• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

علي رغم اين همه توجه اسلام به عبادت مخصوصا نماز متاسفانه از واقعيت هاي موجود در جامعه بي توجهي به معنويات مخصوصا در امر عبادت و نماز است كه بيشتر در نسل جوان و نوپاي امروزي وجود دارد.
لذا وظيفه ايجاب مي كند تا ريشه ها و علل اين بي توجهي را كشف نموده و راه كارهاي مناسب براي آن بيان كنيم و تا اين ريشه ها كشف نشود هر راهبرد و راهكاري بي اثر و بي فايده است و نمي توانيم در آن زمينه اقدامي سازنده داشته باشيم و اگر بدون كشف ريشه هاي بي توجهي نوجوانان و جوانان به امر نماز به زور و كتك و اعمال قدرت متوسط شويم و از آن ها خواستار انجام عبادت شويم، يقينا نه تنها موثر واقع نخواهد شد بلكه اثرات منفي به دنبال خواهد داشت لذا قبل از هرگونه تصميم گيري و قضاوت در مورد تاركان نماز بايد ريشه هاي ترك نماز را پيدا كرده؛ چرا نماز نمي خوانند؟ دليل و نظرشان چيست؟ آيا مدعي هستند كه هنوز واجب نشده است؟ آيا نماز را عملي بيهوده و بي فايده مي دانند؟ آيا از الگوهاي ديني و مبلغان دين بيزاري پيدا كرده اند؟ آيا احساس تنبلي و سستي مي كنند؟
شايان ذكر است كه نسل نوجوان و جوان ما در دوراني بسيار مهم، مبهم كه زمينه ي مناسبي براي شكل گيري شخصيت و هويت فرد از جهات جسمي، روحي و رواني است قرار گرفته اند. تحول اخلاقي و دگرگوني هاي عظيم روحي – جسمي موجب مي شود تا خمير مايه هويت يك فرد در اين مرحله شكل گيرد. در اين دوران، فطرت انسان به ويژه فرد مسلمان، مي تواند با تربيت صحيح، محيط مناسب تربيتي، الگوهاي مذهبي و منسجم به تكامل برسد. به هر حال شكل گيري بدن، سلامت رواني، رشد عاطفي، اخلاقي، اجتماعي، منطقي و ديني و عادت هاي مذهبي در او قالبي دايمي ايجاد مي كند . به طور مثال، نوجوان و جواني كه ترك نماز در اين دوران براي او به صورت عادت در آمده و روحيه طغيان گري و عصيان در او قوي است، مسلما نمي توان وجود فردي نمازگزار و مقيد به اخلاق حسنه را، در دوران ميان سالي و بعد از آن از او انتظار داشت. زيرا نوجوان در مرحله بي ثبات زندگي خود، مانند خميري شكل پذير و منعطف است. كه مي تواند داراي قالبي متعالي و يا برعكس حالتي طغيان گرا و لاابالي شود.
هر چند كه در اين فصل، هدف ما بررسي عوامل ترك نماز به طور عام است ولي با توجه به مطالب بالا، يك چنين نسلي مي طلبد كه اهميت ويژه اي به او مبذول شود. به همين خاطر علل مورد بررسي بيشتر معطوف به جوان، نوجوان است، اگر چه كه با گاهي دقيق تر، مراحل ديگر از حيات انسان را نيز شامل مي شود.
بنابراين بررسي هاي ناشي از مصاحبه، سوال و جواب ها، مشاهده ها و حتي آزمايش ها و همچنين استفاده از تجارب دست اندركاران تحقيقات روانشناسان تربيتي، كسب اطلاع از والدين و معلمان اطلاعاتي را در زمينه علل در اختيار مي گذارد كه مهمترني آن ها عبارتند از: 
۱- علل فردي عدم گرايش به نماز 
الف) عدم آشنايي به فلسفه و اسرار نماز: وقتي از بعضي افراد سوال مي كنيم: چرا نماز نمي خوانيد؟ مي گويند: «خودمان هم نمي دانيم» از اين جواب معلوم مي شود كه از دلايل ترك نماز، عدم آشنايي با فلسفه و آثار نماز و عدم احساس نياز به نماز است؛ زيرا با خود مي گويد: من كه زندگي مي كنم و در آن عقل خود را راهنماي زندگي خود قرار مي دهم؛ چه نيازي به نماز دارم؟ نماز چه ربطي به زندگي من دارد، چه نقشي دارد؟ چه نماز بخوانم چه نخوانم، سودي عايد من نمي شود، نماز براي آخرت است و نه براي دنيا و من در دنيا هستم نه در آخرت.  
نماز تجسم باوري از نيازهاي دروني انسان است. بنابراين به پاداشتن آن مبتني بر درك صحيح از اسرار فلسفه آن است. انساني كه نمي داند چرا بايد نماز بخواند و چه اثري بر آن مترتب است و چه مضاميني در اين گفتگوهاي مكرر مورد بازگويي قرار مي گيرد؟ طبعا نسبت به اين عبادت فاقد انگيزه و رغبت است. نه تنها نماز بلكه انسان صرفا در برابر اعمالي تمكين مي كند كه اگر چه ناروا و غلط، تصوير و باور قانع كننده اي از آن داشته باشد و جسم و روح و روان خود را محتاج به آن بداند . اصولا هر انساني براي انجام هر حركت و عملي به دنبال دليل و علت مي گردد و در حقيقت بدون چون و چرا عملي را انجام نمي دهد، زيرا هر عملي به عاملي تعلق دارد و هر انگيخته اي به انگيزه اي بر مي گردد، پس براي ايجاد انگيخته، انگيزه و محرك لازم نيازمند است، مخصوصا نسل امروز و جديد كه از امور تعبدي و تكليفي تنفر داشته و به شدت از آن فرار مي كند. نسل امروز با نسل ديروز از لحاظ فكر و انديشه و روحيات تفاوت دارد، با دقت در تاريخ مي توان تفاوت آشكار اين نسل را فهميد كه مذهبي ديروز خيلي از مسائل را بدون چون وچرا پذيرفته و عملي كرده است، ولي مذهبي امروز همان مسائل را با تحقيق و حداقب با منطق قابل قبول مي پذيرد زيرا چون وچرا از خصوصيات اين نسل نو و جديد است . 
استاد مطهري در مورد نسال جوان امروز فرموده: 
نسل جوان ما مزايايي دارد و عيب هايي، زيرا اين نسل يك نوع ادراكات و احساساتي دارد كه در گذشته نبود و از اين جهت بايد به او حق داد. در عين حال يك انحرافات فكري و اخلاقي دارد و بايد آنها را چاره كرد؛ چاره كردن اين انحرافات بدون در نظر گرفتن مزايا؛ يعني ادراكات و احساسات و آرمان هاي عالي كه دارد و بدون احترام گذاشتن به اين ادراكات و احساسات ميسر نيست، بايد به اين جهات احترام گذاشت. در نسل گذشته فكرها اين اندازه باز نبود، اين احساسات با اين آرمان هاي عالي نبود، بايد به اين آرمان ها احترام گذاشت. اسلام به اين امور احترام گذاشته است. اگر ما بخواهيم به اين امور بي اعتنا باشيم محال است كه بتوانيم جلوي انحراف هاي فكري و اخلاقي نسل آينده را بگيريم، روشي كه ما فعلا در مقابل اين نسل گرفته ايم، روش دهان كجي و انتقاد صرف و مذمت است … در قديم سطح فكر مردم پائين بود، كمتر در بين مردم شك و ترديد و سوال پيش مي آمد، اما امروزه بيشتر ديده مي شود. طبيعي است وقتي كه فكر كمي بالا برود سوالاتي برايش طرح مي شود كه قبلا مطرح نبوده است. بايد شك و ترديدش را رفع كرد و به سوالات و احتياجات فكريش پاسخ گفت. 
مسلما همانطور كه بيان شد، از علل ترك نماز عدم آشنايي با فلسفه نماز است؛ يعني نسل امروز در مقابل موضوع نماز يك چرا و علامت سوال قرار مي دهد؛ چرا نماز بخوانم؟ دليلش چيست؟ چه فايده و ثمره اي براي من دارد؟ و هزاران هزار چراي ديگر كه همه به اسرار و فلسفه نماز بر مي گردد.
راهكار 
مختصري از اسرار و فلسفه نماز: چنانچه گفته شد بسياري از قصور و كوتاهي هاي افراد در مسائل ديني به خاطر عدم آگاهي كافي و معرفت لازم از مباني ديني است. بديهي است كه تلاش و كوشش در هر عملي منوط به وجود انگيزه اي است كه قبل از انجام عمل در فرد ايجاد شده است و هيچ انگيزه اي به دست نمي آيد مگر با علم و آگاهي، و پر واضح است كه هر چه قدر آگاهي انسان در آن عمل بيشتر باشد با رغبت و تمايل بيشتري به دنبال آن مي رود قدرت و توانايي اش در آن كار شدت مي يابد.
باور ما اين است كه اگر جوانان ما نسبت به نماز و يا ساير وظايف و تعاليم دين اطلاع دقيق و كافي داشته باشند و از بركات و فضايل و آثار و نتايج آن مطلع باشند هرگز حاضر نمي شوند كه چيزي را جايگزين آن سازند. وقتي يك جوان مسلمان درك كند و يقين نمايد كه نماز پاية محكم و استوار دين اوست، نماز ملاك اصلي تمايز كفار با او است، نماز مايه آرامش روح او است، نماز اولين گام مسلماني است، نماز تخليه همه آلودگي ها و پليدي ها و وداي همه امراض و دردهاي دروني و باعث سبكي و سكينت و آرامش قلبي او و لحظه گفتگوي او با محبوب و معبود و نماز همه دين اوست و نيز صدها آثار مثبت روحي و رواني در آن گنجانده شده، چگونه راضي خواهد شد كه آن را با امور ديگر معاوضه نمايد. 
اگر انسان مسلمان فلسفه نماز را به خوبي درك كند، و يقين پيدا كند كه تمام پديده هاي نظام هستي معلول و مخلوق ذات حق بوده و منشا آفرينش آنها خالق قادري است كه هستي از او نشات گرفته است و همه موجودات از جمله انسان از فيض حق وجود يافته اند، و نه تنها در مقام حدوث بلكه در مقام بقاء نيازمند و محتاج اويند. و اين كه انسان به عنوان اشرف كائنات براساس فطرت به ربانيت او مقر و معترف است و هر گونه شرك را از او نفي مي كند و لازم است كه فقر خويش و فضاي خالق، كوچكي خود و عظمت رب را اظهار نمايد. بي شك سر بر خاك بندگي مي نهد، كه رمز نماز در همين است كه بنده اظهار عبوديت و بندگي نمايد.
و چون هواي نفس هر لحظه او را به غفلت و سركشي سوق مي دهد و به غرور و عذرخواهي دعوت مي كند و به افزون طلبي و تماميت خواهي فرا مي خواند بايد در مقابل آن، عاملي باشد بسيار قوي و نيرومند كه جلوي اين رذايل را سد نموده و او را به سمت عزت و عظمت انساني سوق مي دهد كه آن نماز است، چون نماز تنها عنصر بازدارنده از زمائم اخلاقي است. و از آنجايي كه در سرشت آدمي نسيان و فراموشي عجين است هر لحظه بيم آن مي رود كه انسان خود و آفريدگارش و دين و آيين خود را به بادة نسيان و فراموشي سپرده و طغيان و سركشي را پيشه خود سازد و عمري را در بيهودگي سپري سازد و كمال و انسانيت خويش را در حيات حيواني ببيند پس براي ايمني از اين خطر بايد نماز را به پا دارد. 
چنانچه در اين رابطه از هشام بن محكم نقل شده كه: 
راجع به علت وجوب نماز از حضرت امام صادق (ع) سوال كرده و محضرش عرض كردم: با اين كه اين عبادت مردم را از برآمدن نيازمندي هايشان مشغول نموده و بدن هايشان را به رنج مي اندازد، چطور حق تعالي آن را برايشان واجب كرده؟ حضرت فرمود: در آن اسرار و عللي است و توضيح آن اين است كه: 
اگر مردم به حال خود واگذار شده و هيچ تنبيه و تذكيري از ناحيه بني اكرم (ص) متوجه ايشان نمي شد و كتاب خدا صرفا در دستشان باقي مي ماند حالشان همچون مردمان اول مي گشت، چه آنكه آن ها گرچه دين را اخذ نمود و كتب را وضع و جعل كرده و مردماني را هم به كيش و آئين خود فراخوانده و احيانا با آن ها به مقابله نيز پرداختند ولي پس ار فتن از اين دنيا اسمشان از يادها رفت و امرشان مندرس و كهنه گرديد، گويا اصلا ايشان در اين دنيا نبوده اند خداوند تبارك و تعالي اراده كرد دين و آئين و امر محمّد (ص) فراموش نشود و بدين جهت بر امتش نماز را فرض و واجب قرار داد، در اين نماز هر روزه مردم پنج بار با صداي بلند اسم نامي پيامبر را برده و با انجام نماز خدا را عبادت كرده و او را ياد مي نمايند، و بدين ترتيب از آن حضرت غافل نشده و فراموشش نمي كند و در نتيجه ذكرش كهنه و مندرس نمي گردد. 
بنابراين با اطلاع از اين امور و حاصل شدن بينش كافي نسبت به فلسفه و آثار و بركات نماز هيچ انسان عاقلي آن را در زندگي و حيات خويش ترك نخواهد كرد، چون كدام انسان عاقل است كه سعادت را با شقاوت و نيك بختي را با تيره روزي مبادله نمايد.

عتیقه زیرخاکی گنج