• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يآ أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذى خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْس واحِدَة وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِسآءً وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذى تَسآءَلُونَ بِه وَ الْاَرْحامَ اِنَّ اللّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيباً (*)
به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر. اى مردم از پروردگارتان پروا كنيد آنكه شما را از يك جان آفريد و همسر او را از او آفريد و از اين دو، مردان و زنان بسيارى را پراكنده ساخت و از خدا پرواكنيد آنكه به نام او از يكديگر درخواست مى كنيد و نيز درباره خويشاوندان بترسيد. همانا خداوند بر شما 
مراقب است (۱) 
نكات ادبى
۱ ـ «بثّ» پراكنده ساخت ، منتشر كرد. «مبثوث» پراكنده.
۲ ـ «تسائلون» از يكديگر درخواست چيزى مى كنيد و اين اشاره به درخواست و تقاضاى افراد از يكديگر با سوگند دادن به خداست.
۳ ـ «الارحام» جمع رحم، خويشاوندان و از رحم زن مشتق شده، اين كلمه عطف بر الله است و اتقوا بر سر آن نيز مى آيد يعنى درباره خويشاوندان هم پروا كنيد و بترسيد.
تفسير و توضيح
آيه (۱) بسم الله الرحمن الرحيم. يا ايها الناس اتقوا… : اين سوره نيز مانند تمام سوره هاى قرآن بجز سوره توبه، با نام خدا آغاز مى شود خدايى كه رحمان و رحيم است (تفسير بسم الله در آغاز سوره حمد گذشت) نخستين جمله اين سوره خطاب به عموم مردم چه مؤمن و چه كافر است و به مردم تذكر مى دهد كه از پروردگارتان پروا داشته باشيد و آنان را امر به تقوا مى كند. تقوا آن حالت خداترسى است كه اگر در وجود انسان پيدا شود، او را از ارتكاب گناهان باز مى دارد. اين حالت، رابطه انسان با خدا را محكم مى كند و انسان با داشتن روح تقوا، در تمام كارها خدا را در نظر مى گيرد و مطابق با رضايت او عمل مى كند و از انجام كارى كه خشم خدا را بر انگيزد پرهيز مى نمايد.
طبق اين آيه، دليل اينكه انسان بايد از خدا پروا كند و رضايت و خوشنودى او را بجويد، اين است كه خدا پرورش دهنده انسانهاست و هموست كه انسانها را از نسل 
يك نفر به وجود آورده كه منظور حضرت آدم است و همسر او حوا را هم از او آفريد و از اين دو نفر مردان و زنان بسيارى پديد آورد.
پيش از آنكه درباره چگونگى خلقت آدم و حوا و تكثير نسل آنها سخنى بگوييم، اين نكته را يادآور مى شويم كه كيفيت خلقت نوع بشر و تكثير ذريه آدم و پديد آمدن انسانها از پدران و مادران بهترين وضعيت و حالت در ايجاد نوع بشر است خداوند با قرار دادن غريزه جنسى در نهاد آدمى و شدت علاقه اى كه به او نسبت به جنس مخالف داده، كارى كرده است كه به طور طبيعى و بدون احتياج به امر تشريعى نسل بشر در روى زمين باقى مانده است هر چند كه امر تشريعى به ازدواج نيز به صورت استحبابى وجود دارد ولى غريزه جنسى آنچنان نيرومند است كه خود به خود و حتى در ميان اقوام وحشى نيز توليد مثل وتكثير نسل وجود دارد.
بنابراين، خداوند با پديدآوردن انسانها با اين كيفيت مخصوص بالاترين حق را برگردن انسانها دارد و آن حق حيات است و به همين جهت لازم است كه انسان از خدا پروا كند و تقوا داشته باشد و خوشنودى او را در كارهاى خود در نظر بگيرد.
با توجه به متن قرآن و ظواهر آيات، شكى وجود ندارد كه از ديدگاه قرآن نسل كنونى بشر به يك فرد به نام آدم مى رسد كه خدا او را از خاك آفريد و از روح خود بر او دميد و او نخستين انسان روى زمين است كه بدون پدر و مادر آفريده شده. تكامل نوع انسان از انواع ديگر حيوانات مانند ميمون، مورد قبول متن قرآن و ظواهر آيات نيست و البته مى دانيم كه اين نظريه از سوى بعضى از دانشمندان علوم طبيعى نيز رد شده و فسيلها و اسنادى يافته اند كه مخالف با اين فرضيه است.
مطلب ديگر اينكه طبق همين آيه، نسل بشر به يك تن مى رسد كه همان آدم است و همسر آدم نيز از او به دنيا آمده. اكنون بايد ديد كه منظور از اين جمله چيست؟ و همسر آدم چگونه از خود آدم پديد آمده است؟ طبق بعضى از روايات، همسر آدم از دنده چپ آدم مخلوق شده و طبق بعضى از روايات ديگر، او پس از خلقت آدم از باقيمانده سرشت آدم آفريده شده است. البته در بعضى از آيات قرآنى هم آمده كه خدا 
از خود شما همسرانى براى شما آفريد (خلق لكم من انفسكم ازواجا) ولى اين آيات مربوط به نسلهاى بعدى است و ناظر به جريان آدم و حوا نيست.
اگر در سند رواياتى كه به آنها اشاره شد ترديد كنيم، بايد بگوييم كه ما از چگونگى خلقت حوا از آدم اطلاعى نداريم و فقط طبق آيه مورد بحث مى دانيم كه حوا نيز از آدم آفريده شده است. و نسل بشر به يك نفر مى رسد كه نام او آدم است.
موضوع ديگرى كه در اينجا قابل بررسى وتأمل است اين است كه از اين آيه فهميده مى شود كه نسل بشر از آدم و همسر او ازدياد پيدا كرده و مردان و زنان بسيارى در روى زمين پراكنده شده اند. در اينجا اين سؤال پيش مى آيد كه فرزندان بلافصل آدم چگونه و با چه كسانى ازدواج كردند؟ و نسلهاى بعدى چگونه به وجود آمدند؟ از اين آيه فهميده مى شود كه دختران و پسران آدم و حوا با يكديگر ازدواج كرده اند و ازدواج خواهر و برادر يك حكم تشريعى و قراردادى است و اين حكم در آن زمان نيامده بود و بعدها كه نسل آدم تكثير شد و نيازى به ازدواج خواهر و برادر نبود، اين حكم از سوى خدا آمد و اين هيچ گونه استبعادى ندارد. زيرا طبق نص صريح قرآن بعضى از ازدواجهاى حرام، قبلا حرام نبوده و در شريعت اسلام حرام شده است مانند جمع كردن ميان دو خواهر كه در شريعتهاى قبلى جايز بود و يك مرد مى توانست همزمان با دو خواهر ازدواج كند ولى در شرع اسلام اين امر ممنوع شد و ازدواج با خواهر همسر حرام اعلام شد.
اين نشان مى دهد كه حرام بودن ازدواج با بعضى از زنها يك مسأله قراردادى است و ممكن است بعضى از زنها در زمانى حلال باشند و در زمانى طبق مصلحت جديدى كه پيش مى آيد حرام باشند. بنابراين نبايد در ازدواج فرزندان آدم با يكديگر استبعاد كرد. چون ظاهر اين آيه همين موضوع را مى رساند. البته در بعضى از روايات آمده كه فرزندان بلافصل آدم با حورى يا جنّى ازدواج كردند و در بعضى از روايات آمده كه حوا هميشه دوقلو مى زاييد كه يكى از آنها پسر و ديگرى دختر بود. پسر هر شكم با دختر شكم ديگر ازدواج مى كرد و شايد هم فرزندان آدم با بازماندگان انسانهاى 
پيشين ازدواج كردند چون طبق يك نظريه، آدم نخستين انسان در روى زمين نبود بلكه پيش از او هم انواع مشابهى از انسانها در روى زمين زندگى مى كردند كه به تدريج نسل آنها قطع شد و خدا آدم را از خاك آفريد.
در قسمت بعدى آيه مورد بحث، بار ديگر مردم را به سوى تقوا مى خواند و مى فرمايد: از خدا پروا كنيد خدايى كه هميشه با نام او از يكديگر درخواست مى كنيد و به يكديگر مى گوييد تو را به خدا فلان چيز را به من بده يا فلان كار را انجام بده. منظور اين است كه از همان خدايى كه نام او هميشه ورد زبان شماست و به او سوگند مى خوريد وسوگند مى دهيد بترسيد و پروا كنيد و با انجام واجبات و ترك محرمات رضايت او را فراهم سازيد.
پس از بيان اين مطلب، اضافه مى كند كه علاوه بر خدا از ارحام و خويشاوندان هم پروا كنيد و حقوق آنان را در نظر بگيريد. اين جمله اهميت صله رحم و توجه به خويشان و نزديكان را مى رساند. خويشاوندان حقوقى برگردن انسان دارند كه بايد آن را ادا كند و يكى از نشانه هاى ايمان صله رحم و محكم كردن پيوندهاى خويشاوندى است. اين موضوع در آيات ديگرى هم آمده است:
و اولو الارحام بعضهم اولى ببعض فى كتاب الله (احزاب / ۶)
صاحبان پيوند خويشاوندى برخى از آنان براى برخى ديگر اولى هستند.
در روايات اسلامى نيز درباره صله رحم و اثر آن در زندگى انسان مطالبى آمده كه در بخش روايات بعضى از آنها ذكر خواهد شد.
پس از امر به تقوا و صله رحم اظهار مى دارد كه خداوند مراقب اعمال شماست و به آنچه انجام مى دهيد نظارت دارد. اعتقاد به اينكه خدا هميشه ناظر اعمال انسان است، از نظر تربيتى بسيار مهم و سازنده است و سبب مى شود كه انسان در كارهايى كه مى كند، رها و يله نباشد بلكه معيارهاى خدايى را در نظر بگيرند.
 چند روايت
۱ ـ قال اميرالمؤمنين (ع) لنوف البكالى: يا نوف صل رحمك يزيدالله فى عمرك.(۱)
امير المؤمنين (ع) به نوف فرمود: اى نوف صله رحم كن تا خدا بر عمر تو بيفزايد.
۲ ـ قال اميرالمؤمنين (ع): صلوا ارحامكم و لوبالسلام. يقول الله تبارك و تعالى: «واتقوالله الذى تسائلون به و الارحام».(۲)
اميرالمؤمنين (ع) فرمود: با خويشاوندان خود وصل كنيد اگر چه با سلام باشد خداوند مى فرمايد: «و اتقوالله الذى…»
۳ ـ قال الحسين (ع): من سرّه ان ينسأ فى اجله و يزاد فى رزقه فليصل رحمه.(۳)
امام حسين(ع) فرمود: هر كس دوست دارد كه اجل او به تأخير بيفتد و روزى او افزايش يابد، پس صله رحم كند.
۴ ـ عن الباقر(ع)، قال قال رسول الله: اخبرنى جبرئيل ان ريح الجنة توجد من مسيرة الف عام ما يجدها عاقّ ولاقاطع رحم.(۴)
امام باقر(ع) فرمود: پيامبر فرمود: جبرئيل به من خبر داد كه عطر بهشت از فاصله هزار سال راه شنيده مى شود ولى عاقوالدين و كسى كه با خويشاوندان خود بريده است، آن را نمى شنود. 
وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ اِلى أَمْوالِكُمْ اِنَّهُ كانَ حُوباً كَبيراً (*)وَ اِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تُقْسِطُوا فِى الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّسآءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَاِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى أَلاّ تَعُولُوا (*)وَ آتُوا النِّسآءَ صَدَقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَاِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ 
ــــــــــــــــــــــــــــ

و اموال يتيمان را به خودشان بدهيد و پليد را با پاكيزه عوض نكنيد و اموال آنها را با اموال خود مخوريد زيرا كه آن گناه بزرگى است (۲) و اگر بيم آن را داشتيد كه درباره دختران بتيم عدالت را رعايت نكنيد، پس از زنانى كه براى شما پسنديده است دوتا دوتا و سه تا سه تا و چهار تا چهارتا به همسرى بگيريد و يا زنى را كه مالك آن هستيد بگيريد. اين كار نزديكتر به آن است كه ستم نكنيد (۳) و مهريه زنان را با رغبت بدهيد. پس اگر با طيب نفس چيزى از آن را به شما بخشيدند، آن را گوارا و نوشين بخوريد (۴) 

عتیقه زیرخاکی گنج