• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
در جامعه اي که در آن موقعيت ها و پيشرفت هاي هوشي و ذهني از ارزش بالايي برخوردار است، توسعه يک کودک عادي و طبيعي اغلب به عنوان اساس اوليه در عملکرد صحيح والدين تلقي مي شود. اما تولد يک فرزند عقب مانده ذهني، خانواده را در يک معماي فرهنگي و بحران اخلاقي و روحي قرار مي دهد.  آيا کودک مي تواند در کنار خانواده از رابطه صلح آميز و شادي بخش برخوردار باشد؟ يا قرباني نااميدي، عصبانيت و گناه و رنج والدين خواهد شد؟  خانوادۀ يک کودک عقب مانده ذهني بويژه کودکاني که بهرۀ هوشي پايين تري دارند با ناملايمات اجتماعي و شخصي بسياري در برخورد با اين مشکل مواجه هستند، چه عواملي بوسيله خانواده در اين موقعيت تجربه مي شود؟ از چه کسي يا کساني طلب کمک مي کنند؟ کودک عامل گسترش نسل است و تولد يک کودک غيرعادي تهديدي جدي براي خانواده محسوب مي شود. مشکلات پدر و مادر يک کودک عقب مانده ذهني شايد از همه بيشتر باشد. زيرا بدنيا آمدن کودک هديه اي به معناي واقعي کلمه است، ولي گاهي انسان از اينکه يک هديه ناقصي به وجود آورده ، واقعاً براي او وحشت انگيز است که اين آگاهي غالباً با پاره اي احساسات ناشايستگي همراه است. در اين زمينه سؤالات متعددي شايد در ذهن آنان جاي بگيرد که چگونه اين اتفاق براي ما رخ داده است؟ يا چرا اين اتفاق براي ما افتاده است؟ چه عاملي يا چه کسي مقصر است؟ بررسي تحقيقات و مطالعات نشان مي دهد که وجود يک کودک عقب مانده ذهني مي تواند حداقل از سه نظر وضعيت خانواده را تحت تأثير قرار دهد: ۱- وضع اجتماعي ۲- وضع اقتصادي ۳- وضع عاطفي، رواني و اجتماعي. گاهي اوقات وجود يک کودک عقب مانده در خانواده بيشتر از آنکه از لحاظ اقتصادي مشکلاتي را پيش آورد، از لحاظ اجتماعي خانواده را درگير مسائل و مشکلات مي نمايد. اين مسأله بخصوص در مورد خانواده هاي طبقات اجتماعي بالاتر مطرح است، چرا که خانواده کودک عقب مانده ذهني ناگزير است که محدوديتهاي اجتماعي بيشتري را بپذيرد. گاهي خانواده خود را مجبور مي بيند که در رفت و آمدهاي خود تجديد نظر کند و بديهي است که به همان نسبت که در نظام ارزشي خانواده و اجتماع ، مفهوم عقب ماندگي ذهني نارساتر تعبير شود، محدوديتهاي اجتماعي خانواده ها بيشتر خواهد بود.  وضع اقتصادي: مراقبت هاي پزشکي و آموزشي ، بهداشتي و درماني يک کودک عقب مانده ذهني معمولاً مخارج و هزينه هايي بر خانواده تحميل مي کند که به مراتب بيشتر از توانايي مالي خانواده هاست. وضع عاطفي ـ رواني : معمولاً اطلاع از معلوليت کودک براي والدين به مثابه شوکي دردناک عمل مي کند و موجب اختلال شده و جريان عادي خانوادگي را مختل کرده و مسائل و مشکلاتي را براي والدين و ساير اعضاي خانواده مانند خواهران و برادران و خويشان و نزديکان فراهم مي سازد. خانواده يک نظام اجتماعي است و فرزند عقب مانده ذهني نيز يکي از اعضاي اين نظام و سيستم اجتماعي مي باشد و اين دو نه تنها بر يکديگر، بلکه بر ساير اعضاي خانواده نيز داراي تأثير متقابل مي باشند. اين تأثير هم مي تواند جنبه مثبت داشته باشد و هم جنبه منفي. اما بررسي بيشتر تحقيقات و پژوهشهاي انجام گرفته در اين زمينه بيانگر آن است که اين تأثير غالباً جنبه منفي داشته است. يعني عقب ماندگي ذهني يکي از اعضاي خانواده باعث مي شود که سيستم و نظام خانواده نتواند کارکردها و وظايف خود را به نحو مطلوب انجام دهد و در نتيجه در عملکرد خانواده اشکالات و وقفه هايي به وجود آيد که ضروري به نظر مي رسد که در اين زمينه بررسي و تحقيق بيشتري صورت گيرد و چگونگي بروز اين مشکلات و همچنين راهها و طرق برطرف کردن و يا کم کردن اين مشکلات و کمک به والدين و ساير اعضاي خانواده مورد دقت و بررسي قرار گيرد. 
والديني که داراي فرزند عقب مانده ذهني هستند، داراي مسائل و معضلات خاص هستند و در قبال حضور کودک عقب مانده ذهني، عکس العمل ها، واکنش ها، احساسات و رفتارهايي از خود بروز مي دهند که بهداشت رواني و تعادل رواني ـ اجتماعي آنان را تحت تأثير قرار مي دهد. تولد يک کودک عقب مانده ذهني نه تنها باعث تضادهايي در درون شخص مي گردد، بلکه باعث انواع خصومت ها، شک و ترديدهايي در درون خانواده مي شود و اين تضادها بيشتر به شک و ترديد در مورد علت عقب ماندگي ذهني مربوط مي شود. از اهداف کلي، آگاهي حد زمينه تأثير فرزند عقب مانده ذهني بر والدين و خانواده مي باشد و نيز ساير اهدافي که در انجام اين تحقيق مي توان بدانها اشاره کرد عبارتند از : – تعامل اجتماعي والدين و تأثير کودک عقب مانده ذهني و ارتباطات اجتماعي – بررسي تأثير کودک عقب مانده ذهني بر نگرش، احساسات، واکنشها و رفتار والدين – بررسي تأثير کودک بر جنبه هاي اقتصادي خانواده و روابط او با ساير فرزندان. از آنجايي که هر پدر و مادري وقتي صاحب فرزندي مي شود، در انتظار فرزند سالم، باهوش و زيبا مي باشند، وقتي کودکي با عقب ماندگي ذهني قدم به محفل زندگي آنان مي نهد. والدين در اولين برخورد و مواجهه با اين کودک با «چه کنم ها و چه بايد کرد هايي » مواجه مي شوند که از همين جا مسائل آغاز شده و موجب بروز احساسات، عکس العمل هاي متضاد، نگرشهاي متفاوت و رفتارهاي مختلف شده و تعامل والدين ، بهداشت رواني ، تعامل رواني ـ اجتماعي ، روابط کودک با والدين و اطرافيان را تحت تأثير قرار مي دهد. تأثير عقب ماندگي ذهني فرزند تنها به والدين برنمي گردد، بلکه به نوعي ساير برادران و خواهران ، خويشان و نزديکان را تحت تأثير قرار مي دهد. اگر تعداد اعضاي خانواده ها را به طور ميانگين ۵ نفر فرض کنيم و درجه شيوع و گسترده عقب ماندگي را بر اساس استانداردهاي بين المللي حدود ۳ درصد در نظر گيريم، شايد حدود ۵ ميليون نفر از جمعيت شصت ميليوني ايران به نوعي تحت تأثير پديده عقب ماندگي ذهني مي باشند. بنابراين ضروري به نظر مي رسد که اين مسئله در محيط خانوادگي و اجتماعي از يک طرف و احساسات و نگرش ها و واکنشها و مسائل رواني ـ اجتماعي والدين از سوي ديگر توجه لازم بعمل آيد و مورد بررسي و تحقيق قرار بگيرد. از طرف ديگر والدين بخصوص وقتي با عقب ماندگي ذهني فرزند خود روبرو مي شوند، به دنبال جايي يا کساني مي گردند که آنان را در چگونگي برخورد و سازگاري با اين پديده راهنمايي نمايند. اين وظيفه خطير و مهم بر عهده کساني مي باشد که در حکم راهنما و هادي مي باشند که اين افراد همان روان شناسان و مشاوران مي باشند. از همين جاست که اهميت مسئله و موضوع مشخص مي شود، يعني کمک به والدين در جهت سازگاري و از طرفي کمک در جهت يافتن علت به منظور رهايي از احساسات گناه و تحقير و اختلافات زناشويي و غيره. 
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر

انسان به عنوان اشرف مخلوقات خلق شده تا از فرصتهاي بدست آمده کمال استفاده را ببرد و به کمال نهايي که همان قرب خداست، دست يابد.خانواده بايد شرايطي آماده کند تا شخص بسوي هدف نهايي گام بردارد.

حال اگر شخصي بنابر هر علتي ناقص متولد شد دال بر اين نيست که حقوق او نيز ناقص خواهد بود. بلکه همان شرايط مساوي برايش مهيا خواهد شد. 

يکي از ويژگيهاي مهم انسان، قواي ذهني رشد يافته و عقل هوشي است که در وجود او به عنوان يک موهبت الهي به وديعه نهاده شده و همين ويژگي او را از ساير موجودات متمايز ساخته و به دليل دارا بودن اين نعمت، خداوند او را اشرف مخلوقات و مسجود فرشتگان و خليفه خود بر روي زمين قرار داده است.

اما بنا به دلايل متعددي، معدودي از افراد انسان از داشتن چنين توانايي و ظرفيتي يا محروم بوده و يا از حد طبيعي متناسب با سن خود پايين تر مي باشند اين محروميت يا کمبود و نقصان آنان را از ساير افراد متمايز ساخته و براي آنان نيازها و محدوديتها و ناتواني هايي را تحميل مي نمايد که اين افراد با توجه به ويژگيها و خصوصيات خاصي که دارند در گروه افراد استثنايي قرار مي گيرند.

البته بايد توجه نمود که واژه استثنايي به طور اعم  و به معناي دقيق علمي خود نمي تواند فقط به گروههاي خاصي از افراد جامعه اطلاق شود، چرا که حد حقيقت همه افراد از نظر خصوصيات مختلف جسماني، ذهني، رواني، عاطفي و اجتماعي و غيره يکسان نبوده و نسبت به همديگر داراي تفاوت هاي خاص مي باشند لذا بدين ترتيب هر فرد نسبت به افراد ديگر استثنايي مي باشد. 


عتیقه زیرخاکی گنج