• بازدید : 28 views
  • بدون نظر
نام کامل این پایان نامه عدالت چیست و چه نقشی در پیشرفت کشور دارد ؟ شامل ۱۸۰ صفحه در قالب فایل قابل ویرایش doc می باشد .
عدالت را در فلسفه «هر چیز در جای خود» معنی کرده‌اند.

پیرامون واژه

عدالت در لغت معادل نظم و ادب است. در پارسی «داد» معادل عدل، و «دادمندی» یا «دادگری» معادل عدالت است. «دادگر» نیز معادل عادل می‌باشد. «دادگستر» نیز به معنای گسترندهٔ عدل است. از دیگر واژه‌های دارای ترکیب داد در پارسی، دادگاه، دادیار، دادستان، دادخواهی، داددهی، دادرسی، دادپرسی و غیره می‌باشند. واژهٔ «داد» برگرفته از «داتا»ی ایرانی باستان به معنای «قانون» است.
عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی یعنی طراحی و اجرای نظام حقوقی به گونه‌ای که هر کس به حق عقلانی‌اش برسد و در مقابل آن حقوق، وظایفی را انجام دهد یا مسئولیت و عواقب تخلف از آن را بپذیرد. با این حال در تعریف عدالت اجتماعی توافق محکمی وجود ندارد

به قولی داد یا عدالت به عنوان مفهومی اجتماعی عبارت است از داوری بر پایه برابری. با این مفهوم داد در مقابل بیداد (بی عدالتی) که به معنی قضاوت ناعادلانه است قرار دارد.
دیگر حوزه‌ها

عدالت در اصطلاح فقهی صفت کسی‌ست که گناه کبیره نکند و بر گناه صغیره اصرار نورزد. عدالت در اخلاق یونانی صفت کسی‌ست که هر سه صفت حکمت، شجاعت و عفّت را داشته باشد.

نام کامل این پایان نامه عدالت چیست و چه نقشی در پیشرفت کشور دارد ؟ شامل ۱۸۰ صفحه در قالب فایل قابل ویرایش doc می باشد .
عدالت را در فلسفه «هر چیز در جای خود» معنی کرده‌اند.

پیرامون واژه

عدالت در لغت معادل نظم و ادب است. در پارسی «داد» معادل عدل، و «دادمندی» یا «دادگری» معادل عدالت است. «دادگر» نیز معادل عادل می‌باشد. «دادگستر» نیز به معنای گسترندهٔ عدل است. از دیگر واژه‌های دارای ترکیب داد در پارسی، دادگاه، دادیار، دادستان، دادخواهی، داددهی، دادرسی، دادپرسی و غیره می‌باشند. واژهٔ «داد» برگرفته از «داتا»ی ایرانی باستان به معنای «قانون» است.
عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی یعنی طراحی و اجرای نظام حقوقی به گونه‌ای که هر کس به حق عقلانی‌اش برسد و در مقابل آن حقوق، وظایفی را انجام دهد یا مسئولیت و عواقب تخلف از آن را بپذیرد. با این حال در تعریف عدالت اجتماعی توافق محکمی وجود ندارد

به قولی داد یا عدالت به عنوان مفهومی اجتماعی عبارت است از داوری بر پایه برابری. با این مفهوم داد در مقابل بیداد (بی عدالتی) که به معنی قضاوت ناعادلانه است قرار دارد.
دیگر حوزه‌ها

عدالت در اصطلاح فقهی صفت کسی‌ست که گناه کبیره نکند و بر گناه صغیره اصرار نورزد. عدالت در اخلاق یونانی صفت کسی‌ست که هر سه صفت حکمت، شجاعت و عفّت را داشته باشد.

  مقدمه
همه ما نيازمند به يک نگاهيم چه آن وقت که در رفاه و آسايش و تجملات غرقيم و چه آن زمان که بيمار و محتاج در گوشه اي تنها . و آن گاه نور گرمي نيست جز توجه الوهيت به سوي ما ,
آيا اين اصل عدالت نيست که در فطرت انسان قرار گرفته و آيا خالق آن عين عدالت نيست که به همه عالم فقير و غني کوچک و بزرگ از ذره هاي اتم تا کهکشانها توجه يکسان دارد و باران لطف و رحمت خود را براي همه يکسان مي باراند.
پس عدالت چيزي جز قرار گرفتن هر چيز در جاي خود نمي باشد که عين عدل را در آفريده هاي خالق به روشني مي توان ديد و براي احياي آن نيز رسولان خود را به سوي خالق خود فرو فرستاد تا با ايجاد حکومت اسلامي برپا کننده اين اصل ديني که پايه اي از پنجگانه اصول دين توحيد مي باشد به وسيله نبوت و امامت آن, عدالت بر پا شده و روز معاد قيامت نيز به آن عمل شود و ما که مسلمانيم آن را بايد در اين دنياي غافل زنده و احياء کنيم مگر نه آن که مولاي ما با ديدگان دل همه را مي بيند. بچه هاي گرسنه, زنان نيازمند کهنسالان رنج ديده آيا بايد نشست و دست بر دست گذاشت و نظاره گر اين همه بي عدالتي بود. در اين صورت بايد از خود بپرسيم آيا ما مسلمانيم؟ چرا بايد عده اي با ظلم و زور همه امکانات مظلومان را بگيرند. و حتي اجازه رشد و توسعه را به آنان ندهند. آيا اين عدالت است؟ ولي نه مي توان با هشياري و بيداري و مبارزه با ظلم حق را به حقدار رساند و اجازه تجاوز را به سرزمينهاي غريب نداد ( مرگ بر اسرائيل ). اجازه هتک حرمت به پيامبر اسلام را نداد ( مرگ بر دانمارک ) . اجازه دخالت در مسائل دانش صلح آميز هسته اي در ايران را نداد و يک صدا بگوييم انرژي هسته اي حق مسلم ماست . ( مرگ بر آمريکا )
به همين دليل ما بر آن شديم تا مجموعه را از تعريف عدالت و نتايج اجراي آن در پيشرفت کشور و اينکه چه کساني برپا کننده عدالت هستند و مخالفان با آن را بشناسيم و با ديد روشن و گامهاي استوار در اين راه گام برداريم و زير سايه بيرق عدالت در ظهور عدالت گستر عالم زندگي آرامي را داشته باشيم.
پس اجازه نمي دهيم که حق حکومت اسلامي و شريعت الهي توسط زورگويان و ظالمان زير پا گذاشته شود و با وحدت جهاني بر پا کننده پرچم عدالت در جهان خواهيم بود و زير سايه عمل به آن با آسايش و آرامش جاوداني زندگي خواهيم کرد.

 عدالت چيست؟
عدالت داراي دو معني متفاوت است:
۱- معني وسيع اين کلمه همانطور که گفتيم « قرار گرفتن هر چيز در جاي خويش » است و به تعبير ديگر موزون بودن و متعادل بودن.
اين معني از عدالت در تمام آفرينش در منظومه ها در درون اتم، در ساختمان وجود انسان، و همه گياهان و جانداران حکمفرماست.
اين همان است که در حديث معروف پيامبر (ص) آمده که فرموده: بالعدل قامت السموات و الارض:
« به وسيله عدالت آسمانها و زمين بر پاست. »
في المثل اگر قواي « جاذبه » و « دافعه » کره زمين، تعادل خود را از دست دهد، و يکي از اين دو بر ديگري چيره شود يا زمين به سوي خورشيد جذب مي شود و آتش مي گيرد و نابود م گردد و يا از مدار خود خارج شده و در فضاي بيکران سرگردان و نابود مي شود.
اين معني از عدالت همانست که شاعر در اشعار معروفش گفته است:

عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش
ظلم چه بود؟ وضع در ناموضعش!
عدل چه بود؟ آب ده اشجار را
ظلم چه بود؟ آب دادن خار را!

بديهي است اگر آب را به پاي بوته گل درخت ميوه بريزند در جاي خود مصرف شده، و اين عين عدالت است و اگر به پاي علفهاي هرزه بي مصرف و خار بريزند در غير مورد مصر ف شده، و اين عين ظلم است.
۲- معني ديگر عدالت « مراعات حقوق افراد » است، و نقطه مقابل آن « ظلم » يعني حق ديگري را گرفتن و به خود اختصاص دادن يا حق کسي را گرفتن و به ديگري دادن يا تبعيض قائل شدن، به اين ترتيب که به بعضي حقوقشان را بدهند و به بعضي ندهند.

 عدالت و مهدويت در قرآن و احاديث نبوى
اولا:در قرآن كريم اين مطلب به صورت يك نويد كلى در كمال صراحت هست،يعنى هر كسى كه قرآن كريم را مطالعه كند مى‏بيند قرآن كريم آن نتيجه را كه بر وجود مقدس حضرت حجت مترتب مى‏شود،در آيات زيادى به عنوان يك امرى كه به طور قطع در آينده صورت خواهد گرفت ذكر مى‏كند.از آن جمله است اين آيه: و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون (۱۰) .خدا در قرآن مى‏گويد كه ما در گذشته بعد از«ذكر»-كه گفته‏اند يعنى بعد از آنكه در تورات نوشتيم-در زبور هم اين مطلب را اعلام كرديم،و ما اعلام كرديم،پس شدنى است كه: ان الارض يرثها عبادى الصالحون. صحبت منطقه و محل و شهر نيست،اصلا فكر آنقدر بزرگ و وسيع است كه سخن از تمام زمين است:زمين براى هميشه در اختيار زورمندان و ستمكاران و جباران نمى‏ماند،اين يك امر موقت است،دولت صالحان كه بر تمام زمين حكومت كند،در آينده وجود خواهد داشت.در مفهوم اين آيه كوچكترين ترديدى نيست.
همچنين راجع به اينكه دين مقدس اسلام دين عمومى بشر خواهد شد و تمام اديان ديگر در مقابل اين دين از بين خواهند رفت و تحت الشعاع قرار خواهند گرفت،در قرآن كريم هست،كه اين يكى ديگر از آثار و نتايج وجود مقدس مهدى موعود است: هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون اين دين را به وسيله اين پيامبر فرستاد براى اينكه در نهايت امر آن را بر تمام دينهاى عالم پيروز گرداند،يعنى همه مردم دنيا تابع اين دين بشوند،و آيات ديگرى.چون بحثم درباره آيات قرآن نيست‏به اشاره قناعت مى‏كنم.
از آيات قرآن كه بگذريم مساله احاديث نبوى مطرح است.آيا پيغمبر اكرم در اين زمينه چه مطالبى فرموده است؟آيا فرموده است‏يا نفرموده است؟اگر روايات مربوط به مهدى موعود انحصارا روايات شيعه مى‏بود،براى شكاكان جاى اعتراض بود كه:اگر مساله مهدى موعود يك مساله واقعى است‏بايد پيغمبر اكرم گفته باشد و اگر پيغمبر اكرم گفته بود بايد ساير فرق اسلامى هم روايت كرده باشند و تنها شما شيعيان روايت نكرده باشيد.جوابش خيلى واضح است:اتفاقا روايات باب مهدى موعود را تنها شيعيان روايت نكرده‏اند.رواياتى كه اهل تسنن در اين زمينه دارند،از روايات شيعه اگر بيشتر نباشد كمتر نيست.كتابهايى را كه در اين زمينه نوشته شده است مطالعه كنيد،مى‏بينيد همين طور است.


عتیقه زیرخاکی گنج