• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
فایل Word پایان نامه ی تأثيرات جنبه‌هاي بدني بر ابعاد روان شناختي شامل ۳۶۴ صفحه می باشد. بازتاب هاي روحي فرد از جسم خود متأثر از عوامل بيروني (مردم و اجتماع) و عوامل دروني (احساسات و تفكر) مي‌باشد. تصورات منفي نظير ناكارآمدي، وابستگي و … كه ديگران نسبت به شخص دارند تصوير ذهني او را متزلزل مي‌نمايد كه از نظر اجتماعي مي‌تواند نقش مخربي داشته باشد. به طوري كه نمي‌تواند با اجتماع ارتباط صحيح برقرار سازد.  از سوي ديگر اگر شخصي تصوير بدي از عملكرد بدن خود، از رفتار و اخلاق خود داشته باشد، كاستي‌هاي جسمي و رواني خود را بزرگ مي‌انگارد. و بر اساس تصويري كه از جسم خود دارد، عمل مي‌كند و دنيا را غم‌انگيز مي‌شمارد كه به تدريج اين تصور باعث مي‌گردد كه وي خويش را از اجتماع و سايرين جدا و منزوي فرض نمايد. در بررسي جامعه‌ شناختي سعي بر اين بوده است كه موضوع پيري اجتماعي را از زواياي علل و عوامل و تبعات ناشي از آن مورد بررسي قرار دهيم. حجم نسبتاً وسيعي از تحقيقات انجام شده در مورد علل وقوع پيري اجتماعي به طرد، حمايت اجتماعي، قضاوت نامناسب جامعه، رهايي اجتماعي و طراحي نامناسب فضاهاي شهري اختصاص دارد. تأثير اين عوامل بر افراد مي‌تواند موجبات انزوا، محروم شدن از نقش‌هاي اجتماعي، بيگانگي، قرار گرفتن در گروه اقليت و مشكلات اقتصادي در پي داشته باشد. بررسي علل و تبعات روانشناسي پيري اجتماعي نيز ابعادي از حقايقي كه در درون خود نهفته دارد، آشكار مي‌سازد. عوامل رواني كه به نوعي با موضوع مورد مطالعه اين تحقيق مرتبط مي‌باشند، عبارتند از شرايط استرس‌زا، انگيزش، تنهايي و نا اميدي. هم چنين به تبعات رواني متأثر از پيري اجتماعي نيز بايد توجه داشت كه به طور اجمال افسردگي، كاهش عزت نفس، تصوير ذهني نامناسب، تأثير نامطلوب جسم بر روان و نوستالژي مي‌باشند.
در راستاي تأثيرات جنبه‌هاي بدني بر ابعاد روان شناختي، تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد كه كوچك ترين تغييري در رابطه با بدن هر فرد مي‌تواند تغييرات فاحش را در ادراك وي از جهان خارج ايجاد كند. در واقع انسان همانگونه كه جهان را مي‌بيند همان گونه نيز عكس‌العمل نشان مي‌دهد. همين طور همان گونه كه خود را مي‌بيند بر اساس همان ديدگاه از خويشتن نيز عمل مي‌كند. در اينجا اهميت شخصيت قبل از حادثه و بيماري و صدمه جسمي و رواني مشخص مي‌شود. اگر انسان صبور، معنوي، علاقه‌مند به تعالي، دانش‌آموختن، خودسازي، خودشناسي و انساني رفتار كردن بوده، پيش‌بيني شخصيت بهتري را براي بعد از دوران آسيب مي‌توان داشت از آنجا كه در مورد جانبازان به طور متوسط و حداقل لازم سن براي اعزام به جبهه ۱۶ سال بوده مي‌توان انتظار داشت كه به طور ميانگين هر فردي ۲۰ سال زندگي عادي داشته است. با تمام خصوصياتي كه مردم جامعه با آن سر مي‌كنند و آسيب بعد از ۲۰ سال تجربه زندگي كردن اتفاق افتاده در نتيجه روند زندگي را دگرگون ساخته است. خصوصاً اينكه اگر فرد انتظار ضايعه را نداشته باشد شدت اختلال شخصيتي افزايش پيدا مي‌كند اگر فردي مدتها در جبهه بوده و هنگام مرخصي در شهر دچار معلوليت شود طبيعتاً دچار افسردگي شديدي خواهد شد تا فردي كه به طور مادرزادي يا بعد از سن ۵ سالگي دچار معلوليت (از نوع حوادث و عوارض) بدني شده است. پس بنابراينكه بحران معلوليت در چه مرحله‌اي از سن رشد يا ميانسالي يا كهولت روي دهد واكنش‌هاي متفاوتي قابل انتظار است. ميانگين سني بروز معلوليت در رزمندگان ايراني بين ۳۰-۲۰ سالگي است و اين در حالي ست كه بحران در اين سن عواقب بسيار بد و شديدتري دارد.  دسته‌اي ديگر از وضعيت‌هاي غيرطبيعي بدني (معلوليت) كه ممكن است بر تحول شخصيتي (يعني روان‌شناختي) تأثير بگذارد از طريق واكنش‌هاي همراه اين معلوليت هاست. واكنش‌هايي نظير: اجتناب، مورد ترحم واقع شدن، نگراني زياد از حد مردود شدن، عدم پذيرش بازخوردهاي هيجاني، اجباري كه محيط اجتماعي فرد معلول را نسبت به فرد سالم متفاوت مي‌سازند. افراد با عقيده اينكه ناتواني از نشانه‌هاي ويژه افراد معلول است داراي آگاهي بالايي از ناتواني هستند و ديگر صفات اختصاصي فرد معلول را ناديده مي‌پندارند. آنها متوجه ناتواني هستند. حال آنكه بي‌توجهي نسبت به ناتواني و توجه به توان‌مندي‌هاي فرد معلول به طرز برخوردهاي مثبت منجر مي‌شود. اشخاصي كه روي ناتواني تمركز مي‌كنند معمولاً عقيده دارند كه افراد معلول متفاوتند، فاقد صلاحيت‌اند، رتبه پايين‌اند و يا شخصيت‌هاي منفي دارند .

عتیقه زیرخاکی گنج