• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

برای اینکه تعریف روشن‌تری از مهیت و دامنه جامعه شناسی شهری به دست دهیم می‌توانیم بگوییم، تجزیه و تحلیل شهر به عنوان یک واقعیت اجتماعی موضوع جامعه شناسی شهری است. بنابراین جامعه شناسی شهری ، کلیه مسائل اجتماعی جامعه شهر نشین را دربر خواهد گرفت. یکی از واقعتهای اساسی ، رابطه از تحت جامعه با سایر واقعیتهای اجتماعی است، مانند رابطه تراکم جمعیت و سازمانها و شیوه تفکر و زندگی اجتماعی
بدون اینکه بخواهیم کلیه جنبه‌های جامعه شناسی شهری را مورد بحث و بررسی قرار دهیم، منظور این است که اهمیت و ماهیت ملاحظات جامعه شناسی بر مسائل شهری روشن شود و برخی اطلاعات مربوط به اجتماع شهرها که اختصاصا معنای خاصی در بر دارد و نیز روشهای بررسی مسائل شهری را مورد مطالعه قرار گیرد. در عمل ، امروز شهرسازان ، معماران و مهندسان تاسیسات شهری بیش از پیش به میزان قابل توجهی از ره آورد جامعه شناسی شهری استفاده می‌کنند و مفهوم شهر سازی و شهرنشینی را منحصر به جنبه معماری آن نمی‌دانند.
بنابراین لازم است زبان مشترکی نیز آنها را به یکدیگر پیوند دهد تا به درستی نظرات یکدیگر را درک کنند و در بهبود زندگی اجتماع شهرنشینی از آن استفاده کنند. اما برای اینکه به درستی بدانیم جامعه شناسی شهری چیست و مشتمل بر چه مباحثی است بهتر است قبلا به عنوان یاد آوری جامعه شناسی را بطور کلی تعریف بکنیم. پس جامعه شناسی ، مطالعه علمی واقعیتهای اجتماعی است که از سه جنبه ریخت شناسی ساختاری و فرهنگی و روانی مورد بحث و مطالعه قرار گیرد. 
اختصاصات شهر 
اگر از جنبه مادی و خارجی را مورد نظر قرار دهیم، شهر بدوا انبوهی از افراد انسانی و فضایی را که در آن سکونت گزیده‌اند شامل می‌شود. در اینجا نظم جاری مربوط به مسائل زیر در خور توجه است. جمعیت شهری (از نظر تعداد ، تراکم ، ترکیب و ساختمان و تحول) ، طرز پراکندگی و قرار گرفتن جمعیت در فضای شهر اصول تمایز بین قسمتهای مختلف فضای شهر و تاثیرات آن بر زندگی اجتماعی افراد و گروههایی که در آن زندگی می‌کنند. از جهت دیگر ، شهر عبارتست از یک سازمان اجتماعی پیچیده است. یعنی ، شهر تنها از تجمع افراد تشکیل نمی‌شود بلکه مشتمل بر گروههای مختلفی ، مانند خانواده ، طبقات اجتماعی ، کارگاهها و کارخانه‌ها ، گروههای نژادی ، انجمن‌های مختلف و غیره است.
می‌توان سخن از یک نوع «روحیه شهری» یا «فرهنگ شهرنشینی» به میان آورد که با خوصیات اجتماعات غیر مشابه فرق دارد. به عبارت دیگر ، سبک زندگی و شیوه فکر کردن و بروز احساسات و عواطف که بر حسب جوامع و منطق مختلفی که شهر جزئی از آن است متفاوت و بر حسب تارخ و خوصیات شهرها متغیر است، ویژگیهایی به زندگی شهرنشینی بخشیده است که خاص اجتماع مورد نظر یعنی شهر است. مثلا استقلال افراد در مقابل سنن و آداب ، در شهرها افزایش می‌یابد و پذیرش افکار جدید ، مدپرستی ، خلاقیت ، نوآوری و تسامح فزونی می‌گیرد. نکته دیگر اینکه ، شهر را نباید واحد مستقل و مجزا از جامعه دانست، یعنی نمی‌توان آن را از واحدهای دیگر وابسته به آن جداگانه مورد مطالعه قرار داد. زیرا:
اولا شهر با منطقه‌ای که در آن واقع شده است ارتباط کامل دارد. یعنی از یکسو خوصیات منطقه در شهر تاثیر می‌گذارد و از وی دیگر شهر به تدریج کم و بیش خوصیات شهری خود را به منطقه‌ای که خود جز آن است انتقال می‌دهد و در حقیقت منطقه و شهر عکس العمل‌های متقابلی در برابر یکدیگر دارند.
دوم آنکه ، شهر با یک کشور و کل اجتماعی که جزئی از آن است پیوند و وابستگی دارد، زیرا ساخت سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور در شهر منعکس می‌شود. سوم آنکه ، شهر با نوع تمدن نظام اجتماعی که ملت و کشور را فرا گرفته است ارتباط کامل دارد.
جامعه شناسی شهری و مسائل اجتماعی شهر
سکونت در “شهر” آثاری بر زندگی فردی و جمعی انسان‌ها می‌گذارد که از حدود دو قرن پیش تاکنون، موضوع تأمل اندیشمندان اجتماعی بوده است…
 
سکونت در “شهر” آثاری بر زندگی فردی و جمعی انسان‌ها می‌گذارد که از حدود دو قرن پیش تاکنون، موضوع تأمل اندیشمندان اجتماعی بوده است. چند وجهی بودن این اثرات و نیز فرایندها و جریانات موجود در درون اجتماعات شهری، متفکران بسیاری را از علوم مختلف به خود مشغول داشته است. 
جامعه‌شناسی شهری از جمله شاخه‌های معرفتی است که صرفاً و اختصاصاً “شهر” را بعنوان یک “محیط مخلوق” و به عنوان یک “محصول اجتماعی”، کانون توجه و مطالعهٔ خود قرار می‌دهد. 
از منظر این علم، “شهرنشینی” مرحلهٔ گذار از اجتماع مبتنی بر علقه‌های خونی به جامعهٔ سازمان یافته مبتنی بر قراردادهاست. شهر تولیدکنندهٔ فرهنگ است. چون محیط شهری شیوه‌های خاصی از زیستن، کارکردن، رابطه برقرار کردن و مصرف کردن را بر ساکنانش عرضه می‌کند. از این رو جامعه‌شناسی شهری پاسخ دهی به پرسش‌هایی را وظیفه خود می‌داند که برخی از آنها چنین‌اند: 
▪ رشد و توسعهٔ شهرها تابع چه متغیرهایی است و آیا گسترش شهرها از الگوی واحدی تبعیت می‌کند؟ 
▪ عناصر بنیادی سازمان شهر کدامند؟ و این عناصر چگونه تحت تأثیر رفتار کنشگران تغییر می‌کند؟ 
▪ صورت‌های فضایی متفاوت چه تأثیری بر انسجام گروه‌های اجتماعی ساکنان شهر دارد؟ 
▪ فضاهای شهری و عناصر بنیادین آن چگونه مایهٔ تحکیم یا تضعیف روابط گروه‌های اجتماعی ساکن در شهر می‌شوند؟ 
▪ چه رابطه‌ای میان خصوصیات یک شهر به لحاظ کالبدی و اقتصادی (شیوهٔ تولید) و طبایع افراد ساکن در آن وجود دارد؟ 
▪ شهرها را چگونه می‌توان اداره کرد به گونه‌ای که هم منافع جمعی و هم در عین حال منافع فردی ساکنانش توأمان تأمین شوند؟ 
▪ سازمان قدرت در شهرها چگونه است و کدام گروه‌های اجتماعی سیادت دارند؟ 
نباید از یاد بُرد که “فقر شهری” و نابسامانی‌های ناشی از کجروی و وقوع انواع جرائم در شهرها بود که نخستین دستمایه‌های مطالعات جامعه‌شناسی را فراهم ساخت. اما این علم بمرور، مسائل و موضوعات پیچیده‌تری را مورد تحلیل قرار داد که همگی بر محور زندگی شهری استوارند. مسائل و موضوعاتی چون جنبش‌های شهری، هویت شهروندی، وجود و گسترش مناطق جرم، مشارکت شهروندان و نهایتاً حکمرانی شهری از جمله مسائل متأخر در این علم‌اند. 
برای تبیین مسائل پیش گفته، رویکردهای نظری متعددی ارائه شده‌اند که هر کدام جنبه‌هایی از واقعیت زندگی شهری را پوشش می‌دهند. دو رویکرد عمده در جامعه‌شناسی شهری کلاسیک وجود دارند که به اجمال می‌توان آن‌ها را چنین معرفی کرد: 
۱) رویکرد بوم شناختی در جامعه‌شناسی شهری بر این پایه است که شهرها بطور اتفاقی رشد نمی‌کنند بلکه در واکنش به ویژگی‌های مساعد محیط و بر مبنای سه فرایند مهم رقابت، تهاجم و جانشینی گسترش می‌یابند. 
صاحبان این دیدگاه معتقدند، استقرار سکونتگاه‌های بزرگ شهری و توزیع انواع مختلف محلات در شهرها بر پایهٔ اصول مشابهی قابل درک است. بعبارت دیگر الگوی واحدی برای رشد و تحول شهرها وجود دارد. 
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وامل موارد زیر است:

بیشتر جنگل‌های ایران، در نواحی شمالی این کشور و جنوب دریای خزر جای دارند. این مناطق جنگلی دارای آب و هوای معتدل شرجی می‌باشند و از شرق استان اردبیل تا استان خراسان شمالی کشیده شده‌اند و در این امتداد، سه استان گیلان، مازندران و گلستان را دربر می‌گیرند. رشته کوه البرز که بلندترین رشته کوه خاورمیانه است، همچون دیواری در مقابل رطوبت ناشی از دریای خزر ایستاده و مانع نفوذ آنها به نواحی مرکزی ایران می‌شود؛ بنابراین این ابرها مجبور به بارش در نواحی شمالی می‌شوند و نواحی مرکزی خشک و بیابانی می‌شوند.
جنگل‌های ایران بر روی هم ۳٬۴۰۰٬۰۰۰ یا سه میلیون و چهار صد هزار هکتار جنگل در دامنه‌های شمالی کوه‌های البرز و استان‌های ساحلی دریای خزر وجود دارد. مساحت جنگل‌های دیگر که پراکنده درسایر نقاط کشور می‌باشند تا سه میلیون هکتار است. از این جنگلها تنها ۱، ۳ میلیون هکتار برای بهره برداری صنعتی قابل استفاده‌است، بقیه جنگل‌ها به سبب کمبود در نگاهداری درست و یا آسیب‌های طبیعی مورد بهره برداری نیستند. براساس اسناد و مدارک موجود، ایران از زمان باستان تا آغاز قرن هیجدهم دارای جنگل‌های بسیار و گوناگون بود. پهنه جنگل‌های موجود در ایران با مرزهای کنونی در زمان هخامنشیان به بیش از ۱۶ میلیون هکتار می‌رسید. از بین بردن جنگل‌های ایران از زمان حمله مغول آغاز گشت و به ویژه در سه قرن گذشته به بالاترین مرتبه خود رسید. در زمان قاجار بین سالهای ۱۲۸۱ و ۱۲۹۱ نزذیک به ۱۳۰ هزار تن ذغال چوب از بریدن درختان جنگلی ایران تولید شد و به خارج از کشور صادر شد
بدین سبب ملی کردن جنگل‌ها و مراتع و ملی کردن آب‌های کشور سرمایه‌های طبیعی و ثروت ایران در برنامه دولت قرار گرفت.[۲]
در ۶ بهمن ۱۳۴۱ در چهار چوب منشور انقلاب سفید جنگل‌های ایران ملی اعلام شد. بر اساس اصل دوم انقلاب شاه و مردم جنگل‌های ایران که آن‌ها را معادن طلای سبز لقب داده‌اند و مراتع کشور ملی شد و با این نزدیک یه ۱۲۰ میلیون هکتار جنگل‌های و مراتع کشور برای بهره برداری ملی در اختیار دولت قرار گرفت. در پهنه‌ای (مساحتی) نزدیک یه ۲۸، ۰۰۰ هکتار جنگل‌های مصنوعی ایجاد شد. بیش از ۵، ۰۰۰ هکتار فضای سبز دور شهرهای بزرگ ویا پارک‌های جنگلی بیشماری در منطقه‌های گوناگون کشور به وجود آمد. برنامه‌های گسترده‌ای در باره زنده کردن دوباره منابع جنگلی و حفاظت خاک و مهار کردن شن‌های روان و جلوگیری از پرشدن مخزن‌های سدها، جلوگیری از پیشرفت کویر و واپس راندن آن از راه نهال کاری کویری در ایران پیاده شد.
پهنه چراگاه‌های ایران در سال ۱۳۴۰ به هجده میلیون هکتار می‌رسید. که هشت میلیون آن مرتع‌های عادی و ده میلیون آن بیشه زارهایی که با کم و بیش با درخت بودند. این چراگاه‌ها تنها برای چرای نیمی از دام‌های کشور بسنده می‌کرد و نه بیشتر. در جهار چوب اصل دوم یعنی ملی کردن جنگل‌ها و مراتع برنامه‌های همانندی برای چراگاه‌ها و مراتع کشور و به کارگرفتن شیوه‌های نوین مرتع داری از راه بررسی و آگاهی و شناخت منابع گیاهی، پژوهش‌های اقلیمی، گردآوری نمونه‌های نباتی و بررسی نیروی نهفته در مرتع‌ها برنامه ریزی و اجرا شد. در چهارچوب این اصل انقلاب سفید تا سال ۱۳۵۷ بیش از چهار هزار نفر نیروی محافظ منابع طبیعی و جنگل‌ها و مراتع بودند.
بر اساس آمار تا پایان ۱۳۵۵ خورشیدی پروژه‌های جنگل داری ۶۱۵ هزار هکتار از ۳۰۰ هزار هکتار جنگل‌های قابل بهره برداری شمال کشور را شامل شده‌است. نزدیک ۳۹ هزار هکتار در ایران جنگل کاری شده و در زمینه ایستا کردن شن‌های روان مساحتی بیش از ۸۰۰ هزار هکتار نهال کاری شده‌است. پروژه ایستا کردن شن‌های روان برای نخستین بار در حارث آباد سبزوار در سال ۱۳۴۴ خورشیدی اجرا شد و پس از نه سال سرزمین پهناوری در کناره کویر به جنگلی سر سبز و زیبا از درختان تنومند تاغ برگردانیده شد

  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سال ۱۹۶۶ به عنوان نقطه عطفي در تاريخ تمدن بشري شناخته مي شود. در اين سال، سفينه آپولو نخستين تصاوير كره زمين را از فضا مخابره كرد. اين تصاوير دو ديدگاه متفاوت را نسبت به نظام زيست جهاني در كنار هم مطرح نمود. نخست اين كه “جهان زيستي، پديده اي كوچك و آسيب پذير” و دوم اين كه “جهان زيستي پديده اي قابل مديريت و برنامه ريزي است.” اين تصاوير نمادي براي جنبش جهاني محيط زيست گرديد و عزمي جهاني را براي نيل به نظام پايدار زمين برانگيخت.
پايداري به عنوان رويكرد انسان به جهان زيستي، يك نگرش اخلاقي را مطرح مي كند كه در آن نحوه زيست و عمل انسان در رابطه با ساير اركان هستي مورد توجه قرار مي گيرد. ديدگاه پايداري به مهمترين چالش امروز تمدن بشري مي پردازد: “بقاي تمدن در اين سياره”. (۱۹۹۷ Buchanan,) آسايش ماناي انسان در گرو برقراري و تداوم رابطه متعادل زيستي ميان تمام اركان نظام زيست جهاني است. اين معناي پايداري به عنوان نحوه نگرش انسان به جهان زيست است. خطاب اين دستور اخلاقي به تمام جوامع انساني است و نمي توان آن را مختص و محدود به كشور يا منطقه اي خاص از زمين دانست، چرا كه بحران  هاي كنوني محيط زيست از مقياس كشور و يا منطقه اي خاص فراتر رفته و به مساله تمام زمين بدل شده است.
از محافظت تا سازگاري با طبيعت
انسان در طول تكامل فرهنگي خويش، فعاليت هاي مختلفي را براي رفع نيازهاي روز افزون نو شونده اش آغاز كرد همه آنها مستلزم تغيير در محيط بود. محيط زيست براي موجودات زنده حاصل مجموعه اي از تعادل هاست كه بر هم برخوردن هر كدام از آن تعادل ها، ضمانت دوام زندگي را تضعيف مي كند. وقتي مي گوييم «محيط زيست» مقصود آن فضايي است كه طبيعت و انسان و فرهنگ و شرايط اجتماعي و تاثيرات متقابل آنها را دربر مي گيرد. تحولات عصر صنعت اگر چه بسياري از معضلات بشر را حل كرده ولي متاسفانه رابطه انسان را با محيط بريده است، اين در حالي است كه مشكلات زيست محيطي مي تواند مسائل اجتماعي ، اقتصادي و سياسي مهمي را براي دولت ها اجاد كنند. كمبود منابع قابل تجديد در اختلافات خشونت بار در بسياري از مناطق در حال توسعه نقش دارد، منابع و ذخاير طبيعي محدودند و چنانكه انسان بي رويه از آن استفاده كند هه چيز برهم خواهد ريخت. خطر به حدي است كه براي نسل آينده بحران هاي بسيار جدي پيش بيني شده است. 
نگراني از ادامه روند موجود منجر به آن شد كه الگوهايي از توسعه دنبال شود كه آسيب هاي كمتري به محيط وارد كرده و قابليت تداوم و استمرار داشته باشد. لذا مي بايد در پي ايجاد شرايطي در جهت هماهنگي با محيط زيست و بوجود آوردن محيط زيستي پايدار بود. از اين رو مباحثي همچون سازگاري با محيط زيست و پايداري مصنوعات و فعاليت هاي انسان در راس برنامه هاي سازندگي ددولتها در آمده است و موضوع «پايداري» به اين معني كه نيازهاي نسل هاي كنوني تامين شود، بي آنكه نيازهاي نسل هاي آتي ناديده بماند، اكنون يك «ضرورت» است؛ و بنياد «توسعه» محسوب مي شود. معماري نيز از اين ضرورت بنيادي بر كنار نيست. چرا كه ساختمانها اصلي ترين، وسيع ترين و ماندگارترين تغييراتي هستند كه انسان در روي كره زمين به وجود آورده است.
لرد را جرز ۱ در نشريه انگليسي (Architecture Design) در مورد طرح پايدار چنين مي گويد:
«طرح پايدار به دنبال برآورده كردن نيازهاي امروز بدون به خطر انداختن ذخيره منابع طبيعي، و باقي نهادن آن براي نسل هاي آينده است. اين طرح مي بايست با سازگاري با اصول پايداري اجتماعي و اقتصادي، توجه ويژه يي به مصرف انرژي و تاثير زيست بومي ساختمان ها و شهرها داشته باشد. موارد عمده براي اين منظور عبارتند از: انرژي كم، سازگاري مناسب ، بهره گيري مطلوب از منابع.»
«معماري پايدار» و «معماري سبز» موضوع يا پديده اي است كه اكنون در بيشتر كشورهاي جهان، و توسط بسياري از معماران با سليقه ها و ديدگاههاي متفاوت، به آن توجه مي شود. ايده ي «معماري سبز» ضمن اينكه مفهوم جهاني است، «محلي» هم هست. يعني اين مفهوم ضمن برخورداري از نكته هاي مشترك و جهان شمول، در هر موقعيت اجتماعي – فرهنگي مفهوم خاص و متمايز خود را دارد. در اين ديدگاه ، با توجه به موضوع «پايداري» نه تنها براي مشكلات جهاني (مثل آلودگي و تغيير آب و هوا) بلكه براي مسائل محيطي محلي (مثل حفاظت از آب و خاك و احياي شهر كوچك) راه حل هايي ارائه مي شود. راه حل هايي مبتني بر فن آوري پيش رفته و فن آوري هاي ساده و بومي كه اغلب در يك پروژه واحد با هم تلفيق مي شود. روشي كه «فضا» را به عنوان ابزار بيان معماريع با مفهوم «پايداري» تلفيق و آن را متحول مي كند.
۲- معماري پايدار: تعاريف و مفاهيم
شالوده اخلاق پايداري بر نظام اخلاق زيست محيطي بنا شده است و بر مبناي گرايش هاي مختلف آن، نگرش هاي متفاوتي در رابطه انسان با ديگر اركان نظام زيست جهاني تبيين مي شود. بر اين اساس، بخشي از رويكردهاي اخلاقي مبتني بر پايداري – به خصوص در حيطه توسعه اقتصادي – از موضع اخلاقي سطحي زيست محيطي – محيط زيست گرايي سطحي – برخوردارند كه در آن انسان محور اصلي توجهات در تصميمات است و ساير اركان محيط زيست به عنوان منابع مورد نياز براي فعاليت هاي انساني مي بايست در جهت «تداوم و ارتقاي بهره مندي» و «سلامت» جامعه انساني ، «حفظ، نگهداري و مديريت» مي شوند.
بخش عمده اي از رويكردهاي پايداري از يك موضع ميانه پيروي مي كنند – محيط زيست گرايي ميانه – كه در آن به نغير نگاه انسان به جهان زيستي تأكيد مي شود: «حفظ و برقراري تعادل» زيستي ميان «انسان» و «ديگر اركان نظام زيستي» با اولويت مسائل انساني. چنين رويكرد اخلاقي، در تصميم سازي هاي مرتبط با محيط انسان ساخت (از جمله معماري) مورد نظر و تأكيد است. چنين انساني. چنين نگرشي در غايت تكامل خود، ديدگاهي را تبيين مي كند كه در حفظ و تداوم تماميت جهان زيستي به عنوان موجودي زيستمند، در اولويت بالاتري نسبت به اركان و اجزاي تشكيل دهنده آن (انسان و غير انسان) قرار مي گيرد. (محيط زيست گرايي ژرف)
در اخلاق پايداري برخورداري از توانايي تصميم گيري به يك مسئوليت اخلاقي براي انسان تعبير مي شود؛ نقش امانتداري يا سرپرستي انسان نسبت به جهان هستي: «تلاش براي حفظ و تداوم تماميت و يكپارچگي بوم شناختي زيست كره» چنين تفكري در عمل تحت تأثير تفكر انسان مدار مدرنيستي قرار گرفته و بدين صورت تبيين مي گردد: «تلاش براي نيل به شرايط مطلوب زيستي براي انسان كه كميتنه اثرات سوء را بر شرايط زيستي ديگر اركان محيط زيست در پي داشته باشد.» در نظام هاي اخلاقي خدا محور پايداري مفهوم جديدي از رشد را تبين مي كند: گونه اي از رشد كه امكان استفاده هوشمندانه تر و محتاطانه تر از منابع محيط را فراهم مي آورد. Van Der Ryn &) Calthorpe, 1986:111) در اين معنا رشد به مفهوم توسعه محدوده ها يا دامنه بيروني يك فعاليت يا نظام نيست، بلكه به مفهوم آن است كه موضوع رشد – اعم از يك فعاليت توسعه اي ، يك فرايند و … – پيچيده تر، خود آگاه تر، دقيق تر و كامل تر مي گردد و از اين نظر به سمت تصحيح و تكاملي حركت مي كند كه براي يك عملكرد يا رفع يك نياز خاص مناسب تر گردد.
در اين رشد تمام اجزا، عناصر و مولفه هاي يك فرايند توسعه اي – اعم از سرمايه هاي انساني ، منابع مواد و انرژي ، سرمايه هاي مالي ، ارتباطات و نقل و انتقالات و … دخالت دارند، اما نسبت اجزاي مورد استفاده تغيير خواهد نمود. (همان) چنين فرايند توسعه اي “رفتار گونه هاي جانداران را تداعي مي كند كه همواره در حال انطباق موثر با محيط در حال تغيير خود مي باشند و از اين جهت رو به تكامل دارند.” (همان:۱۱۲)
اكنون كمتر كسي بر ضرورت نيل به جامعه اي پايدار ترديد مي كند، اما مساله اصلي چگونگي نيل به اهداف اين ديدگاه در عمل است. در اين چالش، فعاليت هاي مرتبط با توسعه كالبدي محيط، نقش پررنگي بر عهده دارند. چرا كه توسعه كالبدي محيط سهم قابل توجهي از منابع طبيعي زمين را به خود اختصاص داده است. پرسشي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه: «چگونه مي توان توسعه كالبدي محيط را در راستاي پايداري هدايت نمود و يا به بيان روشن تر چگونه مي توان فضاهاي زيستي پايدار طراحي نمود؟»
مفهوم معماري پايدار – چه به عنوان عمل خلق فضاي انساني و تنظيم رابطة انسان محيط فيزيكي و چه به عنوان محصول اين فرايند – همواره با محيط پايدار در آميخته و در يك چارچوب كلي مي توان آن را به معناي «خلق محيط پايدار انسان ساخت» تعبير نمود. از اين رو در اين مقاله، تعريف معماري پايدار، با استناد به ادبيات مرتبط با «محيط پايدار» ارائه مي گردد.
۱-۲٫ محيط پايدار
شرط اساسي در نيل به پايداري محيطي برقراري تعادل پويا ميان نظام هاي مختلف محيط است. اين شرط از ديدگاه عملي دستيابي همزمان به پايداري نظام بوم شناختي، نظام اجتماعي – فرهنگي و نظام اقتصادي را ايجاب مي كند و از منظر اخلاقي به برقراري و تداوم راابطه همزيستي ميان تمام عناصر و اركان محيط (انسان و غير انسان) تعبير مي شود.
بر اين اساس «محيط پايدار» را مي توان واجد خصوصيات زير تعريف نمود:

عتیقه زیرخاکی گنج