• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
جولاي ۲۰۰۶ – سالها قبل Kaching يك دفتر ثبت نقدي كه از نظر شناسايي زمان درآمد مناسب بود علامتگذاري و مشخص نمود. با ورود تراشه‌هاي تشخيص فركانس راديويي (RFID) شناخت درآمد در آينده ممكن است تنها با يك بيپ Beep صورت گيرد. 
پيشرفت در تكنولوژي، مانند تراشه‌هاي RFID بوسيله FASB در چارچوب مفهومي مشخص شده بود. در بيانيه شماره ۵ حسابداري مالي «شناخت و اندازه گيري در صورتهاي مالي واحدهاي تجاري» آمده كه «شناخت ضوابط و رهنمودها در اين بيانيه بطور كلي بر پايه رويه‌هاي جاري و بدون توجه تغييرات اصلاحي است. بسته آنها نبايستي از امكان انجام تغييرات آينده به عنوان رويه معمول بهره ببرند. FASB قصد دارد تغييرات بعدي كه بصورت تدريجي اتفاق مي‌افتد راه تكاملي براي تغييرات مشخص شده قبلي شود. 
ديدگاه FASB در مورد تغييرات «تدريجي – تكاملي» در مورد بعضي زمانها نظير توليد كامپيوترهاي شخصي IBM نوشته شده است. چه چيزي بررسي گرديده كه زمان مانند تكامل تغيير مي‌كند و امروز به شكل فضاي مارپيچي نور پيدا كرده است. شناخت درآمد ممكن است در جهان امروزه منتظر حركت و تغيير به صورت سريع باشد. 
تراشه‌هاي RFID 
اين تراشه‌ها انتقال دهنده‌هاي ذره‌اي هستند كه در يك زمان بسيار كوتاه داده‌ها را منتشر نمايند به نوعي تنها در عرض چند فوت چنانچه يك تراشه يك قسمت مخصوص خواننده را عبور مي‌دهد. اطلاعات روي تراشه ثبت شده و به يك كامپيوتر انتقال پيدا مي‌كند. در حالي كه مي‌تواند موارد ديگري نظير مكان تراشه، و ماهيت اقلامي كه به آن ضميمه شده يا به عبارت ديگر به آن الصاق گرديده را منتقل نمايند. تراشه‌هاي RFID يك مزيت نسبت به بار كد دارند و آن اينكه باركد به آساني صدمه ديده و از كار مي‌افتد. 
در سال ۲۰۰۴، فروشگاههاي وال مارت اعلام كرد كه با همكاري هشت فروشنده بزرگ اقدام به تست تراشه‌هاي RFID در تعداد محدودي از امكانات خود نموده است. شركت براي رهايي از نسبت آن به عنوان «دوران جديد در مديريت زنجيره ملزومات» فشار مي‌آورد. بر طبق گفته وال مارت تكنولوژي تراشه‌هاي RFID يك خرده فروش را قادر مي‌سازد تا موارد شخصي از يك محصول را تعيين كند مثل تاريخ انقضا و ساير داده‌هاي مهم در مورد هر واحد محصول (بار كد به خرده فروش اجازه مي‌دهد تا اطلاعات را در مورد يك محصول بداند نه در مورد يك واحد آن) اين تراشه‌ها همچنين قادر به تعيين چندين نوع متفاوت محصول در يك پالت حمل كالا هستند. 
يك پالت در حال رسيدن از يك مركزتوزيع مي‌تواند بطور اتوماتيك خوانده شود همچنانكه از وسيله نقليه تحويل دهنده انتقال يافت. جعبه‌هاي تكي بر روي پالتها پس از بيان مركز توزيع حركت داده مي‌شود و دوباره نوع آن تعيين ميشود و سپس آنها بارگيري شده و جهت حمل به بازارهاي خرده فروشي آماده ميشوند. نهايتاً، سطح موجوديهاي فروشگاه بطور اتوماتيك به روز مي‌شود. 
وال مارت اولين تمركز براي بر چسب زدن پالتها و موارد فروش را انتخاب نمود. به عنوان يك آزمايش اساسي اين تراشه‌ها در بسته‌هاي مصرف تكي به خوبي جواب دادند. چنانكه حركت يك محصول مي‌تواند توسط قسمت تحويل و فروش مشاهده شود. و برداشت محصول توسط مشتري نيز نمايان است. البته احتمالا يك سيستم مشخص كننده محصول در فروشگاه جهت فروش و روشهاي جديد كنترل داخلي نيز بايستي وجود داشته باشد. 
مثالي از تأخير شناخت درآمد
در تكنولوژي‌هاي زير تراشه‌ها، گزارش سالانه ۲۰۰۱ MTI، بحثي در مورد شناخت درآمد قابل اثبات كاربردي در مورد كميسيون بورس اوراق بهادار پديد آورد بخش اول اين گزارش در مورد شناخت درآمد بدين شرح است كه در مورد وضعيتي است كه توزيع كنندگان داراي حق برگشت كالا هستند. 
هنگامي كه توزيع كنندگان داراي حق برگشت كالا و حق حفاظتي قيمت هستند. شركت تاصلي بايستي تا فروش كالا توسط توزيع كننده به مشتري نهايي، شناخت درآمد را به تاخير انداز. به محض انتقال كالا توسط شركت اصلي به توزيع كننده داراي حق برگشت كالا و حفاظت قيمت حسابي تحت حسابهاي دريافتي ايجاد مي‌شود. و مقدار كالا از حساب موجودي‌ها خارج مي‌شود، فروش معوق شده و حاشيه سود تحت يك بدهي جاري انعكاس مي‌يابد تا وقتي كه كالا توسط توزيع كننده به مشتريانش فروخته شود بر مبناي اين تشريح روش، ثبت روزنامه اين رويداد مي‌تواند نمايش داده شود. 
فروش MTI به توزيع كنندگان داراي حق بازگشت كالا بود و مبناي شناخت درآمد بر اساس گزارشهاي رسيده از توزيع كنندگان در مورد فروش نهايي كالا به مشتريان جهت استفاده بود. بنابراين عنوان زماني كه محصول از فروشنده به خريدار منتقل مي‌شود همراه با مزايا و مخاطرات محصول چندان مشخص نيست و تأخير در شناخت درآمد نيز چندان دقيق نيست. بعلاوه جمع حسابهاي دريافتي ايجاد شده توسط فروشندگان مطابق با بستانكاران معمولي واحد تجاري بدون توجه به تاريخ تأخير شناخت درآمد توسط كارخانه است. 
در مورد اينكه چه زماني كالاي توليدي در كارخانه تحويل توزيع كننده شده ابهام وجود دارد مخصوصاً چه زماني مي‌تواند و يا بايستي بهاي كالا را به كارخانه توليد كننده پرداخت نمايد؟ به نظر مي‌رسد كه يك مفهوم تحت گزارش براي كارخانه‌ها وجود دارد و بنابراين بر اساس آن تاخير در شناخت درآمد توسط توليد كننده صورت مي‌گيرد. در وضعيتي مشابه، توليد كننده قادر به كسب سود ناشي از شناخت درآمد زيادي شود به شرطي كه تراشه‌هاي RFID به محصولاتش الحاق شده و آنها پيامي را به توليد كننده ارسال كنند، البته بايستي يك طرح منبع جهت اتصال توليد كننده و توزيع كننده (يك سيستم) پايه گذاري شود، (سيستم ERP) كه به محض اينكه فرآيند فروش به مشتري كامل شد علائمي ارسال كند. اين علائم حاوي اطلاعاتي براي توليد كننده است مثلاً تاريخ فروش، محصول توليدي، تعداد محصول و حتي شماره سريال آن قلم محصول 
اين انتقال اتوماتيك اطلاعات مي‌تواند روش تماس توزيع كننده با توليد كننده و دادن اطلاعات در مورد فروش محصول را منتفي نمايد. فرآيند تماس مي‌تواند برنامه ريزي شود تا محدود به خواندن اطلاعات از تراشه‌هاي نصب شده به محصولات باشد (شامل مشخصات محصول، تعداد محصول، شماره سريال، و تعداد) و با اطلاعات بدست آمده در نقطه فروش تركيب شود (تاريخ فروش) 
دستيابي به اطلاعات توزيع كننده در ارتباط با فروش كاملا امكان پذير است بدين صورت  كه توليد كننده بايستي پورتاي از سيستم ERP توزيع كننده در اختيار داشته باشد. اين پورتال محدود توليد كننده را قادر مي‌سازد در زمان واقعي، اطلاعاتي را در مورد زمان فروش هر كدام از محصولات توليدي‌اش دريافت كند. به محض دريافت اطلاعات فروش سيستم ERP توليد كننده مي‌تواند ثبت روزنامه فروش را انجام دهد. بهاي تمام شده كالاي فروش رفته و سود معوق فروش بدهكار مي‌شود و درآمد بستانكار مي‌شود. 

«شناخت درآمد تحت GAAP» 
در پاراگراف ۸۳ از بيانيه شماره ۵ GAAP آمده كه درآمد نمي‌تواند شناسايي شود تا وقتي كه درآمد هم دست يافتني يا قابل تحقق باشد و كسب شده باشد. رهنمودهاي زيادي توسط كميته حسابدار در اين مورد منتشر گرديده است. هيئت اصول حسابداري AICPA، همچنين FASB و كميسيون بورس اوراق بهادار هر يك بيانيه‌هايي دارند. 
«نظر كميسيون بورس اوراق بهادار در مورد شناخت درآمد»
در واكنش به گزارش COSO در سال ۱۹۹۹، كميسيون بورس بيانيه ۱۰۱ خود را تحت عنوان «شناخت درآمد در صورتهاي مالي» انتشار داد. در اين بوستون كارشناسان با بكارگيري اصول شخصي در شناخت درآمد آن را محدود ساختند. ۱۰۱ SAB سريعا به دو بخش B , A تفكيك شد. در حاليكه الزام كميسيون براي لازم الاجرا بودن اين بيانيه  براي انجام مطالعات بيشتر به تأخير مي‌افتاد. دو مورد تأخير دهنده براي ثبت كنندگان ضروري بود. و آن پيشنهاد كرد كه رهنمودهايي پيرامون رويه‌هاي جاري بوسيله شركتها بررسي مي‌گردد. بررسي‌هاي كميسيون بطور همزمان رويه‌هاي جاري را براي بسياري از شركتها مناسب نمي‌ديد. 
در زير تعدادي از بيانيه‌هاي كميسيون مربوط به شناخت درآمد مشخص گرديده است. 
«فروش اماني» 
در ۱۰۱ SAB قسمت دوم، كميسيون مثالي در اين زمينه آورده است. فرض كنيد بين شركت Z و مشتري A موافقتنامه‌اي موجود است. تحت اين موافقتنامه، Z محصولاتش را در اختيار A قرار مي‌دهد تا در فرآيند توليد استفاده كنديا مصرف نمايد. محصول به عنوان كالاي اماني انتقال مي‌يابد. پس هنگامي اين محصول فروش يافته است كه توسط A هدف شود. كارشناسان كميسيون تحت بررسيهاي خود دريافتند كه شناخت درآمد تا مصرف محصول و عنوان انتقال چندان مناسب نيست. 
كميسيون بورس همچنان طي اعلاميه‌اي عنوان كرد در برخي موارد زمان واقعي انتقال حق نمي‌تواند مبناي شناخت درآمد باشد. طبق گفته كارشناسان كميسيون وجود يك يا چند اتفاق آتي مي‌تواند سبب تأخير در شناخت درآمد باشد رويدادهاي آتي عبارتند از : 
خريدار داراي حق برگشت كالا و تاخير در پرداخت را دارد و يا نوعاً موافقتنامه‌هاي فروش وجود دارد. 
فروشنده ملزم به خريد كالا از فروشنده به قيمت شخصي است كه اين قيمت شامل هزينه‌هاي نگهداري آن توسط خريدار مثل هزينه بهره مي‌باشد. 
فروشنده حداقل قيمت باز خريد را ضمانت مي‌كند. 
كالا جهت ظاهر سازي تحويل شده باشد. 
اين بيانيه مي‌گويد كه موارد آمده در بالا كامل نيست و تهيه صورتهاي مالي نيازمند كاربرد قضاوت حرفه‌اي تعيين مفهوم رويداد است كه آيا فروش است يا اماني (يا ساير معاملات مشابه) و شناخت فوري درآمد مناسبات نيست. 
«ساير فاكتورهاي موثر بر توانايي تخمين برگشت كالا»
در قسمت ۹ بيانيه ۱۰۱ فاكتورهاي اضافي كه مي‌توانند در زمان شناخت درآمد تاثير داشته باشند (در موارد حق برگشت كالا) وجود دارد. 
اولاً : بيانيه ۱۰۱ بحثي را در مورد وجود موجودي اضافي درشبكه توزيع تحت عنوان «شبكه‌هاي انباشته» مطرح مي‌كند. در بعضي موارد يك شركت مي‌تواند تاثير يا قدرت اجبار بر مشتريان را داشته باشد تا آنها بيشتر از ظرفيت عادي خود خريد كنند. مشتري ممكن است خود را اغلب به خريد اضافي جهت كاهش خريدهاي آتي يا بازگرداندن كالاي اضافي در تاريخ‌هاي آتي باشد. 
كالاي اضافي ممكن است در انبارها چند گانه فروشگاههاي خرده فروشي باشد و باعث بوجود آمدن مشكلاتي براي فروشندگان (و براي حسابرسان آنها) جهت تعيين مقدار كالاي اضافي شود. 
بيانيه SAB در مورد ساير عوامل موثر بر توانايي شركت براي تخمين برگشت از فروش بحث مي‌كند. اين بحثها شامل توليد محصول جديد، كاربرد تكنولوژيهاي برتر در توليد محصولات موجود و محصولات رقابتي است. ساير موارد تاثير گذار خارج از تمركز اوليه اين مقاله است.
«شناخت درآمد و شبكه انباشته»
كاربرد تراشه‌هاي RFID ممكن است بيانيه شناخت درآمد فوق الذكر را حل كند. (در دو مورد كالاي اماني و كالاي با حق برگشت) اين تراشه‌ها براي فروشندگان اطلاعاتي درباره وضعيت جاري آنها بوجود مي‌آورد (مثل اينكه آيا هنوز اين كالاها موجودند يا به مشتري نهايي فروخته شده‌اند) 
درسالهاي ۱۹۹۰ نمونه‌هاي فراواني از سوء استفاده از شناخت درآمد رخ داده كه باعث خسارت ديدن سهامداران گرديده است. كمپاني لونست يكي از اين نمونه‌هاست. بر طبق منابع آگاه از وضعيت اين شركت  (مجله‌ وال استريت) كمپاني لونست تحت فشار زيادي در سال ۲۰۰۰ بور تا رشد فروش خود را در طول اين سالها دو رقمي كند. با اين حال شركت نتوانسته بود اين امر را محقق سازد. هنگامي كه در حال آشكار شدن بود كه   فروش كمتر از برآوردهاي منتشر بود لونست تخفيف به مشتريان، حسابهاي اعتباري و ساير مشوق‌هاي تقويت كننده فروش ۲۵% را افزايش داد. نتيجه‌ اين بود كه فروش دختري شركت براي كالاها براي مشتريان نبود بلكه در شبكه توزيع انباشته شده بود از اين رويداد معمولاً به نام «شبكه‌هاي انباشته» ياد مي‌شود. 
طرز عمل شركت كوكاكولا در سال ۱۹۹۹ نيز نمونه‌اي ديگر در اين زمينه است. كه ضريب منظم كوكاكولا براي اين ادعاي كميسيون بورس بود كه شركتها با استفاده از شبكه‌هاي انباشته سود اضافي گزارش مي‌كنند. در گزارشهاي كوكاكولا به كميسيون مواردي از افزايش فروش در ژاپن ملاحظه مي‌شد كه اين افزايش در دوره‌اي بود كه روند جهاني به سرعت در حال تقليل بود. 
در سال ۱۹۸۸ فروپاشي اقتصادي در چندين فروشگاه در حال كاهش نرخ بودند. بر طبق گزارش كميسيون در سال ۱۹۹۹ موجودي بطريهاي در جريان در ژاپن رشد ۶۰% داشته‌اند در حالي كه در مقايسه با آن رشد نوشيدن نوشابه تنها ۱۱% بود. اهرم تعديل كننده‌اي كه با فشار بر موجودي بطري‌ها باعث شده بود سود اعلامي نشريه وال استريت از كوكاكولا از ۸ واحد به ۱۲ واحد برسد. 
اين نحوه عمل كوكاكولا در ژاپن و شبكه انباشته‌ي بزرگشان باعث رشد بالاي ۲۵% درسال ۱۹۹۹ منجر شد كه درآمد كلي را به ۲۰۸ ميليون و افزايش در عايدات شركت را براي هر سهم به اندازه ۲% دلار در پي داشت. مديران شركت با خريد نوشابه غير نياز به منظور تشويق خريدهاي اعتباري و بدست آوردن رابطه خوب توزيع كننده با كوكاكولا را تخمين نمودند. 
مجله وال استريت در مورد شبكة انباشتة تفحص‌هاي جدي را نمايان كرد باعث پيرامون تضمين كاهش قيمت ازطرف توليد كنندگان به توزيع كنندگان و خرده فروشان مقاله جان ايدل كه رئيس اجرائي طرح روش شركت مايكل كورس بود موردي را گفت اينكه برخي مالكان فروشگاههاي همگاني به منظور نشان دادن رشد درآمد مايل به خريد بيشتر هستند. در حالي كه تضمين كاهش قيمت زياد به فروشندگان داده شده است. 
قول تضمين كاهش قيمت، مشوقي براي شبكه انباشته است. اما قدرت و نيروي مقاله آن بود كه توليد كنندگان  از خرده فروشاني كه گزارش كاهش قيمت، را قبل از فروش كالاها به مشتريان اعلام مي‌كردند سپاسگزار بود. در واقع مقاله در پي اوج گرفتن به صورت يك دعوي دادگاهي در مورد ساكس بود. تقاضا و گرفتن استنباط مهم و بستانكاراني از اين كاهش قيمت موجود بي خبر بودند موجب اين دعوي بين طراحان و ساكس شد. 
مقاله از آقاي كنستانتين رئيس حقوقي Cannon و يكي ديگر از رؤساي نيويورك نقل قول مي‌كند كه بعضي توافقات مي‌تواند يك حق غير قانوني را در زماني كه خرده فروشان بي اطلاع از اوضاع كاهش قيمت وجود دارند براي آنها بوجود آورد. براي مثال اگر يك شركت از يك فروشنده در مورد كاهش قيمت رخ داده در خريدهاي كه فروش نرفته‌اند بپرسد، يا اگر شركت حجم خريدهايش را متورم كند آن كاهش قيمت غير قانوني است. 
تراشه‌هاي RFID شناخت درآمد 
اين تراشه‌ها راه حل مناسبي براي اثر افزايش قيمت يا ادعاي كاهش قيمت خرده فروشان ارائه مي‌دهد. رويه توليد كنندگان تضمين كننده به خرده فروشان اين است كه آنها سهمي از خريد كاهش يافته بر مبناي قيمت فروش را حذف مي‌كنند، چنانچه زمان قطعي تحويل كالا نامشخص باشد. حتي اگر خرده فروش در مورد كاهش قيمت خريد صادق باشد. آن عدم قطعيت مي‌تواند بر وضعيتي نظير حذف كاهش قيمت در موافقتنامه در بعضي گروههاي توافق تحت كالا مثل حق برگشت كالا موثر باشد. 
به عنوان مثال رفتار حسابداري بحث شده بايستي هر چه زودتر بهبود يابد و كاربرد تراشه‌هاي مزبور جهت فرستادن پيام كه كالا بالاخره در چه زماني فروش رفته مفيد است. 
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه  با پيشرفت در زمينه ساخت قطعات قابل برنامه ريزي در روشهاي طراحي  سخت افزار تكنولوژي V LSIجايگزين SSI شده است.رشد سريع الكترونيك سبب شده است تا امكان طراحي با مدارهاي مجتمعي فراهم شود كه درآنها استفاده از قابليت مدار مجتمع با تراكم بالا و كاربرد خاص نسبت به ساير كاربردهاي ان اهميت بيشتري دارد. از اينرواخيرا مدارهاي مجتمع با كاربرد خاص(  Integrated Circuit (Application  Specific به عنوان راه حل مناسبي مورد توجه قرار گرفته است(ASIC) وروشهاي متنوعي در توليداين تراشه ها پديدآمده است.در يك جمع بندي كلي مزاياي طراحي به روش A SIC عبارت است از :
كاهش ابعاد و حجم سيستم
كاهش هزينه و افزايش قابليت اطمينان سيستم كه اين امر ناشي ازآن است كه بخش بزرگي از يك طرح به داخل تراشه منتقل ميشود وسبب كاهش زمان ، هزينه مونتاژ راه اندازي ونگهداري طرح مي شود و در نتيجه قابليت اطمينان بالا ميرود.
اولين تراشه قابل برنامه ريزي كه به بازار عرضه شد ، حافظه هاي فقط خواندني برنامه پذير PROM)) بود كه خطوط آدرس به عنوان ورودي وخطوط داده به عنوان خروجي اين تراشه ها تلقي مي شد. PROM شامل  دسته اي از گيتهاي  AND ثابت شده(غير قابل برنامه ريزي ) كه به صورت رمز گشا بسته شده اند و نيز يك ارايه O R قابل برنامه ريزي  است.
از آنجايي كه PROM داراي قابليت هاي لازم براي پياده سازي مدارهاي منطقي نمي باشد، از اين تراشه ها بيشتر به عنوان حافظه هاي قابل برنامه ريزي استفاده مي شود.
اين قطعات داراي دو آرايه قابل برنامه  ريزي AND,OR هستند .در سال ۱۹۲۰ Philips, ساختار PLA  را به بازار عرضه كرد كه دواشكال ان  هزينه گران ساخت ان وسرعت كم آن بود.
شركت Memories   Monolitic  براي پوشش دادن اشكالات PLA ساختار آرايه قابل  برنامه ريزي منطقي PAL را به بازار عرضه كرد. PAL شامل  يك آرايه AND قابل برنامه ريزي و يك OR تثبيت شده است.
PALهاي استاندارد،آرايشهاي متفاوتي دارند كه هر يك از آنها توسط عددي يكتا مشخص مي شوند.اين عدد هميشه  با پيشوند PAL  شروع مي- شود .دو رقم بعدازPAL , تعداد وروديها را نشان مي دهد كه شامل خروجيهايي است كه به صورت ورودي به كار روند.حرف بعد از تعداد وروديها نوع خروجي را نشان مي دهد:
L  يعني فعال پايين,  H  يعني فعال بالا و  P يعني قابل برنامه ريزي .
يك يا دو عد د بعدي كه بعد از نوع خروجي قرار مي گيرد،تعداد خروجيهاست. به عنوان مثال PAL10L8  داراي ۱۰ ورودي و۸ خروجي فعال پايين است.
علاوه بر اين شماره  PALمي تواند  پسوند هايي براي تعيين سرعت ،نوع بسته بندي و حوزه حرارتي داشته باشد.
بعد از PAL، يكي از تراشه هاي منطقي قابل برنامه ريزي PLD(Programable Logic Device) كه در بسياري از كاربرد ها،جايگزين مدارهاي MSI,LSI  با عنوان  آرايه عمومي منطقي GAL)) به بازار عرضه شد.
GAL(Generic Array Logic) شامل آرايه اي قابل برنامه ريزي از گيت هاي AND است كه به گيتهاي  OR متصل شده است.
درGAL به جاي فيوزاز سلولهايي از نوع CMOS كه قابل پاك شدن  به صورت الكتريكي هستند (E2CMOS) هستند استفاده شده است.
GAL آرايشهاي متنوعي  دارد  كه هر يك توسط  شماره  يكتايي مشخص مي شود.اين شماره ،همواره با پيشوند GAL آغاز ميشود دو رقم اوليه كه بعد از پيشوند GAL مي آيد تعداد وروديها را نشان مي دهند كه  خروجيها يي كه ميتوانند به عنوان ورودي نيز به كار روند را در بر دارد.حرف V كه بعد از وروديها مي ايد،خروجي متغير و يك يا دو رقم بعد از آن، تعداد خروجيها را نشان مي دهد.
به عنوان مثال GAL1 6V 8 داراي ۱۶ ورودي و ۸ خروجي متغير است.
به همراه تراشه هاي قابل برنامه ريزي ASIC قابل ماسك MPGA(Masked Programmable Gate Array) نيز شروع به رشد كرد كه به صورت ارايه أي  از ترانزيستور هاي پيش ساخته هستند و براي پياده سازي مدارهاي منطقي ، در كارخانه هاي سازنده به يكديگر متصل مي شوند.ظرفيت آنها طي ده سال ، از  حدود هزار گيت به مرز چند ده هزار گيت رسيد.
پيشرفت در ابزار هاي طراحي  و نيز تراشه هاي قابل برنا مه ريزي منجر به عرضه FPGA شد.
امروزه FPGA ها از نظر تكنولوژي در زمره بزرگترين مدارهاي مجتمع موجود در بازار هستند.مثلا محصولات Altera  از سري FLEX10K با تكنولوژي نيم ميكرون ، حدود ده ميليون ترانزيستور را در گستره أي به ابعاد  1.8cmدر ۱٫۵ cmجاي داده اند.
گر چه اين محصولات  ظرفيتي  بيش از ۳۰۰۰۰۰ گيت و۳۰۰ پايه I/ /O  را به كاربر عرضه مي كند ولي با اين همه هنوز از تراشه هايي چون ۱ ۶V8  و نيز سري   74LS00استفاده فراواني به عمل مي ايد. با وجود اينكه مي توان ۷۰۰۰ نوع از تراشه  اخير در يك FPGA معمولي جاي داد.
بيشتر FPGA ها ي مورد استفاده ظرفيتي حدود ۸۰۰۰ گيت دارند .از       هاي بزرگتر براي ساخت نمونه هاي اوليه  به منظور پياده سازي نهايي  با MPGA ها استفاده مي گردد .
اين امكان نتيجه پيشرفت در نرم افزار هاي طراحي است كه ميتوانند مستقل از تراشه نهايي طراحي را انجام دهند و در نهايت طراح مي تواند تصميم بگيرد كه طرح با FPGA يا MPGA پياده سازي گردد .
به نظر مي رسد كه در آينده ، ايدهFPGA  همچنان قوام بيشتري به خود گرفته و با ايجاد ابزارهاي طراحي قويتر كه دستورات پيشرفته تري از VHDL(Very Hardware Description Languages) و AHDL  (Altera Hardware  Description  Languages) را پشتيباني مي كنند، راه براي  به كار گيري هر چه بيشتر  اين گونه تراشه ها هموار گردد.طليعه اين گونه پيشرفت ها را مي توان درتراشه ها ي بسيار پيشرفته (FIPSOC (Fild ed  Programmable System On Chip مشاهده كرد.
ساختار كلي F  PGA :
FPGAما نند  MPGAتشكيل شده است از يك سري عناصر منطقي كه براي كار خاصي محدود شده اند و نيز مانند PAL داراي اتصالات قابل برنامه ريزي است. بنابر اين هر دو جزء اصلي تشكيل دهنده يك مدار يعني بلوكهاي منطقي و همچنين اتصالات بين آنها، قابل برنامه ريزي است.شكل زير ساختار اصلي يك F  PGA را نشان ميدهد.
همانطور كه در شكل مشخص است  سه جزء اصلي آن عبارتند از بلوكهاي منطقي ، عناصري كه براي اتصالات به كار مي روند وبلوكهاي ورودي ـ خروجي.
ساختار و محتويات بلوكهاي منطقي ميتواند خيلي ساده (در حد گيت NAND) و يا خيلي پيچيده(نظير چند  MUXياLook-UpTable  به همراه يك فليپ فلاپ) باشد.
بلوكهاي منطقي در حقيقت جايي هستند كه قسمتهاي اصلي مدار قرار مي گيرند . البته ابتدا بايد مداري كه قرار است روي F PGA قرار بگيرد به اجزاي يكساني كه همان محتويات بلوكهاي منطقي هستند تقسيم شود و بعد از اين عمل است كه مي توان با بلوكهاي پايه به هم مدار واقعي را به دست اورد.
عناصري كه براي اتصالات به كار مي روند ، همانطور كه در شكل مشخص است،معمولا بين بلوكهاي منطقي قرار مي گيرند واز قطعات فلزي كه مي توانند به هم يا به بلوك هاي منطقي متصل شوند تشكيل شده اند. براي متصل كردن اين قطعات از سوئيچهاي قابل برنامه ريزي استفاده  مي شود. اين قطعات مي توانند طولهاي متفاوتي داشته باشند.
بلوكهاي ورودي – خروجي براي اينكه پين ها ي FPGA را بتوان در مد هاي مختلف ۳/۳ يا ۵ ولت و..برنامه ريزي كرد به كار مي روند. طراحي بلوكهاي منطقي و عناصر اتصالي مهمترين قسمت طراحي يك F PGA مي باشد.زيرا طراحي اين دو با هم بايد به گونه أي باشد كه پياده سازي مدارات منطقي مختلف را روي F PGA ممكن سازد.معمولا بين پيچيدگي و انعطاف پذيري هر دوي بلوكهاي منطقي و منابع اتصالي يك نسبت معكوس وجود دارد .يعني با زياد شدن يكي  ديگري كم مي شود و بر عكس.در ضمن، معماري يك بلوك منطقي و همچنين منابع اتصالي بر كل مساحت تراشه و سرعت تراشه اثر دارد.

مقايسه FPGA با MPGA:
پيشرفت  تكنولوژي CMOS همواره باعث ايجاد مدارهاي مجتمع پيچيده تر و پيشرفته تر شده است .به گونه أي كه روز به روز بر بهبود وضعيت F PGA  ها در برابر MPGA ها افزوده مي شود. قبل از هر چيز توجه به اين نكته ضروري است كه به طور كلي نام اختصاري FPGA هم به FPGA هاو هم به CPLD ها اتلاق مي گردد.
تا پيش از اين تنها از MPGA ها براي توليد سريع نمونه هاي اوليه در طرح هاي ASIC استفاده ميشد اما به موازات پيشرفت در تكنولوژي C MOS و امكان جاي دادن مدارهاي بسيار پيچيده بر روي يك تراشه , را براي جايگزين شدن F PGA ها به جاي MPGA  ها در كاربردهايي همچون سيستمهاي كنترل صنعتي و مخابرات , هموار شد.
پس از اينكه ظرفيت FPGA به چند هزار گيت رسيد,صحبت از جايگزيني F PGA ها جنبه عملي تر يافت .به علت تنوع  تكنولوژي هاي به كار رفته در ساخت FPGA و نيز وجود ابزار هاي مختلف و پيشرفته  حامي هر يك از انها يك تكنولوژي به خصوص از FPGA ها را نمي توان به ساد گي انتخاب  كرد.
گر چه هم اكنون فركانس كار براي  F PGA ها نوعا حدود ۱۲۰MHZ  تا۸۰۰MHZ مي باشد ,اما محدوده واقعي كاملا به نوع طرح پياده شده بستگي داشته و همچنين بسته به نوع مكان يابي و مسير يابي ابزارهاي طراحي مي باشد.
FPGA ها معمولا به اندازه كافي پينI/O فراهم ميكنند به طوريكه FPGA هايي با بيش از ۳۰۰ پين نيز در دسترس مي باشند .در طرح هايي كه براي پياده سازي به چند FPGA نياز مي باشد ,از كل اين پايه ها استفاده مي شود.به خصوص اگر در در طرح,باس هاي ادرس و داده نيز وجود داشته باشد.
FPGA در مقايسه با MPGA داراي دو مزيت عمده مي باشد :
هزينه پايين براي توليد كم : اماده سازي MPGA نياز به استفاده از خط توليد كارخانه دارد  ودر نتيجه براي توليد كم مقرون به صرفه نيست.
سر عت بالاي اماده سازي :به دليل بالا بودن مدت زمان اماده سازي در كار خانه و همچنين صرف زمان براي رفع عيبهاي احتمالي ,اماده شدن چيپ M PGA خيلي طولا نيتر از FPGA  است كه به راحتي ظرف چند دقيقه در محل كار  برنامه ريزي ميشود.
در عوض سه عيب عمده اي كه   FPGA ها نسبت به MPGA ها دارند عبارتند از :
سرعت كم ( تا حد سه برابر ):به دليل تاخير زياد سوئيچهاي برنامه پذير در مسيرهاي اتصالات .(زيرا ظرفيت خازني و مقاومتي بالايي دارند.)
چگالي پايين تر منطقي :به دليل  سطح اشغال شده توسط سوئيچهايومداراتي كه براي برنامه پذير كردن چيپ استفاده مي شوند.
قيمت بالا براي توليدات با تعداد زياد .
مراحل پياده سازي يك طرح بر روي F PGA:
اصولا روش طرا حي مدارات منطقي مستقل از تراشه نهايي است كه براي پياده سازي انتخاب مي گردد .معمولا در اين گونه طراحي ها ,يك كتابخانه از بلوكهاي  پيش  ساخته در اختيار طراح قرار دارد كه اعضاي كتابخانه از قبل طراحي شده اند.البته در اين كتابخانه بر خلاف Data Bookها به pin-out نيازي نمي باشد.اعضاي پيچيده تر نظير شمارنده ها و يا ساختار هايي شبيه تراشه هاي استانداردT T L وCMOS را ماكرو مي نامند .هر ماكرو معمولا يك يا چند سلول از تراشه ها را اشغال مي كند كه با سيم بندي مناسب تابع مورد نظر را ايجاد مي كند .در پروسه طراحي مهمترين بخش را مرحله شبيه سازي تشكيل مي دهد. از انجا كه طرح به صورت بخش بخش مي باشد كليه اين بخش ها را مي توان جداگانه و با اعمال ورودي و دريافت هاي  خروجي هاي مورد نظر تست كرده و در نهايت كل طرح را به طور يك جا تست نمود .
بر خلاف تراشه هاي استاندارد,در ماكرو ها مي توان تنها بخشهاي مورد استفاده در طرح را استفاده كردو بقيه ماكرو را بدون هدر دادن هيچ بخشي از سلول قابل برنامه ريزي ,از طرح زدود.اما با  اين همه  اين مشكل به گونه أي د يگر مي تواند ظهور كند.از انجا كه هر تراشه با تعداد ثابتي سلول ساخته مي شود. بنا براين پياده سازي طرح با اولين تراشه اي صورت مي گيرد كه بتواند تعداد سلولهاي مورد نياز براي طرح را بر اورده كند.از اين رو در صورتي كه كوچكترين تراشه داراي ۱۰۰۰ سلول و تراشه بعدي داراي ۱۵۰۰ سلول باشد براي طرحي كه نياز به ۱۰۱۰ سلول دارد, ۳۰% از تراشه اخير بدون استفاده رها خواهد شد .  شكل صفحه بعد فلو چارت مراحلي را كه براي پياده سازي يك طرح بر روي F PGA بايد طي شود نشان مي دهد.
ورودي  سيستم
در يك نرم افزار طراحي  مدار را به روشهاي مختلف مي توا ن وارد نمود .و از جمله اين روشها ويرايشگر هاي شماتيكي مدار , زبانهاي ساده توصيف سخت افزار ( AHDLوDBEL و…) ويرايشگر هاي موج(كه شكل موج ورودي /خروجي را به عنوان ورودي به سيستم قبول مي كنند) و زبانهاي توصيف سخت افزار در سطوح مختلف(مانند  VHDLوVerilog) مي باشند.

عتیقه زیرخاکی گنج