• بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مسأله۱- دختران و پسران كه به تكليف شرعي مي‌رسند اجب است از مجتهد جامع الشرايط تقليد نمايند و نشانه بلوغ در مسأله ۲۱ آورده شده است.
مسأله ۲- از مجتهدي بايد تقليد نمود كه جامع‌الشرايط يعني مرد و عادل باشد تقليد سيد در اولويت است. البته مجتهد اعلم را نمي‌توان شناسايي نمود مگر اينكه بگوييم فلان مجتهد در حج، تجارت، جهاني، نكاح … اعلم است البته مجتهد جواني كه مسائل روز جامعه را بيشتر لمس مي‌كند در اولويت قرار دارد.
مسأله ۳- در محافل عروسي، وليمه دادن و شادي كردن مستحب است و حتي در غير عروسي هم ادخان سرور در قلب مسلمانان نمودن اجر معنويي بالايي دارد و نبايد از اسلام چهره خشونت نشان داد كه سبب فرار جوانان از اسلام شود، البته جوانان عزيز هم لازم است بدانند كه اجراي قوانين شرع اسلام براي حفظ و حراست خوشان و اجر آخرت ضروري است.
در ادامه فایل بقیه موارد احکام آورده شده است
مسأله۴- رقص زن براي زن و مرد براي مرد جائز است، البته بانوان محترم متوجه مسائل شرعي آن و حفظ خود از نامحرم و يا حفظ خود از فيلمبرداري كه مقدمه‌اي براي رسيدن فيلم به دست نامحرم است باشند، البته ما از سن ۲۲ سالگي كه اجازه اجتهاد خود را كتباً از مرحوم آيت‌الله صاحب عنايه الاصول في شرح كفايه الاصول دريافت كرديم تاكنون دليل فقهي بر حرمت رقص نيافتيم، مگر اينكه مقدمه‌اي براي لهو و لعب و محرمات ديگر كه موجب انحراف نسل جوان باشد كه در آن صورت جايز نيست.
مسأله ۵- لاك زدن روي ناخن مانع از وضوء است، اما اگر يك ناخن روي پا، پاك شود براي مسح كافي است.
مسأله ۶- لباس سياه مكروه است، مگر در عمامه و عبا، و منظور از پوشش و حجاب حفظ و حراست و قداست بانوان و جلوگيري از طعمه شدن و سستي نظام خانواده است.
مسأله ۷- ديدن موي سر زنهاي مسن و همچنين زنان صاحب كتاب و اقليتهاي مذهبي مانند خبرنگاران خارجي براي نامحرم بدون قصد شهوت جايز است.
مسأله ۸- ديدن فيلمهاي داخلي و خارجي و رويت زنهاي بي حجاب از تلويزيون، ويدئو و… بدون قصد شهوت حكم نظر به نامحرم راندارد.
مسأله ۹- ما در بررسي آيه شريفه ، و روايات دليل فقه بر حرمت تراشيدن ريش نديديم و حتي مدتها بحث خارج فقه ما در اين مبحث بود اما چون سيره متشرعين داشتن محاسن بوده است احتياط سبيل نجات است.
مسأله ۱۰- موسيقي اگر مقدمه‌اي براي فسادهاي بعدي مثل مخلوط شدن مرد و زن و كارهاي مهيج نباشد جايز است مگر اينكه در نزد عرف متشرع به عنوان لهو لعب محسوب شود. به خصوص در عروسي‌‌هاي مؤمنين با حفظ حرمت شرع انور شاد باشند و مستحبات زيادي از جمله وليمه دادن و شاد بودن در عروسي‌ها وارد شده است و توصيه ما به خانواده‌هاي مومنه اين است كه با سليقه‌هاي غيركارشناسي فقهي خود موجب بي‌توجهي جوانان نسبت به اسلام عزيز نشوند.
مسأله ۱۱- پسران و دختران به خصوص تحصيل كرده‌هاي عزيز را توصيه به حفظ نمازهاي واجب و حتي مستحب به خصوص نمازهاي شب مي‌نمايم كه نماز ستون دين و موجب قبولي اعمال ديگر است و همچنين محافظت از نمازهاي مقدمه اقدام به معروف ودوري از منكر مي شود. مثلاً براي وضو: آب غصبي نباشد و يا ملك و زمين مال غير نباشد، البته در نماز و ساير عبادات مثل غسل، وضو، روزه، حج، خمس و … قصد قربت شرط است.
مسأله ۱۲- همانطور كه استاد اعظم ما مرحوم آيت‌الله الحاج السيد احمد الخوانساري (ره) در جامع المدرك در ادله حرمت بازي با شطرنج خدشه فرموده‌اند بازي كردن با شطرنج و ورقهاي پاسور اگر به عنوان برد وباخت نباشد جايز است.
مسأله ۱۳- هر مسلماني لازم است براي امور مالي خود سال خمسي داشته باشد و مراجعه به مجتهد و يا وكيل او در اين امور و ساير امور حسبيه واجب و لازم است.
مسأله ۱۵- آرايش و نظافت، بوي خوش، آراستگي براي مرد (در حد شئونات شرعي مردانه) و زن (در حد جلسات بانوان ومحيط خانواده) توصيه شده است. و حضرت ختي رسالت (ص) در رأس آراستگان بوده‌اند و مراجعه جوانان عزيز را به مصاحبات كارشناسي خود كه با راديو معارف (تحت عنوان آراستگي) است و به صورت CD در مراكز نشر است توصيه مي‌نماييم.
مسأله ۱۶- اول ماه مانند اول شوال و عيد سعيد فطر با حكم حاكم ثابت نمي‌شود و بايد براي انسان با در نظر گرفته اماريت حسن ظاهر از طريق ادله شرعيه ثابت شود.
مسأله ۱۷- زن و شوهر شريك زندگي هستند و حقوق متقابل دارند و با حفظ حقوق براي محافظت از نظام خانواده اطاعت زن از شوهر لازم است مگر اينكه مرد از زن، كار خلاف شرع بخواهد و يا از زن جلوگيري كار واجب نمايد كه ديگر اطاعت لازم نيست.
مسأله ۱۸- اطاعت فرزند از پدر ومادر لازم است مگر در كارها و خواسته‌هاي خلاف شرع.
مسأله ۱۹- لقب «اميرالمومنين» از مختصات امام اول حضرت علي‌بن ابي‌طالب (ع) مي‌باشد.
مسأله ۲۰- در ازدواج دختر باكره اذن پدر و يا جد پدري لازم است مگر اينكه دختر به حدي رسيده باشد كه اغفال نشود و پدر غايب باشد ودر صورت ازدواج نكردن دختر به حرام بيفتد. و در اين مسأله فرقي بين ازدواج دائم و موقت نيست.
مسأله ۲۱- نشانه بلوغ : روييدن موي درشت بالاي عورت در پسر و بيرون آمدن مني يا و تمام شدن پانزده سال قمري در پسر و تمام شدن نه سال قمري در دختر و يا خون حيض در دختراني كه سال آنها معلوم نيست.
مسأله ۲۲- خريد و فروش تومان ايراني و يا پول هاي خارجي مانند دينار عراقي و دلار آمريكايي جايز است، حتي زيادتر از آنچه خريداري شده و يا كمتر از آن و فرقي نمي‌كند كه معامله مدت دار باشد يا بدون مدت. و آنچه ربا و نزول است در پول‌هاي طلاء و نقره كه وزن خاصي دارد.
مسأله۲۳- جائزه بانكها: اگر به عنوان تشويق باشد و قرعه‌كشي بر بانك شرط نشود جائز است هر چند موافق با احتياط است كه اگر در بانكهاي دولتي يامشترك باشد جائزه با اذن حاكم شرع باشد.
مسأله ۲۴- ازدواج تحميلي و از روي اكراه جايز نيست و نظر دختر و پسر لازم است اما به جوانان توصيه مي‌شود كه از نظرات كارشناسي و مشورتي اولياء استفاده نمايند.
مسأله ۲۵- دكتر محرم  نيست و فقط به اندازه اضطرار آن هم در نبودن هم مثل جائز است.
مسأله ۲۶- دختر عمو، دختردايي، دختر خاله‌و همچنين پسران آنها و بردار شوهر و خواهر همسر، همسايه، كاسب محل محرم نيستند و خودماني بودن محرميت نمي‌آورد و فرقي با بيگانگان از نظر نامحرم بودن ندارند.
مسأله ۲۷- چادر در حجاب الزامي نيست ولي يك لباس نشانه ملي است كه توصيه مي‌شود و رنگ مشكي مكروه است و جز در عزاداري حضرت سيدالشهداء حسين‌بن‌علي‌(ع) اما دختران جوان از جلب نظر نگاههاي شيطاني خود را محافظت نمايند. و پدران و مادران نيز با توصيه‌هاي غيركارشناسي و غيرفقهي جوانان را از اسلام گريز ندهند.
مسأله ۲۸- اثبات زنا، با شهادت چهار عادل ثابت مي شود و اگر قبل از تكميل شاهدها حتي ۳ نفر عادل چيزي را رؤيت كنند اطلاع دادن آنها به محاكم موجب حد قذف است و جائز نيست و هيچ گناهي بالاتر از بردن آبروي مردم نيست و كساني كه خداي ناكرده معصيتي را نموده‌اند حتي اشاعه آن توسط خودشان حرام است و بين خود و خدايشان توبه كنند كه خداوند توبه‌كنندگان را دوست دارد.
مسأله ۲۹- كه در بعض مردم به عنوان صيغه برادري و خواهري مطرح است در اسلام نيست و زن عمو، زن برادر، برادر شوهر، شوهر خواهر ، خواهر زن، پسرعمو، دخترعمو، پسردائي، دختردائي، زن‌دائي نامحرم هستند و خويشاوندي تنها محرميت نمي‌آورد مگر به وسيله ازدواج كساني كه شرائط ازدواج را دارند و ازدواج با آنها صحيح است.
مسأله ۳۰- از پول خمس نداده نبايد پول آب حمام داده شود كه با اين كار غسل و وضوء باطل است.
  • بازدید : 91 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

همان طور كه عقلا در اكثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروى مى كنند، در مسائل دینى نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه كنند. این مراجعه را «تقلید» مى گویند .پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست ، بلكه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص مى باشد كه حكم عقلى است. اگر كسى كه باید تقلید كند، تقلید نكند واعمالى را انجام دهد مانند بیمارى است كه خودسر دارو مصرف كند. چه بسا عوض این كه بهبودى حاصل شود بیمارى اش افزون شود. پس تقلید در احكام شرعی رجوع به متخصص و اهل خبره است; یعنی، همانگونه كه همه عقلای عالم در هر رشته و صنعت و علمی به نزد متخصص و اهل خبره آن رشته می‏روند 
مراد از عوام یعنى كسانى كه در علوم اسلامى مجتهد و متخصص نیستند، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند، مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشك در علوم اسلامى مجتهد نباشد باید تقلید كند، چنان كه مرجع تقلید در مسائل پزشكى و مهندسى از پزشك و مهندس تبعیت و تقلید مى كند.
اما تقلید كوركورانه; یعنی، انسان بدون آگاهی و دلیل منطقی و عقلی از راه و رسم فرد یا قومی پیروی كند مثل بت پرستان كه وقتی پیامبران به آنها می‏گفتند چرا در مقابل این مجسمه‏های چوبی و سنگی كه هیچ نفعی ندارند و ضرری هم از شما برطرف نمی‏كنند سجده می‏كنید می‏گفتند ما می‏دیدیم پدرانمان این را عمل می‏كردند ما هم از آنها پیروی می‏كنیم; این همان تقلید كوركورانه است كه عقل و منطق آن را رد می‏كند ، یا مثل بعضی از غرب‏زده‏های امروز كه به مجرد اینكه یك اروپایی لباسی را پوشید یا كاری را انجام داد بدون فكر از آنها پیروی می‏كنند.
حال اگر کسی اعمال خود را بدون تقلید از مجتهد خاص انجام داده باشد ، چنانچه اعمال او مطابق با نظریه مرجع اعلم و متخصص (که وظیفه عقلی و شرعی تقلید از آن است ) باشد ، اشکال ندارد و اعمال او صحیح است ، اما اگر برخی از اعمال او نادرست بود ، باید همان مقدار را جبران نماید.
با توجه به مطالب گفته شده به این نتیجه می رسیم که به مرجع تقلید نیاز داریم که آگاه به مسائل باشد.
راه شناخت مرجع تقلید چیست؟ 
کسانی که خودشان اهل علم و تحقیق نیستند باید از طریق دو نفر از اهل خبره که عادل باشند، مرجعیت و اعلمیت شخصی را بفهمند. این در صورتی است که معارض نداشته باشند.
راه دیگر این است که عده‏ای از اهل علم که میتوانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا میشود، مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند.
خصوصیات و شرایط مرجع تقلید عبارت است از: مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلال زاده و زنده و عادل باشد و بنابر احتیاط واجب حریص به دنیا نباشد و از دیگران اعلم باشد.
وقتی که مرجع تقلید شخصی از دنیا رفت میتواند به اجازه یک مرجع تقلید زنده بر مرجع قبلی باقی باشد و میتواند به مرجع تقلید زنده مراجعه کند.
دلیل لزوم تقلید:
اولاً، عقل دلالت میکند بر این که اگر چیزی را نمیدانید سؤال کنید و به متخصّص مراجعه کنید و قرآن هم میفرماید: “فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون”.
“اگر نمیدانید از اهل ذکر (دانایان) سؤال کنید”.
عقل حکم میکند که انسان یا باید خودش متخصّص باشد یا به متخصص مراجعه کند و یا احتیاط کند. این دلیل فطری و عقلی در فطرت هر انسانی نهفته است و بنای همه مردم دنیا هم بر همین روش است.
مردم و عقلای عالم در کارهایشان یا صاحب نظر و متخصص‏اند یا به متخصص در هر امری مراجعه میکنند. در بیماریها به پزشک مراجعه و در امور ساختمانی به بنّا و معمار و مهندس مراجعه میکنند…
دلیل بقا بر مجتهد میت: 
نظریات و فتاوای مجتهد که در رساله‏اش ثبت است مانند نقشه‏ای است که مهندس ترسیم کرده و بدیهی است وقتی که مهندس از دنیا رفت باز آن نقشه ساختمانی قابل استفاده است. یا مانند نقشه قالی است. وقتی که آن نقشه کش (نقاش) از دنیا رفت باز از نقشه او در بافتن قالی استفاده میکنند. مگر این که مجتهد زنده از آن مجتهد میّت، متخصص‏تر و أعلم باشد. در این جا عقل حکم میکند که باید از نظریات این مجتهد حیّ و زنده که اعلم است تقلید کرد.
امّا دلیل برای شرایط مجتهد: بلوغ و عقل دو شرط از شرایط مجتهدی است که میتوان از او تقلید کرد؛ زیرا غیر بالغ بر فرض این که بتواند مجتهد بشود، مورد اعتماد نیست، چون احتمال این را میدهیم که این بچه (غیر بالغ) از باب این که میداند که بر بچه تکلیفی نیست و گناهی ندارد، مرتکب خلاف واقع شده باشد و از غیر عاقل (دیوانه) هم نیم توان تقلید کرد و دلیلش معلوم است.
امّا این که باید شیعه اثنی عشری و امامی باشد در روایت از امام کاظم(ع) آمده:
“لا تأخذنّ معالم دینک عن غیر شیعتنا؛ 
هم چنین مجتهد باید عادل باشد. اولاً بر غیر عادل اعتمادی نیست، ممکن است دروغ بگوید، خلاف واقع بگوید و ثانیاً در روایت آمده که امام صادق(ع) فرمود: 
“ان تعرفوه بالسّتر و العفاف و کفّ البطن و الفرج و الیک و اللّسان و یعرف باجتناب الکبائر…؛
مجتهد را به پاکی و صداقت و عفت بشناسید و بدانید که از گناهان کبیره دوری میکند”.
در مورد مرد بودن مجتهد دلیل محکمی وجود ندارد و فقط ظاهر اخبار دلالت دارد بر این که مرد باشد، ولی در مشهوره ابی خدیجه فرموده:
“انظروا إلی رجلٍ منکم یعلم شیئاً من قضائنا…”.
در این روایت کلمه (رجل) یعنی (مرد) دارد. البته کلمه (من قضائنا) دارد که قرینه است که مربوط به قضاوت میشود. نه مربوط به مرجع تقلید بعضی از علماء فرموده‏اند که خنثی و زن هم میتوانند مجتهد و مرجع باشند. 
البته بحث علمیتر و اجتهادی احتیاج به تحقیق بیشتر دارد، ما این مقدار را برای عمومی کافی میدانیم.
(علت این که مرجع تقلید (اعلم) غالباً با مرد منطبق شده است به خاطر این است که در مرجعیت اعلمیت و عدالت شرط است. زن اگر بخواهد مرجع تقلید باشد باید زن دوّم کسی باشد و هیچ گونه وظیفه‏ای نداشته باشد و کافه وظایف را ساقط کرده باشد و برای بچه هم دایه بگیرد تا شب روز مردانه درس بخواند و مانند محصلان مرد غذا و لباسش آماده باشد. در این صورت ممکن است به درجه اجتهاد برسد. البته نبوغ فوق العاده میخواهد تا طرف شبهه اعلمیت شود).

از منظر قران مرجع تقلید باید چه خصوصیاتی داشته باشد ؟
پاسخ : قرآن كريم مى فرمايد: “فَسْـَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُون (نحل ،۴۳) اگر نمى دانيد از آگاهان بپرسيد” اين آيه شريفه بيانگر يك قانون كلى عقلايى در مورد “رجوع جاهل به عالم ” يعنى همان “تقليد” است .(الميزان ، علامه طباطبايى(رحمه الله) ، ج ۱۲ ، ص ۲۷۱) البته عالى ترين مصداق اين آيه (چنان كه در روايات آمده ) پيشوايان معصوم(عليهم السلام) هستند و مراجع تقليد و دانشمندان متعهد و پرهيزگار از مصاديق ديگر آن به شمار مى آيند .
تقليد از مجتهد و دانشمند دو گونه است :
۱ . تقليد جايز و مشروع ۲ . تقليد ممنوع و حرام 
اين دو نوع تقليد در روايتى ذيل آيه ۷۸ سوره بقره توضيح داده شده است . قرآن كريم در اين آيه شريفه قوم يهود را مورد مذمت قرار داده مى فرمايد: “وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَـب َ إِلاَّ أَمَانِىَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّون; (بقره ، ۷۸) ، پاره اى از آنان عوامانى هستند كه كتاب خدا را جز يك مشت خيالات و آرزوها نمى دانند ، و تنها به پندارهايشان دل بسته اند” .
در روايت آمده است كه شخصى به امام صادق(عليه السلام) عرض كرد: عوام و بيسوادان يهود راهى نداشتند جز اين كه از علماى خود پيروى نمايند ، اگر تقصيرى هست متوجه علماى آن هاست پس چرا قرآن كريم بيسوادان يهود را به خاطر پيروى از دانشمندانشان مذمت مى كند . اگر تقليد آنان از علمايشان مذموم است پس تقليد كردن ما هم از علمايمان بايد مذموم باشد (چه تفاوتى بين ما و آن ها است .) . حضرت فرمود: عوام و علماى ما و عوام و علماى يهود از يك جهت مثل هم اند ، و از يك جهت با يكديگر تفاوت دارند; از آن جهت كه مثل هم مى باشند ، خداوند عوام ما را نيز به آن نوع تقليد از علماء مذمت كرده ; از آن جهت كه فرق دارند نه .

عتیقه زیرخاکی گنج