• بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

    سلول براي اولين بار بو وسيله رابرت هوگ ، دانشمند انگليسي توصيف شد . در سال ۱۶۶۵ هوك چيزهاي زيادي  را به وسيله ميكروسكوپ ساده خود مورد آزمون قرار مي داد كه از جمله آنها يك تكه نازك چوب پنبه بود. تكه چوب پنبه در زير ميكروسكوپ بصورت هزاران خانه كوچك داراي ديواره هاي سفت ديده مي شد . ترتيب خانه ها همانند حجرات كنودي زنبور عسل بود . در واقع هوك اصطلاح سلول را براي توصيف مشاهده خود در مقاله اي كه در همان سال چاپ شده بود بكار برد . 
گرچه هوك اصطلاح سلول را معمول ساخت اما نتوانست ماهيت واقعي آن را بشناسد . هوك كنش سلولهاي چوب پنبه اي را همانند كنش سياهرگها و سرخرگهاي بدن حيوانات مي پنداشت . يعني معتقد بود كه ( مايعهاي حياتي ) را از يك ناحيه گياه به ناحيه ديگر آن منتقل مي سازند . 
واقعيت اين امر اين است چوب پنبه پيزي جز ديواره مرده سلولي نيست و از پوست تنه درختان جدا شده و عمل آن ممانعت از عبور آب و محافظت از بافتهاي دروني گياه است . 
بدنبال بهبود يافتن تكنولوژي مطالعات ميكروسكوپي ، دانشمندان به بينشهاي درست تري درباره ساخت سلول دست يافتند . در سال ۱۸۲۴ ميزان مشاهدهاي انجام شده به حدي رسيد كه دو تروشه ، زيست شناس فرانسوي را برانگيخت تا يكي از سه اصل مهمي كه تئوري سلولي را تشكيل مي دهند عنوان كند . 
طبق اين اصل همه موجودات زنده از يك يا چند واحد بنام سلول ساخته شده اند . دو اصل ديگر فقط هنگامي تدوين كامل يافتند كه رودولف ويرنف در سال ۱۸۵۸ در نشريه اي كه خواننده بسيار داشت قاطعانه استدلال كرد كه : اولاً : سلول مي تواند موجوديتي مستقل داشته باشد ؛ ثانياً سلول فقط از سلولي كه پيش از آن بوده است بوجود مي آيد . 
بيشتر مدارك لازم براي رسيدن به اين دو نتيجه كلي قبلاً بوسيله دوزيست شناس آلماني بنامهاي ام . ج . شلايدن و تئودور شوان در سالهاي ۱۸۳۸ و ۱۸۳۹ گردآوري شده بود . 
شلايدن با وجود تراكم روز افزون اطلاعاتي كه تفاوت گونه ها را بيان مي داشت همواره در جستجوي اصلي بود كه ميان همه گياهان مشترك باشد و به آنها وحدت بخشد ، ولي كوشش او بي نتيجه بود زيرا در سال ۱۸۳۸ او نوشت كه ( هر سلول گياهي زندگي دو گانه اي دارد يكي زندگي مستقل كه به رشد خاص آن مربوط مي شود و ديگري زندگي وابسته است . چون جزء جدا نشدني گياه است . )
در سال ۱۸۳۹ شوان ، با بهره گرفتن از كار شلايدن ، نشان داد كه نتايج مهم اين گياه شناس در باره جانداران نيز قابل تعميم است . اكنون بيشتر زيست شناسان افتخار بنيانگذاري تئوري جديد سلولي را از آن شلايدن و شوان مي دانند .




تعداد سلولها
    در موجودات تك سلولي جاندار و سلول به صورت يك موجود درهم ادغام مي شوند مانند :آميب .
در موجودات پر سلولي نمونه هايي در گياهان شناخته شده اند كه در آنها تعداد سلولها ثابت است . در تمام موارد ديگر تعداد سلولها تا موقعي كه موجود به حد بلوغ برسد افزايش مي يابد . همه سولها با يك آهنگ و دي طي يك مدت تقسيم نمي شوند . چنانچه در انسان همه سلوهاي عصبي كه درهنگام تولد تشكيل شده اند غير قابل جايگزيني هستند و اگر احتمالاً خراب شوند ناگزير از بين مي روند ، بر عكس سلولهاي خوني يا سلولهاي پوست زندگي كوتاهي دارند و تا هنگام مرگ موجود زنده به طور مداوم توليد مي شود و جانشين تك سلولهاي از دست رفته مي گردند . 
تعداد سلوهاي بدن انسان را بين صد هزار تا يك ميليون ميليارد تخمين مي زنند كه در هر ثانيه نزديك به ۵۰ ميليون از آنها مي ميرند و به همين تعداد نيز سلولهاي جديد تشكيل مي شوند و حيات را تداوم مي بخشند . 

اشكال سلولي 
    تعدا بسياري از سلولها هنگامي كه در محيط مايع به حالت آزاد قرار دارند به شكل كروي يا بيضي ديده مي شوند و وقتي در يك سيستم بافتي به حالت چسبيده به هم قرار مي گيرند به اشگال مختلفي مانند : اشكال مكعبي ، استطاله مانند ، دوكي ، ستاره اي شكل و غيره ديده مي شوند . در هر حال اين تغييرات شكلي به علت فشاري است كه سلوهاي اطراف به سلول وارد آورده است .
سلولهاي شناوري هستند كه مي توانند در محيط مايع به اشكال مختلف يا به اشكال غير كروي ديده شوند ، مانند : اسپرماتوزوئيدها يا سلولهاي جنسي نر كه تاژكندارند يا هماسي ها ۰ گريچه هاي سرخ خوني ) كه مسطح هستند . سلولهايي همچون سلولهاي عصبي كه در تشكيلات بافتي وارد مي شوند و بسيار دراز هستند و به اشكال متفاوتي ديده مي شوند . 
در موجودات تك سلولي نيز اشكال مختلفي ديده مي شود . مثلاً آميب بعلت داشتن پاهايي كاذب و حركات مخصوص آسيب شكل مشخصي ندارند ولي در بعضي از تك سلولي ها كه از پوشش سختي احاطه شده است شكل موجود تقريباً ثابت است . بطور كلي بايد توجه داشت كه شكل سلول را 
نمي توان يك صفت ثابت به حساب آورد زيرا اين خصوصيت به تغييرات محيط زندگي سلول بستگي داشته و در زمانهاي مختلف حيات ممكن است قابل تغيير باشد .

ابعدا سلولي 
    ابعاد سلولها بسيار متفاوت است . واحد هاي اندازه گيري مورداستفاده در بررسي سلولها از آنگستروم ( ۱۰۰A`) تا (۱۰۰۰A` ) و اندازه سلولهاي بزرگ مثل تخم دوزيستان و پرندگان از ۱mm (1000000A` ) تا ۷Cm ( اندازه ( زرده ) تخم شتر مرغ‌) است . به طور كلي در مورد بزرگي سلولها مي توان گفت كه ابعاد اكثر سلولهاي جانوري بين هفت ميكرون تا بيست ميكرون تغيير 
مي كند . 
در گونه انساني بين سلولهاي بسيار كوچك ، قطر لوكوسينهاي كوچك ، يعني گويچه هاي سفيد خون نزديك به پنج ميكرون است و از بين سلولهاي بسيار بزرگ مي توان تخمكها يا سلولهاي جنسي ماده را نام برد كه قطري بين ۱۰۰ تا ۱۴۰ ميكرون دارند و نورونها يعني سلولهاي عصبي ، زوايدي بنام آكسون دارند كه طولشان به دهها سانتي متر مي رسد . 

اندازه سلولهاي 
    اندازه سلولها از يك گونه حيوان نسبت به گونه ديگري تغيير مي كند . در بدن يك موجود از بافتي نسبت به بافت ديگر نيز قابل تغيير مي باشد . همچنين در بعضي از موجودات مانند حشراتي كه در دسته راست بالان قرار دارند و يا دوزيستان سلولها به نسبت كلي بدن از سلولهاي پستانداران حجيم تر مي باشند . وقتيكه اندازه يك نوع سلول به حد طبيعي خود برسد رشدش متوقف شده و يا اينكه متحمل تقسيم مي شود . گاهي اوقات سلولها حالت غول پيكري پيدا مي كنند كه اين موضوع زماني طبيعي و گاهي غير طبيعي مي باشد . مثلاً  سلولهاي غول پيكر غدد بزاقي بعضي حشرات و يا بزرگي  سلول تخم امري است طبيعي و حال آنكه پيدايش  سلول غول پيكر در فوليكولهاي سلي در ريه علت پيدايش بيماري است. 
به طور كلي اكثر سلولها را تنها با ميكروسكوپ مي توان مشاهده نمود زيرا قطر آنها فقط چند ميكرون است 

عتیقه زیرخاکی گنج