• بازدید : 72 views
  • بدون نظر

این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

طرح ارزشیابی توصیفی مشهور به ارزشیابی کیفی یا طرح حذف نمره ،تجربه نو آورانه ی برخاسته از عمل در مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران است.این طرح به صورت پیش آزمایشی در سال تحصیلی ۸۲-۸۱ اجرا و ارزشیابی شد. گزارش ارزشیابی طرح توسط نویسنده این مقاله که مجری این ارزشیابی بوده بلافاصله منتشر گردید(محمد حسن مقنی زاده،۱۳۸۱). اجرای آزمایشی این طرح درچهار سال تحصیلی بعد ادامه داشته است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هدف  اين مقاله بررسي روابط و وابستگيهاي موجود بين بهبود مديريت و سازمان است به نحوي كه اين امر بتواند مديران و متخصصان را در بهبود سازمان نسبت به تهيه طرح و برنامه با حداكثر سودبخشي رهنمون باشد .
طي بيست سال گذشته، مفهوم بهبود مديريت انتظار مختلف را به خود جلب كرده است بهبود مديريت شامل يك سلسله فعاليتهاي گوناگون مانند كارآموزي ، مشاوران ، آموزش ، مرخصي از كار براي مدت معين و برنامه ريزي شغلي  می باشد.
هر چند بهبود سازمان مفهوم جديدي است معذالك تاكنون توجه و علاقه بسياري را به خود معطوف كرده است .
اساس و ماخذ هر دو روش  بهبود مديريت و بهبود سازمان ، بر اين فرضيه بنا شده است كه موثرترين فرد در سازمان كسي است كه بطور دائم به آموزش ادامه مي دهد و نظرات ، دانش و مهارتهاي خود را توسعه و بهبود مي بخشد. اولين سوالي كه پيش خواهد آمداين است كه : تحت چه شرايطي مي توان به بهترين وجه اطلاعات لازم ، مفاهيم و مهارتهاي گوناگون را براي رسيدن به بالاترين درجه اثر بخشي آموخت ؟
تربيت مديران اصولا بر مبناي فرد استوار است ، بدين ترتيب كه مديران به منظور شركت در سمينارهاي مديريت و يا كارآموزيهاي آزمايشگاهي براي مدتي محل كار خود را ترك مي كنند و هر فرد بر اساس تخصصهاي خود در دوره اي شركت مي جويد ودر نتيجه تغييراتي در آنها پديدار مي شود كه اثرات مفيدي مانند بهبود روابط مديران با يكديگر و كارمندان آنها و اصلاح روشهاي تصميمگيري خواهد داشت . از جمله اثرات ديگري كه پديدار مي شود، عكس العمل كارمنداني است كه در سمينارهاي مذكور شركت نكرده اند ، براي اين كارمندان قبول و درك رواني تغييرات مديران مربوط بسي دشوار مي نمايد . بسياري از مواقع كارمندان به علت عدم سازش با موقعيت جديد در صددبر مي آيند كه بنحوي از كارها و تصميمات جديد مدير جلوگيري به عمل آورند . مديران پس از آموختن و به دست آوردن اطلاعات جديد ، احتمالا متوجه مي شوند كه استفاده از منابع تازه بسيار دشوار خواهد بود و چون امكان دارد به علت عدم درك روشهاي جديد اعضاي سازمان و همكاران آنها را نپذيرند ، براي مديران ساده تر است كه براي تطبيق با انتظارات كارمندان به ادامه روشهاي قديم و استفاده از اطلاعات قبلي بپردازند.
در صورتي كه همكاران و اعضاي سازمان درك كنند كه مديران به چه نحو تصميم دارند محيط كار و روابط افراد را بهبود بخشند ، از آنها حمايت و پشتيباني كرده و كارآموزي در محيط بهتري انجام مي گيرد ودر نتيجه اثرات مفيدتري براي سازمان خواهد داشت . براي تغيير و بهبود وضع يك سازمان ، پشتيباني كارمندان يكي از شرايط لازم به شمار مي رود ، در غير ايصورت ، كارآموزي شخص مدير به تنهائي بي تاثير بوده و يا اثر بخشي اندكي در توسعه يك سازمان خواهد داشت .بنابراين براي توسعه سازمان به وجود آوردن نظامي كه از احتياجات آن سازمان حمايت كند ، از ضروريات به شمار مي رود.
اين نظام بر اثرات كارآموزي برروي افراد سازمان ، شامل بوجود آوردن محيط بهتري براي روابط بين افراد هم مي باشد . براي مثال در نتيجه كارآموزي و بهبود روابط انساني ، گروهها احتمالا كارمفيد تري انجام خواهند داد، به مسائل مختلف با ديد بازتري خواهند نگريست و قوه خلاقه اي را بوجود خواهند آورد .همينطور تشكيل گروه در كارآيي سازمان اثر بسياري دارد ، ولي بايد در نظر داشت كه موثر بودن سازمان احتياج به شرايط و ضوابطي بشتر از موثربودن گروه دارد . بنابراين لازم است كه به تعريف معني كليتري از بهبود سازمان بپردازيم . بهبود سازمان چيست ؟ بهبود سازمان فرآيندي است كه افزايش اثر بخشي سازمان را از طريق توام كردن هدفهاي فرد و سازمان عملي مي سازد .
اين فرآيند كوششي است در جهت يك تغيير برنامه ريزي شده كه بر گيرنده كل سيستم در يك دوره از زمان بوده و به ماموريت سازمان مربوط مي شود.
مهمترين عواملي كه در اين تعريف مشاهده مي شود ، عبارتنداز اينكه اولاٌ بهبود سازمان يك جريان و مجموعه اي از اقدامات مي باشد ، ثانياٌ يك تحول و تغيير برنامه ريزي شده است ، ثالثاٌ در كل سازمان عملي مي گرددو سرانجام با ماموريت سازمان مرتبط مي باشد.
بهبود سازمان جريان مداومي است براي بهبود بخشيدن روشهاي مختلف سازماني و به وجود آوردن محيطي مساعد براي غلبه بر مشكلات سازماني .
تحول تكنولوژيكي در صنعت غالباٌ با برنامه ريزي قبلي همراه بوده و از اهميت نسبتاٌ قابل توجهي برخوردار است از طرف ديگر هرگاه تحول سازماني با سنجش قبلي انجام نگيرد در اغلب موارد نتيجه مطلوبي كه معمولاٌ تحول تكنولوژي بوجود مي آورد ، حاصل نخواهد شد . توسعه و بهبود سازمان روش كمك كننده اي است كه با برنامه ريزي تحولات سازماني و انجام و ارزيابي تغييرات مزبور مي تواند نتيجه مطلوبتري را به سازمان ارائه دهد.
براي بدست آوردن با ارزشترين نتيجه از بهبود سازمان ، تمامي افراد سازمان بايد در آن مشاركت فعالانه داشته باشند، دليل اين امر واضح است ، چون يك سازمان شامل سلسله مراتب به هم پيوسته مختلف مي باشد و هر تحولي كه در يك سطح و يا يك دايره صورت مي گيرد ، عملا در بقيه سطوح و دواير نيز اثر دارد بنابراين لازم است كه افراد سطوح مختلف براي تحول در اقدامات مربوط شركت جويند . مقايسه بهبود مديريت و بهبود سازمان  مفهوم بهبود سازمان بوسيله مقايسه و سنجش آن با روش سنتي تري چون بهبود مديريت با روشني بيشتري توصيف خواهد شد . اين مقايسه را مي توان در موارد مختلف زير مورد بررسي قرار داد:
– هدفها
–  دلايل آغاز بهبود مديريت ويا بهبود سازمان
–  مشكلات مربوط
–  استراتژي ايجاد تحول
–  محدوده زماني
–   شرايط متخصصان
–  مسائل و انتقادات
هريك از اين موارد براي تشخيص رابطه بهبود سازمان در زير مورد بحث قرار مي گيرد . هدفها  هرچند هدف كلي بهبود سازمان و مديريت تواما معطوف به ارتباطات برنامه ريزي انگيزش و هماهنگي مي باشد ، ولي هدفهاي اين دو استراتژي با هم تفاوت دارند براي مثال ، بهبود مديريت يك سازمان شامل مقاصد و هدفهاي زير خواهد بود :
۱ ۰ انتقال عقايد و فلسفه هاي سازمان از طريق تجديدنظر در اصول ،رويه هاو اعمال
۲ ۰ بوجود آوردن محيط عملي براي مهارتهاي مديريت كه منجر به بهبود اقدامات سازماني و همكاري در سازمان خواهد شد .
۳ ۰ ازدياد قدرت برنامه ريزي ، هماهنگ كردن ، اندازه گيري و سنجش كارها و نظارت بر امور واحدهاي سازمان .
۴ ۰ بهبود بخشيدن مهارتها در تجزيه و تحليل مسائل و امور تصميمگيري .
۵ ۰ آگاه بخشيدن مديران در مورد وظايف و روابط آنها در سازمان .
از سوي ديگر در بهبود سازمان هدفهاي زير دنبال مي شود :
(۱)  ايجاد يك فضاي باز و مساعد در سازمان براي حل مسائل و مشكلات
(۲)  تكميل اختيارات ناشي از مقام بوسيله شايستگي و دانش و تخصصي
(۳)  نزديك ساختن هر چه بيشتر مراجع مسوؤل تصميمگيري و حل مسائل و مشكلات ، به منابع اطلاعاتي
(۴)  ايجاد اعتماد بين افراد و گروهها در سازمان
(۵)  كاهش دادن رقابتهاي ناسالم و به حداكثر رساندن همكاريهاي سازنده
(۶)  ايجاد يك سيستم تشويق و پاداش براي نيل به هدفهاي سازمان
(۷)  ياري دادن مديران بر اساس نيازها و هدفها ، بدون توجه به تجارب گذشته
(۸)  ايجاد روح كنترل فردي در كاركنان
(۹)  نوسازي سازماني بطور مداوم و پيوسته
از دو توجيه ذكر شده چنين مشهود مي شود كه هدفهاي بهبود مديريت و بهبود سازمان با يكديگر تفاوت دارند بهبود مديريت مي كوشد تا مديران را قادر سازد كه بهتر و شايسته تر دين خودرا نسبت به سازمان ادا نمايند . از طرف ديگر ، بهبود سازمان مي كوشد موقعيتي را بوجود آوردكه مديران بتوانند در آن موقعيت وظايف خود را به درستي انجام دهند . هرچند ايجاد اين دو روش تفاوتي واضح دارند ولي هدف نهايي آنها مشترك مي باشد ، هر دو مي كوشند كه اثر بخشي سازمان را افزايش دهند و امكان دارد كوشش خود را بر تغيير استراتژي مديريت در سازمان متمركز كنند و هر دو روش بهبود ممكن است هدفها و مقاصد اوليه مختلفي داشته باشند، ولي با هم منافات نداشته ، بلكه ، مكمل يكديگر مي باشند . دلايل آغاز بهبود مديريت و سازمان 
يك عامل محرك براي شروع برنامه بهبود مديريت اين است كه مديريت عالي يا قسمت كارگزيني متوجه شده است كه نقصهايي در سازمان وجود دارد و يا مديران احتياج به آشنايي بيشتر با تحولات جديد دارند. براي مثال ، ممكن است سرپرستان جديد احتياج به آموختن مواردي درباره اداره كاركنان خود داشته باشند ، يا وقتي مديري از واحد ستاد به واحد صف انتقال پيدا مي كند امكان دارد كه درباره مقام جديدش اطلاع كافي نداشته باشد . اين قبيل احتياجات ضرورت پيشنهاد برنامه هاي كارآموزي براي مديران را نشان مي دهد تا آنان بتوانند شايستگي و صلاحيت خودرا در نقشهايي كه ايفا مي كنند، افزايش دهند.
شركت در يك برنامه كارآموزي فرصتي براي شخص و سازمان بوجود مي آورد تا تحول سازماني امكانپذير گردد. هرزمان اينگونه تغييرات كار عادي يك مدير را قطع كند ، ممكن است وي عكس العملي مبني بر تفاوت نشان دهد ، يكي از راههايي كه مي توان از اينگونه مقاومت ها جلوگيري كرد اين است كه مدير مزبور را كاملا در جريان امر تصميمگيري قرار داد، يكي از شيوه هاي شركت دادن اشخاص در جريان تصميم گيري اين است كه مقامات سازمان وقت قابل توجهي صرف مصاحبه بااكثر مديران خود بنمايند و با مشورت و همكاري آنها نسبت به انتخاب نوع برنامه كارآموزي كه خود آنان شركت كننده آن هستند اخذ تصميم كنند.
دلايل شروع بهبود سازمان علاوه بر دلايل بهبود مديريت شامل موارد زير مي باشند:
۱-     عدم همكاري مابين دودايره و يا دو بخش سازمان .
۲-     عدم تطبيق مسوؤليت و اختيار يك شخص نسبت به مقامش .
۳-     اختلاف نظر بين كارمند و مدير .
۴-     تحولات جديد تكنولوژي.
مشكلات شروع بهبود سازمان 
با وجودي كه امكان دارد احتياجي مبرم دليل تصميم براي بهبود سازمان باشد، ولي شروع آن احتمالا با مشكلاتي مواجه خواهد شد، تصميم براي بهبود سازمان مستلزم استفاده از كل سيستم سازمان و تعهد نسبت به نوسازي آن مي باشد در بعضي موارد بهبود سازمان شامل يك پروژه موقتي براي كارمعيني نيست ، بلكه شامل يك كوشش همگاني براي انجام وظيفه موثرتر افراد در يك سازمان است . در بهبود سازمان مساله تعهد مهمتر از آن است كه در مورد بهبود مديريت عنوان گرديد. چند استراتژي براي تحول  درسالهاي اخير، شاهد بوجود آمدن شيوه هاي مختلف بهبود مديريت و بهبود سازمان بوده ايم، بعضي از روشها را مي توان در هر دو مورد استفاده كرد، ولي برخي صرفاٌ  مناسب و در خور بهبود مديريت و يا بهبود سازمان مي باشد .
در بهبود مديريت، استراتژيهايي كه باعث تحول مي باشد، تاكيد بر شركت مديران در فعاليتهاي آموزشي دارد. در اين مورد يك مدير بايد براي يك مدت معين كاملاٌ از محيط كار سازمان دور باشد تا بتواند فكر خودرا بر ازدياد معلومات و مهارتش متمركز كند ، استراتژي ديگر تحول ، گردش شغلي است كه باعث مي شود يك مدير در پستهاي مختلف يا وظايف گوناگون يك سازمان آشنا شود.
بعضي ديگر از انواع استراتژيهاي تحول شامل موارد زير مي باشد :
۱-  شركت در كنفرانسهاي مختلف سازمان براي تطبيق بيشتر با دانش جديد مديريت
۲-  شركت در كارآموزيهاي اختصاصي كه اغلب در خارج از سازمان تشكيل مي شود.
۳-  شركت در آموزشهاي مكاتبه اي  .
۴-  شركت در برنامه هاي دانشگده ها و دانشگاههاي مختلف براي اخذ درجه تحصيلي بالاتر براي بهبود سازمان ،استراتژيهاي مختلفي وجود دارد كه اساس آنها بر برنامه ريزي و توسعه روشهاي تحول در فرهنگ سازماني بنا شده است . از انواع مختلف استراتژيهايي كه براي بدست آوردن نتيجه مطلوب مورد استفاده قرارمي گيرند ، مي توان به شرح زير نام برد:
الف- تشكيل گروهها براي آموزش .
ب -ايجاد تغييردر تركيب و ساختمان سازمان .
ج- تحقيق و بررسي علمي .
د-برنامه هاي اختصاصي كارآموزي .
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق کایزن(بهبود مستمر)-خرید اینترنتی تحقیق کایزن(بهبود مستمر)-دانلود رایگان مقاله کایزن(بهبود مستمر)-تحقیق کایزن(بهبود مستمر)
این فایل در ۳۲اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كايزن تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است در ادامه مطلب برای آشنایی بیشتر شما با فایل مورد نظر توضیحات مفصل تری را ارائه می دهیم.
معنی اصلی واژه کایزن ساده و گویاست: کایزن یعنی بهبود مستمر، بهبود مستمری که تمامی افراد یعنی مدیران کارکنان و کارگران را در بر می گیرد: فلسفه کایزن براین اصل استوار است که شیوه زندگی انسان شامل زندگی شغلی، زندگی اجتماعی و زندگی خانوادگی باید پیوسته و مداوم بهبود یابد. فرهنگ کایزن و تعامل آن در بین لایه ها و سازمانهای مختلف اجتماعی در ژاپن باعث شده است تا کارخانه به دانشگاه تبدیل شود و دانشگاه به کارخانه، کارگر از مدیر بیاموزد و مدیر از ایده های کارگر بهره مند گردد.
 nمعنی اصلی واژه کایزن ساده و گویاست: کایزن یعنی بهبود مستمر. بهبود مستمری که تمامی افراد یعنی مدیران ، کارکنان و کارگران را در بر میگیرد. فلسفه کایزن بر این اصل استوار است که شیوه زندگی انسان شامل زندگی شغلی ، زندگی اجتماعی، و زندگی خانوادگی باید پیوسته و مداوما بهبود یابد. فرهنگ کایزن و تعامل آن در بین لایه ها و سازمانهای مختلف اجتماعی در ژاپن باعث شده است تا کارخانه به دانشگاه تبدیل شود و دانشگاه به کارخانه ، کارگر از مدیر بیاموزد و مدیر از ایده های کارگر بهره مند گردد، پژوهشگر لباس کار بپوشد و به جای نشستن در برج عاج به صحنه تولید بیاید و فعالان صحنه های تولید به فکر و تدبیر در باب بهبود کار خویش بپردازند و به پژوهش روی آورند  
 nارتقاي كارآئي efficiency
lDoing things right
lكارها را درست انجام دادن
nارتقاي اثر بخشي effectiveness  
lDoing right things
lكارهاي درست را انجام دادن
nبهبود بهره وري productivity
lDoing right things right
lكارهاي درست را درست انجام دادن
nپیام استراتژی کایزن در این جمله خلاصه میشود که حتی یک روز را نباید بدون ایجاد نوعی بهبود در یکی از بخشهای سازمان یا شرکت سپری نمود. یاد فرمایش پیامبر اکرم (ص) افتادم که فرموده اند “مسلمانی که دو روزش برابر باشد مغبون است”. چنین فرمایشی در آن زمان واقعا دلیل بر سطح فکر بالای پیغمبرمان دارد

عتیقه زیرخاکی گنج