• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پيچيدگي رفتار سازه هاي آجري مانع از آن بوده است که روشهاي جامعي براي تحليلي خواص مکانيکي سازه اي آنها بوجود آيد. رفتارهاي ناهمگن و غير خطي و وجود ترکهاي فراوان از يک سو و صفحه اي بودن اجزا سازهاي از سوي ديگر پيچيدگي خاصي را ايجاد کرد که جز با روشهاي اجزاي محدود نميتوان از وضعيت تنشها اطلاعاتي بدست آورد.شکست ديوارهاي برشي و عرضي اصلي ترين حالتهاي شکست ميباشند. زيرا در ساختمانهاي آجري سقف بر ديوارها تکيه دارد و با سقوط ديوارها احتمال در هم فروريختن کل ساختمان ميباشد، بنابر اين ناپايداري ديوارها را ميتوان به منزله ناپايداري کلي دانست.شکستهاي برشي و خمشي حالتهاي اصلي شکست ديوارهاي برشي ميباشند
ديوارهاي ميان قاب در مقايسه با ديوارهاي مجزا و پايه ها داراي شکل پذيري بيشتري هستند. مقاومت و ظرفيت اتلاف انرژي يک قاب توام با ميانقاب بسيار بيشتر از يک قاب خالي است و لذا در يک قاب حاوي دوار داخلي ، حتي عليرغم افزايش نيروها به علت افزايش سختي ، پايداري در مقابل زلزله بيشتر است .در طراحي ديوارهاي برشي چون پهناي ديوارهاي آجري کم و بيش مساوي ارتفاع ديوار و گاهي بيشتر است لذا نميتوان جابجايي جانبي ديوار را صرفا ناشي از خمش دانست بلکه برش ميتواند سهم زيادي داشته باشد. همچنين در طراحي ديوارهاي برشي آجري مسلح ، وقوع يکي از دو نوع لغزش افقي يا قائم به عواملي نظير مقدار سربار، نسبت بعدي (ارتفاع به طول) و نسبت مقاومت برشي درزهاي افقي به قائم بستگي دارد و تعيين دقيق ان بسيار مشکل است.با استقرار کمرکش در ديوار ميتوان از نسبت بعدي ديوار کاست و در نتيجه بر کارايي ميلگردهاي افقي افزود.شرط آن که کمرکش بتواند جلوي ترک قطري اصلي را سد کند اين است که از مقاومت خمشي لازم برخوردار باشد. تحقيقات نشان ميدهد که وجود درزهاي قائم بر سختي و مقاومت اثري کاهنده دارد اما درز افقي عمدتا سختي و مقاومت ترک قطري را کم ميکند و بر مقاومت شکست کنج تاثير چنداني ندارد.در طراحي ساختمانهاي بادبندي شده تاثير ميانقابها بر سختي را بايد در نظر گرفت ولي ميتوان مقاومت ميانقاب را ناديده گرفت و به مقاومت بادبند اکتفا کرد، اگر بخواهيم مقاومت ميانقاب را هم در نظر بگيريم ، به زحمت ميتوان مقاومت اين قابها را بطور قطعي برآورد کرد زيرا اولا وجود بادبند باعث بريدگي ميانقاب شده است و ثانيا در دوره هاي مکرر بارگذاري ميانقاب رفتاري کاهنده دارد و رفتار آن با قاب بادبنددار فرق ميکند.بناهاي باستاني بر خلاف ساختمانهاي روستايي يا شهري آجري و خشتي که در زلزله هاي مخرب تاب مقاومت ندارند، داراي مقاومت بيشتري در برابر نيروهاي زلزله هستند که با تحمل خساراتي پايداري کلي خود را حفظ مي کنند.گنبدها به دليل شکل پوسته اي شان از مقاومت بالايي برخوردارند و با از دست دادن بخشي از تکيه گاه براحتي ميتوانند تنشها را به طور مجدد توزيع کرده ، پايدار بمانند.
موقعيت ترك :
تركهاي عميق : اين تركها گاهي به طور دائمي به وجود مي آيد و دليل آن نشست مرتب پي است كه در اين صورت ، بودن ساكنان در ساختمان خطرناك است.

تركهاي ثابت : معمولا پس از نشست پي ، تحرك ساختمان كم مي شود. اين پديده بر اثر قطع رطوبت و فشرده شدن سطح زير پيش مي ايد. در نتيجه ، شكست و افت ديوارها و اسكلت بنا نيز متوقف ، و حالت ترك ثابت مي شود.
 
موي تركهاي معمولي : اين تركها در اثر افتهاي كوچك در اسكلت بنا و به واسطه نيروها و در مواردي به علت نوع مصالح اندود به وجود مي ايند. رطوبت ، انقباض و انبساط حاصله در مقابل خشك شدن سطوح مرطوب ، باعث ايجاد تركهاي مويي مي شود.
حالتهاي ترك :
ترك را به شكلهاي مختلف مي توان آزمايش كرد. نوع خطرناك و بدون خطر آنها را به شكلهاي زير مي توان شناسايي كرد:
الف) بند دوقسمت ديوار را كه بر اثر تركهاي عميق از يكديگر جدا شده اند ، با گچ دستي طوري كف كش مي كنيم كه ملات فقط دو قسمت جدا شده را پوشش دهد ؛ يعني در تركها نفوذ نكند 
پس از خودگيري و خشك شدن ملات گچ ، چنانچه از ديوار جدا شود ، اسكلت در حال نشست و افت كامل است كه بايد در مورد آن با احتياط رفتار كرد.
ب) در موارد ذكر شده در بالا ، مي توان روي ترك دو قسمت جدا شده ديوار را نوار كاغذي از جنس كاهي نازك به ابعاد ۳۰*۳ سانتيمتر به شكل ضربدر (*) با پونز نصب كرد. چنانچه كاغذ پاره شود ، شكست و نشست در ساختمان بسيار خطرناك مي باشد. در اين صورت ، ساختمان بايد از سكنه خالي شود.
ج) در نشستهاي خطرناك ، كلاف پنجره بر اثر نيروي فشار ، اهرم و دفرمه مي شود . به علت بالا بودن ضريب شكنندگي ، شيشه پنجره ها ترك مي خورند و مي شكنند.
د) در افتهاي مداوم پي و مواقع سكوت ، صداهاي “تك تك ” كه حاصل ترك مصالح و بويژه اجركاري است ، شنيده مي شود.
روش تعمير تركها :
همانطور كه گفتيم ، بر اثر نشست ، تركهايي به وجود مي آيد كه برخي از آنها مويين و ريز هسنتد . با خالي كردن اطراف آنها و با ” كشته كشي ” و كشيدن پنبه آب روي سطوح تركهاي مويين آنها گرفته و آماده نقاشي مي شوند.
تركهاي نيمه عميق : 
بر اثر حركت پذيري سقف توفال كه از انقباض و انبساط رطوبت و حرارت حاصل مي شوند . تركهايي به وجود مي آيد . اين تركها را با نوك كاردك و ماله خالي مي كنيم و پس از ” آماده كشي ” و پرداخت كشته و پنبه زني ، تركها را مي گيريم و آماده نقاشي ميكنيم.
تركهاي عميق : 
اطراف ترك را با تيشه مي تراشيم و سپس درز آن را كاملا خالي مي كنيم. كاربردن گچ دستي و كف كش كردن ، درون ترك را پر و سطح آن را با گچ آماده صاف مي كنيم . سپس با گچ كشته و پنبه اب ، سوح آن را كاملا پرداخت و آماده نقاشي مي كنيم.
توجه شود : چون سطح كشته كشي در بعد بيشتري انجام مي شود تا خطر كپ كردن به وجود نيايد ، بابد اصولي را به كاربرد تا سطح ترك از اطراف به شكل پخ از گچكاري و اندود برداشته شود تا عمق ترك در سطحي عريض پيوند شود. به اين عمل اصطلاحا ” پرداخت كردن ، كشته و همسطح كردن با زمينه در گچكاري قديمي ” مي گويند.

عتیقه زیرخاکی گنج