• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
هدف اين پژوهش بررسي اثربخشي آموزش تنش‌زدايي تدريجي و حل مساله در تمايل به فرار دختران نوجوان در معرض فرار مي‌باشد. فرار بخشي از رفتارهاي ناسازگارانه است كه نوجوانان و كودكان مرتكب آن مي‌شوند و فرد به دلايلي محيط زندگي طبيعي خود را ترك مي‌كند چنين رفتارهايي مقدمه آموزشهاي ابتدايي رفتارهاي بزهكارانه بعدي بحساب مي‌آيد. همچنين آدميان از نظر نحوه كنترل و تحمل مشكلات با هم متفاوتند بطوري كه مشكلات در دوران نوجواني بدليل بلوغ بيشتر تجربه مي‌شود و دختران در مقايسه با پسران از عزت نفس كمتري برخوردارند و متفاوت از پسران به مشكلات پاسخ ميدهند و در برابر مشكلات تحمل كمتري دارند لذا اقدامات آنان در برابر مشكلات فرار از منزل مي‌باشد. اقدامات مقابله اي كه در برابر فرار نوجوانان انجام شده است. شامل برگرداندن اجباري آنها به منزل، نگهداري در مراكز موقت و دائم است كه نه تنها اقدامي پيشگيرانه و درماني نبوده بلكه بعضا موجب افزايش فرار اين نوجوانان گرديده است. در پژوهشي كه توسط خانم مريم فتحي برروي ۵۰ دختر فراري در شهر تهران انجام شده دختراني وجود داشته اند كه سابقه چند بار فرار از منزل را داشته اند كه آنها در مصاحبه با پژوهشگر اعلام كرده ند كه هرگز حاضر به بازگشت به خانه نيستند و در مواردي هم كه اين دختران به خانه تحويل داده شده اند مجددا از منزل متواري شده و در اين تعدد فرار دچار آسيبهاي جنسي و جسمي بيشتر شده و نهايتا به اعتياد و فحشاء روي آورده اند. بنابراين پژوهشگر تحويل اين دختران به منزل را بدون انديشيدن تمهيدات ويژه به صلاح ندانسته و نتيجه اين بازگشت را مثبت ارزيابي نكرده است. دليل مجدد فرار اين دختران بعد از تحويل از سوي برخي از آنان اين گونه عنوان شده است: خانواده اطرافيان بر ما برچسب دختر فراري گذاشته و بعنوان مجرم به ما نگريسته اند كه اين رفتارها و آزار و اذيتها كلامي زمينه ادامه فرارمان را فراهم كرده است. در اين پژوهش ۳/۶۵ درصد از دختراني كه بيش از سه بار فراركرده اند و ۶/۳۱ درصد از دختراني كه ۱ تا ۳ بار فراركرده اند، حاضر به برگشت به خانه نبوده اند. ترس از آسيب ديدگي مجدد، تكرار آسيبهاي قبلي نيز از ديگر علل ترس اين افراد در بازگشت به منازلشان عنوان شده است. اين پژوهشگر تغيير روش اجراي طرح مداخله در بحران و عملكرد آن، ارائه خدمات مشاوره اي سازمان بهزيستي به خانواده قبل از ترخيص دختران فراري و بعد از آن، اصلاح قوانين، ايجاد قوانين حمايتي از دختران فراري بويژه آنان كه مورد آزار جنسي والدين قرارگرفته اند را از مهمترين كمكهاي حمايتي و قانوني نسبت به اين دختران آسيب ديده اجتماعي دانسته است. با توجه به اينكه اقدامات مقابله اي كه در برابر فرار نوجوانان انجام شده است، شامل برگرداندن اجباري آنها به منزل، نگهداري در مراكز موقت و دايم است و تحويل اين دختران به منزل نه تنها اقدامي پيشگيرانه و درماني نبوده بلكه بعضا موجب افزايش فرار اين نوجوانان گرديده است. لذا اتخاذ شيوه عملي براي درمان و پيشگيري از اين پديده بدفرجام ضروري بنظر مي‌رسد. اين پژوهش ابتدا بوسيله پرسشنامه تمايل به فرار به مشخص نمودن دختران نوجوان در معرض فرار پرداخته و سپس به بررسي اثر آموزش حل مساله و آرميدگي عضلاني برروي نوجوان در معرض فرار و يافتن روشي مناسب و عملي براي مقابله با اين پديده مي‌پردازد. 
پديده فرار نوجوانان از منزل يك پديده اجتماعي است و عدم مقابله مناسب با اين پديده پيامد و عواقب ناگواري براي فرد بويژه اجتماع دارد از طرفي نوجوانان و جوانان سرمايه هاي ملي هر جامعه هستند كه در صورت هدررفتن اين سرمايه عظيم خسارتي شايد جبران ناپذير بر پيكره جامعه وارد مي‌شود.  با توجه به اينكه نوجواني حساسترين دوران زندگي فرد است و مرحله شكل گيري هويت مي‌باشد كيفيت گذراندن اين دوران در آينده فرد نقش بسزايي دارد. نوجواني كه از حل مسايل عاجز است و اغلب در برابر ناكامي آسانترين راهكار (فرار) را انتخاب مي‌كند در شكل گيري هويت منسجم با مشكل روبرو مي‌شود. اين نوجوان بعد از فرار با مشكلاتي بيش از گذشته روبرو مي‌شود. نوجواني كه فرار مي‌كند اغلب محيط مناسبي براي زندگاني ندارد. و ازمنابع حمايتي برخوردار نيست. بدون اين منابع حمايتي اين افراد دمدمي مزاج شده و هويت خود را با توجه به محيطي كه در آن هستند، تعريف مي‌كنند. (ولف ۱۹۹۹) نوجوان فراري در محيط كوچه و خيابان است كه افراد همسال و همدرد خود را پيدا كرده و به تشكيل گروه و دسته هاي بزهكاري مبادرت مي‌ورزد در صورتي كه اين افراد به موقع شناسايي و به زندگي طبيعي بازنگردند منجر به تشكيل باندهاي مخرب و بزهكار مي‌گردد . همچنين آنان براي برطرف كردن نيازهاي عادي خود به اعمال ناهنجار ديگر از قبيل دزدي و ولگردي روي مي‌آورند. 

عتیقه زیرخاکی گنج