• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 همانگونه كه مي دانيم آثار باستاني و ميراث فرهنگي يك كشور بيان كننده و فرهنگ هويت يك ملت مي باشد و فرهنگ نيز به عنوان پديده اي پويا، از اساسي ترين جنبه هاي حيات اجتماعي هر جامعه مي باشد. در حقيقت همانگونه كه افراد شخصيت و هويت خاص خود را دارند چنانچه جامعه را موجودي حقيقي بنگاريم و نه اعتباري، فرهنگ، شخصيت و هويت جامعه را معرفي و مشخص مي نمايد پس بررسي شيوه هاي زندگي و چگونگي چهره بي تاريخي مردمي كه هزارها سال است در عرصه معيني از زمين به سر مي برند و يكي از با نام و نشان ترين و پايدارترين فرهنگهاي جهاني را به خود اختصاصش داده اند كار ساده اي نيست.
بدين قرار هر قدر كه بداهتاً نام ايران مشخص از نام و خصوصيات ممتاز عناصر انساني مغالي باشد كه در زمانهائي بين سه تا چهار برار سال بيش بدين مملكت پاي نهاده اند مسلم است كه ساكنان كنوني كشور بدون استثناء از ميراثهاي مشترك همه مردمي برخوردارند كه از كهن ترين روزگاران تا حال در آن به سر برده اند و آثار ماندني بيشماري در عرصه هاي مختلف حيات فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، نظامي، و…. بر جاي نماده اند. 
فرضيه هاي تحقيق:
۱- آيا رابطه معناداري بين ضعف توريست و اشتغال وجود دارد؟
۲- آيا رابطه معناداري بين آثار باستاني و جذب توريست وجود دارد؟
۳- آيا ربطه معناداري بين فرهنگ يك ملت و جذب توريست وجود دارد؟
۴- آيا رابطه معناداري بين تاريخ و فرهنگ يك جامعه وجود دارد؟
ضرورت تحقيق:
از چند جهت ارائه اين تحقيق لازم است:
۱- از جمله ضروريات امر را اينگونه مي توانيم بيان كنيم كه فرهنگ هر كشور ريشه در آثار باستاني و ارزشهاي فرهنگي آن دارد.
۲- بتوانيم با ارائه اين تحقيق مشكلات موجود بر سر راه جذب توريست را بررسي نمائيم.
۳- در صورت شناخت مشكلات راه حلي براي آنان پيدا كنيم.
۴- چون كشور ما سابقه اي چند بزار ساله دارد و براي آثار باستاني متعددي مي باشد پس به مراتب جذب توريست بايد افزايش يافته باشد نه كاهش.
هدف تحقيق:
كارها را انگيزه ها پيش مي برند و انگيزه نگارنده از اين تحقيق نيز يك نگراني و راهكارهاي مناسب جهت استفاده بهينه از ميراث فرهنگي مي باشد. نگرانيها  غالباً پيامتد تجربه هاي تلخ است. با دريغ بايد گفت كه در نيم قرن اخير بسياري از جلوه هاي هستي فرهنگي از يكسو آماج بدسگاليهاي بيگانگان و از ديگر سو، دستخوش برخي ندانم كاريهاي خود باختگان و بي خردان بوده است. در اين رهگذر بسياري از آثار و پديده هاي زندگي پيشينيان ما كه مي توانست مايه سرفرازي امروزيان باشد از ميان رفت. اين آثاركه امروزه مي توانست در جذب توريست نقشي مهم داشته باشد متأسفانه از ميان رفته است و همانطور كه مي دانيم يكي از راههاي نگهداشت هويت فرهنگي مردمان و سرزمينها، شناساندن ارزشهاي آن است و كشور ما با سابقه چند بزار ساله و آثار فرهنگي متعدد مي تواند سياهان و جهانگردان را به سمت خود جلب و جذب نمايد تا علاوه بر منافع اقتصادي، هويت فرهنگ و ارزشهاي فرهنگي را نمايان كند.
مشكلات و محدوديت ها:
كار تحقيق ناشناخته هاست بديهي است كه در اين وادي مسائل و مشكلات عديده اي نهفته است كار محقق نيز در واقع غلبه بر مشكلات و تنگناهاي موجود است تا اينكه سرانجام ناشناخته و يا سوال مطروحه به پاسخي كارآمد و مفيد منجر شود. در اين تحقيق، با توجه به ماهيت و اهداف والاي آن، مشكلات نسبتاً زيادي وجود داشت كه برخي از آنها به شرح زير مي باشد:
كمبود شديد منابع اطلاعاتي مكتوب و نتايج تحقيقات مرتبط قبلي 
تنگناهاي زماني و مالي كه امكان توسعه جامعه مورد و بررسي و ورود به عمق بيشتر خصايص مورد اندازه گيري را مانع مي گرديد.
كمبود وقت نيز عادل ديگري در اين رابطه بود.
واژه ها و اصطلاحات اين تحقيق:
ميراث فرهنگي: آثار بجامانده از پيشينيان كه نشانه فرهنگ، اصالت و هويت چند بزار ساله ماست. 
توريست: سياحان و جهانگرداني كه از ديگر كشورها جهت آشنائي با ميراث فرهنگي و آثار باستاني كشور ديگر به آن كشور مي روند.
فرهنگ: ادب و تربيت، دانش، علم و معرفت و مجموعه آداب و رسوم
فصل دوم
ادبيات تحقيق
تاريخچه موضوع:
بررسي شيوه هاي زندگي و چگونگي چهره هاي تاريخي مردمي كه هزارها سال است در عرصه معيني از زمين به سر مي برند و يكي از با نام و نشان ترين و پايدارترين فرهنگ هاي جهاني را به خود اختصاص داده اند كار ساده اي نيست. به ويژه كه اگر چنين مردمي در درازاي عمر پرزحمت شود مخاطره هاي بسياري را از سر گذرانيده باشند و محيط موصوف و مسكن مألوف آنان نيز در عمر هيچ شكي از دستبرد هجوم هاي مكرر خارجيان و اغتشاش هاي كوچك و بزرگ داخلي بركنار نمانده باشد.
بدين قرار هر قدر كه بداهتاً نام ايران مشتق از نام و خصوصيات ممتاز عناصر انساني فعالي باشد كه در زمانهائي بين سه تا چهار بزار سال پيش بدين مملكت پاي نهاده اند مسلم است كه ساكنان كنوني كشور بدون استثناء از ميراثهاي مشترك همه مردمي برخوردارند كه از كهن ترين روزگاران تا حال در آن به سر برده اند و آثار ماندني بيشماري در عرصه هاي مختلف حيات فرهنگي، اقتصادي، سياسي، نظامي، اجتماعي و… بر جاي نهاده اند. 
ايران چگونه پديد آمد؟
مقصود از ايران، حتي در مفهوم فلات و نجد، گسترده و ميدان جغرافيائي خاصي نيست كه فرهنگ ايراني در آن رواج دارد، چه اين خود ميداني همواره گسترده بوده است بلكه كليت يكپارچه اي است كه در هر دو سايه نهاد سياسي مسلط متبعث از آن كه همان نهاد دولت باشد قرار گرفته است. بدين سان و بنا به تعريف فلسفي و جامعه شناختي ملت ايران به عنوان كلي يكپارچه همواره با بعد مكمل خود يعني دولت ايراني كه مشتركاً در شرايط تاريخي خاصي پديد آمده اند بر روي هم ايران را پديد آورده اند و همراه با جغرافياي تاريخي مربوط كشور ايران را ايجاد كرده اند.
بزاره ها پيش از آنكه ملتي و دولتي و كشوري به نام ايران وجود داشته باشد، تيره ها و قبيله هاي بسياري كه داراي زبان و فرهنگ ايران بودند را در بر مي گرفت.
نام ايران:
با آنكه علي الظاهر لفظ ايران از نام آخرين اقوامي كه براي سكونت دائم به اين كشور آمده اند استقاق يافته، تفحصي مختصري در تحول لغوي آن بي فايده نمي نمايد. قديمي ترين نشانه اي كه از نام سرزمين آريائي ها باقي مانده در اوستاست كه اسامي شانزده كشور مسكن اقوام مزبور را بيان مي كند كه به تعدادي از آنها اشاره اي داريم:
۱- آيران وراج ت ملكت اريانها ۲- باخذي= باختر ۳- وهژگان = گرگان ۴- رگ= ري۵- سخر يا چخر = شاهرود
صرف نظر از اطلاق نام « ايران و بيج» يا « ايران ويژه» بر منطقه اي از سرزمينهاي مسكوني اين اقوام، آنچه از تفضيل زندگي آنها بر مي آيد اين است كه ايرانيان نواحي شرق فلات كه سرزمين مشترك خويش را ترك گفته بودند بعدها با شوق و حسرت از آن ياد مي كردند و محل تجمع اوليه اقوام آريائي را در صفحات مختلفي چون آسياي مركزي، تركمنستان، شمال قفقازيه، شبه جزيره كريحه، اروپاي شمالي و برخي ديگر از نواحي نيمكرده شمالي دانسته اند.
اشارت ديگري كه در بايست است، اين است كه سرزمين ايران در خلال هزاره هاي متمادي نام و هويت تاريخي خود را حفظ كرده علي رغم همه پيشامدهاي سوء و حوادث ناموافق، كماكان به صورتي واحد، زنده و مستقل و بر سر پا باقي مانده است. 
فرهنگ:
فرهنگ يك قوم يا ملت، به مثابه شخصيت يك فرد، بيانگر هويت جامعه و تعيين كننده نحوه احساس، انديشه و رفتار اعضاي جامعه است. در واقع فرهنگ تجلي ارزشي و بيانگر كيفيت زندگي اجتماعي مردم يك جامعه محسوب شده و از اين رو عنايت به آن از اهميت بسزائي برخوردار است. در اين زمينه، امام خميني در مورد جايگاه و نقش فرهنگ مي فرمايند:
« بي شك بالاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه، هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مي دهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهاي اقتصادي، سياسي، صنعتي و نظامي قدرتمند و قوي باشد ولي پوچ، پوك و ميان تهي است. اگر فرهنگ جامعه اي وابسته و متأثر از فرهنگ مخالف باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه، به جانب مخالف گرايش پيدا مي كند و بالاخره در آن مستهلك مي شود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مي دهد.» در دنياي امروز مطرح شدن و پرداختن به مسائلي نظير اشاعه فرهنگي، تمام فرهنگي، تأخر فرهنگي و تجدد فرهنگي، فرهنگ ديني، پويائي فرهنگي و هدايت و مديريت امور فرهنگي و نظاير آن به ايجاد يا توسعه سازمان ها و مراكز مختلفي منجر شده كه بر اساس اهداف و وظايف خويش، به بحث و بررسي، هدايت  برنامه ريزي و سياستگذاري درباره اين مهم مي پردازند. 

عتیقه زیرخاکی گنج