريداران تشكيل دهنده بازار متجانس نبوده و تفاوت عمده آنها در خصوصيات مكاني، اجتماعي، اقتصادي، شخصيتي، چگونگي خريد و غيره مي باشد.
 شركتهاي توليدي معمولاً از تفاوتهاي مذكور آگاهي دارند ولي ممكن است سياست هاي بازاريابي خودرا بر مبناي آگاهي هي مزبور تنظيم نموده و يا آنها را ناديده بگيرند. در حقيقت سه نوع استراتژي مختلف براي شركت ها وجود دارد.
۱- استراتژي بازاريابي يكسان
اگر شركت تنها يك كالا توليد كند و بخواهد با اجراي تنها يك برنامه بازاريابي كليه خريداران را جذب نمايد، اين استراتژي بازاريابي يكسان ناميده مي شود. غالب شركتها سعي نموده و مي نمايند كه استراتژي بازاريابي يكسان را مورد توجه قرار دهند. در اين مورد شركت منحني تقاضاهاي مختلف تشكيل دهنده بازار را ناديده گرفته و بازار كالا را به صورت مجموعه واحدي در نظر مي گيرد و توجه خود را به نيازهاي مشترك كه عموماً در بين خريداران وجود دارد معطوف ساخته و به ساير نيازهاي متفاوت آنان توجهي نمي نمايد. شركت سعي مي كند كالا و برنامه هاي بازاريابي خود را به نحوي طراحي نمايد كه بيشترين تعداد خريداران را در بربگيرد. تأكيد آن روي استفاده از كانالهاي توزيعي انبوه، وسيله تبليغاتي انبوه، پيام تبليغاتي عمومي (در برگيرنده مجموعه بازار) مي باشد. هنگامي كه چندين شركت در صنعت همين استراتژي را دنبال نمايند، نتيجه حاصل تمركز بيش از حد فعاليتهاي رقابت آميز در قسمت يا قسمت هاي وسيع بازار خواهد بود و نيازهاي قسمت هاي كوچك بازار ارضا نشده باقي خواهد ماند.
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر

مطالب سودمند و جالب برای افرادی که می خواهند در مورد بورس های داخلی و بین المللی اطلاعات مفید و همه جانبه بدست آورن و همچنین دانش اموزا و دانشجویان رشته های اقتصاد، علوم اجتماعی، تجار و بازرگانلن و سرمایه گذاران بورس.

در این مقاله تحقیقی و آموزشی شما مطالب زیر را دریافت می کنید:
  •  بورس های بین المللی “تبادلات ارزی”


  •  بازار سهام

  •  آشنایی با بازار کالاها Commodity

  • آشنایی با اوراق بهادار Bond Market
  • آشنایی با بازار تبادلات ارزی Foreign Exchange
  • اصول انحصاری مقایسه بورس های بین المللی


  •  انواع معاملات


  •  ISO کدها (نمادها)


  •  مفهوم جفت ارز (Currency Pairs)


  •  واحد سنجش تغییرات جفت ارزها (PIPs, Points)


  •  مفهوم (Spread) و قیمت خرید و فروش (Bid&Ask)


  •  تعریف (Leverage) اهرم افزایش سرمایه


  •  Amount، Lot واحد اندازه گیری حجم معاملات


  • اصول انجام محاسبه سود و زیان


  • آشنایی با Market Orders


  • آشنایی با Pending Order

  • روشهای بررسی بازارهای مالی
  • مفهوم بهره شبانه و نحوه محاسبه در معاملات
  • اصول نصب نرم افزار (MetaTrader)

  • آموزش نصب و استفاده از نرم افزار 

  • وبسیاری مطالب مفید و کاربردی در مورد بورس و سرمایه گذاری

آشنایی با بورس های بین المللی “تبادلات ارزی”

بورس و بورس بازی از زمان های دور مورد توجه سرمایه داران و تاجران بوده است. در این بین تبادلات ارزی با سابقه ای به اندازه تاریخچه اختراع پول برای خود پیشینه معاملاتی دارد. از سال ۱۸۷۶ تا جنگ جهانی اول پایه ارزش هر ارز، بر مبنای پشتوانه طلا باعث ثبات نسبی ارزها در مقابل یکدیگر بود قبل از این تاریخ دولت ها و کشورها همیشه سعی در تضعیف ارز خود را داشتند و این مساله عموما منجر به تورم و ناکارآمدی اقتصاد ها می شد. پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۴) توافقنامه ای با نام برتن وودز (Bretton Woods) ایجاد شد که بر مبنای آن کشورهای امضا کننده متعهد شدند ارزش پول خود را در ارزش ثابتی در برابر دلار نگه داری کنند و نرخ مرجع دلار نیز، ۳۵ دلار برای هر اُنس طلا تعیین گردید. در این توافقنامه هیچ کشوری مجاز نبود به خاطر منافع تجاری ارزش ارز خود را بیش از ۱۰ درصد در مقابل سایر ارزها کاهش دهد. این سیستم که برای ایجاد ثبات پولی بین المللی ایجاد شده بود با کاستی ها، نابسامانی ها و جلوگیری از به جریان افتادن سرمایه ها همراه بود. سرانجام در سال ۱۹۷۱ توافقنامه برتن وودز باطل گردید و از سال ۱۹۷۳ ارزش ارزهای کشورهای مهم صنعتی در بازارهای بین المللی شناور اعلام شد. در ابتدا، آزاد سازی ارزش ارزها بعد از سال ۱۹۷۳ اغلب روند کند تغییرات قیمت در بین ارزها را به دنبال داشت ولی آزادسازی کمک شایانی به ارزش گذاری ارزها بر مبنای عرضه و تقاضای بازارهای بین المللی انجام داد. به مرور با کاهش مقررات، آزاد شدن بازار و فعالیت بازیگران در بازارهای مالی جهانی، کاراترین بازاری که تا به حال بشر به خود دیده به وجود آمد.  امروزه دولت ها، بانک ها، شرکت های تجاری، سوداگران و مردم عادی پنج گروه عمده شرکت کنندگان بازار تبادلات ارزی هستند و در این بین از دهه ۱۹۹۰ به این سو با پیشرفت تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی روند نظارت بر بازارهای جهانی، اجرای سفارش ها، تحلیل فرصت های مالی و گسترش این بازار سرعتی بیش از پیش پیدا کرده است.

  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق نقش فن‌آوری اطلاعات در بازار سرمایه ایران-خرید اینترنتی تحقیق نقش فن‌آوری اطلاعات در بازار سرمایه ایران-دانلود رایگان مقاله نقش فن‌آوری اطلاعات در بازار سرمایه ایران-تحقیق نقش فن‌آوری اطلاعات در بازار سرمایه ایران

این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
سلام، محصولی را که مشاهده میکنید پاورپوینت اصول بازاريابي است که ۱۵ اسلاید میباشد. يك مجموعه از سازمانهاي وابسته به يكديگر)واسطه ها( درگير فرايند در دسترس ساختن يك محصول يا خدمت براي استفاده يا مصرف. كانال بيشترين اثر بخشي را زماني خواهد داشت كه:
 هر يك از اعضا وظايف تخصيص يافته به خود را به بهترين شكل ممكن انجام دهد. 
 همه اعضا جهت دستيابي به اهداف جامع كانال و ايجاد رضايت در بازار هدف با هم همكاري نمايند.
تمركز بر اهداف شخصي منجر به تعارض مي شود
تعارض افقي ميان شركتهايي كه در يك سطح از كانال هستند رخ مي دهد.
تعارض عمودي بين سطوح مختلف يك كانال رخ مي دهد.
بنگاهي
مالكيت يكسان در سطوح مختلف كانال
قراردادي
 توافقنامه هاي قراردادي در بين اعضاي كانال
اداري
بعهده گرفتن رهبري توسط اعضاي مسلط و مافوق و…

  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر

نرم افزار آموزش تصویری و صفر تا ۱۰۰ برنامه نویسی اندروید .

———————————————————-

با این نرم افزار برنامه نویسی اندروید را


به صورت کامل و پیشرفته یاد گرفته و


نرم افزار خود را در مارکت ها منتشر کرده


و کسب درآمد میلیونی خود را شروع کنید .


به دنیای اندروید خوش آمدید .

سرویسی را تصور کنید که گوگل از آن پشتیبانی می کند. محصولات قبلی دنیای نرم افزار را که گوگل تولید و یا پشتیبانی کرده است را به یاد دارید؟ GOOGLE+،GMAIL،YOUTUBE و موتور جستجوی قدرتمند گوگل. هم اکنون این غول نرم افزاری دنیا وارد عرصه موبایل گردیده است و این بار با سیستم عاملی به نام اندروید.
در چند سال اخیر سیستم عامل اندروید از یک سیستم عامل ناشناس به محبوب ترین سیستم عامل سیستم های موبایل تبدیل گردیده است. سیستم عاملی که هم اکنون بر روی بسیاری از تبلت ها، موبایل ها و حتی تلویزیون های منازل با عنوان Google TV در حال گسترش است.

اندروید بهترین ابزار برای کسانی است که قصد گسترش برنامه های پورتابل و موبایل را دارند. سه پلت فرم هدف اندروید عبارت است از:

۱- تلفن های هوشمند (Smartphones)
2- تبلت ها (Tablets)
3- تلویزیون های اینترنتی (iTV or Interactive Television)

شایان ذکر است که در این نسخه از نرم افزار سعی گردیده تا کاربران تازه کار را با محیط برنامه نویسی مانوس گرداند. همچین به معرفی ابزارهایی پرداخته ایم که به وسیله آن ها میتوانید بدون دانش برنامه نویسی تولید برنامه نمایید، همانند نرم افزار کتاب ساز برای اندروید و یا نحوه ساخت تم یا پوسته. ضمن آنکه برای اینکه برنامه نویسان پیشرفته نیز در این نسخه نا امید نگردند قسمتی با عنوان چگونگی فراخوانی و استفاده از وب سرویس های دات نتی نیز در این نرم افزار گنجانده شده. پروسه تالیف پروسه ای زمان بر و در عین حال هزینه بر است. امید است با حمایت های شما در نسخه ای دیگر از این نرم افزار به نیاز های برنامه نویسان حرفه ای نیز پاسخ داده شود. نظرات خود را برای بهتر شدن نرم افزار با ما در میان بگذارید و در صورت داشتن انتقاد، نقد خود را با دلیل مطرح نمایید تا راهگشا باشد.


———————————————————-
 

بیان شده به زبان ساده و قابل فهم


طراح و برنامه نویس : گروه برنامه نویسی تب گروپ

معرفی اعضای گروه : عرفان همتی و لیلا پاکدل و پیمان مؤذنی 

شماره پشتیبانی : ۰۹۱۴۶۹۳۱۴۰۹ 

ایمیل گروه : erfanehsan070@gmail.com


به اطلاع کاربران و بازدید کنندگان عزیز می رسانم که بنده توسعه دهنده

اصلی نرم افزار هستم .

تصاویر نرم افزار : 


http://8pic.ir/images/cmy1ykfddc39k6imr95v.png


http://8pic.ir/images/81dtdkbtx1q30jqbiobe.png


http://8pic.ir/images/gjjila9h8km2s3vijsuz.png


http://8pic.ir/images/cdiat5aht4f5a1ef5ys9.png


منتشر شده در مارکت های معتبر ایرانی  .


با این نرم افزار برنامه نویسی اندروید را به صورت کامل آموخته

و نرم افزار خود را در مارکت های معتبر ایرانی منتشر کرده و

کسب درآمد میلیونی خود را شروع کنید .


عتیقه زیرخاکی گنج