• بازدید : 25 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نمي دانم چرا عزاداري براي امام حسين (ع) به اين شكل جا افتاده است يعني هنوز امام حسين شهيد نشده است ما ده شب براي ايشان عزاداري مي كنيم ولي با شهادت ايشان در ظهر عاشورا تقريبا عزاداريها تمام مي شود. اما به هرحال مراسم عزاداري در تفت به اين صورت است كه هرشب يكي يا چندمحله ميزبان هياتها ي عزاداري هستند تا شب آخر مثلا شب عاشورا محله سرده ميزبان تمام هياتهاي تفت است و فرداي آن روز يعني صبح روز عاشورا تمام هياتهاي عزاداري طبق برنامه اي كه از طرف فرمانداري تعيين شده است وارد حسينيه امام مي شوند وبه عزاداري مي پردازند تا ظهر عاشورا بعد از عزاداري در صبح و شهادت امام حسين در ظهر عاشورا مردم طبق يك سنت قديمي براي نخل برداري (نقل برداري) به حسينيه امام مي آيند البته در تفت دو حسينيه بزرگ يكي حسينيه ابوالفضل (ع) در محله گرمسير و ديگري حسينيه امام در محله بازار وجود دارد كه دو نخل قديمي بزرگ در آنجا هست كه نماد تابوت امام حسين(ع) و در روز بيست و يكم رمضان تابوت حضرت علي (ع) است .
مراسم به اين شكل اجرا مي شود كه جوانان هيئت سرده از محله خود با پاي پياده و سينه زنان به طرف حسينيه گرمسير حركت ميكنند و در مسير با خواندن نوحه هاي زيبا مثل:
روز قتل بي كسان است اي خدا
ماتم لب تشنگان است اي خدا
این حسین نازنیین است ای خدا
جسم پاکش بر زمین است ای خدا
و پيوستن مردم به آنها تا نزديكي حسينيه مي روند در آنجا مردمي كه در زير نخل جا گرفته اند كه شامل جوانان محله گرمسير در سمت راست نخل– جوانان سلطان آباد در  جلو نخل و جوانان محله بازار در عقب نخل هستند سمت چپ نخل را هم براي هيئت سرده در نظر مي گيرند. 
دز اينجا هيئت سرده بر سر زنان و با گفتن حسين حسين و دوان دوان وارد حسينيه مي شوند . و به طرف نخل مي روند و در زير نخل در جايگاه مخصوص خود جاي ميگيرند و با صداي يا علي نخل را بلند مي كنند و حركت مي كنند در اين لحظه از بلند گو تكيه اذان گفته مي شود . شخصي روي نخل به عنوان راهنما مي ايستد و نخل برداران را راهنمايي مي كند. بعد از گرداندن نخل دور كلك حسينيه براي سه مرتبه نخل را در پايين حسينيه گذاشته و باز با حسين حسين گفتن جلو عزاخانه امام حسين مي آيند دقائقي را بر سر و صورت خود مي زنند و حسين حسين مي گويند . در حسينيه گرمسير مراسم تا همين جا تمام مي شود . بعد هيئت سرده از حسينيه گرمسير به طرف حسينيه امام حركت مي كنند.
و مانند دفعه قبل با پاي پياده و سينه زنان و نوحه خواني مثل:
اين قاسم پادر حنا در كربلا
اي شعور آخر عزا شد اي خدا
در نجف شیر خدا دارد عزا 
فاطمه بر سر زنان است ای خدا
تا پايين حسينيه امام مي آيند مردم در زير نخل جا گرفته اند طبق سنت قديمي قسمتي از نخل براي جوانان بازار و قسمتي براي محلات ديگر در نطر گرفته شده است و قسمتي را هم براي هيئت ميهمان يعني سرده در نظر مي گيرند.
هيئت با ورود به حسينيه به طرف نخل مي روند و حسين حسين كنان در زير نخل جا مي گيرند و با مستقر شدن همه در زير نخل و بلند كردن نخل با همصدايي يا علي نخل برداري آغاز مي شود و صداي موذن در حسينيه طنين انداز مي شود. واقعا صحنه تكان دهنده اي است همه كساني كه در اطراف حسينيه هستند و تماشا مي كنند در حال گفتن حسين حسين هستند و همينطور اشك از ديدگانشان روان است. عده اي از مردم كه نذر و نياز دارند با رسيدن نخل به پايين حسينيه براي بار اول گوسفند يا گاو يا هر چيز ي كه نذر كرده اند را جلو نخل قرباني مي كنند . در اينجا نيز نخل سه دور دور حسينيه مي چرخانند سپس نخل را زمين گذاشته و به طرف عزاخانه مي دوند و هر كس در آنجا ارباب بي كفن خود را صدا مي زند تا اينكه صداي خواندن تعدادي از قديميهاي هيئت بازار به گوش مي رسد . 
تا كه ز مركب شه والا فتاد              غلغله بر عالم بالا فتاد
لرزه بر آن چرخ معلا فتاد                 گفت در آن لحظه خداي كريم
                       انا فديناه بذبح العظيم
ذكر گرفتي كه زحق جبرئيل             آمده از نزد خداي جلیل
داد بشارت به نجات خليل                گفت در آن لحظه خداي كريم
                           انا فديناه بذبح العظيم
فاطمه گيسوي پريشان بكف             نعش حسين را بگرفتي ز بر
گفت كه اي زاده من اي پسر              گفت در آن لحظه خداي كريم
                              انا فديناه بذبح الظيم
گفت كه اي اكبر نا شاد من                گفت كه اي قاسم داماد من
گفت كه اي اضغر ناكام من                  گفت در آن لحظه خداي كريم
                             انا فديناه بذبح العظيم
سپس مطالبي از غريبي حسين خوانده مي شود بعد نوحه خوانان هيئت بازار و سرده نوحه مي خوانند و مردم به سينيه مي زنند سپس هيئت سرده شام غريبان را از همانجا شروع مي كنند و به طرف محله خود حر كت ميكنند. در اینجا هیئت دو گروه شده و یک گروه می نشیند و برسر زنان ابیاتی را می خواند و بلند می شوند و حرکت می کنند و گروه دیگر می نشیند و ابیاتی می خوانند و همین جور تکرار می شود . ابیاتی مانند:
شام غریبان حسین امشب است امشب است 
اول درد و مهن زینب است زینب است
حاجتی دارم به تو ای ساربان ساربان
این شتران را تو به تندی مران ساربان
طفل یتیمی زحسین گمشده گمشده
زینب از این غصه دلش خون شده خون شده
بابا حسین جان امشب کجایی ؟
آغاز محرم‌الحرام ، ماه قيام كربلا ، مردم مومن استان دارالعباده يزد براي سوگواري سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله‌الحسين (ع) مهيا شدند. 
مردم اين خطه با ارادت خاص به ائمه‌اطهار (ع) آيين‌هاي ويژه ماه محرم را از شب گذشته در سطح اين استان آغاز كردند. 
ويژگي‌هاي خاص عزاداري مردم يزد و عشق و علاقه عاشقان اهل بيت زبانزد خاص و عام است. 
استان يزد هنرمنداني را در دامان خويش پرورانده كه در زنده نگهداشتن واقعه عظيم كربلا به نوبه خويش سهم بسزايي داشته‌اند. 
شاعراني از جمله رياضي يزدي ، جيحون يزدي ، واصل يزدي ، هرندي افضلي و بهجتي اشعاري سروده‌اند كه هيات‌هاي عزاداري در نوحه‌خواني‌هاي خود از اين اشعار استفاده مي‌كنند. 
در دهه اول ماه محرم در يزد برپايي آيين‌هاي عزاداري سومين امام شيعيان همانند ديگر نقاط كشور به اوج خود مي‌رسد و همراه با اين مراسم زيارت عاشورا و اقامه نماز در حسينيه‌ها، مساجد ، تكايا و امامزاده‌ها برگزار مي‌شود. 
براساس يك سنت ديرينه در يزد از روز پنجم محرم هيات‌هاي عزاداري كه شامل سينه زن ، زنجيرزن و شبيه خوان است به دعوت مسوولان حسينيه‌ها و مجالس عزاداري در اين مكانها حضور يافته و به عزاداري مي‌پردازند. 
درشهر يزد حسينيه شاهزاده فاضل، وقت الساعت، مسجد روضه محمديه،امامزاده جعفر (ع) ، امامزاده سيد جعفر(ع)، خانه معروف امام حسيني از جمله مكانهاي مذهبي است كه آيين‌هاي عزاداري در آن برپا مي‌شود. 
مراسم ويژه سومين روز شهادت حضرت سيدالشهدا(ع) در ‪ ۱۳‬محرم از ديگر آيين‌هاي ايام محرم در استان يزد است. 
اين آيين از ‪ ۶۰‬سال پيش به ابتكار يكي از روحانيون معروف يزد مرحوم حجت‌الاسلام ” سيد علي محمد وزيري ” در اين استان رواج يافت. 
به همين مناسبت در شهر يزد هيات‌هاي عزاداري از صبح تا عصر روز سيزده محرم در مسجد ملا اسماعيل و همچنين تكيه بعثت يزد به عزاداري مي‌پردازند و نظير اين مراسم در ديگر مناطق استان برگزار مي‌شود. 
همچنين به مناسبت هفتمين روز شهادت امام حسين (ع) و ياران با وفاي آن حضرت ، آييني در سطح استان از جمله در حسينيه” فهادان” يزد برپا مي‌شود و عزاداران به سوگ مي‌نشينند و مراسم شام غريبان برگزار مي‌كنند. 
” نخل برداري ” در اين استان از ديگر آيين‌هاي رايج در ايام عزاداري سالار شهيدان است. 
“نخل” كه يك وسيله چوبي است و نشانگر پيكر مطهر حضرت ابا عبدالله‌الحسين (ع) است در اغلب تكيه‌ها و حسينيه‌هاي استان وجود دارد. 
عزاداران امام حسين (ع) پس از اقامه نماز ظهر عاشورا به ياد تشييع فرزند زهراي مرضيه در حالي كه بر سر و سينه مي‌زنند،حسين حسين گويان، چند مرتبه نخل را در محوطه تكيه‌ها و حسينيه‌ها به حركت در مي‌آورند. 
آيين” نخل برداري ” و ” تعزيه خواني ” در شهرها و روستاهاي مهريز،ميبد، اردكان ، تفت ، بافق ، صدوق و زارچ بطرز ويژه‌اي برگزار مي‌شود. 
نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه يزد نيز در اطلاعيه‌اي ، به رسم سنت ديرينه ، برگزاري مراسم عزاداري امام حسين (ع) در منزل سومين شهيد محراب را اعلام نمود
در ضلع غربى ميدان هفتم تير چادرى برپا شده است. تن سرد آسفالت خيابان را با فرش هاى ماشينى دستباف مفروش كرده اند. گوشه اى از چادر سماور بزرگى روى ميز گذاشته و به عزاداران چاى مى دهند. طى سه روز نخست دهه محرم داربست بالا مى رود و چادر برزنتى بر پا مى شود. بيش از ۷۰۰ عزادار اقليت هاى مذهبى مسيحى و زرتشتى زير چادر هيات ثارالله گرد هم مى آيند و در عزادارى سالار شهيدان به سينه زنى مى پردازند. «ادموند طوفانيان» يكى از موسسين و بانيان اين تكيه مى گويد: «در سال هاى گذشته، جوانان و نوجوانان ارمنى به اتفاق دوستان مسلمانشان به هيات هاى مذهبى مسلمانان مى رفتند. آنان در دسته ها و تكاياى شيعيان سينه زنى مى كردند و بسيارى از اعضاى هيات نمى دانستند كه جوان مسيحى كاتوليكى در كنارشان براى امام آنها سوگوارى مى كند. در سال ۱۳۷۸ باخبر شديم كه حدود ۴۰۰ نفر از جوانان ارامنه در اين مراسم شركت مى كنند. از همان سال بر آن شديم هياتى راه بيندازيم و خيل جوانان مسيحى علاقه مند به شيعيان و امامشان را گردهم آوريم.»وى در خصوص مشكلات اين طرح مى گويد: «ابتدا طرح ما موارد ابهام زيادى بين جامعه ارامنه و حتى مسلمانان به وجود آورد. پس از توجيه آنان در خصوص اهداف راه اندازى هيات، تكيه ثارالله را در مركز شهر برپا كرديم.» وى در خصوص استقبال مردم مى افزايد: خيلى از مسلمانان پس از شنيدن اين خبر خوشحال شده و براى تاسيس هيات تمايل نشان دادند.» نكته جالب توجه د ر برگزارى مراسم عزادارى اين هيات حضور واعظ مسلمان است. معمولاً وعاظى به اين هيات دعوت مى شوند كه به شرح فرهنگ عاشورا و اهداف انسانى امام حسين(ع) مى پردازند. برگزارى مراسم مانند مسلمانان است. مداح نوحه مى خواند و جمعيت زيادى كه زير چادر گرد هم آمده اند، پس از سينه زنى زمانى كه ميدان هفتم تير در مركز شهر ازدحام خود را از دست داده، به شكل دسته عزادار از چادر بيرون مى آيند. جمعى از عزاداران در بيرون چادر به انتظار ايستاده اند. جوان بلندقامتى كه علامت را به دوش مى كشد، بى قرار دست بر طاق شال ها مى كشد. نوجوانان كتل ها و پرچم ها را برمى گيرند و چند گام پيش تر مى ايستند. هر سال بر تعداد مشتاقان امام حسين افزوده مى شود. در اين بين كه جمعيت داخل چادر سينه زنى و نوحه خوانى جمعى را آغاز كرده اند، با هم آويى تك خوان از چادر بيرون مى آيند و در صفوفى منظم راهشان را در خيابان بهارشيراز مركز اقليت هاى دينى، پيش مى گيرند. زنان نيز در پى دسته روانند و سينه زنان با هيات حركت مى كنند. پس از مراجعت دسته به هيات ثارالله عزاداران نذورات هموطنان مسيحى شان را ميل مى كنند. طوفانيان در اين باره مى گويد: «چاى، قند، برنج، گوشت و كليه هزينه هاى هيات را مسيحيان علاقه مند به امام حسين (ع) نذر مى كنند. از سال ۱۳۷۹ نام هيات را در ليست تكاياى عزادارى تهران ثبت كرده ايم و هر سال بر تعداد عزاداران افزوده مى شود. آمار پراكنده نشان از حضور جمعيت ۷۰۰ نفره از ارامنه دارد.» نكته حائزاهميت حضور مسلمانان در كنار پيروان ساير اديان است. حتى برخى نمى دانند دوستان عزادار كنارشان اقليت هاى مذهبى هستند. او مى گويد: «با نهادينه كردن فرهنگ عاشورا به عنوان آزادگى و انسانيت، هيچ اختلافى بين مذاهب وجود نخواهد داشت. ما خوشحاليم كه فرزندانمان فرهنگ آزادمردى و پايبندى به عقايد را بياموزند، امام حسين(ع) در اين زمينه يك الگو است.»پس از نوحه خوانى ها به زبان فارسى و صرف شام و چاى، دست ها بالا مى رود. اين بار به زبان ارمنى دعا مى خوانند. از چهره هاشان پيداست كه براى قبولى عزادارى و عباداتشان و نياز تمام نيازمندان دعا مى كنند.
• زرتشتى ها
ماه محرم همه ايران سياهپوش مى شود. زرتشتيان استان يزد مركز استقرار زرتشتى هاى ايران در اين روزها مانند ديگر هموطنانشان عزادارند. «مهرشاد بزرگى» از اقليت زرتشتيان ايران مقيم يزد مى گويد: «هرساله با شروع محرم بسيارى از زرتشتيان يزد همپاى مسلمانان به عزادارى مى پردازند. شيوه عزادارى زرتشتيان با شيعيان كمى متفاوت است. آنها در آئين خود پوشيدن لباس سفيد را مقدس مى دانند. زنان و مردان سپيدپوش زرتشتى با حضور در آتشكده گرد هم مى آيند و براى امام حسين(ع) و يارانش به سوگوارى مى پردازند. آنها امام حسين(ع) را داماد ايرانى ها مى دانند، چون پس از جنگ اعراب و ايران در اواخر دوره ساسانى شاهدخت شهربانو به همسرى فرزند على(ع) درآمد. آنها به داشتن داماد شجاعى چون امام حسين(ع) افتخار مى كنند.»در مراسم زرتشتيان غذاهاى زيادى طبخ مى شود و مانند هموطنان مسلمانشان نذرى مى دهند. زرتشتيان با خواندن دعا و طلب ادامه راه آزادگان دنيا، مراسم خود را برگزار مى كنند. هرساله زرتشتيان زيادى از شهر هاى بافق، ميبد، تفت، مهريز و مهاباد به مركز استان شهر يزد مى آيند تا در عزادارى امام حسين(ع) شركت كنند.
• مسلمانان اهل سنت
مراسم عزادارى و شادمانى جزيره قشم به دليل سنى بودن مردم متفاوت است هر چند اعتقاد مردم اين منطقه مانند شيعيان نيست اما در روز عاشورا و به دليل احترام به فرزند امام على(ع) روزه گرفته و در مساجد قرآن مى خوانند.جزيره قشم بزرگترين و پرجمعيت ترين جزيره ايرانى در خليج فارس است كه فاصله آن با بندرعباس تنها ۳۷ كيلومتر است و اين موضوع باعث شده تا قايق ها و كشتى هاى مسافرى اقدام به جابه جايى مسافران از بندرعباس به قشم كنند.فاصله زمانى براى طى كردن اين مسير بنا به وسيله نقليه از ۴۵ دقيقه تا دو ساعت متغير است.جاذبه هاى فراوان طبيعى، تاريخى و فرهنگى اين جزيره به حدى است كه «بيژن دره شورى» كارشناس برجسته محيط زيست مى گويد: «قشم بهترين نقطه جهان براى تفريح است.»شيعيان مهاجر قشم كه حدود چهار هزار نفر هستند با تشكيل سه هيات در شهر قشم به عزادارى براى امام حسين(ع) مى پردازند. مساجد معروف اين جزيره نيز شامل مسجد جامع قشم، مسجد و مقبره شيخ برخ در روستاى كوشه مربوط به زمان خليفه دوم عباسى، مسجد و مدرسه كماليه دربند حاج على، مسجد قبا در روستاى هلر و مسجد رمچا هستند.به گفته «عاشقى» يكى از بوميان جزيره مردم در مراسم عزادارى آشنايان خود سه روز قرآن خوانى مى كنند و به يك قارى قرآن پول مى دهند تا بر سر مزار متوفى به تلاوت قرآن بپردازد. بازديد ها بيشتر در عيد فطر و قربان است و در عيد نوروز هيچ مراسمى برگزار نمى شود. جاذبه هاي گردشگري _ ماه محرم همه ايران سياهپوش مي شود. زرتشتيان استان يزد، مركز استقرار زرتشتي هاي ايران، در اين روزها مانند ديگر هموطنانشان عزا دارند. 
«مهرشاد بزرگي» از اقليت زرتشتيان ايران مقيم يزد، به ميراث خبر مي گويد: «هر ساله با شروع محرم بسياري از زرتشتيان يزد همپاي مسلمانان به عزاداري مي پردازند. شيوه عزاداري زرتشتيان با شيعيان كمي متفاوت است. آنها در آيين خود پوشيدن لباس سفيد را مقدس مي دانند . زنان و مردان سپيد پوش زرتشتي با حضور در آتشكده گردهم مي آيند و براي امام حسين و يارانش به سوگواري مي پردازند .آنها امام حسين را داماد ايرانيها مي دانند ،چون پس از جنگ اعراب و ايران در اواخر دوره ساساني شاهدخت شهربانو به همسري فرزند علي(ع) در آمد آنها به داشتن داماد شجاعي چون امام حسين افتخار مي كنند». 
در مراسم زرتشتيان غذاهاي زيادي طبخ مي شود و مانند هموطنان مسلمانشان نذري مي دهند، زرتشتيان با خواندن دعا و طلب ادامه راه آزادگان دنيا، مراسم خود را برگزار مي كنند .هر ساله زرتشتيان زيادي از شهر هاي بافق، ميبد، تفت، مهريز و مهاباد به مركز استان شهر يزد، مي آيند تا در عزاداري امام حسين شركت كنندتهران در نهمين روز ازماه محرم و روز حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) علمدار سيد و سالار شهيدان حضرت حسين‌بن‌علي(ع) غرق در ماتم و عزا است. 
مردم تهران دراين روز يك بارديگر به سوگ نشستند و بابرپايي مراسم عزاداري پرشور ، ياد علمدار كربلا و امام حسين (ع) وياران مجاهد آن حضرت را گرامي داشتند. 
در نهمين روز از ماه محرم ، عاشقان سيد و سالارشهيدان حضرت امام حسين (ع) با حضور در مساجد ، حسينيه هاو تكايا در ماتم مصايب سرور آزادگان جهان به سوگواري و عزاداري پرداختند. 
وعاظ و خطبا در شب و روز تاسوعاي حسيني به تشريح اهداف قيام حضرت امام حسين(ع) و شرح رشادت‌هاي ابوالفضل العباس و ‪ ۷۲‬تن از ياران باوفاي سالار شهيدان پرداختند. 
مردم تهران در مراسم شب تاسوعاي حسيني كه نقش آن در تاريخ شيعه به نام حضرت ابوالفضل العباس حك شده است ، در غم از دست دادن ياران اباعبدالله الحسين (ع) گريستند. 
گزارش خبرنگاران خبرگزاري جمهوري اسلامي از سطح شهر تهران حاكي است ، انبوه عزاداران حسيني درساعات اوليه روزجمعه باحضور درمساجد،حسينيه‌ها و تكايا به قرائت زيارت عاشورا و عزاداري پرداختند و بر مظلوميت امام و مقتداي خويش و ‪ ۷۲‬تن از ياران آن حضرت گريستند. 
سوگواران سومين امام شيعيان جهان در دسته‌هاي عزاداري با سردادن اشعار حزن‌انگيز در خيابان‌هاي تهران،خاطره رشادت‌ها و پايمردي‌هاي امام حسين(ع) را گرامي داشتند. 
در پيشاپيش هيات‌هاي عزادار،نوجوانان وجوانان علامت‌هاو پرچم‌هاي منقوش به شعارهاي سازش ناپذيري سرور آزادگان حسين بن علي(ع) را حمل مي‌كنند. 
صداي طبل و شيپور و نواي عزا و نوحه‌سرايي و اشعار مداحان اهل بيت عصمت و طهارت(ع)كه با فرودآمدن زنجيرها بر دوش عزاداران همنوا است فضاي شهر تهران را از اوايل بامداد پر كرد. 
از شهرهاي ري ، ورامين ، كرج ، دماوند،قرچك،اسلام شهر،رباط كريم و ساير مناطق استان نيز خبر مي‌رسد مردم در تاسوعاي حسيني يكپارچه درحزن و اندوه هستند و صداي مرثيه خواني ا گوشه گوشه شهرها و روستاها اوج مي‌گيرد. 
مردم از هر كوچه و برزن با تشكيل هيات‌هاي عزاداري، چون سيل روان شده وصحنه‌اي از وفاداري را نسبت به سرور شهيدان به نمايش مي‌گذارند. 
عزاداران كه پنج شنبه شب تا صبح جمعه به ياد مظلوميت حضرت ابوالفضل العباس(ع)علمدار وفادار كربلابه عزاداري پرداختند. 
گزارش‌هاي دريافتي حاكيست كه در تاسوعاي حسيني بارگاه ملكوتي حضرت امام خميني(ره )، آستان مقدس حضرت عبدالعظيم و بارگاه امامزاده‌هاي تهران غرق در سوك وماتم است. 
امروز دل باختگان فرزندان عزيز خاتم پيامبران (ص ) با شركت گسترده خود درنماز جمعه و آيين‌هاي عزاداري و سوگواري بارديگر پيوند ناگسستني خويش با پرچمدارنهضت عاشورا و ياران باوفايش تجديد كردند.
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حادثه اي كه در بيش از ۱۳۶۰ سال قبل اتفاق افتاده و رُخ داده است چرا آنرا گرامي بداريم و آنرا زنده نگهداريم و مراسمي براي آن ايجاد و برپا نمائيم ؟ پاسخ به اين سئوال چندان مشكل نيست . براي اينكه براي هر نوجواني و جواني ميشود آنرا تفهيم كرد كه حوادث گذشتة هر جامعه ميتواند در سرنوشت و آيندة آن جامعه آثار عظيم و خيلي مفيد هم داشته باشد و در واقع تجديد آن خاطره هاي گذشته و بازنگري آن حادثه است براي اينكه مردم بتوانند از آن استفاده نموده و بهره ببرند .
و علاوة بر اين در همة جوامع انساني اين رسم هست كه حوادث گذشتة خودشان را به نحوي و به نوعي آنرا ياد نموده و زنده نگهدارند و آنرا بزرگ ميشمارند و به آن احترام قائل است خواه در زمينه هاي علمي باشد و خواه در زمينه هاي سياسي و اجتماعي . حادثة عاشورا هم از همين قبيل است و ما معتقديم كه حادثة عاشورا حادثة عظيمي در تاريخ اسلام است و اين حادثه نقش اساسي و تعيين كنندة در سعادت مسلمانان و روشن شدن راه هدايت مردم داشته است و ميتوان درمقابل سئوال نوجوانان اين پاسخ را ارائه داد و آنان را قانع ساخت كه زنده نگهداشتن ياد برخي از خاطره هاي كه درگذشته اتفاق افتاده كار عاقلانه اي است . 
سئوال دومي كه از تحليل آن سئوال كُلي بدست مي آيد اينست كه زنده نگهداشته شدن ياد عاشورا منحصر در اين نيست كه انسان سينه بزند و گريه كند و يا همه جارا سياه پوش كند چه بسا كه با تعطيلي كارهايش ضررهاي مالي و اقتصادي را نيز بدنبال دارد و ميتوان اين خاطره ها را به گونه اي ديگر هم تجديد كرد و آنرا گرامي داشت كه ضررهاي اقتصادي و اجتماعي كمتري داشته باشد . مثلاً مي بايد سمينارها ميزگردها و جلسات عالمانه برگزار شود تا اينكه هدف قيام امام حسين (ع) براي مردم معرفي بشود .
گرچند كه اين كارها مفيد و لازم است كه بايد انجام گيرد ولي اين به تنهايي كافي نيست . در رفتارهاي ما دست كم دودسته ازعوامل ، نقش اساسي ايفاء ميكند . يكدسته عوامل شناختي كه موجب ميشود انسان مطلبي را بفهمد و بپذيرد . و دستة ديگر انگيزه ها و به تعبير ديگر احساسات و عواطف ، تمايلات و گرايشها . شناخت به تنهايي كافي نيست كه مارا بحركت در آورد و در كنارش به عامل رواني ديگري هم نياز داريم تا مارا بسوي كار برانگيزاند تا اين عوامل نباشد كار انجام نميگيرد . يعني در كنار دانستن بايد اين ميل و انگيزه باشد در درون انسان .
مسائل اجتماعي و سياسي هم از همين قبيل است و همين حكم را دارد و هر چه شخص بداند فلان حركت اجتماعي خوب است و مفيد ، تاانگيزة براي انجام آن كار نباشد حركتي انجام نميدهد . پس سئوال دوم اين بود كه چرا خاطرة سيد الشهداء (ع) را فقط با بحث و گفتگو ، سخنراني ، تشكيل ميزگرد و نظاير آن زنده نگه نمي داريم ؟ چرا بايد عزاداري كرد ؟ جواب اينستكه اين صحنه ها بايد به وجود بيايد كه غير از عامل شناخت ، عامل احساسي عاطفي نيز در ما تقويت شود و در ايام ماه محرم و صفر نام    امام حسين (ع) و عزاداري شان مردم را بحركت وادار ميكند و اين شور و هيجان جز در ايام عاشورا پيدا نمي شود و اين جاست كه امام راحل (ره) بارها ميفرمود : آنچه داريم از محرم و صفر داريم . پس عوامل احساسات و عواطف نيز تقويت شود تا نقش خود را ايفا كند .   برنامه هاي عزاداري از جملة اين عوامل است .
چرا بايد به ياد وقايع عاشورا عزاداري كرد ؟ 
تا اينجا فهميديم كه بايد در جامعه عواملي را ايجاد كرد تا احساسات و عواطف ديني مردم را تحريك كند و آنها را برانگيزاند تا كار مشابه كار سيد الشهداء (ع) انجام دهند راه او را ادامه دهند و به اين امر مهم علاقه پيدا كنند . سئوال سوم اينستكه چرا براي تحريك احساسات از مراسم شاد استفاده نميكنيد ؟ چرا بايد گريه كرد ؟ و زنجير زد ؟ جواب اينستكه احساسات و عواطف انواع مختلفي دارد . 
تحريك هرنوع احساسات وعواطف بايدباحادثة مربوط متناسب باشد.حادثه اي كه بزرگترين نقش رادرتاريخ اسلام ايفاء كرد.حادثه شهادت ابي عبدالله (ع)بودكه مسيرتاريخ اسلام راعوض كرد.يعني بايدكاري كرد كه حزن مردم برانگيخته شود واشك ازديده ها جاري شودومجلس جشن وسرورتنها كافي نيست وخنديدن هيچگاه آدم را شهادت طلب نميكندهيچوقت انسان رابه شلمچه           نمي كشاندوراه آن هم عزاداري وسوزوگدازاست . 
چرابايددشمنان امام حسين (ع) را لعن كرد؟
بدنبال اين سوال ممكن است سئوال ديگري پديدآيدكه اين روزها بيشترمطرح است اغلب اين پرسش رامنافقان مدرن مطرح ميكنند! ميگويندماتااينجاقبول كرديم كه تاريخ امام حسين (ع) تاريخ مؤثروحركت آفريني بوده است ودريافتيم كه به يادامام حسين (ع)عزاداري كردوبرشهادت او گريه كرداما چرادشمنان امام حسين (ع) رالعن ميكنيد؟ اين كارنوعي خشونت وبدبيني است .اين يك نوع احساسات منفي است وبامنش انسان مدرن نميسازدوبايدبجاي لعن بردشمنان امام حسين (ع) برامام حسين (ع) درودبفرستيد.امروزبايدباهمه مردم باخوشي وشادي لبخندزددم ازصلح وآشتي زدواين لعن كردنها وتبّري جستن ها نسبت به ديگران خشونتهايي است كه به هزاروچهارصدسال قبل برميگرددواين مسأله به آن زمان برگشت داردومناسبت دارداما امروزديگرجامعه ومردم اين كارها رانمي پسندندبجاي اين كاربه دشمنان بايدمحبت كرد مگراسلام دين محبت ورأفت نيست ؟ اين چه كاري است كه شما دائماً لعن ميكنيد؟ اگركساني ازروي جهل اين سوال رامطرح كنندجواب دادن به آنها مشكل نيست اما به احتمال قوي طراح اين گونه سخنها وسوالات انديشه هاي ديگري واغراض خاصي درسر دارندوبراي اين كارنقشه هايي دارندكه ديگران كشيده اند تااين نقشه را اجراكنندجواب علمي چنين سوالي اينست كه همانگونه كه سرشت انسان فقط ازشناخت ساخته نشده است تنهاازاحساسات وعواطف مثبت هم ساخته نشده است آدميزادموجوديست كه هم احساس مثبت وهم احساس منفي داردهم عواطف مثبت وهم عواطف منفي داردهمانندوجودشادي وغم براي انسانها. انسان نميتواندبي غم ويا بي شادي زندگي كند.خداوندبما محبّت راآفريده است تانسبت به كسانيكه به ماخدمت ميكندنسبت به كسانيكه كمالي دارندخواه كمال جسماني ياكمال عقلاني يارواني وياعاطفي به ابرازعلاقه ومحبت بپردازيم ودروجودانسان نقطة مقابل آن (محبّت ) بغض ودشمني قرارداده شده است همانگونه كه فطرت انسان براين است كه كسي راكه اوبه خدمت ميكنددوست بداردونيزكسي راكه به او ضررميزنددشمن بدارداينكه مانسبت به دشمنان اسلام وشيطان بزرگ اينقدركينه داريم واجازه نميدهيم شعارمرگ برآمريكا حذف شودتأسي به حضرت ابراهيم (ع) است .قرآن ميفرمايدشمابايد ازابراهيم (ع) يادبگيريدوصريحاً‌بگوييدمرگ بردشمن اسلام وعداوت ودشمن خودرا نسبت به دشمنان دين اعلام كنيدوبه روي دشمن لبخندنزنيدتولّي وتبرّي ازجمله واجباتي است كه همه مسلمانان بايد به آن توجه داشته باشندوبه آن عمل كنند.حاصل سخن اينكه بزرگداشت مراسم سيدالشهداء (ع) بازسازي حيات حسيني است تا ازآن حيات به نحواحسن استفاده شودونبايدبه بحثهاي علمي اكتفاشودوبايددركناردرودوسلام برحسين (ع) عرض ارادت به خاك قبر حسيني ، بايدبردشمن حسين (ع)‌ودشمنان اسلام لعن ونفرين كردوبه تعبيرقرآن كريم اشدّاء علي الكفّاررحماءُ بينهم . پس دركنارسلام بايدلعن هم باشد.
نقش عاشورا دربقاي اسلام
حال اگر كسي سوال كندكه ازكجابدانيم داستان كربلا چنين نقش تعيين كننده اي درپيشرفت اسلام دربقاي اسلام ونهايتاً‌درسعادت انسانهاداشته وميتواندداشته باشد؟
آنچه دوست ودشمن برآن اتفاق دارنداينست كه داستان كربلا اگردرعالم انسانيت داستان منحصربه فردي نباشداما ازوقايع بسياركم نظيراست گرچندكه مابراساس آنچه كه از  ائمه (ع) دريافت داشته ايم اين داستان را منحصربه فردميدانيم ومعتقديم كه نظيراين داستان درگذشته نبوده ودرآينده هم نخواهدبودخودهمين تكرارعزاداريها ميتواندبراي ماعامل هشداردهنده وبيداركننده اي باشدكه هيچ حادثه ديگري با اين حادثه قابل مقايسه نيست حادثه اي كه براي آن اين همه وقت صرف ميشودواين همه هزينه ميشودواين همه اشكهاريخته ميشودباچه حادثه وپيش آمدي قابل تشبيه است؟
گستردگي اهميت وتأثيرعزاداري براي سيدالشهداء(ع)  
اين عزاداريها مخصوص شهروكشورمانيست ومخصوص شهرهايي همچون مشهدوقم نيست كه دردورترين نقطه هاي جهان درايام محرم وصفر…برنامه هايي برگزارميشود.علاوه برشيعيان دربسياري ازكشورهاي سنّي نشين هم درايام عاشورا چنين مراسمي ازسوي اهل سنت برگزارميشودبلكه حتي بت پرستاني كه به شريعت اسلام معتقدنيستندبه لحاظ بركاتي كه ازعزاداري سيدالشهداء ديده اندمراسم عزا برپاميكنندونذورات دارند.ازنظرطول اثربيش ازسيزده قرن است كه طراوت وتازگي خودراحفظ كرده است وگوئي اين جريان ديروزواقع شده است ومردم همچنان باسوزوگدازميگريند.بعضي ازمراسم عزاداري وجودداردكه ازجهت قدمت سابقة بيشتري داردنمونة شان مثل عزاداري مسيحيان كه معتقدندحضرت مسيح رابدارآويختند.ازآنجمله مجلس عزاداري كه درواتيكان ودركليساي بزرگ رُم ودرحضورخودپاپ برگزارميشودمراسمشان به اندازه مجلس ترحيم يكي ازعلماي ما شورنداردوكيفيت آن باهيچ مراسمي قابل مقايسه نيست.شيعيان درطول تاريخ فداكاري هايي كرده اندكه بتواننداين مراسم ها را برگزارنموده وبتوانندبه زيارت قبر سيدالشهداء (ع) نايل شوند.هميشه برگزاري اين گونه مراسم وزيارت قبر آن حضرت(ع) به اين راحتي هم نبوده است ولي زماني بودكه اگركسي ميخواست براي زيارت قبرسيدالشهداء برودبايدجان خودرا كف دست بگيردمأموران دولت عباسي بخصوص درزمان متوكّل آنچنان دستگيري ميكردندكه كسي جرأت نكندبه نزديك حرم حسيني برسدوقبرسيدالشهداء (ع)راخراب كردندوبرآن آب بستندوزمينش راشخم زدندبراي اينكه به كلي آثاراين قبرمحوشودولي شيعيان براي زيارت قبرسيدالشهداء(ع) حاضر شدنددست بدهند، پابدهند، جان بدهند. اما بروندوازنزديك سلام بدهندچنين چيزي قطعاً درتاريخ بشرنمونه ندارد.تأكيدهاي عجيبي شده است كه يك سلام دادن براي سيدالشهداء ثواب حج وعمره دارد.سلامي كه ازحضورقلب وازصدق دل انجام بگيردميتواندثواب حج مستحب داشته باشدودراين رابطه رفتاري راكه خودائمه اطهار(ع)دربزرگداشت اين مراسم داشته اندبايدموردتوجه قرارگيردكه آنها (ائمه)دربيوتشان اين مراسم رابرگزارمي نمودندومامعتقديم كه مقام پيامبراكرم(ص) ازائمه اطهار(ع)بالاتراست بااينكه مقام پيامبراكرم(ص)بالاتراست ولي اينقدراين همه سفارش براي زيارت وبرپاكردن مراسم عزاداري آنحضرت نشده است ونيزمقام اميرالمؤمنين علي (ع) هم ازبقيه ائمه (ع) بالاتراست مراسم عزاداري علي(ع) بامراسم عزاداري سيدالشهداء قابل مقايسه نيست گرچندكه براي عزاداري اميرالمؤمنين هم مراسمهاي خيلي بزرگي برگزارميشود.مامعتقديم كه همه ائمه ما نورواحدهستندوهرامام ديگري هم بجاي امام حسين (ع) بودهمين برنامه رااجراميكرداگراختلافي دررفتارائمه (ع)ديده ميشودبلحاظ شرايط اجتماعي زمان ايشان بوده است .مثلاً امام حسين (ع) اگربجاي امام حسن(ع) ميبودهمان كارامام مجتبي راميكردوچنانچه امام حسن(ع) دركربلا ميبودهمان كاربرادرش حسين(ع) راانجام ميداد.
قداست وتحريف ناپذيري قيام عاشورا
تااينجادرباره اهميّت وبزرگي اين حادثه وآثاري كه بيش ازسيزده قرن درجامعه داشته است توجيه داديم ويادآوري كرديم مطلب ديگري كه شماازبزرگان وازمرثيه خوانان و وعاظ شنيده ايداين است كه اگردرهرزمان دربارة شخصيت انبياء واولياي خدا مطالعه بفرمائيدمي بينيدحتي درزمان خودشان ابهام هاي درباره شخصيت ، رفتاروگفتارشان وجودداشته است وبعدازوفاتشان چندين برابر بر اين ابهام ها افزوده شده است . خودپيامبر(ص)مثل سايرانبياء به زشت ترين تهمت هامتهم شدندگفتندساحراست ، مجنون است  ، عقلش راازدست داده است وبه حرف او گوش ندهيدتاشما راسحروجادونكندهمه اين تهمت ها رابه پيامبر(ص)ميزدندوخودپيامبر(ص)پيش بيني كرده بودكه بعدازوفاتش دروغهاي زيادي رابه او خواهندزدنه ازناحيه اي كفاربلكه به اصطلاح ازپيروان خودآنحضرت وهمينطورهم شدكه متأسفانه احاديثي جعلي زيادي رابه آنحضرت نسبت دادندوبه همين خاطرائمه (ع)به عنوان كارشناسان علوم الهي بارهاحديثهاي دروغين نقل شده راپالايش ميكردند.علاوه براين ائمه ما (ع) هم ازاين تهمتها بدورنماندند.راجع به علي (ع) كه درتمام عالم بادوچيزشناخته ميشودهرجاازعلي(ع)درحال بيل زدن درمزرعه هم نمازنافله ميخواهدوهمه اوراميشناختنداما وقتي خبررسيدكه علي(ع)سخني گفته ميشودوعبادت اوبه ذهن ميآيدعلي (ع) ازعابدترين وعادل ترين انسانها شناخته شده بود درمسجدكوفه بشهادت رسيده است مردم شام گفتندمگرعلي(ع)هم نمازميخواند؟وهمينطورسايرامامان معصوم (ع)وبزرگان دين . راجع به تحريف، امروزوقتي ميخواهيم بابرادران اهل تسنن درباره اسلام يادرباره شخصيت پيامبر(ص) ورفتاروگفتارايشان صحبت كنيم ابهام وجوددارد.مثال ساده اي بزنم تا ببينيدچقدرابهام ميتواندوجودداشته باشد.پيغمبراكرم(ص)درطول بيست وسه سال رسالت الهي خودبامردم محشوربودمردمي ترين پيغمبرومردمي ترين رهبربودوهميشه درميان اصحاب بودومردم هميشه رفتاروكردارش راميديدندجلوچشم خودشان .آيا مردم درطول بيست وسه سال نميديدندپيامبر(ص)چگونه وضوميگيرد؟آيااين مسأله براي مردم مخفي بود؟
بسياري ازاوقات آب وضوي پيامبر(ص) رابراي تبرك ميبردندكه بعدازمدتي اين مسئله مطرح شدكه هنگام وضوگرفتن آب را چگونه بريزيم؟مگرمردم وضوي پيامبررانديده بودند؟واين يك امرسرّي كه نبود.درميان همه اين حوادث ودرميان همة گفتارها ورفتارهاي كه ازانبياء واولياء سرزده است چيزي كه قابل تحريف ومسخ نيست وممكن نيست آنرابه غلط تفسيركنند.اينستكه امام حسين (ع) براي ترويج دين كشته شدودراين راه تمام ياران اونيزشهيدشدند.گرچندكه دربعضي ازجزئيات اختلاف بوده است مثل اينكه سپاه دشمن سي هزارنفربودندوياصدوبيست هزاروياكمترويابيشترازاين.امااصل حادثه اينستكه امام حسين(ع) براي دين قيام كردوبالب تشنه شهيدشدوتاآنجاكه زن و بچه هايش رابه اسارت بردندواين قابل تحريف نيست نه ميتوان گفت كه اين كارانجام نپذيرفته است ونه ميتوان گفت كه اين كاربراي دنياپرستي ورسيدن به مقام بوده است.ودربيابان كربلاجاي مقام وشهوات دنياي نبودآن هم باياران اندك وانگشت شماردربرابرجمعيت زيادي ازلشكردشمن كه شكست ظاهري براي امام (ع)ويارانش قطعي بود.به هرحال ويژگي امام حسين (ع)دراينستكه اين حركت او به هيچ وجه قابل تفسيرغلط نبودوهيچ ابهامي دراطراف آن به وجودنمي آمدكه براي دنياپرستي و    رياست طلبي اين كارراانجام داده باشد.گرچندكه دشمنان ومخالفان درطول تاريخ درصددبرآمدندوتلاش كردندتانام حسين (ع) رامحوكنندودراين راه تلاش زيادي كردندوهيچگاه موفق به اينكارنشدندوامروزهم بصورت مدرن بانام سيدالشهداء (ع) دشمني ميكنندواينهاخودرابه اصطلاح روشن فكرديني ميدانندكه بهتراست بگوييم بي دينان تاريك فكر! چه اصراري دارندبراينكه شهادت امام حسين (ع) قضييه اي عادي ويا عكس العمل دربرابرخشونت پيامبر(ص) بوده است ؟ 
ميگويند پيغمبر درجنگ بدر با بني اميّه خشونت كرد ، دراين جاهم بني اميّه آتش جنگ برافروختند وپسر پيامبر (ص) ويارانش را كشتند اين هم نتيجة آن خشونت بود . اين يك امر طبيعي و عكس العمل زندگي بوده است .
پيامبر (ص) مي بايست آنها را نمي كشت تا بچه هاي آنها بچه هاي پيامبر را نكشند . و در نظر اينها ( روشنفكران ) بايد جهاد و دفاع و امر به معروف و نهي از منكر تعطيل شود تا كسي به ديگري كار نداشته باشد . در حقيقت اين افراد و از نظر اينها العياذ باالله خداوند بيجا كرده كه فرموده با مشركين بجنگيد . پس اگر اينچنين باشد اين افراد بر خدا هم اعتراض دارد كه را با كفار خشونت ميشود و با آنها هم از راه تسامح و تساهل وارد شد . در حاليكه دشمنان و كفار هيچ منطقي را قبول ندارد و نمي فهمد . تساهل و تسامح با دشمنان دين مردم را بي غيرت ميكند .پس شعار امام حسين (ع) شعار هيهات منّاالذلّه بود . تطميع و تهديد در او اثر گذار نيست و از كشته شدن باك ندارد و دراين راه اطفالش را هم به كشتن داد بالاتر از سياهي كه رنگي نيست . حادثة كربلا را يهود و يا نصراني و يا زرتشتي بوجود نياوردند و قاتلان امام حسين (ع) از پيروان اديان ديگر نبودند . چطور شد كه مسلمانها خودشان اقدام به چنين كار پستي كردند يك چنين گناه بزرگي و يك چنين جنايت نابخشودني را مرتكب شدند ؟ سئوال بسيار مهم و بجايي است و جا دارد كه جوابي روشن به آن داده شود . براي رسيدن به جواب كامل بايد حداقل تاريخ صدر اسلام از زمان ظهور پيامبر (ص) و سپس زمان خلفاء را مرور كنيم و براي اينكه به جواب روشن و قانع كننده برسيم بايد آن تاريخ را به صورت تحليلي بررسي كنيم .
پيشينة تاريخي واقعة عاشورا 
در زمان ظهور و حيات پيامبر اكرم (ص) در ميان مسلمانان كساني بودند كه اسلام را چندان قبول نداشتند و به دلايلي از روي كراهت مسلمان شده بودند و تظاهر به اسلام كرده بودند . در اين زمينه نيز آياتي در قرآن آمده و حتي سورة به نام منافقون داريم و در موارد متعددي در اسلام صحبت از منافقان شده است كه اظهار ايمان ميكنند و دروغ ميگويند و حتي بر اظهار ايمان قسم ميخورند . و بسياري از بني اميه كساني هستند كه بعد از فتح مكه مسلمان شدند . آنان بعداً در بين مسلمانان بودند و با آنها معاشرت و ازدواج داشتند . ولي بسياري از آنان ايمان واقعي نداشتند نه تنها ايمان نداشتند بلكه اصلاً به پيامبر (ص) حسد مي بردند به هر حال بعضي از آنان بعد از وفات پيامبر (ص) در حدود بيست و پنج سال به منصب هاي در جامعة اسلامي رسيدند تا نوبت به حكومت امير المؤمنين (ع) رسيد وقبل از رسيدن علي (ع) به حكومت ظاهري معاويه در شام از طرف خليفة دوم بعنوان يك والي منصوب شده بود و بعداً از طرف خليفة سوم كاملاً تأئيد و تثبيت شد . و بخاطر خويشاوندي با خليفه اختيارات بيشتري به او داده شد ودر ضمن دور بودن شام از مدينه و نيز اينكه مردم شام تازه مسلمان شده بودند آن قدر فرصت پيدا نكرده بودند كه معارف اسلامي را بصورت صحيح و كامل ياد بگيرند و معاويه هم چندان علاقه اي به اينكه آنان اسلام را بخوبي ياد بگيرند نداشت و او ميخواست كه رياست و سلطنت كند . بعد از اينكه علي (ع) به خلافت ظاهري رسيدند معاويه به   بهانه اي  اينكه علي (ع) قاتل عثمان است شروع به شورش كرد و بناي جنگ را با آن حضرت گذاشت . معاويه مدتي را درجنگ با علي (ع) گذراند كه در اين جنگ با كمك عمر و عاص و بعضي ديگر از خويشاوندان و نيز به كمك خوارج جنگ صفين را به ضرر امير المؤمنين (ع) خاتمه داد . و بعد از آن حضرت نوبت به امام حسن (ع) رسيد و امام حسن (ع) هم مدت كوتاهي در ادامة مبارزات پدر بزرگوارش مبارزه را شروع نمودكه با حيله ها و نقشه هاي معاويه و عوامل ديگر اين جنگ به صلح انجاميد و امام حسن (ع) مجبور به پذيرفتن صلح شد . چرا كه معاويه در سياست شيطاني نبوغي داشتند و حتماً بايد معاويه را جزو سياستمداران شيطاني بحساب آوريم .




زمينه هاي اجتماعي انحراف جامعه 
۱٫ سطح فرهنگي جامعه : اولين زمينه ، سطح نازل فرهنگي مردم بود . مخصوصاً وقتي كه حكومت منطقه در دست مثل معاويه باشد . يكي از زمينه هايي كه معاويه روي آن حساب باز مي كرد نازل بودن سطح فرهنگ جامعه بود .
۲٫ روح زندگي قبيله اي : يكي ديگر از زمينه هاي مورد استفاده معاويه اين بود كه روح زندگي قبيله اي در زمينة فرهنگي چنين اقتضاء ميكرد كه اگر رئيس قبيله در كاري پيشقدم مي شد همة افراد قبيله و دست كم اكثريت براحتي به دنبال او راه مي افتادند . و اين روحيه هم در جهت مثبت بود و هم در جهت منفي .
۳٫ ضعف ايمان : زمينه اي ديگر ضعف ايمان بود . بخصوص در منطقة شام كه مردم فاقد مربيان ديني بودند . حتي در خود مدينه كه مردم زير نظر پيغمبر (ص) تربيت شده بودند مردم داستان غدير را فراموش كردند چه رسد بمردم شام . اين زمينه هايي بود كه معاويه از آن استفاده مي كرد .
عوامل انحراف جامعه 
اما سه عامل هم وجودداشت كه معاويه ازآنها براي كاربرروي اين زمينه ها استفاده ميكرد:
۱٫ تبليغات: عامل اول تبليغات است كه همه سياستمداران سعي ميكنند بوسيله آن افكارمردم را عوض كنند .ازجمله ابزارتبليغاتي آن زمان هنر وادب به ويژه شعربود.كه درمدح خودش ودرذمّ مخالفانش سروده ميشد.ودربين كسانيكه به اسلام گرايش بيشتري داشتندبراي آنها قرآن وحديث بودتاباجعل احاديث افكارمردم ساده لوح وزودباوررابه انحراف بكشاند.
۲٫ تطميع: كه رؤساي قبيله رابيشترازراه تطميع مجذوب خودميكرد.
۳٫ تهديد: وبالاخره سايرمردم جامعه راهم باتهديدمطيع خودميكرد.
تشابه جامعه زمان ما بازمان امام حسين عليه السلام
امروزهم اگركسي بخواهدجامعه اسلامي راازمسيرخودمنحرف كندابزاري غيرازسه عامل تهديد، تطميع وتبليغات ندارد.ازهمان راهي كه دشمنان اسلام توانستنداسلام را مسخ و منحرف كنند وعاقبت حسين (ع) را كشتندامروزهم دشمنان اسلام ميخواهندازهمان راه حسين زمان راازمسيرخودبرگردانند.امروزهم ميخواهند ازهمان ابزاراستفاده كنندوكاري چنين افرادي ازكاركه نسبت به امام حسين (ع) انجام دادندوازكارمعاويه وطرفداران او كمترنيست ونيزازكارابوهريره. دراين انقلاب ازيكطرف اين گلها روييدندنوجوانها وجوانهاي كه ره صدساله رايك شبه پيمودندامادرمقابل منافقان ملحدي تربيت شدندكه نظيرآنها درشيطنت ونفاق درطول تاريخ كمترديده ميشود.
راه مقابله باسياست هاي شيطاني
حال اگركسي بخواهدبااين نوع سياست بازيها مقابله كندراه آن چيست؟ همان راهي كه حسين(ع) نشان داد.شرط اول مقابله بااين نوع سياست بازيها اينستكه دل بدنيانبنديم.اگرمابخواهيم راه حسين(ع)راادامه دهيم بايدبااين توطئه هاي شيطاني پيچيده مقابله كنيم اول بايدآن روحيه راپيداكنيم.مابايديادبگيريم وبايدعملاًدرهمين مسيرحركت كنيم به آرزوهاي دنيا دل نبنديم ومرگ درراه خدا وشهادت درراه خدا رابزرگترين افتخاربدانيم .اين درسي بودكه ابي عبدالله (ع) بما داد.دراينصورت ميتوانيم راه خداراحفظ كنيم.براي اينكه مسئله تاحدي روشن شودبايدبه عقب برگرديم وتاريخ اسلام رامرورنماييم.اجمال مطلب اينكه معاويه درميان شخصيتهاي معروف ان عصرازهوش سرشاري برخورداربودوآنقدرسياست وهوش فراست وتدبيراو معروف شده بود كه ميگفتندعلي سياست معاويه رانداردوگرنه ميتوانست براوپيروزشود! وكاربدست معاويه نمي افتاد.
دقت علي (ع) دراجراي احكام وحدود الهي
ممكن است دراذهان ساده اين شبهه مطرح شودكه اگرعلي(ع)بامعاويه ياباسايرين مقداري مماشات كرده بودندكاربه اينجا نمي كشيد.امروزه براي تضعيف مقام ولايت بطوركلي ومقام عصمت پيامبر(ص) وائمه اطهار(ع)بطورخاص خيلي ميكوشندتاخدشه هاي دررفتارآنها واردكنند شبهه هاي راايجادكنندتانسل آينده ماايمان عميق را به عصمت وبرتري آنها درهمه شئون نپذيرند.كسانيكه اين شبهه راالقاء ميكنندميگويندخوب كه علي(ع) اين ها رادعوت ميكردنديعني امثال طلحه وزبيررادعوت ميكردوازآنها دلجويي به عمل مي آوردوهديه به آنان ميداد.بااينكه حضرت ميدانست كه آنها چه خيال درسردارندوروحيات ايشان راميشناخت .پس باآنان بايدمماشات ميكردتااينكه جنگ جمل را راه نيندازندوبجاي جنگ وخونريزي اين نيروها براي بازسازي كشوربه كارگرفته شده وپيشرفت اقتصادي حاصل شود.علي (ع) بامخالفان سودجودمماشات نكردوانعطاف ازخودنشان ندادوميگفت من حتي يكروزهم اجازه نميدهم كه معاويه حكومت كندوجوابي غيرازاين نيست كه بايدبگويم علي(ع)معصوم بودوهركاري كه انجام ميدادطبق دستورخداوندبود.


هدف علي (ع) ارائه الگوي حكومت اسلامي
جوابي كه بنظرميرسداينستكه اگرچنين جرياني اتفاق افتاده بودماعلي (ع)راباچه كيفيتي ميشناختيم؟مثلاً آن وقتي كه به خدمت خليفه وقت رسيده بودنديعني آن شبي كه طلحه وزبيربه خدمت امام رسيدندتادرباره مسائل مملكت صحبت كنندوچنانچه امام (ع) تصميم ميگرفت كه مثلاً حكومت ايالت عراق رابه يكي ازايشان ومصررا به ديگري واگذاركننداگردرتاريخ چنين آمده بودمن وشما چه تفاوتي بين علي(ع) باطلحه وزبيرميديديم؟چه فرقي بين معاويه وعمروعاص باعلي(ع)قائل ميشديم؟نهايتاً ميگفتيم كه چندشخصيت بودندكه بايكديگرنشسته مشورت كرده وكاري انجام دادندروزي باشخص ديگروامروزبايكي ديگربه نام علي (ع)بيعت كردند.اما امروزباحقيقت اسلام آشنا هستيم ومكتب تشييع راداديم به بركت اينگونه رفتاركردن علي (ع) است اگرعلي (ع) اينگونه رفتارنكرده بودماامروزنميتوانستيم بگوييم اسلام نظام حكومتي خاصي داردمباني واصولي داردكه بايداجراشود.درغيراينصورت اسلام ديني شناوروتابع سليقه ها وقرائت هاي مختلف ميشد.علي (ع) نميخواست فقط براي زمان خودش طرح بدهداوقصدداشت براي مردم همه زمانها تاروزقيامت طرح حكومتي اسلام رامعرفي كندزيراكه اسلام طرفدارعدالت است.علي(ع)دراين راستاياران فداكاروشجاع ونترس راتربيت نمودكه درهرشرايط سختي همانندكوه، راسخ واستوارباشدوباتهديدوتطميع وحتي باكشته شدن هم تزلزلي درارادة آنان پديدنيايدكه دراين راه جانش رافدانمودندهمانند              ميثم تمّار،حجربن عدي،رشيدهجري وامثالشان.كه درراه آرمان وعقيده ديگرتقيه جايزنيست وامربمعروف ونهي ازمنكردرهمه حال واجب است ومتأسفانه ما در مورداين مسائل كمتركاركرده ايم كسيكه شايدبهترين كاررادراين زمينه انجام دادحضرت امام قدّس سّره بود.اولين فتواي صريح ايشان اين بودكه تقيّه درموردامورمهم حرام است ولو بلغ مابلغ.ديگران چنين فتواي را نميدادند.هنگاميكه علي (ع)دررأس حكومت بوداگروالي او خطا ميكردمردم نزدحضرت امير(ع)مي آمدندواعتراض ميكردندوحضرت بلافاصله آن والي را ازمقامش بركنارمينمود.آن كسانيكه انقلاب كردندوباراين انقلاب رابدوش كشيدنداين مردم هستند.كسانيكه زيرپرچم حسين(ع) انقلاب كردندوبراي احياي احكام اسلام كشته دادندحال چگونه ممكن است مشاهده كننداحكام اسلام به بدترين وجهي بازيچه شده وآرام بنشينند؟آيا اين دين است ؟اين خداست؟اين راه امام حسين (ع)؟آيا قانون اساسي ما چنين گفته يامراجع ما اينگونه گفته اند؟كدام دين چنين مطلبي راگفته است ؟كدام دموكراسي اينگونه ميگويد؟زمانيكه منطق تساهل وتسامح برجامعه حاكم شد بذهن جوانهاي مااينگونه خطور ميكندوبعدنامردها وبي دين ها صريحاً ميگويندخميني بايدبه موزة تاريخ سپرده شوداسلام ديگر رفت اين مشكل اسلام است كه نميتواندبادموكراسي بسازد.اماعواملي كه معاويه مانندهمه     سياست بازان دنيا پرست به كارگرفت درسه چيزخلاصه ميشد۱ـ تطميع سران قوم۲ـ تهديدعموم مردم ۳ـ تبليغات كه عامل سوم بزيرمجموعه هايي قابل تقسيم است.
  • بازدید : 73 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عاشورا»در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و«نهضت كربلا»،در طول چهارده قرن،با كوثرى زلال و عميق،سيراب كننده‏جانها بوده است. 
هم اكنون نيز عاشورا،كانونى است كه ميليونها دايره ريز و درشت از ارزشها،احساسها، عاطفه‏ها،خردها و اراده‏ها بر گرد آن مى‏چرخد و پرگارى است كه‏عشق را ترسيم مى‏كند. 
بى شك،محتواى آن حماسه عظيم و انگيزه‏ها و اهداف و درسهايش يك‏«فرهنگ‏»غنى و ناب و الهام بخش را تشكيل مى‏دهد و در حوزه وسيع تشيع ودلباختگان اهل بيت،كوچك و بزرگ و عالم و عامى،همواره با«فرهنگ عاشورا» 
زيسته،رشد كرده و براى آن جان باخته‏اند،تا آنجا كه در آغاز تولد،كام نوزاد را باتربت‏سيد الشهدا«ع‏»و آب فرات بر مى‏دارند و هنگام خاكسپارى،تربت كربلاهمراه مرده مى‏گذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسين بن على‏«ع‏»عشق‏مى‏ورزند و براى شهادتش اشك مى‏ريزند و اين مهر مقدس،با شير وارد جان‏مى‏شود و با جان به در مى‏رود. ضرورت كار در باره نهضت كربلا،تاكنون بسيار نوشته،سروده و تحقيق شده است وصاحبان فكر و قلم از زواياى مختلف و با ديدهاى گونه‏گون به اين حماسه‏نگريسته‏اند
تاسوعا
سخن از قيام پيامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاريخ  بسيار است كه در اين ميان حسين(ع) جايگاه ويژه اي دارد. او شاهد و وارث تاريخي است كه در آن جنايت و بيداد و نيرنگ و فريب به نهايت رسيده است. او مي بيند كه اگر ساكت بماند همه چيز پايمال مي شود. اين است كه مراسم حج را نيمه كاره مي گذارد و به سوي شهادت مي رود. «تا به بشريت و به تاريخ بفهماند كه در حاكميت جور، حج مفهومي ندارد. تا شعار عدالت اجتماعي و قيام مردم به قسط به اجرا در نيايد، تا استعدادهاي خدايي انسان مجالي براي شكوفايي پيدا نكنند»، اسلام كه خود براي نجات انسان از اسارت و بردگي است وسيله اي مي شود براي توجيه استبداد و استثمار و مي بينيم كه در عاشوراي سال ۶۱ هجري جبهه باطل نه به نام دفاع از ارزش هاي بي ارزش خويش كه به نام دفاع از اسلام، با همه نيرو و توان خود در مقابل حسين(ع) صف آرايي كرد. و يك بار ديگر سايه هاي شوم ابليس، زر و زور و تزوير آشكارا با هم، هم پيمان شدند و فرزند پاك محمد(ص) ،علي(ع) و فاطمه(ع) را به عنوان كسي كه از دين خارج شده است محكوم و قتل او را توجيه شرعي مي كنند. حسين(ع) در صحراي نينوا مردانه مي ايستد و با خون خويش نهال آزادي و رهايي انسان و اسلام را آبياري مي كند و سپاه كفر به شكرانه اين پيروزي جشن مي گيرد، خيمه هاي حسين(ع) را به آتش مي كشد و زنان و فرزندانش را به اسارت مي برد.
براي بزرگداشت آن حماسه، مسلمانان و آزادگان در سالگرد حماسه سازان عاشورا به سوگ مي نشينند.
 روز تاسوعا
روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، آخرين روزى بود كه امام حسين عليه السلام و يارانش شبانگاه آن را درك كرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت عليهم السلام از اهميت بالايى برخوردار است . مسلمانان تاريخ ساز ايران اسلامى همچون بسياری از مسلمانان سراسر گيتی، اين روز را منتسب به غيرت ا… و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) ميدانند،  بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى پردازند.
تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ايثار و ادب و دلاوري و وفا و حقگزاري عباس بن علي(ع) است و با گذشت بيش از هزار و سيصد سال ، هنوز تاريخ، روشن از كرامتهاي اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگي همراه است.
آن سردار فداكار با لبي تشنه و جگري سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردي و وفايش نگذاشت كه او آب بنوشد و امام و اهل ‏بيت و كودكان تشنه كام باشند. لب تشنه از فرات بيرون آمد تا آب را به كودكان برساند. 
خود از آب ننوشيد و فرات را تشنه لبهاي خويش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفاي عباس نرسيد. اين ايثار را كجا مي‏توان يافت و اين همه فداكاري مگر در واژه ميگنجد و با كلام قابل بيان است؟
دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و اين دستها براي آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بي بديل فتوّت و مردانگي در تاريخ شد. و چه به حق او را غيرت ا… العظميم ناميده اند.

عاشورا
 روز عاشورا امام حسين السلام ميمنه لشكر خود را به زهير داد و ميسر را به حبيب بن مظاهر و پرچم سلطنتى را به برادر رشيدش حضرت عباس ‍ عليه السلام داد و فرمود: ما چون لشكرمان كم است نمى توانيم از دو طرف بجنگيم ، لذا پشت خيمه را خندق بكنيم تا جنگ براى ما آسان باشد. خندق كندند و هيزم جمع نموده و آتش در خندق روشن كردند.
در كوفه و حوالى آن هيچ كس نمانده بود مگر آن كه همه را خواه ناخواه به كربلا آورده بودند تا با شمشير و نيزه و سنگ و عصا و غيره كار امام و اصحابش را تمام كنند و سه روز بود كه آب را بر امام حسين عليه السلام و اصحاب او بسته بودند.
عمر سعد لعين ميمنه لشكر خود را به عمرو بن الحجاج داد و ميسره را به شمر بن ذى الجوشن ، و عروه بن قيس را بر سواران حاكم كرد و شبث بن ربعى را بر پيادگان . پس تمام اين لشكر كفار در مقابل هفتاد و دو تن بايستادند. امام حسين عليه السلام براى اتمام حجت در ميان دو صف ايستاد و فرمود: اى قوم ، مرگ حق . دست ذلت و حقارت به شما نخواهم داد. تمام لشكر كوفه و شام و بصره خاموش شدند و طبل ها و كوس ها فرو گذاشتند. امام حسين عليه السلام نزديك آنان آمد و فرمود: در كشتن من تعجيل نكنيد.
سپس ندا در داد يا شبث بن ربعى ، يا حجاج بن الخير، يا قيس بن اشعث تا پنجاه نفر را صدا كرد و فرمود: آيا شما به من ننوشتيد نامه زيادى كه باغات ما سر سبز است و ميوه ها فراوان ؟ من بر حسب دعوت هاى شما به طرف شما آمده ام . آنچه را كه نوشتيد اگر پشيمان شده ايد بگذاريد تا باز گردم و به طرف روضه جد خود مراجعت نمايم . (۶۶۱) و اينك خطبه امام حسين عليه السلام كه خود را معرفى نموده است :خطبه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا  …متوكئا على سيفه فنادى باعلى صوته فقال : انشدكم الله تعالى ، هل تعرفون ان جدى رسول الله صلى الله عليه و آله ؟ قالوا: اللهم نعم . قال عليه السلام : انشدكم الله تعالى ، هل تعلمون ان امى فاطمه بنت محمد صلى الله عليه و آله ؟ قالوا: اللهم نعم . قال انشدكم الله ، هل تعلمون ان ابى على بن ابى طالب عليه السلام ؟ قالوا: اللهم نعم . قال انشدكم الله ، هل تعلمون ان جدتى خديجه بنت خويلد اول نساء هذه الامه اسلاما؟ قالوا: اللهم نعم . قال انشدكم الله ، هل تعلمون ان سيد الشهدا حمزه عم ابى ؟ قالوا: اللهم نعم . قال انشدكم الله ، هل تعلمون ان هذا سيف رسول الله صلى الله عليه و آله و انا متقلده ؟ قالوا: اللهم نعم . قال انشدكم الله ، هل تعلمون ان هذه عمامه رسول الله صلى الله عليه و آله انا لا بسها؟ قالوا: اللهم نعم . قال انشدكم الله ، هل تعلمون ان عليا كان اولهم اسلاما و اكثر هم علما و اعظمهم حلما و هو ولى كل مومن و مومنه ؟ قالوا: اللهم نعم . قال : فبم تستحلون دمى و ابى الذائذ عن الحوض غدا يذود عنه رجالا لما يذاد البعير الصادر عن الماء و لوا الحمد فى يد جدى يوم القيامه ؟ قالوا: قد علمنا ذلك كله و نحن غير تاركيك حتى تذوق الموت عطشا. فاخذ الحسين عليه السلام بطرف لحيته (۶۶۲) سالار شهيدان جگر گوشه ملكه اسلام فاطمه زهرا عليه السلام تكيه بر شمشير خد نموده است . پس با صداى بلند فرمودن شما را به خدا سوگند مى دهم كه راست بگوييد، آيا مى شناسيد مرا بر اين كه جد من رسول خدا صلى الله عليه و آله ؟ عرض كردند: بلى . فرمود: قسم مى دهم شما را به خدا، آيا مى دانيد كه مادر من فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله است ؟ عرض كردند: بلى مى شناسيم . فرمود: شما را به خدا سوگند مى دهم آيا مى دانيد كه پدر من على بن ابيطالب عليه السلام است ؟ عرض كردند: بلى مى شناسيم . فرمود: قسم مى دهم شما را به خدا، مى دانيد كه جده ام خديجه دختر خويلد است ، اول اسلام آورنده به پيامبر از زنان و فداكارى او براى اسلام ؟ عرض كردندن بلى . فرمود: به خدا سوگند مى دهم شما را، آيا مى دانيد حمزه سيد الشهدا عموى پدر من است ؟ عرض كردند: بلى . فرمود قسم مى دهم شما را به خدا، آيا مى دانيد كه جعفر در بهشت پرواز مى كند كه خدا بدو دو بال داده است عموى من است ؟ عرض كردند: بلى . فرمود سوگند مى دهم شما را آيا مى دانيد اين كه اين شمشير رسول الله است و من آن را در دست دارم ؟ عرض كردند: بلى . فرمود: شما را به خدا سوگند مى دهم كه اين عمامه رسول خدا است و من آن را بر سرم بسته ام ؟ عرض ‍ كردند: بلى . فرمود: شما را به خدا سوگند مى دهم آيا مى دانيد اين كه على عليه السلام اول مردمان بود كه اسلام آورد و داماد پيامبر بود و از نظر علم سر آمد زمان بود؟ چنان كه پيامبرصلى الله عليه و آله درباره اش فرموده است : انا مدينه العلم و على بابها و ولى و مولاى هر زن و مرد مومن بود؟ گفتند: بلى . فرمود: پس چرا حلال شماريد خون مرا و حال آن كه پدرم دور كننده است از حوض كوقر گروه منافقان را در روز قيامت و دور مى سازد از آن گروهى از مردان را چنان كه رانده مى شود شتر سيراب شده و رجوع كننده از آب در روز قيامت پرچم حمد در دست جد من خواهد بود. عرض ‍ كردند: به حقيقت همه اينها را دانسته ايم و ما از تو دست بردار نيستيم تا اين كه بچشى مرگ را با لب تشنه .پس آن امام مظلوم صلوات الله عليه ريش مبارك خود را گرفت و فرمود: سخت و شديد غضب خدا بر طايفه يهود هنگامى كه گفتند عزير پسر خداست . و سخت و شديد شد غضب خدا بر طايفه نصارا هنگامى كه گفتند مسيح پسر خداست و سخت شد غضب خدا بر طايفه مجوس ‍ هنگامى كه آتش پرستيدند به غير از خدا. و شديد شد غضب خدا برگروهى كه پيغمبر خود را شهيد كردند. و سخت شد غضب خدا بر اين گروه كه اراده كشتن فرزند پيغمبر خود مى كنند.مولف گويد: اى انسان هاى غيور و متدين ، ببينيد كه فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله با اين خطبه اتمام حجت كرد. اگر اين خطبه را بيان نمى فرمود شايد روز قيامت مردم مى گفتند حسين خودش را معرفى نكرد و الا او را نمى كشتيم .حسين خود و ياران را براى رضاى خدا و براى حفظ كتاب آسمانى قربانى كرد. اگر چه در روز عاشورا آخرين لحظاتى كه او تنها مانده ولى براى حق و پايدار ماندن حق سر مى دهد، جوانان را مى دهد، طفل شير خوار مى دهد. اگر چه او افتاده در ميان گودى قتلگاه و يار و ياورى ندارد بدنش هم بعد از سه روز دفن مى شود. مخالفان امام حسين عليه السلام خيال نكنند كه او يك آرامگاه در كربلا دارد. بدانند كه امام در اين عصر ميليون ها آرامگاه دارد يعنى قلب تمام اراتمندان حضرتش آرامگاه حسين است 

عتیقه زیرخاکی گنج