• بازدید : 28 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

واژه دين در فرهنگ لغات ونيز در كاربردهاي قرآني به معاني حكم وقضا ،رسم و عادت ، قانون ، جزا، حساب، شريعت، طاعت وبندگي ،تسليم و انقياد ، ملت ، اسلام ،روش ورويه وتوحيد وخداپرستي آمده است .۱
با اين كه اصل دين در باره پژوهشگران ودين پژوهان ، كهن ترين واثر گذارترين نهاد اجتماعي ومورد پذيرش وپيروي ملل ونحل د رطول تاريخ بوده وهست ۲٫ ولي در مفهوم اصطلاحي دين اختلاف شديدي وجود دارد وهر كس ، هر گروه ويا هر ملتي ، به اقتضاي نوع نگرشي كه به دين دارند ، تعريفي از دين ارائه كرده اند . يكي از نويسندگان غربي فقط درباره فراواني وتعدد تعاريف دين ودر غرب مي نويسد: « در غرب طي روزگاران ، آن قدر تعريف هاي فراوان از دين پديد آمده كه حتي ارائه فهرست ناقصي از آن ها غير ممكن است 
به نظر مي رسد بهترين وكامل ترين تعريف ، از آن مفسر حكيم ، علامه طباطبايي قدس سره باشد.
ايشان ، تعريف دين را – با كمي تفاوت – در دو صورت زير ،بيان داشته است :
۱- دين ، روش ويژه اي در زندگي دنيوي است كه سعادت وصلاح دنيوي انسان راهماهنگ وهمراه با كمال اخروي وحيات حقيقي جاوداني او تامين مي كند . از اين رو ،لازم است شريعت در برگيرنده قوانيني باشد كه به نيازهاي دنيوي انسان نيز پاسخ گويد .۱
۲- دين ، عبارت است از اصول وسنن وقوانين عملي كه برگزيدن وعمل به آنها تضمين كننده سعادت حقيقي انسان است . از اين رو لازم است دين با فطرت انساني هماهنگ باشد تا تشريع با تكوين مطابقت داشته باشد و به آنچه آفرينش انسان اقتصادي آن را دارد پاسخ گويد : چنان كه مفاد آيه فطرت « فاقم  وَجهَكَ لِلدّين حَنيفاً فِطرتَ الله الّتي النّاس عَلَيها . .» همين است  .
اين دو تعريف ، ناظر به دين حق در مرتبه كمالش مي باشد كه بر پايه خداشناسي وانسان شناسي واقع بينانه استوار است . يعني با توجه به ربوبيت حكيمانه الهي ونيز با توجه به اين كه انسان قابليت حيات ابدي وكمالات معنوي واخروي را در حد اقتضاي ظرفيتش دارد ، به ديني نيازمند است كه او را در پيمودن مسير حيات سعادتمندانه ،هدايت وياري كند ودر عين حال نيازهاي دنيوي او را نيز مورد توجه قرا ردهد وپاسخ هاي لازم ومورد نياز ودرخواست او را بدهد . وتامين خواسته هاي مشروع ، منطقي ومعقول دنيوي اش جز وبرنامه هاي هدايتي اش باشد يعني دين را از دنيا جدا نداند .

ضرورت دين داري 
دانشمند ودين پژوهان وجود دين وخداپرستي را براي همه انسانها وجوامع‌انساني‌ضروري‌دانسته ودين داري را نياز حياتي بشر اعلام مي‌دارند .
نخستين دليل ضرورت دين داري انسان ها ، همانا نياز فطري وروحي بشر به دين وخداپرستي است . روانشناسان مي گويند انسان ها براساس « حس مذهبي » ويا به تعبير « ويليام جيمز » روانشناس مشهور آمريكايي « احساسات مذهبي » كه مجموعه اي از احساسات وعواطف ذاتي انسان ها را در بر مي گيرد  . نيازمند عشق ورزي وعبادت خدا مي باشند .
در اهميت دين داري وخداپرستي همين بس كه روانشناسان و روانپزشكان به طور مكرر در مصاحبه با رسانه هاي گروهي اعلام مي كنند . ايمان مذهبي ودعا وراز ونياز با خدا ،يكي از بهترين وموثرترين راه هاي درمان بيماري هاي روحي وبلكه جسمي است . 
دومين علت نياز انسان به دين و ضرورت دين داري ، نياز به قوانين جامع و مترقي است ، زيرا قوانين ديني والهي به ويژه قوانين اسلامي – چنان كه در تعريف دين از سوي علامه طباطبايي ملاحظه كرديم – برنامه كامل زندگي مادي ومعنوي بوده و به جنبه هاي زندگي دنيوي واخروي توامان توجه نموده است . از اين رو ، در صورت پيروي كامل از دين وبه اجرا گذاردن همه قوانين ودستورهاي ديني هم زندگي مادي ودنيوي انسان سامان درستي مي يابد وهم زندگي معنوي ونيازهاي روحي وفطري بشر تامين مي شود . 
اما قوانين بر آمده از عقل بشر ودور مانده از دين وقوانين ديني ، با فرض درستي وعلمي بودن ، فقط توان سامان بخشي به زندگي مادي ورفاه زندگي دنيوي را دارد وتوان بر آوردن خواسته ها ونيازهاي معنوي وروحي بشر را ندارد.۱
راز پيدايش بحران شديد روحي واخلاقي درميان بشر متمدن غربي همين است كه با اتكاي به عقل صرف وقوانين بر آمده از آن مي خواهد به خوشبختي ورستگاري برسد زيرا وي گر چه در زندگي ماشيني ورفاه زندگي پيشرفت كرده ، ولي از جهات روحي واخلاقي دچار انحطاط وبحران شديدي شده است .
سومين علت نياز به دين وضرورت دين داري ، نياز به اخلاق وفضايل اخلاقي براي اصلاح روابط فردي و اجتماعي وايجاد وادامه يك زندگي سالم انساني است . همه اين آموزه هاي اخلاقي – چنان كه خواهد آمد – به طور كامل وكار بردي در دين يافت مي شود وعمدتا توسط دين داران راستين قابل اجرا است . در صورت نبود فضايل اخلاقي زندگي از شكل انساني خارج ودرنده خويي و زور گويي وستمگري جايگزين آن مي شود . 
اين رفتار غير انساني كه امروز از طرفداران دمو كراسي غربي نيست به ملل مظلوم ومستضعف دنيا مشاهده مي شود نتيجه عدم پاي بندي به يك دين اصيل و آسماني است .

اسلام ، يگانه دين حق 
با اين پيش فرض كه قران كريم تنها كتاب آسماني دست نخورده است كه تمام آيات آن بدون كم وكاست وحياتي بوده وتوسط فرشته وحي « جبرئيل » به پيامبر خاتم نازل گرديده است زيرا در جاي خود صحت اين ادعا با دلايل وقرائن قطعي فراوان به اثبات رسيده است براساس اعلام صريح قران كريم به عنوان مطمئن ترين سند ديني آسمانيط نه تنها دين حق وخالص از جميع جهات وجود دارد ،بلكه گروندگان به اديان ومذاهب مختلف هم موظف گرديدند تا در پي يافتن وگرويدن به دين وحق وخالص باشند وبه هر دين ومذهبي بدون تحقيق وحصول اطمينان از حقانيت ودرستي آن نگروند .
چنان كه خداوند به پيامبرش نيز فرمان داده تا دين ودين داراي اش را خالص گرداند .
«قُل اِنّي اُمرتُ اَن اَعبُدالله مخلِصاً لَهُ الدّينَ» (زمر ۳۹) آيه ۱۱) بگو : من مامورم كه فقط خدا را بپرستم در حالي كه دينم را براي او خالص كرده باشم.
درآيه زير ضمن تخطئه جدي معتقدات ديني اهل كتاب (يهود ،نصارا و ..) ونفي ورد تشكر گرايي در اديان ونادرست دانستن آن مي فرمايد :
« وَلا يَدينُونَ دين َ الحَقّ مِنَ الّذينَ اُو تُو الكِتابَ …»
(توبه (۹) آيه ۲۹)
وآيين حق ( وخالص ) را نمي پذيرند كساني كه داراي كتاب اند . بالاتر از اين قران كريم تصريح مي كند كه علاوه بر وجود دين حق وخالص ، چنين ديني به انسان ها هم ابلاغ شده وبه گوش آنها رسيده است ، به گونه اي كه حق از باطل ورشد از غي ، بازشناخته شده وازيكديگر متمايز گرديده است :
« قَد تَبَيّنَ الّرشدُ مِنَ الغَيّ ..»
(بقره (۲) :آيه ۲۵۶)
راه رشد وتعالي از راه انحرافي وباطل روشن شده است .
امام علي (ع) در روايات زيادي از جمله روايت زير بر وجود حق و باطل وقابل تفكيك بودن اين دو ، تصريح كرد مي فرمايد :
« حقّ وَباطِلُ وَ لَكُل اهل۱ُ»
حقي وجود دارد وباطلي وبراي هر كدام پيرواني است .
بنابراين ، اگر همان گونه كه نظريه پردازان « پلوراليسم ديني » و طرفداران « صراط هاي مستقيم » مدعي اند ، دين حق وخالصي وجود نداشته وبا فرض وجود ، دست يافتني نبوده ، دستور صريح وموكد قران مبني بر شناخت وپيروي از دين حق و خالص ، لغو وباطل مي شود در حالي كه در قران كريم كه سخن خداوند متعال است – هرگز دستور لغو وباطل وجود ندارد . چنان كه خود فرمود :
« لاياتيهِ الباطِلُ مِن بينِ يَدَيه ِ وَلا مِن خلقهِ تَنزيل مِن حَكيم حميد »
(فصلت (۴۱): ۴۲)
هيچ گونه باطلي ، نه از پيش رو ونه از پشت سر به سراغ آن (قرآن ) نمي‌آيد چرا كه از سوي خداوند حكيم وشايسته ستايش نازل شده است .
متفكر بزرگ شهيد مطهري درباره وجود دين حق درهر زمان ويگانه بودن آن فرمود :
دين حق در هر زماني يكي بيش نيست وبرهمه كس لازم است از آن پيروي كنند اين انديشه كه اخيراً درميان برخي از مدعيان روشنفكري رايج شده است » كه ميگويند همه اديان آٍسماني از لحاظ اعتبار درهمه وقت يكسان اند ،انديشه نادرستي است . درست است كه پيامبران خدا همگي به سوي يك هدف ويك خدا دعوت كرده اند ، ولي اين سخن به اين معنا نيست كه در هر زماني چندين دين حق وجود دارد وانسان مي تواند درهر زماني هر ديني را كه ميخواهد بپذيرد ،بلكه معناي آن اين است كه انسان بايد همه پيامبران را قبول داشته باشد وبداند كه پيامبران سابق مبشر پيامبران لاحق خصوصا خاتم وافضل آنان بوده اند وپيامبران لاحق مصدق پيامبران سابق بوده اند . پس لازمه ايمان به همه پيامبران اين است كه در هر زماني تسليم شريعت همان پيامبري باشيم كه دوره اوست وقهرا لازم است در دوره ختميه به آخرين دستورهايي كه از جانب خدا وبه وسيله آخرين پيامبر رسيده است عمل كنيم واين لازمه اسلام ، يعني تسليم شدن به خدا وپذيرفتن رسالت هاي فرستادگان اوست ، 

عتیقه زیرخاکی گنج