• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
زن نيمي از پيكره اجتماع است و به تعبير رابيندرانات تاگور- متفكر بزرگ هندي- بهترين دوست مرد، همچنانكه حيات انسان ها بسته به وجود زن است، تكامل او نيز ارتباط مستقيمي با نحوه نگرش و منش او در معاشرت با زن دارد. چنانكه انسان را موجود ناقص دانسته اند كه براي رسيدن به كمال مي بايست «جفت» مطلوب خود را بيابد و در كنار او به آرامش و تكامل برسد. گذشته از اين انگاره فردي، زن همواره در ابعاد كلان‌تر نيز در جوامع بشري حضور داشته و دارد كه اين واقعيت بزرگ هيچگاه از چشم انديشمندان و خردمندان به دور نبوده و هيچ متفكر واقع بين و حق شناسي نمي تواند اين حقيقت مسلم را مورد انكار قرار دهد كه اگر نقش زنان در پيشرفت و تعالي جامعه‌اي از مردان آن جامعه بيشتر نباشد، كمتر هم نيست.  بايد به زن بهايي داد كه درخور آن است البته نه در سخن بلكه در عمل اگر به زن به عنوان يك انسان كاملاً برابر با مرد، همانگونه كه خلق شده نگاه شود و نه به عنوان يك ابزار يا تنها براي ارضاي غرايز مرد و يا بيگاري كشيدن از او و در همه حال تحقير كردن او، هرگز اين همه فساد اخلاقي وجود نخواهد داشت. در غرب نيز با آن همه پيشرفت علم و تكنولوژي كه تنها زاده هوش و استعداد انسان هاست و نه عقلانيت و شعور همه جانبه آنها، اگر زن را از صورت كالا خارج كنند مطمئناً فساد و تباهي رو به كاهش خواهد گذارد و در محيط خانواده هنگامي كه جوان از كودكي متوجه احترام پدر و مادر (و البته بالعكس) گشت و نيز متوجه شد كه پدر به مزاياي اخلاقي و روحي مادر و ديگر بانوان توجه كامل دارد و به آنها به عنوان انساني كامل و با شخصيتي ارزشمند مي نگرد آيا در سنين نوجواني و جواني مي‌تواند به زن تنها به عنوان رفع نيازهاي غريزي نگاه كند و دائماً حريص تر شود و دنيا از همين زوايا بنگرد؟ و آيا داشتن خانواده‌اي آگاه كه هر كس در آن جايگاه واقعي خود را داراست و نيز برخوردار شدن از تربيتي صحيح در محيطي پر از ايمان و عاطفه، ايمان توام با آگاهي و نه كوركورانه، نمي تواند احساسات سركش جواني را تحت كنترل درآورده و متعادل سازد؟ در طول قرن هاي متمادي، در عرصه هاي گوناگون ، زناني ظهور كرده اند كه با ايفاي نقش خود به عالي‌ترين شكل ممكن و با اثبات توانايي ها و شايستگي هاي خويش، تاثير بسيار مهم و تعيين كننده اي در بهبود اوضاع جامعه خويش داشته اند.  برخي از اين زن ها از چنان لياقت و خصايصي بهره‌مند بوده اند كه شعاع فعاليت ها و تاثيرات آنها از دايره اجتماع و محدوده جغرافيايي كشورشان نيز فراتر رفته و عالمگير شده است. 
با چنين مصداق كه داراي شعاع حيرت انگيز و پويايي هستند ضمن آنكه حكايت از توانمندي هاي بالقوه زنان دارد، نگرش هاي جاهلانه اي كه تساوي زن و مرد را زير سوال مي‌برد كمرنگ و بي رمق جلوه مي‌دهد و به اصل مشاركت جهت پيشبرد و توسعه اجتماعي، قوام بيشتري مي بخشد. تجربه «اصلاح ساختار فرهنگي» و تجديد نظر در باورها و نگرش ها ثابت كرده است هر اندازه جامعه اي شرايط مساعد و همساني را براي رشد و سپردن مسئوليت ها (فارغ از چارچوب هاي تنگ نظرانه و متحجرانه) فراهم آورده، به همان ميزان توسعه و ترقي جامعه نيز روند شتابان تري يافته است. در جهان معاصر، يافته هاي علمي و تجربه هاي علمي به طور روشن و واضحي برتري جنس خاصي را مردود اعلام كرده است و نقش اوليه و دگرگون كننده را به عواملي فرا جنسيتي داده است. بي ترديد اجحاف در حق زنان و ناديده انگاشتن حقوق فردي و اجتماعي آنان يكي از علل عقب ماندگي از قافله تمدن بشري است و با توجه به سرعت سرسام آور عصر امروز، هر ميزان كه جامعه اي بر استمرار اين نگرش باطل اصرار و سماجت ورزد، اين عقب ماندگي تشديد خواهد شد. لذا براي ترقي و حركت به سمت آينده چاره اي جز تعجيل در رفع موانع و شكستن حصارهاي نابخردانه وجود ندارد.

عتیقه زیرخاکی گنج