• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

طبيعت آدمي منفعت جو و طالب سود و فايده است و تا فايده كاري را نداند به آن دست نمي زند. از اين رو داشتن انگيزه نخستين گام براي حركت در يك مسير است. قرآن و روايات علاوه بر آن كه به ارزش و اهميت تقوا، تفسير آن و عوامل و موانع خويشتنداري و اوصاف و ويژگي هاي متقين اشاره مي كند به طور گسترده به تبيين آثار و ثمرات تقوا در زندگي فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي اين مساله پرداخته و از اين طريق در راستاي تحريك انگيزه ها قدم برمي دارد. تقوا را مراتبي است كه دانستن آن به كمال روحي آدمي و پيشگيري از ايستائي و رخوت در خودسازي كمك شاياني مي كند. سالكان طريق كمال با پيمودن هر مرحله از قله هاي رفيع سلسله جبال شامخ پرهيزكاري عزم خود را براي فتح ديگر قله ها جزم مي كنند
در كتاب شريف «بحار الانوار» سه مرحله براي تقوا بيان شده است: ۱) نگهداري نفس از عذاب جاويدان از طريق تحصيل اعتقادات صحيح، ۲) پرهيز از هرگونه گناه اعم از ترك واجبات و انجام معاصي، ۳) خويشتن داري در برابر آنچه قلب آدمي را به خود مشغول مي سازد و از حق منصرف مي كند و اين تقواي خواص بلكه خاص الخاص است». چنين مرحله اي نتيجه بينش درست آدمي نسبت به ذات اقدس ربوبي است كه او را نه فقط به خاطر ترس از عذاب و يا طمع به بهشت عبادت كند بلكه ارزش و لياقت وشدت عشق و حب به آن ذات مقدس موجب مي شود كه هر آنچه غير اوست هيچ تلقي گردد. چنان كه مولاعلي(ع) عبادت خود را چنين توصيف مي كند آنجا كه مي فرمايد «ما عبدتك خوفا من نارك و لارغبه في جنتك بل و جدتك اهلا للعباده فعبدتك» «من تو را از ترس آتشت و ميل به بهشتت عبادت نمي كنم بلكه چون تو را شايسته پرستش يافتم به عبادتت پرداختم.» آثار و ثمرات تقوا طبيعت آدمي منفعت جو و طالب سود و فايده است و تا فايده كاري را نداند به آن دست نمي زند. از اين رو داشتن انگيزه نخستين گام براي حركت در يك مسير است. قرآن و روايات علاوه بر آن كه به ارزش و اهميت تقوا، تفسير آن و عوامل و موانع خويشتنداري و اوصاف و ويژگي هاي متقين اشاره مي كند به طور گسترده به تبيين آثار و ثمرات تقوا در زندگي فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي اين مساله پرداخته و از اين طريق در راستاي تحريك انگيزه ها قدم برمي دارد.
نقش تقوا در بهداشت جسمي و رواني چگونه است؟ 
امير المؤمنين علي (عليه‌السلام) درباره تقوا فرمود:شفاء مرض اجسادكم.
تقوي بهبود بيماري تن شما است.
شايد بخواهيد بپرسيد بين تقوا كه امري روحي و معنوي است با سلامت بدن چه رابطه‌اي است؟ مي‌گويم، البته تقوا گرد يا آمپول نيست، ولي اگر تقوا نباشد، بيمارستان خوب نيست، طبيب خوب نيست، پرستار خوب نيست، دواي خوب نيست. اگر تقوا نباشد، آدمي حتي قادر نيست تن خود و سلامت تن خود را حفظ كند. آدم متقي كه به حدّ خود و حق خود قانع و راضي است، روحي مطمئن‌تر و اعصابي آرام‌تر و قلبي سالم‌تر دارد و دايماً در فكر نيست كه كجا را ببرد و كجا را بخورد و كجا را ببلعد. ناراحتي‌هاي عصبي او را به زخم روده و زخم معده مبتلا نمي‌سازد، افراط در شهوت، او را ضعيف و ناتوان نمي‌كند. و عمرش طولاني‌تر مي‌شود. سلامت تن و سلامت روح و سلامت اجتماع همگي به تقوا بستگي دارد.۱
تقوا در زمينه تلطيف احساسات چه نقشي مي‌تواند ايفا كند؟
تقوا و طهارت در يك ناحيه ديگر هم تأثير دارد و آن ناحيه عواطف و احساسات است كه احساسات را رقيق‌تر و لطيف‌تر مي‌كند. اين‌طور نيست كه آدم با تقوا كه خود را از پليدي‌ها و كارهاي زشت و كثيف، ريا و تملق، بندگي و كاسه ليسي دور نگهداشته، ساحت ضمير خود را پاك نگهداشته، عزت و مناعت و آزاد منشي خود را حفظ كرده، توجهش به معنا بوده، نه به ماده؛ نوع احساساتش با احساسات يك آدم غرق در فحشا و پليدي و غرق در ماديات يكي باشد. مسلماً احساسات او عالي‌تر و رقيق‌تر و لطيف‌تر است. تأثرات او در مقابل زيبا‌يي‌هاي معنوي بيشتر است. دنيا را طور ديگري و با زيبايي ديگري مي‌بيند. آن جمال عقلي را كه در عالم وجود است، بهتر حس مي‌كند.
گاهي اين مسئله طرح مي‌شود كه چرا ديگر شعرايي مثل سابق پيدا نمي‌شود؟ چرا ديگر آن لطف و رقت كه مثلاً در گفته‌هاي سعدي و حافظ هست، امروز پيدا نمي‌شود، حال آن‌كه همه چيز پيش‌ رفته و ترقي كرده، علم جلو رفته و افكار ترقي نموده و دنيا از هر جهت پيش رفته است؟
اگر به شعراي معاصر بر نخورد، عقيده شخصي من اين است كه علت اين امر يك چيز است و آن اين‌كه علاوه بر ذوق طبيعي و قدرت خلاقه فكري، رقت و لطافت و حساسيت ديگري در ضمير لازم است. اين رقت و لطافت وقتي پيدا مي‌شود كه شخص توجه بيشتري به تقوا و معنويت داشته باشد. اسير ديو خشم و شهوت نباشد و آزادگي و وارستگي داشته باشد.
اگر عده‌اي اصرار دارند كه شاعران روشن ضمير گذشته را هم مثل خودشان آلوده و پليد معرفي كنند۲، و اين معما را حل نشدني جلوه دهند، مطلب ديگري است. عقيده شخصي من اين است كه هر اندازه قدرت هوش و ذكاوت آدم پليد و آلوده زياد باشد، از درك لطف‌هاي معنوي و روحي عاجز است و نمي‌تواند آن‌طور معاني لطيف و رقيق را كه در سخنان بعضي ديده مي‌شود، ابداع كند.۳

تقوا در مقابل گناه چه تأثيري در عزت نفس انساني دارد؟
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: هر كس مي‌خواهد بدون آن‌كه مالي در كف داشته باشد، بي‌نياز باشد و بدون آن كه فاميلي و عشيره‌اي و خدم و حشمي داشته باشد، عزيز و محترم باشد و بدون آن‌كه در رأس يك قدرت اجتماعي باشد و پستي را قبضه كرده باشد، مهابت و صلابت داشته باشد، راهش اين است كه خود را از خواري معصيت و گناه خارج كند و بپيوندد به عزت طاعت پروردگار.
البته شك نيست كه مال، انسان را بي‌نياز مي‌سازد و عشيره و فاميل داشتن به بشر عزت و احترام مي‌دهد و در دست داشتن قدرت‌هاي اجتماعي بر مهابت انسان مي‌افزايد، ولي تمام اين‌ها به حكم آن‌كه ابزارها و وسايل مادي است، محدود است. براي همه مردم ميسر نيست آن‌قدر عشيره و فاميل خوب و همراه داشته باشند كه در پرتو آن‌ها محترم زندگي كنند و قدرت‌هاي اجتماعي را كه قهراً محدود است و بالاخره در اختيار افراد معيني قرار مي‌گيرد، آن‌ها بگيرند، ولي خداوند متعال يك نوع بي‌نيازي و عزت و مهابتي ديگر در ميان همه مردم به طور متساوي تقسيم كرده كه همه مي‌توانند از آن‌ها برخوردار شوند. فقط اندكي معرفت و زحمت لازم دارد و آن عبارت است از تحصيل اصولي محكم در زندگي بر مبناي خداشناسي و تقوا و ديانت. آدم خداشناس و متقي و سليم النفس كه اهل عقيده و مسلك و شخصيت اخلاقي و معنوي است، خود به خود در نظر همه محبوب و محترم است. در عين محبوبيت عظمت و جلال و مهابت دارد و در عين حال، هر وقت احتياج و نيازي پيدا كند، همه مردم، او را مثل خود و برادر خود مي‌دانند و در زندگي و سعادت همه مردم شريك است. آري، نيت‌هاي مادي محدود و قسمت شده است؛ اگر محور آرزوهاي انسان حوايج مادي باشد، هيچ وقت به آن‌ها نمي‌رسد؛ زيرا به هر آرزويي كه برسد، آرزويي بزرگتر جلو چشمش نمايان مي‌شود. دايماً احساس اضطراب و نگراني مي‌كند اطمينان و رضايت خاطر كه رمز سعادت است، هيچ وقت برايش دست نمي‌دهد. ولي امور معنوي و روحاني، روح بشر را قانع مي‌كند و به او رضايت خاطر و اطمينان مي‌دهد.۴






تقوا و روشن‏بينی 
عارف مسلكان  به این آیه تمسک جسته اند :اتقوا الله و يعلمكم الله  تقوای الهی داشته باشيد و خداوند به شما می‏آموزد و تعليم می‏كند 
می‏گويند ذكر اين دو جمله پشت سر يكديگر اشعاری دارد كه تقوا تأثير دارد در اينكه انسان مورد موهبت افاضه تعليم الهی قرار گيرد
در كلام رسول اكرم است:با هوا و هوسهای نفسانی مبارزه كنيد تا حكمت در دل شما وارد شود
 در اصول كافی ، باب اخلاص ، از امام باقر ( ع ) نقل شده : ” يعنی بنده‏ای چهل روز ايمان خودش را خالص نكرده است ، يا گفت بنده‏ای چهل روز خدا را خوب‏ ياد نكرده است ( اين ترديد از راوی حديث است ) مگر آنكه خداوند به او زهد عنايت كرده و او را نسبت به دردها و دواهای اين دنيا بصيرت داده و حكمت را در دل او قرار داده و به زبان او جاری ساخته است 
در حديث ديگر امام صادق ( ع ) می‏فرمايد : اگر نبود كه شياطين‏ در اطراف دلهای فرزندان آدم حركت می‏كنند آنها ملكوت آسمانها را مشاهده‏ می‏كردند ..از اينگونه بيانات در آثار دينی ما زياد است كه يا به طور مستقيم‏ تقوا و پاكی از گناه را در بصيرت و روشن‏بينی روح مؤثر دانسته است ، و يا به طور غيرمستقيم اين مطلب را بيان می‏كند ، مثل اينكه تأثير هواپرستی‏ و از كف دادن زمام تقوا را در تاريك شدن روح و تيرگی دل و خاموش شدن‏ نور عقل بيان كرده است 
تقوا و حكمت عملی 
اين نكته را اول بايد بگويم كه آن حكمتی كه به اصطلاح مولود تقوا است و آن روشنی و فرقانی كه در اثر تقوا پيدا می‏شود حكمت عملی است نه حكمت‏ نظری و اما عقل عملی آنست كه مبنای علوم زندگی است ، مبنای اصول اخلاقی‏ است ، و به قول قدما مبنای علم اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن است 
در عقل عملی مورد قضاوت ، واقعيتی از واقعيتها نيست كه آيا اينچنين است يا آنچنان ؟ مورد قضاوت ، وظيفه و تكليف است : آيا ” بايد ” اين كار را بكنم يا آن كار را ؟ اينطور عمل كنم يا آنطور ؟ عقل عملی همان است كه‏ مفهوم خوبی و بدی و حسن و قبح و بايد و نبايد و امر و نهی و امثال اينها را خلق می‏كند . راهی كه انسان در زندگی انتخاب می‏كند مربوط به طرز كار كردن و طرز قضاوت عقلی عملی او است و مستقيما ربطی به طرز كار و طرز قضاوت عقل نظری وی ندارد 
اينكه در آثار دينی وارد شده كه تقوا عقل را روشن می‏كند و دريچه حكمت‏ را به روی انسان می‏گشايد – همچنانكه لحن خود آنها دلالت دارد – همه مربوط به عقل عملی است ، يعنی در اثر تقوا انسان بهتر درد خود و دوای خود و راهی كه بايد در زندگی پيش بگيرد می‏شناسد .
دشمن دشمنان عقل 
از كلمات علی ( ع ) است : « اصدقاؤك ثلاثة ، و اعداوك ثلاثة » يعنی‏ تو سه نوع دوست و سه نوع دشمن داری . « فاصدقاؤك : صديقك و صديق‏ صديقك و عدو عدوك » يعنی دوستان تو يكی آنكس است كه مستقيما دوست‏ خود تو است ، دومی دوست دوست تو است ، سومی دشمن دشمن تو است ، « و اعداؤك : عدوك و عدو صديقك و صديق عدوك » (۱) دشمنان تو عبارت‏ است از آنكه مستقيما با خود تو دشمن است ، و آنكس كه دشمن دوست تو است ، و آنكس كه دوست دشمن تو است مقصود از نقل اين كلام اين بود كه يكی از انواع دوستان ، دشمن دشمن‏ است . علت اينكه دشمن دشمن به منزله دوست خوانده شده اين است كه دشمن‏ را ضعيف می‏كند و دست وی را می‏بندد و از اين راه به انسان كمك می‏كند 
اين خود يك حساب و قاعده‏ای است كه دشمن دشمن مانند دوست ، است آدمی‏ را تقويت می‏كند 
اين قاعده كه در افراد جاری است ، در حالات و قوای معنوی انسان هم‏ جاری است . قوای معنوی انسان در يكديگر تأثير می‏كنند ، و احيانا تأثير مخالف می‏نمايند و اثر يكديگر را خنثی می‏كنند . اين مطلب جای انكار نيست . در قديم و جديد به تضادی كه كم و بيش بين قوای مختلفه وجود انسان هست توجه شده ، و اين خود داستان مفصلی دارد 
برای مثال جوان محصلی را در نظر می‏گيريم . اين جوان از مدرسه برگشته‏ فكر می‏كند لازم است درسهايش را حاضر كند ، برای اين كار چندين ساعت‏ بنشيند و بخواند و بنويسد و فكر كند ، زيرا بديهی است نتيجه لاقيدی و تنبلی مردود شدن و جاهل ماندن و عقب ماندن و هزارها بدبختی است . اين‏ ندای عقل او است . در مقابل اين ندا ممكن است فريادی از شهوت و ميل به‏ گردش و چشم چرانی و عياشی در وجود او باشد كه او را آرام نگذارد . 
بديهی است كه اگر اين فريادها زياد باشد ، جوان ندای عقل خود را نشنيده و چراغ فطرت را نديده می‏گيرد و با خود می‏گويد فعلا برويم خوش باشيم تا ببينيم بعدها چه می‏شود . پس اينگونه‏ هواها و هوسها اگر در وجود انسان باشند ، تأثير عقل را ضعيف می‏كنند ، اثر عقل را خنثی می‏كنند ، و به تعبير ديگر اين هوا و هوسها با عقل آدمی‏ دشمنی می‏ورزند . در حديث است كه امام صادق ( ع ) فرمود : « الهوی عدو العقل » .  هوا و هوس دشمن عقل است . علی ( ع ) درباره عجب و خودپسندی فرمود : خودپسندی‏ انسان يكی از اموری است كه با عقل وی حسادت و دشمنی می‏ورزد . درباره‏ طمع فرمود : بيشتر زمين‏ خوردنهای عقل آنجا است كه برق طمع ، جستن می‏كند رسول اكرم ( ص ) می‏فرمايد :  بالاترين دشمنان تو همان نفس اماره و احساسات سركش تو است كه از همه به تو نزديكتر است و در ميان دو پهلويت قرار گرفته است 
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حجاب از نظر لغوي به معناي پوشش ، پرده ، حاجب ، روپوش ، چادر و روبند  .
و آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت مي‌گيرد و معناي ديگر : آن چه كه با آن چيزي بپوشانند و چيزي كه مانع بين دو چيز ديگر باشد و در اصطلاح اسلامي ، نوعي از پوشش است كه در محيطي كه نامحرم وجود دارد بدن را بپوشاند به جز بعضي از قسمتها . 
۲-تاريخچه حجاب 
تاريخ تاريك است نمي توان در حقيقت مبداء و آغازي براي حجاب زن آن چنان كه امروزه تصور مي‌شود بدست آورد . زيرا همه ملل زنان خود را از حفظ طغيان شهوات مردان ديگر به صورتي پوشانده‌اند و تاريخ زن در جهان و مظهران در ملل كه تمايل كيفيت پوشش زن در قديم‌الايام است . تمام پدران زنان خود را از ديد نامحرمان محجوب داشته‌اند تا موجب تهييج و تحريك شهوت نشود و اين از غيرت و عصمت فطري مرد است 
حجاب باعث بقاء و سلامت حيات خانواده مي‌باشد . 
زناني كه خواهان حفظ عصمت خويش مي‌باشند و از حريم حجاب بعنوان دژ امنيت زن پاسداري مي‌كنند ، لازم و واجب است كه بيش از همه طبقات اجتماعي با كساني كه با يكي از مقدس‌ترين ارزشهاي اجتماعي زنان مبارزه مي‌كنند و آرامش رواني و عرضي آنها را در جامعه به مخاطره مي‌اندازند ، مقابلة جدي و گسترده نمايند و به ديگر زنان بدحجاب كه بدون توجه به حساسيت شديد روحي مردان نسبت به اندام زن ، از حجاب شرعي خود استفاده مناسب نمي‌كنند و با مردم كوچه و بازار برخوردي عادي و صميمانه مي‌نمايند ، بفهمانند كه رعايت دقيق حجاب به مصلحت خود آنها و تك‌تك افراد جامعه است و مهم‌ترين عاملي است كه مي تواند سلامت زن را در جامعه و خانواده تامين نمايد و راه نفوذ نظرهاي پليد و مسموم بيگانگان را به حريم عفت آنان ببندد . 
به شرط آنكه زنان محجوبه و صالحه خود نيز عملاً الگوي ديگران باشند و حجاب ظاهري خود را با عفت باطني همراه سازند زيرا همانطوريكه حجاب كامل ظاهري ، امنيت خارجي زن و سلامت رواني مردان جامعه را تأمين مي كند ، عفت باطن نيز تضمين كننده سلامت و امنيت حجاب ظاهري مي‌باشد ؛ لذا همواره با رعايت شرايط باطني حجاب بايد از لباسهايي استفاده كرد كه فاقد رنگهاي پرزرق و برق و جالب توجه باشد . 
چادر مشكي كه انتخاب عمومي زنان ، مسلمان اكثرا ممالك اسلامي است اگر چه از حيث رنگ و ظاهر دلپذير نيست ولي از نظر تأثير قابل توجهي كه در تخفيف تحريكات جنسي مردان دارد مي‌تواند يكي از بهترين نوع حجاب باشد .چادر مشكي كه بدن زن را بطور يك سطح و يكنواخت بپوشاند تأثير معجزه‌آسايي در تخفيف نظرهاي مردان داشته و مي‌تواند مانع بزرگي در مقابل آنها باشد . اگر زنان محجوب تمام شرايط حجاب را رعايت نمايند بر وقارشان افزوده مي‌شود وحتي مردان لاابالي هم در برابر آنها به شدت مراقب رفتار و برخوردهاي خود مي‌باشند و دست و پاي خود را بيشتر جمع مي‌كنند بطوريكه كسي جرأت نمي‌كند مزاحمتي براي آنان بوجود آوردتا چه رسد به اينكه مورد سوءظن يا سوءقصدقرار بگيرند .
بنا به فرمايش رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) 
« انما مثل المرأه الصالحه مثل الغراب الاعصم الذي لايكاد يقدر عليه » 
«‌مثل زن باعفت ، صالح ، محجوب مثل كلاغ اعصم است كه كسي را قدرت دسترسي به آن نيست » 
ب : حجاب براي بهداشت رواني جامعه لازم است 
چرا كه عدم رعايت پوشش نه تنها مردان را دچار مشكلات رواني ساخته . بلكه دل و ذهن شخص را از مسير صحيح كار منحرف ساخته و جوانان اجتماع را نسبت به زن بي‌اعتماد كرده است . مخصوصاً اگر زنان بي‌حجاب در خانواده شأن يك جوان باشد مثلاً برادري داشته باشند يا بايد روح غيرت و عفت دوستي را به تدريج در  او از بين ببرند و يا اينكه روح انتقام‌جويي و كينه را نسبت به مردمي كه به نظاره اندام بزك كرده ناموس وي (خواهرش يا دخترش) مي‌پردازند در او بوجود مي‌آورد و لذا دست به انتقامگيري و اقداماتي فاجعه‌انگيز مي‌زند پس با بوجود آوردن يك جامعه سالم و داشتن بهداشت رواني صحيح مي‌توان از حجاب براي پيشبرد اهداف استفاده كرد . 
ج – حجاب براي حفظ جان زن لازم است . 
بي حجابي گذشته از اينكه زن را در معرض نگاه ها و تعرضات بيگانگان قرار مي‌دهد چه بسا موجب خطرات جاني براي آنها مي‌شود اغلب زناني كه كشته شده يا خودكشي مي‌كنند معمولاً كساني هستند كه مراقب رفتار و حركات و حالات حجاب خويش نبوده‌اند پس در نتيجه زن با حفظ حجاب خويش مي‌تواند جان خويش را از چشم چرانيهاي مردان نجات دهد  .
د : حجاب براي پيشرفت علمي و ترقيات فكري جامعه لازم است . 
عدم تأمين صحيح و به موقع غريزه جنسي در مردان بزرگترين مشكل رواني بوده و مانع تفكر و خلاقيت مي‌باشد . در نتيجه هر چه مناظر شهوت‌انگيز در جامعه بيشتر باشد به همان ميزان مشكلات رواني و عقب‌ماندگي فكري و فرهنگي بيشتر خواهد بود . عدم رعايت حجاب و پوشش صحيح نه تنها خود و خانواده را آلوده مي‌كند بلكه بر سرنوشت يك كشور هم تأثير مي‌گذارد پس حجاب باعث پيشرفت علمي جامعه مي‌باشد و زمانيكه از طرف پوشش خود در آسايش باشي بهتر مي‌تواني فكر كني و تصميم بگيري كه مي‌خواهي در چه زمينه‌اي مشغول به تحصيل و كار باشي و پيشرفت خود را به راحتي مي‌توان با دارا بودن حجاب صحيح تضمين كرد .
هـ : حجاب باعث پيشرفت كار و توليد و ايجاد روح و تلاش اقتصادي لازم است . زيرا وقتي حجاب نباشد نه تنها موجب مضرات شديد اقتصادي و بهداشت جسمي مي‌شود بلكه موجب صرف ساعتها وقت براي خودآراييهاي افراطي و وقت‌گير مي‌شود در نتيجه چنين زناني با اين همه وقت هرگز راضي نمي‌شوند دست به كارهاي فيزيكي و توليدي بزنند و با آن حالت بزك كرده به كار و تلاش بپردازند  .
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

کلمه بهداشت روانی چقدر برای شما آشناست؟
چه ارتباطی بین بهداشت روانی و اختلالات روانی وجود دارد؟
چگونه میتوانیم بهداشت روانی خود را حفظ کرده یا بهبود ببخشیم؟
واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامههای تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونهای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع “بهداشت جسمی” و “بهداشت روانی” تقسیم میشود. ولی آنها همپوشیهای زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر میگذارند(
بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با “عملکرد فردی – اجتماعی” و آسیبهای روانی – اجتماعی” دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامههای متعدد بهداشت روانی در سه بعد ” پیشگیری ، درمان و توانبخشی” میشود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداشف و فعالیتهای بهداشت روانی است. 
تعاریف بهداشت روانی 
تعریف سازمان بهداشت جهانی 
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف میکند: “بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست.” 
تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا 
انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت “نگرشهای مربوط به خود ، نگرشهای مربوط به دیگران و نگرشهای مربو به زندگی” تعریف میکند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : “توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی.” 
عوامل موثر بربهداشت روانی 
بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار میگیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی میشود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : “عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و… از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند. 
ابعاد بهداشت روانی 
پیشگیری نوع اول (Primary Prevention) 
هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، “با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال” بدست میآید.” برنامههای آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و…)، برنامههای بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامههای تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستمهای حمایت اجتماعی (نظیر بیمههای درمانی ، ایجاد و حمایت از گروههای محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)” نمونههای پیشگیری نوع اول میباشد. 
پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention) 
هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریهها و اقدامات درمانی نظیر “دارو درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ، روانکاوی و …” در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار میگیرد. 
پیشگیری نوع سوم 
هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از تواناییهای از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونهای مفید و سازنده به زندگی “خانوادگی ، اجتماعی و شغلی” خود باز گردد. در واقع برنامههای این بعد با “توانبخشی” (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل میکند. 
چشم انداز بحث 
موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای “مردم ، سازمانها و دولتها” بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفتهای “علمی ، صنعتی و…” جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف میکنند و در کنار آن با تدوین برنامههای جامع از “سازمانها و منابع محلی – اجتماعی” نیز استفاده میکنند. متاسفانه ایران از این حرکت جامعه بشری به دور مانده است. 

بطوری که افراد و بیماران دچار مشکلات روحی از ابتداییترین حق خود یعنی بیمه خدمات درمانی بهداشتی محروم هستند و تاکنون هیچگونه نشانه و حرکت موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد در دولت دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار “مشکلات روحی – روانی” افراد “فراموش شده” در ایران هستند. !
 تعارض و بهداشت روانی 
 مقدمه 
بهداشت روانی انسان متاثر از عوامل مختلفی است که هر یک به نوبه خود سلامت روان و بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار میدهند. تعارض یکی از این عوامل مهم است که میتواند تاثیرات زیادی بر بهداشت روانی داشته باشد. در حالت تعارض فرد انرژی روانی زیادی را صرف میکند تا یکی از حالات و راههای مقابل خود را برگزیند. قرار گرفتن در چنین شرایطی با توجه به استرسزا بودن آن قابل توجه است. معمولا انتخاب یکی از حالات موجود موجب برطرف شدن اثرات مخرب تعارض میگردد. اما ماندن در چنین شرایطی به صورت طولانی مدت میتوانند اثرات فزاینده مخربی داشته باشد. 
انواع تعارض و تاثیرات آن بر بهداشت روانی 
تعارضات در انسان انواع مختلفی دارد. با اینکه خصوصیات مشترک تمامی آنها قرار گرفتن در وضعیتی است که فرد ناچار است از بین دو یا چند راه یکی رابرگزیند اما از لحاظ جاذبه یا دافعه بین تعارضات مقاومت از بین حالاتی که فرد میتواند انتخاب کند برخی حالات جاذب دارند یعنی فرد تمایل دارد آن حالات را برگزیند و در حالت دافع فرد تمایل دارد از انتخاب آن راه سرباز زند. 
تعارض جاذب – جاذب و بهداشت روانی 
در حالت تعارض جاذب – جاذب فرد در وضعیتی قرار میگیرد که ناچار است از میان دو راه که هر دو برای وی جذاب و مطلوب هستند یکی را انتخاب کند. و در واقع انتخاب یکی از این راهها مستلزم چشمپوشی از راه دیگر است. به عنوان مثال سادهای تصور کنید فردی را که علاقه به دو سریال متفاوتی دارد که هر دو در یک ساعت واحد از دو شبکه تلویزیونی پخش میشوند فرد در حالت انتخاب یکی از این فیلمها برای تماشا کردن در حالت تعارض قرار دارد و به هر حال باید تصمیمگیری کند و یکی را برای تماشا کردن انتخاب کند و یا هیچیک را حالت سومی وجود ندارد چون فرد نمیتواند هر دو را در یک لحظه واحد تماشا کند.
در چنین موردی میزان استرسزایی این موقعیت پایین است و فرد احساس ناراحتی چندانی نمیکند و بهداشت روانی او چندان به مخاطره نمیافتد. اما مواردی از زندگی وجود دارد که انتخاب فرد اهمیت حیاتی دارد و فرد باید تصمیمی بگیرد که برای زندگی و یا بخشهای مهمی از زندگی او اهمیت قابل توجه دارد. به عنوان مثال فردی که در رشته مورد علاقه خود در شهر دیگری پذیرفته شده است و در همان زمان شغل مورد علاقه او در شهر خودش به او پیشنهاد شده است. قرار گرفتن در چنین وضعیتی برای فرد آزار دهنده است تا زمانی که انتخاب درستی کرده و خود را از وضعیت خارج کند. 
تعارض دافع- دافع و بهداشت روانی 
در حالتی تعارض دافع- دافع بوجود میآید که فرد ناچار است از بین دو یا چند وضعیتی یکی را انتخاب کند در حالی که به هیچ یک تمایل ندارد. مثل کسی که درد شدید بدنی دارد و از زدن آمپول هم ترس شدید دارد. ولی ناچار است یکی از ایندو را که هر دو برایش ناگوار هستند یکی را انتخاب کند. در زندگی روزمره موارد زیادی از این حالت تعارض اتفاق میافتد که برخی از آنها مسائلی پیش افتادهتر بود. و درجه آزاردهندگی و استرسزایی آنها برای فرد پایین است اما مواردی نیز وجود دارند که فرد را در وضعیت بسیار ناگواری قرار میدهند و استرس زیادی را بر او تحمیل میکنند. تحمل چنین وضعیتی در دفعات مکرر یا مدت طولانی مدت اثرات مخرب بر بهداشت روانی فرد دارد. 
تعارض جاذب- دافع و بهداشت روانی 
این قبیل تعارضات که فرد با یک راه یا موقعیتی روبروست که هم برای فرد جذاب و هم دافع است. انسانها در حالاتی که میخواهند راهی انتخاب کنند که میدانند از برخی جهات آنها مفید و از برخی جهات برایشان نامناسب است دچار چنین حالاتی میشوند. مثل فردی که تمایل به ازدواج دارد ولی از سوی دیگر مشکلات بعد از آن مثل قبول مسئولیت و مشکلات مالی حاصل از زندگی مشترک و … او را از این کار باز میدارد. این نوع تعارض معمولا بیشترین میزان استرس را بر فرد وارد میسازد و بهداشت روانی او را به مخاطره میاندازد. 
تاثیر بهداشت روانی برحل تعارضات 
تمامی انسانها خواه و ناخواه در وضعیتهایی قرار میگیرند که حاکی از وجود تعارض در یکی از انواع آن است. اما شیوه حل این تعرضات به عواملی بستگی دارد که یکی از این عوامل بهداشت روانی فرد است. افرادی که موفق به حفظ بهداشت روانی خود شدهاند در چنین شرایطی با شیوههای مناسبی به حل تعارضات آن میپردازند و از میزان استرسزایی چنین موقعیتهایی میکاهند. آنها از شیوههایی چون مهارتهای تصمیم
نقش بهداشت روانی در ثبات خانواده:
 
خانواده جایگاه مهمی در رشد شخصیت افراد دارد. اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی که فاقد بهداشت و سلامت روانی هستند از خانوادههای ناسالم برخاستهاند. از اینرو در تامین بهداشت روانی افراد خانواده جایگاهی مهمی دارد و ضروری است راهکارهای مناسب در تامین بهداشت روانی خانواده شناسایی و به مرحله اجرا گذارده شود. در این راستا ضروریست عواملی که مخل بهداشت روانی خانوادهها هستند شناسایی و روشهای مقابله با آنها توصیه گردد. روشن است عدم تامین بهداشت روانی خانواده ، تلاشهای فردی برای رسیدن به اهداف و پیشرفتهای فردی و اجتماعی را با مانع روبرو خواهد ساخت.
عوامل خانوادگی موثر در بهداشت روانی  :
شیوههای ارتباطی موجود در خانواده
شبکه ارتباطی که فرد در آن قرار دارد عامل مهمی در تامین بهداشت روانی فرد هستند. از اینرو شیوههای ارتباطی نامناسب تاثیرات مضری روی فرد و سلامت او خواهند داشت. خانوادههای سرد و فاقد روابط گرم و محبت آمیز ، خانوادههای دارای روابط خصومت آمیز ، شیوههای ارتباطی شدیدا وابسته معمولا ناسالم گزارش شدهاند. برقراری شیوه ارتباطی منطقی ، محترمانه و در عین حال گرم و صمیمانه مدنظر متخصصان بهداشت روانی خانواده است. 

مهارتهای زندگی اعضای خانواده و نقش آن در بهداشت روانی خانواده
لازم است تک تک اعضا خانواده با مهارتهای لازم برای زندگی آشنا باشند. روشن است والدین در خانواده نقش مهمی در ترویج استفاده از مهارتهای سالم زندگی در خانواده دارند. پدران و مادران که فاقد مهارتهای مفید زندگی هستند با عدم تامین الگوی مناسب برای فرزندان مشکلاتی را برای آنها فراهم میکنند. به عنوان مثال کودکی که همواره دیده است والدین او در مقابل ناملایمات زندگی با پرخاشگری و منازعه برخورد میکنند با احتمال بسیار بیشتری همین روش را در مسائل مربوط به خود در خانواده و حتی در بیرون از خانواده بکار خواهد بست.

از اینرو لازم است خانوادهها با آگاهی و کسب اطلاعات لازم در زمینه شیوههای صحیح مهارتهای زندگی مثل کنترل و مدیریت استرس ، برنامه ریزی برای زندگی ، مدیریت اقتصادی خانواده ، مدیریت ارتباطات برون خانوادگی ، کنترل هیجانات ، آموزشهای مربوط به اجرای قاطعیت و جراتمندی به تامین بهداشت روانی افراد خانواده مبادرت ورزند.
 
اقتصاد خانواده و نقش آن در بهداشت روانی خانواده
وضعیت اقتصادی خانواده با تاثیری که در فضای کلی زندگی میگذارد نقش خود را بر بهداشت روانی خانواده اعمال میکند. مشکلات اقتصادی اغلب موجب بوجود آمدن مشکلات دیگری برای خانواده میشوند و خانواده ناچارا با معنویات و محرومیتهای در سبکهای زندگی و تصمیمگیری مواجه میشود که مجبور است با آنها دست و پنجه نرم کنند. تحقیقات نشان میدهد که اغلب شرایط نامناسب در فضای خانواده اعم از منازعه و سایر مسائل در شرایط رکود اقتصادی خانواده که خانواده با نوعی بحران اقتصادی مواجه است افزایش مییابد.

طبقه متوسط اقتصادی از بهداشت روانی مناسبی بهره میبرند. در واقع مسائل اقتصادی زمینه ساز بروز مشکلات مختلف ارتباطی و روانی افراد خانواده میشوند و با کاهش توانمندیهای روانی افراد مقابله با این مشکلات را برای خانواده با مانع مواجه میسازند. درگیری فکری واقعی برای حل مشکلات مالی خانواده ، مشغله ذهنی با پیدا کردن راههای افزایش درآمد خانواده اغلب به کاهش ظرفیت تحمل افراد منجر میشوند. در این حالت فرد با کوچکترین ناملایمتی واکنشهای شدیدی ممکن است از خود نشان دهد. همچنین تلاش و تقلا برای بالا بردن در آمد خانواده و حفظ آن با تحت تاثیر قرار دادن گرمی و صمیمیت روابط خانواده کاهش مدت زمان با هم بودن اعضا نقش منفی خود را اعمال میکند.

ازدواجهای مناسب در تامین بهداشت روانی خانواده
در تشکیل یک خانواده سالم که بتواند از بهداشت روانی خوبی بهرهمند گردد انتخاب مناسب و ازدواج موفق مرحله اولیه است. لازم است در ازدواج که اولین مرحله تشکیل خانواده به شمار میرود و پایههای اساسی تامین بهداشت روانی خانواده ریخته شود. در این راستا توافق شخصیتی ، اقتصادی ، فرهنگی و فکری حائز اهمیت است که توصیه میشود با یاری از مشاوران و متخصصات امر صورت بگیرد. ازدواجهای نامناسب که در آن همسران از عدم همخوانی شخصیتهایشان رنج میبرند و یا مشکلات دیگری دارند در طول زندگی مخل بهداشت روانی آنها و فرزندان خواهد بود. 
  گیری حل مساله و … استفاده بهینه میکنند.  بهداشت رواني چيزي بيش از فقدان بيماري رواني است. اغلب افراد جامعه از سلامت روان خود غافل بوده و نسبت به آن بي اعتناء ميباشند. ويژگيها و معيارهاي بهداشت روان را ميتوان اينگونه برشمرد: 

عتیقه زیرخاکی گنج