• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در جهان مادی امروز که نهاد خانواده در حال اضمحلال توسط فساد و فحشاء است بزرگترین دغدغه های خانواده ها برای نجات فرزندانشان از این منجلاب فساد و فحشاست و قرآن این کتاب زندگی بشر سالها پیش از این راه نجات را بیان کرده است؛«اتل ما اوحی الیک من الکتاب واقم الصلاه ان الصلاه تنهی عن الفحشاء والمنکر ولذکر الله اکبر والله یعلم ما تصنعون؛هر چه را از این کتاب بر تو وحی شده است تلاوت کن و نماز بگزار ،که نماز آدمی را از فحشا و منکر باز می دارد و ذکر خدا بزرگ تر است وخدابه کارهایی که می کنید آگاه است
نقش نماز در آرامش رواني خانواده 

۱ـ عدم احساس گناه و يا كاهش آن 
آدمي آنگاه كه به سجاده مي‏نشيند تا با خدا راز گويد، بايد هوشيار باشد. چرا كه قرآن مي‏فرمايد «لا تقربوا الصّلاة و انتم سكاري» آنگاه كه مست هستيد، نزديك نماز نشويد. پس لازمه مقبوليت و پذيرش نماز، دور بودن از ناهشياري و مستي است. 
نماز آدمي را از فحشا و منكرات باز مي‏دارد. «انّ الصّلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر» شرب خمر، مستي، غفلت و ديگر گناهان و آلودگي‏ها در پرتو نماز محو و نابود مي‏شوند. با حذف گناهان فضاي روح و روان انسان پاك و مصفّا مي‏شود و در نتيجه آرامش و اعتماد به نفس به دست مي‏آيد. نماز شستشوگر روان از گناه است و قلبي كه در آن تاريكي گناه نباشد از آرامش و اطمينان و صفا لبريز مي‏شود. چنان كه پيامبر فرموده انساني كه نمازهاي پنجگانه را به جاي مي‏آورد، مانند آن است كه در رودي پنج بار شنا كرده و از آلودگي‏ها به در آمده است. پس نماز مانع ابتلا به آلودگي و گناهان است و نيز به سبكي بار گناه آدمي مي‏انجامد. زيرا قرآن مي‏فرمايد: «انّ الحسنات يذهبن السّيئات» به درستي نيكي‏ها، بدي‏ها و گناهان را مي‏زدايند و از بين مي‏برند و نماز يكي از برترين حسنات است. 
پس اگر احساس گناه را عامل ايجاد اضطراب و نا امني بدانيم و گناه نكردن و يا انجام عملي را كه گناه و احساس گناه را تخفيف بدهد وسيله ايجاد مانع انجام گناه مي‏گردد و اگر فردي گناهي را مرتكب شده انجام نماز كه يكي از حسنات ممتاز است ـ گناه او را تخفيف مي‏دهد و آدمي در اثر عدم انجام گناه و يا داشتن احساس تخفيف گناه آرامش پيدا مي‏كند، مي‏توان نتيجه گرفت كه به اين دليل نماز عامل مهمي در جهت دست يافتن به آرامش رواني است و چون اين امر در خانه رخ دهد، و يكايك اعضاي خانواده نمازگزار باشند، همگي با هم آرامش رواني را در خانه به ارمغان مي‏آورند و در پناه آن با موفقيت زندگي مي‏كنند. زيرا احساس گناه در همه آنان كاهش مي‏يابد. 

۲ـ وحدت شخصيت و انسجام خانوادگي 
خواندن نماز موجب دست يافتن به وحدت شخصيت مي‏شود. شخصيت برخوردار از توحيد به گونه‏اي است كه جنبه‏هاي گوناگون آن با يكديگر در تضاد نيستند. يعني فرد آنچه كه در اعتقاد بدان باور دارد، در عمل نيز بر اساس باورهاي خويش عمل مي‏كند و چون اينگونه رفتار مي‏كند، خود نيز در خويشتن تضاد نمي‏يابد و در نهايت به يكپارچگي (خويشتن) دست مي‏يابد به نحوي كه جنبه‏اي از شخصيت فرد، جنبه ديگر شخصيت او را تأييد مي‏كند و انسان به هنگام برخورد با او احساس مي‏كند كه با فردي هماهنگ و بسامان مواجه شده است. حال بايد پرسيد نماز چگونه موجبات تحقق وحدت را در شخصيت آدمي فراهم مي‏آورد؟ 
انسان مؤمن به هنگام نماز سخن از خداي واحد و يگانه به ميان مي‏آورد، او را اللّه خطاب مي‏كند و رب عالميان مي‏نامد. (آيه قل هو اللّه احد به نحو بارزي حكايت از وحدت باري دارد.) و همين باور داشتن به خداي يگانه، پيام آور وحدتي دروني براي آدمي است. آنچه كه باعث تشتت و تفرقه مي‏شود، ايمان داشتن به ربّ‏هاي گوناگون است. قرآن مي‏فرمايد: 
ارباب متفرقّون خير ام اللّه الواحد القهّار آيا داشتن رب‏هاي متفرق خوب است يا ايمان داشتن به خداوند واحدي كه قهار است؟ قرآن وجود خدايي جز خداي يگانه را نفي مي‏كند و مي‏فرمايد: «لو كان فيهما الهة الاّ اللّه لفسدتاً» و بر فرض محال اگر چنين مي‏شد فساد درون آدمي را نيز به علت تعدد الهه در بر مي‏گرفت و آنان كه اكنون، به وجود ارباب متفرق قائلند، از وحدت دروني بي بهره و در شخصيت خود داراي تضاد هستند. 
اعضاي خانواده نيز اگر همه با يكديگر به اقامه نماز بپردازند و همه به وحدت دروني دست يابند، در بيرون نيز با يكديگر همگوني و هماهنگي خواهند داشت و اين موجبات آرامش رواني را براي آنان در پي خواهد داشت. زيرا نه با يكديگر تضادي دارند و نه والدين با فرزندان خويش اختلافي جدي خواهند داشت. 
سؤال اين است كه چه كساني بيشتر فرزندان را در موقعيت مضاعف قرار مي‏دهند. آن‏ها كه در درون خويش تضادي دارند و يا آن‏ها كه با ديگري داراي تضاد هستند. نماز، تضادهاي دروني فرد را كاهش مي‏دهد. زيرا كه به شخصيت فرد وحدت و يكپارچگي مي‏بخشد و ديگر آن كه افراد وحدت يافته در سايه نماز را با يكديگر منسجم و متحد مي‏سازد. لذا بين آن‏ها تفرقه و تضادي جدي و عميق وجود ندارد و تعارض مهم هم در خانواده ديده نمي‏شود. در اثر نبود تعارض و يا از بين رفتن آن، كمتر شاهد بروز اضطراب در محيط خانه خواهيم بود. بدين ترتيب امنيت بيروني در محيط خانواده حاصل امنيت دروني اعضاي آن است كه در پرتو انوار الهي ظهور و بروز پيدا مي‏كند. پس نماز مي‏تواند وحدت و امنيت دروني و بيروني را فراهم آورد و محيط خانواده را متحد و يكپارچه سازد تا همگي به راحتي بتوانند به ريسمان الهي چنگ زنند و متفرق نگردند «و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرقوا». بدين ترتيب ملاحظه مي‏شود افرادي كه به وحدت دروني دست يافته‏اند در وحدت بخشيدن به محيط بيروني (كه يكي از مصداق‏هاي آن خانواده است) توفيق بيشتري دارند و وحدت در خانواده يكي از رموز آرامش آن است. 


۳ـ افزايش اعتماد به نفس 
نماز خواندن موجبات افزايش اعتماد به نفس را فراهم مي‏آورد. زيرا وقتي آدمي با خدا سخن مي‏گويد، از او استعانت مي‏جويد. «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» توان بيشتري را در خود احساس مي‏كند كه ناشي از اتكاي به خداي تعالي است و داشتن چنين نقطه اتكايي باعث افزايش اعتماد به نفس در فرد مي‏گردد. او در اين حال خود را بسان قطره‏اي مي‏داند كه با دريا پيوند خورده است. 
قطره درياست اگر با درياست ور نه او قطره و دريا درياست 
بدين ترتيب درمي‏يابيم كه آدمي از خويشتن مفهوم بهتري خواهد داشت و تصور وي از خود در مرتبه بالاتري قرار مي‏گيرد و مفهوم خود در نزد او تعالي مي‏يابد و اين همه موجب افزايش اعتماد به نفس در فرد مي‏گردد. از سويي خواندن نماز باعث افزايش موفقيت‏هاي او در زندگي مي‏شود. زيرا نماز، نقش مددرساني دارد چنان كه قرآن مي‏فرمايد: استعينوا بالصّبر و الصّلاة از نماز و روزه كمك بجوييد. انسان برخوردار از امدادهاي ناشي از اقامه نماز، فردي موفق‏تر است و موفقيت‏هاي روز افزون، اعتماد به نفس و افزايش آن را در پي دارد و نماز گزاران پيوسته اميدوار به امدادهاي الهي هستند. 
اولياي الهي كه خوب نماز مي‏خوانند نه مي‏ترسند و نه محزون مي‏شوند. «الا انّ اولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» و آدمي كه نه مي‏ترسد و نه محزون است، از آرايش رواني برخوردار است. 
در محيط خانواده‏اي كه اعضاي آن نماز را بر پا مي‏دارند و همگي از اعتماد به نفس خوبي برخوردارند، فضاي آرامي حاكم است و اعتماد به نفس يكديگر را تقويت مي‏نمايند. آنان همچون ظروف مرتبطي هستند كه به هنگام برداشتن آب از يكي از آن ظرف‏ها، ظرف‏هاي ديگر جاي خالي آن را پر مي‏كنند، با اين تفاوت كه در اينجا، اعتماد به نفس خود آنان كاهش نمي‏يابد. در حالي كه وقتي ظرف‏هاي مرتبط، جاي خالي شده آب ظرفي را پر مي‏كنند، از ميزان كمتري از آب برخوردار مي‏شوند. 
آن‏ها شكرانه بازوي توانا را به گرفتن دست ناتوان مي‏دانند و دست افتادگان را به هنگام ايستادن مي‏گيرند و بدين ترتيب آن‏ها كه از اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند، در محيط خانواده، زمينه افزايش اعتماد به نفس را در ديگر اعضاي خانواده فراهم مي‏كنند تا آن‏ها هر چه بيشتر استعدادهاي خويش را به كار گيرند و به درجه بالاتري از شناخت معبود و عبادت دست يابند و به خود شكوفايي برسند، به نحوي كه همه استعدادها و توانايي‏هاي خويش براي عبادت خدا را به فعليت برسانند. نماز در اين راه نقش مدد رساني را بر عهده دارد. انساني كه به خود شكوفايي رسيده از آرامش بيشتري برخوردار است. اولياي الهي مصداق بارز چنين حالتي هستند، زيرا توانسته‏اند همه توان خويش را در راه عبادت معبود به كار گيرند. 

آثار خانوادگي نماز   
الف) نقش عمومي نماز در خانواده
خانواده كوچك‌ترين واحد اجتماع است كه توانايي و بازدهي جامعه به آن بستگي دارد. امروزه جوامعي موفق هستند كه خانواده‌هاي موفق دارند. در واقع، جامعه چيزي جز بسط خانواده نيست. بسياري از مشكلات اجتماعي و فرهنگي جهان غرب از بحران خانواده ناشي مي‌شود. نماز از سه جهت بنيان خانواده را تقويت مي‌كند.
فضاي معنوي
سلامت و آرامش خانواده منوط به ايجاد روح معنويت و ياد خدا در فضاي خانه و ايجاد فضايل اخلاقي در افراد خانه است. نماز با ايجاد فضاي معنوي در خانه، آرامش رواني اعضاي خانواده را تأمين مي‌كند و سبب تقويت بنيان روابط آنها مي‌شود. در اين فضاي معنوي است كه انجام شعائر ديني و تربيت مذهبي فرزندان براحتي انجام مي‌شود و آينده خانواده تضمين مي‌گردد

عتیقه زیرخاکی گنج