• بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توکل یعنی « جمع کردن عزم بر فعل یا اطمینان قلبی به خدای تعالی و از نظر صوفیه افکنون در عبودیّت و تعلّق قلب به ربوبّیت »۱
اما در لغت نامه دهخدا «توکل یعنی اعتماد کردن، تکیه کردن و اعتماد نمودن بر کسی و اعتراف کردن به عجز خود، به خدا سپردن و دل برداشتن از اسباب دنیا و به حضرت مسبب الاسباب توجه نمودن، نزد اهل حقیقت اعتماد کردن به آنجه از خداست و یأس از آنچه در دست انسان است.
این اصطلاح اخلاقی و عرفانی است و آن بود كه در كارهايي كه حواله آن به قدرت و كفايت بشري نبوده و رأي و رؤيت خلق را در آن مجال تصرّفي صورت نبندد، زياده و نقصان و تعجيل و تأخير نطلبد و به خلاف آن چه باشد ميل نكند و از نظر عارفان دلبستگي او به آن ذات بي همتا زيادت شود.۲»
توكل در بعضي آيات قرآن
منظور از توكل بر خدا، اين است كه انسان تلاشگر كار خود را به او واگذارد و حل مشكلات خويش را از او بخواهد، خدايي كه از تمام نيازهاي او آگاه است، خدايي كه نسبت به او رحيم و مهربان است «و توكل علي العزيز الرحيم»۳
و خدايي كه قدرت به حل هر مشكلي دارد: «و ان يمسسك الله بضر فلاكاشف له الاهووان يمسسك بخير فهو علي كل شيءٍ قديرٌ»۴
________________________________
۱- فرهنگ لاروس (عربي- فارسي) خليل جُر- مترجم سيد حميد طبيبيان- انتشارات امير كبير- تهران ۱۳۷۳- جلد اول- صفحه ۶۸۳٫
۲- لغت نامه- علي اكبر دهخدا- دانشگاه تهران ۱۳۴۴- جلد ۸ حرف ت
۳- شعرا ۲۶/۲۱۷
۴- انعام ۶/۱۷
و اينكه انسان در برابر مشكلات و حوادث زندگي و دشمنيها و سرسختيهاي مخالفان و پيچيدگي ها و بن بستهايي كه در مسير خود به سوي هدف دارد در جايي كه توانايي برگشودن آنها ندارد او را وكيل خود سازد و به او تكيه كند، از تلاش  و كوشش باز نايستد، بلكه در آنجاهم كه توانايي بر انجام كاري دارد باز مؤثر اصلي را خدا بداند. «و كفي بالله وليا و كفي بالله نصيراً»۱
از دريچه چشم يك موحد سرچشمه تمام قدرتها و نيروها اوست و هر حركت و كوشش و تلاش و جنبش و هر پديده اي كه در جهان صورت مي گيرد  بالاخره به علت نخستين اين جهان يعني ذات خداوند ارتباط مي يابد.
«الله خالق كل شي ء و هو علی کل شئ وكيل»۲
و چنانچه بعضي از مفسران گفته اند كه تمام مسير انسان در طريق عبوديت پروردگار در دو جمله ي اين آيه خلاصه شده: «فاعبده و توكل عليه»۳ چرا كه عبادت خواه عبادت جسماني باشد مانند عبادات معمولي و يا عبادات روحاني باشد مانند تفكر در عالم آفرينش و نظام اسرار هستي، آغاز اين سير است.
و توكل يعني واگذاري مطلق به خدا و سپردن همه چيز به دست او كه يك نوع «فناء في الله« محسوب مي شود آخرين نقطه اين سير مي باشد.
در تمام اين مسير از آغاز تا انتها توجه به حقيقت توحيد صفات؛ رهروان اين راه را ياري مي دهد و به تلاش و تكاپوي آميخته با عشق وا مي دارد.»۴
_______________________________
۱- نساء ۴/۴۵٫
۲- زمر ۳۹/۶۲ .
۳- هود ۱۱/۱۲۳٫
۴- تفسير نمونه- ناصر مكارم شيرازي- ناشر دارالكتب الاسلاميه- ۱۳۷۲- چاپ مدرسه الامام امیرالمؤمنين- جلد ۹- صفحه ۲۸۹
توكل در حديث
در حديثي از پيامبر اكرم (ص) آمده است كه فرمود: از پيك وحي خدا جبرئيل پرسيدم: توكل چيست؟ گفت: حقيقت توكل اين است كه انسان بداند: مخلوق، نه زيان مي رساند و نه نفع، نه عطا مي كند و نه منع، چشم اميد از خلق برداشتن، هنگامي كه چنين شود انسان جز براي خدا كار نمي كند، به غير او اميد ندارد، از غير او نمي ترسد، و دل به كسي جز او نمي بندد اين روح توكل است۱ «فقل حسبي الله لااله الاّ هو عليه توكلت، و هو رب العرش العظيم»۲
«در حديث ديگر پيغمبر (ص) در شب معراج از پيشگاه خداوند سؤال فرمود: پروردگارا ! اي الاعمال افضل؛ خداوند متعال فرمود: ليس شيءٌ عندي افضل من التوكل علي والرضا بما قسمت
چيزي در نزد من افضل و برتر از توبر من و خشنودي به آنچه قسمت كرده ام نيست۳»
امير المؤمنين علي (ع) نيز در همين رابطه مي فرمايند: «من رضي من الله بما قسم له استراح بدنه۴»
نبي مكرم  اسلام در جايي ديگرمي فرمايند: «من احب ان يكون اتقي الناس، فليتو كل علي الله»۵ كه در اين حديث شريف توكل از مصاديق بارز تقواي الهي ذكر شده است.
مولا امير المؤمنين (ع) نيز در باب توكل فرمودند: «من وثق بالله اراه السر و رومن توكل عليه كفاه الامور»۶
________________________________________
۱- تفسير نمونه- ناصر مكارم شيرازي- ناشر دارالكتاب الاسلاميه- ۱۳۷۲- چاپ مدرسه الامام امیر المؤمنين- جلد ۲۴- صفحه ۲۳۹ به نقل از بحار الانوار جلد ۶۹- صفحه ۳۷۳- حديث ۱۹٫
۲- تؤبه ۹/۱۲۹٫
۳- تفسير نمونه- جلد ۲۴- صفحه ۲۸۹- به  نقل از سفينه البحار- جلد ۲- صفحه ۶۸۳٫
۴- بحار الانوار- محمد باقر مجلسي- چاپ مدرسه الوفاء بيروت- ۱۴۰۳هـ – جلد ۶۸- صفحه ۱۳۹٫
۵- بحار الانوار- جلد ۶۸- صفحه ۱۳۸٫ ۶- همان- صفحه ۱۵۱٫
بر طبق فرمايش ايشان كفايت امور در توكل بر خدا خلاصه مي شود و اين بدين معناست كه اراده حق در تمامي امور زندگي بشر اعم از كوچك و بزرگ و جسماني و روحاني ساري و جاري است و توكل بر خدا باعث آرامش دل و اطمينان خاطر مي شود.
« به نا خداي توكل سپرده ام خود را مرا تردد خاطر زموج دريانيست »۱
امام صادق (ع) نيز در اين باره مي فرمايند: «من اعطی ثلاثاً لم یمنع ثلاتاً : من اعطی الدعا اعطی الاجابه   ومن اعطی الشکر اعطی الزیاده من اعطي التوكل اعطي الكافيه »۲
شخصي از امام رضا (ع) پرسيد ما حد التوكل: «فقال ان لاتخاف مع الله احداً«۳ اينكه با اتكاي به خدا از هيچ كس نترسي.
« خانه بر دوشان كه دارند از توكل پشتبان                     هر دو عالم گر شود زير و زبر در مأمند »۴
و انسان بايد از صميم قلب به خدا اعتماد وثوق داشته باشد و تمام امور را به او واگذارد و دل به دنيا و زرو زيور و علايق مادي نبندد و به كسي جز خدا اعتماد نداشته باشد و خدا را در تمام كارها وكيل خود قرار دهد و چه وكيلي بهتر از او «حسبنا الله و نعم الوكيل»۵
 چون توكل مي كني مگو ازغير رخ درو كن، بتاب رو از غير ۶
________________________________________
۱- لوح فشرده در ج۲- ديوان اشعار صائب تبريزي.
۲- وسائل الشيعه – محمد بن الحسين الحر العاملي- چاپ مكتبه الاسلاميه- تهران- ۱۳۹۶ هجري قمري- جلد ۱۱ صفحه ۱۶۷- حديث ۲۰۳۱۰٫
۳- تفسير نمونه- جلد ۱۰- صفحه ۲۹۸- به نقل از اصول كافي جلد ۲- باب التفويض الي الله حديث۳ 
۴- لوح فشرده در ج ۲- ديوان اشعار صائب تبريزي.
۵- آل عمران ۳/۱۷۳٫
۶- لوح فشرده در ج ۲ از جام جم- اوحدي مراغه اي.

توكل در سخنان و نظرات بعضي از عرفا و صوفيان
«به اعتقاد صوفيه، مقام توكل از عالي ترين مقامات مقربين است و از مقاماتي است كه هم از جهت علم، فهم آن غامض و هم در عمل به جا آوردن آن بسيار دشوار است، توكل از فروغ توحيد است، يعني توحيد حقيقي اصل و پديد آورنده توكل است۱»
توكل لغتي است مشتق از وكالت كه موكول اليه «وكيل» و مفوّض به او «متوكل» ناميده مي شود.
به عبارت ديگر« توكل تفويض امر است به كسي كه بدان اعتماد باشد و به معناي واگذاري امور شخص است به مالك خود و اعتماد بر وكالت او مالك شئ كسي است كه مقتدر باشد بر آن در جهات مصاح او و در اصطلاح سالكان واگذاري امور است بر مالك علي الاطلاق۲ »
با توجه به تعاريف فوق در مورد توكل به ذكر نظرات برخي از عرفا و صوفيان مي پردازيم:
سهل بن عبدالله التستري مي گويد: « اول مقامات التوكل ان يكون العبد بين يدي الله كالميت بين يدي الغاسل يقلبه كيف ارادو لايكون له حركه ولا تدبير، نخستين مرحله توكل آن است كه بنده در برابر خدا، چون مرده باشد در دست غسال كه هر طور خواهد او را زير و رو كند و حركت اراده اي از خود نداشته باشد»۳
همچنين از او نقل است كه گفت: «اهل توكل را سه چيز دهند، حقيقت يقين، مكاشفه غيبي و مشاهده قرب حق تعالي. و نيز گفت : توکل درست نيايد الابه  بذل روح و بذل روح نتوان كرد الا به ترك تدبير 
و همچنين گفت: توكل حال پيغمبران است هركه در توكل حال پيغمبر دارد گو سنت او فرو مگذار۴
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در اسلام درپایان قرن اول هجری از تصوف سخن گفته شده است حسن بصری ( ۱۱۰-۵۳ هجری )از صوفیان اولیه تصوف اسلامی است . در قرن دوم هجری – قمری درجهان اسلام گسترش یافت و د رقرن سوم ، مرحله جدیدی از سیر تکامل تصوف شروع شد . روحیه زهد و عرفان تعدیل یافت طرائق و مضامین و مراحل مختلف دیگری در آن به وجود آمد . تعدد طریقتهای آن باعث تسریع گسترش تصوف در سرزمینهای مختلف اسلامی شهر در ایران نیز طرائق مختلفی پدید آمد که درفاصله قرن ششم تا نهم قمری فرقه های مذهبی را تشکیل داده اند که د رجریانات تاریخی نیز موثر واقع شدند . فرقه های کبرویه ، سهروردیه ، نور بخشیه و صفویه و … نمونه ای از این فرقه ها بودند ، درمیان این فرقه ها تنها فرقه ای که توانست تشکیل حکومت سیاسی – مذهبی دهد صفویه بود 
تصوف از دیر باز به صورت یکی از اشکال زندگی مذهبی وجود داشته است آنچه بسیار مهم است قوام یافتن تدریجی آن و رهبری برخی از حرکتهای مذهبی و سیاسی ادوار تاریخی و یا حداقل تاثیر در آن حرکتها بوده است خصیصه بارز اغلب این طرائق نفوذ در توده مردم بوده است آنان توانستند که در فاصله قرنهای ششم تا نهم هجری از نوعی وحدت مذهبی و اجتماعی سخن گویند بدین گونه حرکتهای مذهبی وسیاسی نضج می گیرد و برخی از طریقه ها علیه حکام وقت و ظلم وتعدی آنان به پا می خیزند شیوخ و خانقاه های آنان مدتها پناهگاه کسانی بودند که از تظلم دستگاه حاکمه به ستوه آمده بودند . 
بسیاری از جنبشهای ایرانیان علیه تشکیلات حکومتی و دستگهاههای دولتی از همان قرون اولیه اسلامی تا دوره کار آمدن صفویان درقرن دهم هجری – قمری توسط اهل تصوف به وقوع پیوسته است ، خصوصا” که تشیع درعمق تعالیم و معانی خود قیام علیه جور و احقاق حق را تقویت می کند .
.تعریف تصوف : مسلکی است که با مذهب آمیخته است و طرفداران این مسلک عقیده دارند که دراین طریقه بهترین راه برای رسیدن به حق می باشد و انسان پس از تامل و تفکر و تجربه و مشاهده و سیر و سلوک می تواند به مقصود نهایی و مطلوب اصلی خود برسد . 
۲٫معانی واژه صوفی ، صوفی به معنای پشم یا پشمین است و اهل تصوف به مناسبت پوشیدن چنین جامعه هایی بدین نام شهرت یافتند 
۳٫منشا تصوف : درباره منشا تصوف عقاید مختلف است 
       ‌أ.نظریه اول : عده ای معتقدند تصوف منشعب از مذهب بود می باشد
       ‌ب.نظریه دوم : بعضی تصوف را از فلسفه و مخصوصا ” فلسفه افلاطونی اقتباس شده می دانند 
       ‌ج.نظریه سوم : عده ای عقیده دارند تصوف کشورهای اسلامی از امور خارجی سرچشمه نگرفته بلکه تحولات سیاسی و اجتماعی موجب گردیده است این مسلک به وجود آید 
       ‌د.نظریه چهارم : دیگر اینکه خود صفویه همه این عقاید و افکار را ناستوده می دانند و می گویند این گونه انتسابات به فرقه صوفیه گناه بزرگی است ، آنها می گویند تصوف عبارت است از لبّ عصاره و باطن قرآن و احادیث پیغمبر .۰بنابر این در مسلک صوفیان ، شریعت نقطه خروج است و رهبر انسان است برای وصول به حقیقت 
۴٫عقاید صوفیه :
       1.پیروان این مسلک عقیده دارند که خداوند بوده است و بقیه امور نبود . چنانچه مولوی می گوید : ما عدمهائیم و هستی ها نما بر وجود مطلق و هستی ما . 
       2.راز پوشی یکی از دیگر عقاید فرقه صوفیه است و می گویند چون هر کسی نمی تواند از حقیقت این مسلک وقوف یابد در نتیجه اظهار و عقاید صوفیه برای این دسته از مردم و نه تنها سودی در بر ندارد بلکه زیانی واهم مشاغل می شود . 
       3.عقیده سوم : عواطف و احساسات صوفیه همیشه با احساسات عواطف سر و کار دارند و با ذوق و عشق حلاجی قی کنند و با عقل چندان مشورتی ندارند . 
       4.خویشتن پرستی و تنفر از آن صوفیه از خویشتن پرستی متنفرند . 
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر

این فایل در ۷۳صفحه قابل ویراییش تهیه شده وشامل مواردزیر است:

اسلام دینی یکتاپرستانه و یکی از دینهای ابراهیمی جهان است. پیرو این دین را مسلمان می گویند. آنها بر این باورند که خدا مستقیماًبر بسیاری از پیامبران وحی فرستاده و محمد آخرین آنها است. این دین هم اکنون از نظر تعداد رسمی پیروان در مکان دوم و پس از دین مسیحیت جای دارد.

  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توحيد عرفان به معني وحدت وجود موجود است ،كه براساس آن تنهايك حقيقت وجود واقعي دارد و پديده هاي دگر همه مظاهر و  تعنيات آن حقيقت اند و با اين حساب بايد همه چيز خدا ، و خدا همه چيز بوده باشد . عارف كسي است كه حق را درهمه چيز مي بيند بلكه آن را عين همه چيز مي داند و نيز عارف معتقد است جهان و هرچه در اوست  الوهي است .
درمكتب عرفان عشق و جذبه نيروي حاكم بر همه عناصر واجزاء جهان است و همين جاذبه عشق  ساري غير مرئي است كه عالم هستي را زنده و برنا نگه داشته و سلسله موجودات را به هم پيوسته است به طوريكه اگر در اين پيوستگي و به هم بستگي سستي و خللي روي دهد رشته هستي گسيخته خواهد شد و قوام ودوام از نظام عالم وجود رخت برخواهد بست .
عرفا نسبت به پيروان اديان و مذاهب ديگر  هميشه به ديده اغماض مي نگريستند و معتقد بودند كه معني يكي است هرچند كه عبارتهامختلف باشند و جانانه كعبه و بتخانه يكي است و حرم و دير سبحه و پيمانه چندان فرقي ندارند در صورتي كه اهل هر دين و مذهب يكي از اساسي ترين مسائل اعتقادي اش حقانيت دين و مذهب خاص خود و بطلان تمام اديان و مذاهب ديگربود .
ابن عربي از عرفاي قرن ۶* مي گويد «‌مبادا كه تنها بعقيده اي خاص پايبند بوده و عقايد ديگر را كفر بداني كه در اين صورت زيان مي بري و بلكه علم به حيقيقت مسئله را از دست خواهي داد پس باطن خود را هيولا و ماده تمامي صورتهاي اعتقادي بگردان از آن جهت كه خداي تعالي برترو والاتر از آن است كه در انحصار عقيده خاص واقع شود.»
عرفان نيز نميتوانسته از تأثير اسلام بركنار باشد در واقع زندگي و حالات و كمالات ومناجات رسول اكرم سرشار از شور و هيجان معنوي و مملو از بشارات عرفاني است . دعاهاي رسول اكرم (ص) فراوان مورد استشهاد و استناد عرفا قرارگرفته است .
امير المومنين علي(ع) كه اكثريت قريب به اتفاق اهل عرفاو تصوف سلسله هاي خود را به ايشان مي رسانند كلماتش الهام بخش معنويت و معرفت است .
دعاهاي اسلامي مخصوصاً دعاهاي شيعي گنجينه اي از معارف اسلامي است از قبيل دعاي كميل ، دعاي ابو حمزة‌ثمالي ، مناجات شعبانيه ، دعاهاي صحيفه سجاديه عاليترين انديشه هاي معنوي در اين دعاها است .آيا با وجود اين همه منابع جاي اين است كه ما در جستجوي يك منبع خارجي باشيم ؟ مستشرقين در جستجوي منبعي غير از اسلام هستند كه الهام بخش معنويت هاي عرفاني باشد و درياي عظيم را ناديده مي گيرند . 
  در نهايت به بررسي اجمالي موارد زير مي پردازيم 
۱٫ علم عرفان 
۲٫ بررسي ارزش و اصالت عرفان اسلامي 
۳٫ ارتباط تصوف و اسلام*   
۴٫ ارتباط تصوف و عرفان اسلامي
عرفان و تصوف 
يكي از علومي كه در دامن فرهنگ اسلامي زاده شد و رشد يافت . تكامل پيدا كرد علم عرفان است . درباره عرفان از دو جنبه مي توان بحث و تحقيق كرد : يكي از جنبه اجتماعي و ديگر از جنبه فرهنگي . 
عرفان با ساير طبقات فرهنگي اسلامي از قبيل مفسرين . محدثين فقها ، متكلمين ، فلاسفه ادبا . شعرا … يك تفاوت مهم  دارند و آن اينكه علاوه بر اينكه يك طبقه فرهنگي هستند و علمي به نام عرفان بوجود آوردند و دانشمندان بزرگي در ميان آنها ظهور كردند و كتب مهمي تاليف كردند . يك فرقه اجتماعي در جهان اسلام بوجود آوردند با مختصاتي مخصوص به خود . بر خلاف ساير طبقات فرهنگي از قبيل فقها و حكما و غيره كه صرفا طبقه اي فرهنگي هستند و يك فرقه مجزا از يكديگر به شمار نمي روند . 
اهل عرفان هر گاه با عنوان فرهنگي ياد شوند با عنوان « عرفا » و هر گاه با عنوان اجتماعي شا ن ياد شوند غالبا با عنوان « متصوفه » ياد مي شوند . 
عرفا و متصوفه هر چند يك انشعاب مذهبي دراسلام تلقي نمي شوند و خود نيز مدعي چنين انشعابي نيستند و در همه فرق و مذاهب اسلامي حضور دارند ، در عين حال يك گروه وابسته و بهم پيوسته اجتماعي هستند . يك سلسله افكار و انديشه ها و حتي آداب مخصوص در معاشرتها و لباس پوشيدنها و احيانا آرايش سر و صورت و سكوت در خانقاهها و غيره به آنها به عنوان يك فرقه مخصوص فرهنگي و اجتماعي رنگ مخصوص داده و مي دهد . 
 البته همواره – خصوصا در ميان شيعه – عرفايي بوده و هستند كه هيچ امتياز ظاهري با ديگران ندارند و در عين حال عميقا اهل سير و سلوك عرفاني مي باشند . و در حقيقت عرفاني حقيقي اين طبقه اند ، نه گروههايي كه صدها اداب از خود ايجاد كرده و بدعتها ايجاد كرده اند . 
ما دراين درسها كه درباره كليات علوم اسلامي بحث مي كنيم به جنبه تصوف عرفان كاري نداريم ، فقط از جنبه فرهنگي وارد بحث مي شويم ، يعني به عرفان به عنوان يك علم و يك شاخه از شاخه هاي فرهنگ اسلامي نظر داريم نه به  عنوان يك روش و طريقه كه فرقه اجتماعي پيرو آن هستند . 
اگر بخواهيم از جنبه اجتماعي وارد بحث شويم ناچار بايد اين فرقه را از نظر علل و منشا و از نظر نقش مثبت و منفي ، مفيد يا مضري كه در جامعه اسلامي داشته است . فعل و انفعالهايي كه ميان اين فرقه را از نظر علل و منشا و از نظر نقش مثبت و منفي ، مفيد يا مضري كگه در جامعه اسلامي داشته است فعل و انفعالهايي كه ميان اين فرقه و ساير فرق اسلامي رخ داده است رنگي به معارف ا سلامي داده است ، تاثيري كه در نشر اسلام در جهان داشته است مورد بحث قرار دهيم . ما فعلا به اين مطالاب كاري نداريم . بحث ما فقط درباره عرفان به عنوان يك علم و يك بخش فرهنگي است . 
عرفان به عنوان يك دستگاه علمي و فرهنگي داراي دو بخش است : بخش عملي و بخش نظري .
بخش عملي عبارت است از ”ان قسمت كه روابط و وظايف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بيان مي كند و توضيح مي دهد . 
عرفان در اين بخش ماننند اخلاق است ، يعني يك علم عملي است با تفاوتي كه بعدا بيان مي شود . 
اين بخش از عرفان علم « سير و سلوك » ناميده مي شود . در اين بخش از عرفان توضيح داده مي شود كه « سالك » براي اينكه به قله انسانيت يعني توحيد برسد از كجا بايد آغاز كند و چه منازل و مراحلي را بايد طي كند و در منازل بين راه چه احوالي براي او رخ دهد و چه .ارداتي بر او وارد مي شود و البته همه اين مراحل و منازل بايد با اشراف و مراقبتهاي يك انسان كامل و پخته كه قبلا اين راه را طي كرده و از رسم و راه منزلتها ، آگاه است صورت گيريد و اگر همت انسان كاملي بدرقه راه نباشد خطر گمراهي است . 
عرفا از انسان كاملي كه ضرورتا بايد همراه نو سفران باشد گاهي به طاير قدس و گاهي به خضر تعبير مي كنند . 
همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس                            كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم 
ترك اين مرحله بي همرهي خضر مكن                  ظلمات است بترس از خطر گمراهي 
البته توحيدي كه از نظر عارف ، قله منيع انسانيت به شمار مي رود و آخرين مقصد سير و سلوك عارف است . با توحيد مردم عامي و حتي با توحيد فيلسوف ، يعني اينكه واجب الوجود يكي است نه بيشتر ، از زمين تا آسمان متفاوت است . 
توحيد عارف يعني موجود حقيقي منحصر به خداست ، جز خدا هر چه هست نمود است نه بود . توحيد عارف يعني جز خدا هيچ نيست 
توحيد عارف يعني طي كردن و رسيدن به مرحله جز خدا هيچ نديدن . 
اين مرحله از توحيد را مخالفان عرفا تاييد نمي كنند و احيانا آن را كفر و الحاد مي خواننند ، ولي عرفا معتقدند كه توحيد حقيقي همين است    ، ساير مراحل توحيد خالي از شرك نيست . از نظر عرفا رسيدن به اين مرحله كار عقل و انديشه نيست كار دل و مجاهده و سير و سلوك و تصفيه و تذهيب نفس است . 
به هر حال اين بخش عرفان بخش عملي عرفان است ، از اين نظر مانند علم اخلاق است كه درباره چه بايد كرد ها بحث مي كند با اين تفاوت كه : 
اولا عرفان درباره روابط انسان با خودش و با جهان و با خدا بحث مي كند و عمده نظرش درباره روابط انسان با خدا است و حال آنكه همه سيستمهاي اخلاقي ضرورتي نمي بينند كه درباره روابط انسان با خدا بحث كنند ، فقط سيستمهاي اخلاقي مذهبي اين جهت را مورد عنايت و توجه قرار مي دهند . 
  • بازدید : 103 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تصوف یا صوفی‌گری راهی است به طرف حقیقت با پای عشق و سرچشمه آن حکمت خسروانی ایرانی است و معمولا فرقه‌ای اسلامی محسوب می‌شود. صوفیان آفریننده هستی را دارای هیچیک از صفاتی که ما می‌شناسیم نمی‌دانند و او را بالاتر از هر پندار و توصیفی می‌دانند. ریشه ی لغت تصوف احتمالا از سوفیای یونانی و یا صوف به معنای پشم است.به خاطر لباس پشمینه ای که صوفیان می پوشیده اند.
 شکل گیری و گسترش
شکل گیری جنبش صوفیگری و دراویش تقویت و گسترش شاخه غیر مسلحانه از مبارزات طولانی مردم ایران علیه سلطه گران عرب بود، که بر مزار جنبشهای شکست خورده سه قرن پیشین بنا نهاده شد. این جنبش که بیشتر عرفانی و مقاومت منفی بود از حلاج و شبلی و دیگران آغاز و تا دوره سلطان سهاک بنیانگزار نوشتاری مکتب و دین اهل حق یارسان در قرن هفتم و هشتم هجری قمری ادامه داشت. حلاج دقیقا در ایامی ظهور نمود و شعار انا الحق سر داد که دین و دولت با تبانی همدیگر، در برابر مردم ایستاده بودند. حلاج به عقل انسان ارزش و اعتبار می‌دهد و تاکید می‌کند: “آنچه می‌گویم با دیده عقل بنگر…“
از تأثیرگذارترین صوفیان ایرانی و اسلامی می‌توان به بایزید بسطامی، ابوسعید ابوالخیر، جنید بغدادی، مولوی، سعدی، عطار نیشابوری، جامی و شاه نعمت الله ولی اشاره کرد.در مورد تصوف و اینکه از چه کلمه‌ای مشتق شده‌است مطالب بسیاری نگاشته‌اند که از جمله از صوف به معنی پشم یا از صوفیای یونانی به معنی حکمت و فلسفه و… گرفته شده‌است. اما خود صوفیان معمولاً گرفتار این بحث در لغات و کلمات نیستند و هدف صوفیه تزکیهٔ درون و طی مراحل سلوک تا رسیدن به خداوند و خالق هستی است.درک این نکته که همهٔ موجودات یک حقیقت واحد دارندو برای درک این موضوع و بینش آن باید مراحل سلوک را مرحله به مرحله طی کنند تا از خودی خود فانی شده و به مرحلهٔ لقا برسند. در نظر صوفیه و عرفا عشق مفهوم وسیعی دارد. آنها عشق را امانت بزرگ و ناموس الهی می‌دانند و بر این اعتقادند که خداوند انسان را از عشق خلق کرد و او اولین عاشق و اولین معشوق است. به قول مولوی:
کرد فضل عشق انسان را فضول زین فزون جویی ظلوم است و جهول
همچنانکه هر مذهب و دینی فرقه‌های مختلفی دارد صوفیه نیز دارای انشعبات زیادی شده‌است و علت آن هم این است که بعدها که تصوف رونق گرفت و مفاهیم زیبا و عمیق آن بین عوام پخش شد عده‌ای برای اینکه خود را از خوان آن بهره مند کنند به تصوف رو آوردند بدون اینکه درک درستی از آن داشته باشند.
 تعریف تصوف از دیدگاه شیخ بهایی
 
صوفیان در سماع
«ابولفضائل» شیخ بهایی در کتاب کشکول می‌نویسد: تصوف علمی است که در آن از ذات احدیّه و أسماء و صفاتش از آن حیث که رساننده مظاهر منسوباتش به ذات اویند، بحث می‌کند.مسائل تصوف، نحوه صدور کثرت از ذات احدی و نحوه رجوع کثرت به ذات و بیان مظاهر اسمای الهی و نعوت رباّنی و کیفیّت رجوع اهل الله و نحوه سلوک و مجاهدات و ریاضاتشان و بیان نتیجه هر یک از اعمال و اذکار در دنیا و آخرت بر وجه ثابت در نفس الامر است. مبادی تصوف شناخت حدّ و تعریف و غایت آن و اصطلاحات قوم را در این علم دانستن است.

 ‌تاریخچه
در قرن پنجم هجری خزشهای بزرگ اقوام ترک به سوی ایران آغاز گردید و امپراتوری ترکان سلجوقی تشکیل شد که دامنه‌هایش از یکسو تا دمشق و از سوی دیگر تا اواسط آسیای میانه امتداد داشت. این خزش با یورش مغولان به اوج رسید، و چنانکه میدانیم مغول‌ها ایران و عراق را تسخیر کردند و سلطه‌شان بر ایران قرنها استمرار داشت. ترکها مجموعه‌‌ای از سنتهای دینی کهن را با خودشان میکشیدند که اساسش بر نیاپرستی و توتم پرستی نهاده شده بود. اینها وقتی مسلمان شدند سنتهای دینی خودشان را به عنوان بخشی از اسلام وارد جامعه کردند، و اسلام پنجمی[۱] را در ایران و عراق و آسیای صغیر ساختند که سنتهای کهن دینی‌شان را بازتاب میداد. اینها البته توتم‌های سابق قبیله‌ای خودشان را رها کردند، ولی رهبران مسلمان مورد قبولشان را به جای این توتمها نهادند و آنها را دارای قدرت خارق‌العاده برای تصرف در امور کائنات پنداشتند. این بود که دینی که اینها از قرن ششم به بعد شکل دادند بصورت پیرپرستی نمود یافت، و آنچه تصوف نامیده میشد را با پیرایه‌های نوینی عرضه داشت که اساسش بر تقدس پیر طریقت و ولایت مطلقهٔ او، و تقدس خانقاه و خانقاهداران بود

عتیقه زیرخاکی گنج