• بازدید : 39 views
  • بدون نظر

تعداد صفحات :۹۵ فرمت فایل : ورد با قابلیت ویرایش متن
هر عضو سازمان به دلیل نقشی كه در آن ایفا می كند از جایگاهی خاص برخوردار است و مدیر به عنوان كارگردانی محسوب می شود كه علی رغم این كه ممكن است در تمام زمینه ها تخصص نداشته باشد، اما باید توانایی و مهارت هماهنگ سازی فعالیت های تمام اعضا در جهت رسیدن به اهداف تعیین شده را دارا باشد بنابراین توفیق عملكردهای مدیریتی در گرو همدلی و همكاری تمام اعضای سازمان می باشد.

تعریف مدیریت

تعاریف مدیریت غالباً اصالت را یا به فرد و گروه اجتماعی و یا به سازمان می دهند. برای مثال: ” فالت ” (Follett) مدیریت را ” هنر انجام دادن كار به وسیله دیگران ” می داند. این تعریف نه تنها با آموزشهای نظریة نئوكلاسیك همخوانی ندارد، بلكه می تواند برای توجیه یك نظام استثماری مورد استفاده قرار گیرد. در واقع این ذهنیت فلسفی و یا دیدگاه خاص گوینده است كه تعریف او را با سوگیری مواجه می سازد. اصالت هم با فرد و هم با سازمان است ولی با توجه به نوع و ماهیت سازمان، تنها میزان اهمیت هر یك از‌ آن دو فرق خواهد كرد. با در نظر گرفتن مطلب فوق، تعریفی از مدیریت در زیر ارائه می شود: ” مدیریت عبارت از توانایی پرورش و هماهنگ سازی فرآیند های خود رهبری اعضای سازمان در ارتباط و همسو با اهداف سازمان است. ” این تعریف بر چند پیش فرض زیر استوار است:

ـ كاركنان قابلیت رشد شخصی و حرفه ای و نیز توانایی اداره كردن خویش را دارند.

ـ كارآیی و اثر بخشی سازمان در گرو رشد و در نتیجه تلاش بیشتر كاركنان است.

ـ سازمان و اهداف آن راهنمای عمل مدیریت و كاركنان است.

ـ نقش مدیر یك نقش حرفه ای است و نه صرفاً تجربه اندوزی در حین عمل.

ـ مدیریت به عنوان یك فرآیند مشاركتی در نظر گرفته شده است. فرآیندی كه نقش مدیر در آن كمرنگ است و بیشتر نقش یك پشتیبان، تسهیل گر و هماهنگ كننده را دارد.

در سالهای بین ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۰ مدیریت آموزشی را به عنوان هدایت امور و بازرسی آنها می دانستند. در این دوران معلمان بدون گذراندن دوره خاصی وارد این حرفه می شدند و وظیفة مدیر، نظارت بر كارهای معلمان، از نزدیك بود. در سال های بین ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ به مدیریت و رهبری مبتنی بر آزادمنشی توجه شد و منظور از آن ترغیب معلمان به انجام دادن چیزی بود كه مدیر مد نظر داشت. در سالهای بین ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ مدیریت آموزشی را امر و كوششی تعاونی می دانستند. به نظر آنان تمام افراد شاغل در یك مدرسه در حال رهبری و هدایت یكدیگرند. در نتیجه به جای كلمة « بازرسی » عباراتی از قبیل: « كمك متقابل »،‌ « مشورت كردن با هم »، « طرح ریزی به كمك هم » یا حتی « گفتگو كردن با یكدیگر در باب بهتركردن وضع « تعلیم و تعلم » را به كار می بردند. طبق این مفهوم، وظیفه مدیر یا رهبر آموزشی عبارت از فراهم ساختن تسهیلاتی است كه افراد بتوانند با هم به مشورت بپردازند و از تجارب یكدیگر بهره برند.

فهرست مطالب :

 عنوان :                                                                             صفحه :

تشخیص مفاهیم ………………….. ۲۱-۱

برنامه ریزی ، نظارت بر اجرای برنامه ها   26-21

ارزشیابی از دوره های آموزشی …….. ۳۹-۲۶

نحوه تهیه گزارش های مورد نیاز یک آموزشگاه    42-39

برقراری روابط انسانی و اصول ارتباطات ۵۶-۴۲

نظارت بر امور مالی آموزشگاه …….. ۶۵-۵۶

تهیه محتوای مربوط به خلاقیت و نوآوریهای مدیر ۷۵-۶۵

نحوه پیشگیری از حوادث و رعایت نکات ایمنی و بهداشت محیط کار ……………………… ۹۵-۷۵

منابع ………………………… ۹۷


عتیقه زیرخاکی گنج