• بازدید : 76 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق تغییر سازمانی ومقاومت در برابر تغییر-خرید اینترنتی تحقیق تغییر سازمانی ومقاومت در برابر تغییر-دانلود رایگان مقاله تغییر سازمانی ومقاومت در برابر تغییر-تحقیق تغییر سازمانی ومقاومت در برابر تغییر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وبه موارد زیر می پردازد:

تغيير بدين معناست كه وضعيت جديد عوامل با وضعيت سابق آنها فرق كند، تحول سازماني به رهبران كمك مي كند تا تغيير را از اين ديدگاه كه «تغيير نوعي فرصت است» مد نظر قرار دهند و آن را تحقق بشند بيشترين عوال مسبب تغيير، در خارج از سازمان قرار دارند

روشهاي مختلف انجام تغيير:

 1 برنامه ريزي شده (با قصد قبلي) ۲ غير برنامه ريزي شده (تصادفي)

ميزان تغيير مي تواند كم يا زياد باشد بر حسب گستردگي و وسعت آن مي تواند بر عناصر متعددي از سازمان يا فقط بر تعداد محدودي از آنها تاثير گذارد.

تغيير مي تواند (ناگهاني و دفعتاً) Fast change يا بطئي و آهسته (تدريجي) Slow change باشد.

وضعيت جديد ناشي از تغيير مي تواند ماهيتي كاملاً متفاوت از حالت سابق داشته باشد (تغيير بنيادي) Fundamental Change. يا وضعيت جديد مي توان همان ماهيت اوليه همراه با شكل گيري و ويژگيهاي جديد باشد (تغيير تدريجي) Incrementral Change.

امروزه خواسته هاي تحميلي بر سازمان چنان وسيع و گسترده اند كه در بسياري از موارد تغييرات اساسي ضروري است.

سازمانها تجديد ساختار مي شوند، وظايف و فعاليتهاي كاري شكل جديد به خود مي گيرند، قوانين بازار تغيير مي كنند، ماهيت بنيادي سازمانها تغيير مي يابند، در نتيجه وضعيت جديد عوامل، بطور قابل توجهي در وضعيت سابق آن متفاوت خواهد شد. در واقع مجريان تحول سازمان درگير برنامه هاي مختلفي از تغييرات اساسي و تدريجي مي باشند.

عواملي كه موجب ايجاد تغيير در سازمان مي شوند.

۱ ماهيت نيروهاي كاري سازمان

با توجه به تغيير نيروي كار در دهه اخير، سياستهاي مربوط به نيروي انساني تغيير كرده تا بتواند نيروهاي كاري بسيار متنوع و داراي خصوصيات گوناگوني كه قابليت جذب در فعاليتهاي گوناگون را داشته باشد، بپرواند.

۲ فن آوري

استفاده از فن آوريها نوين اثرات بسيار شديدي بر روي سازمانها گذاشته است، پروژه بسياري از مشاغل تغيير شكل داده اند و كارها تكراري و تخصصي گرديده و به وسيله گروههايي انجام مي شود كه اين تيم ها مي توانند چندين كار تخصصي را بصورت همزمان انجام دهند و در فرايند تصميم گيري شركت نمايند.

۳ شوكهاي اقتصادي

مثلاً تغييرات قيمت نفت، شوكهاي عظيم اقتصادي به سازمانها وارد مي كند و موجبات تغييرات سازماني مي شود.

۴ روندهاي اجتماعي

سازمانها لازم است آماده پذيرش تغييرات اجتماعي باشند مثلاً ديدگاه جامعه نسبت به آموزش عالي يا تغييرات سليقه اي در رابطه با خريد كالا و …

۵ سياستهاي جهاني

مانند نوسانات نرخ ارز يا نوسانات نرخ طلا

۶ رقابت

در سايه رقابت، سازمانهايي موفق خواهند بود كه بتوانند در برابر رقبايشان واكنش هاي مناسب از خودشان دهند مثلا توليد محصولات جديد و عرضه به بازارهاي جهاني

چه شرايطي موجب اقدام به تغييرات سازماني مي شود.

۱ وجود مشكل يا مسئله كه خللي را در كارها ايجاد كرده است.

۲ وجود نوعي فرصت كه مورد بهره برداري قرار نگرفته است.

۳ اجزاي متشكله سازمان در جهت هدف واحدي حركت نمي كنند.

۴ آينده اي كه براي سازمان ترسيم شده و سازمان را هدايت مي كند بايد تغيير كند.

روشهاي مداخله و ايجاد در سيستم متقاضي تحول:

۱ افزودن فعاليتهاي مشابه به فعاليتهاي عادي سازمان

۲ فعاليتهاي مشاور جايگزين فعاليتهاي فعلي سازمان مي گردد.

مدلهاي تغيير برنامه ريزي شده بهتر است در اين قسمت آورده شود.

نكاتي كه كارگزاران تحول سازمان را ياري مي دهد تا فعاليتها را به روشهايي «بهتر» تنظيم نمايد.

۱ فعاليتها را طوري ساختار دهيد كه افراد ذيربط در آنجا حضور داشته باشند.

۲ فعاليتهاي را طوري ساختار دهيد كه: الف- محور توجه اش نوعي مشكل يا فرصت باشد. ب- در جهت حل مسائل و مشكلاتي باشد كه خود متقاضيان تحول آنها را يافته باشند.

۳ فعاليتهاي را طوري ساختار دهيد كه هدف و روش نيل به هدف مشخص باشد.

۴ فعاليتها را طوري ساختار دهيد كه تحقق هدف، سود آوري بالايي ايجاد كند.

۵ فعاليتها را طوري ساختار دهيد كه هم يادگيري بر تجربه را و هم يادگيري مفهومي/نظري را در  بر گيرد.

۶ فعاليت را طوري ايجاد نماييد كه افراد به جاي آنكه مضطرب باشند يا حالت دفاعي به خود بگيرند، آزاد باشند.

۷ فعاليت را طوري ساختار دهيد كه مشاركت كنندگان، نحوه حل يك مسئله يا مشكل خاص و «آموختن چگونه آموختن» را بطور همزمان بياموزند، يعني فعاليت را دقيقاً زمانبندي نمايند، تا بتوان هم به مسئله متمركز شده و هم از آموخته هاي آن بهره گرفت.

۸ فعاليتها را طوري ساختار دهيد كه افراد بتوانند هم  در مورد وظيفه و هم در مورد فرايند بياموزند.

۹ فعاليتها را طوري ساختار دهيد كه افراد در آن بعنوان بخشي از گروه و نه بطور مجزا دخيل باشند.

 مدلهاي تغييرات برنامه ريزي شده

۱ مدل كرت لوين

۲ مدل تغيير جامع Comprehensire change model

۳ مدل تجزيه و تحليل جرياني Stream Analysis

۴ مدل عملكرد فردي و سازماني بورك- ليتوين

مدل كرت لوين:

كرت لوين دو ايده و نظر در مورد تغيير ارائه داد:

۱ آنچه در هر لحظه از زمان حادث مي شود، برآيندي از نيروهاي متضاد در يك ميدان عمل است. (وضعيت فعلي هر آنچه كه اكنون در حال رخ دادن است) برآيند نيروهايي است كه از جهات مختلف فشار وارد مي كند.

مثال: سطح توليد كارخانه مي تواند نقطة تعادلي از برآيند دو نيروي متضاد باشد، نيروهايي كه تلاش مي كنند سطح توليد را بالا برند و نيروهايي كه برآنند سطح توليد را به سمت پائين سوق مي دهند سطح توليد به نحوي متعادل ثابت باقي مي ماند، زيرا ميزان نيروها همچنان ثابت باقي مي ماند.

با استفاده از تكنيكي كه تجزيه و تحليل ميزان نيرو Force filed Analysis ناميده مي شود، افراد مي توانند نيروهاي اصلي ميزان را تشخيص دهند. آنگاه براي انتقال نقطة تعادل به يك جهت يا ساير جهات، برنامه هاي عملي بكار گيرند. اين مفهوم كه وضعيت موجود برآيند ميدان نيروهاست، خود موضوع بسيار مهمي براي انديشيدن درمورد پويايي تغيير است. 

  • بازدید : 88 views
  • بدون نظر
این فایل در قالبpdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

مصرف بهینه منابع مالی از جمله وظایف مدیریت واحدهای اقتصادی می باشد. با توجه به محدود بودن منابع مالی در اکثر واحدهای اقتصادی ضرورت فوق بیشتر احساس می شود. شرکت آب و فاضلاب کردستان مصداق چنین واحدهایی می باشد و بخشی از منابع مالی با سرمایه گذاری در موجودی های جنسی راکد و بلااستفاده بدون بازده اقتصادی مانده است. مسئله اصلی تحقیق این است که به چه دلایلی موجودی های راکد به وجود آمده اند و تداوم دارند تا با رفع علل از رکود سرمایه جلوگیری شود.

روش جمع آوری اطلاعات بررسی اسناد و مدارک خرید نمونه های انتخابی می باشد زیرا سابقه خرید بیانگر علل افزایش موجودی ها می باشد که علی رغم محدودیت هایی در زمینه گردآوری مدارک ، روش فوق مفیدترین روش گردآوری اطلاعات تشخیص داده شد.
مصرف بهینه منابع مالی از جمله وظایف مدیریت واحدهای اقتصادی می باشد. با توجه به محدود بودن منابع مالی در اکثر واحدهای اقتصادی ضرورت فوق بیشتر احساس می شود. شرکت آب و فاضلاب کردستان مصداق چنین واحدهایی می باشد و بخشی از منابع مالی با سرمایه گذاری در موجودی های جنسی راکد و بلااستفاده بدون بازده اقتصادی مانده است. مسئله اصلی تحقیق این است که به چه دلایلی موجودی های راکد به وجود آمده اند و تداوم دارند تا با رفع علل از رکود سرمایه جلوگیری شود.

روش جمع آوری اطلاعات بررسی اسناد و مدارک خرید نمونه های انتخابی می باشد زیرا سابقه خرید بیانگر علل افزایش موجودی ها می باشد که علی رغم محدودیت هایی در زمینه گردآوری مدارک ، روش فوق مفیدترین روش گردآوری اطلاعات تشخیص داده شد.
هزینه نگهداری(Holding cost): 
هزینه نگهداری شامل هزینه تأمین فضا برای انبار، نیروی انسانی، بیمه، تجهیزات حمل و نقل، بهره بانکی، فساد و خرابی اقلام انبار شده است. 
هر سازمان جهت برآورد هزینه نگهداری یک کالا می تواند سیاست های مختص به خود را داشته باشد، ولی اگر هزینه نگهداری یک کالا در دست نباشد می توان به صورت زیر انجام دارد: 

ابتدا هزینه نگهداری یک واحد ریالی از کالاها طی یک سال را بر حسب نسبت یا درصدی (%) از قیمت واحد کالا بدست می آوریم:
سفارش یا موجودی در راه: 
با انجام سفارش گذاری، براساس روش های بهینه که در ادامه خواهد آمد، جهت اطلاع از سفارش یا موجودی در راه، شامل مقداری از یک کالا که سفارش شده ولی هنوز دریافت نشده اند (در برخی از موارد می توان آن را جزئی از موجودی دانست)، از فرمول زیر استفاده می شود: 
 
ذخیرة اطمینان (احتیاطی) یا حداقل موجودی Safty stock: 
ذخیره اطمینان (SS) عبارتست از میزان اضافه موجودی انبار برای جلوگیری از کمبودهای احتمالی در زمان انتظار جهت دریافت کالا می باشد و موجودی را در مقابل افزایش غیر منتظره تقاضا یا مدت تقاضا بیمه می کند، معمولا ذخیره احتیاطی ۱۰% مصرف کل سالانه است، وقتی موجودی کالایی به این سطح می رسد این امر گزارش می شود و سوابق بررسی شده و در صورت نیاز سیستم بازنگری موجودی اصلاح می شود. 

مباحث کنترل موجودی


بخش اول:
کنترل موجودی جریانی است که ضمانت می کند اقلام موجود سازمان با در نظر گرفتن عوامل زمان، مکان، تعداد، کیفیت و هزینه، برای بخش های عملیاتی تولید، توزیع، فروش، مهندسی در دسترس باشد.
آنچه در کنترل موجودی از اهمیت ویژه برخوردار است عبارتند از: ۱ –  میزان سفارش ۲ – زمان سفارش 
هدف از کنترل موجودی: بررسی و نگاه داشت سطحی از موجودی که هزینه های سیستم و سازمان یا کارخانه صنعتی را کمینه می کند.
 عملیات بالانس یا تراز موجودی (Inventory balancing act): عملیاتی است برای به حداقل رساندن میزان سطح سرمایه بکار رفته شده برای موجودی با قابلیت تبدیل به سرمایه به طوری که تضمین نماید موجودی برای کلیه عملیات های تولیدی، فنی و فروش در موعد مقرر و به میزان کافی در دسترس باشد (شکل زیر).
انباشت بالای موجودی، باعث افزایش هزینه سازمان یا کارخانه صنعتی شده و مشکلات را پنهان می کند و نگاه داشت موجودی در سطح بهینه باعث آشکار شدن مشکلات مدیریتی قابل اصلاح در سازمان و تولید می گردد (به عنوان مثال: اگر موجودی کالایی در انبار محصول زیاد باشد، در صورت وجود اتلاف در خط تولید به دلیل موجودی بالای محصول در انبار این اتلاف مشخص نمی شود، لذا راه حلی برای آن در نظر گرفته نمی شود) یکی از اهداف سازمان ها در قبال موجودی کاهش آن است. 
 درستی و صحت موجودی انبارها (Record Accuracy): 
مدیریت انبار نیاز به اطلاع دقیق از موجودی انبارها داشته و اطلاع دقیق از موجودی انبارها، پایه اصلی سیستم های برنامه ریزی تولید و کنترل موجودی هاست، صحت و درستی موجودی انبارها از طریق ثبت منظم و سیستماتیک ورود و خروج کالا به انبارها، استقرار منظم قفسه ها در انبارها و شماره گذاری قفسه ها، کالاها و چیدمان منظم قطعات در قفسه ها، استفاده مطلوب از فضای انبارها امکان پذیر می شود (مراجعه شود به “برخی مباحث مدیریت انبار” از صفحه نخست).

روش های اجرای کنترل موجودی:
در سازمان ها فرآیند مدیریت کنترل موجودی به نحوی انجام می گیرد که اقلام وارده به انبار از حداکثر سقف موجودی تعیین شده فراتر نرود و یا از حداکثر فضای مجاز اختصاص یافته برای انبارش بیشتر نشود. کنترل موجودی در انبار می تواند به یکی از روشهای ذیل انجام گیرد :
۱ – کنترل دستی و از طریق کارتکس و موجودی فیزیکی بصورت روزانه یا ادواری.
۲ – کنترل سیستمی و از طریق اخذ گزارشات موجودی بصورت روزانه یا ادواری از نرم افزار مکانیزه انبار و مقایسه با پارامترهای کنترل موجودی توسط انباردار.
۳- کنترل سیستمی و بصورت کاملا اتوماتیک توسط سیستم انبار با تعریف پارامترهای کنترل موجودی در سیستم نرم افزاری انبار.
۴ – استفاده از روش مدیریت موجودی توسط فروشنده موسوم به VMI.
۵ – تفکیک موجودی به دسته های کانبان و کنترل آن.
۶ – ارزیابی میزان موجودی در انبار بر مبنای مشاهدات دیداری انباردار،  این روش بر مبنای مدیریت دیداری صورت می گیرد و کاربرد آن در انبارهایی که تعداد اقلام زیادی را در خود جای داده اند، کار پر ریسک و پر زحمتی محسوب می گردد.

 مدل های کنترل موجودی: 
هدف استفاده از مدلها و فرمول های کنترل موجودی، تعیین زمان و مقدار بهینه سفارش با استفاده از مدلهای ریاضی است، مدلهای کنترل موجودی مورد بحث در این قسمت مربوط به اقلام و محصولات با تقاضای مستقل (Independent Demand) از سایر اقلام و محصولات است و براساس اطلاعات اولیه مانند هزینه های سفارش و نگهداری کالا، تقاضای سالانه و روزانه کالا، مدت زمان تحویل اقلام سفارش گذاری شده و… پایش انجام می گیرد، اکنون به شرح اطلاعات اولیه می پردازیم: 


انواع هزینه ها در مدیریت موجودی:
هزینه های سفارش کالا (Ordering cost): 
منظور از سفارش کالا، خرید یا تامین کالای مورد نیاز سازمان می باشد و هزینه های سفارش شامل هزینه های دفتری، اداری، حمل سفارش، پردازش اطلاعات، تحویل محصول سفارش شده و حقوق پرسنل خرید است. اگر قطعه در داخل کارخانه تولید می شود، در این صورت هزینه سفارش آن به صورت هزینه آماده سازی خط یا ماشین آلات، حقوق پرسنل و… برای تولید قطعه مورد نظر است. 
هر سازمان جهت برآورد هزینه سفارش کالا می تواند سیاست ها مختص به خود را داشته باشد، ولی اگر هزینه برآورد هر بار سفارش در دست نباشد می توان به صورت زیر انجام داد: 
ابتدا هزینه سفارش یک واحد ریالی از کالاها را طی یک سال را بر حسب نسبت یا درصدی از قیمت واحد کالا بدست می آوریم:
 


هزینه سفارش برای یک کالا (مقدار x) را طبق تناسب زیر محاسبه می نمائیم:



یا بعبارتی دیگر:
هزینه سفارش یک واحد ریالی طی یک سال (حاصل عبارت اول)* قیمت کالای مورد نظر = هزینه سفارش کالای مورد نظر
سپس هزینه هر بار سفارش برابر است با: حاصلضرب مقدار X در Q) Q = مقدار هر بار سفارش). 
هزینه نگهداری(Holding cost): 
هزینه نگهداری شامل هزینه تأمین فضا برای انبار، نیروی انسانی، بیمه، تجهیزات حمل و نقل، بهره بانکی، فساد و خرابی اقلام انبار شده است. 
هر سازمان جهت برآورد هزینه نگهداری یک کالا می تواند سیاست های مختص به خود را داشته باشد، ولی اگر هزینه نگهداری یک کالا در دست نباشد می توان به صورت زیر انجام دارد: 

ابتدا هزینه نگهداری یک واحد ریالی از کالاها طی یک سال را بر حسب نسبت یا درصدی (%) از قیمت واحد کالا بدست می آوریم:



سپس هزینه نگهداری یک کالا (مقدار X) را طبق تناسب زیر محاسبه می نمائیم: 




هزینه کل انبارداری برای یک قلم کالا به صورت زیر می باشد: 

هزینه کل انبارداری (TC یک قلم کالا) = هزینه کل سفارش + هزینه کل نگهداری هزینه کل انبارداری 

و با در نظر گرفتن ارزش کل خرید موجودی داریم:

هزینه کل موجودی :
D = تقاضای سالیانه از یک کالا. 
S = هزینه هر بار سفارش. 
H = هزینه سالانه نگهداری یک واحد از کالا. 
d = مقدار تقاضای مصرف روزانه از یک کالا 
Q = مقدار سفارش در هر نوبت سفارش. 
به نمودار زیر توجه کنید:
سفارش یا موجودی در راه: 
با انجام سفارش گذاری، براساس روش های بهینه که در ادامه خواهد آمد، جهت اطلاع از سفارش یا موجودی در راه، شامل مقداری از یک کالا که سفارش شده ولی هنوز دریافت نشده اند (در برخی از موارد می توان آن را جزئی از موجودی دانست)، از فرمول زیر استفاده می شود: 
 
ذخیرة اطمینان (احتیاطی) یا حداقل موجودی Safty stock: 
ذخیره اطمینان (SS) عبارتست از میزان اضافه موجودی انبار برای جلوگیری از کمبودهای احتمالی در زمان انتظار جهت دریافت کالا می باشد و موجودی را در مقابل افزایش غیر منتظره تقاضا یا مدت تقاضا بیمه می کند، معمولا ذخیره احتیاطی ۱۰% مصرف کل سالانه است، وقتی موجودی کالایی به این سطح می رسد این امر گزارش می شود و سوابق بررسی شده و در صورت نیاز سیستم بازنگری موجودی اصلاح می شود. 
شرح تئوری: 
)متوسط مدت مصرف(روز) * متوسط مدت تحویل سفارش(روز)) – نقطه سفارش = حداقل موجودی 
تعیین مقدار نقطه سفارش در ادامه خواهد آمد. 
همچنین، ذخیره اطمینان از فرمول زیر محاسبه می شود: 
 
Ϭ: واریانس و انحراف استاندارد توزیع تقاضا. 
Z: مقدار متغیر نرمال استاندارد جهت سطح سرویس دهی است که هرچه سطح سرویس دهی بزرگتر باشد هزینه نگهداری موجودی افزایش می یابد. 

مقدار Z را می توان از جدول ذیل بدست آورد : 
<لینک جدید دانلود جدول (۲۷ KB)>

براساس گروه بندی موجودی به صورت ABC، (جهت اطلاع از این گروه بندی مراجعه شود به “برخی مباحث مدیریت انبار” از صفحه نخست) می توان برای قطعات محاسبه ضریب اطمینان گروه A را ۹۵ درصد و قطعات گروه B را ۷۵ درصد و قطعات گروه C را ۵۵ درصد قرار داد. 

سطح مورد اعتماد موجودی: 
سطح ریسک یا سطح خطر مدیریت برابر است با: احتمال اینکه در یک دوره با کمبود مواجه شویم: (α) 
سطح مورد اعتماد موجودی برابر (α – ۱) است و از رابطه زیر بدست می آید: 

α-۱: سطح مورد اعتماد موجودی 
α: سطح ریسک مدیریت بر اساس درصد (%) 

مثال: سطح قابل قبول موجودی با ریسک ۲ در صد برابراست با 
۹۸ = ۲ – ۱ 
و طبق جدول برای سطح قابل اعتماد موجودی برای ۹۸ داریم Z=2.05 می باشد 
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق جزوه تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم-خرید اینترنتی تحقیق جزوه تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم-دانلود رایگان مقاله جزوه تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم-تحقیق جزوه تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم
این فایل در ۴۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سيستم مجموعه اي است از اجزاي به هم وابسته که به علت وابستگي حاکم بر اجزاي خود کليت جديدي را احراز کرده و از نظم و سازمان خاصي پيروي مي نمايد و در جهت تحقق هدف معيني که دليل وجودي آن است فعاليت مي کند. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

         نمونه هايي از سيستم

         سيستمها بيشمار هستند. برخي از نمونه هاي سيستم عبارت است از:

         مولکولها؛ سلولها؛ نباتات؛ حيوانات؛ انسانها؛ جوامع؛ ماشينها و ديگر نظامهاي مکانيکي؛ منظومه هاي کيهاني؛ نظامهاي اجتماعي, سياسي, اقتصادي و فرهنگي؛ سيستم اطلاعات؛ کامپيوتر؛ نظامهاي توليدي, آموزشي, تامين اجتماعي, خدمات درماني, ارتباط جمعي؛ حسابداري بايگاني؛ نظام حقوق و دستمزد, بازنشستگي, ارزشيابي, کارکنان و کنترل و … . در اين کتاب مفاهيم نظام و سيستم مترادف گرفته شده است.

         ترکيب سيستم

         هر سيستم از اجزايي تشکيل شده است و هر جزء نقش خاصي را در جهت تحقق هدف سيستم ايفا مي کند. ترکيب سيستم را مي توان در شکل زير نشان داد:

         درونداد Input

         دروندادها يا داده ها عبارتند از کليه آنچه که به نحوي وارد سيستم مي شود و تحرک و فعاليت سيستم را سبب مي گردد. بديهي است که بدون تزريق داده, ادامه حرکت و زيست سيستم ممکن نخواهد بود. در يک نظام توليدي، داده ها عبارتند از مجموعه اي از نيروي انساني با درجات متنوعي از مهارتها و تخصصها, مواد اوليه, سرمايه, انرژي, تکنولوژي, اطلاعات و غيره.

         فرايند تبديل (ميانداد) Through put or Process

         دروندادي که به سيستم وارد مي شود طبق برنامه سيستم در جريان تغيير و تبديل قرار مي گيرد در واقع کار در سيستم انجام مي شود و در نتيجه در داده ها تغيير به وجود مي آيد در نظام دانشگاهي دانشجو که يکي از داده هاي سيستم است در فرايند تبديل قرار ميگيرد و ذهن او با مفاهيم واژه ها و مطالب علمي آشنا مي شود و در نگرش او تغييراتي پديد مي آيد.

         برونداد (ستاده ها) Out put

         داده هايي که در فرايند تبديل قرار مي گيرند, طبق نظم و سازماني که بر سيستم حاکم است, به صورت کالا يا خدمت, از سيستم به محيط صادر مي شوند. دانشجوي فارق التحصيل, تحقيق و پژوهش, برخي از ستاده هاي نظام دانشگاهي هستند. کالاي توليد شده ستاده يک نظام توليدي است. خدمات عمومي از ستاده هاي  بعضي از سازمانهاي اجتماعي مي باشند.

         بازخور (بازداد) Feedback

         بنا به نظر «لودويک فون برتا لانفي»

           (Ludwig Von Bertanffy)بازخور فرايندي دوراني است که در آن قسمتي از ستاده, به عنوان اطلاعات به درونداد پس خوانده ميشود و به اين تيب, سيستم را خود کنترل ميسازد مثل ترموستات که وظيفه حفظ دماي ثابت را بر عهده دارد. به عبارتي ديگر بازخور يعني يک مدار ارتباطي که نحوه عملکرد سيستم را مشخص مي نمايد و انحرافات را تعيين مي کند.

         محيط سيستم

         هر سيستم در محيطي قرار دارد و از عوامل محيط تاثير ميپذيرد و بر آنها اثر مي گذارد. به عبارت ديگر, سيستم و عوامل محيطي, مانند عوامل طبيعي, فرهنگي, ايدئولوژيکي, اجتماعي, سياسي و اقتصادي بر هم تاثير  و تاثر متقابل دارند. به اين ترتيب, محيط هر سيستم را عواملي تشکيل مي دهند که اگر چه جزء سيستم نيستند, اما تغيير در هر يک از آنها مي تواند موجب تغييراتي در سيستم شود.

         طبقه بندي سيستم ها

         الف: سيستم هاي اصلي و فرعي

             سيستم ها به دو دسته اصلي و فرعي تقسيم شده اند. سيستم هاي فرعي جزيي است که بر خود نظارت دارد و وظيفه خاصي را انجام ميدهد و براي رسيدن به هدف معيني مي کوشد . با ديد گسترده تري اين سيستم فرعي که نقش ويژه اي را ايفا ميکند خود يکي از اجزاي تشکيل دهنده سيستم بزرگتري است که مي توان آن را سيستم اصلي نام نهاد. بنابراين سيستم اصلي از به هم پيوستن چند سيستم فرعي پديد مي آيد.

         ب: تقسيم سيستم ها به باز و بسته

             سيستم بسته سيستمي ساده است که با محيط خود ارتباطي برقرار نميکند. سيستم باز سيستمي است که با محيط خود در ارتباط است. سيستم هاي بسته در برخورد با محيط سازمان خود را از دست ميدهند يا جهت فعاليتشان تغيير مي کند.

             در هر سيستم عواملي وجود دارند که در خلاف جهت نظم سيستم عمل مي کنند و مختل کننده انتظام سيستم هستند. اين عوامل را «آنتروپي» (entropy)  مي خوانند. آنتروپي به دو گونه تقسيم مي شود: آنتروپي مثبت که عملکردش در خلاف جهت نظم سيستم است و آنتروپي منفي که عملکردش در خلاف جهت آنتروپي مثبت است يعني: براي ايجاد تغييرات و تعديلاتي در جهت اصلاح انحرافات و به منظور بقاي سيستم در محيط عمل ميکند.

         خواص سيستم هاي باز

         1-کليت و جامعيت وجودي

         سيستم در کليت وجودي خود خواصي را ظاهر مي سازد که در اجزاي تشکيل دهنده آن به تنهايي وجود ندارد اين کليت نيز نتيجه گرد آمدن اجزا مجرد نيست بلکه ارتباط اجزا با يکديگر و نحوه ترکيب نظم و سازمان يافتن آنهاست که کليت سيستم را به وجود مي آورد و سيستم با چنين جامعيت وجودي است که خواصي را از خود نشان مي دهد. سيستم سازماني در کليت و جامعيت وجودي خويش توان و بضاعتي را مي يابد که او را به انجام وظايفي قادر مي سازد.

         2-سلسله مراتب :

             در سيستم ها نوعي سلسله مراتبي از نظر ساختاري (يعني نظم اجزا) عملکردي و رفتاري (يعني فرايندها) وجود دارد. در هر سيستم عناصري وجود دارد که آن عناصر به نوبه خود سيستم هاي کوچکتري هستند که ساخت و عملکرد ساده تري دارند . به اين ترتيب مراتب وجود يک زنجيره مرتبه اي است که هريک از مرتبه ها ساخت و خواصي علاوه بر ويژگي هاي مرتبه پيشين دارد .

         طبقه بندي سلسله مراتبي بولدينگ به صورت زير است

         اول- سطح بافتها و چار چوبهاي وجودي يا سازه هاي ايستايي: سطحي است که سيستم ها در آن حالت ايستا دارند مثل اتمها و مولکولها.

         دوم- سطح سيستم هاي ديناميک ساده يا ساعت گونه ها : در اين سطح حرکت و پويايي آغاز مي شود و سيستم ها از خود حرکت نشان مي دهند . مثل گردش منظومه هاي کيهاني.

         سوم- سطح سيستمهاي ((سايبرنتيک)) يا سيستمهايي که با مکانيسم بازخورکنترل مي شوند . مثل ترموسات: از ويژگيهاي اين سطح انتقال و تبادل اطلاعات است (مثل الگوهاي تعادل بدن).

         چهارم- سطح سيستم هاي باز يا سطح ياخته با خصوصيت توليد مثل: حيات از اين سطح آغاز مي شود مثل سلولها و ارگانيسم به طور کلي.

         پنجم- سطح نباتات يا سطح ارگانيسم هاي پست: مشخصه اصلي اين سطح تقسيم کار بين ياخته هاست. ارگانيسم ها حسي در اين سطح در حدي بسيار ابتدايي شروع به فعاليت مي کنند. مثلا گياه با کمک ريشه  ساقه برگ گل و ساير اجزاي خود گرما و سرما يا تاريکي و روشنايي را حس مي کند و عکس العمل مناسب از خود نشان    مي دهد.

         ششم- سطح حيوان: سطح يادگيري هوشياري و آگاهي نسبت به وجود خود و با تحريک و رفتار قابل پيش بيني تکامل گيرنده ها و   دستگاه هاي عصبي .

         هفتم- سطح انسان : با خصوصيات تحريک زياد ورفتار قابل پيش بيني با گيرنده هاي اطلاعاتي پيشرفته و نيز: آگاهي نه تنها نسبت به وجود خود بلکه نسبت به غير ارتباط به وسيله زبان و غيره.

         هشتم- سطح سيستم هاي اجتماعي : اجتماع انسانها با خصوصيات فرهنگي و نظام ارزشها و رفتارهاي خاص اجتماعات بشري.

         نهم- سطح سيستم هاي نمادين و سطح استعلايي يا سطح ناشناخته ها و مطلقها : سيستم هاي نمادين مثل زبان منطق رياضيات علوم هنرها اخلاق و غيره . سطح نا شناخته ها سطحي است که ما فوق اجتماعات بشري و سطحي برتر از آن است که در حال حاضر بتوان آن را درک کرد.

         3- همبستگي بين اجزا

             يکي از مهمترين مشخصه هاي سيستم,وجود همبستگي بين اجزاي تشکيل دهنده آن است . منظور از همبستگي اين است که هر جز در سيستم , به نحوي با ساير اجزا مرتبط است و به علت وجود اين همبستگي چنانچه در جزيي خللي وارد شود, ساير اجزاي نيز از آن خلل, متاثر مي گردنند اگر عضوي به درد آيد, ديگر عضوها نيز بي قرار مي شوند.

         4- تناسب بين اجزا

         بين اجزاي هر سيستم تناسب سنخيت و اکمال متقابل موجود است. وجود تناسب بين اجزا سبب حفظ هويت و کليت سيستم مي شود. چنانچه اجزاي سيستم با هم متناسب نباشد , در کار سيستم خلل ايجاد مي شود. در يک نظام دانشگاهي, تعداد دانشجويان بايستي با تعداد استادان متناسب باشد و همچنين بايستي بين کادر علمي و کار اداري و واحداي خدماتي تناسب لازم برقرار شود .

         5- گردش دايره وار

         فرايند درونداد, تبديل, و برونداد, جرياني مستمر و مداوم است. به اين معني که با صدور برونداد, سيستم بار ديگر آماده کسب نيرو و تجديد فعاليت مي شود و اين جريان به شکل گردش دايره وار ادامه مي يابد. در يک نظام توليدي , وقتي کالايي توليد مي شود, به بازار عرضه مي گردد و با فروش آن در آمدي به دست مي آيد که اين درآمد مجداّّ براي خريد مواد اوليه مورد استفاده قرار ميگيرد  و سيستم از آن تغذيه مي کند و به حرکت خود ادامه مي دهد .

 

 

         6- خاصيت توليد مثل

             از ديگر ويژگيهاي سيستم هاي باز, ميل به جاودانگي است. سيستمها گرايش به جاودانه سازي خود دارند و تا جايي که امکان داشته باشد به حيات خويش ادامه   مي دهند. چنانچه در کار سيستم, نقصي پديد آيد, در رفع آن مي کوشد و براي ادامه حيات تلاش مي کند و در غير اين صورت, از طريق توليد مثل وجود خود را در ديگري ادامه مي دهد .

         7- همپاياني

         سيستم مي تواند از راهها و مسيرهاي متفاوتي به هدف واحدي برسد. به عبارت ديگر , حالات پاياني واحدي ممکن است از شرايط اوليه متفاوت و با راههاي متفاوت حاصل شود .

         برتالنفي اصل همپاياني را در سال ۱۹۴۰ مطرح کرد و مثالهايي نيز براي آن برشمرد . از جمله به خار پوست دريايي اشاره کرد که مي تواند از طريق يکي از راههاي زير به وجود آيد:

         الف- از يک تخمک کامل

         ب  –  از هر يک از دو نيمه يک تخمک تقسيم شده

         ج  –  از آميزش دو تخمک کامل

         8-گرايش به فنا

         در درون سيستم ها عواملي به وجود مي آيند که سيستم را از جهت اصلي آن منحرف مي سازند و تمايل در جهت عدم تعادل دارند . همان طور که قبلاّ گفته شد اين عوامل را آنتروپي مي خوانند . آنتروپي در سيستم هاي بسته , معيار کهولت يا از هم پاشيدگي سيستم است و باعث مي شود که سيستم سرانجام به سوي بي نظمي و اغتشاش تمايل يابد .

         9-گرايش به تکامل

         منظور از تکامل عبارت است از پيچيدگي ساخت و تنوع خواص. چنانچه ساختار سيستم, پيچيده تر شود و در اثر آن پيچيدگي, عملکردهاي متنوع تري از سيستم به ظهور رسد و خواص بيشتري ارائه شود, سيستم متکاملتر شده است.

 

 

         10- گرايش به تعادل يا خودنگهداري پويا

         از ديگر ويژگيهاي سيستمهاي باز خصوصيت تعادل گرايي يا خودنگهداري پويا و حالت پابرجايي است. منظور از اين حالت که به هوموستاسيس معروف است تلاش سيستم در حفظ متغيرهاي ضروري خود در      محدوده اي معين به منظور ادامه حيات سيستم مي باشد.

         نظريه عمومي سيستم ها و نگرش سيستمي

         نگرش سيستمي, برسي پديده ها از طريق در نظر گرفتن کل پديده است. در واقع مي توان گفت که اين نگرش, آميزه جديدي است از روشهاي قياسي و استقرايي که ضمن دارا بودن محاسن هر دو, فاقد عيوب آنهاست. زيرا در آن, هم کليت پديده مورد نظر است و هم ارتباط بين اجزاي تشکيل دهنده آن مورد توجه قرار ميگيرد.

         نگرش سيستمي چارچوبي منطقي و علمي ارائه مي دهد که با ساير نگرشها متفاوت است و اين تفاوت از چندبعدي بودن آن ناشي مي شود. لذا فردي که قالب ذهني خود را بر مبناي سيستم نگري استوار است مي تواند به شناخت کامل تري از محيط خود دست بيايد.

         بنابراين مي توانيم نتيجه بگيريم که فردي که جهان بيني و نحوه تفکر خود را بر نگرش سيستمي استوار مي سازد نه تنها از يک بعدي بودن و قشري فکر کردن مبري است و از تعصب ناآگاهانه و يک سو نگري دوري ميجويد, بلکه با بررسي کامل درباره کليت يک موضوع و در نظر گرفتن کليه ارتباطات ممکن (در حد امکان) ميکوشد تا به شناخت کاملتري از موضوعات و سيستمهاي محيطي خويش دست يابد و در موقعيت شناخته شده اي وظايف خويش را انجام دهد.

v     فصل دوم

         تجزيه و تحليل سيستم چيست و تحليل کننده سيستم کيست ؟

         هدف هاي کلي :

¡     تعريق تجزيه و تحليل سيستم

¡     ارتباط مديريت با تجزيه و تحليل سيستم

¡     وظايف واحد تجزيه و تحليل سيستم ها

¡     فوايد تجزيه و تحليل سيستم ها

¡     تحليل کننده سيستم کيست ؟

¡     سيکل تجزيه و تحليل

         تعريف تجزيه و تحليل سيستم

         تجزيه و تحليل سيستم عبارت است از شناخت جنبه هاي مختلف سيستم و

  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان کتاب تجزیه وتحلیل سیستم-خرید اینترنتی کتاب تجزیه وتحلیل سیستم-دانلود رایگان مقاله تجزیه وتحلیل سیستم-کتاب تجزیه وتحلیل سیستم
این فایل در ۹۶صفحه قابل ویرایش تهیه  شده وشامل موارد زیر می باشد:

نگرش مكانيستي با ايجاد مكتب ارگانيسمي مورد انتقاد قرار گرفت برتا لنفي (von  bertalanffy )معتقد بود كه يك ارگانيسم صرفاًيك مجموعه عناصر جداگانه نيست بلكه سيستمي است كه داراي نظام و كليت مي باشد برای آشنایی بیشتر شما با این فایل به ارائه توضیحات مفصل درباره فایل می پردازیم.

۱-    مبناي تفكرات سيستمي

مبناي تفكرات سيستمي كه چشم انداز بينش سيستمي را روشن مي كند در قالب هاي زير بيان مي شود:

۱-۴ .نقطه آغازين اين تفكر مفهوم كليتي دارد در اين انديشه بر خلاف تفكر اتميك  هر پديده اساس كار است .

۲-۴٫ مفهوم سيستم و تصور يك كل با مفهوم ارتباط بين اجزاي سيستم قرين و داراي اهميت ويژه اي است .

۳-۴٫ تماميت ارتباط هاي يك سيستم در قالب يك مفهوم و كلي بنام ساخت structure   يا نظام organization    قابل بيان است .

تعريف سيستم

واژه (سيستم ) از علوم دقيقه ، بويژه فيزيك ، به علوم اجتماعي راه يافته است . فيزيك با ماده ، انرژي ، حركت و نيرو سر و كار دارد كه همگي قابل سنجش بوده ، از قوانيني معين پيروي مي كنند . به همين دليل ، در فيزيك ( سيستم ) را با واژگاني بسيار دقيق و در قالب يك مدل رياضي كه بر وجود روابط معيني ميان متغير ها دلالت دارد تعريف مي كنند. به هر حال در علوم اجتماعي كه در متغيرهايي  بسيار پيچيده تر و اغلب چندي بعدي سر و كار دارند اين نوع تعريف كاربرد كمتري دارد . تعريفي كه در اينجا ارائه مي شود ، يك تعريف كاربردي است . با وجود آنكه اين تعريف غير كمي است ، ولي مانند آنچه كه در علوم دقيقه مطرح مي شود ، تعريفي كاملاً جامع و كامل است :

« سيستم ، مجموعه از اجزاء و روابط ميان آنهاست كه توسط ويژگيهايي معين ، به هم وابسته و يامرتبط مي شوند و اين اجــزاء بــا 

محيط شان يك كل را تشكيل مي دهند »

 

اين تعريف دو ويژگي دارد :

۱ به اندازه كافي جامع است و كاربرد گسترده دارد .

۲ به اندازه كافي ژرف نگري دارد ؛ به گونه اي كه همه عناصر لازم براي تمييز و شناسايي سيستم ها را معرفي مي كند .

 

 

عناصر سيستم :

عناصر هر سيستم همان اجزاي تشكيل دهنده ( يا رخداد هاي قابل توصيف ) آن هستند . البته بسياري از اين عناصر ، خودشان يك سيستم بحساب مي آيند . براي مثال ، يك كلاس درس را يك سيستمي متشكل از دانشجويان ، استاد ، ميز ، كتاب و غيره دانسته اند . در حالي كه دانشجويان و اساتيد نيز سيستم هاي بسيار پيچيده هايي هستند كه از سيستم هاي متعدد تشكيل شده اند هنگامي كه بتوان عنصر از يك سيستم را به منزله سيستمي جداگانه در نظر گرفت ، آن عنصر «خرده سيستمي » از سيستم بزرگ تلقي مي شود هر خرده سيستم نيز به منزله يك سيستم ممكن است از خرده سيستم هاي ديگر تشكيل شده باشد همانطور كه ذكر شد فقط به رخدادهايي قابل توصيف را به منزله عناصر شناخته شده سيستم به شمار مي آوريم و هنگامي كه نتوانيم درون يا محتواي يك خرده سيستم را شناسايي كنيم آن را « جعبه سياه » مي ناميم . جعبه هاي سياه ، عناصر ضروري اوليه يا اتم هاي اوليه تشكيل دهنده يك سيستم هستند . يك نگرش ايستا ، عناصر هر سيستم ، همان بخش هايي هستند كه سيستم را تشكيل مي دهند . در حالي كه در يك نگرش كاركردي ، بخشهايي كه وظايف اساسي سيستم را بر عهده دارند ، عناصر آن هستند . به اين ترتيب عناصر يك سيستم ، عبارتند :

۱-   وروديها

۲-    فراگرد ( خانه پردازش )

۳-    خروجيها

۴-   باز خور كنترلي

وروديها :

ورودي يك سيستم ممكن است ماده ، انرژي ، انسان ، محصول ، خدمت و اطلاعات باشد . ورودي همان نيروي محركه سيستم است كه نيازهاي عملياتي آن را برطرف مي كنند . براي نمونه ، وروديهاي مورد استفاده در برخي از سيتمها عبارتند از : مواد اوليه اي كه فراگردهاي توليدي را بكار مي اندازند . وروديهاي هر سيستم ، به سه طبقه اساسي زير قابل تقسيم هستند :

الف) وروديهاي زنجيره اي

ب) وروديهاي تصادفي

ج) وروديهاي بازخور

 

الف ) ورودي هاي زنجيره هاي : ورودي زنجيره اي نوعي ورودي است كه خودش نتيجه و خروجي سيستم ديگري است « مانند خروجي سيستم پيش بيني كه ورودي برخي سيستم هاي ديگر نظير سيستم طراحي محصول است » كه با سيستم مورد نظر به طور زنجيره اي يا مستقيم مرتبط است .

ب ) ورودي هاي تصادفي : وجود ورودي هاي تصادفي در مفهوم آماري آن بر وجود ورودي هاي بالقوه براي يك سيستم دلالت دارد . سيستم ، ورودي هاي خود را از ميان خروجي هاي خرده سيستم هاي گوناگون موجود انتخاب مي كند . به اين ترتيب مي توان هر يك از خروجيهاي سيستمهاي ديگر را به مثابه يك ورودي متحمل براي سيستم مورد بررسي در نظر گرفت . در نتيجه براي هريك از ورودي هاي بالقوه در دسترس ، يك احتمال وقوع بين « صفر» و « يك » – معين  مي شود .

ج) ورودي هاي باز خور : برخي از ورودي هاي يك سيستم ، در واقع بخشي از خروجي هاي قبلي همان سيستم هستند . اين نوع ورودي ها را باز خور مي نامند . باز خور فقط نشان دهنده بخش كوچكي از يك سيستم است كه براي نشان دادن تفاوت ميان وضع مطلوب « دستيابي به هدف » و وضع موجود « عملكرد واقعي سيستم » ، در نظر گرفته مي شود .

 

۲- فراگرد « خانه پردازش »

در فراگرد سيستم ورودي به خروجي تبديل مي شود . ممكن است عواملي نظير ماشين ، انسان ، سازمان ، كامپيوتر، مواد شيميايي و مانند آن انجام دهنده عمل تبديل در فراگرد يك سيستم باشند. تحليلگران همواره مترصد آن هستند كه نحوه تبديل ورودي به خروجي را در فراگرد سيستم شناسايي كنند . هنگامي كه نحوه اين تبديل مشخص باشد ، فراگرد را «جعبه سفيد » مي نامند . معمولاً فراگرد ها يا خانه هاي پردازش توسط مديران طراحي مي شود . با وجود اين ، در بيشتر موارد فراگيري تبديل بسيار پيچيده است و نحوه تلفيق ورودي ها يا ترتيب تنظيم آنها در آن ممكن است و به توليد خروجي هاي متفاوتي مي انجامد . در اين حـالت فراگـرد را

« جعبه سياه مي نامند »بسياري از مديران سازمانهاي بزرگ توان تشخيص روابط موجود ميان اجزاي متعدد تشكيل دهنده سازمان خود را ندارند به همين دليل نمي تواند عوامل موثر در كسب هدف آن را شناسايي كند .

 

۳ خروجيها

خروجيهاي يك سيستم مانند ورودي هاي آن ،ممكن است نوعي ماده ، انرژي ، محصول ، خدمت و اطلاعات باشد نظير كار برگهاي كامپيوتر ( خروجي هاي يك سيستم اطلاعاتي ) برق توليد شده ( خروجي يك نيروگاه برق و افراد آموزش ديده )خروجي يك سيستم آموزش ديده . معمولاً فراگردهاي تبديل بيش از يك نوع خروجي دارند . اين خروجي ها را مي توان به سه دسته تقسيم كرد :

دسته اول ) خروجي هايي هستند كه به طور مستقيم توسط سيستم هاي ديگر مصرف مي شوند براي مثال خروجي اصلي يك شركت توليدي براي مصرف يا پردازش بيشتر در اختيار مشتريان شركت قرار مي گيرد . يك بيماستان يا واحد آموزشي خدمات خود را بطور مستقيم به ارباب رجوع ارائه مي دهد . در واقع هدف همه سيستم ها به حداكثر رساندن اين نوع خروجي است معمولاً نسبت به اين خروجي به كل ورودي ها را كارائي مي نامند .

دسته دوم ) خروجي هايي هستند كه در فراگرد توليد همان سيستم در مرحله بعد مصرف مي شود گاهي اوقات نيز ضرورت دارد كه محصول معيوب خروجي دوباره به فراگرد توليد بازگردد براي مثال در فراگرد توليد شيشه كه مقدار خورده شيشه به مواد اوليه صاف شيشه افزوده شود . همچنين خروجي خرده سيستم حسابداري بانك يا بيمارستان علاوه بر برآورده ساختن انتظارات سهام داران و دستگاه هاي نظارتي براي بهبود و اصلاح عملكرد سيستم بانك و بيمارستان نيز به كار مي رود

 دسته سوم ) خروجي ها براي خود سيستم با ساير سيستم ها قابل استفاده نيستند بلكه ضايعات دور ريختني هستند كه وارد سيستم كلوژيكي مي شوند . همه سيستم ها براي به حد اقل رساندن اين نوع خروجي تلاش مي كنند بطوري كه كنترل ضايعات « خروجي هاي دسته سوم » يكي از مهمترين معضلات سازمانهاي معاصر است .

 

۴ بازخور كنترلي

باز خور ها ، ابزار ايجاد تعادل در سيستم هستند در مباحث قبلي مطالب مختصري در مورد « ورودي هاي بازخور » ذكر شد . در مباحث بعدي نيز تحت عنوان « حلقه بازخود » و « باز خود به مثابه ابزاري براي كنترل » توضيحات بيشتر در اين مورد ارائه خواهد شد

۱- روابط :

مسير هاي ارتباطي عناصر سيستم با يكديگر را « روابط » مي نامند . در سيستم هاي پيچيده اي كه هر عنصر آن يك خرده سيستم ( يا يك جعبه سياه ) به شمار مي آيد اصطلاح « روابط » بر مسير هاي پيوند دهنده خرده سيستم ها دلالت دارد . با وجود آنكه هر رابطه وضعيتي مختص به فرد دارد همه روابط را بايد دريافت عناصر سيستم بررسي كرد . بطور كلي روابط موجود در عالم در عالم واقع در يكي از سه طبقه ذيل جا مي گيرند :

۱ روابط حياتي ( منطقي )

۲ روابط هم نيروزايي ( مراوده اي )

۳ روابط مكرر لازم (موقتي يا زماني )

۱ – روابط حياتي : روابط حياتي ، رابطه اي است كه در هر صورت قطع آن سيستم هاي وابسته به آن نمي توانند به وظيفه خود عمل كنند در برخي از روابط  حياطي يك سويه است و در يك جهت جريان دارد . در حالي كه در برخي از موارد روابط حياتي دو سويه است .

 

۲- رابطه هم نيروزايي :

 وجود رابطه « هم نيروزايي » از حيث كاركردي ضرورت ندارد ولي به طور قابل ملاحظه اي بر عملكرد سيستم تأثير مي گذارد . « هم نيروزايي » در اثر «اقدام تلفيقي » ايجاد مي شود . در متون علمي سيستم ها واژه هم نيروزايي بر مفهومي متفاوت با « تلاش و مبتني بر همكاري و تشريك مساعي مجموعه اي از خرده سيستم هاي نيمه مستقل خروجي و بازده كل سيستم پيش از جمع بازده و خروجيهاي هر يك از خرده سيستم ها در حالتي كه تنها و مستقل عمل مي كنند خواهد شد ، يعني هم نيروزايي موجب مي شود كه حاصل تلاش جمعي دو عنصر كه براي مثال هر يك « دو واحد » نيرو دارند ، چيزي بيش از « چهار » شود .

 

۳ رابطه مكرر لازم ( موقتي يا زماني ( :

 رابطه مكرر و لازم بر تكرار يا بيان ديگري از روابط موجود دلالت دارد هدف از اين تكرار افزايش قابليت اعتماد ( اعتبار ) است ، زيرا وجود رابطه مكرر و لازم احتمال عدم توقف سيستم واستمرارفعاليت آن را افزايش مي دهد . هر چه اينگونه روابط بيشتر باشند ، قابليت اعتماد به سيستم بيشتر مي شود ، ولي هزينه آن نيز افزايش مي يابد . از روابط مكرر و لازم ( يا روابط پشتيباني ) به وفور در مجموعه ساخته هاي بشري استفاده مي شود ، براي مثال : در طراحي سيستم هاي مورد استفاده فضا پيما ها ، ماهواره ها و هواپيما ها با استفاده از روابط مكرر تلاش مي شود كه عمليات سيستم در همه وضعيت هاي بالقوه ايمن گردد .

ويژگيها :

خواص اجزاء ، عناصر و روابط درون هر سيستم را ويژگي هاي آن سيستم مي نامند . شناخت ، مشاهده و معرفي هر چيز به منزله يك فراگرد ، با استفاده از ويژگي هاي آن صورت مي پذيرد .

براي نمونه : يك ماشين اداري ويژگي هاي ذيل را دارا  است :

۱ شماره معين

۲ ظرفيت ورودي و خروجي معين بر حسب واحد زمان

۳ جريان الكتريكي معين

۴ عمر فني

۵ عمر مفيد

به اين ترتيب مي توان ويژگي ها را به دو نوع كلي تقسيم كرد :

الف : ويژگي هاي توصيفي

ب : ويژگي هاي همراه

ويژگي هاي توصيفي ) ويژگي هايي هستند كه يك موجوديت را آنگونه كه هست توصيف مي كنند ،

 ويژگي هاي همراه ويژگي هايي هستند كه مطرح شدن يا نشدن آنها ، براي توصيف جنبه هاي مورد نظر از يك موجوديت ، تفاوتي نداشته باشند .

 

پويايي سيستم :

سيستم ها در طي زمان تغيير مي كنند اين تغييرات بر پويايي سيستم دلالت دارند . از اين رو سيستم هاي تغيير پذير را سيستم هاي پويا نيز مي نامند . در واقع روابطي كه دو سويه عناصر و همچنين تعامل عـناصر با محيط را باري تعقيب هـدف هاي سيستم مـحدود

مي سازند ، منشأ اصلي اين تغييرات هستند .

 

مرز سيستم :

هرگاه پرسشي در مورد « محيط سيستم » مطرح مي شود در پاسخ سخن از « مرز سيستم » به ميان مي آيد. مرز سيستم، مجموعه اي از عناصر سيستم است كه علاوه بر عناصر دروني سيستم عوامل ديگري نيز در تعيين رفتار آن مؤثر هستند . در واقع رفتار عناصر درون سيستم تحت تأثير محدوديت هايي است كه از سوي همسايگان سيستم « در محيط خارجي » به آنها تحميل مي شود . البته عناصر در طول مرزهاي سيستم نيز نسبت به محيط خارجي واكنش نشان مي دهند .

مرز سيستم ) بر اساس يك تعريف عملياتي،عبارت است از« يك خط منحني بسته كه دور متغيرهائي معين قرار دارد و در محدوده اي كه از پيرامون اين خط تا درون آن امتداد مي يابد ، ميزان ارتباط و تبادل انرژي كمتر است » . در واقع « مرز» جداكننده سيستم از محيط آن است . البته معمولاً مرز سيستم را به صورت قراردادي ؛ بر اساس متغير هاي مورد نظر ترسيم مي كنند . تحليلگر مي تواند مرز سيستم را به گونه اي تنظيم كند تا معلوم شود كه « آيا متغير هاي معيين موجود در محيط يا خارج از آن ، به سيستم مربوط يا

نا مربوط هستند ».

رفتار عناصر خارجي دور از « مرز سيستم » نيز تا حدودي قابل پيش بيني است : ولي اين پيش بيني به ميزان آگاهي سيستم از آن عناصر بستگي دارد . رفتار يك سيستم بر خلاف رفتار عناصر آن تا حدي به محيط وابسته است . زيرا محيط همواره با سيستم سر و كار دارد و اغلب بر آن اثر مي گذارد البته سيستم نيز به يكي از سه شيوه ذيل در برابر محيط عكس والعمل نشان مي دهد :

۱ تعمير و نگهداري

۲ دفاع

۳ رشد 


عتیقه زیرخاکی گنج