• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پاركينسون بيماريي است كه باعث ايجاد اختلالات حركتي مي‌گردد. علت اين بيماري كاهش دو پامين و به هم خوردن تعادل بين دو نور و ترانسيمتر (دوپامين و استيل كولين) در سيستم دو پامينرژ يك نيگر و استر ياتال مي‌باشد. در مطالعات اخير ديده شده كه با درمان عفونت هيلكوباكتر پيلوري جذب لوودو پا بيشتر شده و نتيجه درمان بهتر شده است. 
مواد و روشها : اين مطالعه که به روش Case-Control انجام شدازمیان بیماران مراجعه کننده به درمانگاه اعصاب ۵۶ نفرانتخاب شدند.افراد به دو گروه ۲۸ نفري به عنوان گروه مورد (مبتلا به پاركينسون) و شاهد (غير مبتلا به پاركينسون) تقسيم شدند و تست آنتي بادي IgGهلیکوباکترپیلوری در هر دو گروه انجام شد. 
بيماري پاركینسون يكي از بيماري‌هايي است كه باعث ايجاد اختلالات حركتي مي‌گردد. اين بيماري 

در تمامي نژادها و با شيوع ۲-۱نفر در هر هزار نفر رخ مي‌دهد. شيوع آن با افزايش سن افزوده

 مي‌شود. مشخصات اين بيماري عبارتند از لرزه، هيپوكينزي، رژيدتيه، اختلال در راه رفتن و قامت. 

تاكنون اتيولوژي‌هاي مختلفي براي اين بيماري مطرح شده است كه شايعترين آن نوع ايديو پاتيك 

مي‌باشد. از علل ديگر آن مي‌توان به انسفاليت  لتارژيك پاركينسونيسم ناشي از داروها و سموم و 

پاركیسنونيسم همراه با ساير بيماريهاي نرولوژيك را نام برد. در مطالعات اخير بحث‌هايي در مورد 

همراهي عفونت هليكوباكترپيلوري با بيماري پاركینسون مطرح شده است. اين باكتري نوعي باسيل 

منحني شكل گرم منفي مي‌باشد كه متحرك است و نقش اصلي را در زخم پپتيك و سرطان معده دارد. 

اين عفونت شايعترين بيماري باكتريال در سراسر جهان است و شيوع آن در نقاط مختلف جهان بسته 

به سطح بهداشت جامعه بستگي دارد. در كشورهاي در حال توسعه ۸۰% از جمعيت تا ۲۰ سالگي 

آلوده مي‌شوند كه اين ميزان در آمريكا ۳۰% مي‌باشد و ميزان آلودگي به هليكوباكترپيلوري در کشور 

کره جنوبی  56% گزارش شده است. اين باكتري به مخاط معده و روده آسيب وارد مي‌كند و باعث 

ايجاد زخم مي‌شود. در مطالعات انجام شده اخير نوعي همراهي عفونت هليكوباكترپيلوري با بيماري 

پاركینسون مشاهده شده و ديده شده كه با درمان اين نوع عفونت در اين بيماران جذب  لوودوپا بهتر 

صورت گرفته و نتايج درمان بهتري حاصل شده است.

همچنين يكي از درمانهاي اصلي كه براي بيماران پاركینسون وجود دارد لوودوپا مي‌باشد كه در 

بيمارن داراي زخم پپتيك بايد با احتياط مصرف شود. با توجه به اين موضوع كه كشور ما از جمله 

جوامعي است كه عفونت هليكوباكترپيلوري داراي شيوع بالايي مي‌باشد و همچنين اكثر افراد مبتلايان 

به پاركینسون داراي سن بالا هستند و شيوع پاركینسون در آنها بالاتر مي‌باشد اين طرح با هدف 

برررسي ارتباط قبلي عفونت هليكوباكترپيلوري با بيماري پاركینسون در بيمارستان بعثت در سال

۸۷-۱۳۸۶ صورت پذيرفت.

اهداف پژوهش

هدف كلي طرح

ارتباط عفونت قبلي هليكوباكترپیلوري با بيماري پاركینسون در بيماران مراجعه كننده به بيمارستان 

بعثت در سال ۸۷-۱۳۸۶

هدف اختصاصي طرح:

بررسي فراواني عفونت هليكوباكترپیلوري در بيماران پاركينسوني

اهداف فرعي طرح:

۱- بررسي ارتباط بیماری پارکینسون با  جنس بيمار

۲- بررسي ارتباط  استرس كاري با بیماری پارکینسون

۳- بررسي ارتباط الكل و سيگار با بیماری پارکینسون

۴- بررسي ارتباط ديابت، هيپرتانسيون، هيپرلپيپدمي با بیماری پارکینسون 

سؤالات پژوهش

۱- آيا بين عفونت قبلي هليكوباكترپيلوري با بيمارن پاركینسوني ارتباطي وجود دارد؟

۲- فراواني  مصرف الكل و سيگار در بیمارن پارکینسونی چقدر است؟
 
۳- فراوني استرس  در بیماران پارکینسونی چقدر است؟

۴- -فراواني بیماری پارکینسون بسته به جنس بیمار  چقدر است؟

۵- فراواني  ديابت، هيپرليپيدمي و هيپرتانسيون در بیماران پارکینسونی چقدر است؟


فرضيات:
  
 هيچ رابطه‌اي بين وجود عفونت هليكوباكترپیلوري و بيماران پاركینسوني وجود ندارد.
   
بين وجود عفونت هليکوباكترپیلوري و بيماري پاركینسون رابطه مستقيم وجود دارد.
ايدویوپاتيك: شايعترين نوع پاركینسونيسم علت مشخصي ندارد. اين نوع ايديوپاتيك بيماري 

پاركینسون یا فلج آژيتان ناميده مي‌شود.

ب)انسفاليت لتارژيك: در نيمه نخست قرن بيستم پاركینسونيسم اغلب به دنبال انسفاليت ون اكونومو 

ايجاد مي‌گشت. از آنجايي كه اين عفونت ديگر مشاهده نمي‌شود موارد پاركینسونيسم به دنبال انسفاليت 

به صورت فزاينده‌اي نادرگشته است.


پ) پاركینسونیسم دارويي يا ناشي از سموم:

۱) داروها: بسياري از داروها مانند فنوتيازين‌ها، بوتيروفنون‌ها، متوكلوپراميد، رزرپين و 

تترابنازين ممكن است سبب سندرم پاركینسونيسمي برگشت پذير شوند.
    2) مواد سمي: سمومي مانند غبار منگنز يادي سولفيد كربن ممكن است سبب پاركینسونيسم 

شوند. پاركینسونيسم از عوارض مسموميت شديد با مونواكسيد كربن يا استنشاق غبار ناشي از 

جوشكاري است. بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده كه قرار گرفتن در معرض حشره‌كشها نيز سبب 

بروز پاركینسونيسم مي‌شود.

۳)MPTP (1-متيل -۴فنيل- او ۲و ۵و ۶ تتراهيدروپيريدين) نوعي پارکینسونيسم دارويي در 

بيمارني كه تركيبي مشابه مپريدين به نام MPTP ساخته و مصرف نموده‌اند گزارش شده است. اين 

ماده به تركيبي سمي متابوليزه مي‌شود كه منحصراً نورونهاي حاوي دوپامين ماده سياه و نورونهاي 

آدرنرژيك لوكوس سرلئوس را تخريب ساخته، سبب پاركینسونيسم شديد در انسانها مي‌شود. ايجاد 

تغييرات نوروشيميايي، پاتولوژيك و مشخصه‌هاي باليني بيماري پاركینسون توسط اين ماده امكان 

ايجاد بيماري ايديوژپاتيك توسط نوعي سم محيطي را مطرح ساخته است. پاركینسونيسم ناشي MPTP

 ممكن است نمونه‌اي را فراهم سازد كه در توليد دارهاي جديد جهت درمان اين بيماري مورد استفاده 

قرار گيرد.


ت)پاركنسيونيسم به همراه ديگر اختلالات نورولوژيك

ث) پاركینسونيسم ارثي: پاركینسونيسم به ندرت ارثي است. بيماري در برخي موارد با توارث 

اتوزومال غالب ناشي از موتاسيون در ژن a- سينولكئین(۲۱q4) است. موتاسيون در ژن 

پاركين(۶q25.2q27) عامل عمده پاركینسون ارثي با شروع زودرس و توارث اتوزومال مغلوب و 

نيز بيماري پاركینسون تك ‌گير با شروع در جواني است انواع مختلفي از جابه‌جايي اكزونها و 

موتاسيونهاي نقطه‌اي در اين بيماران يافت شده است.


پاتولوژي:

در پاركینسونيسم ايديوپاتيك بررسي پاتولوژيك نشان دهنده از بين رفتن سلولهاي پيگمانته در ماده 

سياه و ديگر مراكز ساقه مغز، از بين رفتن سلولهاي گلوبوس پاليدوس و پوتامن و وجود  گرانولهاي 

انكلوزيوني  داخل  نوروني  ائوزينوفيلي  (اجسام لوي)   حاوي  پروتئين 
  
a- سينوكلئين در هسته‌هاي قاعده‌اي، ساقه مغز و نخاع و گانگليون‌هاي سمپاتيك است. اين اجسام 

انكلوزيوني در موارد پاركینسونيسم به دنبال انسفاليت مشاهده نمي‌شوند. در مقابل دژنراسيون 

غيراختصاصي نورو فيبريلر در برخي ساختمانهاي ديانسفال و نيز تغييرات ماده سياه مشاهده 

مي‌شود.

پاتوژنز:

دوپامين و استيل كولين در كورپوس استرياتوم موجود بوده به عنوان واسطه‌هاي شيميايي عمل 

مي‌كنند. چنين به نظر مي ‌رسد كه در پاركینسونيسم ايديوپاتيك به علت كاهش دوپامين در سيستم ترشح 

كننده دوپامين نيگرواسترياتال تعادل طبيعي بين اين دو واسطه شيميايي كه داراي اعمال متضاد هستند 

مختل مي‌شود. واسطه‌هاي شيميايي ديگر مانند نوراپي نفرين نيز در مغز مبتلايان به پاركینسونيسم 

كاهش مي ‌يابند اما اهميت باليني اين كاهش مشخص نيست. به هم خوردن تعادل مهاري و تحريكي در 

درون هسته‌هاي قاعده‌اي و ارتباط مستقيم و غيرمستقيم آن عامل بروز اختلالات حركتي مبتلايان به 

پاركینسونيسم دانسته شده است.

الف) لرزه: لرزه پاركینسونيسم با فركانس ۴ تا ۶ هرتز مشخصاً در حالت استراحت بارزتر است. 

لرزه در نتيجه فشارهاي عاطفي تشديد شده و اغلب در حين فعاليت اداري كاهش مي ‌يابد. لرزه معمولاً‌ 

از دست يا پا شروع مي ‌شود و به شكل اكستانسيون- فلكسيون منظم انگشتان يا دست يا پا و با 

پروناسيون- سوپيناسيون  منظم  ساعد بروز مي‌نمايد. لرزه در بسياري موارد صورت رادر ناحيه دهان 

گرفتار مي‌ سازد. لرزه در نهايت هرچهار اندام رادرگير خواهد ساخت اما محدود ماندن لرزه در يك 


يا دو اندام يك سمت بدن براي ماهها تا سالها پيش از منتشر شدن شايع است. در برخي بيماران لرزه 

هيچگاه علامت بارزي نخواهد  داشت.

ب) رژيديته: رژيدیته يا افزايش تون- يعني افزايش مقاومت در مقابل حركات غيرفعال- از 

مشخصات باليني پارکینسونيسم است. اختلال تون عامل وضعيت خميده بسياري از مبتلايان به 

پاركینسونيسم مي‌باشد. مقاومت مشخصاً در تمام طول حركت در يك مفصل خاص ثابت باقي می ‌ماند 

و عضلات آگونيست  و آنتاگونيست به يك ميزان درگير مي‌شوند كه اين امر برخلاف اسپاسيته است 

كه در آن افزايش تون در شروع حركات حداكثر بوده (پديده چاقوي ضامن‌دار) در برخي عضلات 

بيش از عضلات ديگر مي‌باشد. رژيديته ناشي از پاكینسونيسم در برخي موارد به سبب انقطاع‌هايي 

چرخ ‌دهنده مانند در حركات غير فعال با عنوان رژيد يته چرخ دهنده‌اي توصيف مي ‌شود كه علت آن 

تا حدودي ناشي از وجود لرزه است.

پ) هيپوكينزي: ناتوان كنند‌ه ‌ترين تظاهر بيماري هيپوكينزي است (كه گاه برادي كينزي يا آكينزي 

نيز خوانده مي‌شود.) است كه در آن حركات ارادي آهسته شده، حركات خودكار مانند نوسان دست‌ها 

هنگام راه رفتن كاهش مي ‌يابد. صورت بيمار نسبتاً‌ بدون حركت است (صورت ماسك مانند)، 

شيارهاي پلك گشاد شده و پلك زدن كاهش مي‌يابد و حالت صورت ثابت باقي مي‌ماند، لبخند به آرامي 

ايجاد مي ‌شود و به آرامي از بين مي ‌رود. بلندي صدا كاهش مي ‌يابد  (هيپوفوني)  و تنظيم آن دچار 

اختلال مي ‌شود. حركات ظريف يا حركات متناوب سريع مختل مي‌شوند اما قدرت در صورتي كه 

بيمار وقت كافي داده شود كاهش نيافته است، دست خط ريز، لرزان و ناخوانا مي ‌شود.

ت) راه رفتن و قامت غيرطبيعي: بلند شدن از تخت يا مبل مختل مي ‌شود و بيمار هنگام ايستادن 
قامتي خميده دارد. شروع راه رفتن مشكل است به طوري كه بيمار در حال درجا راه رفتن و پيش از 

امكان حركت به جلو بيشتر و بيشتر به جلو خم مي‌ شود. راه رفتن با قدم‌هاي كوچك و با كشيدن پاها 

صورت مي‌ گيرد و نوسان  طبيعي  دست‌ها به هنگام راه رفتن وجود ندارد. دور زدن نامتعادل است و 

ايستادن نيز ممكن است مشكل باشد. در موارد پيشرفته بيمار جهت جلوگيري از افتادن مرتباً به 

سرعت راه رفتن خود مي‌ افزايد زيرا در نتيجه قامت غير طبيعي مركز ثقل تغيير يافته است.

ث) ديگر تظاهرات باليني: بلفار و كلونوس خفيف  (لرزش پلك‌هاي بسته)  شايع است و در مواردي 

بلفار و اسپاسم (بسته شدن غيرارادي پلك‌ها) مشاهده مي‌ شود. آب دهان بيمار احتمالاً ‌به علت اختلال 

بلع ممكن است سرازير شود. مشخصاً تغييري در رفلكس‌هاي وتري مشاهده نمي ‌شود و پاسخ كف 

پايي فلكسور است. زدن ضربات متوالي به ريشه بيني (دو ضربه در ثانيه) سبب پلك زدن مداوم 

بيمار مي ‌شود (نشانه ميرسون). حال آنكه در افراد طبيعي پلك زدن پس از چند ضربه متوقف 

مي ‌شود. اختلال شناختي ممكن است رخ دهد اما معمولاً خفيف و ديررس مي‌باشد. افسردگي و 

توهمات بينايي شايع است.

درمان: پاركینسونيسم در مراحل اوليه به درمان دارويي نيازي ندارد اما ماهيت بيماري و نيز 

در دسترس بودن درمان طبي در صورت تشديد علائم بايد براي بيمار توضيح داده شود و بيمار بايد 

تشويق به ارائه فعاليت شود. درمان در صورت لزوم جهت برقرار ساختن تعادل دوپامين- استيل 

كولين در استرياتوم توسط مهار اثرات استيل كولين با داروهاي آنتي كولنيرژيك يا تقويت اثرات 

دوپامين صورت مي ‌گيرد.



الف)دارهاي آنتي كولینرژيك: داروهاي آنتي كولینرژيك موسكاريني در درمان لرزه و 

رژيديته موثرتر از هيپوكينزي هستند اما به طور كلي تأثير كمتر از داروهاي تقويت ‌كننده دوپامين 

دارند. از ميان شايعترين داروهاي مصرفي‌تري هگزي فنيديل و بنزوتروپين را مي‌توان نام برد.

ب) آمانتادين: از آمانتادين جهت درمان پاركینسونيسم خفيف به تنهايي يا به همراه يك داروي آنتي 

كولينرژيك مي ‌توان استفاده كرد. اين دارو باعث بهبود تمام تظاهرات پاركینسونيسم مي ‌شود.

پ) لودودوپا: لودوپا در بدن به دوپامين تبديل مي‌شود. تمامي علايم پاركینسون را بهبود مي‌ بخشد 

و برخلاف داروهاي آنتي كولينرژيك به خصوص در درمان هيپوكينزي مؤثر است.مصرف لوودوپا 

در مبتلايان به گلوكوم زاويه بسته ويا بيماريهاي سايكوتيك ممنوع است. همچنين مصرف آن در 

مبتلايان به زخم پپتيك و يا ملانوم بدخيم بايد با احتياط صورت گيرد.

ت) آگونيست‌هاي دوپامين: آگونيست‌هاي قديمي دوپامين از مشتقات ارگوت هستند. برموكريپتين 

گيرنده‌هاي D2 دوپامين را تحريك مي ‌سازد اثرات اين دارو در بهبود علايم پاركینسون احتمالاً اندكي 

كمتر از لوودوپا مي‌باشد اما به ميزان كمتري باعث ديس كينزي مي ‌شود.

ج) سلجلين: مهاركننده مونوآمين اكسيد از نوع B است و به همين جهت تخريب دوپامين را مهار مي ‌
سازد.

چ) جراحي: درمان جراحي پاركینسونيسم به وسيله 

تالا موتومي يا پاليدوتومي در بيماراني كه به درمانهاي دارويي پاسخ نمي‌ دهند يا دچار عوارض 

غيرقابل تحمل دارويي شده‌اند اغلب مفيد است. درمان جراحي در مواردي در بيماران نسبتاً ‌جوان كه 

عمدتا ً ‌دچار لرزه و رژيديته يك طرفه هستند و به درمانهاي دارويي پاسخ نداده‌اند مفيد است.
ح) تحريك عمقي مغز: تحريك الكتريكي تالاموس با فركانس بالا در بهبود لرزه پاركینسون مفيد 

است، اين روش در درمان تمايم عوارض پاركینسونيسم مفيد است.


هليكوباكترپیلوري:


 هليكوباكترپیلوري ارگانيسم مارپيچي S شكل و يا به صورت باسيل‌هاي منحني شكل گرم منفي 

به عرض mm1-3/0 و طول mm5/7- 5/1 مي‌باشد. اين باكتري به علت دارا بودن فلاژل‌هاي 

غلاف‌دار منفرد و يا چند تايي و تك ‌قطبي، دو قطبي متحرك مي ‌باشند. هليكوباكترها در ۲۵ درجه 

سانتيگراد نمي ‌توانند رشد كنند. هليكوباكترها دو دسته‌اند: آنهايي كه در مخاط معده انسان و حيوان 

كلني ايجاد مي ‌كنند و دسته دوم آنهايي هستند كه در روده ايجاد كلني مي ‌كنند. گونه معدي اوره آز 

فراوان توليد مي ‌كند. هليكوباكتر نقش اصلي را در بيماري‌زايي زخم پپتيك و سرطان معده ايفا مي‌ 

كند. اين عفونت شايعترين بيماري باكتريال معده‌اي روده‌اي در سراسر جهان است. اين عفونت در 

۹۵% از بيماران مبتلا به زخم دوازدهه و در ۸۰-۷۰% از بيماران مبتلا به زخم معده زيادي به 

سطح بهداشت جامعه بستگي دارد. در كشورهاي در حال توسعه ۸۰% از جمعيت تا ۲۰ سالگي آلوده 

مي‌شوند كه اين ميزان در آمريكا ۳۰% مي‌باشد و در كشور كره جنوبي ميزان آلودگي به 

هليكوباكترپيلوري ۵۶% گزارش شده است. عفونت هليكوباكترپيلوري باعث آسيب مشخصي در 

فيزيولوژي معده مي‌شود سوشهاي متحرك و اوره آز مثبت هليكوباكتر پیلوري با مكانيسم‌هاي متعددي 

شامل مهار موقتي ترشح اسيد از سلولهاي پريتال (كه احتمالاً‌ با ترشح تتراد كانوئيك اسيد صورت 

مي‌گيرد.) قادر به ايجاد كلوني در معده هستند كه به دنبال آن گاستريت ايجاد مي ‌شود. سوشهاي 

هليكوباكترپیلوري كه توليدكننده سم VAC A و CagA مي‌ باشند گاستريتهاي مزمن و شديد و گاستريت 

آتروفيك ايجاد مي‌كند. اخيراً‌ در مطالعات صورت گرفته ديده شده است كه با درمان و ريشه‌كني 

هليكوباكترپیلوري روند درمان بيماران پاركینسوني به ميزان قابل توجهي بهتر شده است كه علت آن 

را جذب بهتر L-DoPA مي‌ دانند. باتوجه به اين موضوع و اين كه كشور ما از جمله جوامعي مي‌ 

باشد كه شيوع هليكوباكترپیلوري در آن نسبتاً‌ بالا مي‌ باشد اين طرح با هدف بررسي ارتباط قبلي 

عفونت هليكوباكترپیلوري با بيماري پاركینسون در افراد مراجعه كننده به بيمارستان بعثت در سال

 87-1386 صورت گرفت.

عتیقه زیرخاکی گنج