• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
بطور كلي مهاجرت بعنوان تغيير مكان دائمي يا موقت تلقي مي شود . هيچ محدوديتي به ساخت حركت با اختياري و اجباري بودن ماهيت اين عمل و هيچگونه تفاوتي بين مهاجرت داخلي و خارجي وجود ندارد . بنابراين حركت از يك آپارتمان به آپارتمان ديگر نيز در شمار مهاجرت، همانند حركت از يك شهر در يك كشور به شهري در كشور ديگري محسوب مي شود . اگرچه بديهي است شروع ونتايج چنين حركاتي بطور گسترده با يكديگر تفاوت دارند ، با اين وجود اين تعريف تمامي انواع حركات ساختي را در بر نميگيرد . براي نمونه تحركات چادرنشينان و كارگران مهاجر ، براي كساني كه محل اقامت دائمي ندارند و دائماً تغيير مكان مي دهند ( كساني كه تابستان به كوهستان مي روند ) استثناء شده اند در هر صورت خواه حركات ، مسافتي كوتاه و خواه بلند ، آسان يا سخت باشد ، هر عمل مهاجرتي مستلزم يك مبداء  يك مقصد  و مجموعه اي از عوامل بازدارنده مي‌باشد. از ميان عواملي كه در تصميم به انجام مهاجرت و فرآيند آن موثر هستند ما در بحث بررسي پيامدها يا عوارض مهاجرت خارجي ، به چهار عامل موثر در عمل مهاجرت يعني ۱- عوامل موجود در حوزه ي مبداء ۲- حوزه مقصد ۳- عوامل بازدارنده ۴- عوامل شخصي را مدنظر قرار داده ايم. روشن است كه مجموعه عوامل مثبت و منفي در مبداء و مقصد براي مهاجر يا مهاجرين آينده با همديگر متفاوت است . در عين حال ممكن است طبقاتي از مهاجرين را كه به گونه مشابهي به مجموعه عوامل عمومي در مبداء و مقصد واكنش نشان ميدهند از يكديگر تفكيك كنيم ، بطور دقيق نخواهيم توانست به ميزان تاثير گذاري مجموعه عوامل خاصي كه بر مهاجرت تاثير دارند را مشخص نمائيم . مي دانيم مهاجران مقصدي را جستجو مي كنند كه خواسته هاي اجابت نشده‌ي آنها برآورده شود ، سازمان اجتماعي آنجا تا حد امكان شبيه سازمان اجتماعي مبداء باشد . منظور اين است كه مهاجران ترجيح مي دهند در وضعيتي جابجا شوند كه درسازمان اجتماعي ايشان ، يعني در انگاره‌هاي دروني شده رفتار آنان كمترين دگرگوني و آشفتگي پديد آيد . بديهي است كه درفرآيند انتخاب ، ارزشها نقش مهمي ايفا ميكنند (( مثلاً در تعيين اينكه چه عناصري از سازمان اجتماعي مبداء مي تواند به خاطر حركت فدا شود )) مي‌توان وضعيتي را تصور كرد كه در آن اهداف مهاجر در اولين قدم برآورده نشود ، لاجرم مهاجران ممكن است بطور لفظي در دو دنيا به سر برند و پيوستگي موقت را هم به مبداء و هم به مقصد حفظ كنند . ممكن است برنامه ي مهاجرت دوم به جاي ديگر را بريزند ، حتي ممكن است سرخورده به مبداء باز گردند. و بالاخره ممكن است ارتباط خود را با ميراث فرهنگي و سازمان اجتماعي خود ناگهان قطع كنند وفرهنگ و سازمان جديد را بپذيرند . اين درحالي است كه پيامدهاي مهاجرت بر هرسه سازمان اجتماعي يعني سازمان اجتماعي مهاجران ، سازمان اجتماعي مبداء و سازمان اجتماعي مقصد اثر مي گذارد . در اين ميان تغييراتي در نظام مهاجرت روي مي دهد كه به نوبه ي خود در سازمان اجتماعي جمع مهاجر به صورت نظري در نظامهاي فرهنگي ، اجتماعي و شخصيتي ( رواني ) تغييراتي را موجب مي شود . ليكن همه تغييرات ناشي از مهاجرت لزوماً معلول مهاجرت نيستند ، اين موضوع بايد به طور تجربي و با بهره گيري از رهنمودهاي مناسب و محدود نظري از نوع ميان گستر مشخص و توصيف شود . توجه به پيامدهاي فوق از مدلهاي نظري جامعه شناختي استفاده لازم بعمل آيد . قبل از پرداختن به مدلهاي نظري به پاره اي از ديدگاه ها و نظريات موجود در زمينه مهاجرت پرداخته و سپس با بهره گيري از مدلهاي نظري مذكور به تبيين مسئله مورد پژوهش مبادرت خواهيم نمود . 

مهاجرت يكي از مسائل اساسي و عمده مورد نظر جامعه شناسان و كارگزاران حكومتها در قرن حاضر است، بررسي پيامدهاي مهاجرت و علل و عوامل آ‌ن در مبداء و مسائل و مشكلات مربوط به سازگاري مهاجرين در مقصد مشكلاتي را براي مهاجرين بوجود آورده است . مهاجريني كه با داشتن زن و فرزند بنا به دلايل سياسي ، مذهبي ، اقتصادي ، خانه و كاشانه خود را ترك مي كنند و در صورتي هم كه امكان بازگشت براي آنان وجود نداشته باشد ، مسلماً تحت افكار و عقايد ساكنان آن كشورها نيز قرار ميگيرند .حال آيا الگوهاي رفتاري آنها تغيير مي كند ؟ كه اگر تغيير كند به چه ميزان ؟ از طرفي آيا اين تغيير بر روي خانواده و بستگان آنها تاثير داشته يا خير ؟ ساختار اجتماعي در اين ميانه چه تاثيري از اين حركت مي پذيرد ؟ آيا اعضاي اين جمع ( مهاجرين ) كه بدون توجه به واقعيات يعني ساخت اجتماعي و فرصتها دست به مهاجرت زده اند در دگرگوني نظام اجتماعي مقصد نقشي ايفا مي كنند ؟ بدين لحاظ مي توان گفت : شناخت پيامدهاي مهاجرت بين المللي در زمينه هاي مختلف اقتصادي اجتماعي، فرهنگي و رواني امري كاملاً ضروري بوده و با توجه به مرزي بودن منطقه تركمن صحرا و افكار مردم اين ناحيه در معرض امواج راديويي و تلوزيوني كشورهاي هم جوار قرار دارند ، از اهميت خاصي برخوردار مي باشد . از طرفي مي دانيم افراد مهاجر همچون پل ارتباطي ميان عناصر دو فرهنگ هستند . اينگونه افراد مسلما ً درصورت بازگشت به سرزمين خود عناصر فرهنگي اخذ شده از جامعه ميزبان را به همراه خواهند داشت و همين امر ممكن است باعث ايجاد عدم تعادل در رفتار اجتماعي آنها گردد .

  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر

در این مقاله ما میخوایم به بررسي عوارض مختلف ناشي از مهاجرتهاي  بين المللي و تاثير آن درجامعه مقصد و خود مهاجرين بپردازیم.

يكي از موضوعات مورد توجه انديشمندان علوم انساني و بخصوص جامعه شناسان كه در قرن حاضر از اهميت خاصي برخوردار مي باشد ، بررسي عوارض مختلف ناشي از مهاجرتهاي  بين المللي و تاثير آن درجامعه مقصد و خود مهاجرين است . بر همين اساس چشم انداز متفاوتي در رابطه با فرآيند مهاجرت وجود دارد ، كه هركدام ازاين ديدگاه ها مدل خاصي ، جهت مهاجرت ارائه مي كنند. 

در مدل اول ، مهاجرت را :‌‌ (( يك حركت عقلاني و هدفدار به منظور يافتن مكاني براي كار و زندگي تصور ميكنند )) .

در مدل دوم :

(( مهاجرت پاسخي غيرارادي به شرايطي است كه مهاجر را به نقل مكان سوق مي دهد كه احتمالاً حركت او بدون در نظر گرفتن راههاي ديگر است )) .

بنابراين دو مدل مهاجرت پويا وناپويا وجود دارد كه گاهي عملاً درهم مي آميزد . با پذيرش اين واقعيت كه پيامدها و يا عوارض مهاجرت از علت مهاجرت جدا نمي باشد ، مي توان اذعان داشت كه مهاجرت ، پديده اي است كه سازمان اجتماعي را تحت تاثير قرار مي دهد . يكي در مبداً وديگري در مقصد .

در نظر مهاجر شكل محروميت از هدفهاي بسيار با ارزش فرق مي كند ، از زمانيكه جمع نتواند به وسايل حصول به آن هدفها در داخل سازمان اجتماعي خود دست يابد ، چنانچه احساس كند كه منابع لازم براي رفع محروميتهايش در خارج از سازمان اجتماعي وجود دارد ، در آن صورت احتمالاً مهاجرت مي كند.  در چنين وضعيتي مهاجر در مقصد به ندرت مي تواند به تمام اهداف و آرزوهاي خود برسد ، اين ناكامي خود مي تواند عوارض مختلف اقتصادي ، رواني ، اجتماعي و حتي فرهنگي در جامعه مقصد برجاي بگذارد. اگر بپذيريم كه پيامد هاي مهاجرت بر هر سه سازمان اجتماعي ، يعني سازمان اجتماعي مهاجران ، سازمان اجتماعي مبداء و سازمان اجتماعي مقصد اثر  مي گذارد ، بطور قطع ميزان اين تاثير يكسان نبوده و به مجموعه اي از متغير هاي مختلف  ربط دارد . {۱}

البته تعيين جزء به جزء همه پيامدهايي كه ممكن است هر مورد مهاجرت داشته باشد ، اگر نه يك كار  محال ، حداقل كار دشواري است . با اين حال معتقديم كه اين تصور و برداشت كه نظام مهاجرت متشكل از سه سازمان اجتماعي است با ارتباط هاي متقابل كه از طريق جمع مهاجري عمل ميكنند و ابزارهاي مفيدي است ، براي سازماندهي پژوهش جامعه شناختي در باره پيامدهاي مهاجرت .

 

 


 ( [1] (لهسائي‌زاده،عبدالعلي) نظريات مهاجرت ، شيراز ، انتشارات نويد ، سال ۱۳۶۸ ، صفحه ۴۶ 


عتیقه زیرخاکی گنج