• بازدید : 62 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كمتر كسي را سراغ داريم كه با نام ماشين بنز آشنا نباشد و روياي داشتن آن را در سر نپروراند. 
بنز اولين خودرويي است كه با سوخت بنزيني به حركت درآمد. خالقش پسري بودخلاق و بااستعداد كه در خانواده‌اي فقير به دنيا آمد. پدرش تعميركار ومكانيك موتورهاي اتومبيل بود و پسرش عاشق تحصيل و علم. كارل بنز علي‌رغماين كه پدرش بسختي معاش زندگي‌اش را تامين مي‌كرد، توانست به همت والدينشبه تحصيل ادامه دهد و قدم در دانشگاه بگذارد. 
او توانست در دانشگاه در رشته پلي‌تكنيك فارغ‌التحصيل شود؛ البته در كنار درس به پدرش در تعمير اتومبيل نيز كمك مي‌كرد.
كارل اهل يكي از شهرهاي آلمان به نام كارلسروهه بود. پس از پايانتحصيلاتش، اولين تجربه كاري‌اش طراحي ساخت يك كارخانه در شهر مانهايم بود،ولي ديري نپاييد كه كارش را از دست داد و وارد شركتي ساختماني در وين شد.
او سپس در سال ۱۸۷۱ تصميم گرفت در شركتي كه متعلق به خودش است، كار كند. به همين خاطر با يك مكانيك به نام آگوست ريتر، اولين شركت خود را درمانهايم آلمان تاسيس كرد، ولي نتوانست به همكاري با شريكش ادامه دهد. اوتصميم گرفت با كمك نامزدش، برتا ريگر، موانع موجود بر سر راه خود رابردارد. برتا جهيزيه‌اش را فروخت و به او در خريد سهام ريتر كمك كرد. آنهايك سال بعد با هم ازدواج كردند و صاحب ۵ فرزند به نام‌هاي ايگن، ريچارد،كلارا، تايلد و آلن شدند.
كارل بنز اگرچه در ابتدا در تجارت موفقيتي به دست نياورد و شانس به او رويخوشي نشان نداد؛ اما با تلاش بي‌وقفه توانست چند امتياز مهم براي توليد وتكميل موتورهاي دوزمانه دريافت كند. او تا زماني كه به استانداردهايموردنظرش نمي‌رسيد، دست از كار نمي‌كشيد.
وي با كمك مخترعان و همكاران جديدش و با پشتيباني مالي يك بانك درمانهايم، يك شركت سهامي را تاسيس كرد. ۵۰ درصد سهام اين شركت در اختياركارل بود، ولي به عنوان يك عضو هيات‌مديره و سهامدار از حق اظهارنظر كمترينسبت به ديگران برخوردار بود؛ چراكه همكاران و ديگر سهامداران شركت درصددبودند به نوعي نفوذ خود را در شركت افزايش دهند و اين رفتارها و در نهايتبرخوردها سبب شد كه كارل بنز پس از يك سال شركت را ترك كند.
 

در همان سال بنز يك پشتيبان مالي ديگر به نام فردريك ويلهم ايلينگر درماكس رز پيدا كرد. فردريك يك فروشگاه دوچرخه‌فروشي داشت و بنز متوجه علاقهزياد او به وسايل موتوري شد و در همان زمان بود كه بنز با كمك فردريك و يكشركت ديگر، شركت خود را به نام بنز راه‌اندازي كرد. آنها توانستند نيروي كار شركت خود را به ۲۵‌نفر افزايش دهند. آنها تا جاييپيشرفت كردند كه ديگر قادر بودند امتياز توليد موتورهاي بنزي خود را بهديگران واگذار كنند. بعد از اين بود كه بنز تصميم گرفت تمام وقتش را صرفتوسعه موتورهاي اتومبيل كند. سرانجام او موتورهاي چهارزمانه بنزيني خود راروي كالسكه‌اي نصب كرد و در سال ۱۸۸۶ بود كه توانست از اولين خودرويبنزيني خود بهره‌برداري كند و آن را به نمايش عمومي بگذارد.
تا سال ۱۸۸۷ او ۳ مدل از اين نوع خودروها را طراحي كرد. بنز، مدل اول رادر سال ۱۹۰۶ به موزه آلمان اهداء كرد. مدل دوم را چندين بار طراحي وبازسازي كرد و مدل سوم هم داراي چرخ‌هاي چوبي بود كه همسرش، برتا براياولين بار با اين خودرو به مسافرت طولاني رفت. در سال ۱۸۸۶ بنز توانست بهمرحله‌اي از موفقيت برسد كه توليداتش ديگر جوابگوي تقاضاي مردم نبود، درنتيجه تصميم گرفت كارخانه خود را توسعه دهد.
بتدريج «بنز» در امر خودروسازي پيشتاز شد و در سال ۱۸۹۹ به يك شركت سهاميبزرگ تبديل شد. به طوري كه در آن زمان سالانه ۵۷۲ دستگاه خودرو توليدمي‌كرد.
دوران پس از موفقيت‌
در سال ۱۹۰۳ كارل از كارهاي فني كناره گرفت تا به عنوان ناظر هيات مديرهبه كار خود ادامه دهد. اين اقدام او به دنبال مشاجره‌اي بود كه بامديرعامل داشت. اما ۳ سال بعد به اين نتيجه رسيد كه شركتي به نام خودشيعني «كارل بنز» در ليرنبورگ آلمان تاسيس كند. سهامداران اين شركت خودش وپسرانش بودند. آنها در ابتدا تمام تلاش‌شان را بر اين گذاشتند كهخودروهايي با موتور بخار توليد كنند. ولي زمان در حال تغيير بود و تقاضابراي اين موتورها كاهش يافت، بنابراين او مجبور شد خط‌مشي خود را تغييردهد. در سال ۱۹۱۲ «بنز» شركت را به عنوان يك شريك ترك كرد و پسرانش راتنها گذاشت و شركت بسرعت پيشرفت كرد و شعبه‌هايي در بازارهاي مختلف ايجادكرد.
براي مثال در انگليس خودروهاي توليدي اين شركت به خاطر كيفيت بالايي كهداشتند به عنوان تاكسي به كار گرفته شدند و هر روز بر محبوبيت آنها افزودهمي‌شد. در سال ۱۹۲۳ كارل آخرين خودروهاي توليدي خود را ساخت. اين خودرو ۸و ديگري ۲۵ اسب بخار قدرت توليد مي‌كرد. هر دوي اينها را بنز براي استفادهشخصي خودش نگه داشت و از آنها لذت برد و هرگز آنها را نفروخت و اينخودروها اكنون در موزه نگهداري مي‌شوند.
 

انتخاب نام مرسدس‌ مرسدس نام يك دختر اسپانيايي است و نام دختر اميل يكينگ، تاجر بزرگ اتريشياست و كارل نام او را روي محصول خود گذاشت. پدر اين دختر نماينده فروشمحصولات بنز بود. كارل بنز در چهارم آوريل ۱۹۲۹ در منزلش واقع در ليدنبورگ درگذشت و امروزه خانه‌اش به عنوان دفتر مركزي مرسدس بنز استفاده مي‌شود.
اگرچه خودش چندان از ثروتش بهره‌مند نشد، اما امروزه كارخانجات بنززيباترين و بهترين اتومبيل‌ها را به بازار عرضه مي‌كنند و سبب افتخاربازماندگان كارل مي‌شوند.
درآمد بنزگروه خودروسازي مرسدس متشكل از برندهاي مرسدس بنز، ماي‌باخ، اسمارت، مرسدسبنز AMG و مرسدس بنز مك لارن است. اين گروه در سال ۲۰۰۴ بيش از يك ميليونو ۲۲۶ هزار و ۸۰۰ دستگاه از خودروهاي خود را به فروش رساند. به دليل برخياز مسائل زيست محيطي، فروش برند مرسدس بنز در سال ۲۰۰۳ دو درصد كاهش داشتو اين در حالي است كه فروش بخش اسمارت اين گروه به دليل معرفي مدل جديد ۲۲درصد افزايش داشته است.
درآمد گروه مرسدس در سال ۲۰۰۴ به ۶/۴۹ ميليارد يورو رسيد.
گروه مرسدس سعي كرده است به منظور سودآوري بيشتر، عمده تمركز خود را متوجه مسائل مربوط به كيفيت، راندمان و قدرت محصولات خود كند.
كيفيت يكي از مهم‌ترين خصيصه‌هاي برند مرسدس بنز است. آنها در طول روندتوليد بارها خودرو را مورد آزمايش قرار مي‌دهند و پس از آن نيز سعيمي‌كنند با ارتباط با فروشندگان و مشتريان از كيفيت و چگونگي محصول خود پساز توليد اطلاع حاصل كنند.
فروش ۲۰۰۴ گروه مرسدس در بازارهاي توسعه يافته متفاوت بوده است. به عنوانمثال در اروپاي غربي ۳ درصد كاهش و در اسپانيا ۱۰‌درصد افزايش داشت و دربازار چين با ۶ درصد افزايش به ۹۸۰۰ دستگاه رسيد.
« هنری فورد »

 
در آمریكا چشم به جهان گشود . پدرش دهقان بود . او فقط توانست تحصیلات دوران ابتدایی را بگذراند چون پدرش معتقد بود كه كار كشاورزی برای او سودمندتر است . او از كودكی عاشق ماشین بود پدرش كه شور و شوق او را دید برای او كارگاه كوچكی دایر كرد او شبها بعد از كار به آزمایشاتی در آنجا می پرداخت . در سن ۱۲ سالگی برای اولین بار لوكوموتیو را دید و تصمیم گرفت كه مدلی از آن را ارائه دهد . تلاش بسیاری كرد تا تصمیمش در این زمینه به موفقیت بیانجامد . در سن ۱۷ سالگی در كارگاه موتور سازی به كارآموزی پرداخت و سه سال در آنجا به كار پرداخت . او به مطالعات نشریاتی در این زمینه پرداخت . وی تصمیم گرفت كه به شهر خود بازگشته و تحقیقات خود را ادامه دهد . فورد ایمان كامل داشت كه روزی می تواند در كارگاهش خودرویی پدید آورد . در این حال شركتی شغل مهندسی ماشین سازی را به او پشنهاد داد . او باز مجبور شد كه از خانواده جدا شده و راهی شهر دیگری شود . پس در آنجا خانه و كارگاهی كوچك دایر كرد و هر روز پس از بازگشت از كارخانه به آزمایشات خود ادامه داد . در سن ۲۹ سالگی توانست اولین موتور اتومبیل خود را به پایان برساند و توانست اتومبیل بنزینی خود را بسازد . او حدود ۱ سال اتومبیلش را در تمام زمینه ها مورد آزمایش قرار داد و سرانجام اولین اتومبیل خود را فروخت . كارخانه ایی كه در آن مشغول كار بود وقتی كه می خواست با او قرار داد جدید ببندد فورد قبول نكرد چون می خواست آزمایشات خود را ادامه دهد . در این هنگام در اوج فقر و تنگدستی شركت را ترك كرد . فورد توانست چند سرمایه دار را برای تولید خودروهای بنزینی خود گرد هم جمع كند  و به عنوان سر مهندس ۳ سال به تولید اتومبیلها نظارت داشته باشد . او توانست در هر سال ۶ تا ۷ اتومبیل تولید كند . در این هنگام او به تولید اتومبیلی می اندیشید كه بتواند مورد مصرف عموم باشد پس در این زمینه با شركای خود اختلاف نظر داشت چون آنها فقط به سود خود و تولیدات می اندیشند . فورد استعفای خود را ارائه داد . اتومبیل خود به نام ارو Arrow  را در مسابقه اتومبیل رانی شركت داد و توانست با اختلاف نیم مایل از اتومبیل دیگر برنده شود . در این هنگام آوازه اتومبیل او پیچید . او شركت موتور فورد را دایر كرد در این شركت او مدیر عامل ، سرپرست كارگاه ، سر مكانیك و سر مهندس شركت بود . در اولین سال تولید خود ۱۷۸۰ دستگاه مدل A را فروخت و اتومبیلهایش به عنوان محكمترین و مطمئن ترین اتومبیلها شناخته شد . در دومین سال اتومبیل های مدل A, B,C  را وارد بازار كرد و كم كم تولیدات شركتش را ۱۰۰ اتومبیل در روز رساند . او می خواست كه اتومبیلی با سرعت بالاتر بسازد . این موقعیت خود به خود در اختیار او قرار گرفت . روزی در یك مسابقه اتومبیل رانی یك اتومبیل فرانسوی تصادف كرد و فورد یك قطعه از این اتومبیل به نام سوپاپ را كه به نظر سریعترین اتومبیل در مسابقه به نظر می آمد برداشت آزمایشات زیادی روی آن انجام داد و نتوانست آلیاژ  تولیدی آن را شناسایی كند سرانجام دریافت كه آلیاژ مورد استفاده در آن وانادیم است . در آن زمان در آمریكا كارگاههای ریخته گری قالبگیری آن را نمی دانستند 

عتیقه زیرخاکی گنج