• بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

۱) عوامل پيشرفت وگسترش اسلام در اواسط قرن چهارم هجري كه منشا گرفته از نظر اخلاقي ،علمي،عقلاني ، آزاد منشي دين اسلام بوده است 
اگرنقشه سياسي اروپا ، آفريقا ،آسياي غربي را در اواسط قرن چهارم هجري ترسيم نمائيم و جغرافياي تاريخي اين دوره را بررسي كنيم متوجه ميشويم كه بزرگترين بخش جهان مسكون راكه يونانيان آن رااويكومين مي ناميدندتشكيل ميدادند كه بوسيله مسلمانان اداتره مي شد داراي تمدن اسلامي بودكه اين قسمت داراي تبعه حكومتي واحد وسيع مي دانستند  ظهور و گسترش سريع اسلام در اين منطقه بزرگ جهان تنها درسه قرن صورت گرفت ودين اسلام زماني دين اصلي ويا حد اقل دين اكثريت قاطع بخشي از جهان بوده كه بيش ازنيمي از جهان متمدن را در سه قاره آسيا ، آفريقاو اروپا فرا مي گرفت و منطقه بين سلسله جبال پيرنهوسيبريه از غرب وشمال اروپا تا دورترين نقطه آسيا تا چين وگينه جديد از طرف شرق واز مراكش در شمال آفريقا تا آخرين نقطه جنوبي در آقريقا بيش از دو سوم قاره آفريقا را در بر داشت واگر مقاومت شديد فرانك هادر فرانسه در قرن دوم هجري مانع نشده بود محتملاًاسلام سراسر اروپا رافرا گرفته بود دين اسلام مانند يك بناي موزون مجلل وكامل است تمام بخشهاي آن بطور هماهنگ يكديگر را تحكيم و تكميل كميل مي نمايدو هيچ عيب ونقصي درآن وجود ندارد ودر نتيجه اسلام داراي كمال وتماميت ، جامعيت ، تعادل ، استحكام است
  به علاقمندي افراد به اسلام وگسترش آن در سرزمينهاي مختلف ودر بين پيروان اديان مختلف در آسيا ،آفريقا ،اروپا ،ودر زمان حاضر به كل جهان كمنك نمايد وامر به معروف ونهي منكر نيز در گسترش اسلام وپيشرفت آن سهم بهسزايي داشته است وآزاد منشي ديني ،عدالت خواهي ،تعادل كه سياست هاي مسلبمانان بود وسرزمينهايي كه فتح مي كردند ودر آن اجرا مي كردند عامل گسترش وپيشرفت اسلام بود .  
۲-آزاد منشي ديني ،ازادي ديني ،احترام به اديان ديگر (اهل كتاب ) واعتراف نويسندگان غربي 
جالب توجه است كه در ادبيات ومنابع كلامي ومناظرات ديني قرن چهارم هجري كه در حقيقت شكوفاترين دوره ادبيات اسلامي وعربي است هيچ گونه اثري حاكي از وجود تعصب ومحدوديت ديني عليه غير مسلمانان مشاهده نمي شود گاه اهل مناظره وشركت كنندگان در مجادلات ديني كه از قدرت ومقام برخوردار بودند هرگز تعصب مذهبي راتأييد ننموده اند وهمواره آزادي ديني را دراثار خود محترم شمردهاند .مسلمانان به دانشمندان وانديشمندان غير مسلمان به عنوان طبقه واجب الاحترام مي نگريستد
اين مطلبي است كه بوسيله يكي از همين نويسندگان متعصب غرب تأييد شده است ومسلمالنان از ابتدااز اديان الهي وآسماني وپيروان آنهارا (اهل كتاب ) در حمايت خود گرفتند ودفاع از آنها راوظيفه شرعي خود دانستند واين عوامل آزادي ديني ،تعادل ،عدم تعصب باعث شدكه مسيحيان ويهوديان هم دين اسلام را بردين هاي يهودي ومسيحي ترجيح دهند 
۳- وجود استفاده از قدرت در مسيحيا ن وعدم استفاده از قدرت در اسلام 
مسيحيان درراه تحميل مسيحيت خود قدرت رابكار گرفتند وهمواره فكر مي كردند كه راه قدرت در راه خدمت به مسيحيت صحيح بوده است واين كار را ستوده اند ولي اسلا م ناب محمدي براي دعوت خويش از ابتداي دعوت خود به كاري غير مشروع ونادرست دست نزد ومسيحيان در قثرن اول ميلادي كه از قدرت محروم بودند آنرا كاري ناشايست وخيانت مي دانستند ولي درقرن چهارم ميلاد يآن را پسنديده وقانئني شده دانستند پس چگونه مي شود چيزي درابتدا غيرمشروع وناپسند وسپس مشروع وپسنديده باشد آيا خداوند قانوني در قرن اول ميلادي وضع ودر قرت چهارم تقض كرده است مسيحيان در ابتدا معجزه پيشرفت را عمل خداوند مي دانستند ولي زماني كه خود مسيحيان به قدرت رسيدند نقش امپراطوري را بر عهده گرفتند وپس از كسب قدرت بر عليه غير مسيحيان سوئ استفاده كردند حتي اختلاف بين مسيحيان ،ايجادفرقه مسيحي وجنگها بين آنان بوجود آوردند بهمين دليل اين كار باعث ضعف دين مسيحيت شد وبيشتر مردمي كه به اسلام روي مي آوردند آنان قبلا مسيحي ويهودي بودند
۴- عوامل گسترش وپيشرفت اسلام در اوايل قرن سيزدهم به دليل عدم تبعيض نژادي وتكيه بر برادري وبرابري در اسلام.
اسلام در سالهاي اخير مانند قدرتي عظيم به جنب وجوش آمده است اسلام در آسيا وآفريقا با تكيه بر برابري نژادي وبرادري وعدالت ومبارزه با هرگونه تبعيض در برابر اديان مختلف محلي ومخصوصا مسيحيت كه گذشته وتاريخ آن همواره با استعمار وامپرياليسم در آميخته است جذابيت وسيعي را كسب نموده است ودر موارد مناطق وشرايطي كه اسلام ومسيحيت رقابت دارند وهر يك مي كوشند تا پيروان جديد را بدست اورند مسلمانان محروم از  وسايل تبليغاتي در برابر هر يك نفر كه بوسيله دستگاههاي مجهز مسيحي مسيحيت را مي پذيرند موفق مي شوند ده نف ر را به اسلام معرفي نمايند وده برابر تازه مسلمان نمايند
۵)وجود حضرت محمد (ص) و خلوص نيت و صفاي او بوده است حضرت محمد (ص) بدون شك بزرگترين مصلح دو.ره خود در سرزمين خود بوده است مصلح ديني ، اخلاقي ،سياسي ولي به تدريج كه دين وي از مرزهاي سرزميني كه در آن ظهور كرده بود و در آنجا بزرگترين معماي بشريت گشته بود علت اصلي موفقيت اسلام و گستر ش آن در تمام سرزمينهايي كه به آنها راه يافت آن است كه اسلام ديني كامل است و اسلام تمنها به آن اندازه از ارزش برخوردار است كه ميتواند مانع گسترش نظام ديني بهتري باشد و اسلام ذاتاً ديني پسنديده و كامل م قابل قبول و ارزنده است
 6) اطاعت و تسليم انسانها از خداوند است معني اسلام كلمه( اسلام)اسم فعل است و از مصدر مسلم ( س ل م ) مشتق است كه به معني پذيرش اطاعت و تسليم است .تسليم در برابر خدا واطاعت از وي قرآن كريم سوره ۳آيه ۷و۷۹ سوره ۵آيه ۵ سوره ۶ آيه ۱۲۵ سوره ۳۹آيه ۲۳ سوره۶۱ آيه ۷۱ كلمه ديگر كه از همين ريشه گرفته شده است .مسلم است و بر كساني اطلاق مي شود كه خود را تسليم و مطيع مي دانند قرآن كريم سوره ۲۲ آيه ۷۷ سوره ۳۳ آيه ۳۵ سوره ۴۹ آيه ۱۴ اسلام به معني يك تحرك است اسلام به معني تسليم اراده خدا پذيرش رضايت لطف و سعادت خداوندي است اسلام در حقيقت قبول مثبت و فعالانه (آمادگي و شيفتگي و عشق است ) ۷) عامل رهبري و عقلاني بودن اسلام است رهبري ديني مباني و عقايد مربوط به آن در اسلام با خود حضرت محمد (ص) شروع مي شود وي هرگز مدعي نشد كه پيش از بشري است كه تنها پيام خدا را دريافت و آن را به افراد بشر ابلاغ مي نمايد (رسول الله)وي همواره قدرت درهبري و رسالت خود را از خدا ميدانست خدا عالم و سرچشمه علم و حق سر چشمه حقيقت است حقيقتي كه بر پيامبر نازل شد از خدا كه حقيقت كامل و تمام حقيقت است و بود علم وحقيقت از پروردگار است و محمد(ص) در هيچ چيز شريك خدا يا معاوي در برابر خدا  قرار ندارد علماي اسلام حداكثر سعي خود را در راه جلب توجه مغول به فعاليتهاي علمي ،ساختن علمي ،مذهبي ،فرهنگي و گسترش تمدن و تحكيم مباني اخلاق مبذول مي داشتند عقلانيت و روح علمي اسلامي مخصوصا موجب جذب افراد متفكر سرزمينهاي بيزانس، مصر ، سوريه ،بين النهرين ، ايران و … است
۸) عاملهاي ديگر پيشرفت اسلام عبارتست از عامل اخلاقي ،عامل انساني ،عامل سياسي ،عامل اجتماعي ،عامل اقتصادي ،عامل مهاجرت و مسافرت ها ،عامل آموزش ،عامل تمدن ،قدرت پويايي و تجديد حيات آن بوده است.
يكي از مهمترين موفقيتهاي اخلاقي اسلام عبارتست از تحولي كه اسلام در وضع خشونت بار – وحشيانه خونخوار و خرابكارانه مغول به وجود آورد و آنان را به مردم متمدن فرهنگدوست هنر پرور ،مهربان و علاقمند به جامعه و انسانيت تبديل كرد و به دليل دوري مسلمانان از بي بندباري اخلااقي و لاقيدي و تربيتي مي باشد به همين دليل گرايش انسانهارا به تعاليم و فضائل اخلاقي اسلام نشان ميدهد
وبه طور كلي حمايت از بردگان خريداري و آزادي آنها از تكاليف ديني با كار پسنديده يكي از دلايل گكسترش اسلام بوده است برادري وبرابري همچنين عامل ديگر گسترش اسلام شد به بطوريكه انسانهارا از مفتاسدها و بي عدالتي ها و نظامهاي طبقاتي و تبعيضات نژادي رنج برده بودند به اسلام جذب مي نمود تاسيس موسسات خيريه و انساني عامل ديگر گسترش اسلام بود و قوانين اسلام به وسيله اصول اخلاقي – انساني و عواطف و احساتسات ديني انجام مي شد به طوريكه احترام متقتابل صله رحم و پرهيز از خشونت در آن رواج داشت و اعمالي چون قمار و شراب و زنا ولواط وغيره در آن جايي نداشت
و در زمان اكنون اسلام به عنوان يكي از عوامل وئ در مواردي حتي تنها عامل و انگيزه نهضتهاي ملي نجات بخش آزادي خواهانه استقلال طلبانه عمل كرده است و مبارزه شديد ضد استعمار و استثماري را آغاز كرده است و سياست اسلام آن بوده است كه به احساسات ملي و فرهنگي انسانها احترام مي گذارد.
گسترش اسلام در بعضي از ملل ها و كشورهاي مسلمان معمولا به خاطر جريانات سياسي بوده است نه مذهبي كه به وسيله فرمانروايان يا پادشاهان انجام مي شده است ديگر عوامل پيشرفت اسلام مسائل اجتماعي آن است مثلا برابري سياه پوستان با سفيد پوستان مثلا بلال اولين سياه پوستيس بود كه نظام اسلام راپذيرفت و جزئ يكي از ياران پيامبر شد و اذان مي گفت .
 اسلام يك نظام ثروتمند قوي را بر فقير طرد مي كند تعصبات و نظام طبقاتي در آن وجود ندارد اثبات و بررسي اين نكته كه عوامل اقتصادي تاثير عميق  وسيعي بر رشد موفيقيت پيدايش گسترش اسلام و نهضتهاي ديني داشته اند از نظر اقتصادي اسلام يك راه و رسم و نظام كامل و جامع زندگي است و مباني و اصول آن جهاني و عمومي است به زندگي فردي و اجتماعي افراد توجه كرده است به گفتارها وكردارها و بعد مادي ومعنوي بشر و حق وتكليف رسيدگي و توجه كرده است .در نظام اقتصادي اسلام بر برابري ،عدالت ،تعادل،خودكفائي ،ودست جمعي استوار است اسلام استعمار و استثمار و انحصار منابع ثروت را تحريم مي كند هر چه را كه خود كسب كرده مالك آن مي داند ربا رشوه و قمار و … دوري مي جويد اولين عبادت را كار مي شمارد اسلام به كار .و كوشش و توسعه زندگي فردي و اجتماعي اهمكيت بيشتري مي دهد در اسلام هر كس مي تواند زندگي خصوصي خود را اداره كند و مالك ثروت مشروع خود باشد به توزيع و مصرف نيز توجه نمودهخ است به مالياتها توجه كرده است اسلام چنان به اقتصاد توجه كردهع است كه دانشمندان مكعتقدنمد كه اسلام موفق شده است يك نوع انقلاب اقتصادي و اجتماعي به وجود آورد.هنگامي كه فشار وشكنجه هاي كفارنسبت به مسلمانان غير قابل تحمل گشت و طاقت مسلمانان از ظلم نا باورانه طاق شد حضرت مح مد (ص) راه خود را به مهاجرت به حبشه تو.صيه نتمودند و اسلام دوران شكوفائي خود پس از مهاجرت حضرت محمد ( ص) مكه به مدينه آغاز نمود ازالدي و آزاد منتشي اسلامي موجب شد كه به صورت داوطلبانه و تدريجي گروههاي مهاجر به سرزمينهاي اسلامي مهاجرت كنند و يا سياستهايي كه مسلمانان در گرفتن سرزمينهاي مفتوحه انجام مي دادند مثلاً از مالكيت شخصي سرزمينهاي مفتوحه پرهيز مي كردند ويا هنگامي كه ايران به دست مسلمانان فتح شد آخرين پادشاه ساساني يزد گرد سوم از چين تقاضاي كمك نظامي كرد ولي به دليل اشنايي چينيها از اسلام از كمك نظامي به آن پرهيز كردند ويا در زمان فتح قسمتي از چين كه همانت آداب و رسم مسلمانان را پذيرفته ومسجد ها ساختند و لباسها و مراسم دفن و ازدواج آنها را پذرفتند و امروز محققين دانشمندان نويسندگان دانشجويان بازر گانان پزشكان و حتي كارگران و غيره از اقوام و سر زمينهاي مختلف اسلامي در سرزمينهاي غير مسلمان در زمان معاصر براي تبليغ و نشر و گسترش اسلام هستند .
  • بازدید : 77 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سرزمین هند از جمله کشورهایی است که تمدن با سابقه ای داشته و وجود ادیان بودائی و هند و … باعث شده بود انواع معابد و پرستشگاهها ساخته شده و به دلیل قرار گرفتن این کشور در مسیر جاده ابریشم، از روزگاران قدیم مورد توجه تجار و بازرگانان باشد. در این میان ایرانیان سهم زیادی در ارتباط با هندیان به خود اختصاص داده بودند به گونه ای که مطالعه ریشه های زبانی و فرهنگی هندیان، جای پای ایرانیان را به وضوح نشان می دهد. این نکته در دوره اسلامی نمود بیشتری پیدا می کند. نفوذ زبان فارسی در زمان با بریان در هند به اوج می رسد و در این دوره، زبان فارسی، زبان اصلی دربار محسوب شده و شاعران و ادیبان پارسی گوی به تعداد زیادی افزایش می یابد. زبان اردو که لبریز از واژه ها و لغات فارسی است، در نتیجه اختلاط زبانهای فارسی و هندی بوجود آمده است.
زبان و خط فارسی در هند چنان ریشه دوانده بود که شاعری چون اقبال لاهوری هم به فارسی و هم به هندی شعر می سروده است. نیز در نتیجه این روابط سبکی به نام هندی در تقسیم بندی شعر و ادب ایران بوجود آمد و اکثریت سرایندگان اشعار هندی (سبک هندی)، در هند اقامت داشته و تحت تأثیر آنها قرار گرفته اند. اولین حکومت اسلامی در هند توسط غزنویان ایجاد شد. سلطان محمود غزنوی در قرن پنجم به هند هجوم آورد و معبد بزرگ سومنات در گجرات در نزدیک بمبئی را ویران نمود. وی به علم و هنر علاقه داشت، به همین خاطر با ورودش به هند، نویسندگان و بزرگانی چون ابوریحان را با خود همراه کرد. ابوریحان تحقیقات و بررسی هایی که درباره فرهنگ، زبان، ادبیات، اعتقادات و آداب و رسوم هندیان انجام داده بود را در کتاب خود با  نام تحقیق ماللهند جمع آوری کرد و فرخی سیستانی که در آثار خود از خاطرات سفر با سلطان محمود غزنوی و فتح سومنات سخن می گوید، از جمله کسانی است که همراه سلطان غزنوی مدتی در هند اقامت داشته است.
بیشتر آثار مورد مطالعه غزنویان در افغانستان است و اطلاعات موجود بیشتر از طریق کتب و نگارشاتی است که توسط جهانگردان، شاعران، نویسندگان و محققان آن عهد مرقوم شده است.
به طور کلی دوره ا سلامی هند را می توان به دو بخش تقسیم کرد: یکی قبل از مغولها و دیگری مغولها.
در دوره اول تأثیرپذیری در معماری و  هنر، بیشتر تحت تأثیر هندیان بوده اما دوره بعد یعنی زمان مغولان بابری، تأثیرات  ایرانی هویداست.
غوریان
دومین سلسله اسلامی در هند، توسط ترکمنهای غوری ایجاد شد. قطب الدین ایبک، سردار ترک به هند حمله و رشد و با شکستن حصار بزرگ لعل کوت، اقتدار خود را بر هند تثبیت کرد. سلطان قطب الدین به هنر و فرهنگ علاقمند بود و بناهای زیادی از خود به یادگار گذاشت. در دربار وی، شاعران و هنرمندان زیادی گرد آمده بودند. امیر خسرو دهلوی از شاعران معروف این عهد است که به طوطی هند معروف بود. در قلب افغانستان منطقه ای به نام غود وجود داشت که از همین نقطه، غوریان بر مناطق وسیعی از دریای خزر تا شمال هند دست یافتند. در دوره غوریان، ثبات اسلامی در هند بیشتر می شود. اگرچه در دوره های مختلف حکومتهای اسلامی در هند، راجپوتها (حکومت هندی) در بخشی از مناطق هند حکومت می کردند.
مسجد قوه الاسلام: که قطب الدین  نیز نامیده می شود از شاهکارهای هنری غوریان ترکمن است. بیشتر شهرت این بنا به مناره بلند ۵/۷۲ متری آن است که در قسمت فوقانی بارکتری شده و در فواصل معینی، ایوانهای راهرو مانند باریکی به صورت حلقه های افقی در آن مناره مذکور پنج طبقه تعبیه شده و هر طبقه رو به بالا دارای قطر کمتری است و با شیارهای عمودی تزئین شده است و نیز با کتیبه های تزئینی و خطوط کوفی و نسخ زینت یافته است. خطوط بکار رفته در مناره و شمایل کلی آن، برجهای ایرانی گنبدکاووس، برج مقبره ای مراغه، رادکان یزد و طغرل در شهر ری را به یاد می آورد. مسجد قوه الاسلام دارای گنبد بوده و به جای حجاری و نقاشی خدایان که ویژگی هند باستان را در معماری تشکیل می داده، کتیبه و علائم دینی اسلام نمود پیدا می کند.
اتفاق سنگ سرخ و مرمر از ویژگی های معماری هند است که در بیشتر بناها رعایت شده است. نیز ساخت مقصوره به صورت مشبک و با شیشه های قرمز و سنگ و مرمر رواج داشته است.
 
نگاهی به تاریخ و فرهنگ و ادب در دوره بابریان (گورکانیان)
ظهیرالدین بابری از نوادگان امیر تیمور گورکانی با پشتیبانی شاه اسماعیل صفوی هند را به تصرف درآورد. وی با قدرتی هر چه تمامتر، سلسله بابریان یا گورکانیان هند را تأسیس نمود و پس از او نوادگان وی به ترتیب: همایون، اکبر، جهانگیر، شاه جهان و اورنگ زیب، علم حکومت هند را در دست گرفتند. ظهیرالدین دست پرورده ایران بود و پسر او همایون نیز بر اثر جنگی که توسط شیر شاه انجام گرفت، برای مدت پانزده سال به ایران صفوی پناهنده گردید و پس از آن با همکاری شاه طهماسب صفوی، سکان حکومت هند را مجدداً در دست گرفت. حضور پانزده ساله مایون در دربار صفوی موجب آشنایی با شاعران، نویسندگان،  محققان، دانشمندان، معماران، نقاشان و خوشنویسان گردید و پس از ورود به هند، خیل زیادی از قافله علم و ادب و هنر را با خود همراه کرد و تمدنی در هند بوجود آورد که سلسله بابریان را از نظر فرهنگی و هنری شهره آفاق نمود. دوره بابریان در هند، بزرگترین دوره اسلامی در این سرزمین محسوب می شود.
چون در عهد همایون و بعد از آن، صفویان به شعر و هنر کمتر توجه نشان می دادند، هنرمندان ا یرانی و شاعران با توجه به آغوش باز همایون برای پذیرش آنها، وقت را غنیمت شمرده، بهند روی آوردند. در نتیجه شعر و هنر ایرانی در هند بسیار شکوفا شد. کلیم کاشانی، صائب تبریزی، عرفی شیرازی و … از جمله آنها هستند. زمان پسر اکبر شاه یعنی جهانگیر به همین منوال ادامه پیدا کرد. فرهنگ جهانگیری که از کاملترین فرهنگهای فارسی بود، توسط میر جمال الدین حسین بن فخرالدین حسن انجوی شیرازی در زمان جهانگیر شاه نوشته شد. در دوره های بعد و سلطنت پادشاهانی چون شاه جهان، هنر و تمدن اسلامی به اوج رسیده و بناها و آثاری از آنها به جای مانده است. در میان پادشاهان بابری و بخصوص قرن دهم، زمان اکبرشاه، مهمترین و طلائی ترین دوره فرهنگی اسلامی هند محسوب می شود. او قصد داشت در این دوره ادیان هندو و اسلامی را به هم نزدیک کرده و وحدتی میان جامعه پدید آورد. لذا در این دوره مترجمانی زبردست سر برآوردند و کتب و متون هندی مثل مهابهاراتا، رامایانا، بهگودگیتا، آنهارا ودا (آساراودا) و بانجاتانتر (کلیله و دمنه) را به فارسی ترجمه کردند. این روحیه پژوهشی در زمان نوه جهانگیرشاه و پسر شاه جهان یعنی دارا شکوه به اوج رسید.
 او اعتقاد زیادی به نزدیکی عرفان هند و عرفان اسلامی داشت و کتاب سر اکبر که در حقیقت ترجمه پنجاه اوپانیشاد است، در زمان دارا شکوه و در قرن یازده هجری انجام شد. دارا شکوه خود خوشنویس بود و زبان فارسی، عربی و هندی را خوب می دانست.
شهرسازی و معماری بابریان با معرفی چند بنای ارزشمند از آنها:
سه شهر مهم یعنی فتح پورسکری، اگزه و دهلی، مراکزی برای هنرمندان هند شد و انواع بناها به صورت هر چه تمامتر در این دوره ساخته شد. در فتح پورسکری می توان از مسجد جامع بزرگ آن و قصرهای امپراطور و قصرهای بارعام یاد ک رد. شهر فتح پورسکری توسط اکبر شاه رد ۳۷ کیلومتری شهر آگره ساخته شد و در قرن دهم هجری پایتخت بابریان شد. بناهای مهم اگره، مقبره اعتمادالدوله و آرمگاه تاج محل است و در شهر دهلی، آثاری چون قصرهای امپراطوران مغول، مسجد بزرگ و مقبره صفدر جنگ قرار دارد.
آرامگاه تاج محل، آرامگاه شیر شاه، مقبره اعتمادالدوله، مقبره جهانگیر، مقبره اکبرشاه، مقبره همایون، مقبره اورنگ زیب، مسجد بگم، مقبره شرف النساء، تالار دیوان خاص، قلعه قرمز، قصر هوا محل، مسجد وزیر، مسجد جامع دهلی، مسجد لاهور، مسجد مروارید، مسجد جامع جانپور، مسجد اکبرآباد و … از یادگارهایی است که خاطره هنر و تمدن اسلامی گورکانیان هند را به یاد می آورد
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر

با توجه به اهميت كتاب و كتابخانه در جهان اسلام، كه ناشي از تعاليم اين مكتب آسماني است، و وجود احاديث و روايات بيشماري از رسول اكرم و ائمه درباره دانش و پژوهش، جايگاه كتاب و كتابخانه در تمدن اسلام به وضوح آشكار مي شود.

در دوران تمدن اسلامي دو دوره كلي و بارز وجود دارد، دوران رشد و شكوفايي علم و دانش در اين تمدن، كه باعث به وجود آمدن كتابخانه هاي بسيار بزرگ و كاملي شد كه به كمك دانشمندان و محققان آن زمان به وجود آمدند و ديگر دوره افوق كه در اين دوره به دلايل مختلفي از جمله عوامل دروني و بيروني، افول علم و دانش و در كنار آن كم رنگ شدن نقش كتابخانه ها در جهان اسلام را شاهد مي باشيم.

دانلودفایل پایان نامه كتابخانه‌هاي تمدن اسلامي

  • بازدید : 31 views
  • بدون نظر

‌بررسي و تاثير ابزارها بر شخصيتهاي قاجاري در نقاشي

هنر و تمدن اسلامي

موضوع: ‌بررسي و تاثير ابزارها بر شخصيتهاي قاجاري در نقاشي

هدف: نحوه فرم‌گيري شخصيتها تاثيراتي كه از هنر غرب داشته آيا شخصيتهاي دوره قاجار در نقاشي‌ها با ابزار تعريف مي‌شده است.

بسم الله الرحمن الرحيم

«با آنكه هنر ايران در طي تاريخ تحت تاثير شيوه‌هاي گوناگون ساير كشورها قرار گرفت هميشه اين سه خصوصيت در آن باقي ماند: ۱ـ ذوق به رنگهاي تند؛ ۲ـ تمايل به ريزه‌كاري ۳ـ تصرف در نقوش در طبيعت شيوه نگارگري در اين دوران در آغاز مشابهت زيادي به رنگ و روغني‌هاي دوران زند داشت و بسياري از نقاشان دربار زنديه دربار فتحعلي شاه نيز نقاشي مي‌كرده‌اند بيشترين اختلاف نقاشيهاي قاجار و زند در رنگهاي اين تصاوير است رنگهاي غالب نقاشيهاي «رنگ روغن»‌ دوران زنديه سبز و رنگهاي هماهنگ با آن بود كه در تصاوير رنگ و روغن قاجاري به سرخهاي مختلف بدل شد.

  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با توجه به اهميت كتاب و كتابخانه در جهان اسلام، كه ناشي از تعاليم اين مكتب آسماني است، و وجود احاديث و روايات بيشماري از رسول اكرم و ائمه درباره دانش و پژوهش، جايگاه كتاب و كتابخانه در تمدن اسلام به وضوح آشكار مي شود. 
در دوران تمدن اسلامي دو دوره كلي و بارز وجود دارد، دوران رشد و شكوفايي علم و دانش در اين تمدن، كه باعث به وجود آمدن كتابخانه هاي بسيار بزرگ و كاملي شد كه به كمك دانشمندان و محققان آن زمان به وجود آمدند و ديگر دوره افوق كه در اين دوره به دلايل مختلفي از جمله عوامل دروني و بيروني، افول علم و دانش و در كنار آن كم رنگ شدن نقش كتابخانه ها در جهان اسلام را شاهد مي باشيم.
كتاب و كتابخانه در تمدن از درجه و جايگاه ويژه و والايي برخوردار بوده است. اين جايگاه بيشتر ناشي از تعاليم مكتب اسلام اس۰ت. اسلام؛ مكتب علم و دانش، و مسلمانان را به دانش اندوزي توصيه مي كند. احاديث و روايات بيشماري از نبي اكرم و ائمه – عليهم السلام- درباره فضايل علم و دانش كه از طريق كتاب و كتابخانه منتقل مي شوند، وجود دارد. 
با توجه به عنايت خاصي كه مكتب اسلام به علم و دانش داشته است و راه بهروزي و سعادتمندي را از آن علما مي داند، بديهي است كه توجه به كتاب به عنوان ابزاري با ارزش براي انتشار علوم در خور توجه و دقت است و نبايد فراموش كرد كه معجزه پيامبر اسلام خود، كتاب است و در دومين سوره قرآن كريم در ابتدا به كتاب اشاره دارد. ” ذالك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين” (بقره، ۲).
اگر چه در روزگاران قديم، كتاب همچون زمان حال گسترش پيدا نكرده بود، و افراد با سواد و كساني كه مي توانستند بنويسند و بخوانند قشر وسيعي از جامعه نبودند، اما مسلمانان به ويژه در رابطه با اعتقادات ديني خود مبني بر حفظ و نگهداري قرآن كريم از دستبرد حوادث روزگار و ثبت و ضبط آنچه از پيامبر اسلام مي شنيدند، خود را موظف به نگارش مي دانستند و بر حفظ و نگهداري آنها مراقبت مي كردند.
مسلمانان هر چه از زمان پيامبر دورتر مي شدند، خود را به نگارش و ثبت و ضبط وقايع نيازمند تر مي ديدند و پا به پاي تكامل خط و به همراه حفظ و ضبط قرآن كريم و آثار پيامبران و معصومين براي كسب اطلاع و آگاهي از اندوخته هاي اقوام ديگر نيز، تلاش وافر مي نمودند.

ابزار و وسايل كتابت در دوران اسلام
مسلمانان در آغاز، تعاليم ديني خويش را از طريق به ياد سپاري به نسل هاي بعد و ديگران انتقال مي دادند. هر چند مواردي موجود است كه مسلمانان از پوست حيوانات و ديگر ابزار نوشتاري نيز استفاده مي كرده اند.۱
با پيدايش و ورود پاپيروس، مخصوصا، رونق صنعت كاغذ سازي در ميان مسلمانان، در عرصه تعليم و تعلم و كتابت دگرگوني عمده اي پديدار شد و به آن سرعت بخشيد. نبايد فراموش كرد كه ورود علوم و دانش يوناني و كشاكش فكري فرق و مذاهب اسلامي از ديگر عواملي بودند كه بر رونق بازار كتاب و حرفه هاي وابسته به آن افزودند.

كتابخانه هاي تمدن اسلامي
تاريخچه ايجاد كتابخانه و جمع آوري كتاب به عهد باستان باز مي گردد. بي شك كتابخانه و كتابداري ردپايي بر گذرگاههاي پيچاپيچ تمدن، از عهد باستان تا عصر حاضر، بر جا گذاشته است. ايجاد كتابخانه در روزگار باستان به سومريان، بابليان، آشوريان و مصريان نسبت داده مي شود.
سومريان، در حدود ۲۷۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح كتابخانه هاي شخصي، مذهبي و ذولتي بر پا كرده بودند و مشهور است كه كتابخانه تلو  مجموعه اي متجاوز از ۳۰۰۰۰ لوح گلين  داشته است. بابليان كه تمدن سومريان را به ارث برده بودند، سبك نگارش و سرشت مواد نوشتني را حفظ كردند و مهم ترين كتابخانه در آن زمان كتابخانه بورسيپا  بود. اما كتابداري به منزله يك پيشه به دوران آشوريان باز مي گردد. آشور بانيپال، پاادشاه آشوري كه از ۶۶۸ تا ۶۲۶ قبل از ميلاد مي زيسته، نخستين مفسر كار كتابدار در نظر گرفته مي شود. تمدن باستاني مصريان همزمان با تمدن هاي سومريان، بابليان و آشوريان شكوفا شد. اما، مصريان از نظر شكل كتاب و مواد نوشتني با آنها تفاوت بسيار داشتند. ماده نوشتني آنها برگ پاپيروس بود، از قلم مو مانندي به منزله ابزار نگارش استفاده مي كردند. مصر باستان كتابخانه هاي بي شماري، از قبيل كتابخانه هاي شخصي، معبدي و بايگانيهاي دولتي داشت. 
اما كتاب در اسلام، خود داستاني ديگر دارد: آغاز پيام وحي با فرمان خواندن، سوگند خوردن به قلم كه نمادي است براي نوشتن، فراخوان مكرر به تعليم و تعلم، پافشاري به كتابت، رويكرد گسترده پيروان آيين اسلام به فراگيري خواندن و نوشتن، همه و همه نمودهايي از اين گذشته است. به اينها بايد مصحف نويسي را نيز افزود كه خود فصلي پردامنه و درخور پژوهشي مستقل است. زيرا اهتمام ويژه مسلمانان به قرآن آنان را وا داشته است تا ظريفترين و دقيقترين ارايه ها را در نگارش و تزيين اين كتاب آسماني به كار گيرند.
مسلمانان از اواخر قرن دوم هجري به جمع آوري كتب علاقه زيادي نشان داده اندف اما دقيقاً معلوم نيست كه آغاز تشكيل كتابخانه به كدام سال و كدام شخص باز مي گردد. آن چه كه مشخص است اين كه كتابخانه هاي عمومي پديده اي متعلق به قرن چهارم هجري مي باشد. خزانه الحكمه ها كه پيش از دارالعم ها به وجود آمده بودند، به معني واقعي كلمه، عمومي به شمار نمي رفتند.۲
مداركي وجود دارند كه حكايت از ايجاد كتابخانه هاي مساجد در قرن چهارم هجري دارند. در همان حال ممكن است كه آغاز كتابخانه هاي شخصي به شكل محدود آن مربوط به قرن سوم هجري باشد. 
كتابخانه هاي جهان اسلام به چهار دسته تقسيم مي شوند:
الف- كتابخانه هاي شخصي
ب – كتابخانه هاي مساجد
ج- كتابخانه هاي عمومي
د- كتابخانه هاي نيمه عمومي 
اين طبقه بندي تكيه بر بنيان گذاران و استفاده كنندگان از كتابخانه دارد. در كتابخانه خاي شخصي عمومي و نيمه عمومي بنيان گذاران افراد خاصي بودن و تنها ميزان استفاده كنند گان آنها را از جدا مي كنند. درحالي كه در كتابخانه هاي مساجد بنيانگذاران خاصي را نداريم. 
الف: كتابخانه هاي شخصي 
به آن دسته از كتابخانه ها گفته مي شود كه علما و دانشمندان براي استفاده‌هاي شخصي تاسيس مي كردند. مي توان گفت كه در ميان علماي شيعه – مثل علماي ساير مذاهب – بر پا داشتن كتابخانه هاي شخصي امري مرسوم بوده است اما دقيقا نمي توان مشخص كرد كه اولين كتابخانه شخصي را چه كسي پديد آورد و يا تعداد آنها چقدر بوده است. در ميان علماي شيعه كه داراي كتابخانه هاي شخصي بر جسته اي بودند مي توان از : محمد بن مسعود عياشي سيد رضي سيد مرتضي شرف الدين محمد و شيخ طوسي نام برد. 
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر

كتاب و كتابخانه در تمدن از درجه و جايگاه ويژه و والايي برخوردار بوده است. اين جايگاه بيشتر ناشي از تعاليم مكتب اسلام اس۰ت. اسلام؛ مكتب علم و دانش، و مسلمانان را به دانش اندوزي توصيه مي كند. احاديث و روايات بيشماري از نبي اكرم و ائمه عليهم السلام- درباره فضايل علم و دانش كه از طريق كتاب و كتابخانه منتقل مي شوند، وجود دارد.

با توجه به عنايت خاصي كه مكتب اسلام به علم و دانش داشته است و راه بهروزي و سعادتمندي را از آن علما مي داند، بديهي است كه توجه به كتاب به عنوان ابزاري با ارزش براي انتشار علوم در خور توجه و دقت است و نبايد فراموش كرد كه معجزه پيامبر اسلام خود، كتاب است و در دومين سوره قرآن كريم در ابتدا به كتاب اشاره دارد. ” ذالك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين” (بقره، ۲).

اگر چه در روزگاران قديم، كتاب همچون زمان حال گسترش پيدا نكرده بود، و افراد با سواد و كساني كه مي توانستند بنويسند و بخوانند قشر وسيعي از جامعه نبودند، اما مسلمانان به ويژه در رابطه با اعتقادات ديني خود مبني بر حفظ و نگهداري قرآن كريم از دستبرد حوادث روزگار و ثبت و ضبط آنچه از پيامبر اسلام مي شنيدند، خود را موظف به نگارش مي دانستند و بر حفظ و نگهداري آنها مراقبت مي كردند.

مسلمانان هر چه از زمان پيامبر دورتر مي شدند، خود را به نگارش و ثبت و ضبط وقايع نيازمند تر مي ديدند و پا به پاي تكامل خط و به همراه حفظ و ضبط قرآن كريم و آثار پيامبران و معصومين براي كسب اطلاع و آگاهي از اندوخته هاي اقوام ديگر نيز، تلاش وافر مي نمودند.

  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با آنكه هنر ايران در طي تاريخ تحت تاثير شيوه‌هاي گوناگون ساير كشورها قرار گرفت هميشه اين سه خصوصيت در آن باقي ماند: ۱ـ ذوق به رنگهاي تند؛ ۲ـ تمايل به ريزه‌كاري ۳ـ تصرف در نقوش در طبيعت شيوه نگارگري در اين دوران در آغاز مشابهت زيادي به رنگ و روغني‌هاي دوران زند داشت و بسياري از نقاشان دربار زنديه دربار فتحعلي شاه نيز نقاشي مي‌كرده‌اند بيشترين اختلاف نقاشيهاي قاجار و زند در رنگهاي اين تصاوير است رنگهاي غالب نقاشيهاي «رنگ روغن»‌ دوران زنديه سبز و رنگهاي هماهنگ با آن بود كه در تصاوير رنگ و روغن قاجاري به سرخهاي مختلف بدل شد. 
چهره انسان در اين تصاوير نسبتاً‌ سخت است كه با كمي سايه در زير گردن و روي گونه‌ها كه در حالت واقعي‌تر به آن بخشيده است. ديده ذهني نگارگران گذشته تا حدودي در اين تصاوير حفظ شده است به گونه‌اي كه تمام چهره‌ها شبيه هم و در حالات گوناگون به صورت بي‌اعتنا تصوير شده‌اند چشمان درشت خمار، ابروهاي كماني، چهره سه رخ بيضي، ‌موهاي بند چين چين و مواج باقته جغه و مرواريد، دستان ظريف حنا بسته، كمر باريك و سرين بزرگ وجه مشترك زنان اين تصاوير است كه بيشتر در حال رقص و نوازندگي و ساقيگري هستند.»۱
«يك ظرف نقره‌اي بسيار نفيس و زيبا ، به شكل يك الهه متعلق به دوران ساسانيان در موزه كرملين وجود دارد كه صورت اين الهه قسمت مدور ظرف را شكل مي‌دهد و زيبايي آن بيانگر سليقه‌ي سامانيان در پسنديدن زنان زيباست. جالب توجه آنكه، نزديك بودن توصيفات زيبايي شناسانه از زن در اشعار دوره‌ي اسلامي به صورت الهه است چشم بادامي، لبهاي سرخ، و ابروهاي كماني. همچنين فرم صورت همچون قرص ماه است صورت دختران ترك چنين شكلي داشته و شاهزادگان ساساني با انگيزه‌هاي سياسي با دختران ترك ازدواج مي‌كردند و در زمان قاجاريه اكثر زنان علاقه‌مند به ابروهاي پهن، بلند، پيوسته و مشكي بوند. مردان نيز معمولاً‌ ابرو و ريش خود را با حنا و وسمه رنگ مي‌كردند تا درخشش بيشتري بيابد. عكسهاي فتحعلي شاه با ريش بلند و براق نمونه مناسبي بر اين ادعا است استفاده از وسمه تا ابتداي قرن ۱۴ هجري (۱۹ ميلادي) متداول بود كه با ورود مدهاي غربي به دربار قاجار كم كم به فراموشي سپرده شد.»۲
«مردان نيز با چشمان درشت، ابروهاي كماني پيوسته، موهاي تنك و كوتاه و بيشتر با ريش بلند و لباس و كلاه قاجاري، شبيه به هم تصوير شده‌اند و براي مثال در اين نقاشيها فتحعلي شاه با ريش بلند خال گوشة لب و تاجي كه بر روي سرش قرار دارد شناخته مي‌شود نقاشيهاي بزرگ روغني قاجاري در دوره فتحعلي شاه بسيار مورد توجه بود و با دقت و حوصله زياد پرداخته مي‌شد و 
اكثر تصاوير با سطوح بزرگ، دامن لباسي، پشتي و فرش با حاشيه‌هاي گوناگون، گلهاي ريز و مرواريد تماماً‌ تزئين مي‌شدند.

۱ـ تاريخ نگارگري در ايران ـ سيد عبدالمعيد شريف‌زاده
۲ـ مقاله هفت قلم آرايش ـ‌ لوازم آرايشي ايرانيان ـ ترجمه مژگان محمديان نميني
تزئينات تابلوهاي نقاشي دوره محمد شاه نسبت به دور فتحعلي بسيار كاهش يافت و براي زينت سطوح بزرگ لباس و فرش و پشتي اغلب از چند حاشيه باريك بهره برده مي‌شد. رنگها در دوره فتحعلي شاه شفاف بود و با دقت در خطوط مشخص از هم جدا مي‌شد. رنگهاي دوره محمد شاه كدرتر و استفاده از آنها آزادتر و در نتيجه در هم آميخته و به تدريج محو مي‌شد. تعداد شخصيتها در تصاوير دوره محمد شاه در مجموع بيشتر از نقاشيهاي پيش از آن است در نقاشيهاي دوره اول قاجار افزون بر تاثيرات نقاشي غربي در نزديكي شدن به واقعيت گاه مناظر و دورنما و گاهي نيز با لباسهاي غربي را در اين تصاوير مي‌بينيم كه به ويژه دوره محمد شاه بيشتر است. »۳
«عكس‌هاي مونتا بوته عضو هيئات ايتاليايي در ايران، سند تاريخي مسحوركننده‌اي است. وي عكس‌هايي از مناظر شهرها ابنية تاريخي و كاخها بدست داده است كه گرچه در اين عكسها زنان ديده نمي‌شوند طبقات مختلف اجتماع؛ پادشاه شاهزادگان صاحب منصبان حكمرانان ايالات درباريان خواجگان حرمسرا و حتي مردم عادي آنها»۴ 
«عدم وجود سايه روشن و حجم‌نمايي و فقدان تناسب نوآوري و هم چنين تقليد و عدم اصالت از ويژگيهاي دوره قاجار است. در واقع يكي از عوامل افول در نگارگري اين دوره تمايل به تقليد است؛ تقليدي صرف و مكرر در پرداخت نقشها به تبعيت از يكديگر در بيش از چهار دهه به نحوي كه اين تقليد و موضوعات مورد استفاده رنگي تازه به خود گرفته تكنيك كار نقاشان بر محور 
۳-(۱-همان)
۴ـ ايران عضو قاجار از نگاه لوئيجي فونتابونه ـ ‌دكتر محمد ستاري ـ استاد يار پرديس هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران.
مشخص نگارگري دربار فتحعلي شاه مي‌گردد. در اين دوره رنگهاي بي‌جان، تزئين يكنواخت و نگارگران بدون ارائه تفكر، گرفتار نقش و رنگهاي تكراري بودند. ۴ـ هنر نقاشي دوره قاجار و منيع‌الملك ۵ ـ برخي محققان ايران، دوران قاجار را سرزمين نقاشي‌ها ناميده‌اند چرا كه در اين دوران، نقاشي‌هاي ديواري و تابلوها در تمام نقاط كشور در منازل اعياني تا قصرهاي قاجاري پراكنده بودند چنان وسعتي كه در هيچ زمان ديگري سابقه نداشته است از اين رو مي‌توان گفت نقاشيهايي با اين وسعت و كثرت چه از نظر تعداد و چه از حيث ابعاد، در ديگر ادوار هنر ايران ديده نمي‌شوند در اين دوره نقاشيها جزيي از بدنه ساختارهاي درباري، دولتي و منازل اشرافي بوده‌اند كه در گوشه و كنار كشور ساخته مي‌شدند و موضوع آنها : «تاريخي ، ادبي، اساطيري، شكار، جنگ، پرتره و موضوعات مذهبي بوده كه اغلب به اندازه طبيعي ترسيم مي‌شدند گاه اين اشتياق ثبت تصاوير در كنار نقش برجسته‌هاي ساساني جلوه‌گر شده است» و نكته برجسته اينكه، براي اولين بار نقاشي ايراني در قيد سنتيهاي شرق دور، با چشم بادامي و صورتهاي مدور آزاد شده و چهره‌ها كاملا‌ً ايراني‌اند در تشريح اين گذار سنن مكاتب قبلي به سبكي جديد كه آن را مي‌توان سبك دربار قاجار دانست، برخي محققان چنين تفسير نموده‌اند كه در دوران صفويه، هنرمندان درك مي‌كردند كه سبك متداول رضا عباسي و پيروان او مجالي به ابداع و تجرد نمي‌داد، همچون قرون گذشته، توجه هنرمندان براي الهام گرفتن به منابع خارجي معطوف شده با اين تفاوت كه در سده هفدهم (يازدهم هـ . ق ) منبع الهام اروپا بود نه چين بدين نمود در دوران قاجار و به خصوص در عهد فتحعلي شاه، نقاشي ديواري متعددي پديد آمدند كه متاسفانه اكنون تعداد اندكي از اين نقاشيها ديواري در مكان اصلي بر جا مانده‌اند از بسياري نقاشيها تنها تنها عكسهايي پراكنده باقي مانده و برخي همچون نقاشيهاي كاخ نگارستان جابه جا شده و قطعات آنهادر خزانه كاخ موزه گلستان نگهداري مي‌شدند نقاشيهاي كاخ سليمانيه از جمله آثار معدود بر جا مانده در مكان اصلي خود است از جهاتي منحصر به فرد به شمار مي‌آيد. اين نقاشيهاي ديواري نمونه بارز و يگانه‌اي از نقاشي قاجاري‌اند. تركيب‌بندي متقارن و ايست با عناصر افقي و عمودي و منحني، سايه‌پردازي مختصر در چهره و جامعه، تلفيق نقشمايه‌هاي تزئيني و تصويري، رنگ تزئيني محدود با تسلط رنگهاي گرم به خصوص قرمز.
از جمله ويژگي اين آثار هستند در نقاشي قاجار ، شبيه‌سازي فداي ميثاقهاي زيباي استعاري و جلال و رفتار ظاهري مي‌شود مردان با ريش بلند و سياه، كمر باريك نگاه خيره، دستي بر سرشان كمر و دست ديگر بر قبضة خنجر و عموماً افراد به واسطة‌اشياء معرفي مي‌شود.» ۵
«از مقايسه دو تكچهرة‌ به تصوير درآمده توسط شباشي هر دوره بهتر درك مي‌شود تكچهره فتحعلي شاه به قلم ميرزا بابا به تاريخ ۱۲۱۳ هـ . ق ۱۷۹۸ م به اندكي پس از تاجگذاري به تصوير در آمده و ديگري نقاشي كمال الملك از چهره ناصرالدين شاه كه تنها چند سال قبل از مرگش در تاريخ ۱۳۰۷ هـ . ق ۱۸۸۹ كشيده شده تعلق اين دو اثر به دوره مختلف از همان برخورد نخست آشكار مي‌شود اين دو تصوير اساساً‌ با دو تعبير مختلف «تصويرپردازي شاهانه» ‌و شيوه هنرمندانه از هم متمايز هستند كه فتحعلي شاه در شوكتي شاهانه و كاملاً‌ شرقي و ناصرالدين شاه در هيأت رسمي و نظامي اواخر قرن نوزدهم اثر ميرزا بابا به لحاظ تكنيك، اندازه و ابزار و سبك ادامة‌ سنتي است. كه در ربع دوم قرن هجدهم در زمان فرمانروايي خاندان زند در ايران شكوفا گشت در حالي كه نقاشي 
كمال‌الملك به سبكي از نقاشي تعلق دارد كه در ربع سوم قرن نوزدهم از اروپا وارد ايران
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سرزمین هند از جمله کشورهایی است که تمدن با سابقه ای داشته و وجود ادیان بودائی و هند و … باعث شده بود انواع معابد و پرستشگاهها ساخته شده و به دلیل قرار گرفتن این کشور در مسیر جاده ابریشم، از روزگاران قدیم مورد توجه تجار و بازرگانان باشد. در این میان ایرانیان سهم زیادی در ارتباط با هندیان به خود اختصاص داده بودند به گونه ای که مطالعه ریشه های زبانی و فرهنگی هندیان، جای پای ایرانیان را به وضوح نشان می دهد. این نکته در دوره اسلامی نمود بیشتری پیدا می کند. نفوذ زبان فارسی در زمان با بریان در هند به اوج می رسد و در این دوره، زبان فارسی، زبان اصلی دربار محسوب شده و شاعران و ادیبان پارسی گوی به تعداد زیادی افزایش می یابد. زبان اردو که لبریز از واژه ها و لغات فارسی است، در نتیجه اختلاط زبانهای فارسی و هندی بوجود آمده است.
زبان و خط فارسی در هند چنان ریشه دوانده بود که شاعری چون اقبال لاهوری هم به فارسی و هم به هندی شعر می سروده است. نیز در نتیجه این روابط سبکی به نام هندی در تقسیم بندی شعر و ادب ایران بوجود آمد و اکثریت سرایندگان اشعار هندی (سبک هندی)، در هند اقامت داشته و تحت تأثیر آنها قرار گرفته اند. اولین حکومت اسلامی در هند توسط غزنویان ایجاد شد. سلطان محمود غزنوی در قرن پنجم به هند هجوم آورد و معبد بزرگ سومنات در گجرات در نزدیک بمبئی را ویران نمود. وی به علم و هنر علاقه داشت، به همین خاطر با ورودش به هند، نویسندگان و بزرگانی چون ابوریحان را با خود همراه کرد. ابوریحان تحقیقات و بررسی هایی که درباره فرهنگ، زبان، ادبیات، اعتقادات و آداب و رسوم هندیان انجام داده بود را در کتاب خود با  نام تحقیق ماللهند جمع آوری کرد و فرخی سیستانی که در آثار خود از خاطرات سفر با سلطان محمود غزنوی و فتح سومنات سخن می گوید، از جمله کسانی است که همراه سلطان غزنوی مدتی در هند اقامت داشته است.
بیشتر آثار مورد مطالعه غزنویان در افغانستان است و اطلاعات موجود بیشتر از طریق کتب و نگارشاتی است که توسط جهانگردان، شاعران، نویسندگان و محققان آن عهد مرقوم شده است.
به طور کلی دوره ا سلامی هند را می توان به دو بخش تقسیم کرد: یکی قبل از مغولها و دیگری مغولها.
در دوره اول تأثیرپذیری در معماری و  هنر، بیشتر تحت تأثیر هندیان بوده اما دوره بعد یعنی زمان مغولان بابری، تأثیرات  ایرانی هویداست.
غوریان
دومین سلسله اسلامی در هند، توسط ترکمنهای غوری ایجاد شد. قطب الدین ایبک، سردار ترک به هند حمله و رشد و با شکستن حصار بزرگ لعل کوت، اقتدار خود را بر هند تثبیت کرد. سلطان قطب الدین به هنر و فرهنگ علاقمند بود و بناهای زیادی از خود به یادگار گذاشت. در دربار وی، شاعران و هنرمندان زیادی گرد آمده بودند. امیر خسرو دهلوی از شاعران معروف این عهد است که به طوطی هند معروف بود. در قلب افغانستان منطقه ای به نام غود وجود داشت که از همین نقطه، غوریان بر مناطق وسیعی از دریای خزر تا شمال هند دست یافتند. در دوره غوریان، ثبات اسلامی در هند بیشتر می شود. اگرچه در دوره های مختلف حکومتهای اسلامی در هند، راجپوتها (حکومت هندی) در بخشی از مناطق هند حکومت می کردند.
مسجد قوه الاسلام: که قطب الدین  نیز نامیده می شود از شاهکارهای هنری غوریان ترکمن است. بیشتر شهرت این بنا به مناره بلند ۵/۷۲ متری آن است که در قسمت فوقانی بارکتری شده و در فواصل معینی، ایوانهای راهرو مانند باریکی به صورت حلقه های افقی در آن مناره مذکور پنج طبقه تعبیه شده و هر طبقه رو به بالا دارای قطر کمتری است و با شیارهای عمودی تزئین شده است و نیز با کتیبه های تزئینی و خطوط کوفی و نسخ زینت یافته است. خطوط بکار رفته در مناره و شمایل کلی آن، برجهای ایرانی گنبدکاووس، برج مقبره ای مراغه، رادکان یزد و طغرل در شهر ری را به یاد می آورد. مسجد قوه الاسلام دارای گنبد بوده و به جای حجاری و نقاشی خدایان که ویژگی هند باستان را در معماری تشکیل می داده، کتیبه و علائم دینی اسلام نمود پیدا می کند.
اتفاق سنگ سرخ و مرمر از ویژگی های معماری هند است که در بیشتر بناها رعایت شده است. نیز ساخت مقصوره به صورت مشبک و با شیشه های قرمز و سنگ و مرمر رواج داشته است.
 
نگاهی به تاریخ و فرهنگ و ادب در دوره بابریان (گورکانیان)
ظهیرالدین بابری از نوادگان امیر تیمور گورکانی با پشتیبانی شاه اسماعیل صفوی هند را به تصرف درآورد. وی با قدرتی هر چه تمامتر، سلسله بابریان یا گورکانیان هند را تأسیس نمود و پس از او نوادگان وی به ترتیب: همایون، اکبر، جهانگیر، شاه جهان و اورنگ زیب، علم حکومت هند را در دست گرفتند. ظهیرالدین دست پرورده ایران بود و پسر او همایون نیز بر اثر جنگی که توسط شیر شاه انجام گرفت، برای مدت پانزده سال به ایران صفوی پناهنده گردید و پس از آن با همکاری شاه طهماسب صفوی، سکان حکومت هند را مجدداً در دست گرفت. حضور پانزده ساله مایون در دربار صفوی موجب آشنایی با شاعران، نویسندگان،  محققان، دانشمندان، معماران، نقاشان و خوشنویسان گردید و پس از ورود به هند، خیل زیادی از قافله علم و ادب و هنر را با خود همراه کرد و تمدنی در هند بوجود آورد که سلسله بابریان را از نظر فرهنگی و هنری شهره آفاق نمود. دوره بابریان در هند، بزرگترین دوره اسلامی در این سرزمین محسوب می شود.
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۷    کد محصول : ۱۸۵۴۱    حجم فایل : ۳۵۵ کیلوبایت   

عنوان مقاله: طرح اشیاء در تمدن اسلامی

فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به شرح زیر است:

● مقدمه
● فرش ایران
● فرش ایران در دوران پهلوی
● تاریخ فرش پهلوی
● قاجار
● زندیه
● افشار
● صفویان
● تیموریان
● ایلخانیان
● سلجوقیان
● قرون اولیه هجری پس از نفوذ اسلام وحکومت خلفای عرب
● ساسانيان
● اشکانیان
● فرشبافی در دوره هخامنشیان
● دوره مفرغ

در مقدمه این مقاله نیز چنین می خوانیم:
"فرش ایران بر آمده از هنر اصیل و قدمت آداب ها و رسوم های زیبای ایرانی می باشد. فرش هایی ایرانی با نقوش و تزئینات خیالی باغ گونه خود به جان و روح انسان ، توان زندگی را هدیه می کند.
با توجه به مطالعات انجام شده توسط محققین و کارشناسان هنری، اولین فرش یافت شده به نام پازیریک به ایران و بافنده ایرانی اختصاص دارد. پس این هنر در مملکت و سرزمین ما دارای اعتبار و اصالت خاصی می باشد.
فرش ایران در دوران های مختلف و زمان های گذشته دارای تاریخ و اتفاق هایی می باشد که اطلاع داشتن از آنها باعث می گردد تا به اصل هنر، قدمت هنر و به خدای عشق هنر برسیم.
در این مجموعه به بررسی هنری و اقتصادی فرش ایران در ادوار مختلف می پردازیم تا بیشتر بدانیم و قدردان این هنر و دستان توانمند راهی آن باشیم."

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.

 


عتیقه زیرخاکی گنج