• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در مطالعات‌ مديريتي از بررسي‌ وجود و چگونگي‌ تاثيرگذاري‌ تفاوتها بر انتخابهاي‌ سازماني‌ غفلت‌ شده‌ است. تعريف‌ ماهيت‌ تحقيق‌ و توسعه‌ منوط‌ به‌ شناسايي‌ كاركردهاي‌ آن‌ است.
تحقيق‌ و توسعه‌ به‌طور سنتي، مجموعه‌اي‌ از مراحل‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ منعكس‌كننده‌ پيشرفت‌ يك‌ برنامه‌ فناورانه‌ مشخص‌ هستند. طرح‌ غالب، علمي‌ و فناوري‌ پيشرفته‌ سه‌ نوع‌ فرايند زيربنايي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ است.
در صنايعي‌ كه‌ از الگوي‌ طرح‌ غالب‌ استفاده‌ مي‌كنند، فناوري‌ از طريق‌ انفصالهاي‌ افزاينده‌ قابليت‌ رقابت‌ با بهبود كارايي‌ محصول‌ و گسترش‌ دانشي‌ تحول‌ مي‌يابد كه‌ از قبل‌ وجود داشته‌ است. هر فرايند تحقيق‌ و توسعه‌ از يك‌ مرحله‌ كاوشي‌ و يك‌ مرحله‌ بهره‌برداري‌ تشكيل‌ مي‌شود
‌هدف‌ از اين‌ مقاله‌ فهم‌ اين‌ مطلب‌ است‌ كه‌ آيا در سازماندهي‌ و مديريت‌ فعاليتهاي‌ “تحقيق‌ و توسعه” شيوه‌هاي‌ متفاوتي‌ وجود دارد؟ هم‌ از منظر علم‌ مديريت‌ (راسل‌ و ديگران، ۱۹۹۱) و هم‌ از ديدگاه‌ سازماني‌ (توئيس‌ ۱۹۸۷) اين‌ موضوع‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است.
 ‌اما اين‌ مطالعات‌ “تحقيق‌ و توسعه” را همچون‌ نوعي‌ “جعبة‌ سياه” تلقي‌ كرده‌اند، يعني‌ تمركز اين‌ مطالعات‌ بر آن‌ دسته‌ از فعاليتهاي‌ سازمانها و شركتها قرار داشته‌ است‌ كه‌ به‌ توسعة‌ فناوريها و محصولات‌ جديد اختصاص‌ يافته‌اند.‌ ‌موارد ديگري‌ از مطالعات‌ تحقيق‌ و توسعه‌ به‌ سهم‌ و نقش‌ مخارج‌ كل‌ «تحقيق‌ و توسعه» كلان‌ در رشد اقتصادي‌ كشورها پرداخته‌اند. گل‌ورم‌ در يك‌ مطالعة‌ بين‌المللي‌ نمونه‌اي‌ متشكل‌ از ۵۲ كشور در حال‌ توسعه‌ و ۱۸ كشور توسعه‌يافته‌ را برگزيده‌اند و نقش‌ بارز مخارج‌ “تحقيق‌ و توسعه” بر رشد اقتصادي‌ را به‌ تأييد رسانيده‌اند. مطالعة‌ آنها مؤ‌يد اين‌ امر است‌ كه‌ مخارج‌ تحقيقات‌ تأثير بيشتري‌ در رشد اقتصادي‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ داشته‌ و دارند. 
 ‌آخرين‌ بررسيهاي‌ علمي‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ در سطح‌ سازماني، فعاليتهاي‌ تحقيقاتي‌ بايد از فعاليتهاي‌ توسعه‌اي‌ تفكيك‌ شوند و اين‌ تجربه‌اي‌ است‌ كه‌ در سطح‌ صنايع‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ است. 
 ‌نقش‌ تحقيق‌ در حوزة‌ سازمانهاي‌ گوناگون‌ به‌ طرز متفاوتي‌ تعريف‌ مي‌شود. مثلاً‌ جنرال‌ الكتريك‌ در هر يك‌ از سه‌ حوزة‌ اصلي‌ كار خود يعني‌ موتور هواپيما، تأمين‌ روشنايي‌ و موتورها، نقشهاي‌ گوناگوني‌ را به‌ بخش‌ تحقيقات‌ خود واگذار كرده‌ است.
 ‌از اين‌ گذشته، شركتها بيش‌ از پيش‌ ناگزير مي‌شوند “تحقيق‌ و توسعه” خود را بر مبنايي‌ جهاني‌ طراحي‌ كنند تا بتوانند به‌ منابع‌ خارجي‌ دانش‌ دست‌ يابند. (۱۹۹۶/(CHIESA.
 ‌از اين‌ حيث‌ نيز، سازمانهاي‌ “تحقيق‌ و توسعه” ماهيتي‌ متفاوت‌ دارند به‌ ويژه‌ هنگامي‌ كه‌ “فعاليتهاي‌ تحقيق‌گرا” را به‌ جاي‌ “فعاليتهاي‌ توسعه‌گرا” مورد توجه‌ قرار مي‌دهند.
 ‌اين‌ مثالها ملاحظاتي‌ را مطرح‌ مي‌كنند:
O فعاليتهاي‌ تحقيقي‌ و فعاليتهاي‌ توسعه‌اي‌ در يك‌ سازمان‌ در واحدهاي‌ مختلف‌ انجام‌ مي‌شود. بنابراين، به‌ نظر مي‌رسد كه‌ فعاليتهاي‌ تحقيقي‌ و فعاليتهاي‌ توسعه‌اي‌ ماهيتاً‌ متفاوت‌اند.
O به‌ نظر مي‌رسد فرآيندهاي‌ تحقيقي‌ و توسعه‌اي‌ از سازماني‌ به‌ سازمان‌ ديگر و از صنعتي‌ به‌ صنعت‌ ديگر متفاوت‌اند. به‌ ويژه‌ ماهيت‌ فرآيند نوآوريهاي‌ فناورانه‌ از صنعتي‌ به‌ صنعت‌ ديگر شديداً‌ متفاوت‌ است. (۱۹۹۵KODAMA, ؛۱۹۹۱،۱۹۹۰ /PAVITT) مطالعات‌ مديريتي از بررسي‌ وجود و چگونگي‌ تأثيرگذاري‌ تفاوتهاي‌ ميان‌ صنعتي‌ بر تصميمات‌ و انتخابها سازماني‌ و مديريتي غفلت‌ كرده‌اند. چنين‌ ملاحظاتي‌ ضرورت‌ مطالعه‌ اينكه‌ آيا يك‌ سبك خاص‌ مديريتي / سازماني‌ با نوع‌ ويژه‌اي‌ از فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ و با ماهيت‌ متفاوت‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ ارتباطي‌ دارد يا خير و در صورت‌ وجود اين‌ رابطه‌ چگونه‌ است، مطرح‌ مي‌كند. 
فرايند فعاليت‌هاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ 
 ‌در اين‌ بخش، ادبيات‌ اصلي‌ موجود در زمينه‌ تحقيق‌ و توسعه‌ مورد بازنگري‌ قرار مي‌گيرد تا مشخص‌ شود كه‌ اولاً‌ آيا در محدودة‌ تحقيق‌ و توسعه‌ فعاليتهايي‌ وجود دارند كه‌ ماهيتاً‌ متفاوت‌ باشند و ثانياً‌ آيا گونه‌هاي‌ مختلفي‌ از فرآيندهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ وجود دارد يا خير.
ماهيت‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه: تعريف‌ ماهيت‌ تحقيق‌ و توسعه‌ منوط‌ به‌ شناسايي‌ كاركردهاي‌ آن‌ است. به‌ طور سنتي، تحقيق‌ و توسعه‌ مجموعه‌اي‌ از مراحل‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ منعكس‌كنندة‌ پيشرفت‌ يك‌ برنامة‌ فناورانه‌ مشخص‌ (تحقيق، توسعه، مهندسي‌ و غيره) هستند. كارهاي‌ تحقيقاتي‌ و حوزه‌هاي‌ مختلف‌ مطالعه، كمك‌ مي‌كنند كه‌ اين‌ حوزه‌ها را از منظر متفاوتي‌ ببينيم.
 ‌اخيراً‌ كوسب‌ ۱۹۹۶ اظهار داشته‌ است‌ كه‌ تحقيق‌ و توسعه‌ به‌ دو صورت‌ بروز مي‌يابد: يكي‌ در شيوة‌ سرمايه‌گذاري‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ هماهنگ‌ با توسعة‌ توانمنديهاي‌ فناورانه‌ شركت‌ يا سازمان‌ شكل‌ مي‌گيرند و ديگري‌ در شيوة‌ استحصال‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ كاركرد تحقيق‌ و توسعه‌ با ديگر كاركردهاي‌ مبتني‌ بر بازار در شركتها به‌ خصوص‌ به‌ منظور ارائة‌ محصولات‌ و خدمات‌ ويژه‌ به‌ مشتريان‌ تركيب‌ مي‌شود. او همچنين‌ تأكيد مي‌كند كه‌ خصوصيات‌ فناوري‌ مرتبط‌ با اين‌ دو روش‌ به‌ كارگيري‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ متغيرند. در حالي‌ كه‌ محصول‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ در زمينة‌ شيوة‌ سرمايه‌گذاري‌ فناوري‌ است‌ كه‌ “دانش‌ و مهارت” تلقي‌ مي‌شود (ارائة‌ رسمي‌ چكيدة‌ فناوري‌ به‌ شكل‌ رمزبندي‌شده، توانمندي‌ به‌كارگيري‌ و دانش‌ تاكتيكي‌ مرتبط‌ با آن)، نتيجة‌ فعاليت‌ تحقيق‌ و توسعه‌ در شيوة‌ استحصال‌ از لحاظ‌ عملي، ارائة‌ دستورالعملهاي‌ فناورانه‌ است.
انتخاب‌ تركيبات‌ خاص‌ از فناوريها، طراحي‌ اعمال، تعيين‌ شكل‌ سيستم‌هاي‌ فرعي، توانايي‌ تأمين‌ حوزة‌ خاصي‌ از خدمات‌ و كارائيها


نوع‌ فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ 
 ‌تا جايي‌ كه‌ به‌ انواع فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ مربوط‌ مي‌شود، يكي‌ از اولين‌ الگوها را كارهاي‌ تحقيقاتي‌ پاويت‌ PAVITT)، ۱۹۸۴، ۱۹۹۰، ۱۹۹۱) ارائه‌ كرد. او الگوهاي‌ مختلف‌ تغييرات‌ فناوري‌ و انواع منابع‌ نوآوري‌ مرتبط‌ با آنها را شناسايي‌ كرد.
طبقه‌بندي‌ وي‌ مشخص‌ مي‌كند كه‌ فعاليتهاي‌ داخلي‌ تحقيق‌ و توسعه، در صنايع‌ و سازمانهاي‌ مختلف‌ نقشهاي‌ مختلفي‌ ايفا مي‌كنند و در برخي‌ صنايع، منبع‌ مهم‌ نوآوري‌ فناورانه‌ نيست. هنگامي‌ كه‌ تحقيق‌ و توسعه‌ يك‌ منبع‌ اصلي‌ نوآوري‌ فناورانه‌ باشد، اين‌ طبقه‌بندي‌ چيز زيادي‌ راجع‌ به‌ تفاوتهابيان‌ نمي‌كند.
يكي‌ از مطالعات‌ متمركز در اين‌ باره‌ كار كداما(KODAMA) است. او سه‌ نوع‌ فرآيند زيربنايي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ را شناسايي‌ كرد: طرح‌ غالب، علمي‌ و فناوري‌ پيشرفته. تمايز ميان‌ اين‌ سه‌ الگو زماني‌ رخ‌ مي‌نمايد كه‌ احتمال‌ توقف‌ يك‌ برنامة‌ خاص‌ تحقيق‌ و توسعه‌ پس‌ از ورود به‌ مرحلة‌ توسعه‌ در نظر گرفته‌ شود. دقيق‌تر آنكه‌ الگوهاي‌ طرح‌ غالب، داراي‌ اين‌ خصوصيت‌ هستند كه‌ احتمال‌ لغو يك‌ برنامه‌ در مرحلة‌ توسعه، برابر با صفر است.
 ‌در فرآيندهاي‌ با فناوري‌ سطح‌ بالا، احتمال‌ لغو يك‌ برنامه‌ را در مرحلة‌ توسعه‌ در مقايسه‌ با مرحله‌ تحقيقاتي‌ كاهش‌ مي‌دهد، هر چند كه‌ اين‌ احتمال‌ از صفر بيشتر است. در فرآيندهاي‌ علمي، احتمال‌ لغو برنامه‌ پيش‌ و پس‌ از ورود آن‌ به‌ مرحلة‌ توسعه‌ برابر است. به‌ عبارت‌ ديگر، اين‌ سه‌ الگو توسط‌ درجه‌هاي‌ مختلفي‌ از احتمال‌ شكست‌ در طول‌ برنامه‌ مشخص‌ مي‌شوند. «كداما» دريافت‌ كه‌ صنايع‌ خودروسازي، غذايي، نساجي، فولاد و شيميايي، از الگوي‌ طرح‌ غالب‌ پيروي‌ مي‌كنند و فرآيندهاي‌ علمي‌ در صنايع‌ شيميايي‌ و داروسازي‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند؛ الگوهاي‌ فناوري‌ پيشرفته‌ نيز معمولاً‌ مربوط‌ به‌ صنايع‌ الكترونيك، مخابرات‌ و ماشين‌آلات‌ هستند.
 «كداما» تفاوتهاي‌ بين‌ الگوي‌ طرح‌ غالب‌ و دو الگوي ديگر را بر حسب‌ پويايي‌ فناورانه‌ و رقابتي‌ بيان‌ مي‌كند.
 ‌در صنايعي‌ كه‌ از الگوي‌ طرح‌ غالب‌ استفاده‌ مي‌كنند، فناوري‌ از طريق‌ انفصالهاي‌ افزايندة‌ قابليت‌ رقابت، با بهبود كارآيي‌ محصول‌ و گسترش‌ دانشي‌ كه‌ از قبل‌ وجود داشته، تحول‌ مي‌يابد. در صنايعي‌ كه‌ فرآيندهاي‌ فناوري‌ سطح‌ بالا و يا الگوهاي‌ علمي‌ را به‌ كار مي‌بندند، انفصال‌ در فناوري‌ باعث‌ نابودي‌ قابليتها مي‌شود و دانش‌ موجود را منسوخ‌ مي‌كند. بنابراين، احتمال‌ خطر بالا در الگوهاي‌ فناوري‌ پيشرفته‌ و علمي، به‌ اين‌ سبب‌ است‌ كه‌ همواره‌ اين‌ امكان‌ وجود دارد كه‌ يك‌ فناوري‌ جديد جانشين‌ فناوري‌ موجود گردد. در الگوي‌ طرح‌ غالب، فناوريهاي‌ موجود معمولاً‌ ارزش‌ تجارتي‌ خود را حفظ‌ مي‌كنند و توقف‌ اجرا نادر و يا ناممكن‌ است. 
سبكهاي‌ سازماني‌ و مديريت‌ 
‌در اين‌ بخش‌ براساس‌ نتايج‌ حاصله‌ از تحقيق‌ تجربي، براي‌ هر نوع‌ از انواع فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ (طرح‌ غالب، علمي‌ و فناوري‌ سطح‌ بالا)، ماهيت‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ تشريح‌ مي‌شود و مفاهيم‌ فناوري، سازماندهي‌ و روش‌ مديريتي از لحاظ‌ مديريت‌ راهبردي‌ مورد بحث‌ و بررسي‌ قرار مي‌گيرد.
طرح‌ غالب‌ 
مديريت‌ راهبردي: فعاليتهاي‌ آزمايشي‌ بسيار محدود (حدود ۵ درصد از مصارف‌ تحقيق‌ و توسعه) و عمدتاً‌ داراي‌ خصوصيات‌ كاوشي‌ هستند. در مرحلة‌ بهره‌برداري، نرخ‌ توقف‌ يك‌ برنامة‌ تحقيق‌ و توسعه‌ معادل‌ با صفر است. معمولاً‌ فناوري‌ ثابت‌ است‌ و برخورداري‌ از امتياز دانش: نسبت‌ به‌ رقبا نمي‌تواند همواره‌ باقي‌ و پايدار بماند. از آنجايي‌ كه‌ فناوري‌ مورد استفاده‌ معمولاً‌ ثابت‌ و در دسترس‌ است، تقليد و نسخه‌برداري‌ آسان‌ است. موفقيت‌ يك‌ نوآوري‌ و، به‌ طور كلي‌تر، موفقيت‌ يك‌ رقابت، به‌ عواملي‌ نظير شناخت‌ بازار، چگونگي‌ زمان‌بندي‌ نوآوري‌ و پايين‌بودن‌ هزينه‌هاي‌ توليد بستگي‌ دارد. يك‌ عامل‌ مهم‌ براي‌ اين‌ منظور، نوآوري‌ مكرر و معرفي‌ محصولات‌ جديد به‌ بازار است‌ (مثلاً‌ در صنايع‌ پارچه‌بافي، شركتها هر ساله‌ محصولات‌ يا خطوط‌ جديدي‌ را عرضه‌ مي‌كنند). براي‌ دست‌يابي‌ به‌ اين‌ هدف‌ موارد ذيل‌ حياتي‌ است:
O دست‌يابي‌ به‌ منابع‌ بازار اطلاعات‌ در مورد كسب‌ طرحهاي‌ كاربرد مورد نياز براي‌ محصولات‌ جديد و تسريع‌ فرآيند بهره‌برداري؛
O تهية‌ تجهيزات‌ سرمايه‌اي‌ مورد نياز و توسعه‌ فرآيندهاي‌ توليد براي‌ تضمين‌ پايين‌ بودن‌ هزينه‌هاي‌ توليد؛
O برخورداري‌ از يك‌ فرآيند كارآ و زمان‌بندي‌شدة‌ بهره‌برداري‌ و مهندسي.
‌با فرض‌ اين‌ كه‌ هيچ‌ احتمال‌ خطر فني‌ وجود نداشته‌ باشد، احتمال‌ خطر موجود تماماً‌ تجارتي‌ است‌ و در صورتي‌ كه‌ فرآيند مورد نظر كاملاً‌ مطابق‌ با نيازهاي‌ بازار باشد، مي‌تواند كاهش‌ يابد. بنابراين، بازاريابي‌ نيازهاي‌ بازار را، كه‌ پاسخ‌ به‌ آنها هدف‌ شركت‌ است، تعريف‌ مي‌كند، در حالي‌ كه‌ تحقيق‌ و توسعه، بهترين‌ پاسخ‌ فناورانه‌ به‌ چنين‌ نيازهايي‌ را تعيين‌ مي‌كند.
سازمان‌ 
‌تفاوت‌ شديدي‌ مابين‌ ماهيت‌ فعاليت‌ كاوشي‌ و بهره‌برداري‌ از توانمنديهاي‌ فناورانه‌ وجود دارد. معمولاً‌ فعاليتهاي‌ كاوشي‌ از فعاليتهاي‌ بهره‌برداري‌ تفكيك‌ مي‌گردند. هستة‌ فعاليت‌ تحقيق‌ و توسعه، شامل‌ مرحلة‌ بهره‌برداري‌ است‌ كه‌ در آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري‌ اجرا مي‌شود. اين‌ هستة‌ مركزي‌ شامل‌ طراحي‌ محصولات‌ جديد در جايي‌ است‌ كه‌ فناوريهاي‌ جديداً‌ به‌ اثبات‌ رسيده‌ و در دسترس، به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند و هم‌چنين‌ شامل‌ فرآيند توليد مرتبط‌ است. آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري، بيشتر امور تحقيق‌ و توسعه‌ را اجرا مي‌كنند (آنها به‌ طور ميانگين‌ ۹۵ درصد از كل‌ هزينه‌ها را پوشش‌ مي‌دهند).
‌از آن‌ جايي‌ كه‌ كاهش‌ پيچيدگي‌ تغييرات‌ فناوري‌ سبب‌ كاهش‌ تعداد حوزه‌هاي‌ فناوري‌ كه‌ بايد تحت‌ نظارت‌ قرار گيرند، مي‌شود و هم‌ چنين‌ نياز به‌ دسترسي‌ به‌ منابع‌ خارجي‌ دانش‌ را كم‌ مي‌كند، فعاليتهاي‌ آزمايشي‌ گرايش‌ دارند كه‌ در آزمايشگاه‌ها و در مراكز شركتها متمركز شوند.
رويكرد مديريتي: يكي‌ از عوامل‌ مهم‌ اتخاذ تكنيك‌هاي‌ مديريتي است‌ كه‌ ادغام‌ امور تحقيق‌ و توسعه‌ (فعاليتهاي‌ بهره‌برداري) با فعاليتهاي‌ توسعة‌ فرآيند توليد، توليد و بازاريابي‌ را تسهيل‌ كند. 
‌رابطه‌اي‌ قوي‌ بين‌ آزمايش‌ و بهره‌وري‌ وجود ندارد. واحدهاي‌ آزمايش، وروديهاي‌ كلي‌ را براي‌ آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري‌ تدارك‌ مي‌بينند. بنابراين، آزمايش‌ كاملاً‌ مستقل‌ از نتايج‌ حاصله‌ از آزمايشها است‌ و نيازي‌ به‌ ادغام‌ ندارد.
الگوي‌ علمي‌ 
مديريت‌ راهبردي: صنايع‌ علمي‌ بايد با خطرات‌ بزرگي‌ در زمينة‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ مواجه‌ شوند. فعاليت‌ آزمايشي‌ شديداً‌ اتفاقي‌ است، حال‌ آنكه‌ هدف‌ مرحلة‌ بهره‌برداري، نمايش‌ جنبه‌هاي‌ مثبت‌ يافته‌هاي‌ جديدي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ تعدادي‌ آزمونهاي‌ علمي‌ به‌ اثبات‌ رسيده‌ باشند. اجراي‌ برنامه‌هاي‌ متعدد تحقيق‌ و توسعه‌ تا سر حد امكان، ضروري‌ است‌ تا خطر مرتبط‌ با اين‌ فرآيند كاهش‌ يابد. اين‌ توانايي‌ خط‌ تحقيق‌ و توسعه‌ براي‌ ايجاد نوآوريها است‌ كه‌ راهبرد توليد شركت‌ را تعيين‌ مي‌كند. به‌ عبارت‌ ديگر، راهبرد يك‌ شركت‌ به‌ برونداد تحقيق‌ و توسعه‌ آن‌ بستگي‌ دارد. نتيجة‌ طبيعي‌ ماهيت‌ اين‌ فرآيند، اين‌ است‌ كه‌ مبناي‌ ايجاد مزيت، معرفت‌ علمي‌ و فني‌ است. البته‌ زمان‌بندي‌ نيز حايز اهميت‌ است، زيرا هر چه‌ فرآيند بهره‌برداري‌ سريع‌تر باشد، موقعيتهاي‌ بهره‌برداري‌ بيشتر خواهند بود.
‌تعيين‌ مجموعة‌ متناسبي‌ از طرحهايي‌ كه‌ بايد به‌ انجام‌ برسند، فرآيندي‌ پيچيده‌ است. تصميمها با استفاده‌ از تكنيكهايي‌ اتخاذ مي‌شوند كه‌ به‌ يافتن‌ مجموعه‌اي‌ از طرحها كمك‌ شود كه‌ به‌ طور صحيح‌ بين‌ خطرها و امتيازها تعادل‌ حاصل‌ مي‌كنند. معمولاً‌ تكنيك‌هاي‌ سنتي‌DCF براي‌ ارزيابي‌ خوب‌ بودن‌ يك‌ طرح، مناسب‌ نيستند.
‌براي‌ اين‌ كار، تكنيك‌هاي‌ كيفي‌ نظير نظارت‌ بر فهرستها (چك‌ ليست‌ها) مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند. مي‌توان‌ طرحهايي‌ را كه‌ در مرحلة‌ بهره‌برداري‌ قرار دارند، با استفاده‌ از تكنيك‌هاي‌ اصلاح‌ شدة‌DCF ارزيابي‌ كرد. با وجود اين، هم‌ در مرحله‌ آزمايش‌ و هم‌ در مرحله‌ بهره‌برداري، احتمال‌ خطر، عامل‌ مهمي‌ در انتخاب‌ طرحها محسوب‌ مي‌شوند و شركتها عموماً‌ از روشهاي‌ معتبر و دقيقي‌ براي‌ تعيين‌ آن‌ استفاده‌ مي‌كنند. 
سازمان: تمايل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه، در يك‌ بخش‌ نگاه‌ داشته‌ شوند. تحقيق‌ و توسعه‌ معمولاً‌ در سطح‌ شركتي‌ انجام‌ مي‌شود و به‌ عنوان‌ يك‌ كار مهم‌ كه‌ در مسيري‌ كاملاً‌ مجزا از بقية‌ سازمان‌ عمل‌ مي‌كند، مورد نظر قرار مي‌گيرد. در شركتهاي‌ شيميايي، مواردي‌ وجود دارند كه‌ اين‌ فعاليتها به‌ طور كامل‌ در سطوح‌ واحد تجارتي‌ به‌ انجام‌ مي‌رسند، زيرا آنها به‌ طور ويژه‌ بر حوزة‌ علمي‌ مشخصي‌ كه‌ به‌ يك‌ واحد تجارتي‌ خاص‌ ارتباط‌ پيدا مي‌كند، متمركز مي‌شوند. در هر مورد، تمايز چشمگيري‌ با مديريت‌ تجارتي‌ وجود دارد. اخيراً‌ در برخي‌ شركتها (عمدتاً‌ در صنايع‌ دارو سازي)، سازمان‌ تحقيق‌ از سازمان‌ بهره‌برداري‌ تفكيك‌ شده‌ است.
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در مطالعات‌ مديريتي از بررسي‌ وجود و چگونگي‌ تاثيرگذاري‌ تفاوتها بر انتخابهاي‌ سازماني‌ غفلت‌ شده‌ است. تعريف‌ ماهيت‌ تحقيق‌ و توسعه‌ منوط‌ به‌ شناسايي‌ كاركردهاي‌ آن‌ است.
تحقيق‌ و توسعه‌ به‌طور سنتي، مجموعه‌اي‌ از مراحل‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ منعكس‌كننده‌ پيشرفت‌ يك‌ برنامه‌ فناورانه‌ مشخص‌ هستند. طرح‌ غالب، علمي‌ و فناوري‌ پيشرفته‌ سه‌ نوع‌ فرايند زيربنايي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ است.
در صنايعي‌ كه‌ از الگوي‌ طرح‌ غالب‌ استفاده‌ مي‌كنند، فناوري‌ از طريق‌ انفصالهاي‌ افزاينده‌ قابليت‌ رقابت‌ با بهبود كارايي‌ محصول‌ و گسترش‌ دانشي‌ تحول‌ مي‌يابد كه‌ از قبل‌ وجود داشته‌ است. هر فرايند تحقيق‌ و توسعه‌ از يك‌ مرحله‌ كاوشي‌ و يك‌ مرحله‌ بهره‌برداري‌ تشكيل‌ مي‌شود
‌هدف‌ از اين‌ مقاله‌ فهم‌ اين‌ مطلب‌ است‌ كه‌ آيا در سازماندهي‌ و مديريت‌ فعاليتهاي‌ “تحقيق‌ و توسعه” شيوه‌هاي‌ متفاوتي‌ وجود دارد؟ هم‌ از منظر علم‌ مديريت‌ (راسل‌ و ديگران، ۱۹۹۱) و هم‌ از ديدگاه‌ سازماني‌ (توئيس‌ ۱۹۸۷) اين‌ موضوع‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است.
 ‌اما اين‌ مطالعات‌ “تحقيق‌ و توسعه” را همچون‌ نوعي‌ “جعبة‌ سياه” تلقي‌ كرده‌اند، يعني‌ تمركز اين‌ مطالعات‌ بر آن‌ دسته‌ از فعاليتهاي‌ سازمانها و شركتها قرار داشته‌ است‌ كه‌ به‌ توسعة‌ فناوريها و محصولات‌ جديد اختصاص‌ يافته‌اند.‌ ‌موارد ديگري‌ از مطالعات‌ تحقيق‌ و توسعه‌ به‌ سهم‌ و نقش‌ مخارج‌ كل‌ «تحقيق‌ و توسعه» كلان‌ در رشد اقتصادي‌ كشورها پرداخته‌اند. گل‌ورم‌ در يك‌ مطالعة‌ بين‌المللي‌ نمونه‌اي‌ متشكل‌ از ۵۲ كشور در حال‌ توسعه‌ و ۱۸ كشور توسعه‌يافته‌ را برگزيده‌اند و نقش‌ بارز مخارج‌ “تحقيق‌ و توسعه” بر رشد اقتصادي‌ را به‌ تأييد رسانيده‌اند. مطالعة‌ آنها مؤ‌يد اين‌ امر است‌ كه‌ مخارج‌ تحقيقات‌ تأثير بيشتري‌ در رشد اقتصادي‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ داشته‌ و دارند. 
 ‌آخرين‌ بررسيهاي‌ علمي‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ در سطح‌ سازماني، فعاليتهاي‌ تحقيقاتي‌ بايد از فعاليتهاي‌ توسعه‌اي‌ تفكيك‌ شوند و اين‌ تجربه‌اي‌ است‌ كه‌ در سطح‌ صنايع‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ است. 
 ‌نقش‌ تحقيق‌ در حوزة‌ سازمانهاي‌ گوناگون‌ به‌ طرز متفاوتي‌ تعريف‌ مي‌شود. مثلاً‌ جنرال‌ الكتريك‌ در هر يك‌ از سه‌ حوزة‌ اصلي‌ كار خود يعني‌ موتور هواپيما، تأمين‌ روشنايي‌ و موتورها، نقشهاي‌ گوناگوني‌ را به‌ بخش‌ تحقيقات‌ خود واگذار كرده‌ است.
 ‌از اين‌ گذشته، شركتها بيش‌ از پيش‌ ناگزير مي‌شوند “تحقيق‌ و توسعه” خود را بر مبنايي‌ جهاني‌ طراحي‌ كنند تا بتوانند به‌ منابع‌ خارجي‌ دانش‌ دست‌ يابند. (۱۹۹۶/(CHIESA.
 ‌از اين‌ حيث‌ نيز، سازمانهاي‌ “تحقيق‌ و توسعه” ماهيتي‌ متفاوت‌ دارند به‌ ويژه‌ هنگامي‌ كه‌ “فعاليتهاي‌ تحقيق‌گرا” را به‌ جاي‌ “فعاليتهاي‌ توسعه‌گرا” مورد توجه‌ قرار مي‌دهند.
 ‌اين‌ مثالها ملاحظاتي‌ را مطرح‌ مي‌كنند:
O فعاليتهاي‌ تحقيقي‌ و فعاليتهاي‌ توسعه‌اي‌ در يك‌ سازمان‌ در واحدهاي‌ مختلف‌ انجام‌ مي‌شود. بنابراين، به‌ نظر مي‌رسد كه‌ فعاليتهاي‌ تحقيقي‌ و فعاليتهاي‌ توسعه‌اي‌ ماهيتاً‌ متفاوت‌اند.
O به‌ نظر مي‌رسد فرآيندهاي‌ تحقيقي‌ و توسعه‌اي‌ از سازماني‌ به‌ سازمان‌ ديگر و از صنعتي‌ به‌ صنعت‌ ديگر متفاوت‌اند. به‌ ويژه‌ ماهيت‌ فرآيند نوآوريهاي‌ فناورانه‌ از صنعتي‌ به‌ صنعت‌ ديگر شديداً‌ متفاوت‌ است. (۱۹۹۵KODAMA, ؛۱۹۹۱،۱۹۹۰ /PAVITT) مطالعات‌ مديريتي از بررسي‌ وجود و چگونگي‌ تأثيرگذاري‌ تفاوتهاي‌ ميان‌ صنعتي‌ بر تصميمات‌ و انتخابها سازماني‌ و مديريتي غفلت‌ كرده‌اند. چنين‌ ملاحظاتي‌ ضرورت‌ مطالعه‌ اينكه‌ آيا يك‌ سبك خاص‌ مديريتي / سازماني‌ با نوع‌ ويژه‌اي‌ از فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ و با ماهيت‌ متفاوت‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ ارتباطي‌ دارد يا خير و در صورت‌ وجود اين‌ رابطه‌ چگونه‌ است، مطرح‌ مي‌كند. 
فرايند فعاليت‌هاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ 
 ‌در اين‌ بخش، ادبيات‌ اصلي‌ موجود در زمينه‌ تحقيق‌ و توسعه‌ مورد بازنگري‌ قرار مي‌گيرد تا مشخص‌ شود كه‌ اولاً‌ آيا در محدودة‌ تحقيق‌ و توسعه‌ فعاليتهايي‌ وجود دارند كه‌ ماهيتاً‌ متفاوت‌ باشند و ثانياً‌ آيا گونه‌هاي‌ مختلفي‌ از فرآيندهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ وجود دارد يا خير.
ماهيت‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه: تعريف‌ ماهيت‌ تحقيق‌ و توسعه‌ منوط‌ به‌ شناسايي‌ كاركردهاي‌ آن‌ است. به‌ طور سنتي، تحقيق‌ و توسعه‌ مجموعه‌اي‌ از مراحل‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ منعكس‌كنندة‌ پيشرفت‌ يك‌ برنامة‌ فناورانه‌ مشخص‌ (تحقيق، توسعه، مهندسي‌ و غيره) هستند. كارهاي‌ تحقيقاتي‌ و حوزه‌هاي‌ مختلف‌ مطالعه، كمك‌ مي‌كنند كه‌ اين‌ حوزه‌ها را از منظر متفاوتي‌ ببينيم.
 ‌اخيراً‌ كوسب‌ ۱۹۹۶ اظهار داشته‌ است‌ كه‌ تحقيق‌ و توسعه‌ به‌ دو صورت‌ بروز مي‌يابد: يكي‌ در شيوة‌ سرمايه‌گذاري‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ هماهنگ‌ با توسعة‌ توانمنديهاي‌ فناورانه‌ شركت‌ يا سازمان‌ شكل‌ مي‌گيرند و ديگري‌ در شيوة‌ استحصال‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ كاركرد تحقيق‌ و توسعه‌ با ديگر كاركردهاي‌ مبتني‌ بر بازار در شركتها به‌ خصوص‌ به‌ منظور ارائة‌ محصولات‌ و خدمات‌ ويژه‌ به‌ مشتريان‌ تركيب‌ مي‌شود. او همچنين‌ تأكيد مي‌كند كه‌ خصوصيات‌ فناوري‌ مرتبط‌ با اين‌ دو روش‌ به‌ كارگيري‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ متغيرند. در حالي‌ كه‌ محصول‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ در زمينة‌ شيوة‌ سرمايه‌گذاري‌ فناوري‌ است‌ كه‌ “دانش‌ و مهارت” تلقي‌ مي‌شود (ارائة‌ رسمي‌ چكيدة‌ فناوري‌ به‌ شكل‌ رمزبندي‌شده، توانمندي‌ به‌كارگيري‌ و دانش‌ تاكتيكي‌ مرتبط‌ با آن)، نتيجة‌ فعاليت‌ تحقيق‌ و توسعه‌ در شيوة‌ استحصال‌ از لحاظ‌ عملي، ارائة‌ دستورالعملهاي‌ فناورانه‌ است.
انتخاب‌ تركيبات‌ خاص‌ از فناوريها، طراحي‌ اعمال، تعيين‌ شكل‌ سيستم‌هاي‌ فرعي، توانايي‌ تأمين‌ حوزة‌ خاصي‌ از خدمات‌ و كارائيها


نوع‌ فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ 
 ‌تا جايي‌ كه‌ به‌ انواع فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ مربوط‌ مي‌شود، يكي‌ از اولين‌ الگوها را كارهاي‌ تحقيقاتي‌ پاويت‌ PAVITT)، ۱۹۸۴، ۱۹۹۰، ۱۹۹۱) ارائه‌ كرد. او الگوهاي‌ مختلف‌ تغييرات‌ فناوري‌ و انواع منابع‌ نوآوري‌ مرتبط‌ با آنها را شناسايي‌ كرد.
طبقه‌بندي‌ وي‌ مشخص‌ مي‌كند كه‌ فعاليتهاي‌ داخلي‌ تحقيق‌ و توسعه، در صنايع‌ و سازمانهاي‌ مختلف‌ نقشهاي‌ مختلفي‌ ايفا مي‌كنند و در برخي‌ صنايع، منبع‌ مهم‌ نوآوري‌ فناورانه‌ نيست. هنگامي‌ كه‌ تحقيق‌ و توسعه‌ يك‌ منبع‌ اصلي‌ نوآوري‌ فناورانه‌ باشد، اين‌ طبقه‌بندي‌ چيز زيادي‌ راجع‌ به‌ تفاوتهابيان‌ نمي‌كند.
يكي‌ از مطالعات‌ متمركز در اين‌ باره‌ كار كداما(KODAMA) است. او سه‌ نوع‌ فرآيند زيربنايي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ را شناسايي‌ كرد: طرح‌ غالب، علمي‌ و فناوري‌ پيشرفته. تمايز ميان‌ اين‌ سه‌ الگو زماني‌ رخ‌ مي‌نمايد كه‌ احتمال‌ توقف‌ يك‌ برنامة‌ خاص‌ تحقيق‌ و توسعه‌ پس‌ از ورود به‌ مرحلة‌ توسعه‌ در نظر گرفته‌ شود. دقيق‌تر آنكه‌ الگوهاي‌ طرح‌ غالب، داراي‌ اين‌ خصوصيت‌ هستند كه‌ احتمال‌ لغو يك‌ برنامه‌ در مرحلة‌ توسعه، برابر با صفر است.
 ‌در فرآيندهاي‌ با فناوري‌ سطح‌ بالا، احتمال‌ لغو يك‌ برنامه‌ را در مرحلة‌ توسعه‌ در مقايسه‌ با مرحله‌ تحقيقاتي‌ كاهش‌ مي‌دهد، هر چند كه‌ اين‌ احتمال‌ از صفر بيشتر است. در فرآيندهاي‌ علمي، احتمال‌ لغو برنامه‌ پيش‌ و پس‌ از ورود آن‌ به‌ مرحلة‌ توسعه‌ برابر است. به‌ عبارت‌ ديگر، اين‌ سه‌ الگو توسط‌ درجه‌هاي‌ مختلفي‌ از احتمال‌ شكست‌ در طول‌ برنامه‌ مشخص‌ مي‌شوند. «كداما» دريافت‌ كه‌ صنايع‌ خودروسازي، غذايي، نساجي، فولاد و شيميايي، از الگوي‌ طرح‌ غالب‌ پيروي‌ مي‌كنند و فرآيندهاي‌ علمي‌ در صنايع‌ شيميايي‌ و داروسازي‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند؛ الگوهاي‌ فناوري‌ پيشرفته‌ نيز معمولاً‌ مربوط‌ به‌ صنايع‌ الكترونيك، مخابرات‌ و ماشين‌آلات‌ هستند.
 «كداما» تفاوتهاي‌ بين‌ الگوي‌ طرح‌ غالب‌ و دو الگوي ديگر را بر حسب‌ پويايي‌ فناورانه‌ و رقابتي‌ بيان‌ مي‌كند.
 ‌در صنايعي‌ كه‌ از الگوي‌ طرح‌ غالب‌ استفاده‌ مي‌كنند، فناوري‌ از طريق‌ انفصالهاي‌ افزايندة‌ قابليت‌ رقابت، با بهبود كارآيي‌ محصول‌ و گسترش‌ دانشي‌ كه‌ از قبل‌ وجود داشته، تحول‌ مي‌يابد. در صنايعي‌ كه‌ فرآيندهاي‌ فناوري‌ سطح‌ بالا و يا الگوهاي‌ علمي‌ را به‌ كار مي‌بندند، انفصال‌ در فناوري‌ باعث‌ نابودي‌ قابليتها مي‌شود و دانش‌ موجود را منسوخ‌ مي‌كند. بنابراين، احتمال‌ خطر بالا در الگوهاي‌ فناوري‌ پيشرفته‌ و علمي، به‌ اين‌ سبب‌ است‌ كه‌ همواره‌ اين‌ امكان‌ وجود دارد كه‌ يك‌ فناوري‌ جديد جانشين‌ فناوري‌ موجود گردد. در الگوي‌ طرح‌ غالب، فناوريهاي‌ موجود معمولاً‌ ارزش‌ تجارتي‌ خود را حفظ‌ مي‌كنند و توقف‌ اجرا نادر و يا ناممكن‌ است. 
سبكهاي‌ سازماني‌ و مديريت‌ 
‌در اين‌ بخش‌ براساس‌ نتايج‌ حاصله‌ از تحقيق‌ تجربي، براي‌ هر نوع‌ از انواع فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ (طرح‌ غالب، علمي‌ و فناوري‌ سطح‌ بالا)، ماهيت‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ تشريح‌ مي‌شود و مفاهيم‌ فناوري، سازماندهي‌ و روش‌ مديريتي از لحاظ‌ مديريت‌ راهبردي‌ مورد بحث‌ و بررسي‌ قرار مي‌گيرد.
طرح‌ غالب‌ 
مديريت‌ راهبردي: فعاليتهاي‌ آزمايشي‌ بسيار محدود (حدود ۵ درصد از مصارف‌ تحقيق‌ و توسعه) و عمدتاً‌ داراي‌ خصوصيات‌ كاوشي‌ هستند. در مرحلة‌ بهره‌برداري، نرخ‌ توقف‌ يك‌ برنامة‌ تحقيق‌ و توسعه‌ معادل‌ با صفر است. معمولاً‌ فناوري‌ ثابت‌ است‌ و برخورداري‌ از امتياز دانش: نسبت‌ به‌ رقبا نمي‌تواند همواره‌ باقي‌ و پايدار بماند. از آنجايي‌ كه‌ فناوري‌ مورد استفاده‌ معمولاً‌ ثابت‌ و در دسترس‌ است، تقليد و نسخه‌برداري‌ آسان‌ است. موفقيت‌ يك‌ نوآوري‌ و، به‌ طور كلي‌تر، موفقيت‌ يك‌ رقابت، به‌ عواملي‌ نظير شناخت‌ بازار، چگونگي‌ زمان‌بندي‌ نوآوري‌ و پايين‌بودن‌ هزينه‌هاي‌ توليد بستگي‌ دارد. يك‌ عامل‌ مهم‌ براي‌ اين‌ منظور، نوآوري‌ مكرر و معرفي‌ محصولات‌ جديد به‌ بازار است‌ (مثلاً‌ در صنايع‌ پارچه‌بافي، شركتها هر ساله‌ محصولات‌ يا خطوط‌ جديدي‌ را عرضه‌ مي‌كنند). براي‌ دست‌يابي‌ به‌ اين‌ هدف‌ موارد ذيل‌ حياتي‌ است:
O دست‌يابي‌ به‌ منابع‌ بازار اطلاعات‌ در مورد كسب‌ طرحهاي‌ كاربرد مورد نياز براي‌ محصولات‌ جديد و تسريع‌ فرآيند بهره‌برداري؛
O تهية‌ تجهيزات‌ سرمايه‌اي‌ مورد نياز و توسعه‌ فرآيندهاي‌ توليد براي‌ تضمين‌ پايين‌ بودن‌ هزينه‌هاي‌ توليد؛
O برخورداري‌ از يك‌ فرآيند كارآ و زمان‌بندي‌شدة‌ بهره‌برداري‌ و مهندسي.
‌با فرض‌ اين‌ كه‌ هيچ‌ احتمال‌ خطر فني‌ وجود نداشته‌ باشد، احتمال‌ خطر موجود تماماً‌ تجارتي‌ است‌ و در صورتي‌ كه‌ فرآيند مورد نظر كاملاً‌ مطابق‌ با نيازهاي‌ بازار باشد، مي‌تواند كاهش‌ يابد. بنابراين، بازاريابي‌ نيازهاي‌ بازار را، كه‌ پاسخ‌ به‌ آنها هدف‌ شركت‌ است، تعريف‌ مي‌كند، در حالي‌ كه‌ تحقيق‌ و توسعه، بهترين‌ پاسخ‌ فناورانه‌ به‌ چنين‌ نيازهايي‌ را تعيين‌ مي‌كند.
سازمان‌ 
‌تفاوت‌ شديدي‌ مابين‌ ماهيت‌ فعاليت‌ كاوشي‌ و بهره‌برداري‌ از توانمنديهاي‌ فناورانه‌ وجود دارد. معمولاً‌ فعاليتهاي‌ كاوشي‌ از فعاليتهاي‌ بهره‌برداري‌ تفكيك‌ مي‌گردند. هستة‌ فعاليت‌ تحقيق‌ و توسعه، شامل‌ مرحلة‌ بهره‌برداري‌ است‌ كه‌ در آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري‌ اجرا مي‌شود. اين‌ هستة‌ مركزي‌ شامل‌ طراحي‌ محصولات‌ جديد در جايي‌ است‌ كه‌ فناوريهاي‌ جديداً‌ به‌ اثبات‌ رسيده‌ و در دسترس، به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند و هم‌چنين‌ شامل‌ فرآيند توليد مرتبط‌ است. آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري، بيشتر امور تحقيق‌ و توسعه‌ را اجرا مي‌كنند (آنها به‌ طور ميانگين‌ ۹۵ درصد از كل‌ هزينه‌ها را پوشش‌ مي‌دهند).
‌از آن‌ جايي‌ كه‌ كاهش‌ پيچيدگي‌ تغييرات‌ فناوري‌ سبب‌ كاهش‌ تعداد حوزه‌هاي‌ فناوري‌ كه‌ بايد تحت‌ نظارت‌ قرار گيرند، مي‌شود و هم‌ چنين‌ نياز به‌ دسترسي‌ به‌ منابع‌ خارجي‌ دانش‌ را كم‌ مي‌كند، فعاليتهاي‌ آزمايشي‌ گرايش‌ دارند كه‌ در آزمايشگاه‌ها و۸Cوري‌ وجود ندارد. واحدهاي‌ آزمايش، وروديهاي‌ كلي‌ را براي‌ آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري‌ تدارك‌ مي‌بينند. بنابراين، آزمايش‌ كاملاً‌ مستقل‌ از نتايج‌ حاصله‌ از آزمايشها است‌ و نيازي‌ به‌ ادغام‌ ندارد.
الگوي‌ علمي‌ 
مديريت‌ راهبردي: صنايع‌ علمي‌ بايد با خطرات‌ بزرگي‌ در زمينة‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ مواجه‌ شوند. فعاليت‌ آزمايشي‌ شديداً‌ اتفاقي‌ است، حال‌ آنكه‌ هدف‌ مرحلة‌ بهره‌برداري، نمايش‌ جنبه‌هاي‌ مثبت‌ يافته‌هاي‌ جديدي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ تعدادي‌ آزمونهاي‌ علمي‌ به‌ اثبات‌ رسيده‌ باشند. اجراي‌ برنامه‌هاي‌ متعدد تحقيق‌ و توسعه‌ تا سر حد امكان، ضروري‌ است‌ تا خطر مرتبط‌ با اين‌ فرآيند كاهش‌ يابد. اين‌ توانايي‌ خط‌ تحقيق‌ و توسعه‌ براي‌ ايجاد نوآوريها است‌ كه‌ راهبرد توليد شركت‌ را تعيين‌ مي‌كند. به‌ عبارت‌ ديگر، راهبرد يك‌ شركت‌ به‌ برونداد تحقيق‌ و توسعه‌ آن‌ بستگي‌ دارد. نتيجة‌ طبيعي‌ ماهيت‌ اين‌ فرآيند، اين‌ است‌ كه‌ مبناي‌ ايجاد مزيت، معرفت‌ علمي‌ و فني‌ است. البته‌ زمان‌بندي‌ نيز حايز اهميت‌ است، زيرا هر چه‌ فرآيند بهره‌برداري‌ سريع‌تر باشد، موقعيتهاي‌ بهره‌برداري‌ بيشتر خواهند بود.
‌تعيين‌ مجموعة‌ متناسبي‌ از طرحهايي‌ كه‌ بايد به‌ انجام‌ برسند، فرآيندي‌ پيچيده‌ است. تصميمها با استفاده‌ از تكنيكهايي‌ اتخاذ مي‌شوند كه‌ به‌ يافتن‌ مجموعه‌اي‌ از طرحها كمك‌ شود كه‌ به‌ طور صحيح‌ بين‌ خطرها و امتيازها تعادل‌ حاصل‌ مي‌كنند. معمولاً‌ تكنيك‌هاي‌ سنتي‌DCF براي‌ ارزيابي‌ خوب‌ بودن‌ يك‌ طرح، مناسب‌ نيستند.
‌براي‌ اين‌ كار، تكنيك‌هاي‌ كيفي‌ نظير نظارت‌ بر فهرستها (چك‌ ليست‌ها) مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند. مي‌توان‌ طرحهايي‌ را كه‌ در مرحلة‌ بهره‌برداري‌ قرار دارند، با استفاده‌ از تكنيك‌هاي‌ اصلاح‌ شدة‌DCF ارزيابي‌ كرد. با وجود اين، هم‌ در مرحله‌ آزمايش‌ و هم‌ در مرحله‌ بهره‌برداري، احتمال‌ خطر، عامل‌ مهمي‌ در انتخاب‌ طرحها محسوب‌ مي‌شوند و شركتها عموماً‌ از روشهاي‌ معتبر و دقيقي‌ براي‌ تعيين‌ آن‌ استفاده‌ مي‌كنند. 
سازمان: تمايل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه، در يك‌ بخش‌ نگاه‌ داشته‌ شوند. تحقيق‌ و توسعه‌ معمولاً‌ در سطح‌ شركتي‌ انجام‌ مي‌شود و به‌ عنوان‌ يك‌ كار مهم‌ كه‌ در مسيري‌ كاملاً‌ مجزا از بقية‌ سازمان‌ عمل‌ مي‌كند، مورد نظر قرار مي‌گيرد. در شركتهاي‌ شيميايي، مواردي‌ وجود دارند كه‌ اين‌ فعاليتها به‌ طور كامل‌ در سطوح‌ واحد تجارتي‌ به‌ انجام‌ مي‌رسند، زيرا آنها به‌ طور ويژه‌ بر حوزة‌ علمي‌ مشخصي‌ كه‌ به‌ يك‌ واحد تجارتي‌ خاص‌ ارتباط‌ پيدا مي‌كند، متمركز مي‌شوند. در هر مورد، تمايز چشمگيري‌ با مديريت‌ تجارتي‌ وجود دارد. اخيراً‌ در برخي‌ شركتها (عمدتاً‌ در صنايع‌ دارو سازي)، سازمان‌ تحقيق‌ از سازمان‌ بهره‌برداري‌ تفكيك‌ شده‌ است.
  • بازدید : 65 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در شركت هاي صنعتي ايران فعاليت هاي تحقيق و توسعه (R&D) سابقه ي چنداني ندارد. در اين بررسي، تعدادي از واحدهاي صنعتي باسابقه و نسبتاً فعال انتخاب شده و كارايي شيوه هاي مختلف تحقيقات در آنها مورد تحليل قرار گرفته است. نتايج كلي نشان مي دهد كه ايجاد واحد مستقل تحقيق و توسعه (R&D) تا حدودي مورد توجه اين واحدها بوده ولي از همكاري تحقيقاتي دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي استقبال چنداني نمي شود. عوامل محدودكننده ي تحقيقات و ديدگاه هاي مديران ارشد صنايع در جهت بهبود امر تحقيقات از ديگر نكات قابل بحث اين بررسي است.
در شركت هاي صنعتي، تحقيق و توسعه (R&D) به عنوان بخشي از سرمايه براي تضمين قدرت رقابت فن آوري در بلندمدت محسوب مي شود. هدف از اجراي طرح هاي تحقيقاتي، افزايش عمر محصول و كاهش هزينه هاي توليد است. پيدايش R&D در صنايع به مفهوم امروزي آن به شروع قرن بيستم برمي گردد. البته خدمات مهندسي به منظور بهبود محصول و فرايندها با استفاده از تخصص مهندسان با تجربه ي شاغل در صنايع، سابقه ي طولاني تري دارد. تا قبل از سال ۱۹۰۰ تجربه ي تحقيق در صنعت براي بهره گيري از فن آوري در راستاي اهداف ويژه ي شركت ها سابقه ي چنداني نداشته است. در سال ۱۹۰۰ شركت جنرال الكتريك (GE) امريكا يك استاد جوان دانشگاه MIT به نام «ويليام آرويتني» را استخدام كرد تا هفته اي دو روز براي اين شركت تحقيق كند. ويتني استاديار شيمي مؤسسة فن آوري ماساچوست بود. مديريت GE بر آن بود تا موفقيت فن آوري شركت را با تأسيس يك آزمايشگاه تحقيقاتي تقويت نمايد. ويتني بعدها از MIT استعفا داد و مدير يكي از اولين آزمايشگاه هاي تحقيقاتي صنايع در دنيا شد.
اين رخداد يك الگوي نمونه محسوب مي شد كه دانشمند دانشگاهي تازه فارغ التحصيل وارد تحقيقات صنعتي شود و به اين ترتيب الگوي «فن آوري علمي» از طريق فرآيند تحقيقات صنعتي بنياد گذاشته شد.
شركت جوان GE در سال ۱۹۰۰ سازنده ي لامپ هاي الكتريكي بر مبناي اختراع اديسون بود. اين لامپ ها از يك رشته ي زغالي با مقاومت زياد ساخته مي شد كه با اختراعات بعدي از رده خارج شد. يكي از اين اختراعات ساخت لامپ درخشان توسط والتر نرنست، شيمي دان آلماني بود. لامپ ساخت او از يك رشته ي سراميكي ساخته مي شد كه در دماي بالاتري تشعشع مي نمود. پيشرفت بعدي ساخت لامپ بخار جيوه توسط پيتر كوير هيويت امريكايي بود. در آن زمان GE هنوز كاري براي لامپ هاي جايگزين نكرده بود در حالي كه رقيب اصلي يعني جرج وستينگهاوس از كوپر هيويت پشتيباني مي كرد و حق امتياز لامپ نرنست را هم به دست آورده بود. بنابراين، براي كسب قدرت رقابت، مركز تحقيق و توسعه ي GE تأسيس شد.
وايز در خصوص اهميت تاريخي ويتني مي گويد: «شايد او اولين دانشمندي نباشد كه در صنايع امريكا حتي در جنرال الكتريك استخدام شده است. افتخار لامپ براي توماس اديسون و كار او همچنان باقي است. چون كار اديسون اختراع بود اما تلاش ويتني يك حركت پيشتازانه در صنعت امريكاست كه به دانشمند يك نقش و هويت جديد به نام پژوهشگر صنعتي اعطا نمود.»
به اين ترتيب بود كه اولين مراكز R&D در صنايع به وجود آمدند.
مؤسسات معروف ديگري پس از آن اقدام به ايجاد R&D نمودند، از قبيل:
بيرون از شركت راه مناسبي براي ارتقاء موقعيت فن آوري خواهد بود. نتيجه ي بررسي در خصوص عقد قرارداد تحقيقاتي با دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي، استفاده از خدمات محققان منفرد و ايجاد واحد تحقيقاتي با صنايع همگن در جدول شماره ي ۳ ارائه شده است.
مورد اقدام شده در جريان موافق نيست
قرارداد تحقيقاتي با دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي ۲۵ ۳۷
استفاده از خدمات محققان منفرد ۵۰ ۱۳ ۱۲
ايجاد مراكز تحقيقاتي صنايع همگن ۲۷ ۱۱
قرارداد تحقيق و توسعه با خارج از كشور ۱۲ ۵۷ ۱۷

به طور كلي، همكاري اين دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي در سطح مطلوبي قرار ندارند. شركت ها تمايل دارند با محققان منفرد كار بكنند و بر آن هستند تا از ديوانسالاري مرسوم سازمان هاي دولتي پرهيز نمايند. همكاري مشترك و عقد قرارداد تحقيقاتي با خارج از كشور به دليل وابستگي فن آورانه اكثر صنايع، همچنان داراي جاذبه است.
طرح هاي تحقيقاتي
تحقيقات نشان مي دهد كه شركت هاي صنعتي در دوره ي مورد بررسي به طور متوسط ۷۲ طرح تحقيقاتي داشته اند. رقم فوق با توجه به ظرفيت و توانايي تحقيقاتي شركت ها قابل توجه است. در مصاحبه با برخي از مديران اين واحدها مشخص شد كه تلقي يكساني از تعريف طرح تحقيقاتي وجود ندارد. به همين دليل بعضي از صنايع هر نوع فعاليت هرچند كوچك را كه براي بهبود وضع شركت انجام شده است در اين آمار منظور كرده اند. دامنه ي تغييرات تعداد طرح ها ۱۹۸ طرح است كه بين ۲ تا ۲۰۰ طرح در نوسان قرار دارد.
بر اساس بررسي به عمل آمده، مدت زمان لازم براي انجام دادن طرح هاي تحقيقاتي را، ۷۸ درصد از پاسخگويان كمتر از يكسال، ۱۸ درصد تا يكسال و ۴ درصد تا دو سال اعلام كرده اند. اگرچه سرعت در انجام دادن تحقيقات يك شاخص مثبت به حساب مي آيد، اما برداشت كلي حاكي از آن است كه فعاليت تحقيقاتي در جهت اجراي طرح هاي عمده و تعيين كننده جريان ندارد. تجربه ي واحدهاي تحقيق و توسعه در كشورهاي صنعتي نشان مي دهد كه متوسط زمان اجراي طرح هاي تحقيقاتي صنعتي كه منجر به فن آوري مي شوند ۳ سال است.
ميزان اعتباري كه از فروش ساليانه ي اين شركت ها صرف تحقيق و توسعه مي شود به طور متوسط ۵/۲ درصد است. اين نسبت براي فعاليت تحقيقاتي مطلوب ۵ درصد تعيين شده است. البته، شركت هاي موفق و پيشتاز در امر فن آوري در بعضي دوره ها تا ۲۰ درصد فروش در تحقيق و توسعه سرمايه گذاري نموده اند.
تحقيقات انجام گرفته از سوي واحدهاي صنعتي، در زمينه ي اصلاح محصول و فرايند توليد موجود و طراحي محصول و فرايند جديد صورت گرفته است. تعداد كمتري از طرح هاي تحقيقاتي نيز در زمينه ي مهندسي معكوس و نوآوري در فن آوري هاي قبلي بوده است.
نحوه ي همكاري و ارتباط صنعت با دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي
بيشترين ارتباط صنايع با دانشگاه، كه شكل دايمي و منظم پيدا كرده، برنامه ي كارآموزي تابستاني دانشجويان در واحدهاي صنعتي است.
از بين شركت هاي بررسي شده ۱۲ درصد داراي طرح هاي مشترك با دانشگاه ها يا مراكز تحقيقاتي دولتي هستند. حدود ۳۸ درصد گاهي ارتباط داشته اند و ۵۰ درصد هيچ ارتباط تحقيقاتي با اين مراكز نداشته اند. در زمينه ي به كارگيري كادر تحقيقاتي از دانشگاه ها يا مراكز تحقيقاتي ۸ درصد اقدام كرده اند، ۱۷ درصد به صورت موردي كادر تحقيقاتي را دعوت به كار مي كنند و بقيه استفاده اي در اين مورد نداشته اند.
با توجه به ضعف امكانات پژوهشي در صنعت، استفاده از اين تجهيزات در مراكز دولتي و دانشگاه ها مفيد به نظر مي رسد. ۶۵ درصد از شركت هاي مورد بررسي از اين امكانات هر از چند گاهي در قبال پرداخت هزينه استفاده كرده اند.
از جمله شيوه هاي نزديكي دانشگاه و صنعت، مشاركت متخصصان صنعت در فعاليت هاي آموزشي است. اين شيوه در بعضي از كشورهاي در حال توسعه آثار مثبتي بر جاي گذاشته است. با توجه به ويژنگي هاي دانشگاه هاي ايران اين شيوه در كشور ما مرسوم نيست. دانشگاه ها از امكانات و تجهيزات موجود در صنايع كه بعضاً منحصر به فرد هستند، براي امور تحقيقاتي يا آموزش دانشجويان استفاده مي نمايند. حدود ۴۸ درصد از صنايع به اين نوع ارتباط به صورت موردي پاسخ مثبت داده اند. در همين خصوص، حدود ۳۸ درصد به همكاري هاي نامنظم اقدام نموده اند و مابقي فعاليت خاصي نداشته اند.
ضرورت انجام دادن فعاليت تحقيق و توسعه در صنايع
در بررسي دلايل عمده براي تحقيقات صنعتي به عوامل مختلفي اشاره شده است. راه هاي تحقق اين عوامل را در درجه ي اول تحقيقات توسط خود شركت، در مرحله ي بعد استفاده از همكاري دانشگاه و مراكز تحقيقاتي و در نهايت خريد خدمات و دانش فني خارجي دانسته اند. موضوعاتي كه به عنوان اهداف R&D شناخته شده به ترتيب زير اولويت بندي مي شود:
۱- بهبود كيفيت محصول
۲- طراحي محصولات جديد
۳- بهينه سازي فرايند و روش توليد
۴- كسب سطوح قابل پذيرش ملي و بين المللي
۵- افزايش توانايي علمي و فني در شركت
۶- كاهش ضايعات
۷- جايگزيني مواد اوليه ي خارجي
۸- جذب فن آوري هاي وارده به كشور
۹- ايجاد خودكاري و افزايش ظرفيت توليد
۱۰- نوسازي تجهيزات و تكنيك هاي خط توليد
۱۱- سازگار نمودن تجهيزات و روش توليد با مواد و تركيبات جديد
۱۲- بازيافت ضايعات
۱۳- كاهش مصرف مواد و قطعات
۱۴- جبران محدوديت هاي قانوني و ارزي براي استفاده از خدمات خارجيان
۱۵- حفظ برتري در بازار و رقابت با ساير توليد كننده ها
۱۶- كاهش هزينه هاي توليد
۱۷- نياز به دانش فني براي توليد محصولات جديد
۱۸- اطلاعات فني و تجاري از بازارهاي داخلي و خارجي
۱۹- افزايش سطح بهره وري و كارايي
۲۰- نمونه سازي و توليد نيمه صنعتي محصول جديد
۲۱- كاهش قيمت فروش محصول
۲۲- بهبود سيستم دفع فاضلاب
۲۳- عمل نكردن تعهدات طرف خارجي قرارداد فن آوري
عوامل محدود كننده ي تحقيق و توسعه در صنعت
عوامل عمده اي كه موجب عدم تمايل شركت ها به سرمايه گذاري در تحقيقات و يا كاهش اين فعاليت ها در شركت و يا توسط تحقيقات قراردادي مي شود به قرار زير است.
۱- مشكلات اقتصادي شركت هاي صنعتي
۲- عدم ثبات سياست هاي اقتصادي و اجتماعي
۳- عدم توانايي در استفاده از مهارت هاي داخلي شركت
۴- نبود ارتباط با مراكز تحقيقاتي داخلي
۵- بي اعتمادي به توانايي مراكز تحقيقاتي و دانشگاه ها
۶- عدم امكان تجاري كردن نتايج تحقيقات دانشگاهي
۷- مديريت شركت
۸- ساختار مالكيت شركت
۹- عدم وجود فشار رقيب
۱۰- كمبود بودجه براي تحقيق و توسعه
۱۱- نبود ساز و كارهاي تشويقي
۱۲- پرهزينه و كم نتيجه بودن تحقيقات
۱۳- فقدان فرهنگ تحقيق و توسعه
۱۴- ديوانسالاري و مشكلات ارتباط با دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي
تقريباً تمامي شركت ها معتقدند كه سياست هاي تعديل اقتصادي موجب توجه و تمايل صنايع به تحقيق و توسعه شده است. ميزان تأثير عوامل مورد نظر، از ديدگاه شركت هاي مورد بررسي در جدول شماره ي ۴ ارائه شده است.
عوامل زياد كم هيچ
گراني فن آوري و مواد خارجي ۸۴ ۱۶
مشكلات و موانع خريد خارجي ۹۵ ۵
عدم همكاري طرف خارجي در فروش فن آوري ۲۰ ۸۰
كفايت و توانايي مؤسسات تحقيق و توسعه ي كشور ۳۵ ۶۵
توجه به تحقيق و توسعه به عنوان سرمايه گذاري ۶۸ ۳۲
افزايش رقابت در بازار ۷۲ ۲۸

ديدگاه مديران صنايع در زمينه ي توسعه ي فن آوري
با توجه به تحولات جهاني در آستانه ي قرن بيست و يكم و حركت به سمت يكپارچگي اقتصادي، نياز به توجه و سرمايه گذاري بيشتر در زمينه ي تحقيق و توسعه محسوس است. از آنجا كه ممكن است در آينده ايران به معاهده ي تجارت بين المللي ملحق شود، ضروري است از هم اكنون برنامه ريزي هاي عمده اي صورت گيرد. پيشنهادهاي اساسي در اين زمينه به شرح زير است:
۱- سرمايه گذاري در صنايع فن آوري بر و ارتقاء فن آوري صنايع موجود.
۲- توسعه ي استانداردهاي ملي و به كارگيري سيستم هاي تضمين كيفيت در واحدهاي توليدي
۳- افزايش سطح آموزش هاي فني و آموزش كيفيت در كل نظام
۴- تلاش در جهت كاهش قيمت تمام شده ي محصول
۵- به كارگيري روش هاي نوين مديريت و مهندسي صنايع
ديدگاه مديران صنايع مورد مطالعه ي اين تحقيق در زمينه ي هماهنگي و استفاده ي بهينه از امكانات و نيروهاي تحقيقاتي كشور در جهت توسعه ي صنايع به شرح موارد زير است:
۱- ايجاد مراكز تحقيقات ملي در تخصص هاي مورد نياز كشور و سازماندهي محققان در اين مراكز با هدف ارايه ي خدمات به صنايع.
۲- اولويت بندي موضوع هاي تحقيقاتي در صنايع.
۳- ايجاد مجتمع هاي ملي تحقيق و فن آوري و پارك هاي علوم و فن آوري با مشاركت دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي و صنايع به منظور تلفيق دانش بنيادي با نيازهاي كاربردي.
۴- فراهم كردن امكان حضور استادان دانشگاه در صنعت به مدت حداقل يك سال در قالب فرصت هاي مطالعاتي و غيره
ايجاد فرهنگ تحقيق و توسعه در صنايع، مشخص شدن راهبرد تحقيق و توسعه در كل صنعت، اشاعه ي فرهنگ تحقيق و توسعه از طريق برگزاري گردهمايي ها و دوره هاي آموزشي، تشريح منافع و مزيت هاي سرمايه گذاري در تحقيقات، اعمال سياست هاي تشويقي در ايجاد واحدهاي تحقيق و توسعه و حذف محدوديت هاي قانوني براي ترغيب صنايع در انجام دادن تحقيقات و حمايت دولت در شرايط بحران اقتصادي از پيشنهادهاي ديگر مديران صنايع مورد مطالعه است.
نتيجه گيري و جمع بندي
تحقيق و توسعه در صنايع و بخش خصوصي كشور تاكنون موقعيت شايسته اي نيافته است. با هدف بهبود شرايط فعلي R&D برخي پيشنهادها به شرح زير ارائه مي شود:
۱- توسعه نيافتگي تحقيق و توسعه ي صنعتي ناشي از وضعيت سنتي صنايع در ايران، عدم فشار رقابت و نظام عرضه و تقاضاي منطقي، نداشتن نقش در درآمد ملي ناشي از صادرات و فزوني تقاضاي داخلي است. با اعمال سياست هاي تعديل اقتصادي، توجه صنايع به تحقيق و توسعه جلب شد. با اين حال فراز و نشيب در سياست هاي پولي و ارزي كشور، موجب بي ثباتي در سرمايه گذاري هاي صنعتي و در نتيجه فعاليت هاي R&D گرديده است. براي اين منظور، ضروري است دولت با اعمال سياست هاي مناسب و تشويقي صنايع را به ايفاي نقش در اين طريق هدايت نمايد.

عتیقه زیرخاکی گنج