• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ثمره ازدواج مبارک علی(ع) و فاطمه زهرا(س) پنج فرزند بنامهای حسن ، حسین ، زینب ، ام کلثوم ، و محسن است . بنابر آنچه که از امام صادق(ع) رسیده است ، محسن که آخرین فرزند زهرا بود ، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت ، در شکم مادر جان داد و به دنبال این حادثه دردناک و صدماتی که بر جسم فاطمه(س) وارد آمد ، آن حضرت بیماری شدید پیدا کرد و به شهادت رسید. اما زینب ، سومین فرزند مهد ولایت است که به احتمال قوی در سال ششم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود.
بنابر اینکه ولادت زینب(س) در سال ششم هجرت باشد و تاریخ وفات پیامبر اکرم در سال یازدهم ، زینب بیش از پنج سال با پیامبر اسلام نبوده است . این پنج سال فرصتی بود که زینب(س) از وجود پیامبر بهره گیرد و پیامبر رحمت ، او را در دامان مهر و عطوفت خود نوازش کند و از جرعه های معرفت سیراب سازد و حدیث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد. چرا که پیامبر بر مصیبت ها و ناگواری های مسیر زندگی زینب به خوبی واقف بود و می دانست که تاب تحمل این رنجها را تنها روحی بلند و قلبی چون کوه و دلی سرشار از عشق به خدا خواهد داشت . گویا مصیبت و سختی با سرنوشت زینب عجین شده و خداوند صبر و پایداری را در او جلوه گر ساخته است ، تا اسوه و الگویی برای همه پویندگان راه خدا باشد.     
زینب مسیر پر حادثه و دردناکی را که در پیش دارد ، در همان زمان کودکی در آینه رویا می نگرد و برای جدش پیامبر بازگو می کند و پیامبر خدا حوادثی را که در انتظار اوست تعبیر می کند تا او که دست پرورده علی و بزرگ شده دامان زهرا است ، خود را برای رویارویی با این حوادث مهیا سازد . ارتحال پیامبر خدا نزدیک بود ، زینب نزد پیامبر آمد و با زبان کودکانه به پیامبر چنین گفت:
« ای رسول خدا ! دیشب در خواب دیدم که باد سختی وزید که بر اثر آن دنیا در ظلمت فرو رفت و من از آن باد به این سو و آن سو می افتادم ، تا اینکه به درخت بزرگی پناه بردم ، ولی باد آن را ریشه کن کرد و من به زمین افتادم . دوباره به شاخه دیگری از آن درخت پناه بردم که آن هم دوام نیاورد . برای سومین مرتبه به شاخه دیگری پناه بردم ، آن شاخه نیز از شدت باد در هم شکست . در آن هنگام به دو شاخه به هم پیوسته دیگر پناه بردم که ناگاه آن دو شاخه نیز شکست و من از خواب بیدار شدم » . 
پیامبر با شنیدن خواب زینب ، بسیار گریست و فرمود :
« درختی که اولین بار به آن پناه بردی جد توست که به زودی از دنیا می رود و دو شاخه بعد پدر و مادر تو هستند که انها هم از دنیا می روند و آن دو شاخه به هم پیوسته دو برادرت حسن و حسین هستند که در مصیبت آنها دنیا تاریک می گردد ». 
چندی نگذشت که گوشه ای از خواب زینب به وقوع پیوست و سایه پر مهر پیامبر از سر زینب و مسلمین رخت بر بست و او اولین پناهش را از دست داد و این تازه آغاز راه بود و او همچنان در انتظار حوادث تلخ و دردناکی است که در پیش رو دارد. فاطمه(س) بعد از پدر گرامی خویش چند ماهی بیش در این دنیا نماند . بنابر این زینب(س) از محبت های مادری چون صدیقه کبری بیش از چند سالی بهره نبرد . 
زینب در مجلس سخنرانی مادرش فاطمه در مسجد رسول خدا در دفاع از حقوق اهل بیت و فدک حاضر بود و خطبه و سخنان مادرش را در آن جلسه به یاد داشت ؛ بطوری که خود یکی از راویان آن به شمار می آید . او از مادرش آموخت که چگونه باید در مقابل دشمنان ایستادگی کرد و آنان را رسوا ساخت. او آماده می شد که با سخنان خود در بازار کوفه و کاخ ابن زیاد و یزید ، ظلم و جنایت آنان را برملا سازد و از اسلام و ولایت دفاع کند.
زینب بعد از مادر در سایه تربیت های پر مهر پدری چون علی و در کنار برادرانی چون حسن و حسین رشد می یابد و از همان دوران کودکی مشکلات فراوان و فشارهای روحی بیشماری را تجربه کرده و در برابر انها مقاومت می کند و بدین گونه دوران کودکی را پشت سر می گذارد. 
اینک زینب به سال های تشکیل زندگی نزدیک شده است . او می داند که ازدواج برای هر زنی حق طبیعی و شرعی است و روی گردانی از این سنت ، خارج شدن از آئین پیامبر اسلام است . ولی زینب با ازدواج که عمل به سنت پیامبر خدا است ، رسالت بزرگی را که بر دوش دارد فراموش نمی کند . او می داند که باید در تمام صحنه ها و لحظه ها در کنار برادرش باشد . او میداند که به ثمر نشستن قیام حسین(ع) و شهادت عزیزانش ، نیازمند آزادگی در اسارت ، صبر و پایداری ، و پیام رسای او به گوش تاریخ بشریت است .
از این رو زینب در قرارداد ازدواجش شرط همراهی برادرش حسین را قید می کند تا از وظیفه مهم خود باز نماند. از شخصیتی متعهد به اسلام و اهل بیت(ع) ، چون عبد الله بن جعفر که به خواستگاری دختر علی آمده است، انتظاری جز پذیرش این شرط نیست. به هر صورت مراسم خواستگاری به پایان می یابد و عبدالله بن جعفر به افتخارهمسری زینب کبری(س) نائل می گردد.عبدالله از فرزندان جعفر است و جعفر ، فرزند ابوطالب و برادر علی(ع) و از جانبازان جبهه موته و شهیدان بزرگ اسلام است . شخصیت جعفربن ابی طالب را که معروف به جعفر طیار است ، میتوان از اظهار علاقه و سخنان پیامبر اکرم(ص) درباره او دریافت . هنگام فتح خیبر، زمانی که جعفر از حبشه مراجعت کرد پیامبر او را در آغوش گرفت و میان دیدگانش را بوسید و فرمود: نمی دانم بخاطر کدامیک خوشحال تر باشم ، بخاطر ورود جعفر یا فتح خیبر ؟ و رسول خدا او را در جوار مسجد منزل دادند.
بدون شک از دورانهای مهم تربیت انسان و شکل گیری شخصیت او دوران کودکی است . زینب ، در خانه ای تربیت و رشد یافت ، که عالیترین زندگی خانوادگی است و در طول تاریخ بشر خانواده ای به این بزرگی و عظمت نیامده است و نخواهد آمد. شخصیت زینب در خانه ای شکل گرفت که نور ایمان در آن می درخشید و سرشار از صفا و صمیمیت و اکنده از معنویت و عشق به خدا بود . خانه ای که پدری چون علی دارد و مادری چون فاطمه ، پدر و مادری که انگیزه حرکتها و فعالیتهایشان فقط انجام وظیفه الهی بود. زینب در این محیط و تحت تربیت چنین پدر و مادری رشد می یابد و در چنین مدرسه ای معارف الهی و آداب اسلامی را فرا می گیرد وبه تربیت دینی و فضائل اخلاقی دست می یابد و به کمال می رسد. وبدین گونه مهمترین و اساسی ترین کلاس آموزش خانه داری ، شوهر داری ، تربیت فرزند ، اداره زندگی و بطور کلی اداب معاشرت زینب ، دورانی بود که در مادرش حضور داشت و از رفتار و زندگی او الگو می گرفت.

عتیقه زیرخاکی گنج