• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 روانشناسی بهداشت ، در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله ؛ تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار گرفته می گيرد . در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش ، توكل و توسل به خداوند و …. برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند ، می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند ، بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد ، سلامت ساز است.
رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل توكل به خداوند ، زيارت و غيره …. می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت ، موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست ، تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند ، اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود. به همين دليل گفته می شود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی ، متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی ، احساس تعلق داشتن به منبعی والا ، اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی ، برخورداری از حمايت های اجتماعی ، حمايت روحانی و ….. همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی ، آسيب كمتری را متحمل شوند. مذهب می تواند در تمامی عوامل ، نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت ، ارزيابی شناختی فرد ، فعاليت های مقابله ، منابع حمايتی و …. سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس ، مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب ، حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه ۲۰ تا ۶۰ درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ ، توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری ، ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه ۱۶۵۰ نفری با ميانگين سنی ۵۰، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود. بر اساس مطالعات انجام شده ديگر ، بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه ۸۳۶ بزرگسال با ميانگين ۴/ ۷۳ سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی ، همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش ، ۳۶ مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر ، يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند ، ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند. مطالعات ديگر ، تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی ، نشان داده اند . به عنوان مثال ، نتايج دو بررسی نشان داد ، كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند ، اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند ، گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی ۶۴ زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی ، خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است. زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند ، در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند ، ميزان مرگ ومير ۴۲% بود ، در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند ۱۹% بود. در مطالعه ديگری ، كونينگ ، كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری ، مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در ۹ شاخص از ۱۲ شاخص سلامت روانشناختی ، نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب ۲۴ بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری ، مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با ۱۲۴پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی ۱۸ ماه بعد از مرگ كودكانشان ، ارتباط داشت. عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی ، ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی ، بين فردی ، بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد ، لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد . 

عتیقه زیرخاکی گنج