• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با توجه به مقاصد و اصول مندرج در منشور ملل متحد درباره حفظ صلح بين‏المللي و اعتلاي مناسبات دوستانه و همكاري بين كشورها.
نظر به اينكه جرائم عليه مامورين ديپلماتيك و ساير اشخاص مورد حمايت بين‏المللي در عين ايجاد مخاطره براي امنيت اين اشخاص، حفظ مناسبات معموله بين‏المللي را نيز كه جهت همكاري بين كشورها ضروري است جدا تهديد مي كند.
با اعتقاد به اينكه ارتكاب اين قبيل جرائم نگراني خطيري براي جامعه بين‏المللي ايجاد مي نمايد.
با يقين به لزوم اتخاذ تدابير مقتضي فوري و موثر جهت جلوگيري و مجازات اين قبيل جرائم به شرح ذيل توافق نمودند:
– از لحاظ كنوانسيون حاضر.
۱ – اصلاح “شخص مورد حمايت بين‏المللي ” به اشخاص زير اطلاق مي گردد:
الف – رييس كشور يا هر يك از اعضاي گروهي كه حسب قوانين اساسي كشور مربوطه وظايف رييس كشور را اعمال مي نمايند و رييس دولت يا وزير امور خارجه – هنگامي كه هر يك از اين اشخاص در سرزمين يك كشور خارجي به سر مي برند و همچنين اعضاي خانواده او كه همراه باشند.
ب – كليه نمايندگان و كارمندان يا شخصيت هاي رسمي هر كشور يا هر كارمند و شخصيت رسمي يا مامور ديگر يكي از سازمانهاي بين‏المللي يا بين دول هنگام وقوع جرم عليه شخص او يا اماكن رسمي و محل سكني شخصي و يا وسائل نقليه او، حق دارد به موجب حقوق بين‏الملل از حمايت مخصوص در مقابل ايراد لطمه به شخص و آزادي و حيثيت و اعضاي خانواده خود كه با او زندگي مي كنند – برخوردار گردد.
۲ – اصطلاح “مظنون به ارتكاب جرم ” به شخصي اطلاق مي گردد كه در مرحله ابتدايي دلايل كافي براي اثبات اينكه او يك يا تعدادي از جرائم مندرج در ماده ۲ را مرتكب شده يا در آن شركت نموده عليه او وجود داشته باشد.
ماده ۲ – ۱ – ارتكاب به عمد:
الف – قتل و ربودن يا نوعي ديگر حمله عليه شخص يا آزادي شخص مورد حمايت بين‏المللي.
ب – حمله خشونت آميز به اماكن رسمي و محل سكني و يا وسيله نقليه متعلق به شخص مورد حمايت بين‏المللي به نحوي كه جان و يا آزادي او به مخاطره افتد.
ج – تهديد به اعمال اين قبيل حملات.
د – شروع به ارتكاب اين قبيل حملات.
ه – مداخله در ارتكاب اين قبيل حملات به عنوان شريك جرم.
در قوانين داخلي هر يك از كشورهاي طرف كنوانسيون – جرم محسوب خواهد گرديد.
۲ – هر يك از كشورهاي طرف كنوانسيون اين جرائم را حسب ميزان وخامت مشمول مجازات هاي مقتضي قرار خواهد داد.
۳ – مدلول بندهاي ۱ و ۲ اين ماده به هيچ وجه به تعهداتي كه كشورهاي طرف كنوانسيون – به موجب حقوق بين‏الملل براي اتخاذ تدابير مقتضي جهت جلوگيري از وقوع حملات ديگر عليه شخص و آزادي و حيثيت شخص مورد حمايت بين‏المللي به عهده دارند خدشه اي وارد نمي سازد.
ماده ۳ – ۱ – هر يك از كشورهاي طرف كنوانسيون – اقدامات مقتضي براي اعمال صلاحيت خود در مورد جرائم مندرج در ماده ۲ در موارد زير معمول خواهد داشت.
الف – هنگامي كه جرم در سرزمين آن كشور و يا در روي كشتي يا هواپيماي ثبت شده در قلمرو آن كشور واقع شود.
ب – هنگامي كه مظنون به ارتكاب جرم تبعه آن كشور باشد.
ج – هنگامي كه ارتكاب جرم عليه شخص مورد حمايت بين‏المللي موضوع ماده ۱ كه وضع خود را به اعتبار انجام وظايف محول از طرف كشور مذكور تحصيل نموده است واقع گردد.
۲ – هر يك از كشورهاي طرف كنوانسيون در مواردي كه مظنون به ارتكاب جرم در سرزمين آن كشور به سر مي برد و طبق ماده ۸ به هيچ يك از كشورهاي مندرج در بند ۱ اين ماده مسترد نمي گردد – اقدامات مقتضي براي اعمال صلاحيت خود در مورد آن جرائم معمول خواهد نمود.
۳ – كنوانسيون حاضر به صلاحيت جزايي كه به موجب قانون داخلي اعمال مي گردد خدشه اي وارد نمي‏سازد.
ماده ۴ – كشورهاي طرف كنوانسيون براي جلوگيري از وقوع جرائم مندرج در ماده ۲ منجمله از طرق مشروح زير – همكاري خواهند نمود:
الف – اتخاذ تدابير ممكن در سرزمين خود براي جلوگيري از تهيه مقدمات جرمي كه در نظر است در داخل يا خارج سرزمين او ارتكاب يابد.
ب – مبادله اطلاعات و هماهنگ كردن اقدامات مقتضي اداري و ديگر تدابير براي جلوگيري از ارتكاب اين جرائم.
ماده ۵ – ۱ – كشور طرف كنوانسيون كه يكي از جرائم مندرج در ماده ۲ در سرزمين او واقع شده – هر گاه دلايلي در دست داشته باشد كه مظنون به ارتكاب جرم از سرزمين او گريخته است – كليه دلايل جرم و اطلاعات مربوط به هويت مظنون را به طور مستقيم و يا از طريق دبير كل سازمان ملل متحد به اطلاع ساير كشورهاي ذيربط خواهد رسانيد.
۲ – هر گاه يكي از جرائم مندرج در ماده ۲ عليه شخص مورد حمايت بين‏المللي ارتكاب يابد – هر يك از كشورهاي طرف كنوانسيون كه اطلاعاتي درباره مجني عليه و يا كيفيت حدوث جرم در دست دارد – كوشش خواهد نمود تا اين اطلاعات را با رعايت شرايط مقرر در قانون داخلي خود – هر چه زودتر و به نحو كامل در اختيار كشوري كه مجني عليه به نام آن كشور انجام وظيفه مي نموده است قرار دهد.
ماده ۶ – ۱ – كشور طرف كنوانسيون كه مظنون به ارتكاب جرم در سرزمين او به سر مي برد در صورتي كه اوضاع و احوال را مقتضي تشخيص دهد با رعايت قانون داخلي خود اقدامات لازم را جهت مراقبت مظنون به منظور تعقيب و يا استرداد او معمول خواهد نمود.
اقدامات مذكور فوق بي درنگ به طور مستقيم و يا از طريق دبير كل سازمان ملل به مقامات مشروح ذيل ابلاغ خواهد گرديد:
الف – كشوري كه جرم در قلمرو او واقع شده است.
ب – كشور يا كشورهايي كه مظنون به ارتكاب جرم تابعيت آن را دارد و يا در صورتي كه فاقد تابعيت باشد به كشوري كه به طور دائم در سرزمين آن مقيم است.
ج – به كشور يا كشورهايي كه شخص مورد حمايت بين‏المللي تابعيت آن را دارد و يا به نام آن انجام وظيفه مي كرده است.
د – به ساير كشورهاي ذينفع.
ه‍ – به سازمان بين‏المللي كه شخص مورد حمايت بين‏المللي كارمند يا مامور آن مي باشد.۲ – اشخاصي كه مشمول تدابير مندرج در بند ۱ اين ماده واقع شوند – حق دارند:
الف – بدون تاخير با نزديكترين نماينده صالح كشور متبوع خود يا كشوري كه به نحو ديگر حافظ منافع او است و يا در صورت فاقد بودن تابعيت – به نماينده كشوري كه حسب تقاضاي مظنون حاضر شود حقوق او را حمايت كند – تماس حاصل نمايد.
ب – از طرف نماينده كشور مذكور ملاقات شود.
ماده ۷ – كشور طرف كنوانسيون – كه مظنون به ارتكاب جرم در سرزمين او به سر مي برد – در صورت عدم استرداد او – موضوع را بدون استثنا و بدون تاخير موجه براي تعقيب طبق قوانين داخلي خود – به مقامات ذيصلاحيت ارجاع خواهد نمود.
ماده ۸ – ۱ – جرائم مندرج در ماده ۲ كه در معاهدات استرداد بين كشورهاي طرف كنوانسيون در فهرست جرائم قابل استرداد ذكر نشده باشند – ذكر شده تلقي خواهند گرديد. كشورهاي طرف كنوانسيون متعهد مي شوند در معاهدات استردادي كه در آينده منعقد مي نمايند اين جرائم را در زمره جرائم قابل استرداد محسوب كنند.
۲ – هرگاه يكي از كشورهاي طرف كنوانسيون – كه استرداد را مشروط به وجود معاهده استرداد مي داند – در خواستي براي استرداد از دولت ديگري كه طرف كنوانسيون مي باشد و با او معاهده استرداد ندارد دريافت نمايد – مي تواند در صورت تصميم به استرداد كنوانسيون حاضر را مبناي حقوقي استرداد در مورد اين جرائم تلقي نمايد. استرداد تابع مقررات آيين دادرسي و ساير شرايط قانون كشور متقاضي عنه خواهد بود.
۳ – كشورهاي طرف كنوانسيون كه استرداد را مشروط به وجود معاهده استرداد نمي كنند اين جرائم را جزو جرائم قابل استرداد بين خود محسوب خواهند داشت كه تابع مقررات آيين دادرسي و ساير شرايط قانون كشور متقاضي عنه خواهد بود.
۴ – اين جرائم از لحاظ استرداد بين كشورهاي طرف كنوانسيون مانند آن تلقي مي گردند كه نه تنها در محل ارتكاب وقوع يافته – بلكه در سرزمين كشورهايي كه بر طبق بند ۱ ماده ۳ ملزم به اعمال صلاحيت خود مي باشند – نيز واقع شده اند.
ماده ۹ – هر شخصي كه به استناد ماده ۲ كنوانسيون حاضر، تحت تعقيب قرار گيرد در كليه مراحل رسيدگي و تعقيب از رفتار منصفانه برخوردار خواهد شد.
ماده ۱۰ – ۱ – كشورهاي طرف كنوانسيون در كليه مراحل تعقيب كيفري جرائم مندرج در ماده ۲ حداكثر تعاون قضايي را از جمله ارائه كليه دلائل مثبته كه در اختيار دارند – نسبت به يكديگر مرعي خواهند داشت.
۲ – مقررات بند ۱ ماده حاضر به مفاد معاهدات تعاون قضايي ديگر خللي وارد نخواهد آورد.
ماده ۱۱ – كشوري كه مظنون به ارتكاب جرم در سرزمين او تحت تعقيب است نتيجه قطعي تعقيب را به اطلاع دبير كل سازمان ملل متحد خواهد رسانيد و دبير كل مراتب را به ساير كشورهاي طرف كنوانسيون اطلاع خواهد داد. 
ماده ۱۲ – مقررات كنوانسيون حاضر به اجراي معاهدات مربوط به پناهندگي كه هنگام پذيرفته شدن كنوانسيون حاضر لازم الاجرا بوده در مورد كشور طرف معاهده خللي وارد نخواهد آورد. ليكن كشور طرف كنوانسيون حاضر نمي تواند در قبال كشور ديگري كه طرف اين كنوانسيون بوده ولي طرف معاهدات مزبور نباشد – به آن معاهدات استناد كند.
ماده ۱۳ – ۱ – اختلافات بين دو يا چند كشور طرف كنوانسيون – ناشي از تفسير و يا اجراي كنوانسيون حاضر – كه از طريق انجام مذاكرات حل و فصل نگردد – حسب تقاضاي يكي از آنها به داوري ارجاع خواهد شد. هر گاه شش ماه پس از تاريخ تقاضاي ارجاع به داوري طرفها نسبت به ترتيب داوري توافق ننمايند – هر يك از طرفهاي مذكور مي تواند با رعايت اساسنامه ديوان بين‏المللي دادگستري اختلاف را به ديوان ارجاع نمايد.
۲ – هر يك از كشورهاي طرف كنوانسيون مي تواند – هنگام امضا و يا تصويب كنوانسيون حاضر و يا الحاق به آن – اعلام دارد كه خود را از بابت مقررات بند ۱ اين ماده متعهد نمي داند. ساير كشورهاي طرف كنوانسيون در قبال كشور طرف كنوانسيون كه چنين قيدي كرده باشد نسبت به بند ۱ اين ماده متعهد نخواهند بود.
۳ – هر كشور طرف كنوانسيون كه طبق بند ۲ اين ماده قيد كرده باشد مي تواند در هر زمان آن قيد را از طريق اعلام به دبير كل سازمان ملل متحد – مسترد نمايد.
ماده ۱۴ – كنوانسيون حاضر براي امضا كليه كشورها تا تاريخ ۳۱ دسامبر ۱۹۷۴ در مقر سازمان ملل متحد در نيويورك مفتوح خواهد بود.
ماده ۱۵ – اين كنوانسيون به تصويب مقامات قانونگذاري خواهد رسيد و اسناد تصويب به دبير كل سازمان ملل متحد سپرده خواهد شد.
ماده ۱۶ – كنوانسيون حاضر براي الحاق كليه كشورها مفتوح خواهد بود و اسناد الحاق به دبير كل سازمان ملل متحد سپرده خواهد شد.
ماده ۱۷ – ۱ – اين كنوانسيون سي روز پس از سپرده شدن بيست و دومين سند تصويب و يا الحاق به دبير كل سازمان ملل متحد – به مورد اجرا در خواهد آمد.
۲ – كنوانسيون حاضر نسبت به كشوري كه بعد از سپرده شدن بيست و دومين سند تصويب و يا الحاق به كنوانسيون ملحق گردد – سي روز پس از تاريخ سند تصويب يا الحاق خود لازم الاجرا خواهد گرديد.
ماده ۱۸ – ۱ – هر كشور طرف كنوانسيون – مي تواند از طريق ارسال اعلاميه كتبي به دبير كل سازمان ملل متحد كنوانسيون حاضر را فسخ نمايد.
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

۱ـ اعطاءکننده نمایندگی نماینده را (که قبول سمت نموده) به سمت نماینده تجارتی خود به منظور توسعه فروش کالاهای مندرج در بند ۱ از ضمیمه ۱ (که منبعد کالا نامیده می شود) در منطقه ای که در بند ۲ از ضمیمه ۱ تعریف شده است (که منبعد منطقه نامیده می شود) منصوب می نماید.
۲ـ ۱ـ هرگاه اعطاءکننده نمایندگی تصمیم به فروش کالاهای دیگری در منطقه بگیرد، باید مراتب را به نماینده اطلاع دهد تا امکان ضمیمه شدن کالاهای مذکور به کالاهایی که موجب بند ۱ـ ۱ (ضمیمه ) مشخص شده اند مورد بحث قرار گیرد. به هر حال تعهد فوق الذکر دایر بر اطلاع به نماینده در صورتی که مشخصات کالاهای جدید به گونه ای باشد که نماینده تخصص لازم جهت ارائه کالاهای مذکور را نداشته باشد(بطور مثال کالاهایی از نوع کاملاً متفاوت)، لازم الاجرا نخواهد بود.
ماده ۲ـ حسن نیت و رفتار عادلانه
۱ـ۲ـ طرفین در اجرای تعهدات خویش به موجب این موافقتنامه بر مبنای حسن نیت و رفتار عادلانه عمل خواهند نمود.
۲ـ۲ـ مقررات این موافقتنامه و نیز هر گونه اظهاری که توسط طرفین در ارتباط با این روابط نمایندگی به عمل آید بر مبنای حسن نیت تفسیر گردد.
ماده ۳ـ وظایف نماینده
۱ـ۳ـ نماینده موافقت می نماید که بهترین سعی خود را جهت توسعه فروش کالاها در منطقه طبق دستور العمل های منطقی اعطاءکننده نمایندگی به کار گرفته و با جدیت یک تاجر مسئول منافع اعطاء کننده نمایندگی را مورد حمایت قرار دهد.
۲ـ۳ـ نماینده نباید سفارشات خارج از منطقه را بپذیرد مگر آنکه اعطاء کننده نمایندگی اجازه آن را داده باشد. هر گاه نماینده با مشتری داخل در منطقه مذاکره نموده که نتیجه آن انعقاد قرار داد فروش با مشتریان خارج از منطقه باشد ماده ۲ـ۱۵ اعمال خواهد شد.
۳ـ۳ـ به جز در مواردی که مشخصاً توافق شده باشد، نماینده مجاز نیست که از طرف اعطاء کننده نمایندگی قرارداد منعقد یا اینکه به هر نحوی وی را در قبال اشخاص ثالث متعهد نماید.
او صرفاً سفارشاتی از مشتریان برای اعطاءکننده نمایندگی جلب می نماید که نامبرده (به جزء در مورد ماده ۲ـ۴ـ ذیل) مختار در رد یا قبول آنها می باشد.
۴ـ۳ـ نماینده باید در مذاکره با مشتریان، کالاها را دقیقاً طبق مفاد و شرایط قرارداد فروش که توسط اعطاءکننده نمایندگی به وی ابلاغ گردیده، عرضه نماید.
۵ـ۳ـ نماینده نمی تواند بدون داشتن مجوز قبلی کتبی از اعطاء کننده نمایندگی وجوهی را از طرف نامبرده دریافت نماید. در صورتی که نماینده برای انجام این امر اختیار داشته باشد، باید آنها را در اسرع وقت برای اعطاء کننده نمایندگی حواله کند و تا آن زمان آنها را بطور جداگانه از طرف اعطاء کننده نمایندگی به ودیعه بگذارد.

ماده ۴ـ قبولی سفارشات توسط اعطاء کننده نمایندگی
۱ـ۴ـ اعطاء کننده نمایندگی باید بدون تاخیر نماینده را از رد یا قبولی خود در مورد سفارشاتی که توسط نامبرده به وی ارائه شده مطلع نماید. اعطاءکننده نمایندگی می تواند بنابر صلاحدید خود هر یک از سفارشات را که توسط نماینده به وی ارائه شده قبول یا رد نماید.
۲ـ۴ـ به هر حال اعطاء کننده نمایندگی نمی تواند سفارشات ارائه شده توسط نماینده را بطور غیر منطقی رد نماید. بخصوص رد مکرر سفارشات بر خلاف حسن نیت ( مثلاً اگر فقط به منظور خدشه دار نمودن فعالیت نماینده صورت گیرد.) به عنوان نقض قرارداد توسط اعطاءکننده نمایندگی تلقی خواهد شد.

ماده ۵ـ تعهد عدم رقابت
۱ـ۵ـ نماینده نباید بدون داشتن مجوز قبلی کتبی از اعطاءکننده نمایندگی در تمام مدت این قرارداد اقدام به ساخت، توزیع یا قبول نمایندگی کالاهایی را بنماید که با کالاهای (موضوع این قرارداد) رقابت داشته باشد.
۲ـ۵ـ نماینده می تواند در مورد هر گونه کالایی که رقیب کالاهای (موضوع این قرارداد) نیستند قبول نمایندگی نموده یا اقدام به ساخت یا توزیع آنها بنماید، به شرط آنکه قبلاً اعطاءکننده نمایندگی را از فعالیت خود در این زمینه مطلع نموده باشد.به هر حال تعهد مذکور مبنی بر اطلاع به اعطاءکننده نمایندگی لازم الاجرا نخواهد بود در صورتی که مشخصات کالاهایی که نمایندگی آنها را قبول نموده است و زمینه فعالیت اعطاءکننده نمایندگی که نماینده تمایل دارد از طرف او عمل نماید به گونه ای باشد که احتمال اینکه منافع اعطاءکننده نمایندگی تحت تأثیر قرار گیرد غیر منطقی باشد.
۳ـ۵ـ نماینده باید در صورت تقاضای اعطاءکننده نمایندگی از قبول نمایندگی یا توزیع کالاهای غیر رقیب سازنده ای که رقیب اعطاءکننده نمایندگی می باشد خودداری نماید، مشروط بر اینکه تقاضای نامبرده به اوضاع و احوال قضیه منطقی باشد.
۴ـ۵ـ نماینده اعلام می دارد در تاریخی که این قرارداد به امضاء می رسد نسبت به عرضه (و یا توزیع یا ساخت بطور مستقیم یا غیر مستقیم) کالاهای مندرج در ضمیمه شماره دو اقدام نماید.

ماده ۶ـ سازماندهی فروش، تبلیغات و نمایشگاهها
۱ـ۶ـ نماینده باید سازمان مناسبی را برای فروش و در صورت اقتضاء برای خدمات پس از فروش با کلیه امکانات و کارکنان لازم فراهم آورد تا اجرای تعهدات خود به موجب این قرارداد را در سراسر منطقه تضمین نماید.
۲ـ۶ـ طرفین می توانند در مورد انجام تبلیغات در منطقه بطور مشترک توافق نمایند.
محتویات هر نوع تبلیغ باید به تایید اعطاءکننده نمایندگی رسیده باشد. هزینه تبلیغاتی که توسط نماینده انجام می شود باید طبق بند یک ضمیمه شماره یک بین طرفین تقسیم گردد.
۳ـ۶ـ طرفین در مورد شرکت خود در نمایشگاهای داخل در منطقه توافق خواهند نمود، هزینه شرکت نماینده در چنین نمایشگاههایی باید طبق بند یک ضمیمه شماره ۳ بین طرفین تقسیم گردد.

ماده ۷ـ میزان فروش ـ تضمین حداقل میزان تضمین شده
۱ـ۷ـ طرفین می توانند بطور سالیانه در مورد میزان فروش سال بعد توافق نمایند.
۲ـ۷ـ طرفین بهترین سعی خود را برای رسیدن به میزان فروش مورد توافق به عمل خواهند آورد، اما عدم وصول(به میزان مذکور) به معنای نقض قرارداد توسط یک طرف نخواهد بود مگر آنکه طرف مذکور بطور واضح مقصر باشد.
۳ـ۷ـ در ضمیمه شماره ۵طرفین می توانند در مورد حداقل میزان فروش مورد تضمین و در مورد نتایج عدم وصول به آن توافق نمایند.

ماده ۸ ـ نماینده های دست دوم
الف ـ نماینده می تواند نماینده های دست دوم را بکار مشغول دارد به شرط آنکه حداقل از یک ماه قبل اعطاءکننده نمایندگی را در جریان اشتغال مذکور قرار دهد. نماینده مسئولیت فعالیت های نماینده های دست دوم خود را به عهده خواهد داشت.
ب ـ نماینده باید بدون توسل به نماینده های دست دوم فعالیت های خود را انجام دهد.

ماده ۹ـ آگاه داشتن اعطاءکننده نمایندگی
۱ـ۹ـ نماینده باید سعی کافی در آگاه نگاه داشتن اعطاء کننده نمایندگی در مورد فعالیت های خود، شرایط بازار و میزان رقابت در داخل منطقه بنماید. او باید به هر گونه تقاضای منطقی اعطاءکننده نمایندگی جهت دریافت اطلاعات پاسخگو باشد.
۲ـ۹ـ نماینده باید سعی کافی جهت مطلع نگاه داشتن اعطاءکننده نمایندگی در این موارد بنماید، قوانین و مقرراتی که در منطقه اجرا می شود و کالاها باید با آنها مطابقت نماید(به عنوان مثال، مقررات واردات، برچسب زدن، مشخصات فنی، مقررات ایمنی و غیره) و قوانین و مقررات مربوط به فعالیت هایش تا جایی که به اعطاءکننده نمایندگی مربوط می شود.

ماده ۱۰ـ مسئولیت مالی
۱ـ۱۰ـ نماینده باید از ملائت(توانایی پرداخت بدهی) مشتریانی که سفارشات آنها را به اعطاءکننده نمایندگی انتقال می دهد اطمینان حاصل نماید. او نباید سفارشات مشتریانی را که می داند و یا باید بداند که در وضعیت بحرانی از نظر مالی بسر می برند به اعطاءکننده نمایندگی انتقال دهد، بدون آنکه قبلاً اعطاءکننده نمایندگی را در جریان امر قرار داده باشد.
۲ـ۱۰ـ نماینده فقط در صورتی به عنوان نماینده تضمین کننده مشتری در پرداخت بدهی عمل می نماید که طرفین صریحاً در مورد آن و میزان آن توافق نموده باشند. در این صورت طرفین باید ضمیمه شماره ۴ را تکمیل و امضاء نمایند.

ماده ۱۱ـ علائم تجارتی و سایر علائم اعطاءکننده نمایندگی
۱ـ۱۱ـ نماینده از علائم تجارتی، اسامی تجارتی یا هر نوع علائم دیگر اعطاءکننده نمایندگی استفاده خواهد نمود، اما فقط به منظور شناساندن و تبلیغات در مورد کالاها در محدوده این قرارداد و صرفاً در جهت منافع اعطاءکننده نمایندگی.
۲ـ۱۱ـ نماینده بدینوسیله موافقت می نماید که اقدام به ثبت هیچیک از علائم تجارتی، اسامی تجارتی یا علائم اعطاءکننده نمایندگی (یا آنهائیکه می توانند به علت شباهت با علائم اعطاءکننده نمایندگی اشتباه برانگیز باشند) در منطقه یا جای دیگر ننموده و نخواهد نمود.
۳ـ۱۱ـ حق استفاده از علائم تجارتی، اسامی تجارتی یا علائم دیگر که به موجب بند اول این ماده پیش بینی شده به محض انقضاء یا خاتمه قرار داد حاضر به هر دلیلی که باشد برای نماینده لغو خواهد شد.
۴ـ۱۱ـ نماینده باید در صورت اطلاع، اعطاءکننده نمایندگی را از هر گونه تجاوز نسبت به علایم تجارتی یا سایر علائم او آگاه نماید.

ماده ۱۲ـ شکایات مشتریان
نماینده باید اعطاءکننده نمایندگی را بلافاصله از هر گونه شکایت و یا اظهار عقیده ای که از مشتریان در مورد کالاها دریافت می نماید آگاه نماید. طرفین قرارداد باید با چنین شکایاتی صحیحاً برخورد نمایند. هیچ نوع اختیاری جهت متعهد نمودن اعطاءکننده نمایندگی به هر صورتی که باشد ندارد مگر آنکه مجوز کتبی خاصی در این زمینه دریافت نموده باشد.
ماده ۱۳ ـ انحصار
۱ـ۱۳ـ اعطاءکننده نمایندگی نباید در طول عمر این قرارداد حق عرضه یا فروش کالاها را به شخص دیگری در داخل منطقه اعطاء یا تعهدی بنماید.
۲ـ۱۳ـ اما به هر حال اعطاءکننده نمایندگی می تواند مستقیماً بدون دخالت نماینده با مشتریانی که در منطقه هستند معامله نماید (به شرط آنکه نماینده را از این امر مطلع سازد) از هر فروشی که بدین ترتیب انجام می شود نماینده محق به دریافت کارمزد آن به موجب این قرارداد خواهد بود.
۳ـ۱۳ـ اعطاءکننده نمایندگی می تواند با مشتریان خاص، مندرج در بند ۲ ضمیمه شماره ۶ معامله نماید. در ارتباط با فروش به این مشتریان، نماینده محق به دریافت کارمزد کاهش دریافت که در بند ۲ ضمیمه شماره ۶ پیش بینی شده خواهد بود در صورتی که بند ۲ ضمیمه شماره ۶ (مشتریان خاص کارمزد کاهش یافته) توسط طرفین تکمیل نشده باشد، پاراگراف۳ـ۱۳ـ اعمال نخواهد شد.

ماده ۱۴ـ آگاه نگاه داشتن نماینده
۱ـ۱۴ـ اعطاءکننده نمایندگی باید کلیه اطلاعات کتبی لازم را در ارتباط با کالاها (مانند لیست قیمت ها، بروشورها و غیره) و نیز کلیه اطلاعاتی را که جهت انجام تعهدات قراردادی نماینده به موجب این قرارداد مورد نیاز می باشد در اختیار وی قراردهد.
۲ـ۱۴ـ به علاوه او باید بدون تاخیر غیر موجه نماینده را از رد یا قبولی و یا عدم اجرای هر معامله ای که توسط نماینده به وی منتقل است، آگاه نماید.
۳ـ۱۴ـ اعطاءکننده نمایندگی باید نماینده را در مورد هر گونه مکاتبات مربوطه با مشتریان داخل در منطقه آگاه کند.
۴ـ۱۴ـ در صورتی که اعطاءکننده احتمال بدهد که ظرفیت تولید او به طور عمده پایین تر از حدی خواهد بود که معمولاً مورد انتظار نماینده است، ظرف مدت معقولی نماینده را آگاه خواهد نمود.

ماده ۱۵ـ کارمزد نماینده
۱ـ۱۵ـ نماینده مستحق دریافت کارمزد پیش بینی شده در بند ۱ ضمیمه شماره ۴ برای فروش کلیه کالاها به مشتریانی که در طول مدت این قرارداد در منطقه ایجاد شده اند می باشد.
۲ـ۱۵ـ در صورتی که نماینده در معامله با مشتریان واقع در منطقه سفارشاتی را بگیرد که منجر به انعقاد قرارداد فروش با مشتریانی در خارج از منطقه گردد و چنانچه اعطاءکننده نمایندگی سفارشات مذکور را قبول نماید نماینده محق به دریافت کارمزد کاهش یافته می باشد که مبلغ آن مورد به مورد تعیین خواهد شد. به همین چنانچه نماینده دیگری سفارشاتی از مشتریان خارج از منطقه بگیرد که منجر به قرارداد فروش با مشتریان داخل منطقه گردد کارمزد نماینده کاهش خواهد یافت.
۳ـ۱۵ـ هرگاه در صورت اقتضا به مشتری امتیازاتی مطلوب تر از شرایط استاندارد اعطاءکننده نمایندگی داده شود طرفین می توانند از قبل در مورد کارمزد کاهش یافته مربوطه توافق کنند. در صورتی که طرفین بند ۳ ضمیمه شماره ۴ راتکمیل نموده باشند ارقام مندرج در آن در موارد مربوطه اعمال خواهد شد.
۴ـ۱۵ـ مگر در صورت توافق کتبی به نحو دیگر، کارمزد در برگیرنده هر گونه هزینه انجام شده توسط نماینده در جهت اجرای تعهدات خود به موجب این قرارداد می باشد(از قبیل هزینه های تلفن ، تلکس ، دفتر، مسافرت وغیره).

ماده ۱۶ ـ روش محاسبه کارمزد و پرداخت آن
۱ـ ۱۶ـ محاسبه کارمزد بر مبنای مبلغ خالص صورت حسابها یعنی بر مبنای قیمت واقعی فروش (منهای هر گونه تخفیف به استثنای تخفیف های نقدی) خواهد بود، بدون هر گونه هزینه های اضافی (مانند: هزینه های بسته بندی ، حمل و نقل، بیمه) و بدون هر نوع عوارض یا مالیات ها (شامل مالیات بر ارزش افزوده) از هر نوع، مشروط بر آنکه اینگونه هزینه های اضافی، عوارض و مالیات ها به طور جداگانه در صورت حساب قید شده باشد.
۲ـ۱۶ـ نماینده وقتی محق به دریافت کارمزد می گردد که مبلغ صورت حساب به طور کامل توسط مشتری پرداخت شده باشد. در صورتی که روش پرداخت طبق قرارداد به صورت اقساطی باشد، نماینده محق به دریافت نسبت سهم خود از مبلغ پیش پرداخت می باشد. در صورتی که اعطاءکننده نمایندگی توسط مشتریان خود را قبال ریسک عدم پرداخت بیمه شده باشد طرفین می توانند با تکمیل بند ۱ـ۴ـ ضمیمه ۶ توافق نمایند که کارمزد از مبلغی که توسط اعطاءکننده نمایندگی از بیمه گر اخذ گردیده پرداخت شود.
۳ـ۱۶ـ اعطاءکننده نمایندگی باید صورت وضعیت های سه ماهه کارمزدهای مورد استحقاق را جهت نماینده تهیه و کلیه معاملاتی که کارمزد آنها پرداخت می باشد را تنظیم نماید. کارمزد نباید دیرتر از آخرین روز ماه بعد از سه ماهه مربوطه پرداخت شود.
۴ـ۱۶ـ نماینده حق دسترسی به کلیه اطلاعات را دارد به خصوص استخراج اطلاعات از دفاتر اعطاءکننده نمایندگی به منظور رسیدگی به مبالغی که بابت کارمزد استحقاق دارد، اعطاءکننده نمایندگی باید به حسابدار مستقلی که بدین منظور از طرف نماینده تعیین می شود اجازه دهد تا دفاتر وی را به منظور رسیدگی پرداخت مربوط به محاسبه کارمزد نماینده بررسی نماید، هزینه این رسیدگی به عهده نماینده خواهد بود.
۵ـ۱۶ـ چنانچه هر گونه مجوز دولتی جهت انتقال کارمزد (یا هر مبلغ دیگری که نماینده محق به دریافت آن است) به خارج لازم باشد (مثلاً به دلایل وجود مقررات کنترل ارز در کشور اعطاءکننده نمایندگی )، در این صورت پرداخت مبلغ مذکور پس از اخذ مجوز صورت خواهد گرفت. اعطاءکننده نمایندگی باید کلیه اقدامات لازم را جهت اخذ مجوز فوق الذکر به عمل آورد.
۶ـ۱۶ـ به جز در صورت توافق به نحو دیگر، محاسبه کارمزد به ارزی خواهد بود که قرارداد فروش به آن ارز بوده و کارمزد به آن تعلق گرفته است.
۷ـ۱۶ـ هر نوع مالیاتی که به کارمزد نماینده در داخل منطقه تعلق گیرد به عهده نماینده خواهد بود.
 
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حقوق مديريت ثبت اختراع به عنوان يكي از شاخه هاي اصلي حقوق مالكيت معنوي (مالكيت فكري ) از موضوعات اساسي كنوانسيون پاريس در حمايت از مالكيت صنعتي است ۰ بخش اول اين مقاله در فصلنامه شماره ۱۲ ديدگاههاي حقوقي از نظر گراميتان گذشت ۰ مقاله حاضر نيز بر مبناي گزارشي تهيه شده كه در كنفرانس جولاي ۱۹۹۶ كشورهاي آسيا و اقيانوسيه توسط آقاي هانزباردل (ethedraB znieH) وكيل ثبت اختراعات آلمان در سريلانا- كلمبو ارائه گرديد 
ملاحظات اساسي 
اجازه دهيد با چند اظهار اساسي شروع كنيم : 
۱) از حق اختراع همواره وكرارا” بعنوان يك حق انحصارري ياد ميشود۰ آنطوريكه ما از حق انحصاري درك مي كنيم انحصار عبارت از يك قاعده يا آئين نامه باز است كه بويله آن فقط به دارنده يا صاحب حق انحصاري به بخش خاصي از بازار اجازه ورود داده مي شود۰ مثالي كه مي توان در اين مورد ذكر كرد عبارت از تجارت انحصاري تنباكو و كالاهاي ذيربط آن مثل سيگارت است ۰ مثال ديگر انحصاري كشوري (ملي ) مخابرات از راه دوراست . 
برخلاف اين موارد، حق ثبت اختراع عبارت از حق مالكيتي در زمينه يك خلاقيت تكنيكي ، يعني اختراع است ۰ مالكيت در چهارچوب اصل وسعت نظر نظم و حقوق نقش تعيين كننده اي را ايفاء مي كند۰ هيچ فرد منطقي ومعقولي منكر اين امر نخواهد بود كه نقاش يك تصوير بعنوان يك اثر يا قطعه هنري مالك تصويري خواهد بود كه با رنج و تلاش آنرا خلق نموده است . 
۲) همين اصل بايستي در مورد يك اختراع تكنيكي هم كه معمولا” در جهت خلق آن تلاش و كوشش قابل توجهي ضشروري است مورد استناد و كاربرد واقع شود۰ يك سرمايه گذاري متناسب نيز بايستي در چنين تلاش و كوشش جلوگر باشد پيشرفتهاو تحولات تكنيكي مستلزم وجود مهندسين آزمايشگاهها و غيره است كه بايستي براي فراهم نمودن اينها سرمايه گذاري نمودو پول پرداخت كرد۰ اگر مخترعي بتواند راز اختراع خود را حفظ نمايد در اينصورت ممكن است تا حدودي مال يا ملك خود را حفظ و تامين نمايد۰ اما اگر مخترع قصد دارد كه اختراع خود را به بازار عرضه نموده واز اين طريق در خدمت مصرف كننده باشد، بدون داشتن حمايت ثبت اختراع اين خطر او را تهديد مي كند كه اختراع او به جهت جذابيت آن فورا” كپي و تقليد خواهد شد۰ معمولا” كپي كننده يا فرد تقليدگر در وضعيتي است كه مي تواند موضوع اختراع را ارزانتر از مخترعي توليد كند كه اين مخترع مجبور است قيمت محصول خود را با محاسبه هزينه هاي تحول تكنيكي و فن آوردي يا به عبارت ديگر، با احتساب سرمايه گذاريهاي ذيربط خود بسدت آورد۰ بالعكس ، تقليد كننده به هيچ وجه بارچنين هزينه هائي را بدوش نمي شكد. 

۳) تجربه به ما نشان ميدهد كه در يك كشور صنعتي بدون داشتن حمايت حقوق ثبت اختراع تمام شركتهاوموسسات پيشتاز تجاري كه بطور قابل توجهي در تحولات تكنيكي جديد سرمايه گذاري مي كنندخيلي زورد نابود و مضمحل مي شوند، حداقل در رابطه با مركزيت تحول و پيرفتشان ، زيرا آنها نمي توانند با موسسات تقليدگر يا كپي كننده رقابت كنند۰ نتيجه فقدان حمايت حقوق ثبت اختراع اين است كه موسسه تجاري مراقب رقباي خود است كه ببيند تا چه حدودي ودر چه زمينه اي آنها محصولات جذاب جديد خلق مي كنند تا اينكه دراسرع وقت ممكن آنها را كپي كند۰ پيامد يا نتيجه منطقي اين كارعبارت از اينست كه تحقيق تكنيكي بدون حمايت حقوق ثبت اختراع مي ميرد و از بين مي رود۰ براي اين تحول مثال روشني وجود دارد: كشورهائي كه فاقد حمايت از مواد داروئي هستند صنعتي ندارند كه به اتكاي خود محصولات داروئي پيشرفته يا تحول گران قيمت است و بايد متعاقبا” بوسيله قيمت محصولات بازگردند. 
در اين قبيل كشورها ما غالبا” فقط كپي كننده ها يا تقليد گراني را داريم كه معمولا” بدترين نوع محصولات را عرضه مي كنند. 
۴) اساسا” حمايت از حقوق ثبت اختراع عبارتست از حمايت از سرمايه گذاري لازم براي ساخت يا خلق اختراعات ، اين سرمايه گذاريها بي فايده و عبث خواهد بود اگر نتوان رقبا را ازكپي كردن محصولات اختراعي جديد جلوگيري كرد۰ وضعيت كشاورزي را در نظر بگيريد كه در بها رسيب زميني هاي خودرا مي كار تا اينكه در پائيز آنها را برداشت كند۰ كاشت سي زميني سرمايه گذاري اوست كه با مالكيت او روي زمين و سيب زميني هاي سبز شده حمايت مي شود۰ اين امر باور نكردني است كه تصور كنيم هر كس مجاز به برداشت سيب زميني از اين زمين مزروعي خواهد بود. 

ممكن است اظهار شود كه اين ملاحظات خيلي ساده هستند۰ اما نمونه هاي متعددي از اشتباه بين يك حق ثبت اختراع با يك حق انحصاري وجود دارند و اين قضيه مشهوري است كه حق انحصاري مفهوم يا دلالت ضمني بدي دارد۰ اين است دليل آنكه چرا اين اصول در آغاز بررسي وملاخظات مد نظر قرار داده شده است ۰ اكنون با ذكر اين مدقمه موقعيت يك شكرو در حال توسعه را بررسي مي نمائيم 
موقعيت يك كشور در حال توسعه : 
آيا اين اصول در رابطه با يك كشور در حال توسعه اي كه هنوز صنعتي همراه با تحقيق و توسعه ارائه نداده است نيز معتبر است ؟ به اعتقاد ما، در هر مورد صنعتي كردن يا به عبارت ديگر، ايجاد مشاغل و فراهم آوردن سزح زندگي بالاتر بطور قاطع و موثر بستگي به سرمايه گذاري توسط شركتها وموسسات تجاري – صنعتي پيشتازدارد۰ كشورهاي در حال توسعه انگيزه يا موجبات نيروي كار ارزانتر را در قبال آنچه كه در دسترس كشورهاي صنعتي است به اين كشورها(به كشورهاي صنعتي ) فراهم مي آورند۰ اين امر يكي از دلايل استقبال و روي آوري موسسات پيشتاز تجاري به ايجاد شعباتي از كارخانجات خود در كشورهاي در حال توسعه است تا كارفرآيند توليد را كه در كشروهاي صنعتي بسيار گران است به انجام برسانند۰ مثال بارز در اين خصوص صنعت الكترونيك است ۰ قطعات راديو وتلويزيون اغلب در كشورهاي در حال توسعه ساخته مي شوند۰ معمولا” اين قبيل محصولات در كشور مبداء(وطن ) موسسه پيشتاز تجاري در تحت حمايت ثبت اختراع قرار مي گيرند ايجاد شعبات كارخانجات اين امكان رافراهم مي سازد كه دانش فني مناسب و مرابتط وارد كشور در حال توسعه بشود كه بدينوسيله كاركنان ومهندسين اين قبيل كشورهاكاملا” دروضعيتي قرار گيرند كه توليد چنين محصولاتي را به عهده گرفته و انجام دهند۰ اين امر قابل درك است كه يك موسسه پيشتاز ثبت اختراع (esirpretnE tnetaP) كه محوصلات خود را در كشور در حال توسعه به توليد مس رساند علاقمند است كه اين محصولات بلافاصله در همان كشور توسط ساير موسسات پيشتاز تجاري تقليد نو كپي برداري نشود كه البته اين امر معمولا” مشكل آفرين نمي باشد زيرا كه دانش فني كار وارد كشور مربوط گرديده است ۰ مضافا” بر اينكه ، طبيعي است موسسه پيشتاز تجاري ، در انتظار است محصولات ذيربط يا به سمت آن موسسه بارگيري و ارسال شود و يا به سمت مشتريان آنها. 
در اين رابطه گزارش يك مثال يا نمونه عملي خالي از فايده نيست : 
يكي از موكلين آلماني آقاي هانز باردل كه توليد كننده ماشينهاي توليد كفش ميباشد توليد نوع خاصي از اين قبيل ماشينها را به يكي از كشورهاي بلوك شرق سابق انتقال داده بود۰ كمپاني شريك در كشور ذيربط نقشه ها، ترسيمات و مشخصه هاي مورد نيازجهت انتقال دانش را تحصيل كرده بود۰ در بدو امر همكاري با كمپاني شريك بخوبي پيش مي رفت تا اينكه موكل آلماني وي مطلع شد كه همين ماشينهائي كه مي بايست منحصرا” به موكل او ارسال مي شد در تعداد ديگري از كشورها نيز ظاهر گرديده است ۰ كمپاني شريك با نقض قرارداد مربوطه معلومات و دانش فني نوع خاص اين ماشين را جهت ساخت اين ماشينها بمنوظر ارسال به ساير كشورها بر مبناي قيمتي كه خودشان تعيين كرده بودند، مورد استفاده قرار داده بود۰ تحقيق و بررسي اين موضوع در آن زمان خيلي دشورا بود زيرا آنطور كه ميدانيد كشورهاي بلوك شرق بسهولت قابل دسترسي نبودند۰ علي ايحال ماشين ذيربط در كشور كمپاني شريك از طريق حق ثبت اختراع حمايت نشد زيرا به جهت مشكلات زماني (محدوديت زماني )اين امر ممكن نبود۰ نتيجه اين رويدادها قطع فوري همكاري بود كه براي مدت زماني بسيار ثمربخش و مفيد واقع شد۰ اگر حمايت از حقوق ثبت اختراع در رابطه با ماشين مورد بحث در كشور كمپاني شريك موجود بود اين امكان وجود داشت كه از توليد مستقل جلوگيري بعمل آيد و در هر صورت اين امكان ميسر بود كه ادعاي خسارت بشود. 
بنابراين نتيجه گيري كه ميتوان كرد اينست كه وجود حمايت از حقوق ثبت اختراع براي كشورهاي در حال توسعه هم حائز اهميت فراوان است ، زيرا اين امر انگيزه يا محرك خاصي براي موسسات پيشتاز تجاري كشروهاي صنعتي جهت سرمايه گذاري در كشورهاي در حال توسعه نه تنها در رابطه با توليد كالاهاي قراردادي جهت مصارف روزمره بلكه د رجهت توليد محصولات صنعتي پيچيده تر نيز مي باشد. 
مثال بارز صنعيت شدن يك كشور با معرفي يا ورود يك سيستم ثبت اختراع مدرن ، جمهوري خلق چين مي باشد۰ اين كشرو رشد فزاينده صنعت خود را شاهد بوده و تجربه مي كند۰ سرمايه گذاران كشورهاي صنعتي نگران جلوگيري از تقليد و كپي محصولات جديد و جالب توليدي خود د رچين از طريق حقوق حمايت از ثبت اختراع هستند۰ فعاليتهاي سرمايه گذاري قدرتمند موسسات پيشتاز تجاري در حال حاضر براين اساس در چين در حال انجام است ۰ ملاحظات مذكوركلا” ما را به اين نتيجه گيري مي رساند كه حمايت از حقوق ثبت اختراع مدرن ، جمهوري خلق چين مي باشد۰ اين كشرو رشد فزاينده صنعت خودرا شاهد بوده و تجربه مي كند۰ سرمايه گذاران كشروهاي صنعتي نگران جلوگيري از تقليد و كپي محصولات حديد و جالب توليدي خود درچين از طريق حقوق حمايت از ثبت اختراع هستند۰ فعاليتهاي سرمايه گذاري قدرتمند موسسات پيشتاز تجاري در حال حاضر بر اين اساس در چين در حال انجام است ۰ ملاحظات مذكور كلا” ما را به اين نتيجه گيري مي رساند كه حمايت از حقوق ثبت اختراع با تاثيري بين المللي ضروري و لازم است . 
ت،ول و تكامل سيستم ثبت اختراع 
آيا سيستم ثبت اختراع به نحوي خود عمل مي كند كه احتياجي به تحول و تكامل نداشته باشد؟ به نظر ما عكس قضيه صحيح است ۰سيستم بين المللي ثبت اختراع پيچيده و گران است ۰ هزينه هاي فوق العاده سيستم بين المللي ثبت اختراع تحصيل حمايت لازم را خصوصا” در رابطه با موسسات تجاري كوچك و متوسط، خراب و معيوب مي سازد. 
الف ) معاهده همكاري حقوق ثبت اختراعات TCP 
(ytaerT noitarepooC tnetaP) ماوبناواساسي بنام كنوانسيون پاريس (۱۸۸۳ noitnevnoC siraP) در اختيار داريم كه يك سال حق تقدم (raeY ytiroirP) را براي ثبت اختراع در نظر گرفته است ۰ مضاف بر اين ، ما معاهده همكاري حقوق ثبت اختراعات (TCP) را در اختيار داريم كه مخصوصا” توسط صنايع ساير متوسط و كوچك بكار گرفته مي شود۰ TCP دو تاثير اساسي را در بر دارد: 
۱)TCP كثرت و تعدد الزامات يا احتياجاتي كه سابقا” جهت ثبت اظهارنامه اختراع لازم واز كشوري به كشور ديگر متفاوت بود را هماهنگ مي نمايد و اظهارنامه واحدي را كه در سطح همه كشورهاي عضوTCP شناخته شده است جايگزين اين كثرت وتعددالزامات مي نمايد 
۲)TCP زمان بررسي و رسيدگي ثبت اظهارنامه هاي خارجي را تمديد مي نمايد و بدينوسيله هزينه هاي عمده و قابل توجه اظهارنامه ها ي خارجي در كشور مورد نظر را به تعويق مي اندازد يعني بمدت بيست ماه (۲۰ماه ) و يا – در صورت استفاه از فصل دوم – بمدت سي ماه (۳۰ماه ) از تاريخ حق تقدم به تعويق مي اندازد۰ اظهارنامه TCP منتهي به يك ثبت اختراع متحدالشكل در همه كشورهاي تعيين شده نمي گردد گرچه با هر يك از اظهارنامه هاي TCP در هريك ازكشورهاي تعيين شده با روشي معمول رفتار مي شود كه از نظر ملي (داخلي ) بر صدور گواهي ثبت اختراع مقدم مي گردد۰ فصل دوم TCP با بررسي مقدماتي بين المللي كه بايستي كشورهاي عضو TCP را وادار به پذيرش و توصيب نتيجه بررسي مقدماتي بين المللي در كشور خود بنمايد، قدمي در اين جهت است ۰ اما قضيه در عمل اين نيست ۰مخصوصا” كشورهائي كه داراي سيستم بررسي ماهوي هستند، چنين روشي راحتي اگر گزراش بررسي مقدماتي بين المللي وجود داشته باشد، در داخل كشور انجام مي دهند۰ هر كشوري عادات ملي خود را دوست مي دارد وبه آن عشق مي ورزد۰ نتيجه نااميدكننده و حرماني كه مي ماند براي مخترعين و صنعت است كه عبارت از هزينه ها و مخارج عمده و قابل توجه مي باشد۰ در بسياري از كشورها حمايت از حقوق ثبت اختراع جهت بسياري از موسسات تجاري رايگان است . 
ب) كنوانسيون حقو ثبت اختراعات اروپائي – CPE 
(noitnevnoC tnetaP naeporuE) 
تاسيس و ابداع سيستم حقوق ثبت اختراعات كوشش رد جهت كاهش هزينه هاي حمايت از حق ثبت اختراع در اروپاي غربي مي باشد۰هرچند كه تاثير اين كاهش هزينه فقط در رابطه با روش بررسي در تعداد اندكي از كشورهاي اروپائي است كه داراي سيستم بررسي ماهوي ميباشد۰ در رابطه با كشورهائي كه داراي اختراعات ثبت شده هستند تغيير عمده اي بعمل نيامده زيرا عامل اصلي هزينه ، يعني ترجمه ها، دست نخودره و به همان صورت سابق باقي مانده است . 
ج) معاهده حقوق ثبت اختراع TLP 
(ytaerT waL tnetaP) 
سازمان جهاني مالكيت معني (وايپو- opiW) با آماده نمودن پيش نويس معاهده حقوق ثبت اختراع TLP وتجديدنظرآن گام مهمي را برداشته كه هدف آن بخصوص هماهنگ نمودن قوانين ثبت اختراع كشورهاي عضو كنوانسيون پاريس ميباشد۰ پيش نويس معاهده مذكور بطور گستره و وسيع طي هشت كنفارنس كميته كارشناسان كه متشكل از هياتهاي نمانيدگي كشورهاي عضو كنوانسيون پاريس و هياتهاي نمايندگي سازمانها، متقاضيان و وكلاء ميباشد مورد بحث و بررسي واقع شده است ۰ وايپو هموارده در مراحل مختلف تهيه و آماده نمودن موافقت نامه هاي بين المللي به نحو موفقيت آميزي اجازه داده است كه حرف گروههاي ذينفع در خصوص موضوع مالكيت معنوي ،مخصوصا” مخترعين ومتقاضيان ثبت اختراع وهمچنين نمايندگان آنان شنيده شود 
به اين گروها فرصتي كامل داده مي شود تا در جلسات ومجامع وايپو به ارائه نظرات و مواضع خود بپردازند. 
اين معاهده پيش نويس نه تنها در بر دارنده تشريفات وفرمهاي ظاهري است بلكه قانون ثبت اختراع كلي را نيز شامل مي شود. 
پيشنهاد اصلي يا اساسي اين معاهده شامل ۳۹ ماده مي باشد كه از بين اين موادموادي كه به نظر حائز اهميت خاص هستند ذيلا” ذكر مي گردد: 
۱- حداقل الزامات براي تاريخ اظهارنامه (ماده ۸)۰ 
۲- چاپ وانتشار اظهارنامه همراه به گزارش تحقيق (سرچ ) بعداز ۱۸ ماه (مواد۱۵و۱/۱۶) 
۳- آخرين شروع بررسي و رسيدگي سه سال بعد از تاريخ اظهارنامه (ماده ۲/۱۶) 
۴- اصل شناسنائي اولين نفري كه تقاضاي ثبت اختراع رامي نمايد بعنوان مخترع (eliF ot-tsriF)درتمام كشورهاي طرف قرارداد(ماده ۲/۹) 
۵- قابليت ثبت اختراع (ماده ۱۱)۰ 
الف ) بديع بودن يا جديد بودن (نشريات در سراسر دنيا اعم از چاپي ، كاربردي ، شفاهي – بديع بودن مطلق ) (ماده ۲/۱۱). 
ب)گام اختراعي (ماده ۳/۱۱)۰ 
۶- مدت يا مهلت بين المللي (ماده ۱۲)۰ 
۷- حقوق و امتيازات اعطاء شده توسط حق ثبت اختراع (جلوگيري اشخاص ثالث ازاستفاده موضوع ثبت شده تحت حق ثبت اختراع (ماده ۱۹) 
۸- وصعت يا دامنه حمايت و تفسير ادعانامه ها(ecnataviuqE) (ماده ۲۱). 
۹- دور۲۰ ساله حق ثبت اختراع (ماده ۲۲)۰ 
اكنون درباره موادي بحث ميشود كه بنظر از ضروريات واجزاء لاينفك پيش نويس معاهده مي باشند۰ البته در جريان بحث ممكن است به ساير مواد نيز اشاره اي داشته باشيم : 
  • بازدید : 89 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تمدن اسلامي در نتيجه‌ي سفارش‌هاي اسلام به دانش‌اندوزي و بهره‌گيري از دانش تمدن‌هاي پيشين پديد آمد. اسلام در كمتر از يك سده به سراسر خاورميانه، شمال آفريقا و اسپانيا گسترش يافت و ميانه‌ي زمين، قلمرو جهان اسلام شد. در اين منطقه‌ي پهناور، كه زادگاه چند تمدن درخشان بود، مسلمانان دستاوردهاي تمدن‌هاي پيشين را پذيرفتند و با توسعه‌ي آن‌ها، تمدن شكوهمندي را به وجود آوردند. ايرانيان در پديد آوردن تمدن اسلامي سهم زيادي داشتند و اين تمدن زمينه‌ساز نوزايي در اروپا شد.  
سفارش‌هاي ماندگار 
معجزه‌ي پيامبر اسلام(ص) كتاب قرآن است، كتابي كه مسلمانان را به تفكر دعوت كرده، به شگفتي‌هاي طبيعت قسم ياد كرده و ايمان دانايان را محكم‌ترين ايمان دانسته است. پيامبر اسلام(ص) نيز پيوسته مسلمانان را به دانش‌اندوزي سفارش مي‌كردند. به فرموده‌ي آن حضرت، دانش‌اندوزي بر هر زن و مردي واجب است و دانش را بايد از هر سرچشمه‌اي گرفت حتي اگر در چين باشد و حتي اگر آموزگار آن فردي غير مسلمان يا كافر باشد. از اين رو، مسمانان از همان سده‌هاي نخستين به فراگيري دانش و توسعه و گسترش آن روي آوردند و با بهره‌گيري از اندوخته‌هاي پيشين بشري و توسعه‌ي آن، توانستند يكي از باشكوه‌ترين تمدن‌هاي بشري را به ارمغان بياورند.

گسترش اسلام 
مسلمانان در سال ۲۱ تا ۲۲ هجري قمري سپاه ساسانيان را در نبرد قادسيه و نبرد نهاوند شكست دادند. مردم ايران كه از ستم و فساد سال‌هاي پاياني حكومت ساساني رنج مي‌بردند از خود مقاومت چنداني نشان ندادند. آنان پيام برابري و عدالت اسلام را به گوش جان شنيدند و به پيروي از اين دين توحيدي روي آوردند. مسلمانان در نبرد يرموك(در سوريه) ارتش امپراتوري روم غربي(بيزانس) را در حالي شكست دادند كه از نظر تعداد، دو برابر مسلمانان بودند. آنان سوريه و فلسطين و درواقع بخش زيادي از بيزانس را فتح كردند. به زودي نداي اذان در مصر و ليبي نيز طنين انداز شد و چندي بعد مسلمانان اسپانيا را نيز فتح كردند. 
زبان بين‌المللي 
اسلام به سرزمين‌هايي با زبان و فرهنگ متفاوت پا گذاشت. مردمان اين سرزمين‌ها كه نداي برابري و بالندگي اسلام آنان را به اين دين جذب كرده بود، به اين دين روي آوردند و براي فهم بيش‌تر كلام خدا به فراگيري زبان عربي پرداختند. به اين ترتيب، براي نخستين‌بار يك زبان بين‌المللي در گستره‌ي وسيعي از جهان رايج شد كه به گسترش دانش و فرهنگ كمك زيادي كرد. زبان مشترك باعث شد كه هيچ دانشمندي در سرزمين‌هاي اسلامي، از هندوستان و آسياي ميانه تا مصر و سوريه و اسپانيا، احساس غربت نكند و براي دانش‌اندوزي به شهرهاي مختلف سفر كند. نگارش كتاب به زبان عربي نيز باعث شد هر دانشمندي از دستاوردهاي علمي دانشمندان ديگر آگاه شود و ارتباط علمي، كه براي پيشرفت دانش اهميت زيادي دارد، به آساني امكان پذير شود. 
نهضت ترجمه 
در زمان هارون الرشيد، خليفه‌ي عباسي، به سفارش يحي بن خالد برمكي، وزير ايراني، كتاب‌خانه‌ي بزرگي به نام خزانه‌ي حكمت(گنجينه‌ي دانش) در بغداد ساخته شد و كتاب‌هاي گوناگون از جاي جاي جهان، به‌ويژه ايران و سوريه، گردآوري شد. مامون عباسي، پسر هارون، كارهاي پدر را پي گرفت و به سفارش ابوسهل فضل بن نوبخت اهوازي، بنيادي به نام بيت الحكمه(خانه‌ي دانش) به تقليد از گندي‌شاپور اهواز ساخت. او گروهي از مترجمان را به رياست يوحنا بن ماسويه، دانشمند ايراني مسيحي، در آن‌جا گرد آورد و همچنين گروهي را به هند، ايران و قسطنطنيه فرستاد تا كتاب‌هاي مفيد را گردآوري كنند. به اين ترتيب، ترجمه‌ي آثار علمي، فلسفي و ادبي از زبان‌هاي سُرياني، پهلوي، هندي و يوناني به زبان عربي، كه از همان سده‌ي نخست هجري آغاز شده بود، شتاب گرفت. 
شكوفايي تمدن اسلامي 
ترجمه‌ي آثار علمي تمدن‌هاي پيشين به عربي باعث شد كه براي نخستين بار بخش عمده‌ا‌ي از دستاوردهاي علمي و فرهنگي بشر تا آن زمان، كنار هم قرار گيرد. مسلمانان به طبقه‌بندي اين دستاوردها و بررسي آن‌ها پرداختند و به اين ترتيب راه را براي پيشرفت‌هاي بعدي هموار كردند. به‌زود توليدي علمي نيز رشد پيدا كرد و ترجمه‌ي دانش ديگران جاي خود را به تاليف و نوآوري‌ داد. كوشش دانشمندان ايراني اين تمدن را به چنان شكوفايي رساند كه تا آن روزگار سابقه نداشت و تا صد‌ها سال پيشاهنگ دنياي متمدن بود. فرهنگ و تمدن اسلامي چنان شكوه و جاذبه‌اي داشت كه تا سال‌هاي زيادي اروپايي‌ها به جهان اسلام سفر مي‌كردند تا در دانشگاه‌هاى شناخته شده‌ي آن روزگار به فراگيري دانش و فن بپردازند. 
زمينه‌هاي نوزايي در اروپا 
مسلمانان در سال ۷۱۱ ميلادي توانستند بخش جنوبي اسپانيا(اندلس) را از فرمان ويزيگوت‌ها، گروهي از بربرهاي اروپا، بيرون كنند. حكومت اسلامي اندلس با پشتيباني از دانشمندان باعث شكوفايي تمدن اسلامي در اين ناحيه شد، به طوري كه برخي از روحانيون مسيحي، از جمله پاپ سيلوِستِر دوم، براى فراگيري دانش به آن‌جا سفر ‌كردند و زبان عربي ‌آموختند. شهر سيسيل(صقليه) در ايتاليا نيز باعث راه يافتن فرهنگ و تمدن اسلامي به اروپا شد. جنگ‌هاي صليبي نيز بر ارتباط اروپاييان با مسلمانان بيش‌تر افزود. در دوران نوزايي اروپا، نخستين دانشگاه‌هاي اروپايي به سبك دانشگاه‌هاي اسلامي كه جامعيه، كليّه و نظاميه ناميده مي‌شدند، ساخته شد. واژه‌ي يونيوِرسيته كه در زبان انگليسي براي دانشگاه به كار مي‌رود، ترجمه‌ي لاتين جامعيه است. 

رو به نشيب 
در سده‌ي پنجم و ششم هجري پاره‌اي از تعصب‌هاي فرقه‌اي روند رشد تمدن اسلامي را آهسته كرد. يورش مغول‌ها با آتش زدن كتاب‌خانه‌ها و كشته شدن يا كوچ بسياري از دانشمندان، همراه بود. اين آسيب‌ها باعث ركود تمدن اسلامي شد. در همين دوران بود كه اروپاييان دوران نوزايي را پشت سر گذاشتند و انقلاب صنعتي را تجربه كردند. اروپاييان قدرتمند به استعمار كشورهاي اسلامي روي آوردند و باعث ويراني بيش از پيش اين سرزمين‌ها شدند. به زودي، سرزمين‌هاي اسلامي چنان از دانش و آگاهي دور شدند كه حتي پيشينه‌ي تمدني خود را نيز از ياد بردند. 
حيات دوباره 
از حدود يك قرن و نيم پيش، برخي از انديشمندان مسلمان، از جمله سيد جمال الدين اسدآبادي و اقبال لاهوري، به احياي تفكر اسلامي در سرزمين‌هاي اسلامي پرداختند. كارهاي آنان آرام آرام به بيداري مسلمانان و بيرون كردن استعمارگران از كشورهاي اسلامي منجر شد. اين حركت‌ها باعث اميدواري بيش‌تر مسلمانان به بازسازي تمدن اسلامي شد. شاهد اين واقعيت نيز پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران است كه بدون وابستگي به بيگانگان و با تكيه بر فرهنگ اسلامي به ثمر نشست و روز به روز بر شكوفايي آن افزوده مي‌شود و براي مسلمانان كشورهاي ديگر، از جمله لبنان، فلسطين، افغانستان، الجزاير و عراق، الهام بخش شده است. بسياري از انديشمندان جهان با اشاره به اين جنبش‌ها از آغاز دوره‌ي دوم شكوفايي تمدن اسلامي سخن مي‌گويند. 
نمونه‌هايي از دستاوردهاي علمي تمدن اسلامي 
پزشكي 
زكرياي رازي(۳۱۳-۲۵۱ هجري قمري)، بيش از ۵۶ اثر در زمينه‌ي پزشكي نوشت كه مشهورترين آن‌ها الحاوي است. كتاب طب المنصوري رازي(در ۱۰ جلد) نخستين كتاب پزشكي است كه در غرب چاپ شده است. او نخستين پزشكي است كه از نخ‌هايي از جنس مو در جراحي استفاده كرده است. همچنين او نخستين پزشكي است كه آبله را از سرخك و نقرس را از روماتيسم، مجزا دانسته و توصيف دقيقي از اين بيماري‌ها نوشته است. 
ابوعلي سينا(۴۲۸-۳۷۰ هجري قمري)،كتاب قانون را نوشت كه تا سال ۱۶۵۰ ميلادي در دانشگاه‌هاي معتبر جهان تدريس مي‌شد. اين كتاب، كه فرهنگ‌نامه‌ي پزشكي است، دست كم ۸۶ بار ترجمه شده است. ابن سينا نخستين پزشكي است كه از بيمار‌‌شدن استخوان‌ها‌ سخن گفته است. 
ابولقاسم زهراوي، كتاب التصريف را در مباني جراحي نوشت كه به لاتين ترجمه شده است. او سه روش بخيه زدن را، كه بيش‌تر در جراحي شكم به كار مي‌رود، ابداع كرده است. همچنين راهكارهايي براي تسهيل زايمان‌هاي غيرطبيعي پيشنهاد كرده است كه امروزه نيز استفاده مي‌شود. خرد كردن سنگ مثانه در مثانه از نوآوري‌هاي ديگر اوست. 
ابن زهر اندلس كتاب مهمي در زمينه پادزهر نوشت. به علاوه، سير بيماري سرطان معده را بسيار خوب شرح داده است. 
حنين بن اسحاق، نخستين كتاب را در چشم‌پزشكي نوشت كتاب او همراه كتاب علي بن عيسي و عمار موصلي، منبع اصلي چشم پزشكي اروپا شد. 
داروشناسي 
ابن بيطار(وفات ۶۴۶ هجري قمري)، در كتاب الجامع المفردات الادويه و الاغذيه كه به صورت الفبايي تنظيم شده است، هزار و چهارصد داروي حيواني، گياهي و معدني، روش استفاده از آن‌ها و اين كه كدام يك را مي‌توان به جاي ديگري استفاده كرد، شرح داده است. او در نوشتن اين اثر بزرگ از مشاهده‌هاي خود در سفرهاي علمي متعدد به سرزمين‌هاي مشهور آن زمان و كتاب‌هاي ۱۵۰ صاحب نظر از جمله ابن جلجل، رازي و ابن سينا بهره گرفته است. او در اين كتاب نام داروهاي مختلف را به زبان‌هاي مختلف آورده است. 
بيمارستان 
تاريخ‌نگاران بيش از ۸۰ بيمارستان پيشرفته را در سرزمين‌هاي اسلامي توصيف كرده‌اند. بيمارستان بغداد كه در زمان هارون‌ الرشيد ساخته شد، مهم‌ترين و پيشرفته ترين آن‌ها بوده است. محل اين بيمارستان با دقت و بر اساس خوبي آب و هوا انتخاب شد و آب دجله با لوله‌هاي سفالي به داخل همه‌ي اتاق‌هاي آن جريان داشت. رازي هنگام انتخاب محل بيمارستان عضدي بغداد، تكه‌هاي گوشت گوسفند را در مكان‌هاي مختلف شهر آويزان كرد و آن‌ها را پس از ۲۴ ساعت باهم مقايسه كرد. هر كدام تمييزتر و سالم‌تر بودند، در محل آويزان شدن آن، بيمارستان عضدي را ساختند. در اين بيمارستان‌ها بيماران را رايگان درمان مي‌كردند. به علاوه، پس از اين كه بيماران بهبود مي‌يافتند، مبلغي به آنان پرداخت مي‌شد تا به كار كردن در چند روز نخست پس از بهبودي نياز پيدا نكنند تا مبادا بيماري آنان بازگردد. 
جامعه شناسي 
ابن خلدون(۸۰۸-۷۳۲ هجري قمري)، كتاب تاريخ جهان خود را به نام العِبَر نوشت و در مقدمه‌ي آن به تجزيه و تحليل رابطه‌هاي حاكم بر سازمان‌هاي سياسي و اجتماعي بشر بر پايه‌ي عامل‌هاي محيطي و رواني پرداخت. او در اين مقدمه در واقع به علل جامعه شناختي پيشرفت و پسرفت تمدن‌ها مي‌پردازد. اين مقدمه از خود كتاب مشهور تر شد و هنوز هم مورد استفاده‌ي پژوهشگران شرقي و غربي است. 
فيزيك 
ابن هيثم(۴۳۰-۳۵۴ هجري قمري)، قانون‌هاي شكست نور را كشف كرد. به روش علمي ثابت كرد كه بازتاب پرتوهاي نور از روي چيزها به چشم، باعث تشكيل تصوير معكوس روي شبكيه‌ي چشم مي‌شود. او نخستين دانشمندي است كه از نقش مغز در تفسير تصوير سخن گفته است. ارتفاع جو زمين را با بررسي شكست نور محاسبه كرد. قانون اول ترموديناميك را شرح داد. اتاق تاريك درست كرد و با آن آزمايش انجام داد. او چرخ تراشي داشت كه با ان عدسي‌ها و آيينه‌هاي خميده را براي تجربه‌هاي خود مي‌ساخت. 
كمال‌الدين فارسي تفسيري بر شاهكار ابن هيثم، كتاب المناظر، نوشت. او علت به وجود آمدن رنگين كمان در آسمان را به درستي شرح داده و براي اثبات نظر خود، آزمايش‌ انجام داده است 
عبالرحمن خازني(تولد ۵۵۰ هجري قمري) كتاب ميزان الحكمه را نوشت كه آن را مهم‌ترين اثر دانشمندان مسلمان در مكانيك دانسته‌اند. او در زمينه‌ي گرانش، مقاومت سيالات در برابر حركت، وزن مخصوص سيالات و اندازه‌گيري وزن مخصوص مواد سخت پژوهش‌هاي دقيقي انجام داده است. 
شيمي 
جابر بن حيان، به جاي روش ساده‌ي ذوب فلز، روش حل كردن فلز را به كمك اسيد نيتريك، اسيد سولفوريك، جوهر نمك و تيزاب سلطاني(كه خود اختراع كرده بود) ابداع كرد. او را پايه‌گذار دانش شيمي مي‌دانند. 
زكرياي رازي الكل را به صورت خالص تهيه كرد، واژه‌ي الكحول كه به زبان انگليسي نيز راه يافته است، به معناي خالص‌ترين است. از آن‌جا كه از اين ماده براي شست و شوي چشم استفاده مي‌كردند، چشم‌پزشكان مسلمان به الكحال مشهور شدند. رازي نخستين دانشمندي است كه شيمي آزمايشگاهي را به خدمت پزشكي گرفت. 
بسياري از نام‌هاي شيميايي كه امروزه در همه‌ي زبان‌هاي دنيا به كار مي‌روند، از يادگارهاي شيمي‌دانان مسلمان است: شيمي(كيميا)، نيل(آنيلين)، تالكوم(طلق)، زرنيق(آرسنيك)، بوره(براق)، قليا، آلدئيد، زاج سفيد، آليزارين، پتاسيم، سولفور، و …. 
كتابخانه 
در بغداد بيش از صد كتاب‌خانه وجود داشته است. هر مسجدي كتاب‌خانه‌اي داشت. تالار اصلي هر بيمارستان كه محل مراجعه‌ي تازه‌واردها بود، قفسه هايي پر از كتاب داشت. 
در زمان حَكَم دوم، خليفه‌ي اموي آندولس، كتابخانه‌ي قرطبه بيش از ۴۰۰ هزار جلد كتاب داشت و فقط فهرست كتاب‌هاي آن بيش از ۴۴ جلد بود. 
كتاب‌خانه‌ي سلطان مراكش، كه هنگام بازگشت از آندلس، به دست دزدان دريايي افتاد، بيش از ۳۵۰ هزار جلد كتاب بود كه به دست فيليپ سوم، پادشاه اسپانيا رسيد و هسته‌ي اصلي كتاب‌خانه‌ي معروف اسكوريال اسپانيا شد. 




فلسفه 
الكندي(۲۶۰-۱۸۵ هجري قمري)، نخستين فيلسوف جهان اسلام، ۲۷۰ رساله در منطق و فلسفه و ديگر شاخه‌هاي علم نوشت. وي بنيان‌گذار شاخه‌اي از فلسفه اسلامي، به نام فلسفه‌ي مشايي، است. 
ابن سينا، نخستين فيلسوف جهان اسلام است كه كتاب‌هاي منظم و كاملي در فلسفه نوشته است. 
سهروردي فلسفه و عرفان را در هم آميخت و شاخه‌ي جديدي را در فلسفه به عنوان فلسفه‌ي اشراقي بنيان گذاري كرد. 
ابن رشد(۵۹۵-۵۲۰ هجري قمري)، شرح‌هاي كاملي بر فلسفه‌ي ارسطو نوشته و از اين رو در اروپا به شارح ارسطو مشهور شد. او در كتاب‌هاي خود سخن ارسطو را از سخن خود جدا كرده و همين امر باعث توجه اروپايي‌ها به او شده است. دانته از او با عنوان” آن‌كه تفسير بزرگ را نوشت” ياد كرده است. 
ابن طفيل، داستان فلسفي حي بن يقظان را نوشت كه به ۱۵ زبان ترجمه شده است. داستان‌هاي رابينسون كروزوئه، كتاب جنگل و داستان‌هاي تارزان برداشت ضعيفي از اين داستان باشكوه‌اند. 
ملاصدرا، نظام فلسفي مبتني بر شناخت وجود را پايه‌ريزي كرد. وي را محل به هم رسيدن چهار جريان فلسفه، عرفان، كلام و تفسير مي‌دانند. 
رياضي 
محمد بن موسي خوارزمي(وفات ۲۴۹ هجري قمري)، كتابي با عنوان جبر و مقابله( جبر و كاربرد آن در زندگي) نوشت و در آن روش محاسبه با عددهاي هندي را شرح داد. اين كتاب به لاتين ترجمه شد و عددهاي هندي از طريق آن به اروپا راه يافت. به علاوه،كتاب مهمي در روش حل معادله‌هاي درجه دوم نوشت كه به عنوان الگوريتمي در اروپا منتشر شد. او در اين كتاب واژه‌ي شيئ(چيز) را براي مقدار ناشناخته به كار برده است. وقتي كتاب او به اسپانيايي ترجمه شد، واژه‌ي شيء به صورت xay رونويسي شد، چون در اسپانيايي x به صورت ش تلفظ مي‌شود. طي زمان اين واژه به صورت x خلاصه شد و اكنون نشانه‌ي جبري جهاني است. 
ابولوفاي بوزجاني(نيشابوري) رياضي‌دان و اخترشناس ايراني، كتاب هندسه را نوشت و در آن كتاب، روش رسم‌كردن شكل‌هاي گوناگون هندسي با خط‌كش و پرگار و ساختن چندوجهي‌هاي منظم را نوشته است . 
خواجه نصير طوسي، مثلثات را در قالب مستقلي از علم نجوم ريخت و با اين ابتكار گام مؤثري در پيشرفت و توسعه‌ي اين علم برداشت . يكي از آثار نفيس او كه به همين موضوع اختصاص دارد ، كتاب «كشف‌القناع عن اسرار شكل‌القطاع» است. وي در اين كتاب دربار ه‌ي شكل قطاع، محاسب ه‌هاي سينوس و كسينوس، نظري ه‌ي چهارضلعي ‌ ها، حل مثلث  هاي مسطح و كروي و مباحث ديگر با استفاده از تجارب ه‌هاي علماي گذشته داد سخن داده است. لانكوچري هندسه‌ي فضايي را برپايه‌ي اصل پنجم از اصول هندسه‌ي مسطحه‌ي خواجه نصير طوسي بنيان‌گذاري كرد. 
غياث‌ الدين كاشاني، كاشف حقيقي كسر اعشاري است و اندازه‌ي دقيقي از عدد پي به دست آورده است. كتاب مفتاح الحساب او را يكي از برجسته‌ترين كتاب‌ها درباره‌ي محاسبه و نظريه‌ي اعداد مي‌دانند. 
عمر خيام(۵۱۷-۴۲۹ هجري قمري) جبر خيام از برجسته‌ترين كتاب‌هاي رياضي است. وي معادله‌ها را تا درجه‌ي سوم به روش هندسي حل كرده است. تقويم جلالي، كه هنوز در ايران رايج است و از تقويم ميلادي بسيار دقيق‌تر است، از شاهكارهاي اوست. 
زمين‌شناسي 
ابوريحان بيروني(۴۴۲-۳۶۲ هجري قمري)، رياضي‌دان، اخترشناس، پژوهشگر تاريخ و جغرافيا، نخستين دانشمندي است كه علت پديد آمدن چاه‌ها و چشمه‌هايي را كه آب از آن‌ها فوران مي‌كند(چاه‌هاي آرتِزين) به صورت علمي توضيح داده است. او از حركت زمين به دور خورشيد سخن گفته و شب و روز را بر اساس اين حركت توضيح داده است. به علاوه، براي به دست آوردن وزن مخصوص فلزها و سنگ‌هاي بارازش، ترازوي ويژه‌اي درست كرد. وي از دگرگوني‌هاي زمين‌شناختي به خوبي آگاه بوده است. 



اخترشناسي 
خواجه نصيرالدين طوسي(۶۷۲-۵۹۷ هجري قمري)، منظومه‌ي سياره‌اي جديدي طرح ريزي كرد كه شاگردش قطب الدين شيرازي آن را كامل كرد. در اين منظومه، برخلاف منظومه‌ي بطلميوس، زمين درست در مركز عالم قرار دارد. هولاكوخان مغول را به ساختن رصدخانه‌ي مراغه تشويق كرد. 
ابن شاطر، برجسته‌ترين اخترشناس قرن هشتم هجري، مدير سازمان تعيين وقت نماز از طريق دانش اخترشناسي بود. وي در الگوي سياره‌اي خود تغييرات نوي در الگوي بطلميوس به وجود آورد و از آن‌جا كه الگوي وي از نظر رياضي همان الگوي كوپرنيك است، اين پرسش مطرح است كه آيا الگوي او به اروپا رفته است يا نه. 
البتاني، كه برخي او را بزرگ‌ترين اخترشناس اسلامي مي‌دانند، روش تازه‌اي براي تعيين زمان مشاهده‌ي هلال ما كشف كرد و پژوهش گسترده‌اي درباره‌ي خورشدگرفتگي و ماه‌گرفتگي انجام داد. ترجمه‌ي كتاب معروف او، الزيج،تا زمان نوزايي يكي از كتاب‌هاي اصلي اخترشناسي در غرب بود. 
جغرافيا 
ابن حوقل، جغرافي‌دان قرن چهارم، حدود ۳۰ سال به سرزمين‌هاي مهم آن زمان، از جمله اسپانيا، مصر، ايران، جزيره‌ي سيسيل در ايتاليا و شمال آفريقا سفر كرد و مشاهده‌هاي خود را در كتابي با نام المسالك و الممالك گردآورد. او در اين كتاب اطلاعات بارزشي درباره‌ي زندگي مردم و فراورده‌هاي كشاورزي و صنعتي شهرهاي مختلف فراهم كرده‌است و در نقشه‌هاي دقيقي كه در اين كتاب آورده‌، راه‌ها و فاصله‌ي شهرها را نيز مشخص كرده است. 
ابن خردادبه، جغرافي‌دان و تاريخ‌نگار ايراني، مدير سازمان خبررساني معتمد عباسي بود. او براساس مطالعه‌ي نوشته‌هاي پيشينيان و گزارش‌هايي كه از خبررسانان و بازرگانان به دست مي‌آورد، كتاب المسالك و الممالك خود را نوشت كه به جغرافيايي طبيعي، سياسي و انساني سرزمين‌هاي اسلامي و برخي سرزمين‌هاي ديگر پرداخته است 
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق صندوق بين‌المللي پول [۱] (IMF)-خرید اینترنتی تحقیق صندوق بين‌المللي پول [۱] (IMF)-دانلود رایگان مقاله صندوق بين‌المللي پول [۱] (IMF)-تحقیق صندوق بين‌المللي پول [۱] (IMF)

این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
در ژوئن ۱۹۶۹ ميلادي اولين اصلاحيه در اساسنامه صندوق به منظور تخصيص حق برداشت خصوص [۲] (SDRS) به كشورهاي عضو، تصويب و سپس اولين تخصيص حق برداشت مخصوص در اول ژانويه ۱۹۷۰ ميلادي انجام شد.
در آوريل ۱۹۷۸ ميلادي با به رسميت شناختن نرخهاي شناور ارز، اقداماتي براي حذف نقش طلا در سيستم بين‌المللي پول صورت گرفت و SDRS به عنوان اصلي‌ترين دارايي ذخيره‌اي اعلام شد.
پس از دومين اجلاس ” گروه ۷۷ ” كه در سال ۱۹۷۱ ميلادي منعقد شد، كشورهاي در حال توسعه موافقت كردند از ميان خود گروهي متشكل از ۲۴ كشور را مامور بررسي جنبه‌هاي گوناگون موجود در سيستم پولي بين‌المللي نمايند تا پس از بررسيهاي لازم، به تعيين موضوع مشترك كشورهاي عضو گروه۷۷ در رابطه با مسايل پولي بين‌المللي بپردازد. گفتني است در گروه ۲۴ از هر يك از ۳ قاره آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين هشت كشور عضويت دارند
  • بازدید : 82 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هر روز میلیاردها دلار کالا و خدمت بین کشورهای جهان مبادله می شود. امروزه ملتهای جهان از طریق شبکه چند ملیتی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به یکدیگر پیوند خورده اند. هر اندازه این ارتباطات مهمتر و پیچیده تر می شوند کشورها از یکسو ثروتمندتر و از سوی دیگر نسبت به مداخله کشورهای خارجی آسیب پذیرتر می گردند. این آسیب پذیری محیط مالیه و تجارت بین المللی را تبدیل به یک میدان سیاسی می کند.
این فصل جنبه های مهم اقتصادی و مالی جهانی را در بر می گیرد. ابتدا اهمیت نظریه های تجارت بین المللی توضیح داده می شود و سپس رشد داد و ستد بین المللی مورد توجه قرار می گیرد‍ آنگاه محدودیتهای تجاری و همچنین سازمانهایی که امر تجارت را تسهیل می کنند‍
تجارت بین المللی (INTERNATIONAL TRADE) 
به سختی می توان کشوری را در جهان یافت که خودکفا باشد. اصلاٌ چرا باید خودکفا بود؟ محدود کردن مصرف فقط در حد تولیدات داخلی بدلیل کوچک شدن دامنه محصولات و کاهش کیفیت کالاها، باعث پایین آمدن سطح زندگی مردم می شود.
کالاهای خارجی در افزایش سطح زندگی مردم یک جامعه بسیار مؤثر است. اما همانطوری که در جدول شماره (۱ـ۲) نشان داده شده است، میزان تجارت خارجی تمام کشورها یکسان نیست. به عنوان مثال، واردات ژاپن، مکزیک و ایالات متحده آمریکا کمتر از ۱۳ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) آنها می باشد در حالیکه نسبت واردات به (GDP) در هلند و بلژیک به ترتیب ۴۶ درصد و ۶۱ درصد می باشد. حتی در کشورهایی مثل ایالات متحده آمریکا که ظاهراً زیاد متکی به کالاهای وارداتی نیستند، کالا و خدمات خارجی نقش بسیار مهمی را ایفا می نمایند. مثال زیر کالاهای مورد استفاده یک مصرف کننده آمریکایی را توصیف می کند:
«دانشجویی ینام پیتر جانسون، با صدای رادیوی سونی از خواب بیدار شد. پس از استحمام در حالیکه به آوای موسیقی یک گروه بریتانیائی گوش می کرد، کت و شلوار ایتالیائی خود را پوشید، در سر میز صبحانه وی یک فنجان قهوه برزیلی، کاسه ای پر شده از غلات برشته (CEREAL) را که از گندم آمریکایی و موز کلمبیایی تهیه شده بود، میل نمود. نگاهی سریع به ساعت سوئیسی اش وی را متوجه کرده که باید عجله کند، در غیر اینصورت به کلاسش نخواهد رسید. او با اتومبیل خود را با بنزینی که از نفت عربستان سعودی تهیه شده بود، پر کند. بالاخره وی خود را به کلاس درسش رساند، جائیکه ۳۰ درصد از دانشجویان پاسپورت غیرآمریکائی داشتند«‍.
علاوه بر کالاها، خدمات نیز نقش مهمی را در اقتصاد جهانی دارا می باشند. خدمات تقریباً ۲۵ درصد از صادرات جهانی را در بر می گیرد. صنایعی همچون بانکداری، مخابرات، بیمه، ساختمان، حمل و نقل، توریسم و مشاوره بیش از نیمی از درآمد ملی بسیاری از کشورهای ثروتمند را تشکیل می دهد. به عنوان مثال خدمات ۷۰ درصد از GDP و ۷۵ درصد از مشاغل را در ایالات متحده آمریکا به خود اختصاص داده است.
جدول جا مانده است
نظریه های تجارت بین المللی :
طی سالهای گذشته، نه تنها حجم تجارت بین المللی افزایش چشمگیری داشته است، بلکه تغییرات زیادی در الگوهای تجارت نیز به چشم می خورد. کشورهایی مثل ایالات متحده که مقادیر زیادی فولاد صادر می نمودند، اکنون صرفاً واردکنندة این فلز هستند. ژاپن که زمانی به ساخت محصولات ارزان قیمت دست ساز معروف بود، اکنون با تولید محصولاتی که از تکنولوژی بالایی برخوردارند، در سطح جهانی به رقابت می پردازد. چه عاملی باعث این تغییر الگو و تجارت شده است؟ چرا کشورهایی که قادر هستند هر نوع کالایی را تولید نمایند، تصمیم می گیرند که فقط در تولید برخی از کالاها تخصص یابند؟ آیا در قرن بیست و یکم کره جنوبی و چین مانند ژاپن امروزی نخواهند شد؟
«آدام اسمیت« در سال ۱۷۷۶ در کتاب «ثروت ملل« با ارائه نظریه «مزیت مطلق« اساسی را جهت درک تجارت امروزی فراهم آورد.
مزیت مطلق (ABSOLUTE ADVANTAGE) :
به موجب این نظریه ثروت یک کشور شامل کالاها و خدماتی است که در دسترس مردم آن قرار دارد. بر پایه این نظریه، آدام اسمیت این سؤال را مطرح نمود که چرا مردم هر کشوری باید الاهای تولید داخلی آن کشور را بخرند در حالیکه می توانند همان کالاها را از خارج ارزانتر خریداری کنند.
«اسمیت « استدلال نمود که اگر محدودیتهای تجاری وجود نمی داشت، هر کشوری در محصولاتی که در آنها مزیت مطلق دارد، متخصص می شد و در این صورت منابع هر کشور به سمت صنایع کارا می رفت، زیرا کشور نمی تواند در صنایع غیرکارا رقابت کند. کشورها می توانند از طریق متخصص شدن، کارایی خود را افزایش دهند زیرا: (۱) نیروی کار با تکرار یک کار، ماهرتر می شود، (۲) وقت کارگر، بخاطر استمرار در یک کار و دست نکشیدن از تولید محصول «الف« و پرداختن به تولید محصول «ب« تلف نمی شود و (۳) «چرخة طولانی تولید« برای طراحی روشهای مؤثرتر کار ایجاد انگیزه می کند. هر کشوری می تواند مازاد محصولات تخصصی خود را به ت مین مقدار بیشتری از واردات مورد نیازش اختصاص دهد.
با ذکر مثالی می توان مزیت مطلق را روشن نمود. فرض کنید که یک کارگر معمولی اسپانیولی می تواند در سال ۴۰۰ دستگاه دوچرخه و یا ۱۶۰۰ کیلو گوجه فرنگی تولید کند. در طی همین سال نیز یک کارگر معمولی آلمانی می تواند ۵۰۰ دستگاه دوچرخه و یا ۵۰۰ کیلو گوجه فر نگی تولید کند. در این حالت کارگر آلمانی بطور مطلق ماشین آلات بیشتری نسبت به کارگر اسپانیولی تولید می کند و کارگر اسپانیولی نیز بطور مطلق گوجه فرنگی نسبت به کارگر آلمانی تولید می نماید. در نتیجه هزینه اسپانیا در تولید گوجه فرنگی پایین تر است و باید آنرا به آلمان صادر کند. به همین ترتیب آلمان در تولید دوچرخه هزینه کمتری را متقبل می شود و باید آنرا به اسپانیا صادر نماید.
پرسشی که در اینجا وجود دارد این است که اگر کشوری مزیتی در تولید هیچ کالائی نداشته باشد، چه باید بکند؟ آیا تمام تولیدکنندگان باید از گردونة کار خارج شوند؟ دیوید ریکاردو در سال ۱۸۱۷ نظریه مزیت نسبی را ارائه داد.
مزیت نسبی (COMPARATIVE ADVANTAGE) :
در نظریه مزیت نسبی این مسئله مطرح می شود که یک کشور می تواند کالایی را تولید کند که در آن بهترین توانائی را دارد حتی اگر کشورهای دیگر توان بیشتری داشته باشند. با توجه به مثال قبل، فرض کنید که کارگر متوسط اسپانیولی می تواند یا ۲۰۰ دستگاه دوچرخه و یا ۸۰۰ کیلو گوجه فرنگی در سال تولید کند در حالیکه کارگر آلمانی می تواند ۵۰۰ دستگاه دوچرخه و ۱۰۰۰ میلئ گوجه فرنگی در همان زمان تولید نماید. آلمان در تولید هر دو نوع محصول مزیت مطلق دارد. طبق نظریه مزیت نسبی این دو کشور می توانند با یکدیگر داد و ستد نمایند و هر دو نیز در این تجارت سود ببرند، چون محصولاتی با کارایی کمتر در مقابل تولید بیشتر محصولاتی با کارایی بالاتر، می تواند از تجارت سود ببرد.
اصول نظریه مزیت نسبی عبارتند از:
۱ـ هر کشوری یا شرکتی باید در تولید کالاهایی تخصص پیدا کند که در آن بیشترین مزیت نسبی را دارد. 
۲ـ سپس این کشور یا شرکت باید کالاهای خود را با کالاهای دیگری که در تولید آنها مزیت نسبی ندارد، معامله کند.
۳ـ طبیعتاً در این تجارت قیمت بوجود آ ده به نفع هر دو طرف و انگزیه ای بر این تجارت خواهد بود. 
۴ـ در نتیجه همه کشورها سطح زندگی  بالاتر خواهند داشت.
با وجودی که نظریه مزیت نسبی ابزار قوی جهت درک منطق تجارت بین المللی مختلف بشمار می رود اما این نظریه علت بهره وری های نسبی متفاوت را در کشورهای مختلف روشن نمی کند. به عبارت دیگر چگونه یک کشور تشخیصمی دهد که در کالا و خدمتی مزیت نسبی دارد و در کالا و خدمت دیگری این مزیت نسبی وجود ندارد؟ نکته دیگر این است که در نظریه مزیت نسبی موانع فرهنگی در نظر گرفته نشده است. علاوه بر موارد مزبور، این نظریه بر پایه تجارت کالاهای غیرتولیدی بنا شده است از این رو ارزش افزوده ای که اعتبار نام و نشان یک محصول (Brand) برای کالایی ایجاد می کند، در این نظریه منعکس نشده است. امروزه بسیاری از تصمیمهای تجاری جهان براساس اقتصاد سیاسی اتخاذ می گردد در حالیکه نظریه مزیت نسبی مزایای تجارت را صرفاً براساس اقتصاد تشریح می کند.
منحنی عمر محصول در بازاریابی بین المللی :
INTERNATIONAL PRODUCT LIFE CYCLE
یکی از نظریه های دیگر برای تشریح انگیزه ها و الگوهای داد و ستد بین المللی نظریه منحنی عمر محصول است. ارجحیت عمده این نظریه نسبت به نظریه مزیت نسبی در این است که در این مدل علاوه بر صادرات و واردات تصمیم گیری جهت تولید در کشورهای خارجی نیز در نظر گرفته می شود. همچنین این الگو اهمیت مزیتهای تکنولوژی و دانش بازاریابی را به عنوان مزیت نسبی در نظر می گیرد. این نظریه در بخش مربوط به استراتژی محصول بین المللی، فصل نهم، بصورت کامل توضیح داده شده است.
رشد داد و ستد بین المللی :
حجم تجارت جهانی در سال ۱۹۹۸ حدود ۶/۶ هزار میلیارد دلار بوده است. این رقم بالاتر از تولید ناخالص هر یک از کشورهای جهان به استثنای ایالات متحده می باشد. حجم تجارت جهانی پس از جنگ جهانی دوم بیش از هر فعالیت اقتصادی دیگری رشد داشته است.
بین المللی شدن، شیوه ای از زندگی شده است. هم شرکتها و هم کشورها باید به اهمیت آن پی ببرند تا از طریق گسترش تجارت بتوانند باعث بالا بردن سطح زندگی افراد جامعه شوند. انزواطلبی در جهان امروز چه برای شرکتها و چه برای کشورها امکان پذیر نیست.
جدول شماره ۲ـ۲ سهم کشورها را در تجارت بین المللی نشان می دهد کشورهای صنعتی تأمین کنندة دو سوم صادرات جهان هستند و از سوی دیگر دو سوم واردات جهان را آنها می خرند و با این ترتیب باعث افزایش فزایندة سطح زندگی مردم خود شده اند، متأسفانه تمامی کشورهای در حال توسعه که شامل کشورهای تولیدکنندة نفت (اعضای اوپک) نیز می باشند فقط ۳۲ درصد صادرات جهان را تأمین می کنند و سهم جهانی آنها از واردات ۳۰ درصد می باشد این میزان صادرات فقط با صادرات فقط با صادرات سه کشور ایالات متحده، آلمان و ژاپن برابری می کند. کشورهای آسیایی با وجودی که نیمی از جمعیت جهان را دارا می باشند فقط ۱۸ درصد تجارت جهان را بعهده دارند. از سوی دیگر کشورهای تازه صنعتی شده توانسته اند به بهره گیری از قدرت بازاریابی بین المللی به سرعت سهم خود را در تجارت بین المللی افزایش دهند و به افزایش درآمد و سطح زندگی مردم کمک شایانی بنمایند. مهمترین این کشورها عبارتند از هنگ کنگ، سنگاپور، کرة جنوبی، تایوان و به تازگی چین.
جدول شمارة ۳ـ۲ فروش خارجی شرکتهای بزرگ آمریکایی را نشان می دهد. اکثر این درآمدها از طریق شعبات تولید آنها در کشورهای خارجی ایجاد می شود. به عنوان مثال درآمد خارجی شرکت فورد پنج برابر صادرات این شرکت است و یا درآمد خارجی آی. پی. ام معادل نه برابر صادرات این شرکت می شود ولی بوئینگ بیشتر فروش خارجی اش از طریق صادر ات می باشد.
سیاستهای حمایت گرانه و محدودیتهای تجاری 
(PROTECTIONISM AND TRADE RESTRICTIONS)
اقتصاددانان پس از صرف وقت بسیار زیاد توانسته اند سود ناشی از داد و ستد آزاد بین المللی را شناسایی و تعیین نمایند. بسیاری از منافع تجارت آزاد آشکار و روشن است. در هر حال ماهیت تجارت مبادله داوطلبانه و آزاد کالا را بین دو طرف معامله در بر می گیرد، و زمانی که ضرورتی در کار نباشد، انگیزه تجارت باید نفع هر دو طرف را در برگیرد. اما مشکل زمانی بروز می کند که تولیدکنندگان داخلی در نظر گرفته شوند به نظر می رسد که کالاهای وارداتی باعث بیکاری و رکود فعالیت شرکتهای داخلی می گردد.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق برخورد يا گفتگوي تمدنها -خرید اینترنتی تحقیق برخورد يا گفتگوي تمدنها -دانلود رایگان مقاله برخورد يا گفتگوي تمدنها -تحقیق برخورد يا گفتگوي تمدنها 
این فایل در ۳۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهان در اواخر دهه ۱۹۸۰ شاهد تحولات چشمگير وبي سابقه اي بود نظام دو قطبي شكل گرفته در پايان جنگ جهاني دوم، سيطره انديشه كمونيسم بر اروپاي شرقي ،شوروي و بسيراي از كشورهاي جهان سوم ، جايگاه غير متعهدها و جهان سوم و نهايتاً نظامي كه از اين بحرانها به وجود آمد ، از جمله موضوعات اصلي اين برهه از زمان بود 
 كمونيسم به دلايل سياسي ، اقتصادي و ايدئولوژيك با بن بست روبه رو شد و پروستريكا و گلاسنوست به عنوان اقدامات اصلاحي گورباچف ، اميدي در دلها زنده نكرد  در اين شرايط حساس جمهوري هاي شوروي از آب گل آلود ماهي گرفتند و استقلال خود را اعلام نمودنيد اروپاي شرقي  وديگر كشورهاي زير سلطه شوري ، به نظام ليبراليستي گرايش پيدا كردند وعلايق خود را با ام القراي ماركسيسم به حداقل رساندند .جهان سوم كه از تضاد شرق و غرب در دوران جنگ سرد ، از موقعيت تقريباً مناسبي برخوردار بود ؛ پس از اين برهه با بي مهري هاي هر دو بلوك روبه رو شد . دوران سردرگمي چند ساله آنها با توجه به تضاد منافع ايشان ، تمايلات و ايدئولوژيهاي متفاوت واختلاف نظر نيست به آينده خود ،طبيعي به نظر مي رسيد .
 درحقيقت ، دستور كا رگروه ۷۷ وغير متعهدها بايد تغيير مي كرد نهضت غير متعهدها با افت وخيز حركتها و با دامنه تقريباًمتضاد موضع گيري  اعضاء وظيفه ايجاد خطي بين شرق و غرب و حفظ كشورهاي جهان سوم بين دو ابر قدرت را بر عهده داشت . پس از سقوط نظام دو قطبي و خلع سلاح شدن ايدئولوژي كمونيسم تمايلات متفاوت و بعضاً‌متضاد و حتي مبهمي بر حركت كشورهاي جهان سوم ، حاكم شد .
 آمريكه كه در دوران جنگ سرد از حمايت اروپا و ژاپن بهره مند بود ، خود را در شرايط جديدي حس مي كرد اروپاي متحد آلمان قدرتمند ژاپن ، به عنوان غول اقتصادي ، جهت حركت هاي خود از آمريكا را تغيير دادند و در راستاي تقويت «منابع ملي » خويش، نقش جديد در نظام بين الملل را مدعي شدند جهان شاهد اهميت اقتصاد، پس از يك دوره اهميت جنگ افزارهاي نظامي و نيز مسائل سياسي بود . اينك ببرهاهي آسيا و چين در صحنه قدرت اقتصادي و نهايتاً‌قدرت سياسي وارد خواهند شد ، هر چند در چند سال اخير شاهد بحرانهايي در اين مناطق بوده ايم .
 در چنين شرايطي حساسي مي توان از خود سئوال كرد كه آيا شكست كمونيسم به دليل پيروزي ليبراليسم و كاپيتاليسم بود ؟ آيا پس از سقوط يكي از دو قطب نظام دو قطبي با نظام تك قطبي روبه رو خواهيم بود يا اينكه نظامي چند قطبي و … خواهيم داشت ؟آيا ايده افول نسبي قدرت آمريكا در كوتاه يا دراز مدت از صحت استحكام معتنابهي برخوردار است ؟ سهم جهان سوم – مخصوصاً‌ كشورهاي اسلامي – درنظام نوين ادعا شده چه خواهد بود ؟‌ ايران اسلامي ، چه موضعي در مقابل نظام نوين جهاني بايد اتخاذ كند ؟‌نظريه  برخورد تمدنها به واقع نزديكتر است يا نظريه گفتگوي تمدنها ؟
 تغيير نقطه ثقل تأثير عوامل در روابط بين الملل از حالت سياسي – جغرافيايي به اقتصادي – جغرافيايي ، ضرورت ايجاد و تثبيت نظامي جديد در روابط بين الملل و قبول پايان جنگ سرد و نظام دو قطبي مي باشد وقتي در رد «‌نظام نوين جهاني » از افول نسبي قدرت آمريكا ، يا مطرح شدن قدرتهاي جديدي ، مثل اروپاي متحد و ژاپن سخن مي گوييم تأثير بيشتر را براي عوامل اقتصادي قائل هستيم ؛ در حالي كه «‌نظريه برخورد تمدنها » بر تأثير بيشتر عوامل فرهنگي تأكيد دارد مسأله حاضر از بحث زير بنا و روبنا متفاوت است .
 نظم نوين جهاني ( New World Order) اصطلاحي بود كه بوش – رئيس جمهور وقت آمريكا – در جنگ خليج فارس ، ابداع كرد هر چند به قول برژينسكي ، خود او تعريف كاملي از نظم نوين در ذهن نداشت ! جوزف ناي ، رئيس مركز بين المللي دانشگاه هاروارد آن را اين گونه تعريف مي نمايد :
نظم نوين جهاني ؛‌امنيت دسته جمعي ، وابستگي متقابل كشورها به يكديگر ، متوقف ساختن اقدامات سلطه جويانه منطقه اي براي جلوگيري از فرو افتادن آمريكا در سراشيب سقوط است.
بديهي است كه تفوق سلطه جويانه آمريكا در هدايت روندهاي بين المللي ؛ مورد نظر جرج بوش بوده است 
 افول قدرت اقتصادي ، سياسي و نظامي آمريكا در كوتاه مدت ، قدري خوش بينانه به نظر مي رسد . طرفداران اين نظريه به سقوط كاپيتاليسم و سلطه امپرياليسم آمريكا در مدتي كمتر از پانزده سال ، عقيده دارند به قول نيكسون ، هر چند قدرت اقتصادي آمريكا در سالهاي ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ از ۵۰% به ۲۵% سقوط كرده است ولي اولاً ، اين واقعت را با توجه به بازسازي در اروپا و جهش اقتصادي ژاپن و چين و چهار ببر آسيا بايد در نظر گرفت ؛‌ثانياً۲۵% از سهم توليدات كل جهان ، رقم كمي را نشان نمي دهد به نظر ما تمام نظرياتي كه از سيطرة بلامنازع آمريكا يا افول سريع آن دم مي زنند . ريشه در شعارهاي ايدئولوژيك يا اغراض سياسي دارند و به همين دليل واقع بينانه به نظر نمي رسند . آنچه معقول به نظر مي رسد ، افول نسبي و تدريجي آن هم نه به شكل خطي – قدرت ايالات متحده  مي باشد .
 در اين بين نظريات ديگري نيز وجود دارند كه به نحوي به بحث ساختار قدرت در روابط بين المللي مي پردازند و شامل موارد ذيل مي باشند : نظام سلسله مراتبي (‌از نيكسون و بوش )‌، نظام تك – سه قطبي ( از نوام چامسكي )‌، ظهور دولتهاي تجاري (‌از ريچارد روزكرانس )، جابجايي در قدرت ( از آلوين تافلر ) و دو نظريه از انديشمندان ايراني: نظام بازي گونه ( از محمد جواد لاريجاني ) و توازن قوا ( از منوچهر محمدي )
ظهور و افول نظام دو قطبي 
 انقلاب اكتبر روسيه ، در اواخر جنگ جهاني اول به وقوع پيوست ايدئولوژي ذكر شده است ، مي توان به سادگي شعارها ،‌اهداف ضد امپرياليستي و اهميت دادن به نقش كارگران و روشنفكران اشاره كرد . كمونيسم جغرافياي سياسي جهان را تغيير داد . اتيوپي ، يمن جنوبي ، ويتنام و كشورهاي ديگري ، مانند كوبا و اروپاي شرقي به اين بلوك پيوستند اين تابعيت و طرفداري ممكن بود به دليل مسائل اقتصادي فرار از بلوك غرب ، جنبشهاي روشنفكري ، هيأتهاي حاكم مستبد يا جاذبيت اين ايدئولوژي ، حاصل شده باشد . بديهي است تمام كشورهاي كمونيست را نمي توان يكسان قلمداد كرد . يوگسلاوي و چين ، داراي استقلال بيشتري نسبت به اقران خود بودند و نقشي بين دو بلوك ايفا مي نمودند .
اتحاد جماهير شوروري نيز از ابتدا تا انتها داراي حالت واحدي نبود ، پيروزي استالين ، نوعي ارتباط معقول با جهان امپرياليسم را ثابت مي كرد تروتسكي كه به انقلاب جهاني معتقد بود ؛ اين گونه اعمال را خيانتي به آرمانهاي ايدئولوژيك قلمداد مي كرد با مرگ استالين بسياري ازمسائل تغيير يافت . خروشچف با نظريه همزيتسي مسالمت آميز خود ، روابط شرق و غرب را بهبود بخشيد ، شوري به هر حال در اين دورانها به دنبال حادثه جويي بود نه آرامش . تغييرات اساسي زماني اتفاق افتاد كه اعتقاد به اصول زير بنايي ماركسيسم ، زير سئوال رفت و گورباچف تغييرات و اصلاحات سياسي و اقتصادي خود را عرضه كرد و از قصد و غرض او كه بگذريم ، بايد اذعان كنيم كه پيشنهادات او نه تنها به اصلاح ساختارهاي پوسيده شوروي نينجاميد ، بلكه ضربه مهلك و حتي مي توان گفت آخرين ضربه را بر ماركسيسم وارد ساخت و برژينسكي مي گويد :
 سلطه كمونسيم تا حد زيادي ناشي از بيش از حد ساده جلوه دادن مسائل مربوطه بوده است توفيق اين انديشه چندان زياد بود كه جرج برنارد شاو نوشت كه در انگلستان آدم معمولي وارد زندان مي شود و جنايتكار بيرون مي آيد و در روسيه ؛ جنايتكار وارد زندان مي شود و آدم معمولي بيرون مي آيد و. شوروي از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۰ رشد صنعتي فوق العاده اي داشت به طور مثال توليد فولاد از ۳/۴ ميليون تن به ۳/۱۸ ميليون تن رسيد و كمونيسم در كوبا و نيكاراكو موفق بود و در دهه ۷۰چندين كشور آفريقايي ريال مرام سوسياليسم و ماركسيسم را پذيرفتند 
 در مقابل ، آمريكا نيز به تقويت بلوك خود همت گمارد آمريكا كه در جنگ جهاني اول ، سياست انزواگرايي را در پيش گرفته و در جنگ جهاني دوم خسارات تقريباً اندكي را به جان خريده بود توانست پس از سال ۱۹۴۵ كمكهاي شاياني در اختيار اروپا قرار دهد طرح مارشال ، اروپا را از نظر اقتصادي به آمريكا وابسته كرد . پيمان نظامي ناتو نيز در جلب همكاري متحدان غربي موفق بود .سنتو و سيتو و همچنين آنزاس ، نيز توانست در جهان سوم ، نقشي بسزا ايفا نمايد 
 چهار واقعيت اساسي در سياست خارجي آمريكا در اروپا پس از جنگ جهاني دوم دخالت داشت :
 1.حضور نظامي شوروي در قلب اروپا 
۲٫ سلطه امپراطوري شوري بر اروپاي شرقي 
۳٫ جدايي تحميلي دو آلمان توسط فشارهاي شوروي 
۴٫ اروپاي آسيب پذير و تكه تكه شده 
 شوروي نيز پس از جنگ جهاني دوم سياستهاي ذيل را پي گرفت :
۱- خروج آمريكا از اروپا 
۲- اروپاي فاقد نيروي هسته اي 
۳- انحلال ناتو ( و تقويت ورشو)
۴- آلمان بي طرف 
گورباچف در تحقيق اين اهداف تا حد زيادي موفق بود 
 به طور خلاصه ، زمينه تاريخي نظم نوين را در سه مرحله مي توان بررسي كرد :
۱- نظام دو قطبي سازش ناپذير 
تا قبل از ۱۹۵۶ جنگ جهاني سرمايه داري و سوسياليسم ، ضرروي به نظر مي رسيد. ماركسيستها معتقد بودند كه تضادهاي جهان سرمايه داري رو به گسترش است و كاپيتاليسم مرحله ماقبل سوسياليسم ، به شمار مي رود همچنين جهان سرمايه داري و سوسياليسم آشتي نخواهند كرد و اين تضاد تا برقراري كمونيسم در سرتاسر جهان ادامه خواهد داشت خروشچف ، اجتناب ناپذيري جنگ با امپرياليسم را مورد انتقاد قرار داد . آمريكا پس از بحران كوبا كه با شكست انحصار سلاحهاي هسته اي روبه روشد ، موشكهاي قاره پيماي بالستيك خود را فزوني داد و با «‌پاسخ انعطاف پذير » كندي ثابت كرد كه آمادگي رويارويي با شوروي را دارد .
۲- دوران دو قطبي تحمل پذير :كندي در سال ۱۹۶۳ اعلام كرد كه براي ايجاد جهاني امن تر ، لازم است مردم آمريكا در موضع متعصبانه ضد كمونيستي خود تجديد نظر كنند  ترس دو ابر قدرت از جنگ  اتمي كه به خود كشي هر دو طرف مي انجاميد ، دوران تنش زدايي را به جلو برد كشورهاي جهان سوم و دوران جانسون (‌۸-۱۹۶۴) زمان موفقيت آمريكا در جهان سوم از اواسط دهه ۶۰ به مركز اصلي منازعات و درگيريها ، تبديل شدند .دوران جانسون ،(۸-۱۶۹۴) زمان موفيت آمريكا در جهان سوم و دوران نيكسون ، ادامه آن پيروزيها تلقي مي شد ، به طوري كه مذاكرات موفقيت آميز شرق و غرب در دوران نيكسون ؛ تحقق پذيرفت .
۳- نظام بين المللي در دهه ۷۰-۸۰ :در اين دوران قدرتهاي جديدي به عرصه بين الملل قدم گذاشتند آمريكه در ويتنام ( و ايران ) شكست خورده بود ، با قرارداد سالت ۱ به شوروي و سپس به چين نزديك شد 
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اشتباه، مبين ناهمخواني است. مرتكب به گونه‌اي فكر مي‌كند و جامعه در كل، به نحوي ديگر. جامعه اصرار دارد كه ديدگاهش صحيح است، نتيجه مجرمانه واقعا رخ داده و بزهديده حقيقتا صدمه ديده است. متهم ادعا مي‌كند كه او به گونه ديگر بر مسئله مي‌نگريسته و همچون ساير مردم به حقيقت امر واقف نبوده است. به عقيده وي، او هيچ كار خلافي انجام نداده و يا لااقل خلاف به آن شدت كه به نظر مي‌رسد انجام نداده است. ممكن است به عقيده ديگران او به سمت يك مامور حافظ صلح تيراندازي كرده و او را مجروح نموده باشد، ولي از ديد مرتكب ممكن است موضوع، به گونه‌اي ديگر جلوه كند. 
رمز www.ir-translte.com
ممكن است تمرين تيراندازي مي‌كرده و فكر كرده كه دارد به سمت يك ماكت مقوايي مامور حافظ صلح شليك مي‌كند. 
۲ـ ممكن است، تصور مي‌كرده كه مامور حافظ صلح يك مامور خصوصي است. حال آنكه در واقع افسر بين‌الملل بوده است. 
۳ـ ممكن است، تصور مي‌كرده كه مامور يك شهروند معمولي است كه به او حمله‌ور شده و او بايد در قالب دفاع مشروع از خود دفاع كند. 
۴ـ ممكن است، تصور مي‌كرده كه مامور فاسد است و اين وظيفه اوست كه افسر را دستگير كرده و از اين رو ابتدا وي را ناتوان مي‌سازد. 
هنگام تيراندازي مرتكب به افسر پليس هر كدام از اين تصورات اشتباه ممكن است در ذهن او وجود داشته باشد. حال آنكه در واقع او، مرتكب قتل يك مامور حافظ صلح با لباس فرم آبي رنگ شده است. برخي از اين تصورات ـ مخصوصا تصور تيراندازي به ماكت كاغذي سبب مي‌شود كه او به لحاظ اخلاقي نسبت به ايراد جراحت بي گناه دانسته شود و از اين رو به اتهام شروع به قتل تحت تعقيب قرار نگيرد. ساير تصورات، چون تصور اينكه افسر پليس فاسد است و اين وظيفه مرتكب است كه به وي شليك كند، بيشتر مشكل‌ساز هستند. اشتباه از ريشه شبه و در لغت به معني مانند شدن و يا چيزي يا كسي را به جاي چيزي يا كسي گرفتن آمده است.  و آن عبارت است از تصور خلاف انسان از واقع، چندانكه امر موهوي را موجود ويا موجودي را موهوم بپندارد.  
اشتباه در حوزه حقوق بين‌الملل كيفري نيز مطرح مي‌شود. ماده ۳۲ اساسنامه دادگاه بين‌المللي كيفري در دو بند به بحث پيرامون اشتباه مي‌پردازد. به هر حال با بررسي مختصر اساسنامه و توجه به نظام حقوق كيفري داخلي كشورها روشن مي‌شود كه برخي از اشتباهات مسئوليت كيفري را رفع مي‌كند، حال آنكه برخي ديگر اينگونه نيستند. اشتباه از آنجا كه تاثيري در عالم خارج نمي‌گذارد جزو علل رافع مسئوليت شمرده مي‌شود. به ديگر سخن، در اشتباه ؟؟؟ عمل ارتكابي به قوت خود باقي مانده است. 
براي بررسي بيشتر در اين زمينه ابتدا به بررسي مختصر اشتباهات غيرقابل قبول و يا بنا به تقسيم فلچر اشتباه نابجا  در مقابل اشتباهات بجا مي كنيم. گفتار اول اشتباهات نابجا 
الف) اشتباه در مكان 
براي صدور حكم محكوميت متهم به يك جرم، دادستان بايد ثابت كند كه جرم در داخل يك ايالت يا در داخل حزه قضايي دادگاه ارتكاب يافته است.  
براي محكوم ساختن يك‌فرد، بنا به قوانين ايالت كاليفرنيا، دادستان كاليفرنيا، جز در موارد استثنايي بايد ثابت كند كه جرم در آن ايالت واقع شده است. فرض كنيد كه تيراندازي به افسر پليس در ايالت كاليفرنيا به وقوع پيوسته، ولي مرتكب ادعا مي‌كند كه وي تصور مي‌كرده او و افسر پليس در داخل قسمت حوزه قضايي نواداد در درياچه تاهو قرار دارند، درياچه تاهو در مرز دو ايالت كاليفرنيا و نوادا و در ۳۷ كيلومتري شمال غربي شهر رنو، ايالت نوادا قرار دارد. يك قسمت از درياچه تاهو جزو ايابت كاليفرنياست و قسمت ديگر به ايالت نوادا تعلق دارد. متهم در قسمت مربوط به ايالت كاليفرنيا مرتكب جرم شده، ولي ادعا مي‌كند كه «فكر» مي كرده در قسمت مربوط به ايالت نوادا به سمت افسر پليس شليك كرده است. آيا اين اشتباه بجاست؟ متاسفانه خير، مهم آن است كه چه انجام شده، نه آنكه متهم فكر مي‌كرده آن كار را كجا انجام مي‌دهد. 
اما در همين حالت مي‌توان تصور حالتي را كرد كه زني در يك تشتي واقع در آبهاي درياچه تاهو به رو ؟؟؟ گري مي‌پردازد. رو ؟؟؟ گري در ايابت كاليفرنيا جرم محسوب مي‌شود، ولي در ايالت نوادا اين عمل جرم محسوب نمي‌شود.اين زن در آبهاي قسمت ايالت كاليفرنيا مرتكب رو؟؟ گري شده و تحت تعقيب قرار مي‌گيرد. اما ادعا مي‌كند كه فكر مي‌كرده در ايالت نوادا قرار دارد. در اينجا اشتباه وي به نظر رافع مسئوليت كيفري خواهد بود. ذكر اين نكته ضروري است كه درحقوق بين‌الملل كيفري با توجه بر اعمال صلاحيت جهاني و نوع اعمال جرم‌انگاري شده، فرض تحقق چنين اشتباهاتي وجود ندارد. 
ب: اشتباه در مصونيت : فرض كنيد كه كارمند يك سفارت‌خانه تصور مي كند كه به خاطر شغلش، از مصونيت سياسي در قبال جرايم ارتكابي برخوردار است. از اين رو، در حال مستي رانندگي مي‌كند، ولي واقعيت امر چيز ديگري است و كاركنان در آن سطح از مصونيت بهره‌مند نيستند. آيا اين اشتباه بجاست؟ خوشبختانه خير. ما به دنبال آنيم كه آيا وي واقعا مصونيت داشته يا خير، نه اينكه تصوري داشته است. وجود اين اشتباهات نابجا، ما را وا مي‌دارد تا قواعدي براي اشتباهات بجا طرح‌ريزي كنيم. براستي علت چيست كه برخورد ما با اشتباه در مكان و اشتباه در تشخيص يك انسان به عنوان هدف و ماكن كاغذي با يكديگر متفاوت است؟ ارسطو كه اشتباه را در زمره علل رافع مسئوليت كيفري مي‌دانست، ديدگاه خود در باب اشتباهات بجا را قاعده‌مند كرده بود. وي معتقد بود كه اشتباهات بجا اختيار انتخاب در عمل را از مرتكب سلب مي‌كند. اگر شخص نداند كه هدف او يك انسان است، ديگر نمي‌توان گفت كه او با اختيار خود وي را هدف گرفته است. اصل بر اين است كه در صورت ارتكاب غيرارادي عمل شخص مسئول و سرزن‌پذير دانسته نمي‌شود.  
براي اعمال اين اصل در موارد فرضي فوق، بايد سوال خود را از نو مطرح سازيم: چه هنگام غيرارادي بودن عمل، سبب از بين رفتن مسئوليت مرتكب مي‌شود؟ اشتباه درباره مكان(كاليفرنيا و نه نوادا) نمي‌تواند هيچ نقشي،نه در تصميم مرتكب و نه در عمل انجام شده، داشته باشد. ضرب‌وجرح و قتل در هر ايالتي كه باشد جرم است. اشتباه درباره مصونيت نسبتا متفاوت خواهد بود. رانندگي در حال مستي براي همه، چه ديپلمات و چه مردم عادي، خطا محسوب مي‌شود. ولي اشتباه در اينجا برانگيزه مرتكب در نقض قانون تاثير داشته است. او ممكن است مدعي شود كه اگر از امكان تعقيب كيفري در رده خود آگاهي داشت، هيچ‌گاه قوانين رانندگي را نقض نمي‌نمود. 
اگر اشتباه در امري ماهوي باشد، مثل اشتباه در تشخيص انسان به عنوان يك ماكت كاغذي، ترديدي نيست كه اشتباه صورت گرفته در ارزيابي ما از مسئوليت مرتكب موثر خواهد بود، ولي اشتباه در امور شكلي، مثل اشتباه در صلاحيت دادگاه يا مصونيت از تعقيب، تاثير كمي بر مسئوليت مرتكب در قبال ارتكاب جرم خواهد داشت. 
ادعاي راننده مست، همچون ادعاي يك قاتل زنجيره‌اي در مدت مرور زمان قتل است. هيچ كدام از اين اشتباهها به لحاظ اخلاقي قانع‌كننده نيستند. قانون مجازات آلمان عامل موقوفي تعقيب خاصي براي جرم سرقت در درون اعضاي خانواده پيش‌بيني كرده است.  اين جرايم قابل گذشت بوده و تنها با شكايت شاكي قابل تعقيب هستند. شايد كسي استدلال كند كه عضويت بزهديده در خانواده مرتكب از شدت جرم مي‌كاهد، ولي ديدگاه بهتر آن است كه بگوييم: سرقت همان سرقت است، ولي خانواده در اينجا جايگزين نظام كيفري مي‌شود و در گام نخست، اين نظام خانواده است كه بايد پاسخ‌گويي به اين مشكل را بر عهده بگيرد. از اين رو، اگر متهم مال را به  تصور اينكه متعلق به يكي از اعضاي خانواده است بربايد و بعد معلوم شود كه متعلق به شخص ديگري است، اشتباه وي ربطي به خطاي موجود در سرقت نخواهد داشت. تحليل عملي اين ماده از قانون آلمان نشان مي دهد كه اين ماده كاملا كيفيات مژده ؟؟ اشتباه در مناسب است،  ولي اخيرا يك پرونده در آمريكا به ما نشان داد كه چگونه قضاوت صحيح مي‌تواند دست خوش ملاحظات سياسي گردد. دومين مورد فرضي در موارد طرح شده در ابتداي اين مبحث را در نظر بگيريد: «مرتكب تصور مي‌كرده كه بزهديده يك مامور خصوصي است، حال آنكه در واقع وي يك مامور بين‌المللي بوده است.»فرض كنيد كه ضرب و جرح يك افسر بين‌المللي كه بزه مشددي باشد كه قابل محاكمه در دادگاههاي بين‌الملل است. آيا موقعيت افسر بر درجه خلاف نيز تاثير مي‌گذارد يا تاثير آن در همان حد صلاحيت دادگاههاي بين‌الملل باقي مي‌ماند؟ اين مسئله در پرونده ايالات متحده عليه فئولا مطرح گشت. متهمان براي ضرب‌ و جرح اشخاصي كه آنها را نمي شناختند و در حقيقت ماموران لباس شخصي فدرال بودند، تباني نموده بودند. قبل از قضاوت درباره اصل اتهام تباني، ابتدائا بايد بررسي مي‌شد كه آيا جهل در مورد هويت افسر فدرال، بر جرم موضوع تباني، يعني«ضرب و جرح مامور فدرال» تاثير مي‌گذارد يا خير. قاضي استوارت و قاضي داگلاس استدلال نمودند كه بي‌ترديد اين جرم ماهيتا ضرب‌وجرح مشدد است و از اين رو جهل نسبت به شرايط مشدده در ارزيابي تقصير مرتكب تاثير خواهد داشت. با اين همه، اكثريت قضات. در نظريه خود كه قاضي بلكمن  آن را تحرير مي‌نمود، استدلال كردند كه «عنصر ‏فدرال» در اين جرم مرتبط با صلاحيت دادگاه است، چنانكه لازمه تشكيل جرم«سرقت فدرال»، معامله اموال مسروقه است. 
به نظر مي‌رسد كه بلكمن تاثير اشتباه در خلاف تيراندازي به ماموران فدرال را پذيرفته، ولي در نتيجه گيري متناقض خود اين نكته را اعمال نمي‌كند.  اگر اين گونه اشتباهات مي توانست مسئوليت مرتكب را تضعيف كند، هدفي سياسي زير سوال مي‌رفت؛ چرا كه كنگره، هميشه از كاركردهاي پليس فدرال حمايت مي‌نمود. اين تدبير آكنده از زبان بازي به خوبي نشان مي دهد كه چطور، دادگاه به سادگي ممكن است عدالت خواهي را قرباني اهداف كوتاه مدت سياسي بنمايد. 
هـ) اشتباه در رضايت 
سردرگمي در مورد تعيين دامنه اشتباهات بجا، بنا بر اصول سياست، هميشه وجود داشته است؛ مخصوصاً در آمريكا كه دادگاهها به علت تعارض ميان عدالت‌خواهي و ضروريات سياسي ضربة زيادي خورده‌اند. يك نمونة خوب در اين زمينه محاكمة ما يك تايسون  مشت‌زن مشهور، در ژوئيه ۱۹۹۱ است. وي متهم بود كه به دزايري واشينگتون  كه در يك قرار ملاقات دوستانه، به ملاقات او در هتل رفته بود، تجاوز به عنف كرده است. تايسون ادعا نمود كه او رضايت داشته است. واشينگتون مي‌گفت كه او «نه» گفته بوده است. اين محاكمه بهانة خوبي به دست فيمينيستها داد كه به درستي اصرار داشتند كه اگر زني به اختيار خود، آخر شب به ملاقات مردي در هتل مي‌رود، اين بدان معني نيست كه به رابطة جنسي رضايت داده است. با اين همه، ممكن بود كه تايسون بر اين «باور» بوده است كه او رضايت داشته است. 
به عبارت ديگر، حتي اگر رضايت هم نداشته است، لااقل مي‌توان گفت كه تايسون در مورد تمايل زن به رابطة جنسي اشتباه مي‌كرده است، ولي اهميت سياسي فرستادن اين پيغام به مردان كه «نه يعني نه» و اينكه نبايد رضايت جنسي زنان را مفروض بگيرند، سبب شد تا استدلالات مربوط به تأثير ادعاي اشتباه تايسون در ارزيابي مسئوليت كيفري وي به خاطر اجبار به رابطة جنسي ناديده گرفته شود. 
پيام‌رساني به مردم و اجراي عدالت در اين پروندة بخصوص، بيانگر وجود اهداف متمايز و متعارض در محاكمات كيفري است. اولي رو به آينده دارد و دومي به دنبال يافتن حقيقت در حادثة منحصر به فردي است كه قبلاً به وقوع پيوسته است. حكم هيأت منصفه بايد ميان اين دو ملاحظة عيني، آشتي برقرار مي‌كرد. آنها مي‌توانستند به مردم اعلام كنند كه «نه يعني نه» و در همان حال، مسئلة شخص متهم را به عنوان علت رافع مسئوليت كيفري تجاوز به عنف در نظر مي‌گرفتند. 
اگر زني در واقع رضايت نداشته باشد، متحمل تعرض جنسي خلاف قانوني شده كه «تجاوز به عنف» نام مي‌گيرد، ولي اين بدان معني نيست كه يك متهم بخصوص ـ فردي كه در جايگاه متهم ايستاده ـ بايد به اتهام تجاوز به عنف مسئول شناخته شود. اگر متهم در زمان ارتكاب عمل ديوانه بوده، پاسخگو نخواهد بود و به همين ترتيب، بايد پذيرفت كه اگر متهم اشتباه صادقانه و منطقي دربارة رضايت زن داشته باشد، مسئول شناخته نخواهد شد. 
برخلاف اين ديدگاه معقول درباب بجا بودن اشتباه تايسون، دادگاه از ارائة توصيه در اين زمينه به هيأت منصفه خودداري ورزيد. هيأت منصفه حتي در صورت احراز: «باور صادقانه و منطقي»  مايك مبني بر رضايت دزايري، باز هم هيچ راهي براي تبرئة وي نمي‌يافت. با كمال تعجب، دادگاه فرجام ايالت اينديانا هم تصميم دادگاه مبني بر عدم ارائة مشاوره به هيأت منصفه درباب ملاك ارزيابي، اشتباه تايسون را تأييد نمود. بسياري از دادگاهها با مسئلة اشتباه، همين گونه برخورد مي‌كنند و بخصوص در موارد «تجاوز به عنف قانوني»  اشتباه منطقي مرتكب، دربارة سن دختر را ناديده مي‌گيرند.  اين لغزش ايشان، بسيار اسف‌انگيز است. قبول اشتباه «صادقانه و منطقي» متهم جمع مناسب دو هدف عيني متضاد در محاكمه است: صحه گذاشتن بر يك اصل (نه يعني نه) و اجراي عدالت در يك پروندة بخصوص. 
و) اشتباه حكمي
اصطلاح «مسئوليت مطلق»  در حقوق جزا اشاره به درنظر نگرفتن اشتباه يا اتفاقي است كه بنا به اصل بايد مؤثر در مسئوليت كيفري متهم باشد. نمونه بارز اين دسته از جرايم در حقوق ايران بزه كشيدن چك بلامحل است . به عبارت ديگر، هرگاه با اشتباه «بجا» همانند اشتباه «نابجا» برخورد شود، مسئوليت مطلق فرض شده است. اگر بگوييم دادگاه ايالتي اينديانا به مايك تايسون، مسئوليت مطلق بار نمود، سخن به گزاف نگفته‌ايم. به هر حال، صحيح نيست كه عدم تأثير اشتباه در مكان و مصونيت را موجب مسئوليت مطلق بدانيم؛ چرا كه اين دسته از اشتباهات با ملاك نخست ما سازگار نيستند. 
ضرب‌المثل «جهل به قانون رافع مسئوليت نيست»  در بسياري از سيستمهاي حقوقي ريشه دوانده است، به طوري كه اشتباه در اين گونه موارد مؤثر در مسئوليت و تقصير دانسته نمي‌شود. در نتيجه، رويه عدم توجه به اشتباه حكمي (جهل حكمي) ممكن است در بدو امر به عنوان نوعي «مسئوليت مطلق» به نظر نرسد. در پروندة هاپكينز عليه ايالت ، يك كشيش به علت ارتكاب بزه قانوني پست كردن اعلاميه دعوت از زوجين براي ازدواج، مسئول شناخته شد، هر چند مدير كل دادستاني  ايالت به او گفته بود كه پست كردن اين گونه اعلاميه جرم محسوب نمي‌شود. 
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر

مطالب سودمند و جالب برای افرادی که می خواهند در مورد بورس های داخلی و بین المللی اطلاعات مفید و همه جانبه بدست آورن و همچنین دانش اموزا و دانشجویان رشته های اقتصاد، علوم اجتماعی، تجار و بازرگانلن و سرمایه گذاران بورس.

در این مقاله تحقیقی و آموزشی شما مطالب زیر را دریافت می کنید:
  •  بورس های بین المللی “تبادلات ارزی”


  •  بازار سهام

  •  آشنایی با بازار کالاها Commodity

  • آشنایی با اوراق بهادار Bond Market
  • آشنایی با بازار تبادلات ارزی Foreign Exchange
  • اصول انحصاری مقایسه بورس های بین المللی


  •  انواع معاملات


  •  ISO کدها (نمادها)


  •  مفهوم جفت ارز (Currency Pairs)


  •  واحد سنجش تغییرات جفت ارزها (PIPs, Points)


  •  مفهوم (Spread) و قیمت خرید و فروش (Bid&Ask)


  •  تعریف (Leverage) اهرم افزایش سرمایه


  •  Amount، Lot واحد اندازه گیری حجم معاملات


  • اصول انجام محاسبه سود و زیان


  • آشنایی با Market Orders


  • آشنایی با Pending Order

  • روشهای بررسی بازارهای مالی
  • مفهوم بهره شبانه و نحوه محاسبه در معاملات
  • اصول نصب نرم افزار (MetaTrader)

  • آموزش نصب و استفاده از نرم افزار 

  • وبسیاری مطالب مفید و کاربردی در مورد بورس و سرمایه گذاری

آشنایی با بورس های بین المللی “تبادلات ارزی”

بورس و بورس بازی از زمان های دور مورد توجه سرمایه داران و تاجران بوده است. در این بین تبادلات ارزی با سابقه ای به اندازه تاریخچه اختراع پول برای خود پیشینه معاملاتی دارد. از سال ۱۸۷۶ تا جنگ جهانی اول پایه ارزش هر ارز، بر مبنای پشتوانه طلا باعث ثبات نسبی ارزها در مقابل یکدیگر بود قبل از این تاریخ دولت ها و کشورها همیشه سعی در تضعیف ارز خود را داشتند و این مساله عموما منجر به تورم و ناکارآمدی اقتصاد ها می شد. پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۴) توافقنامه ای با نام برتن وودز (Bretton Woods) ایجاد شد که بر مبنای آن کشورهای امضا کننده متعهد شدند ارزش پول خود را در ارزش ثابتی در برابر دلار نگه داری کنند و نرخ مرجع دلار نیز، ۳۵ دلار برای هر اُنس طلا تعیین گردید. در این توافقنامه هیچ کشوری مجاز نبود به خاطر منافع تجاری ارزش ارز خود را بیش از ۱۰ درصد در مقابل سایر ارزها کاهش دهد. این سیستم که برای ایجاد ثبات پولی بین المللی ایجاد شده بود با کاستی ها، نابسامانی ها و جلوگیری از به جریان افتادن سرمایه ها همراه بود. سرانجام در سال ۱۹۷۱ توافقنامه برتن وودز باطل گردید و از سال ۱۹۷۳ ارزش ارزهای کشورهای مهم صنعتی در بازارهای بین المللی شناور اعلام شد. در ابتدا، آزاد سازی ارزش ارزها بعد از سال ۱۹۷۳ اغلب روند کند تغییرات قیمت در بین ارزها را به دنبال داشت ولی آزادسازی کمک شایانی به ارزش گذاری ارزها بر مبنای عرضه و تقاضای بازارهای بین المللی انجام داد. به مرور با کاهش مقررات، آزاد شدن بازار و فعالیت بازیگران در بازارهای مالی جهانی، کاراترین بازاری که تا به حال بشر به خود دیده به وجود آمد.  امروزه دولت ها، بانک ها، شرکت های تجاری، سوداگران و مردم عادی پنج گروه عمده شرکت کنندگان بازار تبادلات ارزی هستند و در این بین از دهه ۱۹۹۰ به این سو با پیشرفت تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی روند نظارت بر بازارهای جهانی، اجرای سفارش ها، تحلیل فرصت های مالی و گسترش این بازار سرعتی بیش از پیش پیدا کرده است.

  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

برآوردهاي تازه حكايت از آن دارند كه ۴ سال طول خواهد كشيد تا ICTY بررسي هاي خود را به پايان رساند و حداقل ۱۰ سال هم زمان محاكمات و تلاش براي استيناف صرف خواهد شد . بر همين اساس تخمين زده مي شود كه پيمان رم حداقل در سال ۲۰۰۲ به اجرا در آيد. بنابر همين برآوردها مي توان گفت، حداكثر زمان اين محاكمات ۸ سال زمان خواهد برد؛ ۴ يا ۶ سال نيز از  زماني كه يك محاكمه ممكن است آغاز شود، زمان احتياج دارد.
متأسفانه نمي توان محاكمات را طي اين دوره تخمين زد چرا كه كاهش حجم كاري ICTY و فعاليت حقوقي در ICC ممكن است فاصله زماني ياد شده را كوتاه تر نمايد.
گزينه ديگر در برابر ICC الزام به تعهدات تازه در برابر تعهدات دريافتي ICTY خواهد بود. يكي از احتمالات ديگر اين است كه ICTY مركز خود را از محل كنوني تغيير دهد .
چنين وضعيتي بستگي به كار ارجاعي به ICTY دارد كه هنوز از برخي تسهيلات استفاده مي كند و به اندازه كافي نسبت به ICC گسترش پيدا كرده و به عنوان يك بخش تنها بالغ بر ۲۱۰ نفر كارمند را در خود جاي داده است. در هر صورت مخارج مرتبط با اقدامات اوليه دادگاه به طور زيادي وابسته به امنيت كه آيا هلند با دريافت هزينه هاي ساختمان به اين امر كمك خواهد كرد. اين مسال با هم مرتبط هستند، به طوري كه دولت آلمان نيز هزينه مخارج ساختمان اختصاص يافته به محاكمات دادگاه حقوق درياها را دريافت نمي كند. دادگاه نيازمند تأمين مالي مخار اوليه نظير هزينه هاي راه اندازي يا پرداخت هاي ادواري است. اجاره بهاي سالانه رقمي بين ۶۰۰ هزار تا ۲ ميليون دلار هزينه دربر خواهد داشت. هزينه اجاره بهاي ساختمان اصلي ICTY براي سال ۲۰۰۰ بالغ بر ۲/۲ ميليون دلار است و هزينه اجاره ديگر بخشها نيز تا ۶۰۰ هزار دلار محاسبه شده است.
دادگاه احتمالاً مخارج مرتبط با ساختمان و اقدامات متناوب مقدماتي را خواهد داشت. هزينه ساختمان ICTY در ۶ ماه اول ۱۹۹۶ بالغ بر ۹۱۰ هزار دلار بوده است. هر چند تأمين ساختمان مقر اصلي ICTY از سوي چندين كشور صورت گرفت . هزينه هاي ساختماني بخشهاي جديد ICTY بالغ بر ۷/۱ ميليون دلار برآورد شده است .بي توجه به اينكه دادگاه، مقر كنوني ICTY را در اختيار بگيرد و از امكانات موجود تا زماني كه قابل استفاده است بهره ببرد يا امكانات ديگري را اختيار كند، به يك سالن محاكمه تا زماني كه ساختمان دائمي آن قابل استفاده يا عملياتي شود، احتياج خواهد داشت . دادگاه همچنين هزينه هاي راه اندازي نظير مبله كردن ساختمان و وسايل راحتي و كار را نياز دارد. بعلاوه ترتيبات و انجام اين امور دادگاه نياز به وسايل نقليه،‌ويدئو و امكانات و غيره دارد. مقايسه هزينه هاي اين دادگاه با هزينه هاي صورت گرفته براي ICTY و ICTR نيز مفيده فايده واقع نخواهد شد چرا كه دادگاهها و محاكم خود را براي وضعيت هاي ويژه آماده مي كنند. هر چند كه بنابر تجربيات محاكم و بستر به معيارهاي پذيرفته شده براي كمك هاي بلاعوض، دادگاه مي بايست امكان مشاركت مختلف را در نظر بگيرد .
سناريوي عملياتي
بودجه دادگاه حقيقتاً بايد براساس تعداد و ماهيت موارد پيش روي آن تعيين شود. از آنجا كه دادگاه يك اقدام بي سابقه و بي نظير است هيچ سابقه اي براي استناد و اتكا به آن براي اقدام وجود ندارد و به علت اينكه احكام صادره دادگاه عطف به ماسبق نمي شود هيچ راهي براي پيش بيني آينده موارد ارجاعي وجود ندارد. در سايه احكام صادره دادگاه مي تواند وضعيت هاي بزرگي را مديريت كند كه از جمله اينها مي توان از نسل كشي، جنايات جنگي و جنايات عليه بشريت ، انجام بازرسي هاي پيچيده، محاكمات متعدد، دريافت شهادت صدها شاهد، همانند اقدامات ICTR و ICTY را نام برد. اين دادگاه همزمان توانايي مديريت و اداره كردن وضعيت گرفتار آمده در يك درگيري همچون يك حمله بين المللي عليه شهروندان يا يك ساختمان اختصاص يافته به اهداف خيرخواهانه را داراست. هر برآورد عجولانه اي از آنجا كه ضوابط روش كار و دريافت شهادت نهايي نشده بي تأثير خواهد بود. مقررات، الزامات مالي متعددي نظير روش رسيدگي؛ دعاوي حقوقي (براي نمونه احتمال محاكمات تركيبي) ، ميزان شاخص جنايات و شاهدان احتمال تشكيل يك واحد دفاعي و فرصت مشاركت قربانيان در محاكمات خواهد بود. چنين مي توان گفت كه، به واسطه يا به خاطر اين آزمون، برخي از انديشه ها بخاطر آن دسته از عواملي كه ممكن است از طريق الزامات بودجه اي قابل پيش بيني باشند، عملي شوند.
مخارج ICTY و ICTR
اگر چه بودجه هاي ICTY و ICTR راهنماهاي خوبي نيستند، اما به خوبي روشن مي شود كه هزينه هاي گذشته ICTY از هنگام تأسيس به ۳۸۰ ميليون دلار بالغ شده است، ضمن اينكه هزينه هاي ICTR به حدود ۲۹۳ ميليون دلار مي رسد. آنچنان كه درباره ICTY آمد، هزينه هاي آن طي ۳ سال گذشته متعدد شده است. در سال ۱۹۹۷ با يك اتاق محاكمه يا دادگاه فعال، ۲ محاكمه، ۱۴۲ شاهد، ۹ بازرس و ۲۰ نفر بازداشتي (در پايان سال) هزينه هاي آن بالغ بر ۳/۳۶ ميليون دلار شد. در ۱۹۹۸ با ۳ اتاق محاكمه عملياتي از اواسط سال، ۲۶ بازداشتي، ۸ محاكمه، ۴۰۷ شاهد و ۲۰ بازرس هزينه هاي اين اقدامات به ۵/۶۵ ميليون دلار افزايش پيدا كرد. در ۱۹۹۹ هزينه برآورد شده به ۱/۹۵ ميليون دلار جهش پيدا كرد كه شامل ۹ محاكمه، ۲۷۰ شاهد، ۱۴ بازرس و ۴۰ بازداشتي مي شد.
بنابر تجربيات به دست آمده از ICTY و ICTR، تخمين زده مي شود كه اگر دادگاه جنايي بين المللي وضعيت مشابهي را بخواهد اداره كند هزينه هاي آن بيش از اينها خواهد بود.
قابل توجه اينكه، اگر ICC چنين موقعيت هايي را اداره كرده بود احتمال مي رفت كه به ۴ دليل هزينه هاي اقدامات آن حتي از اينها نيز فراتر برود. نخست اينكه، ICTY و ICTR حوادثي را اداره مي كنند كه عمليات ها و اقدامات آنها متناسب با آن حوادث باشند، و موجب صرفه جويي هاي واقعي گردند. دوم، پيمان رم تأكيد مي كند كه اداره بازرسي بايد امور اداري ويژه خود و جدا از ICTY و ICTR كه بايگاني هاي آنها امور اداري مربوط به اداره بازرسي و اتاق هاي محاكمات را انجام مي دهند، داشته باشند. اين گونه ترتيبات هزينه هاي اضافي را در برخواهد داشت چرا كه چنين امري موجب برخي اضافه كاريها خواهد شد. سوم، ICC از ۶ زبان رسمي بهره مي برد در مقايسه با ICTY و ICTR با ۲ زبان   اين كار هزينه هاي قابل پيش بيني ترجمه را افزايش مي دهد و مدت انجام كار را طولاني تر مي نمايد و بدين ترتيب ساير هزينه ها را افزايش خواهد داد . چهارم، رويه كاري به طور مشخص متفاوت است، از جمله اينكه قربانيان حوادث حق شركت در محاكمات دادگاه را دارند (ماده ۶۸۰) و محاكم كه مي بايست بر مبناي بازگشت قربانيان به موطنشان حكم صادر كنند (ماده ۷۵).
اين عناصر جديد در مقايسه با ICTY و ICTR از آنجا كه قربانيان شركت كننده در محاكمات نيازمند خدمات اطلاعات و مشاوره هاي مالي و حقوقي احتمالي خواهند بود بويژه كار بايگاني ها و ادارات را افزايش خواهند داد . بعلاوه، ICC بايد مجمع و ادارات خود را ايجاد كند.
موضوع مخارج و هزينه ها 
هرگاه كه يك موضوع يا وضعيتي به دادگاه ارجاع شده باشد دفتر بازرسي بيشتر هزينه ها را تحميل خواهد كرد. در ICTY ميانگين زمان از آغاز يك بازرسي تا زمان اعلام جرم ۱۲ ماه طول خواهد كشيد و از زمان اعلام جرم تا برگزاري محاكمه ۱۲ ماه ديگر زمان احتياج خواهد داشت. هنگامي كه اعلام جرم مي شود و متعاقب آن بازداشت صورت مي گيرد اداره مربوط مسئوليت هاي آن را پيش بيني كرده است چرا كه اين دفتر در مقابل مديريت و كلاس دفاع و واحدهاي بازداشت پاسخگو است. هنگامي كه محاكمه آغاز مي شود در برابر سفر و ارايه خدمات و پشتيباني از شاهدان و ارايه مشاوره به قربانيان شركت كرده در محاكمه مسئوليت دارد. در سال ۱۹۹۹ ميلادي توزيع هزينه هاي ICTY ميان واحدهاي ۳ گانه آن به ترتيب با ۸/۲ (محاكمه) ، ۵/۲۸ درصد (بازرسي) و ۷/۶۸ درصد براي ادارات و بايگاني بود در عين حال اين ميزان براي ICTR؛ ۹/۱ درصد (براي محاكم)، ۸/۲۳ درصد (تعقيب كيفري) و ۷۴ درصد ادارات و امور دفتري بوده است.
هزينه هاي اصلي دادگاهها همواره مربوط به هزينه هاي اداري حد متوسط ۴۵ تا ۶۰ درصد كل مخارج دادگاهها را به خود اختصاص مي داده است. در دومين و سومين بخش همانگونه كه پيشتر گفته شد هزينه هاي پرداخت به وكلاي مدافع و مخارج اقدامات عمومي پست كه هر كدام تقريباً ۱۳ درصد كل بودجه دادگاهها را به خود اختصاص مي دهند.
كارمندان
يكي از هزينه هاي اصلي اين دادگاه هزينه هاي مربوط به كارمندان است. در اين زمينه بايد گفت در ۲ سال نخست فعاليت ICTY هزينه هاي پرسني دادگاه ۱۶ ميليون و ۱۴۱ هزار و ۶۰۰ دلار يا ۴۵ درصد كل مخارج به مبلغ ۳۵ ميليون و ۸۶۸ هزار و ۱۰۹ دلار طي دوره مزبور بوده است. هزينه هاي پرسنلي ICTY در نيازهاي بودجه اي براي سال ۲۰۰۰ بالغ بر ۵۸ ميليون و ۸۰۲ هزار و ۲۰۰ دلار يا ۵۹ درصد كل بودجه تخميني برآورد شده بود. بسته به ماهيت پرونده ها يا مواردي كه دادگاه بايد اداره كند، كاركنان مورد نياز ممكن است به يك هزار نفر هم برسد. در مقايسه، ICTY 838 عضو در سال ۱۹۹۹ داشت و ICTR نيز ۷۷۹ كارممند را در همان سال به كار گرفته بود.
  • بازدید : 81 views
  • بدون نظر

قرارهای تأمین کیفری از جمله قرارهای اعدادی هستند که در مرحله تحقیقات مقدماتی از سوی مقام قضایی صادر می­شود که از میان قرارهای مزبور، قرار بازداشت موقت از اهمیت خاصی برخوردار است.

بازداشت متهم که از آن در حقوق کیفری ایران به توقیف احتیاطی نیز تعبیر شده است عبارتست از سلب آزادی از متهم و زندانی کردن او در طول تمام یا قسمتی از تحقیقات مقدماتی که ممکن است تا صدور حکم قطعی و یا اجرای آن ادامه یابد و هدف از آن حصول اطمینان از دسترسی به متهم، حضور به موقع وی در مرجع قضایی، جلوگیری از فرار یا اخفای وی و یا امحاء آثار جرم و تبانی با شرکاء و معاونین احتمالی جرم می­باشد.

در این مقاله تلاش گردیده با توجه به آنکه مفاد زیادی از اعلامیه­ های جهانی و منطقه­ ای حقوق بشر، دارای موازینی در ارتباط با اصول آیین دادرسی کیفری من ­جمله حفظ حقوق متهم و تحدید بازداشت موقت هستند، حتی ­المقدور نواقص و کاستی­ های موجود قوانین آیین دادرسی کیفری بررسی و امید است به منظور بهینه سازی قواعد آیین دادرسی کیفری با اصول فوق، مقایسه و مطابقت داده شود.

  • بازدید : 150 views
  • بدون نظر

قیمت : ۱۲۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۷۰    کد محصول : ۲۴۴۳۵    حجم فایل : ۷۱۶ کیلوبایت   
دانلود تحقیق و مقاله مجازاتهای جايگزين در مورد اطفال بزهكار و تطبيق آن با اسناد بين المللی

عنوان مقاله: مجازاتهای جايگزين در مورد اطفال بزهكار و تطبيق آن با اسناد بين المللی

در مقدمه این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد چنین می خوانیم:

۱- طرح مساله
در سالهاي اخير، مجازات حبس ، موضوع ايرادات فراواني قرار گرفته است . به همين جهت، مساله جايگزين ساختن حبس با مجازاتهاي مناسبتر ديگري كه از مضرات و مفاسد آن به دور باشند به طور جدي مطرح گرديده است. اگرچه اين مساله در مورد تمام بزهكاران اعم از اطفال و بزرگسالان حائز اهميت است ليكن با توجه به ويژگيهاي اطفال بزهكار و لزوم داشتن نگرش خاص نسبت به اين دسته و نيز افزايش نرخ بزهكاري اطفال و نوجوانان در سراسر جهان، موضوع مورد بحث در خصوص اين گروه ، مستلزم توجه بيشتري است.
بدين ترتيب، در اين نوشته، انواع مجازاتهاي جايگزين ، شرايط و نحوه اجرا، مزايا و معايب و ساير مسائل پيرامون آنها در مورد اطفال بزهكار مورد مطالعه قرار خواهد گرفت كه ضمن بحثهاي كلي در خصوص آلترناتيوهاي حبس كه بسياري از آنهادر مورد بزرگسالان نيز قابل استفاده مي باشد، توجهي ويژه به واكنشهاي متخذه در برابر اطفال و نوجوانان بزهكار خواهد داشت.
علاوه بر اين، چندي است كه موضوع مجازاتهاي جايگزين، خصوصاً در مورد اطفال بزهكار، در ايران نيز مطرح شده و مسوولين امر نيز با برگزاري همايشها و سمينارهاي متعددي علاقه خود را به اين موضوع، ابراز نموده اند و حتي لوايحي نيز جهت ايجاد و اجراي آلترناتيوها تنظيم شده است. از طرف ديگر در حوزه بين المللي نيز مساله بزهكاري اطفال و نحوه واكنش در برابر آن مورد توجه قرار گرفته و خصوصاً سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه هاي متعددي نشان داده كه براي اين امر، اهميت ويژه اي قائل است.
لذا در اين نوشته علاوه بر بحثهاي كلي مطروحه در مورد انواع جايگزينها، مقررات داخلي ايران در اين خصوص با مقررات موجود در اسناد بين المللي مورد تطبيق قرار خواهند گرفت.

۲- تحقيقات و مطالعات قبلي
رساله ها و كتب متعددي در خصوص بزهكاري اطفال وجود دارد. ليكن اكثر آنها، بيشتر، مسائل مربوط به علل بزهكاري اطفال، مسووليت كيفري، مقررات دادرسي، نحوه محاكمه و پيشگيري از ارتكاب جرايم صغار را مطرح نموده، به مساله تصميمهاي مناسب در قبال اطفال و نوجوانان معارض قانون، كمتر پرداخته اند.
كتابها و رسالاتي كه در آنها اين مساله، قسمت مهمي را به خود اختصاص داده از اين قرارند:
– كتاب «حقوق كيفري اطفال در اسناد سازمان ملل متحد» تاليف خانم مريم عباچي كه در يك كتاب به تمام مسائل مربوط به اطفال بزهكار از جمله مسؤوليت كيفري، انواع جرايم ارتكابي، آيين دادرسي، مقررات مربوط به نگهداري اطفال بزهكار و … صرفاً از ديد اسناد بين المللي پرداخته، به نحوي كه به انواع مجازاتهاي مورداستفاده ، غير از حبس، صرفاً در پنج صفحه پرداخته شده و طبعاًَ بسيار خلاصه و از باب اشاره به مقررات بوده است.
– كتاب «جايگزينهاي زندان يا مجازاتهاي بينابين» تاليف آقاي دكتر محمد آشوري كه در حين تهيه اين پايان نامه منتشر گرديد كه اگر چه به طور مفصل انواع جايگزينها را مورد بررسي قرار داده، ليكن چون در مورد خاص اطفال نمي باشد به برخي تصميمهاي ويژه دادگاه اطفال اشاره ندارد و ضمناً اسناد بين المللي مربوط به اطفال نيز در آن مطرح نبوده، بيشتر، حقوق تطبيقي و مقررات كشورهاي مختلف در آن مورد بحث واقع شده اند.
– ازميان پايان نامه ها، پايان نامه اي با عنوان «جانشينهاي مجازات زندان» كه توسط آقاي علي كرم جاني پور جهت اخذ درجه كارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم شناسي در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران تهيه گرديده است، انواع جانشينهاي زندان را مطرح نموده ليكن نه در مورد اطفال و جانشينهاي خاصي كه در بزهكاري آنها مورد نظر است و نه در مورد اسناد بين المللي خاص اطفال، مطلبي ندارد. علاوه بر اين، به دليل نگارش در ساليان گذشته، برخي از جايگزينهاي جديد را نيز مورد بحث قرار نداده است. ساير رساله‌هاي ارائه شده در دانشگاههاي مختلف، بيشتر به مسائل مربوط به مسووليت كيفري، مقررات شكلي مربوط به دادرسي و مطالبي كلي همچون سياست جنايي ايران در قبال اطفال بزهكار پرداخته اند كه طبعاً در هيچ يك از آنها موضوع ، به طور دقيق از ديد مقررات داخلي و اسناد بين المللي مورد بحث قرار نگرفته است.
اما كاملترين نوشته اي كه در خصوص مساله مطروحه در اين پايان نامه نگارش يافته است، كتاب «دادرسي اطفال بزهكار در حقوق تطبيقي» تاليف خانم دكتر تاج زمان دانش است. ليكن اين كتاب نيز صرفاً ابعادي از موضوع را بررسي كرده و بيشتر به مقررات موضوعه و قوانين ساير كشورها در اين خصوص، پرداخته است و چندان به ابعاد جرم شناسانه موضوع يا وضعيت فعلي مجازات اطفال ، در عمل در ايران توجه نشده است.

۳- ضرورت تحقيق
دهه هاي ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ با تصويب يك چارچوب هنجاري بين المللي در زمينه تشكيلات قضايي نوجوانان همراه بود. حداقل مقررات سازمان ملل متحد در مورد اعمال عدالت يا مقررات پكن، رهنمودهاي ملل متحد براي پيشگيري از بزهكاري نوجوانان يا رهنمودهاي رياض و مقررات ملل متحد براي حمايت از نوجوانان محروم از آزادي همراه با كنوانسيون حقوق كودك، بارزترين نمونه ها در اين زمينه هستند.
بسياري كشورها ، قدمهايي براي تضمين رعايت حقوق اطفال بزهكار و اجتناب از محروم كردن آنان از آزادي برداشته اند. اما در كشور ما، اگرچه امروزه اهميت موضوع براي دولتمردان روشن گرديده و اقداماتي در حال شكل گيري مي باشد ليكن تا به اين لحظه، اقدام عملي جدي در اين خصوص انجام نشده است.
اكنون زمان آن رسيده است كه براي تقويت و اعتلاي نظام قضايي كشور كه در آن، حيثيت و ارزش كودكان، ترفيع داده شده و به جاي اقدامات سركوبگرانه، سازگار كردن ايشان با اجتماع و اصلاح آنها مد نظر باشد، سرمايه گذاري كنيم. يكي از اقدامات مهم در اين زمينه، اصلاح قوانين موجود و تصويب قوانيني است كه به موجب آنها اين امر، تضمين شود كه محروم كردن كودكان از آزادي، تدبيري است كه در آخرين مرحله و براي كوتاهترين زمان ممكن بايد به آن متوسل شد و براي رسيدن به اين هدف بايد وسايل جديد و تصميمهاي ويژه اي را درقوانين در اختيار قاضي اطفال قرار داد.
اسناد بين المللي و خصوصاً قطعنامه هاي سازمان ملل متحد، بهترين راهنماي ما در اين راه خواهند بود و لذا ضرورت دارد كه اين مقررات بررسي شود و در هر مورد، راه حلها و پيشنهادات قابل اجرا با توجه به شرايط كشور ايران، مورد بحث قرار گيرد.

۴- فرضيه ها
فرضياتي كه در تقرير اين نوشته مورد نظر بوده عبارتند از:
– هدف از واكنش نسبت به بزهكاري اطفال، اصلاح بزهكار و باز اجتماعي كردن وي مي باشد.
– مجازات حبس (سالب آزادي) علاوه بر اينكه موجب اصلاح بزهكار نمي شود واجد مفاسد و مضرات عديده اي مي باشد و لذا بايد با مجازاتها و تدابير ديگري جايگزين گردد.
– مقررات فعلي ايران در خصوص مجازات اطفال، ناقص و نامناسب بوده و مستلزم اصلاح است.
– راهكارهاي مطروحه در اسناد بين المللي در خصوص تصميمهاي دادگاه اطفال ، توجه به آنها و تطبيق مقررات داخلي با آنها مفيد است.

۵- روش تحقيق
اجراي طرح عمدتاً مبتني بر روش كتابخانه اي است و با اين روش ، سعي در بررسي موضوع از ديد روانشناسي، جرم شناسي و علوم تربيتي داشته، مسائل نظري حقوقي و مقررات موضوعه در اين باب در اسناد بين المللي و حقوق ايران را بررسي مي كند. در كنار اين روش، سعي شده است با مراجعه به مراجع قضايي، تا حد امكان از احكام اين دادگاهها استفاده شود.

۶ – طرح كلي پايان نامه و روش طرح مطالب
پايان نامه حاضر مشتمل بر يك قسمت تحت عنوان كليات و دو بخش اصلي است. در قسمت كليات، به بعضي مسائل ضروري و برخي مفاهيم لازم همچون سير تاريخي مجازات اطفال، تعريف واژه هاي كليدي، علل بزهكاري اطفال و اهميت آن، هدف از مجازات اطفال و اصول مورد تاكيد در مجازات آنان و نيز مباني و فلسفه مجازاتهاي جايگزين، تاريخچه، انواع و زمينه هاي اجراي آن به طور اجمال و در حد ضرورت خواهيم پرداخت. سپس با طرح يك تقسيم بندي از انواع مجازاتهاي جايگزين در بخش اول به مصاديق جايگزينهايي كه به عنوان مجازات اصلي جانشين حبس مي شوند و در بخش دوم به جايگزينهايي كه در حين اجرا و جهت جلوگيري از اجراي مجازات حبس يا قسمتي از آن مطرح مي شوند اشاره خواهيم كرد. هر يك از انواع جايگزينها در هر بخش، يك فصل را به خود اختصاص داده و در آن طي گفتارهايي به مباحث كلي پيرامون آن جايگزين و نيز مقررات داخلي و اسناد بين المللي در آن مورد، در كنار هم خواهيم پرداخت .

* فهرست مطالب این مقاله (با حجم بسیار کم) را نیز می توانید از اینجا دریافت کنید.

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.


عتیقه زیرخاکی گنج