• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 واحدی از تقسیمات کشوری است با محدوده جغرافیایی معین که از به هم پیوستن چند شهرستان همجوار با توجه به موقعیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و طبیعی تشکیل می‌شود.
شهرستان: واحدی از تقسیمات کشوری با محدوده جغرافیایی معین است که از به هم پیوستن چند بخش همجوار که از نظر عوامل طبیعی و اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی واحد متناسب و همگنی را به وجود آورده اند، تشکیل شده است. 
بخش: واحدی از تقسیمات کشوری با محدوده جغرافیایی معین است که از به هم پیوستن چند دهستان همجوار مشتمل بر چندین مزرعه، مکان، روستا و احیاناً شهر، که از نظر عوامل طبیعی و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، واحد همگنی را به وجود آورده اند، تشکیل شده است.
دهستان: کوچک ترین واحد تقسیمات کشوری یا محدوده جغرافیایی معین است که از به هم پیوستن چند روستا، مکان و مزرعه همجوار تشکیل می شود و از لحاظ محیط طبیعی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی همگن بوده و امکان خدمات رسانی و برنامه ریزی در سیستم و شبکه ای واحد را فراهم می نماید.
شهر: محلی با حدود قانونی است که در محدوده جغرافیایی بخش واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های شهر می باشد
قسیمات سرزمینی در قلمرو اسلامی یکی از وجوه جغرافیایی است که کمتر شناخته شده است. این تقسیمات که در طول تاریخ گاهی بر مبنای تاریخ و فرهنگ و گاهی براساس اوضاع جغرافیایی و جمعیت، سیاست و مسایل اجتماعی صورت گرفته، همواره معرف شرایط حاکم بر سرزمینهای اسلامی است.
برای بررسی دقیق چگونگی تقسیم بندی سرزمینهای اسلامی از آغاز دوره اسلامی تا دوره معاصر، توجه به چند نکته در این مقاله ضروری است. نخست آنکه اساساً تقسیم بندی سرزمینی اسلامی که مبتنی بر مطالعات جغرافیایی اسلامی باشد، از زمانی بوجود آمده است که جغرافیدانان مسلمان در دوره عصر طلایی (قرنهای سوم و چهارم) شکوفایی این علم را موجب شدند. بنابراین، تقسیمات سرزمینی اسلامی تا حد زیادی مرهون تلاش جغرافیادانان مسلمان است. نکته دوم آنکه برای بررسی دقیق چگونگی تقسیم‌بندی سرزمین در سرزمینهای اسلامی مراجعه به منابع اصیل و مستندات وقت اجتناب ناپذیر بود. بنابراین، در این مقاله سعی شده تا به تمامی منابع دست اول مورد بحث مراجعه شود. در نهایت لازم به اشاره است، بخشهای مقاله پس از بررسی مجدد یادداشتها و تألیف نهایی، به صورت شبه جزیره عربستان، سرزمین شامات، عراق و آناطولی، افغانستان و شبه قاره هند طبقه بندی شده است. ضمن آنکه می‌بایست به این مساله نیز اشاره شود که مناطق دیگر سرزمینهای اسلامی مانند جنوب شرقی آسیا و بخشهایی از اندلس به دلیل در دسترس نبودن منابع کافی در مقاله حاضر بررسی نشده است.
 
مواد و روشها:
مواد اصلی اسلامی در مقاله حاضر شامل مجموعه اطلاعاتی است که درباره شیوه‌های تقسیم بندی سرزمینی در منابع جغرافیایی قدیم وجدید ذکر شده است. به عبارت دیگر مجموعه اطلاعات پیرامون شیوه های تقسیم‌بندی سرزمینی در گذشته و تقسیمات کشوری در دوره معاصر که در منابع آمده، مواد اصلی تحقیق حاضر را تشکیل می‌دهد. از آنجا که این اطلاعات دارای پراکندگی موضوعی و حاوی اصطلاحات تخصصی متعددی بوده است، جهت سهولت بررسی، مناطق مختلف سرزمینهای اسلامی به صورت جداگانه بررسی شده است. برای مثال، مجموعه مواد و داده‌هایی که درباره قسمتهای مختلف کشورهای شبه جزیره عربستان یا شامات و شمال آفریقا آمده در یک محور قابل بررسی بوده است.
روش بررسی در این مقاله نیز به صورت مراجعه مستقیم به مهمترین و معتبرترین منابع موجود و جمع‌آوری داده‌ها، پردازش و در نهایت تحلیل آنها بوده است. به عبارت دیگر از آنجا که مقالات تحقیقی مستند به متون قدیمی می‌بایست از استواری و اعتبار لازم برخوردار باشند، در مقاله حاضر سعی شده تا مهترین منابع موجود مورد بررسی قرار گیرد و پس از جمع‌آوری اطلاعات و طبقه‌بندی موضوعی داده‌ها بر مبنای سرزمینهای اسلامی، تحلیل و ارزیابی صورت گرفته است.
بررسیها و یافته‌های تحقیق:
الف) کلیات تقسیم بندی:   اندیشه تقسیم بندی سرزمینهای اسلامی در ابتدا با فتوحات و گسترش سرزمینهای اسلامی مقارن بوده است، اما پیش از آن تقسیم بندیهای کلی مانند تقسیم‌بندیهایی که در ایران یا روم و یونان مرسوم بوده، در بخشهایی از قلمرو اسلامی وجود داشته است. براساس شواهد روشن، می‌توان گفت که اغلب تقسیم بندیهای سرزمینی پیش از اسلام یا براساس طول و عرض جغرافیایی بوده،  یا براساس اقالیم هفتگانه صورت می‌گرفته است]۱،صص۴۴-۴۹[. در میان مسلمانان، تقسیم بندیهای کلی جهانی یا تقسیم‌بندی سراسری سرزمینهای اسلامی از قرن سوم به بعد آغاز شده است. ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله بن خرداذبه (متوفی سال ۳۰۰ هجری قمری) که جغرافیانویس معتبر و مشهور مسلمان در قرن سوم است و کتاب ارزشمند المسالک الممالک را در سالهای ۲۳۰ تا ۲۳۴ هجری قمری تألیف کرده، بخش آباد و مسکونی کره زمین را به چهار قسمت به نامهای اروفی (اروپا)، لوبیه (شمال افریقا)، اتیوفیا (شرق افریقا) و اسقوتیا (مناطق شمال و شرق شبه جزیره عربستان) تقسیم کرده است ]۳،ص ۱۵۵[. او سراسر سرزمینهای اسلامی را نیز به چهار بخش مشرق، مغرب، جربا (سرزمینهای شمالی) و تیمن (سرزمینهای جنوبی) طبقه‌بندی کرد ]۳، صص ۱۸،۷۲،۱۱۸،۱۵۳).
در تقسیم بندی سرزمینهای اسلامی که ابن خرداذبه ارائه کرده است، سرزمینهای اسلامی عمدتا به کوره‌ها (تقریبا معادل استان)، رستاقها (ناحیه‌ای کوچکتر از کوره) و طسوجها (ناحیه‌ای کوچکتر از رستاق) تقسیم شده‌اند ]۳،صص۵-۸ [ طبقه‌بندی ابن خرداذبه از سرزمینهای اسلامی نشان می‌دهد که وی به منابع فارسی پیش از اسلام نیز دسترسی داشته است؛ چرا که اصطلاحاتی چون رستاق و طسوج که در دوره ساسانیان متداول بود به کتاب وی راه یافته است.
در میان جغرافیا نویسانی که در عصر طلایی جغرافیا از سراسر سرزمینهای اسلامی تقسیماتی ارائه کرده‌اند، اعتبار علمی اصطخری و مقدسی در قرن چهارم هجری قمری از بقیه بیشتر است؛ چرا که این دو طبقه‌بندی و تقسیم بندی جدیدی از سرزمینهای اسلامی ارائه کرده‌اند. در این مقاله به سبب اعتبار اثر علمی مقدسی، بر تقسیم‌بندی وی تاکید بیشتری شده است.
ابواسحاق ابراهیم بن محمد اصطخری (متوفی نمیه دوم قرن چهارم هجری قمری) جغرافیدان مسلمان و از اهالی اصطخر فارس بود که کتاب معروف مسالک الممالک را بعد از سال ۳۴۰ هجری قمری تألیف کرده است. او تمام سرزمینهای اسلامی زمان خودش را به بیست اقلیم شامل دیار عرب، دریای فارس، مغرب، مصر، شام، دریای روم، جزیره، عراق، خوزستان، فارس، کرمان، منصوره (سند و هند)، آذربایجان، جبال، دیلم، دریای خزر، بیابان میان فارس و خراسان (یزد)، سجستان، خراسان و ماوراء النهر تقسیم کرده است ]۵،ص ۳-۴[ این طبقه‌بندی علاوه بر آنکه نشان می‌دهد که اصطخری توجه دقیق‌تری به سرزمینهای ایرانی در میان سرزمینهای اسلامی داشته است، بیانگر تاثیر طبقه‌بندی بر مبنای اقالیم در طبقه‌بندیها و تقسیم بندیهای دوره اسلامی است.
ابوعبدالله مَقْدَسی یا مُقَّدَسی (متوفی اواخر قرن چهارم هجری قمری) که متولد بیت المقدس و مادرش ایرانی بود، کتاب گرانقدرش به نام احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم را در نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری تألیف کرده است. مطالب کتاب وی، بیانگر آن است که مقدسی نسبت به هم عصران خود، از امتیازات زیادی در ابتکارات علمی، تیزبینی مسایل جغرافیایی، بویژه مسایل مرتبط با مباحث دینی و از مشاهدات دقیقتری برخوردار بوده است. از جمله امتیازاتی که مقدسی داشته و خود به آن اشاره کرده اینکه تا قبل از وی کسی به طبقه‌بندی و تقسیم‌بندی سرزمینهای اسلامی مبتنی بر تعاریف و مفاهیم جدید اسلامی نپرداخته است .
در تقسیم‌بندی سراسری مقدسی، سرزمینهای اسلامی زمان او به چهارده اقلیم شامل شش اقلیم عربی به نامهای جزیره العرب، عراق، اقور، شام، مصر و مغرب و هشت اقلیم غیر عربی به نامهای خاوران، دیلم، رحاب، جبال، خوزستان، فارس، کرمان و سند تقسیم شده است   ] 27،صص۹-۱۰[.   در این تقسیم‌بندی هر اقلیم چند کوره (استان) و هر کوره چند قصبه (به مرکزیت یکی از قصبات) دارد و هر قصبه دارای چند شهر (مدینه) و قریه تابعه است ]۲۷،ص۴۷[. در طبقه‌بندی مقدسی، شرط مدینه بودن، داشتن منبر بود و گاهی مصر که به معنای شهر بسیار بزرگ منطقه‌ای است خود دارای چند ناحیه و شهر وابسته به آن بود. برای مثال، مقدسی گفته است که امصاری مانند قیروان و دمشق، شهرهایی هستند که مقر سلطان در آنجا قرار داشته و والیان سرزمینهای تابعه از آنجا به مناطق دیگر فرستاده می‌شدند و شهرهای یک اقلیم به آن وابسته بودند]۲۷،ص۴۷[. 
یکی از اعتبارات تقسیم‌بندی سرزمینی مقدسی توجه و دقت او به نظریه‌های دیگر علوم در باب موضوع است. در این ارتباط مقدسی نظرات فقها، لغت شناسان و حتی عوام در تفکیک سرزمینها و طبقه‌بندی شهرها را در کتابش آورده است. برای مثال، وی گفته است که به نظر فقها، مصر شهری دارای مسجد جامع و محل اجرای حدود اسلامی و جایگاه امیر بوده است مانند شهر نابلس، اما به نظر لغت‌شناسان مصر شهری بزرگ و حائل میان دو منطقه بزرگ است مانند شهر بصره و در نظر عوام، مصر شهری بزرگ و باشکوه است مثل ری و موصل]۲۷،صص۴۷-۴۸[.
نوشته‌ها و طبقه‌بندی شهرها و تقسیمات سرزمینی که مقدسی ارائه کرده ، نکات بسیار مهم دیگری از امتیازات وی را نشان می‌دهد. برای مثال، تا پیش از وی، تمامی جغرافیا نویسان مسلمان تنها به تقسیم‌بندی سرزمینی می‌پرداختند و به طبقه‌بندی شهرهای مهم یا کم اهمیت و روستاها به عنوان کانونهای جمعتی توجهی نشان نمی‌دادند، اما مقدسی بدقت و موشکافانه و حتی مبتنی برنظریه‌های علوم مختلف به این مساله پرداخته است.
 
۱- شبه جزیره عربستان (جزیره‌العرب):
 شبه جزیره عربستان خاستگاه دین اسلام است، از اینرو نخستین تقسیم بندی سرزمینی اسلامی در این منطقه صورت گرفته است. بررسیهای مقدماتی نشان میدهد که در اوایل دوره اسلامی، تقسیم بندی سرزمینی که این منطقه پیش از اسلام داشته، پذیرفته شده بود. این مطلب از آنجا قابل استحصال است که در آغاز اسلام، تعداد والیانی که از میان صحابه یا فرماندهان سپاهیان اسلام انتخاب می‌شدند و به مناطق یا نواحی فرستاده می‌شدند، تقریبا برابر با تعداد سرزمینهای تفکیک شده متعارف آن زمان بود. برای مثال، پیامبر اکرم (ص) در زمان حیاتش، ابوزید انصاری را روانه عمان و زیاد بن لبید بیاضی را به حضرموت در جنوب شبه‌جزیره فرستاد]۹،صص۱۰۳،۹۳[ که نشاندهنده متعارف بودن این تقسیم‌بندی در اوایل دوره اسلامی است.
سرزمین عربستان که درنوشته‌های یونانیان به سه قسمت عمده به نامهای عربستان بیابانی، (شامل بیابانها)، عربستان سنگی (شامل نواحی کوهستانی) و عربستان خوشبخت (شامل سواحل غربی و جنوبی) تقسیم می‌شد، پس از اسلام به پنج قسمت به نامهای حجاز، تهامه، یمن، نجد و عروض تقسیم بندی شد که این تقسیم‌بندی به عبدالله بن عباس منسوب است ]۱۶،ج۱،ص۱۶۳؛۳۱،ج۲،ذیل جزیره العرب[.
در عصر طلایی جغرافیا یا قرنهای سوم و چهارم هجری قمری شبه جزیره عربستان گسترده‌ترین اقلیم سرزمینهای اسلامی به شمار می‌رفت و شامل چهار کوره به نامهای حجاز، یمن، عمان و هجر وچهار ناحیه به نامهای احقاف، اشحار، یمامه و قرح می‌شد و صنعا سرآمد شهرهای آن بود]۲۷،صص۶۷-۶۹ .[پس از این دوره، این منطقه از سرزمینهای اسلامی تحولات متعددی مانند نفوذ فاطمیان مصر، عثمانیها، وهابیون و استعمار را تجربه کرد و در هر یک از این دوره‌ها، تقسیم‌بندی‌ خاصی داشت که بیشتر منطبق با عصر طلایی جغرافیا اما با اصطلاحات تقسیماتی ویژه بود.
در دوره معاصر، مبنای تقسیمات کشوری عربستان منطقه و محافظه است. در واقع، هر یک از مناطق ۱۳ گانه این کشور که مطابق با استان است، به دو یا چند محافظه یا شهرستان تقیم‌بندی شده است. در این تقسیمات، گاهی محافظه‌ها به سبب اهمیت، طبقه‌بندی جداگانه‌ای مانند محافظه درجه یک یا دو دارند. همچنین، علاوه بر شهرهای مهم مناطق که مراکز منطقه‌ای هستند، و شهرهای بزرگ و متوسط که مرکز محافظه به شمار می روند، گاهی شهرهای کوچک نیز مرکز محافظه تعیین شده‌اند، حاکم هر منطقه امیر خوانده می شود و پادشاه عربستان وی را انتخاب می‌کند ]۱۹،ص۹؛۶،صص۱۴-۱۵[.
 
یمن که قبل از اسلام بخشی از سرزمین پادشاهی سبا بود، در اوایل اسلام و زمان فتوحات اسلامی با انتخاب والیانی از صحابه به چند ولایت تقسیم شد و پیامبر اکرم (ص) برای حضرموت، صنعا و اراضی آن، زبید، رمع، عدن و سواحل آن، نجران و ولایت کنده و صدف والی انتخاب کرد ]۹،ص۷۶[. در قرون اولیه اسلامی یمن به چند مخلاف (مطابق با کوره یا استان) تقسیم می‌شد و ابن خرداذبه نخستین جغرافیدانی است که از مخالیف یمن نام برده است ]۳،صص۱۳۶-۱۳۹[. وی علاوه بر ذکر تقسیم بندی کلی یمن، به سه والی نشین جند، صنعا و حضرموت (هرکدام با مخلافها یشان ) اشاره کرده است ]۳،ص۱۴۴[. پس از او، یعقوبی مورخ مشهور قرن سوم هجری قمری در کتابش تاریخ یعقوبی ۸۴ مخلاف یمن را بدون اشاره به وسعت و کیفیت آنها نامبرده است]۳۲،ص۳۱۷[.
 
مخلافهای یمن از نظر وسعت گاهی برابر با رستاق، گاهی برابر باکوره و گاهی مطابق جند یا استان (به معنای لشگرگاه) نزد مسلمانان شام بود ]۱۷،ص۵۳؛۲۱،ص۲۵۴[. در قرن چهارم هجری قمری، اصطخری در معرفی یمن اصطلاحاتی مانند بلاد (مانند بلاد اباضیه)، اعمال (مانند اعمال حضرموت)، شهر (مانند شهر صنعا) و شهر کوچک (مانند شهر کوچک عدن) را به کار برده است]۵،صص۲۳-۲۵[که نشان می‌دهد تقسیم‌بندی براساس مخالیف به تدریج در حال تغییر است.
مقدسی یمن را به دو قسمت اصلی به نامهای جنوب (در کرانه دریا که قصبه آن زبید بود) و منطقه کوهستانی و سرد سیر نجد (دور از ساحل که قصبه آن صنعا بود) تقسیم کرده است ]۲۷،صص۶۹-۷۰[ . امروزه در تقسیمات کشوری یمن مبنای تقسیمات کشوری محافظه (استان) و لواء (شهرستان) است]۱۷،ص۵۳؛۲۲،ص۲۲[. سرزمین عمان نیز در قرون اولیه اسلامی یکی از چهار کوره بزرگ شبه جزیره عربستان به مرکزیت شهر صحار بود]۱،ص۲۳۷؛۲،ص۳۸[. در تقسیمات کشوری این کشور در سال ۲۰۰۰، اصطلاحات محافظه، منطقه و ولایت اساس تقسیم‌بندی است. سه محافظه مسقط، ظفار و مسندم و پنج منطقه باطنه، ظاهره، شرقیه، داخلیه و وسطی جمعا ۵۹ ولایت دارند]۱۸،ص۲۹[.
۲- شام و عراق و آناطولی:
 شام سرزمین شمالی شبه جزیره عربستان و مشتمل بر کشورهای کنونی سوریه، فلسطین، اردن و لبنان است و در سده‌های اولیه اسلامی به همراه عراق، شام و سواد (عراق) خوانده می‌شد. این سرزمین در دوره‌ اسلامی مطابق الگوی دیگری تقسیم‌بندی می‌شد. سرزمین شام که قبل از اسلام یکی از استانهای روم (به نام استان شرقی) مشتمل بر یازده اقلیم یا شهرستان بود]۱۲،ص۱۰۹[، در قرون اولیه اسلامی به چند جند تقسیم بندی می شد. به گفته یکی از مورخان بزرگ این دوره به نام بلاذری که کتاب ارزشمند تاریخی- جغرافیایی به نام فتوح البلدان را نوشته، در اینکه چه بلادی در شام جند نامیده می شد، اختلاف نظر وجود داشت ]۹،صص۱۳۳-۱۳۴[. مسلمانان، فلسطین، اردن، دمشق، حمص و قنسرین را به سبب آنکه دارای مجموعه‌ای از کوره‌ها بودند، جند می‌خواندند، اما گروهی دیگر به هر ناحیه‌ای که سپاهیان مسلمان هزینه‌ها و نیازهای خود را از آنجا می‌گرفتند، جند می‌گفتند. در تقسیمات سرزمینی شام، گاهی نقش حاکمان برای تعیین حدود مناطق داخلی، بیش از تقسیمات معمول اهمیت داشت. در زمان حکومت ابوبکر (متوفی سال ۱۳ هجری قمری) هرکس که قسمتی از شام (مانند فلسطین، دمشق و اردن) را فتح می‌کرد، والی آنجا می‌شد. در زمان خلافت عمر (متوفی سال ۲۳ هجری قمری) تمام شام تحت حاکمیت یک والی به نام ابوعبیده جراح قرار داشت ]۱۲،ص۱۱۱[ و هنگامیکه یزیدبن معاویه به حکومت شام رسید، قنسرین و انطاکیه را از حمص جدا کرد و به همراه توابع آنها به جند مستقلی تبدیل ساخت]۹،صص۱۳۳-۱۳۴[. در قرن چهارم هجری قمری، مقدسی شام را به شش کوره (هر کوره دارای یک قصبه و چند شهر) و قسمتهای دیگری که تفصیل آن در اینجا میسر نیست، تقسیم بندی کرد ]۲۷،صص۱۵۴-۱۵۵[. در سده‌های بعد نیز، الگوهای تقسیماتی دیگری در این منطقه دیده شده است. امروزه الگوی تقسیمات کشوری در کشورهای این منطقه مانند سوریه و لبنان، بر مبنای محافظه (استان) و قضا (شهرستان) است ]۳۰،ص۲۰۰؛۲۵،جاهای گوناگون[.
سرزمین عراق که پیش از اسلام، بخشی از آن جزو ایران بود، پس از اسلام ابتدا به دو قسمت سواد یا سواد عراق (بین‌النهرین سفلا) و جزیره یا اقلیم اقور (بین‌النهرین علیا) معروف شد. جزیره سه کوره یا دیار داشت که هر یک از آنها به نام قبیله ساکن در آنجا دیار بکر، دیار مضر و یا دیار ربیعه خوانده می‌شد.
 
هر یک از این قسمتها یک قصبه داشتند و به چند ناحیه کوچکتر تقسیم می‌شدند]۲۷،صص۱۳۶-۱۳۷[. سواد که ظاهراً به درخواست مردم در اواخر خلافت منصور عباسی تقسیم‌بندی شد]۹،ص۲۶۷[، مشتمل بر چند کوره و طسوج بود که حکایت از تاثیر اصطلاحات تقسیمات سرزمینی ایرانی در آنجا بود. ابن خرداذبه در قرن سوم هجری قمری، سواد را دارای ۱۲ کوره (هر کوره شامل چند طسوج) و ۶۰ طسوج دانسته و مقدسی در قرن بعدی آنرا به شش کوره تقسیم‌بندی کرد]۳،ص۵؛۲۷،ص۱۱۴[.
وضعیت آسیای صغیر یا آناطولی در موضوع مورد بحث مقاله متفاوت بود. این منطقه که حدود آن تقریباً با ایالات قدیم برابر بود]۲۰،صص۳۵۴-۳۵۶[ پس از غلبه ترکهای عثمانی کاملا در قلمرو سرزمینهای اسلامی قرار گرفت. پس از آن، آسیای صغیر به ولایات متعدد و هر ولایت (استان) به چند سنجق (شهرستان) و هر سنجق به چند قضا (بخش) و هر قضا به چند ناحیه کوچک تقسیم‌بندی شد]۲۴،ص۱۸؛۳۵،صص۳۸۷-۳۸۸[. حکام عثمانی پس از تسلط بر مناطق جنوبی آسیای صغیر (شام و عراق) از همین الگوی تقسیماتی استفاده کردند.

عتیقه زیرخاکی گنج